آموزش عالی ایران

آموزش عالی ایران

آموزش عالی ایران سال 17 بهار 1404 شماره 1 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی فرایند ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی در ایران بر اساس هدف و روش: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزشیابی عملکرد هدف روش مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
هدف: ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی به عنوان ابزاری برای تضمین کیفیت آموزش عالی شناخته می شود. با وجود اهمیت این موضوع، بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعه جامع در زمینه اهداف، روش ها، و چالش های ارزشیابی هیئت علمی است. پژوهش با هدف مرور نقادانه فرایند ارزشیابی هیئت علمی در ایران انجام شد تا شکاف های موجود در اهداف، روش ها، گروه های هدف، و چالش های این فرآیند شناسایی شده و راهکارهایی برای بهبود آن پیشنهاد شود. این مطالعه به دنبال پاسخ پنج پرسش پژوهشی بود: اهداف ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی؟ روش های مورد استفاده؟ گروه های هدف؟ چالش های اصلی ارزشیابی؟ موضوعات پژوهشی مرتبط؟ روش: پژوهش با روش مرور نظام مند مقالات داخلی در بازه زمانی 1381 تا ابتدای بهمن 1402 انجام شد. جستجو در پایگاه های اطلاعاتی Irandoc، Civilica، Noormags، Magiran، SID، و Google Scholar صورت گرفت. در مجموع، 684 مقاله شناسایی شد. فرآیند غربالگری در چند مرحله انجام شد: مقالات تکراری، مروری، و غیراصیل حذف شدند. مقالاتی که متن کامل آن ها در دسترس نبود یا در ایران نوشته نشده بودند، کنار گذاشته شدند. کیفیت 34 مقاله اصیل پژوهشی توسط چهار پژوهشگر متخصص در آموزش عالی و سنجش آموزشی ارزیابی شد. اعتبار فرآیند انتخاب مقالات با ضریب توافق بین رتبه دهندگان (0.98، p<0.05) تأیید شد. تحلیل محتوای کیفی برای استخراج مضامین مرتبط با اهداف، روش ها، گروه های هدف، چالش ها، و موضوعات پژوهشی از متن کامل مقالات به کار رفت. یافته ها: از میان اهداف ارزشیابی، 14 مقاله بر اهداف تکوینی و تنها 3 مقاله بر اهداف پایانی متمرکز بودند. این عدم توازن نشان دهنده فقدان چارچوب های سیاستی یکپارچه و شفافیت در انتظارات نقش اعضای هیئت علمی است. روش های ارزشیابی عمدتاً به پرسشنامه های محقق ساخته وابسته بودند.گروه های هدف عمدتاً اعضای هیئت علمی علوم پزشکی بودند، که نشان دهنده کم توجهی به سایر رشته ها، به ویژه علوم انسانی و مدیریت آموزشی است. عناوین مقالات غالباً بر شناسایی ملاک های ارزشیابی متمرکز بودند و موضوعاتی مانند تدوین الگو، مطالعه طولی، یا ارزیابی رسمی دانشگاه ها کمترین توجه را دریافت کردند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از نوپا بودن ارزشیابی هیئت علمی در ایران است. تمرکز بیش ازحد بر اهداف تکوینی و پرسشنامه های دانشجویی، همراه با غفلت از روش های چندمنبعی و تفاوت های فردی اساتید، نشان دهنده شکاف های عمیق در این حوزه است. برای دستیابی به ارزشیابی مؤثر، تشکیل نهادهای تخصصی ارزشیابی آموزشی ضروری است. دستاوردهای پژوهش، شناسایی الگوها و چالش های ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی و ارائه چارچوبی برای بهبود کیفیت آموزش عالی از طریق اصلاح نظام های ارزشیابی است.
۲.

بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران: مرور نظام مند (1403-1381)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر انتقادی دانشگاه های ایران سنجش مهارت های تفکر انتقادی مرور نظام مند نظام آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: این مطالعه به بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در جوامع آموزشی ایران، در بازه ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۳ می پردازد . چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه های تفکر انتقادی استوار است که بر اهمیت این مهارت به عنوان توانایی تحلیل، ارزیابی و بازسازی تفکر برای دستیابی به تصمیم سازی منطقی تأکید دارند؛ و آن را از ارکان اصلی آموزش مدرن و پیش نیاز توسعه فردی و اجتماعی برمی شمارند. روش: این مطالعه به شیوه مروری و از نوع نظام مند (مرور سیستماتیک)، با تمرکز بر پرسش کلی «وضعیت مهارت های تفکر نقادانه در جوامع آموزشی ایران، با محوریت محیط های دانشگاهی چگونه است؟» شکل می گیرد. پژوهش های انجام شده در حوزه سنجش مهارت های تفکر انتقادی، بدون محدودیت زمانی، در پایگاه های اطلاعاتی Magiran، Irandoc، Science Direct، PubMed، Scopus، Web of Science، IranMedex، Google Scholar،Elsevier، SID، علم نت و سایر پایگاه های معتبر به دو زبان فارسی و انگلیسی شناسایی و بررسی شدند. بدین منظور کلیدواژگان اصلی «تفکر انتقادی»، «تفکر نقادانه»، «سنجش مهارت ها»، «ارزیابی» و «ایران» با استفاده از عملگرهای OR و AND مورداستفاده قرار گرفت. از مجموع 575 مقاله پس از حذف موارد تکراری، غیر مرتبط و اعمال معیارهای ورود و خروج، در نهایت 94 مقاله وارد مطالعه شده و داده های مستخرج به صورت توصیفی-ترکیبی و با سنتز نظام مند تحلیل شدند. یافته ها: مرور نظام مندِ مطالعات، نشان می دهد سطح مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران ضعیف است. بررسی نمرات در 23 سال گذشته، تغییرات معناداری در بلندمدت نشان نمی دهد. سطح مهارت ها در طول بیش از دو دهه اخیر نه تنها بهبود نیافته، بلکه ثبات نسبی در سطح پایین را نشان می دهد. نمرات پایین تفکر انتقادی دانشجویان در سال اول دانشگاه، ضعف نظام آموزشیِ پیش از دانشگاه در پرورش مهارت را تأیید می کند. تفاوت قابل توجهی میان نمره سطوح ورودی و خروجی دانشگاه ها مشاهده نمی شود و تفکر انتقادی در سطوح مختلف تحصیلی توسعه نمی یابد که مؤید نارسایی نظام آموزشی کشور در پرورش مهارت، از سطوح پایین تر تا سطوح عالی است. نتیجه گیری: توسعه تفکر انتقادی باید از اولویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. بازنگری در شیوه های آموزشی فعلی؛ و آموزش صریح و سازمان یافته این مهارت ها در سطوح مختلف آموزشی ضروری است. تکیه بر مطالعات طولی برای سنجش مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان در تمامی رشته ها؛ و همچنین توسعه ابزارهای استاندارد و بهینه سنجش متناسب با فضای دانشگاهی پیشنهاد می شود.
۳.

تحلیل وضعیت دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی دانشگاه پژوهی دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: ایجاد دفاتر دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای حل مشکلات مالی و توسعه تحقیقات علمی این دانشگاه ها عمل کند. این دفاتر با گردآوری و تحلیل داده ها، دانش موردنیاز هر دانشگاه را تولید کرده و از تحقیقات و نوآوری ها پشتیبانی می کنند. این پژوهش به بررسی وضعیت موجود و مطلوب دانشگاه پژوهی در این دانشگاه ها می پردازد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و با استفاده از روش کمی توصیفی- پیمایشی انجام گردید، جامعه آماری را مدیران، کارشناسان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی (دانشگاه علم و فرهنگ و دانشگاه علم و هنر) تشکیل می دهند که بر اساس آمار اداره کارگزینی این دانشگاه ها، تعداد 110 نفر دانشگاه علم و فرهنگ و تعداد 190 نفر دانشگاه علم و هنر می باشند. نظرات و دیدگاه های اساتید، مدیران و کارشناسان دانشگاه ها به شیوه نمونه گیری تصادفی و به تعداد 168 نفر که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد، انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با ضریب پایایی 0.92 و بالای 0.7 است. با توجه به اینکه داده ها به صورت زوجی و از یک جامعه بودند، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون ویلکاکسون با بهره گیری از نرم افزار SPSS21 استفاده شد. یافته ها: از دیدگاه خبرگان دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی در همه ابعاد و گویه های دانشگاه پژوهی شکاف وجود داشت و بالاترین شکاف مربوط به ابعاد "تصمیم سازی " و "ارتباطات " و گویه ی "انجام تصمیم سازی مبتنی بر مطالعات تطبیقی و با توجه به تجارب سایر دانشگاه ها و کشورها " در بعد تصمیم سازی و گویه ی " ارتباط دانشگاه با بیرون از دانشگاه با هدف ارائه خدمات حرفه ای به ذی نفعان (صنایع یا دولت)"در بعد ارتباطات می باشد؛ و سایر ابعاد به ترتیب (از شکاف بیشتر به کم تر)، تحلیل سیاست ها، پاسخگویی، ارزشیابی و پژوهشگری و مرجعیت اطلاعات در رتبه های بعدی قرار داشتند. نتیجه گیری: در کوتاه مدت، تشکیل تیم های موقت و بهره گیری از ابزارهای فناوری اطلاعات موجود، گامی اولیه برای بهبود مدیریت دانش و داده است. بااین حال، نهادینه سازی دفاتر تخصصی دانشگاه پژوهی با زیرساخت و نیروی انسانی مناسب، برای تحول ساختاری، امری ضروری است. این توسعه، بنیان تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، ارتباطات اثربخش و حکمرانی پاسخگویی را پی ریزی می کند و در نهایت از طریق پژوهش های کاربردی، به توسعه پایدار دانشگاه ها و جامعه منجر خواهد شد.
۴.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد آموزش عالی پیوست اقتصادی تصمیمات اقتصادی فراترکیب مدیریت دانشگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاهی و ارائه چارچوبی نظام مند، جهت ارتقای کارآمدی اقتصادی برنامه ها و فعالیت های دانشگاهی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی بوده و با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه منابع و پایگاه های علمی داخلی و خارجی در حوزه مدیریت اقتصادی و پیوست اقتصادی در اداره دانشگاه ها، در بازه زمانی 2025-2015 و 1404-1394 است. پس از مطالعات و بررسی های لازم 305 مقاله با استفاده از ابزار کاسب استخراج و درنهایت 82 مقاله به صورت هدفمند انتخاب و اعتبار آن از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید. یافته ها: در این پژوهش ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاه ها با روش تحلیل محتوای کیفی در قالب 79 مفهوم کلیدی، 22 مفهوم ثانویه (مؤلفه) و 8 مقوله (ابعاد) اصلی استخراج شدند. ابعاد اصلی شناسایی شده عبارت اند از: مدیریت بهینه منابع مالی، تأمین، توسعه و پایداری مالی، توسعه سرمایه انسانی، توجه به مسئولیت اجتماعی دانشگاه، توجه به رویکردهای نوین اقتصادی، تقویت ارتباط و تعامل با صنعت و بازار، همسویی با برنامه ها و سیاست های کلان دانشگاه و حضور در عرصه بین الملل که در نهایت در قالب یک الگوی تلفیقی شامل ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی ارائه شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که در فرایند مدیریت دانشگاهی توجه به آموزه ها و ملاحظات اقتصاد آموزش، ضرورتی عقلانی و راهبردی است این جریان می تواند به واسطه پیوست اقتصادی، به ارتقای کارکردهای اقتصادی دانشگاه، از جمله بهبود مدیریت منابع، افزایش استقلال و پایداری مالی، ارتقای بهره وری در تخصیص منابع و توسعه فرهنگ و مسئولیت پذیری اقتصادی دانشگاه ها در سطح جامعه منجر شود.
۵.

مؤلفه های کلیدی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی: مرور تجارب جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگو برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشینه مطالعاتی مرتبط با برنامه ریزی راهبردی در نظام های آموزش عالی در سطح جهانی انجام شده است. این مطالعه به دنبال شناسایی و استخراج مؤلفه های اساسی و تأثیرگذار در فرآیند برنامه ریزی راهبردی در آموزش عالی است تا با تحلیل و طبقه بندی آن ها، نقش این عناصر را در موفقیت برنامه ریزی های آموزش عالی برجسته سازد. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۴۵ مطالعه بین المللی منتخب در حوزه برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ از طریق جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی معتبر صورت گرفت. روایی پژوهش از طریق معیارهای انتخاب شفاف و غربالگری چندمرحله ای منابع و پایایی نیز با بهره گیری از کدگذاری ساختاریافته و دسته بندی مفهومی تأمین گردید. یافته ها: پس از بررسی دقیق مطالعات منتخب، در نهایت ۲۱ الگوی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی استخراج گردید. زیر مؤلفه های الگوها بر اساس ارتباط معنایی کدهای باز، در ۲۷ دسته طبقه بندی شدند. مؤلفه های اصلی استخراج شده نیز شامل: «آماده سازی های مقدماتی»؛ »طراحی چارچوب تشکیل گروه»؛ «گردآوری و تدوین شناسنامه مؤسسه»؛ «رتبه بندی، استانداردسازی و طراحی شاخص ها (KPI)»؛ «پایش نظام مند محیط ؛ تحلیل تعاملات متقابل»؛ «تحلیل ارتباطات میان شاخص ها»؛ «جلسات طوفان فکری»؛ «نقشه راه چشم انداز»؛ «بیانیه مأموریت»؛ «توسعه و یکپارچه سازی ارزش ها»؛ «طراحی چارچوب تعیین اهداف راهبردی»؛ «تدوین و طبقه بندی راهبردها»؛ «تحلیل هم زمان استراتژی ها و اهداف»؛ «تعیین وظایف و مسئولیت ها»؛ «تدوین سند»؛ «معرفی فرآیند و اجرا»؛ «تصویب نهایی و ابلاغ سند»؛ «پشتیبانی و توانمندسازی»؛ «انتشار سند برنامه با رویکرد شفافیت»؛ «طراحی سازوکارهای نظارت و اصلاح بر پایه بازخوردها»؛ «پایش مداوم و انعطاف پذیر تغییرات و به روزرسانی»؛ «طراحی نقشه جامع ذی نفعان»؛ «طراحی چارچوب ساختاری» و «بهره گیری از ابزارها و فناوری های پیشرفته» هست. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی فرایندی چندبُعدی و نظام مند است که با تکیه بر مؤلفه های متنوع ساختاری، انسانی، فناورانه و تحلیلی، می تواند نقش مهمی در ارتقای کارایی دانشگاه ها ایفا کند. این یافته ها امکان بهره برداری بومی سازی شده از تجارب بین المللی را برای سیاست گذاران و مدیران ایرانی فراهم می سازد. پژوهش حاضر گامی کاربردی در جهت تدوین چارچوب های ملی راهبردی آموزش عالی است.
۶.

بررسی مقایسه ای بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و سایر استان ها مبتنی بر مدل های CCR وBCC(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهره وری آموزش عالی مدل BCC و CCR تحلیل پوششی داده ها (DEA)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: بهره وری، یکی از مؤلفه های بنیادین عملکرد سازمانی در محیط رقابتی امروز است و نقش حیاتی در تداوم و بقای سازمان ها ایفا می کند. دانشگاه ها به عنوان نهادهای پیشروی علمی، جایگاهی کلیدی در توسعه کشور داشته و ارتقای بهره وری در آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی شکاف بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و دیگر استان های کشور است. روش: برای دستیابی به این هدف با بهره گیری از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA) در دو مدل CCR و BCC با استفاده از ۱۹ شاخص ورودی و ۶۳ شاخص خروجی، بهره وری دانشگاه ها ارزیابی شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند میانگین کارایی فنی دانشگاه های شهر تهران، هم در مدل (0.73) CCR و هم در مدل (0.71) BCC، به مراتب بالاتر از دانشگاه های سایر استان ها است (به ترتیب 0.44 و 0.52). همچنین نتایج آمار توصیفی نیز این تفاوت معنادار میان دو گروه را مورد تأیید قرار می دهد. این تفاوت نشان می دهد که دانشگاه های تهران، به دلیل بهره گیری مؤثرتر از منابع و دسترسی به زیرساخت های پژوهشی، در تولید خروجی های آموزشی، پژوهشی و فناورانه عملکرد بهتری دارند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که دانشگاه های بزرگ تر (با بیش از ۱۵ هزار دانشجو) از بهره وری بالاتری برخوردارند، اما اندازه به تنهایی تضمین کننده کارایی نیست و مدیریت بهینه منابع نیز نقش تعیین کننده ای دارد؛ بنابراین، در تحلیل بهره وری دانشگاه ها، باید به شکاف منطقه ای و راهکارهای پیشنهادی پژوهش حاضر توجه جدی شود. واژه های کلیدی: بهره وری، آموزش عالی، مدل BCC و CCR، تحلیل پوششی داده ها (DEA)

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۱