فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۸۱ تا ۱٬۷۰۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
509 - 527
حوزههای تخصصی:
آزار و اذیت بانوان در برخی از سازمان ها دیده می شود که یک نوع آن «آزار جنسی این برای آن» است. در این وضعیت آزار دهنده، که اغلب مدیر یا کارمند ارشد است، به شرط مشارکت در برخی از رفتارهای جنسی چیزی را به قربانی پیشنهاد یا وی را تهدید می کند و قربانی نیز بنا به دلایلی از بیان اتفاق خودداری می کند. هدف این مطالعه، ارائه راهکاری جهت پیشگیری از وقوع آزار بانوان در سازمان ها و ارائه راه حلی برای قربانیان پس از وقوع مشکل است. پرسش اصلی این است که چگونه می توان از وقوع آزار جنسی بانوان در سازمان ها جلوگیری کرد؟ این پژوهش سعی دارد از نوآوری اجتماعی استفاده کند، زیرا برای رفع مشکل به همکاری همه افراد مرتبط و ذی نفع نیاز است. این مسئله با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی انجام شده و مدل فرایند تغییر اجتماعی چهار مرحله ای و روش تحقیق اقدام پژوهی مورد استفاده قرار گرفت. سرانجام تعدادی راهکار فوری و راه حل اساسی پیشنهاد شد. با به کارگیری راهکارهای فوری پیگیری قضایی، سیستم شکایات داخلی، نظارت خود سازمان و راه حل های اساسی شامل فرهنگ سازی، حمایت اجتماعی قربانیان، داشتن خط مشی جلوگیری از آزار در سازمان ها و به ویژه تعهد همه ذی نفعان می توان مشکل را به طور بنیادی حل کرد. مطالعه حاضر یکی از اولین پژوهش های بررسی آزار و اذیت در سازمان هاست که از طریق نوآوری اجتماعی و تفکر سیستمی و حصول راه حل های اساسی برای رفع آن انجام شده است.
واکاوی اعتیاد مردان متاهل در یک مطالعه ی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۸۷
63 - 88
حوزههای تخصصی:
مصرف مواد مخدر به عنوان معضلی اجتماعی بسیاری از کشورها را درگیر نموده و علیرغم عوارض مصرفش، هر روز بر شمار قربانیان آن افزوده می شود.اعتیاد به انواع مواد مخدر معلول عوامل متعدد روانشناختی، جامعه شناختی، اقتصادی و فرهنگی است.به گونه ای که واکاوی و شناخت این پدیده نیازمند مطالعات چندرویکردی است و در این مجال با رویکرد جامعه شناختی موضوع اعتیاد مطالعه شده است. اعتیاد مردان متأهل به عنوان همسر و پدر خانواده ،کارکردهای خانواده را به عنوان گروه نخستین و تأثیر گذار در جامعه پذیری فرزندان مختل می کند؛ آنچنان که گاهی خانواده های بدسرپرست به عنوان الگوی ناکارآمد، آینده ی فرزندان را به خطر می اندازند.در این نوشتار با توجه به اهمیت موضوع اعتیاد و نهاد خانواده و نقش بی بدیل زوج در کانون خانواده، تلاش گردید در یک مطالعه کیفی و بر پایه نظریه مبنایی و بااستفاده از مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین، ، اعتیاد مردان متاهل به عنوان همسر و پدر خانواده مورد واکاوی قرار گیرد. روش نمونه گیری هدفمند بوده .پرسش از عوامل اعتیاد و علل گرایش به مصرف مواد مخدر، پیامدها و تبعات اعتیاد و راهبردهای مواجهه آنها با اعتیاد به عنوان سؤالات محوری تحقیق بودند .تحلیل داد ه ها و مدل پارادایمی ساخته شده حاکی از آن است که مهم ترین شرایط علی اعتیاد، خانواده ناسالم، حلقه دوستان و زیست مکان مصرف بوده است و فراموشی خانواده، پدرانگی گمشده، داغ ننگ(استیگمای) خانواده، ناامن سازی خانواده و ازهم گسیختگی خانواده به عنوان مقولات پیامدی اعتیاد مردان متأهل بدست آمده است.
ظرفیت سنجی لایحه قضایی «تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت» در تحکیم حق سلامت کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پاسداشت «حق بر سلامت» و تدارک بایسته های حقوقی به منظور استیفای آن برای کودکان، از دغدغه های نظام های حقوقی است. علاوه بر سیاستگذاری تقنینی مستقیم، راهبردهای قانونگذارانه ی فرعی از طریق وضع قوانین و مقرراتی که ابعاد جانبی تبلور حق سلامت کودکان را متأثر می کنند، مهم است. نظر به وابستگی همه جانبه ی سلامت کودکان به سلامت و امنیت مادران، لایحه اخیر «صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت» دارای نقاط قوت و ضعفی است، که تحلیل آنها از منظر اثرسنجی تصویب و اجرای لایحه (قانون)، بر کاهش بزه دیدگیِ تبعیِ کودکان از بزه دیدگی مادرانشان موضوع این مقاله است. پژوهش حاضر پس از بازشناسی نقش ارتقاء سلامت کودکان در کاهش نرخ بزه دیدگی آنها، نحوه اثرگذاری اصلاحات نظام دادرسی و جرم انگاری و پیشگیری در حمایت از زنان - موضوع لایحه مذکور – بر کاهش بسترهای آسیب پذیری فرعیِ کودکان از بزه دیدگی مادران را می کاود و پیشنهادهایی جهت اصلاح لایحه مذکور ارائه می دهد. گفتمان ایدئولوژیک لایحه مزبور، و کم توانیِ لایحه در ارائه نظم نوینی از تلفیقِ سه جنبه ی هنجارهای حقوق بشری، آموزه های اسلامی و ملاحظات خانواده ایرانی، چشم انداز موفقی از تقویت حمایت از زنان در برابر خشونت – وبالتبع، کودکانِ متأثر از بزه دیدگیِ مادرانشان از خشونت- به دست نمی دهد.
بررسی تأثیرات تبعیض جنسیتی بر میزان مشارکت پذیری زنان روستایی (منطقه مورد مطالعه: دهستان های گلمکان و رادکان شهرستان چناران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
23 - 53
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز، کسب شخصیت اجتماعی وابسته به مشارکت و خارج شدن از دایره فعالیت های شخصی در جهت توسعه امری ضروری است. از این روست که مشارکت زنان به منزله بخش مهمی از نیروی توسعه و نابرابری جنسیتی به منزله یکی از مسائل و مشکلات مهم جامعه شناخته شده است. زنان روستایی، به عنوان عناصر تأثیرگذار فضاهای روستایی، به علت ناآگاهی از حقوق خود تا حد زیادی در معرض این تبعیض قرار دارند. ازاین رو، هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیرات تبعیض جنسیتی بر میزان مشارکت پذیری زنان روستایی است. روش شناسی تحقیق توصیفی تحلیلی بوده که به صورت کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. از روش پیمایشی در قالب 116 پرسش نامه خانوار، به بررسی افراد نمونه در 10 روستا از دهستان های رادکان و گلمکان شهرستان چناران پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان داده که بر اساس آزمونt، بیشترین اثر تبعیض جنسیتی بر کاهش میزان مشارکت اقتصادی زنان روستایی با میانگین رتبه ای53 / 3 است. همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان دهنده اهمیت نسبی تبعیض جنسیتی بر مشارکت پذیری زنان است. ازاین رو، می توان گفت از آنجا که زنان روستایی در زمینه اقتصاد روستا مشارکت زیادی دارند و در زمینه های دامداری، کشاورزی، باغداری و... همپای مردان کار می کنند، در زمینه اقتصادی بیشترین تبعیض را به خود اختصاص داده اند، زیرا با وجود مشارکت فراوان در این زمینه از امکانات و مزایای اقتصادی بهره چندانی نمی برند.
بررسی تطبیقی دیدگاه اسلام و غرب در مورد مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی
حوزههای تخصصی:
زنان نیمی از جمعیت هر کشور را تشکیل می دهند. از این رو، فعالیت اقتصادی ایشان به عنوان نیمی از نیروی کار جامعه در دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی بسیار مؤثر می باشد. جوامع مختلف دیدگاه های متفاوتی را در مورد نحوه مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی دارند. در دیدگاه غرب، زنان باید بدون هیچ قید و شرطی وارد بازار کار شوند و به فعالیت اقتصادی بپردازند. نقش شغلی آنان در درجه اول اولویت قرار دارد و از نقش مادری و همسری ایشان مهم تر است. لیکن در اسلام، ضمن تأکید بر امکان مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی، بر نقش ایشان در خانواده به عنوان مادر و همسر تأکید شده است. اسلام اشتغال زنان را تحت شرایط خاصی قبول نموده است. در این پژوهش تلاش شده است این دو دیدگاه مورد بررسی قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه گردد. سپس پیامدها و نتایج این دیدگاه ها در وضعیت کنونی زندگی زنان مورد بررسی قرار گرفته است. مقاله حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده ازداده های کتابخانه ای تدوین شده است.
تأثیر ابعاد جهانی شدن بر هویت جنسیتی (مورد مطالعه: جوانان شهر آبدانان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ابعاد جهانی شدن بر هویت جنسیتی جوانان شهر آبدانان است. برای تبیین این مسئله، از نظریه گیدنز، استفاده شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعه مقطعی به شیوه پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق، شامل جوانان 29-15 ساله شهر آبدانان است. روش نمونه گیری مورد استفاده خوشه ای چند مرحله ای است. نمونه آماری بالغ بر 400 نفر است که داده ها بر اساس پرسش نامه جمع آوری شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که هویت جنسیتی در بین پسران و دختران متفاوت نیست و بین میزان بازاندیشی، ازجاکندگی، استفاده از فناوری اطلاعاتی و ارتباطی نوین، نحوه ی مدیریت بدن و میزان تغییر شکل صمیمیت با هویت جنسیتی جوانان رابطه معنادار وجود دارد. هم چنین متغیرهای مستقل پژوهش حاضر جمعاً 24 درصد از تغییرات متغیر هویت جنسیتی را تبیین کرده اند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که امواج مدرنیته و به تبع آن جهانی شدن هویت جنسیتی، جوانان شهر آبدانان را هم تحت تأثیر خود قرار داده است.
اثر ازدواج و طلاق مادر، درحق حضانت از منظر فقهای مذاهب اسلامی با رویکردی به نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۱۶)
81 - 111
حوزههای تخصصی:
از نظر مشهور فقهای امامیه ، پس از جدایی زن و شوهر، حضانت پسر تا دو سال و حضانت دختر تا هفت سال مشروط به عدم ازدواج، به عهده مادر است و این حق به محض ازدواج، ساقط می شود سپس اگر مطلقه گردد، حضانت به وی باز می گردد. اغلب فقهای مذاهب اسلامی اعم از حنفی، شافعی و حنبلی نیز فتاوی شبیه به نظر مشهور فقهای امامیه دارند اما در این بین ابن ادریس حلی از فقهای امامیه، با پذیرش اصل سقوط حضانت با ازدواج، در مورد بازگشت آن با طلاق تردید کرده و امام مالک از ائمه اهل سنت نیز نظری شبیه به آن دارد در این میان تنها حسن بصری و پیروانش، نظری اختصاصی دارند اینها به استناد دلائلی برخلاف همه فقهای مذاهب اسلامی(امامیه، مالکیه، شافعیه، حنفیه ، حنبلیه و ظاهریه) معتقدند حق حضانت با ازدواج سقوط نمی کند بنابراین فارغ از بحث از بازگشت آن بعد از مطلقه شدن هم می باشند.این امر در حقوق ایران نیز وجود دارد و علی رغم تبعیت قانون گذار از نظر مشهور فقها، به نظر می رسد وفق ادله ای نظیر آیه233 سوره بقره، قاعده لاضرر، توجه به غرض قانون گذار در باب حضانت و اصل رعایت مصالح طفل باید حکم مشهور را مورد نقد قرار داده و قول به عدم مانعیت نکاح مجدد مادر از حضانت را اقوی دانست.
اثربخشی درمانهای شناختی رفتاری گروهی و درمان مثبت نگر بر سرسختی روانشناختی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیابت نوع دو از بیماریهای مزمن و شایع است که باعث به خطر افتادن سلامت روانی افراد می شود. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمانهای شناختی رفتاری گروهی و درمان مثبت نگر بر افزایش سرسختی روانشناختی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. این مطالعه به روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد. جامعه مورد مطالعه افراد مبتلا به دیابت نوع دو شهر تهران در سال 95 96 بودند. نمونه آماری پژوهش 45 نفر (سه گروه 15 نفره) از افراد مبتلا به دیابت نوع دو بود که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. دو گروه مداخله به ترتیب در جلسات مداخله ای درمانهای شناختی رفتاری گروهی و درمان مثبت نگر قرار گرفتند و در این مدت گروه کنترل، مداخله ای را دریافت نکردند. داده ها با پرسشنامه های استاندارد گردآوری، و با کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل گردید. نتایج آزمون مانکووا نشان داد که درمان شناختی رفتاری و درمان مثبت نگر بر بهبود کیفیت زندگی و افزایش سرسختی روانشناختی بیماران مؤثر است (01/0>P). هم چنین نتایج آزمون t نشان داد در برخی از مؤلفه ها تأثیر درمانهای شناختی رفتاری گروهی از درمان مثبت نگر مطلوبتر است و تأثیر بیشتری بر بهبود کیفیت زندگی و سرسختی روانشناختی در زنان مبتلا به دیابت نوع دو دارد. به نظر می رسد درمانهای شناختی رفتاری گروهی و درمان مثبت نگر به عنوان درمان انتخابی در بهبود سطح کیفیت زندگی و افزایش سرسختی روانشناختی بیماران از اثربخشی مطلوبی برخوردار باشد؛ لذا استفاده از این مداخلات روانشناختی در محیط های درمانی پیشنهاد می شود.
ارزیابی مشارکت سیاسی زنان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و عوامل موثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت سیاسی یکی از ارکان دموکراسی است و برای سنجش میزان حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی شان از این شاخص استفاده می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تحولات کمی و کیفی ایجاد شده در مشارکت سیاسی زنان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و عوامل مؤثر بر آن با روش توصیفی- همبستگی بر روی زنان داری سن بالای 17 سال شهر تهران انجام شد. بدین منظور تعداد 400 نفر از این زنان به روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک برای گروه نمونه انتخاب شد که پرسش نامه محقق ساخته در مورد شاخص های مشارکت سیاسی زنان را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها نشان داد که مشارکت سیاسی زنان (درجایگاه رأی دهنده) در انتخابات بالاست، اما در مواردی مثل عضویت در احزاب سیاسی، میزان مشارکت متوسط است. پیروزی انقلاب اسلامی از طریق چهار متغیر باعث افزایش مشارکت زنان شده است که این متغیرها عبارتند از: افزایش اعتماد اجتماعی، شکل گیری هویت اسلامی – انقلابی، تقویت بعد تکلیفی مشارکت سیاسی، گسترش آموزش زنان در مقاطع مختلف تحصیلی که با افزایش میزان آشنایی آنها با حقوق و تکالیفشان همراه بوده است و تغییر ساختار سیاسی و حاکمیت نظام مردم سالاری دینی که با ایجاد نهادهای انتخابی زمینه مشارکت سیاسی زنان را فراهم نموده است.
تقاطع جنسیت و خانواده : فهم مردانه از ادزواج و جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۱۶)
113 - 156
حوزههای تخصصی:
بررسی وضعیت پرشتاب و فزاینده ازهم گسست زندگی های خانوادگی در میان زنان و مردان، بر حسب جنسیت متفاوت شان، با تعابیر مختلفی همراه است.این فهم در مردان بیانگر تجربه نوعی از دست دادن است. این تجربه نتیجه تقاطع ساختار جنسیت و نهاد خانواده و تاثیر آن بر موقعیت متحول شده مردان است. بخشی از این تحول مربوط به مردان و بخشی دیگر مربوط به تحولات هویتی و نقشی زنان است که بر جایگاه دیرپای مردان در خانواده موثر واقع شده است. این مطالعه با هدف کشف فرایند شکل گیری فهم مردانه از جدایی با مشارکت 23 نفر از مردان تهرانی با سابقه حداقل یکبار ازدواج و جدایی و با استفاده از روش داده بنیاد(رویکرد سیستماتیک) صورت گرفته است. مردان با تجربه جدایی مشارکت کنندگان مطلعی برای این مطالعه هستند که واجد سه تجربه هستند: تصورات پیش از ازدواج، تجربه زیسته از زندگی خانوادگی و تجربه جدایی. بررسی این معنای این تجربیات که ریشه در تعارض میان تصورات و تجربه زیسته از ازدواج است، بیانگر فرایندی از شکل گیری معنای ازدواج و زندگی خانوادگی و جدایی است که بر "گسست رشته های انحصار" از جانب مردان تاکید دارد. گره خوردن هویت مردانه به عرصه های حضور تک جنسی/ جنسیتی( عرصه عمومی و خصوصی) و سست شدن این انحصار در پی ورود زنان و دوجنسیتی شدن آنها، مولد تعارض شناختی وشکل گیری بحران هویتی در مردان و زمینه ساز جدایی آنان شده است.
فهم عوامل اجتماعی مرتبط با جایگاه اجتماعی زنان راهبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
241 - 260
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله این است که جایگاه اجتماعی مرتبط با زنان راهبه را در ادیان بودایی و مسیحیت، بررسی کند. پژوهش حاضر که از نوع توصیفی و مطالعات تاریخی است، به روش کتابخانه ای انجام شده است؛ در ادیان بودایی و مسیحیت به زنانی که زهد می ورزند (راهبه) و به مردان (راهب) می گویند. در واقع رهبانیت در ادیان، گونه ای زهد ورزی است که به یک نحوه ی زندگی تعبیر می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که ، زنان بودایی در ابتدا جایگاهی نداشتند و بودا از لغزش های اخلاقی زنان واهمه داشته است. اما با پذیرش زنان در سنگهه و ورود آنان در سلک رهبانی با کراهت و با شرایطی که اطاعت مطلق و تابعیت زنان را از راهبان مرد ایجاب می کرد موافقت کرده است؛ اما در مسیحیت در نظام هایِ رهبانی، راهبان، زنان را اغواگر و شیطان دانستنه اند که البته این امر بیشتر به سبب شرایط فرهنگی و اجتماعی آن زمان بوده است. اما به مرور شاهد افزایش راهبه ها و صومعه های خاص زنان می باشیم تا جایی که حتی زنان رهبری صومعه ها را به عهده گرفته اند نتایج پژوهش حاکی از آن است که، نگاه جنسیتی به زن مانع اساسی بر مشارکت های معنوی زنان در حلقه های رهبانیت شده است؛ گرچه در آغاز از ورود راهبه ها به دلایل مختلف مخالفت شده است، اما با تغییر شرایط فرهنگی و اجتماعی زنان به عنوان راهبه ها جایگاه اجتماعی خود را در این دو دین بزرگ یافته اند؛ تا آنجا که شمار آنها با مردان راهب برابری کرده و حتی صومعه های خاص زنان راهب رواج یافته است.
استراتژی جمهوری اسلامی ایران در واکنش به سلب حق حیات در ترور شهید فخری زاده (دانشمند هسته ای)
حوزههای تخصصی:
در حالی که راه کار جامعه بشری در مقابله با تروریسم دولتی، انعقاد کنوانسیون های متعدد با محوریت تروریسم است، اما ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با مبادرت به جرایم بین المللی و اتخاذ راه کارهای غیرقانونی از جمله ترور، امنیت دولت های رقیب را نشانه گرفته و با اقدامات تروریستی، صلح و امنیت بین المللی را در معرض خطر قرار داده اند. ترور دانشمندان هسته ای جمهوری اسلامی ایران به خصوص ترور اخیر محسن فخری زاده (از دانشمندان نخبه کشورمان و مهره اصلی برنامه هسته ای ایران)، از جمله این اقدامات است که برخلاف ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر است و در قالب تروریسم دولتی آمریکا و اسرائیل تعریف می شود. اما آنچه در این میان قابل توجه است، عدم اراده جدی سازمان ها و دادگاه های بین المللی در راستای مبارزه عملی با تروریسم و سکوت مجامع بین المللی در مقابل جنایت های تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی است که سبب مصونیت دول متخاصم گردیده و آن ها را برای ارتکاب اقدام های تروریستی گستاخ می کند. در این مقاله، نویسنده با بررسی حق حیات و نهی سلب آن در اسلام و قواعد بین المللی، به این سؤال پاسخ می دهد که جمهوری اسلامی ایران در راستای محکومیت عاملان اصلی ترور شهید فخری زاده، بایستی چه راهبردی اتخاذ نماید؟ فرض اساسی این مقاله در پاسخ به سؤال اصلی، این است که طرح دعوی در دادگاه های بین المللی، اقدام متقابل، اشراف اطلاعاتی و مقابله با نفوذ در دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی، پیش گیری از جرایم پول شویی، اعمال کیفرهای مالی و تحریم کشورهای حامی تروریسم و ایجاد چالش در حرکت های تروریستی از طریق وسایل ارتباط جمعی، از مناسب ترین راه کارها در این خصوص است.
واکاوی نقض حقوق بشر و تحریم های ثانویه آمریکا علیه ایران
حوزههای تخصصی:
ایران در دهه های اخیر با چندین تحریم منطقه ای و بین المللی در تجارت خارجی، خدمات مالی و بانکی روبرو بوده است، اما تحریم های ثانویه آمریکا علیه شرکت ها و به طور خاص در بخش مالی - تجاری، به صورت محسوسی بر رفتار آن ها تأثیرگذار است و آن ها را اجبار به انطباق با سیاست های خود می نماید تا حاشیه امنی از ضررهای مالی ناشی از اقدامات تنبیهی ایجاد کند. تحریم های آمریکا بر اساس رویکرد تجارت محور است که تأثیر آن از رویکرد دولت محور بیشتر و مؤثرتر می باشد. تحریم ها همواره مانند اهرم های فشار به نحو مستقیم یا غیرمستقیم بر کشورهای هدف اعمال می شوند که در بردارنده نتایج متعدد و مختلفی هستند. اجبار، عملکرد اصلی تحریم ها است. با توجه به این که تأثیر تحریم های ثانویه موجب نقض حقوق بشر می گردد، پرسش اصلی در این پژوهش این است که ﺁیا تحریم های ثانویه و جریمه های اعمال شده توسط قانون گذاران ایالات متحده (اغلب از سوی وزارت خزانه داری ﺁمریکا) که موجب تغییر رفتار و کسب و کار می شود تا با خواسته های ایالات متحده هماهنگ باشد، تأثیری بر حقوق بشر مردم ایران دارد؟
چگونگی مواجهه پیامبر(ص) و امامان با مسأله تنش زایی امور جنسی در روابط همسران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
همان گونه که عشق ورزی های همسرانه با ایجاد آرامش روانی و جسمی در استحکام خانواده مؤثرند، اختلاف در کام جویی جنسی نیز می تواند زندگی مشترک را به تنش دچار سازد. نگاهی به رهنمودهای پیامبر(ص) و ائمه، توجه به تأثیر این امر در رفع اختلاف میان همسران را نشان می دهد. بر این اساس، پرسش آن است که این پیشوایان برای دورماندن زوجین از اختلاف در این مسأله یا برون رفت از آن به هنگام بروز تنش چه راهکارهایی اندیشیده اند؟ پرسشی که پاسخ آن با رجوع به کهن نگاشته های حدیثی، تاریخی و تفسیری و تحلیل داده های مرتبط، فراچنگ آمده است. یافته های پژوهش، اقدامات معصومان را در دوگونه از راهکارهای پیشگیری محور مانند توجه به بایسته های جسمی و هم شأنی در پاکدامنی ناظر به دوران قبل از عقد، راهکارهایی به سان پناه قرارندادن عبادت برای فرار از وظایف همسری، آگاهی دادن به وظایف جنسی در زندگی مشترک و راهکارهای برون رفت از تنش مانند بخشش، الگودهی عینی، مقابله با رسوم غلط و جدایی نشان می دهد. با این توجه که پس از جدایی، با ماندن زن در خانه و دلبری از همسر، راه بازگشت به زندگی باز بماند.
سلامت جنسی به مثابه مسئله ای اجتماعی: بازسازی معنایی سلامت جنسی در میان زنان متأهل شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
619 - 642
حوزههای تخصصی:
سلامت جنسی حالتی از بهزیستی جسمی، روان شناختی و فرهنگی اجتماعی مرتبط با تجارب جنسی است که از مؤلفه های اصلی توسعه انسانی و پایدار قلمداد می شود. این بخش از سلامت شاید بر خلاف سایر ابعاد سلامتی بیشتر مستلزم اتخاذ و حفظ رویکردی مثبت و محترمانه به موضوعات و مسائل جنسی و همچنین تجربه جنسی مطمئن و به دور از تهدید، تبعیض و خشونت است. هدف پژوهش حاضر کاوش در ابعاد ذهنی و معنایی مشترک مفهوم «سلامت جنسی» در میان زنان متأهل شهر تبریز است. برای دستیابی به این هدف، از روش کیفی و رویکرد تحلیل تماتیک مصاحبه های عمیق با 26 زن متأهل 20 تا 45 ساله، با رعایت اصل تنوع، استفاده شده است. داده ها با استفاده از کدگذاری چندمرحله ای به شیوه عمدتاً استقرایی برای استخراج معانی ذهنی مشترک در ارتباط با مفهوم سلامت جنسی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که معنای ذهنی سلامت جنسی در میان زنان مطالعه شده را می توان در چهار مقوله معنایی محوری شامل: ارتباط اطلاعاتی جنسی، ارتباط عاطفی جنسی، سلامت و تعادل فیزیولوژیک جنسی دو طرفه و نهایتاً تعادل هنجارین جنسی جای داد که همگی ذیل مقوله انتخابی واحدی با عنوان «سلامت جنسی به مثابه مسئله ای اجتماعی» می تواند فهمیده شود.
مطالعه جامعه شناختی ادراک عدالت جنسیتی زنان با تأکید بر عامل قومیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
155 - 184
حوزههای تخصصی:
از عوامل تعیین کننده عدالت طلبی و سلطه جویی، ادراک هر فرد از عدالت جنسیتی است. این پژوهش با هدف مطالعه ادراک عدالت جنسیتی زنان و نقش عوامل جامعه شناختی در پیدایش این پدیده در بستر قومیت انجام شده است. مبانی نظری پژوهش براساس نظریه های هومنز، بوردیو و پارسونز تدوین یافته است. روش پژوهش از نوع پیمایش است که داده ها با ابزار پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان بالای20سال اقوام ترک، کرد و گیلک شهرستان های اردبیل، پارس آباد، خلخال، سنندج، پیرانشهر، بیجار، رشت، لاهیجان و تالش است. روش نمونه گیری هدفمند و از نوع سهمیه ای است. نتایج پژوهش نشان داد 52درصد از پاسخ دهندگان تعریف عدالت جنسیتی را به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی ارجاع می دهند و نقش عوامل طبیعی و بیولوژیکی را در شکل دهی به عدالت جنسیتی مفروض نمی دانند. آزمون های مقایسه ای بیشترین اختلاف برداشت از ادراک عدالت جنسیتی را بین قوم کرد و گیلک نشان داد. آزمون های تحلیل چند متغیره تفاوت ابعاد ادراک عدالت جنسیتی را برحسب متغیرهای سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، سرمایه نمادین، سرمایه اقتصادی، سرمایه عاطفی و تصورات قالبی بین اقوام ترک، کرد و گیلک تأیید کرد.
تجربه ی زیسته ی زنان از سبک زندگی خانه داری (مطالعه ی موردی شهر دیلم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۸۷
89 - 108
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف مطالعه ی تجربه ی زیسته ی زنان از سبک زندگی خانه داری در شهر دیلم صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش را 18 نفر از زنان 22 تا 60 ساله ساکن شهر دیلم تشکیل می دهد. محققین در این پژوهش کیفی از رویکرد پدیدارشناسی و تکنیک مصاحبه ی عمیق برای جمع آوری اطلاعات بهره جسته اند. طبق یافته های پژوهش بندر دیلم جامعه ای در حال گذار از وضعیت سنتی به وضعیت مدرن بوده و شاخص های مدرنیته همانند مشارکت و پیشرفت در بین زنان جوان بیشتر دیده می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که زنان با توجه به تجربه های فردی و اجتماعی خود، خانه داری را درک و تفسیر می نمایند. علاوه بر این نحوه ی مسئولیت پذیری و الگوبرداری مذهبی زنان در پذیرش نقش خانه داری و درونی کردن هنجارهای خانه داری نقشی اساسی دارد. میزان رضایت و یا عدم رضایت زنان از خانه داری تحت تأثیر رضایت از زندگی زناشویی و تصور آنان نسبت به جایگاه مادری است. ضمناً شاخص قدرت در خانواده در تمکین زنان از مردان در امور خانه نقش مهمی ایفا می کند. درنهایت زنان شیوه های گوناگونی همانند ادامه ی تحصیل، شرکت در مراسم های مذهبی، حضور در باشگاه های ورزشی و مهمانی های خانوادگی را برای رضایت و ارتقاء سبک زندگی شان به کار می برند.
بازنمایی تصویر زن در فیلم شبی که ماه کامل شد (کاربست تحلیل روایت و نشانه شناسی رولان بارت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
349 - 367
حوزههای تخصصی:
تصویر زنان در سینمای ایران همواره در ژانرهای متنوعی بازنمایی شده است. از گفتمان های فمنیستی که به دنبال به تصویر کشیدن تبعیض های موجود به زنان در هر دوره است گرفته تا ژانرهایی که به نقش زنان در سال های جنگ و پس از آن اشاره دارند، هر یک به نحوی به این موضوع پرداخته اند. در این میان، اما پرداخت به زنان در یک ایدئولوژی خاص دینی کمتر صورت گرفته است. فیلم شبی که ماه کامل شد از معدود فیلم هایی است که به بازنمایی تصویر زن در یک ایدئولوژی دینی (گروهک طالبان) در قالب یک روایت عاشقانه پرداخته است. به همین منظور، در این مقاله با ترکیب روش تحلیل نشانه شناختی و تحلیل روایت بارت به دنبال تبیین و بازنمایی تصویر زن در این فیلم خواهیم بود. نتایج تحلیل گویای آن اند که کارگردان اثر با روایت دراماتیک یک عضو ارشد گروهک طالبان در پی نشان دادن تأثیر ایدئولوژیک تفکری است که در آن هیچ مانعی نمی تواند جلودار دستیابی به هدف مقدس و والای اعضای گروه طالبان بشود. این تصویر از ایدئولوژی طالبان روایت می شود که انسانِ دینی حتی باید برای رسیدن به اهداف، از زن (معشوقه) و فرزند خویش نیز گذر کند و دل مشغولی های آن ها نباید او را از پرداختن به مأموریت هایی بازدارد که گروه طالبان برای آن ها در نظر گرفته است. درنتیجه، تصویر زن در این گروهک موجودی بی ارزش در مقابل ارزش ها و اهداف گروه طالبان و حتی مانعی اضافی برای دستیابی به آن ها تلقی می شود.
زنانگی، ایدئولوژی و مقاومت در برابر فرودستی تحلیل گفتمان فرودستی زنان در سینمای ایران با تکیه بر نظریه خودمداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
185 - 217
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تحلیل گفتمان انتقادی فرودستی زنان از خلال تحلیل چهار فیلم سینمایی عروس آتش ، کاغذ بی خط ، خانه پدری و ناهید است. چارچوب نظری استفاده شده نظریه خودمداری قاضی مرادی است که با روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف انجام شده است. تحلیل گفتمان انتقادی با پیوند میان ساختارهای گفتمانی و بافت های اجتماعی می تواند به درک ما برای فهم مسائلی که وجود دارد کمک کند. از جمله نظم های گفتمانی مسلط، گفتمان پدرسالاری است که روابط بین دو جنس را از موضع قدرت واسازی می کند؛ همچنین، گفتمانِ سنت و تجدد که باعث می شود سوژه ها به بازتعریف هویت خویش دست بزنند. این روش شامل سه مرحله توصیف، تفسیر و تبیین است. برای این منظور، در مرحله توصیف، به ویژگی های صوری متن (تحلیل دیالوگ ها و سکانس ها) توجه شده است. در مرحله دوم، که مرحله تفسیر است، به بیناگفتمانیت (پرکتیس گفتمانی) پرداخته شده است؛ و در مرحله آخر تأثیر متقابل ساختارهای کلان اجتماعی بر متن با تکیه بر نظریه خودمداری بررسی شده است. نتایج حاکی از آن است که چگونه از گذار دو فضای گفتمانی سنت و تجدد، نظم گفتمان جنسیتی و روابط قدرت نهفته در این سلسله مراتب، باعث فرودستی زنان و سپس مقاومت آن ها در برابر فرادستی مردان شده است. زنانگی های مدرن و سنتی نه تنها در تقابل با هم قرار می گیرند، بلکه از سویی دیگر، دال زنانه در مقابل سوژه های مرد سنتی و مدرن نیز بازنمایی می شود.
اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر نظریه انسان سالم و آموزش هیجان مدار بر بخشش بین فردی زوجین(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۷ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
123 - 141
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر نظریه انسان سالم و آموزش هیجان مدار بر بخشش بین فردی زوجین، به روش نیمه آزمایشی با سه گروه و سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل سامان یافته است. جامعه آماری پژوهش، زوج های مراجعه کننده به فرهنگسراها، کانون های فرهنگی بسیج و پایگاه های سلامت روان در شهر اصفهان و نمونه آن نیز شامل 39 زوج بود که به صورت هدفمند، بر مبنای ملاک های ورود، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (13 زوج در هر گروه)، گمارده شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه بخشودگی بین فردی احتشام زاده و همکاران (1389) است. از هر سه گروه، پس از انجام پیش آزمون، آموزش مبتنی بر نظریه انسان سالم، در 12 جلسه 120 دقیقه ای و آموزش هیجان مدار طی 10 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه های آزمایش اجرا شد. پس از انجام آموزش، از هر سه گروه، پس آزمون و پس از سه ماه، آزمون پیگیری گرفته شد. داده های جمع آوری شده از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS 24 تحلیل شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بسته آموزشی مبتنی بر نظریه انسان سالم، بر بخشش بین فردی زوجین تاثیر معنادار داشت (01/0 P<). آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد، بسته آموزشی مبتنی بر نظریه انسان سالم نسبت به آموزش هیجان مدار، در افزایش بخشش بین فردی زوجین موثرتر است. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش، بسته آموزشی مبتنی بر نظریه انسان سالم، روش مناسبی برای ارتقاء بخشش بین فردی در زوجین است.