ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۸۱ تا ۳٬۰۰۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
۲۹۸۱.

جامعه شناسی در مواجهه با علوم شناختی؛ تأملی میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تنش بین گفتمانی جامعه شناسی شناختی رابطه فرهنگ و شناخت علوم شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۰
امروزه با ظهور حوزه های جدید علم لزوم بازنگری آثار کلاسیک و به روزکردن نظریه های مطرح در صورت های کلاسیک علم و ایجاد یک حوزه میان رشته ای از هر زمان دیگر ضروری تر است. یکی از این عرصه های نوظهور، علوم شناختی است که با نظریه ها و مفاهیم تأمل برانگیزی که در زمینه مطالعات ذهن/شناخت مطرح کرده است، هر علمی که به موضوع ذهن و چرایی و چگونگی رفتار و عمل انسان ها علاقمند است را وادار می کند تا با دستاوردهای آن موضعی اتخاذ کند. از جمله این علوم، علوم اجتماعی به طور کل و جامعه/انسان شناسی به طور خاص است که در چند دهه اخیر اندیشمندان آن تلاش کرده اند تا با بازنگری مفاهیم اساسی و نظریه های خود در آیینه دستاوردهای علوم شناختی، به خصوص روان شناسی و عصب شناسی شناختی، طرح حوزه میان رشته ای جدیدی با عنوان جامعه شناسی شناختی را دربیندازند. البته مانند برخی علوم تازه تأسیسی که ریشه در آرای کلاسیک ها و چشم به دستاوردهای علوم جدیده دارد، گفتمان های متداول در جامعه شناسی شناختی نیز دچار کشمکش هایی از درون هستند. این مقاله سعی دارد تا با روشی تحلیلی-توصیفی نگاهی به تاریخچه رویکردها و سنت های این علم نوخاسته بیندازد و با شناسایی و معرفی گفتمان های مطرح در آن و مشخص کردن تنش های میان این گفتمان ها نشان دهد که چگونه می توان با پیش گرفتن مسیری میانه در بین دو خوانش تقلیل گرا و انزواگرا از رابطه بین فرهنگ و شناخت امکان گفت وگوی مؤثر و هم افزای جامعه شناسی و علوم شناختی را زیر عنوان جامعه شناسی شناختی فراهم آورد.
۲۹۸۲.

شناسایی پنداشت ها، شرایط اجرا و مولفه های جهاد تبیین از منظر معلمان و دانشجومعلمان استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پنداشت جهاد تبیین مولفه معلمان داشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: این مطالعه، پنداشتها و شرایط اجرا و مؤلفه های جهاد تبیین را از منظر معلمان و دانشجومعلمان استان هرمزگان بررسی کرده و هدف اصلی آن، شناسایی و تحلیل نظرات و تجربیات این گروه ها در رابطه با چالشها و زمینه های مؤثر در اجرای جهاد تبیین بوده است. روش: در پژوهش حاضر از روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر معیار اشباع نظری استفاده شد و داده ها با مصاحبه های عمیق جمع آوری و تحلیل کدگذاری کیفی انجام گرفت. جامعه تحقیق شامل 13 نفر از معلمان، دانشجومعلمان و کارشناسان خبره آموزش وپرورش در حوزه جهاد تبیین در سطح استان بود. برای اعتبارسنجی داده ها، از روش مسیر ممیّزی بهره گرفته شد. یافته ها: پنج مقوله اصلی در پنداشتهای مرتبط با جهاد تبیین وجود دارد: 1. آگاهی سازی و رفع سوءبرداشت ها(سطح آگاهی عمومی)؛ 2. امیدآفرینی و تحول سازی در جامعه؛ 3. تبیین مسائل و ارائه راهکار با بهره گیری از ظرفیتهای موجود؛ 4. دشمن شناسی و حمایت از انقلاب اسلامی؛ 5. لزوم توسعه فرهنگ سازی و فضاسازی مناسب. همچنین، 11 مؤلفه برای شرایط اجرا شناسایی شد؛ از جمله: نقش آفرینی همگانی، تفکر تحول آفرین، اتخاذ روحیه شجاعت و صداقت، برنامه ریزی منطقی، بهره گیری از ظرفیتهای جامعه و برگزاری اردوهای تبیینی. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند به بهبود فرایند جهاد تبیین و ارتقای فرهنگ سازی در جامعه کمک کند.
۲۹۸۳.

عوامل مؤثر بر پایداری شبکه مشارکت نخبگان علمی در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاستگذاری علم و فنّاوری مشارکت نخبگان علمی پایداری مشارکت شبکه مشارکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۰
علم و فناوری در عصر حاضر با سرعت بیشتری در حال تغییر و تحول است. از این رو نیاز است سیاستگذاری در این حوزه نیز با رویکردها و ساز و کارهایی که سرعت و چابکی را تضمین می کند انجام شود. علاوه بر این نیاز است نخبگان این حوزه در فرایندهای سیاستگذاری نقش فعالی داشته باشند. ساز و کار شبکه یکی از ساز و کارهای کارآمدی است که با استفاده از آن می توان گروه های مختلف را با سرعت بیشتری در فرایند سیاستگذاری مشارکت داد. از جمله چالش های شبکه مشارکت نخبگان علمی در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران پایداری آن می باشد. در این پژوهش به عوامل مؤثر بر این پایداری پرداخته شده است. برای رسیدن به این عوامل مبتنی بر رویکرد تفسیری از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. مضامین مورد نیاز از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با سه گروه مجری، نخبه علمی و نخبه سیاستگذاری به دست آمده است. مبتنی بر تحلیل ها و یافته های پژوهش 7 عامل مؤثر بر پایداری این شبکه ها شناسایی شده اند. عامل محوری در این زمینه هیجان و انگیزش مشارکت می باشد. این انگیزش در بافتار نخبگی علم و فناوری به عنوان عامل دوم محقق می شود. معماری و ساختار صحیح شبکه، استقلال اقتصادی، ابزارها و ساز و کارهای ارتباطی مناسب، و وجود دبیرخانه سایر عواملی هستند که ضمن در نظر گرفتن از بافتار بر هیجان و انگیزش تأثیر می گذارند.
۲۹۸۴.

میانجی های بین بوم سازگان های دانش و کسب و کار: یک گونه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میانجی های بوم سازگانی بوم سازگان وابسته بوم سازگان ساختاری گونه شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
تعامل میان جریان های دانشی و جریان های کسب و کاری در رویکردهای مختلف خطی، فرایندی، شبکه ای و سیستمی، همواره مسئله ای مورد توجه بوده است. در سطح بوم سازگان ها نیز، منطق عملیاتی بوم سازگان های ایجاد شده توسط بشر، که جریان های محوری متفاوت (در اینجا دو جریان محوری دانش و کسب و کار) دارند، با یکدیگر متفاوت است. به عبارتی، تمرکز فعالیت در بوم سازگان دانش، خلق دانش و در بوم سازگان کسب و کار، ارزش است. این تفاوت، چالشی جدی برای برقراری ارتباط مؤثر میان این دو ایجاد کرده است. با در نظر گرفتن میانجی ها به عنوان سازوکارهای تعامل میان جریان های این دو بوم سازگان، این مقاله در تلاش است تا یک گونه شناسی از میانجی های بوم سازگانی، مبتنی بر ساختاری یا وابسته بودن بوم سازگان دانش و کسب و کار توسعه دهد. با بهره گیری از توسعه گونه شناسی مفهومی مبتنی بر تحلیل گونه های ایده آل، چهار گونه میانجی بوم سازگانی شامل "پیشران ارزش"، "راهبر دارایی های مکمل"، "شتاب دهنده ارزش" و "راهبر شبکه" شناسایی شده اند که هر کدام، کارکردهای میانجی گرانه سازماندهی شبکه و سیستم، تسهیل دسترسی به دارایی های مکمل، ایجاد بستر یادگیری و شتاب دهی و تسهیل دسترسی به بازار را با هدف و روش متمایزی انجام می دهند. داده های کیفی مورد نیاز برای توسعه گونه شناسی از طریق مرور پیشینه و مطالعه موردی گونه های ایده آل جمع آوری شده و گونه شناسی با تأیید خبرگانی، مورد تصدیق واقع شده است. این گونه شناسی تبیین جدیدی از میانجی ها در سطح بوم سازگانی ارائه نموده است.
۲۹۸۵.

رابطه بین تناسب فرد-سازمان و سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی با نقش های میانجی تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تناسب فرد-سازمان تناسب فرد-شغل سلامت روحی-روانی تعلق خاطر کاری اعضای هیئت علمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: پژوهش با هدف تعیین رابطه بین تناسب فرد-سازمان و سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی با نقش های میانجی تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری انجام گرفت. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی (مبتنی بر مدل معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 02-1401 بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی-طبقه ای 212 نفر از آنان از طریق پرسشنامه های تناسب فرد-سازمان (اسکروگینس، 2008)، تناسب فرد-شغل (مولکی، 2006)، تعلق خاطر کاری (کانونگو، 1982) و سلامت روحی-روانی (بارتلز و همکاران، 2019) مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SmartPls استفاده شد. یافته ها: بین تناسب فرد-سازمان، سلامت روحی-روانی، تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. تناسب فرد-سازمان هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم با میانجی گری های تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری بر سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی اثر مثبت و معناداری داشت. نتیجه گیری: برگزاری آزمون های شخصیت شناسی در بدو استخدام افراد و تطبیق آن با ویژگی های سازمان و شغل می تواند گامی مهم در ایجاد تعلق خاطر کاری و ارتقای سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی باشد.
۲۹۸۶.

نقش حکمرانی مطلوب در افزایش اثر بخشی اقدامات سازمان بهداشت جهانی در مدیریت بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمرانی مطلوب سازمان بهداشت جهانی کووید-19 مدیریت بحران مشارکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۱
هدف پژوهش: بررسی نقش حکمرانی مطلوب (با مؤلفه هایی مانند شفافیت، پاسخگویی، مشارکت ذی نفعان، عدالت و کارایی) در افزایش اثربخشی اقدامات سازمان بهداشت جهانی (WHO) در مدیریت همه گیری کووید-۱۹ و ارائه راهکارهایی برای تقویت ساختارهای حکمرانی این سازمان جهت بهبود عملکرد در بحران های آینده.  روش پژوهش: این پژوهش با روش تحلیلی و از طریق بررسی داده های مرتبط با عملکرد WHO در دوران همه گیری کووید-۱۹ انجام شده است. این روش شامل تحلیل فرآیندهای تصمیم گیری، اجرایی و هماهنگی های بین المللی سازمان با تمرکز بر اصول حکمرانی مطلوب بوده است.  یافته ها: اجرای اصول حکمرانی مطلوب (مانند شفافیت و عدالت) در فرآیندهای WHO، تأثیر قابل توجهی در بهبود هماهنگی بین المللی، توزیع عادلانه ی منابع (مانند واکسن و تجهیزات پزشکی) و ارائه راهکارهای مبتنی بر شواهد داشته است. مهم ترین چالش هایی که اثربخشی اقدامات WHO را کاهش داده اند، عبارت اند از: ناهماهنگی سیاسی بین کشورهای عضو، محدودیت های مالی و اختلافات بین کشورها.  نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که تقویت ساختارهای حکمرانی مطلوب در WHO از طریق افزایش مشارکت کشورهای عضو و ایجاد مکانیزم های نظارتی قوی تر، کلید بهبود عملکرد این سازمان در بحران های بهداشتی آینده است. تلفیق این اصول در سیاست گذاری های بهداشت جهانی نه تنها اثربخشی سازمان را افزایش می دهد، بلکه به تقویت اعتماد عمومی و همکاری بین المللی نیز منجر می شود. این یافته ها برای سیاست گذاران و نهادهای بین المللی جهت بهبود پاسخ به بحران های آینده بسیار حائز اهمیت است
۲۹۸۷.

پداگوژی شوک در اندیشه ی بیل ریدینگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پداگوژی شوک اندیشه ی پداگوژیک کنار گذاری مبنایی رشته ها وفاداری به ارتباط رشته ها پداگوژی میدانی برای پیوند ارگانیک رشته ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۲
بیل ریدینگ یکی از نویسندگانی بود که به صورت جدی دانشگاه " نئو لیبرال " را زیر بوته نقد خود قرار داد. اندیشمندی که در تحلیل های خود مأموریت دانشگاه را دوری از تمرکز صرف بر افکار (بخوانیم تقلید و ارزش گذاری بر حفظ متون) از نظر او ایستا است و نزدیکی به توسعه جریان اندیشه ها که سیال و پویا است، می داند. ریدینگ در کتاب خود که ترجمه فرانسوی آن با عنوان در "ویرانه های دانشگاه" منتشر شده است بر مفاهیم مهمی تأکید دارد که یکی از اولین نقدهای اندیشمندانه راجع به وضعیت دانشگاه ها در ورود به قرن بیست و یکم می باشد. او که اساساً محوریت کتاب خود را بر پایه اندیشه پداگوژیک به عنوان میدانی برای پیوند رشته ها با حفظ استقلال نسبی آن ها قرار می دهد و در این مسیر مفهوم مهم "پداگوژی شوک" را مطرح می کند. او در رویکرد نقادانه خود درباره ی وضعیت فعلی دانشگاه ها و راه برون رفت از معضلات و مشکلات آموزشی- پژوهشی، برای این که در دانشگاه ها زندگی معنا ساز جاری باشد، بر این باور است که "این شوک، شرط حداقلی پداگوژی است". نوشتار حاضر بر اساس چهارچوب نظری ارائه شده در کتاب پداگوژی دانشگاهی: دیالکتیک نظر و عمل و مقایسه دیدگاه های بیل ریدینگ با مبانی نظری پداگوژی دانشگاهی و نیز نظرات ژاک پله تیر در نقد افکار بیل ریدینگ انجام گرفته است و پرسش هایی را بررسی کرده است: برای هدایت مسئولانه دانشگاه بهره گیری از مفهوم پداگوژی شوک چه اهمیتی دارد؟ در چه نوع شبکه ارتباطی چنین پداگوژی می تواند هدایت گر باشد؟ در این پداگوژی چگونه آنچه قابل بیان نیست می تواند شنیده شود؟ افکار اصیل در ارتباطات دانشگاهی چگونه می تواند شکل گیرد؟ این مفهوم تا چه حد می تواند به رهبری پداگوژیک کمک رسان باشد؟ نتیجه: این مطالعه تأمل پذیرانه بر پیچیدگی موقعیت های یادگیری در دانشگاه ها تأکید دارد به این معنا که فهم این موقعیت ها بدون پیوند رشته های مختلفی که این موقعیت ها را مطالعه می کنند که تحت عنوان "علوم تربیتی" از آن یاد می شود ممکن نمی باشد به عبارت دیگر نتایج حاصل از محوریت یک رشته خاص برای توسعه توانایی ها و قابلیت های دانشجویان، بدون پیوند ارگانیک بین رشته های مختلف مرتبط با مطالعات سیستم های پیچیده ی دانشگاه ها به رویکردهای جزمی و کاهنده منجر می شود که نمی تواند کلیت چنین سیستم های پیچیده ای را درک کند. پداگوژی دانشگاهی زمینه ی مناسبی برای تحقق چنین پیوندی می باشد
۲۹۸۸.

فراسوی پارادایم زیست پزشکی؛ خوانش پدیدارشناختی تجربه زیسته ابتلا به سندروم روده حساس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سندروم روده حساس پدیدارشناسی بیماری بیماری های روان تنی سبب شناسی اجتماعی-فرهنگی بیماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۳
سندروم روده حساس به عنوان بیماری روان تنی واجد منشاء روحی روانی و همزمان، متضمن نمودهای گوناگون در دستگاه گوارش است. به موجب نظریه ها و مطالعات تجربی در جامعه شناسی بیماری های روانی، زمینه های مرتبط با عارضه سندروم روده حساس از مطلقِ قلمرو بالینی و روان پزشکی درمی گذرند و متقابلاً، بیماری با متغیرهای جامعه شناختی و روان شناختی اجتماعی در سطوح میانه و کلان واقعیت اجتماعی پیوند وثیق پیدا می کند. وجوه زندگینامه ای مبتلایان و رویدادهای تجربه شده از سوی آنان در جریان زندگی روزمره، مناسبات زناشویی و شغلی از تسهیل گرهای مهمِ ابتلا به بیماری هستند. هدف مطالعه کشف مضامین مرتبط با تجربه زیسته بیماری سندروم روده حساس در میان 44 نفر از زنان و مردان 19-45 سال مراجعه کننده به کلینک های گوارش واقع در شهر تهران است. گردآوری داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته و داده کاوی بر پایه روش کلایزی – ذیل پدیدارشناسی توصیفی – انجام گرفته است. «زمینه های زیست شده پیشابیماری»، «ستوه جسمانی پایدار»، «پیچیدگی تشخیص و سختی تسکین»، «محدودیت های اجتماعی و ارتباطی تثبیت شده» و «دشواری های روان شناختی پیرو بیماری» مضامین نهایی پنج گانه مرتبط با وجوه چندگانه تجربه زیسته بیماری سندروم روده حساس در میان آگاهی دهندگان مطالعه هستند. مضامین یادشده برساخته های دست دومی هستند که در قالب کدگذاری داده ها، خوانش چند باره داده ها، حرکت از عرصه امر انضمامی به ساحت امر انتزاعی و جرح و تعدیل های بعدی مضامین تجرید شده اند. نقد رویارویی پزشکی شده با بیماری، تقلیل حداکثری ابعاد بیماری به وجوه عینی و جسمانیِ مؤکد در مناسبات زیست پزشکی و متقابلاً، تغافل از مضیقه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادیِ فراگیر در «جامعه مضطرب» از مهم ترین محورهای سازنده نتیجه گیری مقاله هستند.
۲۹۸۹.

مؤلفه های اثر گذار بر توانایی و مهارتهای دانش آموختگان دکتری رشته آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی بازارکار توانایی مهارت دانش آموختگان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: بررسی مؤلفه های اثرگذار بر توانائیها و کسب مهارت دانش آموختگان دکتری در رشته آموزش عالی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی در زمینه هایی  مختلف اجرائی، تخصصی، علمی و  اجتماعی است. روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر رویکرد پیمایشی است. روش مورد استفاده برای نمونه گیری، تمام شمار بوده و برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است و با استفاده از نرم افزار SPSS   داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، همچنین جهت آزمون فرضیه ها از نرم افزارSMART PLS  استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که الگوهای تدریس و یادگیری، امکانات و برنامه درسی ارائه شده در دوران تحصیل بر تسلط به کسب و کار و توانایی و مهارتهای شغلی اثر معنی داری ندارد و ارائه صلاحیت و مهارتهای لازم در دوران تحصیل در تسلط به کسب و کار و توانایی و مهارت شغلی تأثیرگذار است و اثر معنی دار دارد. نتیجه گیری: مهارت یکی از ارکان اصلی در اشتغال دانش آموختگان به شمار می آید و دانشجویان ضمن گذراندن دروس نظری، لازم است دروس عملی را بگونه ای بگذارند که  مهارتهای لازم برای ورود به بازارکار را کسب کنند. لذا توجه به مهارتهای عملی در رشته آموزش عالی و گرایش های آن باید مورد توجه برنامه ریزان آموزش عالی قرار گیرد.
۲۹۹۰.

تحلیل فلسفی چیستی، جایگاه و نقش مدل ها در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی با اقتباس از مبانی حکمای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدل مدل سازی اقتصاد متعارف اقتصاد اسلامی حکمت اسلامی فلسفه علم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه و اهداف: یکی از مسائل بنیادین فلسفه علم و علم اقتصاد، تحلیل جایگاه مدل ها در نظریه پردازی اقتصادی است. در علم اقتصاد، مدل ها ابزارهای مفهومی و ریاضی هستند که برای ساده سازی، تبیین و پیش بینی پدیده های اقتصادی به کار می روند. با وجود اهمیت مدل ها، نگاه های متفاوتی نسبت به آنها وجود دارد. برخی مدل سازی را استمرار ریاضی سازی علم اقتصاد دانسته و نسبت به آن نگاه انتقادی دارند؛ درحالی که برخی دیگر بدون بررسی مبانی نظری، از مدل سازی در تحلیل های اقتصادی استفاده می کنند. ازاین رو، تحلیل فلسفی مدل سازی در علم اقتصاد اسلامی ضرورتی اساسی دارد. مبانی حکمای اسلامی، به دلیل استحکام نظری و سازگاری با اقتصاد اسلامی می تواند نقش کلیدی در تبیین جایگاه مدل ها ایفا کند. مقاله حاضر تلاش دارد تا با بررسی چیستی، جایگاه و نقش مدل ها در اقتصاد اسلامی، چهارچوبی نظری برای این حوزه ارائه دهد. در این راستا، ابتدا مدل ها در فلسفه علم و علم اقتصاد بررسی می شوند و سپس جایگاه آنها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی تحلیل می شود. نوآوری پژوهش حاضر در بررسی جایگاه نظری مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی و ارائه مراحل مدل سازی براساس این است. روش: روش این پژوهش از حیث گردآوری داده ها، کتابخانه ای و از حیث تحلیل، ترکیبی از روش تاریخی و روش عقلی است. در بررسی جایگاه مدل ها در اقتصاد متعارف، روش تاریخی به کار رفته است؛ به این معناکه وضعیت موجود مدل سازی در علم اقتصاد و نظریات مختلف درباره چیستی و کارکرد مدل ها بررسی شدند. در مقابل، برای تحلیل جایگاه مدل ها در اقتصاد اسلامی، از روش عقلی استفاده شده است. این روش با استناد به مبانی حکمای اسلامی تلاش دارد تا تبیینی سازگار با اقتصاد اسلامی برای مدل سازی ارائه دهد. در این راستا، مفاهیمی مانند اعتباریات و صورت علمی از فلسفه اسلامی استخراج و در زمینه مدل سازی اقتصادی استفاده شده است. همچنین، برای بررسی کارکرد مدل ها در اقتصاد اسلامی، انواع مدل ها شامل مدل های تبیینی، تجویزی و سیاستی شناسایی شده و مراحل منطقی استفاده از مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس این چهارچوب تدوین شده است. درنهایت، مراحل ارائه شده بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شده اند تا امکان کاربردپذیری عملی این چهارچوب سنجش شود. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که مدل ها در اقتصاد اسلامی را می توان براساس مفاهیم حکمای اسلامی همچون اعتباریات و صورت علمی تبیین کرد. برخلاف دیدگاه های رایج که مدل ها را صرفاً ابزاری انتزاعی برای ساده سازی می دانند، در چهارچوب نظری حکمای اسلامی، مدل ها به لحاظ معرفت شناسی صورت ذهنی منفرد و یا مجموعه ای از صورت های ذهنی هستند که به غرض واقع نمایی و یا ایجاد امری در خارج ایجاد می شوند و به لحاظ هستی شناختی نوعی «وجود ذهنی ادعایی» هستند که دانشمندان برای فهم بهتر نظریات، مفاهیم، و روابط میان آنها طراحی می کنند. بنابراین مدل ها هم در جنبه معرفت شناختی و هم در جنبه هستی شناختی دارای دو جهت حقیقت و اعتبار هستند و ترکیبی از این دو را به همراه دارند. غلبه یک جهت نوع مدل را تعیین می کند. بر اساس این، مدل ها ابزارهای نظری تنزیلی و ادّعایی هستند که در افق ذهنی به کمک نظریه پرداز اقتصاد اسلامی می آیند. در این راستا، مدل های اقتصادی اسلامی در سه دسته تبیینی، تجویزی و سیاستی تقسیم می شوند. مدل های تبیینی به دنبال ارائه تصویری از واقعیت های اقتصادی موجود هستند و عمدتاً بر شناخت وضعیت جاری تمرکز دارند. مدل های تجویزی، اهداف و روابط مطلوب را براساس مبانی اسلامی تبیین می کنند و درحقیقت، الگوهایی برای جامعه ای مطلوب ارائه می دهند. مدل های سیاستی نیز راهکارهایی برای دستیابی به اهداف تجویزی ارائه می دهند و در ارزیابی آنها، میزان موفقیت سیاست ها در تأمین اهداف تعیین کننده است. اما نکته مهم استفاده از نوعی اعتبار و تنزیل در تمام این مراحل است. یکی از مهم ترین نتایج این پژوهش، بازتعریف جایگاه مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس نظریه حکمای اسلامی و ارائه مراحل منطقی برای مدل سازی در این حوزه است. همچنین، این پژوهش نشان می دهد استفاده از مدل های علمی در اقتصاد اسلامی با رعایت اصول و محدودیت های مشخص مانند حفظ مرز جنبه های حقیقی و اعتباری، و مخدوش نشدن غرض مدل امکان پذیر است و می توان از مدل ها به عنوان ابزارهایی برای فهم، تبیین، تجویز و یا سیاست گذاری بهتر در مسائل اقتصادی بهره برد. بحث و نتیجه گیری: بررسی جایگاه مدل ها در علم اقتصاد نشان می دهد که مدل ها نقش اساسی در تبیین، تحلیل و پیش بینی مسائل اقتصادی دارند. در اقتصاد متعارف، مدل ها در سه دسته اصلی تقسیم بندی می شوند: 1. مدل های نظری - مفهومی و ریاضی که به منظور ارائه ابتدایی یا نهایی یک نظریه استفاده می شوند؛ 2. مدل های اقتصادسنجی که برای آزمون تجربی نظریات به کار می روند و 3. مدل های سیاستی که ترکیبی از دو نوع قبلی هستند و برای تحلیل آثار سیاست ها استفاده می شوند. در مقابل، در اقتصاد اسلامی، مدل ها با استفاده از مفاهیم فلسفی مانند صورت علمی و مفاهیم اعتباری بازتعریف شده اند. پژوهش حاضر نشان می دهد که مدل ها در اقتصاد اسلامی، ابزارهایی برای تبیین، تجویز و سیاست گذاری اقتصادی هستند و می توان آنها را به گونه ای طراحی کرد که با مبانی اسلامی سازگار باشند. از نتایج کلیدی این پژوهش، تبیین مفهوم نمایندگی حقیقی و نمایندگی اعتباری در مدل هاست که براساس آن، مدل ها در اقتصاد اسلامی به عنوان ابزارهای نظری ادعایی و تنزیلی برای ساده سازی فهم و تصویرسازی واقعیت های اقتصادی عمل می کنند. افزون براین، مراحل منطقی مدل سازی در اقتصاد اسلامی، از شناخت مفاهیم پایه تا ارائه بسته سیاستی کامل، مشخص شده است. این چهارچوب می تواند به پژوهشگران و سیاست گذاران اقتصادی کمک کند تا با تکیه بر مبانی اسلامی، مدل هایی عملی و کارآمد برای حل مسائل اقتصادی طراحی کنند. در پایان، این مراحل بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شده اند تا امکان پذیری و کاربرد عملی آنها در اقتصاد اسلامی نشان داده شود.
۲۹۹۱.

چیستی استحقاق؛ یک مردم نگاری گفت وگویی در کارآفرینی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استحقاق شایستگی کارآفرینی مردم نگاری گفت وگویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۸
مفاهیم استحقاق و شایستگی، همواره نسبتی با استعدادها و داشته های اجتماعی و طبیعی دارند و از زاویه دیدی که به استحقاق مرکزیت می دهد، هر شخص و سازمانی اخلاقاً مجاز به بهره مندی از ذخایر و ظرفیت هایش است. اما از نگاهی دیگر و در یک جامعه به سامان، بایستی به دنبال بهره مندی افراد از خیر یکدیگر بود. رد یا پذیرش استحقاق اخلاقی در فضای کارآفرینی، خود توأم با مشروعیت بخشی به شکلی از اقتصاد و رفتارهای فرهنگی است. براین اساس ایده استحقاق اخلاقی در رفتار بخش منابع انسانیِ سازمان های کارآفرین، منطق سود و شکل توزیع منابع، نمود می یابد. این پژوهش تلاش می کند به روش مردم نگاری گفت وگویی، دیدگاه های برخی از کنشگران اکوسیستم کارآفرینی را نسبت به موضوعات مرتبط با استحقاق بررسی و توصیف کند. بر اساس داده های تجربی، در فرهنگ اکوسیستم استارتاپی ایرانی، امر عادلانه اغلب در چارچوبی شایسته سالارانه و اختیارگرایانه درک، توصیف و بازتولید می شود و در این میدان، دیدگاه های جماعت گرایان و لیبرال های وظیفه گرا و برابری خواه، آینده روشنی در برابر خود نمی یابند. بازاندیشی و تردیدهای طرفین گفت وگوها نشان از آن دارد که این اکوسیستم پیرامون امر عادلانه چندان با تنوع دیدگاه ها روبه رو نیست و در نظر گرفتن عدالت به مثابه فضیلتی ترمیمی نیز با موانع بسیار مواجه است.
۲۹۹۲.

فرایند خطمشی گذاری معنوی و راهبردی رهبران دینی در حکمرانی مطلوب با تمرکز بر همگرایی و واگرایی دین و دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رهبران دینی حکمرانی مطلوب همگرایی واگرایی دینی-سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۶
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تبیین چگونگی همگرایی و واگرایی نهادهای دینی و دولتی در شکل دهی به حکمرانی مطلوب انجام شده است. هدف اصلی، تحلیل تأثیر رهبران دینی بر ساختار حکمرانی و فرآیند تصمیم گیری های سیاسی و نقش آنان در تقویت حقوق عمومی، با تأکید بر تعامل دولت و دین در کشورهای مذهبی و دارای پیوند نزدیک سیاست و دین است. روش پژوهش: این تحقیق به روش تحلیلی-تطبیقی انجام شده و با بررسی جوامع مختلف، به ویژه کشورهای اسلامی و سکولار، به واکاوی تأثیرات رهبران دینی می پردازد. تمرکز تحلیل بر نقش این رهبران در نظارت بر انطباق قوانین با موازین دینی و پیامدهای آن برای حقوق فردی و اجتماعی است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که در کشورهای با پیوند نزدیک دین و دولت (مانند ایران)، رهبران دینی نقشی حیاتی و نهادی در نظارت بر قوانین، به ویژه از منظر انطباق با شریعت، ایفا می کنند که تأثیر مستقیم و قابل توجهی بر حقوق عمومی دارد. در مقابل، در کشورهای سکولار، نقش رهبران دینی عمدتاً غیرمستقیم و از کانال تأثیرگذاری معنوی، اخلاقی و مشاوره ای بر سیاست ها محدود می شود و نظارت دینی مستقیم بر نظام حقوق عمومی کمرنگ است. نتیجه گیری: پژوهش نتیجه می گیرد که دستیابی به حکمرانی مطلوب مستلزم همگرایی هدفمند نهاد دین و دولت در حوزه هایی مانند ساختار سازمانی و هماهنگی نهادی است. تعامل مستمر رهبران دینی با سیاست گذاران می تواند به تدوین سیاست های حامی حقوق عمومی و محترم به تنوع مذهبی بینجامد. با این حال، واگرایی های بالقوه در عرصه های حقوقی و فرهنگی، لزوم تنظیم گری دقیق و هم راستایی در فرآیندهای تصمیم گیری را برای مدیریت این تعامل پررنگ می سازد.
۲۹۹۳.

بررسی اثر ماده واحده الحاقی 1396 قانون مبارزه با مواد مخدر بر سیاست کیفری ایران در قبال مرتکبان تکرار جرم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریه پایداری در بزهکاری سیاست جنایی ماده واحده ۱۳۹۶ جرایم مواد مخدر تکرار جرم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین «نظریه پایداری در بزهکاری» و آثار ناشی از اجرای «ماده واحده الحاقی مصوب ۳/۸/۱۳۹۶» در حوزه جرایم مواد مخدر در ایران انجام شده است. هدف اصلی، تبیین تأثیر این اصلاحیه کیفری بر تداوم یا تعدیل چرخه رفتار مجرمانه و بررسی نقش آن در تقویت یا تضعیف نظریه پایداری است. روش پژوهش: این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای شامل متون جرم شناسی، قوانین کیفری و اسناد مرتبط با سیاست گذاری جنایی در ایران انجام شده است. داده ها و مفاهیم مرتبط با نظریه پایداری و اصلاحیه مذکور، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که اگرچه ماده واحده ۱۳۹۶ با کاهش مجازات های سنگین (مانند محدودکردن دامنه مجازات اعدام) گامی در جهت کاهش هزینه های انسانی و اجتماعی برداشته است، اما کم توجهی به سازوکارهای بازپروری و بازاجتماعی کردن مجرمان موجب شده است که چرخه جرم در بین مرتکبان جرایم مواد مخدر تداوم یابد. این امر به نوبه خود، فرضیه های «نظریه پایداری در بزهکاری» را تقویت می کند. کاهش صرف مجازات ها بدون برنامه ریزی جامع برای بازپروری مجرمان، نمی تواند به صورت پایدار از تکرار جرم جلوگیری کند. بنابراین، به منظور خروج از چرخه معیوب تثبیت بزهکاری، ارتقای سیاست جنایی ایران از طریق تلفیق منطقی کیفر با راهکارهای اصلاحی و بازاجتماعی کننده ضروری است. در پایان، پیشنهادهایی کاربردی در این زمینه ارائه شده است.
۲۹۹۴.

بررسی تطبیقی جایگاه مفهوم و کاربرد وجود در برهان وجودی آنسلم و کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خداوند وجود برهان وجودی موجود محمول واقعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
برهان وجودی، که از مفهوم ذهنی خدا برای اثبات وجود عینی او استفاده می کند، نخستین بار توسط آنسلم مطرح شد و در طول تاریخ فلسفه و الهیات، موافقان و مخالفان بسیاری داشته است. یکی از مهم ترین نقدها به این برهان، متعلق به ایمانوئل کانت است که با انکارِ محمول واقعی بودنِ "وجود"، امکان اثبات خدا از طریق این برهان را زیر سؤال برد.   بر اساس دیدگاه آنسلم، خدا به عنوان موجودی تعریف می شود که بزرگ تر از او را نمی توان تصور کرد و اگر چنین موجودی فقط در ذهن وجود داشته باشد، می توان موجودی بزرگ تر از آن تصور کرد که هم در ذهن و هم در خارج موجود است؛ پس خدا ضرورتاً باید وجود خارجی داشته باشد.  کانت با این استدلال مخالفت کرده و معتقد است "وجود" یک محمول واقعی نیست، بلکه تنها بیانگر تحقق یک مفهوم است. به عبارت دیگر، وجود، ویژگیِ اضافه شده به ماهیت شیء نیست تا بتواند در استدلال های وجودی مؤثر باشد.  در این مقاله، پس از بررسی دقیق نقد کانت، نشان داده می شود که این انتقاد تنها در صورتی بر برهان آنسلم وارد است که وجود را صرفاً یک گزاره تحلیلی و بدون ارتباط با واقعیت خارجی بدانیم.  
۲۹۹۵.

الگوی آموزش مهارت محور در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی الگوی آموزش مهارت محور آموزش هدفمند آموزش مهارت محور مطالعه کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی آموزش مهارت محور (هدفمند) در آموزش عالی انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر در بخش کیفی خبرگان دانشگاهی (مدیران و برنامه ریزان آموزش عالی) و خبرگان سازمانی (مسئولین ذی - ربط دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی) و در بخش کمی نیز کلیه اعضای هیئت علمی و مدیران آموزشی و دانشجویان دوره دکتری دانشگاه های شهر تهران در دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی در سال تحصیلی 1402 و 1403 بود. در بخش کیفی نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (به صورت گلوله برفی) انجام شد که در مصاحبه 12، اشباع نظری حاصل شد؛ ولی تا مصاحبه 18 تحلیل شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و به منظور تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مبتنی بر کدگذاری باز و محوری و انتخابی بود، صورت پذیرفت. نمونه آماری بخش کمی نیز با استفاده از فرمول کوکران 386 نفر انتخاب شد و ابزار گردآوری اطلاعات در این بخش پرسشنامه محقق ساخته بود که برای تعیین روایی پرسشنامه از نظرات متخصصان و خبرگان حوزه آموزش دانشگاهی به صورت روایی محتوایی و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ بین 852/0 تا 950/0 و مورد تائید قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مقوله محوری در آموزش مهارت محور، ارتقای پداگوژی آموزشی در راستای توانمندسازی نیروی انسانی و توسعه ویژگی های مدیریتی در آموزش عالی است. شرایط زمینه ای چون فرهنگ سازمانی، زیرساخت فناوری، مدل های یادگیری موجود و ظرفیت سازی انسانی در تحقق این هدف مؤثرند. مشارکت کنندگان راهبردهایی در سطوح فردی، سازمانی و کلان برای پیاده سازی مؤثر این الگو ارائه کردند. در نهایت نتایج معادلات ساختاری نیز اعتبار مدل را مورد تائید قرار داد. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده با تمرکز بر مهارت های قابل کاربرد در بازار کار، می تواند زمینه ساز تحول در آموزش عالی و ارتقای شایستگی حرفه ای فارغ التحصیلان گردد.
۲۹۹۶.

تبیین فرآیند نظریه پردازی حکمی در تولید علم معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معماری اسلامی سازی نظریه پردازی حکمی سازی علم معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۳
چگونگی تولید نظریه حکمی در علم معماری از موضوعات پر اهمیت تحقق مکتب معماری اسلامی است؛ به عبارتی تحقق معماری حکیمانه و اسلامی در ساختارهای جامعه منوط بر تولید نظریه های حکمی و مدیریت آن ها می باشد. اما مشاهده می شود پژوهش های پراکنده با روش شناسی های گوناگون و گاهی بدون توصیف روش شناسی، امکان تولید مکتب معماری حکمی را تضعیف نموده است. به عبارتی جایگاه مدیریت دانش در علم معماری مورد غفلت برخی صاحب نظران واقع شده است؛ درحالی که می توان با تولید الگوی نظریه پردازی در معماری، اراده فردی جریان های حکمی را به اراده جمعی تبدیل کرد و در نهایت تولید علم را مدیریت نمود. براین اساس پژوهش حاضر در تلاش است با بررسی چالش های موجود در فرآیند نظریه پردازی و نقد آن ها، به یک الگوی مشخص دست یابد، لذا روش تحلیلی – تفسیری و کشفی در این پژوهش مورد توجه بوده است که ابتدا به توصیف فرآیند نظریه پردازی پرداخته و سپس با نقد و تفسیر به معرفی مدلِ تولید نظریه در دانش معماری دست می یابد که به نظر می رسد مدل معرفی شده تا حدود زیادی قادر است به پراکندگی روش شناسی ها و فرآیندهای نظریه پردازی در دانش معماری سامان دهد. در این راستا تولید نظریه در معماری را در پنج گام موضوع شناسی، فعالیت و ساحت شناسی، فلسفه مضاف، نقد و تولید معرفی می نماید.
۲۹۹۷.

دانشگاه و انتقال ایده به جامعه: خوانشی جامعه محور از سازوکارهای درون سازمانی در دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انتقال ایده ساختار دانشگاه فرد دانشگاهی فرهنگ دانشگاه سیاست دانشگاهی دانشگاه های دولتی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: تقویت نقش دانشگاه در خلق، کسب و انتقال مؤثر ایده ها به جامعه به عنوان یکی از مأموریت های اساسی آن، نیازمند بازنگری و بازسازی در ساختارهای سنتی و رفع محدودیت های انحصاری آن است. لذا هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین مدلی برای بازآفرینی سازوکارهای درونی دانشگاه به منظور انتقال ایده های دانشگاهی به جامعه بود. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی پدیدارشناسی بوده و شرکت کنندگان در پژوهش به صورت هدفمند و بر پایه موارد مطلوب از بین اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور انتخاب شدند. در مجموع بعد از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 15 نفر از جامعه هدف، اشباع نظری حاصل شد. برای حصول اطمینان از روایی پژوهش از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا استفاده شد؛ و در نهایت برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش توصیفی-پدیدارشناسی کلایزی بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که انتقال مؤثر ایده ها مستلزم چهار تحول ساختاری در دانشگاه است: (الف) بازطراحی ساختار سازمانی بر پایه مدل های حرفه ای، شبکه ای، بدون مرز و پروژه محور برای بازگرداندن دانشگاه به هویت دانشی خود؛ (ب) ایجاد واحدهای تخصصی برای هدایت جریان ایده از شناسایی مسائل و فرصت ها تا ترجمان به بسترهای اجتماعی، اقتصادی و صنعتی؛ (ج) استقرار نظام مأموریتی شفاف و ساختارمند برای نهادینه سازی انتقال ایده به عنوان یکی از کارکردهای اصلی آموزش عالی؛ و (د) ایجاد اکوسیستم حمایتی پایدار فنی–مالی برای تسهیل خلق و گسترش ایده های نوآورانه. این تحولات از ۷۱ کد باز و ۱۴ مقوله محوری استخراج شدند. نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که دانشگاه باید از نهادی منفعل به عامل راهبردی در تعامل دانشگاه–جامعه تبدیل شود. ایفای این نقش مستلزم رویکردی باز و محیط محور و تحول بنیادین در ساختار سازمانی است تا بتواند رهبری جریان فناوری در جامعه را بر عهده گیرد. برای تحقق این هدف، بازآفرینی ساختارهای نوین، ایجاد واحدهای تخصصی مدیریت ایده، تبیین مأموریت های روشن و استقرار نظام های حمایتی مؤثر ضروری است.
۲۹۹۸.

شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی واحدهای آموزشی مهارتی با هدف طراحی الگویی آینده نگر: مروری نظام مند با فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه منابع مالی دانشگاهی تنوع بخشی مالی فراترکیب آموزش عالی مهارتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: افزایش هزینه های آموزش عالی طی سالیان اخیر و در عین حال نوسانات بودجه ای دولت ها و هزینه های رقیب آموزش عالی، نقصان در زیرساخت های کارگاهی به روز و مباحث مالی مرتبط با خدمات دانشجویی، وضعیت مالی آشفته و نابسامان واحدهای آموزشی مهارتی را متاثرخود نموده است. بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعات جامع در زمینه توسعه منابع مالی در سطح واحدهای آموزشی مهارتی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی و به منظور طراحی الگویی آینده نگر برای واحدهای آموزشی مهارتی، اجرا شده است. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی بوده و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع مطالعات اسنادی- کتابخانه ای می باشد. بدین منظور با استفاده از مرور نظام مند مطالعات پیشین و روش فراترکیب، در قدم اول و برای بازشناسی پیشران های الگو، کلیدواژه های مختلف در مهم ترین پایگاه های اطلاعات علمی داخلی و خارجی جستجو و تعداد 107 اثر پژوهشی مرتبط در این زمینه شناسایی شدند. در قدم بعد و بر اساس شاخص های معین، تعداد 56 اثر علمی که به مطالعه پیشران های توسعه منابع مالی پرداخته اند، انتخاب و یافته های کلیدی آن ها با روش کدگذاری و تحلیل کیفی، تحلیل و فراترکیب شدند. یافته ها: دستاورد مرور نظام مند یافته های کیفی منابع کلیدی منتخب، استخراج و طبقه بندی314 مضمون کلیدی و پایه،34 مضمون سازمان دهنده فرعی در قالب 12 مضمون سازما ن دهنده اصلی می باشد؛ که مضامین سازمان دهنده اصلی شامل: توسعه راهبری و سکانداری آموزشی، توسعه مالیه و کارآمدسازی دانشگاهی، توسعه ارتباط با صنعت و جامعه، تجاری سازی دستاوردهای علمی و نوآوری دانشگاهی، توسعه تعاملات و همکاری های بین المللی، برنامه ریزی توسعه دانشگاهی، تعالی و توسعه فردی - سازمانی، توسعه کمک های خیرخواهانه و داوطلبانه، توسعه سازوکارهای قانونی و پیشران، توسعه سازوکارهای مالی، حمایتی و ترویجی، توسعه نهاد بازار و عوامل محیطی و بیرونی می شوند، که با استفاده از شاخص ضریب توافق کاپا، مورد تایید قرارگرفته است. نتیجه گیری: تمرکز زدایی و استقلال بخشی به تصمیمات واحدهای دانشگاهی مهارتی و محدود نمودن مداخلات دولتی در این زمینه باید از الویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. همچنین توجه به تعامل دوسویه و انطباق آموزش ها با نیازهای بازارکار و توجه به اصل رقابت پذیری و شبکه سازی منطقه ای در بخش های مختلف آموزش های مهارتی ضروری است. در این زمینه هم افزایی مستمر و سازنده با صنعت و گسترش شبکه حامیان دانشگاهی و هدایت آ ن به سمت و سوی توسعه منابع مالی در سطح واحدهای دانشگاهی مهارتی پیشنهاد می شود.
۲۹۹۹.

تحلیل وضعیت دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی دانشگاه پژوهی دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: ایجاد دفاتر دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای حل مشکلات مالی و توسعه تحقیقات علمی این دانشگاه ها عمل کند. این دفاتر با گردآوری و تحلیل داده ها، دانش موردنیاز هر دانشگاه را تولید کرده و از تحقیقات و نوآوری ها پشتیبانی می کنند. این پژوهش به بررسی وضعیت موجود و مطلوب دانشگاه پژوهی در این دانشگاه ها می پردازد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و با استفاده از روش کمی توصیفی- پیمایشی انجام گردید، جامعه آماری را مدیران، کارشناسان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی (دانشگاه علم و فرهنگ و دانشگاه علم و هنر) تشکیل می دهند که بر اساس آمار اداره کارگزینی این دانشگاه ها، تعداد 110 نفر دانشگاه علم و فرهنگ و تعداد 190 نفر دانشگاه علم و هنر می باشند. نظرات و دیدگاه های اساتید، مدیران و کارشناسان دانشگاه ها به شیوه نمونه گیری تصادفی و به تعداد 168 نفر که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد، انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با ضریب پایایی 0.92 و بالای 0.7 است. با توجه به اینکه داده ها به صورت زوجی و از یک جامعه بودند، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون ویلکاکسون با بهره گیری از نرم افزار SPSS21 استفاده شد. یافته ها: از دیدگاه خبرگان دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی در همه ابعاد و گویه های دانشگاه پژوهی شکاف وجود داشت و بالاترین شکاف مربوط به ابعاد "تصمیم سازی " و "ارتباطات " و گویه ی "انجام تصمیم سازی مبتنی بر مطالعات تطبیقی و با توجه به تجارب سایر دانشگاه ها و کشورها " در بعد تصمیم سازی و گویه ی " ارتباط دانشگاه با بیرون از دانشگاه با هدف ارائه خدمات حرفه ای به ذی نفعان (صنایع یا دولت)"در بعد ارتباطات می باشد؛ و سایر ابعاد به ترتیب (از شکاف بیشتر به کم تر)، تحلیل سیاست ها، پاسخگویی، ارزشیابی و پژوهشگری و مرجعیت اطلاعات در رتبه های بعدی قرار داشتند. نتیجه گیری: در کوتاه مدت، تشکیل تیم های موقت و بهره گیری از ابزارهای فناوری اطلاعات موجود، گامی اولیه برای بهبود مدیریت دانش و داده است. بااین حال، نهادینه سازی دفاتر تخصصی دانشگاه پژوهی با زیرساخت و نیروی انسانی مناسب، برای تحول ساختاری، امری ضروری است. این توسعه، بنیان تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، ارتباطات اثربخش و حکمرانی پاسخگویی را پی ریزی می کند و در نهایت از طریق پژوهش های کاربردی، به توسعه پایدار دانشگاه ها و جامعه منجر خواهد شد.
۳۰۰۰.

بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران: مرور نظام مند (1403-1381)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر انتقادی دانشگاه های ایران سنجش مهارت های تفکر انتقادی مرور نظام مند نظام آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: این مطالعه به بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در جوامع آموزشی ایران، در بازه ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۳ می پردازد . چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه های تفکر انتقادی استوار است که بر اهمیت این مهارت به عنوان توانایی تحلیل، ارزیابی و بازسازی تفکر برای دستیابی به تصمیم سازی منطقی تأکید دارند؛ و آن را از ارکان اصلی آموزش مدرن و پیش نیاز توسعه فردی و اجتماعی برمی شمارند. روش: این مطالعه به شیوه مروری و از نوع نظام مند (مرور سیستماتیک)، با تمرکز بر پرسش کلی «وضعیت مهارت های تفکر نقادانه در جوامع آموزشی ایران، با محوریت محیط های دانشگاهی چگونه است؟» شکل می گیرد. پژوهش های انجام شده در حوزه سنجش مهارت های تفکر انتقادی، بدون محدودیت زمانی، در پایگاه های اطلاعاتی Magiran، Irandoc، Science Direct، PubMed، Scopus، Web of Science، IranMedex، Google Scholar،Elsevier، SID، علم نت و سایر پایگاه های معتبر به دو زبان فارسی و انگلیسی شناسایی و بررسی شدند. بدین منظور کلیدواژگان اصلی «تفکر انتقادی»، «تفکر نقادانه»، «سنجش مهارت ها»، «ارزیابی» و «ایران» با استفاده از عملگرهای OR و AND مورداستفاده قرار گرفت. از مجموع 575 مقاله پس از حذف موارد تکراری، غیر مرتبط و اعمال معیارهای ورود و خروج، در نهایت 94 مقاله وارد مطالعه شده و داده های مستخرج به صورت توصیفی-ترکیبی و با سنتز نظام مند تحلیل شدند. یافته ها: مرور نظام مندِ مطالعات، نشان می دهد سطح مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران ضعیف است. بررسی نمرات در 23 سال گذشته، تغییرات معناداری در بلندمدت نشان نمی دهد. سطح مهارت ها در طول بیش از دو دهه اخیر نه تنها بهبود نیافته، بلکه ثبات نسبی در سطح پایین را نشان می دهد. نمرات پایین تفکر انتقادی دانشجویان در سال اول دانشگاه، ضعف نظام آموزشیِ پیش از دانشگاه در پرورش مهارت را تأیید می کند. تفاوت قابل توجهی میان نمره سطوح ورودی و خروجی دانشگاه ها مشاهده نمی شود و تفکر انتقادی در سطوح مختلف تحصیلی توسعه نمی یابد که مؤید نارسایی نظام آموزشی کشور در پرورش مهارت، از سطوح پایین تر تا سطوح عالی است. نتیجه گیری: توسعه تفکر انتقادی باید از اولویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. بازنگری در شیوه های آموزشی فعلی؛ و آموزش صریح و سازمان یافته این مهارت ها در سطوح مختلف آموزشی ضروری است. تکیه بر مطالعات طولی برای سنجش مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان در تمامی رشته ها؛ و همچنین توسعه ابزارهای استاندارد و بهینه سنجش متناسب با فضای دانشگاهی پیشنهاد می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان