فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۲۴۱ تا ۱۹٬۲۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۹
85 - 95
حوزههای تخصصی:
پژوهش مقدمه و هدف پژوهش: در دهه نود، شمار فزاینده ای از گزارش های اصلی روزنامه ها، داستان های هراس انگیزی را درباره ی بازی های ویدیوئی تکان دهنده و خشونت بار مطرح می کرد که برای کودکان و نوجوانان ساخته شده بود و موضوع هایی را در برمی گرفت که بر آدم کشی و ضرب و شتم تأکید داشت (بری گانتر، 1388). هدف از بررسی رابطه میزان سواد رسانه ای والدین تهرانی با کمیت و کیفیت استفاده بازی های رایانه ای فرزندان شناخت و شناسایی این عوامل است. روش پژوهش : جمعیت نمونه آماری این پژوهش را والدین و کودکان و نوجوانان زیر 18 سال تهرانی ازیکی از مناطق 22 گانه استان تهران با تحصیلات زیر دیپلم تا دکتری تشکیل می دهند. این مطالعه یک نوع پژوهش کمی از نوع پیمایشی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات در آن از طریق پرسشنامه بوده است. حجم نمونه براساس فرمول برآورد حجم نمونه کوکران برابر 344 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند، ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن با استفاده از روایی صوری و محتوایی تایید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد، تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار spss21 انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: نتایچ آزمون فرضیه اول نشان داد بین بعد ادراکی سواد رسانه ای والدین تهرانی با کمیت و کیفیت استفاده بازی های رایانه ای فرزندان رابطه معناداری وجود دارد و میزان تاثیر سواد رسانه ای بر کمیت استفاده فرزندان از بازی های رایانه ای برابر 0.22 و میزان تاثیر آن بر کیفیت برابر 0.26 درصد است، نتایج آزمون فرضیه دوم نشان داد بین بعد حسی سواد رسانه ای والدین تهرانی با کمیت و کیفیت استفاده بازی های رایانه ای فرزندان رابطه معناداری وجود دارد، نتایج آزمون فرضیه سوم نشان داد، بین بعد اخلاقی سواد رسانه ای والدین تهرانی با کمیت و کیفیت استفاده بازی های رایانه ای فرزندان رابطه معناداری وجود دارد.
طراحی مدل مهندسی مجدد کسب وکار در صنعت بانکداری ایران با تأکید بر مشتری مداری؛ تحقیق آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، طراحی مدل مهندسی مجدد کسب وکار در صنعت بانکداری ایران با تأکید بر مشتری مداری است. این پژوهش، پژوهش آمیخته اکتشافی با دو بخش کیفی (نظریه داده بنیاد) و کمّی است. جامعه آماری در بخش کیفی و کمّی به ترتیب نخبگان صنعت بانکداری ایران با مدرک دانشگاهی دکترای مدیریت بازرگانی و مدیران و کارشناسان صنعت بانکداری بوده اند. در بخش کیفی با روش نمونه گیری نظری، 11نفر از نخبگان صنعت بانکداری و در بخش کمّی نمونه ای برابر با 385 نفر براساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری احتمال وند انتخاب شدند. در بخش کیفی از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی برای به دست آوردن داده ها از پرسشنامه استفاده شد. روایی و پایایی بخش کیفی به ترتیب از طریق بازخورد مشارکت کنندگان و دریافت نظرات همکاران و روایی پرسشنامه با استفاده از روایی همگرا و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شده است. برای دستیابی به فرضیه های پژوهش از روش کدگذاری و برای بررسی فرضیه های پژوهش از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتیجه پژوهش، دستیابی به مدلی است که مشتمل بر 26 متغیر و 5 عامل (تأمین منافع حداکثری ذی نفعان، سرعت و ارزانی ارائه خدمات، اعمال قوانین و استاندارد ها، رشد چارچوب های مدیریت صنعت بانکداری و ایجاد و بهبود رویه های منتهی به مشتری) است و تأثیر مثبت هریک از 5 عامل مدل را بر صنعت بانکداری مشتری مدار تأیید می کند.
محدودیت فروش کوتاه مدت و خطر سقوط قیمت سهام با تاکید بر کارایی سرمایه گذاری
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی محدودیت فروش کوتاه مدت و خطر سقوط قیمت سهام با تاکید بر کارایی سرمایهگذاری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، اقدام به جمعآوری دادههای مرتبط با تحقیق کرد. روش پژوهش حاضر، ازنظر هدف، از نوع کاربردی و ازلحاظ روش، از نوع همبستگی تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و برای انتخاب نمونه، از روش غربالگری یا حذفی سیستماتیک استفاده شد. به این صورت که نخست، تمام شرکتهایی که میتوانند در نمونهگیری شرکت کنند، انتخاب و سپس، از بین آنها شرکتهایی که واجد شرایط مذکور نیستند، حذفشده و درنهایت شرکتهایی که باقی میمانند، برای انجام آزمون انتخاب شدند. بازه زمانی پژوهش بین سالهای 1390 تا 1397 در نظر گرفته شد. در این پژوهش، دادههای موردنیاز برای آزمون فرضیههای پژوهش، از صورتهای مالی سالانه شرکتها (سایت کدال) و وبسایت سازمان بورس اوراق بهادار، استخراج شد. به این صورت که ابتدا با استفاده از روشهای کمی شامل ابزارهای موجود در آمار توصیفی، نظیر میانگین، انحراف معیار دادههای مورداستفاده تجزیهوتحلیل شد و برای آزمون فرضیههای این پژوهش و تعیین ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته نیز از الگوهای اقتصادسنجی استفاده شد و فرضیههای مربوطه از روش رگرسیون چند متغیره پانل موردبررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد محدودیت فروش کوتاه مدت بر ریسک سقوط قیمت سهام تاثیرگذار بوده و این تاثیر مثبت است. از سوی دیگر عدم کارایی سرمایه گذاری تاثیر مثبت بر این رابطه دارد.
معرفی و آزمون عامل چرخه عمر به منزله عامل مؤثر در توسعه الگوهای چندعاملی قیمت گذاری با استفاده از رویکرد رگرسیون های پوششی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در پژوهشهای پیشین بر تأثیر چرخه عمر شرکت بهمنزله یک ویژگی بر بازده شرکتها تأکید شده است. هدف این پژوهش، معرفی و آزمون عامل چرخه عمر شرکت بهمنزله عامل سیستماتیک جدید در توسعه الگوهای چندعاملی قیمتگذاری با استفاده از رویکرد رگرسیونهای پوششی است. روش: با استفاده از دادههای 345 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران بین سالهای 1383 تا 1397، ابتدا نشان داده میشود بین بازده شرکتهای موجود در مراحل مختلف چرخه عمر تفاوت معنیداری وجود دارد و الگوهای قیمتگذاری رایج توان تبیین این الگوی بازده را ندارند؛ سپس با توجه به دو رویکرد مبتنی بر ریسک و قیمتگذاری نادرست برای تبیین تفاوت بازده شرکتها، شواهد تجربی ارائه میشود که نشان میدهد تأثیر چرخه عمر بر بازده شرکتها بهطور عمده با تفسیر مبتنی بر قیمتگذاری نادرست شرکتهای مرحله بلوغ سازگار است. بر این اساس، پنج ساختار برای تشکیل عامل چرخه عمر بر مبنای تفاوت بازده شرکتهای مرحله بلوغ و شرکتهای سایر مراحل شامل مراحل معرفی، رشد، رکود و افول ارائه و سپس قابلیت تبیین بازده عامل چرخه عمر پیشنهادی بهوسیله الگوهای قیمتگذاری موجود بررسی میشود. نتایج: نتایج حاصل از رگرسیونهای پوششی نشان میدهد هیچکدام از الگوهای سهعاملی فاما [1] و فرنچ [2] (1993)، چهارعاملی کارهارت [3] (1997)، پنجعاملی فاما و فرنچ (2015) و ششعاملی فاما و فرنچ (2018)، قدرت توضیحدهندگی بازده عامل چرخه عمر در همه ساختارهای پیشنهادی را ندارند؛ بنابراین، عامل چرخه عمر شرکت، عامل جدیدی است که موجب بهبود عملکرد الگوهای عاملی ذکرشده در توضیح تفاوت بازده شرکتها میشود.
تأثیر نوسانات بازده سهام بر اقلام تعهدی سرمایه در گردش با در نظر گرفتن اثر تعدیل کننده درماندگی مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با وجود این واقعیت که اقلام تعهدی در گزارشگری مالی نقشی محوری دارد و از حوزههای پویای پژوهشهای حسابداری و مالی محسوب میشود، مطالعات انجامشده در این حوزه، تاکنون درک عمیقی از چگونگی تأثیرگذاری عوامل اقتصادی سطح شرکت بر این اقلام را فراهم نکرده است. در این پژوهش سرمایه در گردش تعهدی شرکتها، شکلی از سرمایهگذاری در نظر گرفته و تلاش شده است با استفاده از چهارچوب نظریِ نظریه اختیارات سرمایهگذاری، تأثیر نوسانات بازده سهام بر سطح موردانتظار اقلام تعهدی سرمایه در گردش تعهدی بررسی شود. افزون بر این، اثر تعدیلکننده درماندگی مالی بر رابطه بین نوسانات بازده سهام و اقلام تعهدی سرمایه در گردش بررسی شده است. روش: نمونه آماری متشکل از ۱۱۱ شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی ۱۳۸۳ تا ۱۳۹6 است. فرضیهها به روش رگرسیون حداقل مربعات تعمیمیافته و دادههای ترکیبی آزمون شده است. نتایج: نتایج نشاندهنده تأثیر منفی نوسانات بازده سهام بر سطح موردانتظار اقلام تعهدی سرمایه در گردش است. ازسوی دیگر، مشخص شد درماندگی مالی شرکتها تأثیر منفی نوسانات بازده بر سرمایه در گردش تعهدی را کاهش نداده است. نتیجه دیگر پژوهش بیانکننده این است که نوسانات بازده سهام بر اجزای بدهی تشکیلدهنده سرمایه در گردش تعهدی، تأثیر مثبت و بر اجزای دارایی سرمایه در گردش تعهدی، تأثیر منفی داشته است. هرچند در این میان موجودی کالا استثنا بوده و نوسانات بازده بر سطح موردانتظار موجودی تأثیر مثبتی داشته است.
کاهش سوگیری های قضاوتی حسابرسان در هنگام ارزیابی انگیزه های رفتاری مثلث تقلب براساس استاندارد حسابرسی 240 ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۲
167 - 194
حوزههای تخصصی:
هدف:طبق استاندارد حسابرسی شماره 240، حسابرس اولاً وظیفه تشخیص، ارزیابی، کسب شواهد و برخورد مناسب با خطر تقلب، ثانیاً برنامه ریزی و قضاوت متفاوت در دو سطح احتمال ریسک پایین و بالای تقلب، ثالثاً استفاده از انگیزه های رفتاری، شامل انگیزه های رفتاری مثلث تقلب و رابعاً تفکیک ریسک تقلب از ریسک اشتباه را برعهده دارد. براین اساس، هدف این پژوهش، تعیین تأثیر تفکیک سازی مذکور در کاهش اشتباه قضاوت حسابرسان و در هنگام ارزیابی انگیزه های رفتاری تقلب، در دو سطح ریسک پایین و بالای ریسک تقلب هست. روش:پژوهش حاضر از نوع علّی- مقایسه ای و به صورت طرح عاملی 3*2 برنامه ریزی و اجرا گردید. جامعه آماری این مطالعه، حسابرسان ارشد و شاغل در موسسات حسابرسیبوده که از بین آنان، تعداد 77 حسابرس با استفاده از دو سناریو به ارزیابی ریسک تقلب پرداختند. بدین نحو که به صورت تصادفی 42 نفر از آنان به سناریوی ریسک بالا و 35 نفر به سناریوی ریسک پایین تخصیص یافته و براساس سه روش ارزیابی غیرمنفک، منفک و گروه بندی به ارزیابی ریسک تقلب پرداخته اند. یافته ها:نتایج پژوهش حاکی از افزایش حساسیت حسابرس به ریسک کلی تقلب و ناشی از به کارگیری منفک سازی است. علی رغم این، استفاده از روش منفک سازی، منجر به افزایش حساسیت حسابرسان به ریسک های فرصت و انگیزه نشده است. نتیجه گیری: استفاده از روش منفک می تواند موجب افزایش توجه حسابرس به سطوح بالای ریسک تقلب گردد. اما، روش منفک و غیرمنفک و بدون ملاحظه سطح ریسک، بر ارزیابی ریسک کلی تقلب تأثیری ندارد.
بررسی تاثیر بهبود عملکرد رابطه برند از طریق مشارکت مشتری و ایجاد ارزش در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳
45 - 62
حوزههای تخصصی:
امروزه برندهای مختلف بسیاری، در هنگام سرمایه گذاری های عظیم، تلاش زیادی برای کسب رابطه ای قوی تر با مشتری های خود در زمینه ی اجتماعات آنلاین انجام می دهند. غالبا، این اجتماعات از رسانه های اجتماعی آغاز می شوند که مشتری ها در آن افکار و تجربیات و سوالات خود را در مورد برند مطرح می کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر بهبود عملکرد رابطه برند از طریق مشارکت مشتری و ایجاد ارزش در رسانه های اجتماعی است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، جز تحقیقات میدانی محسوب می شود. روش تحقیق از جهت طرح تحقیق نیز پس رویدادی است. جامعه آماری این پژوهش 384 نفر از مشتریان اینترنتی فروشگاه شهروند شعبه بیهقی بوده است. جهت تحلیل داده ها از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان داد سطح بالاتری از مشارکت مشتری، سبب دریافت ارزش عملکردی بسیار بزرگی می شود. همچنین سطح بالاتری از مشارکت مشتری سبب دریافت (درک) ارزش احساسی بسیار بزرگی می شود. همی نطور سطح بالاتری از مشارکت مشتریان به طور مثبت به دریافت (ادراکات) ارزش ارتباطی بیشتری وابسته است. همچنین سطح بالاتری از مشارکت مشتری به طور مثبت به درک ارزش سازگاری بیشتر مرتبط است. اما ارزش عملکردی تاثیر مثبتی بر عملکرد رابطه ای برند نداشت. همین طور ارزش احساسی تاثیر مثبتی بر عملکرد رابطه ای برند نداشت. سپس ارزش رابطه ای بر عملکرد رابطه برند تاثیر مثبت خواهد گذاشت. همچنین ارزش سازگاری تاثیر مثبتی بر عملکرد رابطه ای برند خواهد داشت.
عوامل مؤثر بر سنجش عملکرد بازاریابی وابسته برخط در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۱
253 - 279
حوزههای تخصصی:
با وجود رشد روزافزون بازاریابی وابسته در ایران به خصوص در صنعت گردشگری، محققان توجه چندانی به این حوزه نکرده اند. هدف از این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر سنجش عملکرد بازاریابی وابسته برخط در صنعت گردشگری کشور بوده است. با توجه به اینکه این پژوهش، ازنظر هدف توسعه ای و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی پیمایشی بوده است، ابتدا با مطالعات مروری، مجموعه ای از معیارهای سنجش عملکرد بازاریابی وابسته شناسایی شدند. پس از مصاحبه با خبرگان حوزه ی بازاریابی گردشگری، پرسشنامه در میان نمونه آماری یعنی فعالین حوزه گردشگری کشور توزیع شد. پس از جمع آوری پرسشنامه به تجزیه وتحلیل داده ها، استخراج و رتبه بندی معیارهای مناسب جهت سنجش عملکرد بازاریابی وابسته برخط در صنعت گردشگری کشور پرداخته شد. نتایج این تحقیق نشان داد که شش عامل قابلیت های نمایش، توانمندی ارتباطی، عوامل مالی، ایجاد مزیت رقابتی، قابلیت های جذب و ایجاد برند، عوامل مهمی جهت سنجش عملکرد بازاریابی وابسته در صنعت گردشگری کشور هستند.
تاثیر محافظه کاری حسابرس و رتبه بندی موسسات حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر محافظه کاری حسابرس و رتبه بندی موسسات حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی می پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع تحقیقات علّی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود که به روش حذف سیستماتیک تعداد 117 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده و در دوره ی زمانی 5 ساله بین سال های 1393 تا 1397 مورد تحقیق قرار گرفتند. برای اندازه گیری متغیر مدیریت سود از مدل جونز تعدیل شده استفاده گردید. روش مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده و برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. برای اجرای آزمونها و تخمین نهایی مدل ها از نرم افزار استاتا نسخه 15 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که محافظه کاری حسابرس بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاثیر ندارد. رتبه بندی موسسات حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاثیر منفی دارد. یعنی در شرکتهایی که حسابرسی آنها توسط موسسات رتبه برتر انجام شده است مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی کمتری داشته اند.
حسابداری علمی اسلامی
حوزههای تخصصی:
از زمان های قدیم تا به امروز فلسفه اخلاق به ویژه اخلاق حرفه ای نقش بسیار پررنگی در جوامع به ویژه جامعه اسلامی داشته است به طوری که می توان یکی از راه های تداوم هر حرفه و فعالیت را لزوم رعایت اخلاق حرفه ای در کسب و کار دانست. رعایت اخلاق حرفه ای صرفا به رشته حسابداری محدود نشده و در بسیاری از رشته ها مانند مدیریت، روانشناسی، حسابرسی، پزشکی و... نیز می توان مشاهده نمود. با نگاهی گذرا به رویکرد های حسابداری نیز به صراحت می توان دریافت که تاریخچه اخلاق ورعایت اصول اخلاقی در رشته حسابداری تقریبا به زمان های دور برمی گردد. زمانی که رویکرد سنتی (تئوریک) برای تدوین تئوری حسابداری به رویه های عمل توجه داشته و منطق در آن توجه کمتری داشت. بااین حال اخلاق در رویکرد سنتی نیز، هم تاکید بسیاری بر مفاهیم انصاف، حقیقت و عدالت دارد. باید توجه داشت رعایت ارزش های اخلاقی به ویژه در رشته حسابداری سبب حفظ اطلاعات، گزارش ها و صورت های مالی از غرض ورزی های ممکن در آن میشود. در این مقاله سعی شده ضمن تعاریف کلی اخلاق وتاثیر آن بر رفتار به دلایل با اهمیتی از ارائه راهکاری مناسب، اهمیت رعایت آن در حسابداری و تاثیر آن بر حسابرسی به صورت مختصر اشاره شود.
تبیین نقش خدامحوری در كاهش سكوت سازمانی ناشی از سقف شیشه ای
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با مروری گذرا بر مبنای تفكری خدا محوری به عنوان سنجه ای در نظام اداری كه می تواند از دیدگاه دینی وضع موجود را با وضع مطلوب محك زند به بحث تفكر شیشه ای و سكوت سازمانی می پردازد. خلق و اداره بحث، شنیدن صدا های دیگران و داشتنِ نگرشِ پرورشی و آینده نگر، از جمله چالش های مدیران در محیط کاری است. مدیریت سرمایه های انسانی از جمله مفاهیمی است که بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است، شاید دلیل اهمیتش نیز به مهم بودن سرمایه انسانی باشد. افکار اداری برخی مدیران، عامل فشار بر افراد برای همرنگ شدن با آنان بوده و دگر اندیشی را برنمی تابد و به همین خاطر است که نخبگان اداری به شدت از ترسِ انزوا، بر ضد قضاوت ها و ارزیابی های خود عمل نموده و یا به دلیل ایجاد تفكر شیشه ای توسط برخی مدیران، بعضا" دست به سكوت سازمانی می زنند كه راه برون رفت، داشتن تفكر خدامحوری و دوری از دگم اندیشی بوده و باید تفكرگاه را به این سمت هدایت نمود كه در هر سازمان، پرسنل بی تفاوت، خطرناکتر از پرسنلِ انتقادگر و حتی مخالفِ دیدگاه حاكم هستند.
An Intelligent Model of Transparent Governance in Policymaker Organizations with the Approach of Good Governance(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The new paradigm of good governance has an emphasis on international transparency, and this in this study takes into account the actual impacts of organizational intelligence in policymaker organizations. This study primarily aims to design an intelligent model of transparent governance in policymaker organizations with the approach of good governance. The study is a fundamental research in terms of objectives. In the qualitative section, data collection was done through Delphi interview questions, and the statistical population was senior managers, specialists, and policymakers with targeted sampling. In the quantitative part, the population was mid-level managers and organizational intelligence experts. The random sampling method was via the Cochran formula, and 432 individuals were selected. Data gathering tools were interviews and researcher-made survey questionnaires. The content and face validity and Cronbach alpha reliability were employed. The data were analyzed by descriptive and inferential statistics, including factor analysis, regression, and structural equations. Model fit and Friedman test were employed. The findings indicated three dimensions in the proposed model design, including transparency, knowledge creation, and knowledge translation, along with six components, five subcomponents, and 23 indicators. The results suggested that there is a relatively strong and appropriate relationship between organizational intelligence and organizational transparency. Furthermore, sense-making had the highest correlation with organizational transparency. Also, the strongest predictor was the sense-making variable.
طراحی الگوی راهبردی بین المللی سازی شرکت های دانش بنیان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برونگرایی، تاکید بر اقتصاد دانشبنیان و حضور در بازارهای بینالمللی جزء راهبردهای کلان اقتصادی مقاوتی برای برونرفت از معضلاتی همچون اشتغال، تورم و نرخ پایین رشد اقتصادی تعیین گردیده است. از سوی دیگر بررسی وضعیت صادرات شرکتهای دانشبنیان نشانگر نامطلوب بودن وضعیت آنها در عرصه کسبوکار بینالمللی است؛ در این پژوهش با مطالعه تجربه شرکتهای دانشبنیان موفق در این حوزه الگوی راهبردی برای کمک به بینالمللی شدن این شرکتها ارائه شده است. پژوهش حاضر کاربردی، کیفی و با استفاده از استراتژی دادهبنیاد نظاممند انجام پذیرفته است. بدین منظور 17 مصاحبه عمیق با مدیران و نخبگان شرکتهای دانشبنیان دارای تجربه کسبوکار بینالمللی موفق انجام و با تحلیل دادهها بر اساس روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی 96 مولفه احصاء گردیده است.تحلیل دادههای پژوهش نشان میدهد که ترکیب سه دسته مولفههای علی منبعمحور، شبکهمحور و کارآفرینمحور میتواند به پدیده محوری حضور بینالمللی پایدار شرکتهای دانشبنیان منجر شود. همچنین مولفههای بافت سازمانی، محیط ملی و فراملی بسترساز این حضورند و مولفههای انسانی و نهادی جزء عوامل مداخلهگر محسوب میشوند. در این میان شرکتها با اتخاذ راهبردهای رشد مشتریمدارو رقابت فناورانه میتوانند به پیامدهایی همچون شهرت، بقاء و رشد و ارتقاء تکنولوژیکی دست یابند. از اینرو میتوان نتیجه گرفت که کاربست یک رویکرد خاص موجود در ادبیات بینالمللیسازی شرکتها برای بینالمللیسازی شرکتهای دانشبنیان ایرانی کارساز نبوده و یک رویکرد تلفیقی از تئوریهای منبعمحور، کارآفرینانه و شبکهمحور منطبق با شرایط کسبوکار ایرانی لازم است. همچنین شرکتها به منظور دستیابی به حضور موفق و پایدار بینالمللی باید رویکردی کنشگرانه و رقابتیپذیر اتخاذ نمایند.
تبیین واکنش های مشتری به راهبردهای سرمایه گذاری در روابط مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۱
199 - 216
حوزههای تخصصی:
روندهای موجود در دنیای کسبوکار از جمله گذر به اقتصاد مبتنی بر خدمات و توسعه فناوریهای ارتباطات و اطلاعات باعث شده تا اهمیت وفاداری مبتنی بر رابطه بهصورت چشمگیری برای شرکتها افزایش یابد. هم راستا با این تحولات، در صنعت بانکداری نیز برقراری رابطه بلندمدت با مشتری به استراتژی حیاتی تبدیل شده است. هدف مقاله حاضر، ارائه مدلی جهت ارزیابی اثربخشی راهبردهای سرمایهگذاری صنعت بانکداری ایران با تأکید بر رابطهگرایی مشتری است.لذا بهدنبال پاسخ به این سؤال هستیم که میزان رابطهگرایی مشتری تا چه حد در واکنش آن به راهبردهای سرمایهگذاری در روابط مشتری تأثیر دارد. در این راستا جامعه آماری، مشتریان بانک کشاورزی در شهر تبریز است که در حجم نمونه 417 مشتری پرسشنامه تکمیل شد. برای انتخاب نمونهها از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شد و فرضیههای پژوهش با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارAMOS مورد آزمون قرار گرفتند. مطابق یافتههای پژوهش راهبردهای مالی، اجتماعی و ساختاری سرمایهگذاری در روابط مشتری بر کیفیت رابطه تأثیر مثبت دارد، کیفیت رابطه بر وفاداری مشتری، تبلیغات دهان به دهان و سهم مشتری تأثیر مثبت دارد و تأثیر راهبردهای مالی و اجتماعی بر کیفیت رابطه در مشتریان رابطهگرا و غیررابطهگرا متفاوت است ولی تأثیر راهبرد ساختاری بر کیفیت رابطه در مشتریان رابطهگرا و غیررابطهگرا یکسان است.
شناسایی شاخص های بانک های در معرض بحران ورشکستگی بر اساس روش تحلیل تم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۱۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۶
51 - 86
حوزههای تخصصی:
وقوع پدیده ورشکستگی بانکی در نظامهای پولی دنیا با حساسیت بالایی روبرو است، زیرا تبعات ریسک سیستمی توأم با این پدیده میتواند دارای آثار بسیار مخربی بر مجموعه نظام پولی و مالی کشورها باشد و به بحرانهای شدید سیاسی و امنیتی منجر شود. قوانین ومقررات معتبری برای ارزیابی وضعیت و عملکرد بانک و اعلام هشدار نسبت به بحران منتهی به ورشکستگی بانکی در دنیا تدوین شده است. وضعیت برخی از کشورها از جمله ایران به لحاظ اقتصادی و سایر جنبهها متفاوت از سایرین بوده و این مساله ضرورت بومیسازی شاخصهای شناسایی بانکهای در معرض بحران ورشکستگی در ایران را دو چندان مینماید. در این پژوهش از طریق مصاحبه با خبرگان بانکی و روش تحلیل تم، پژوهشگران به 17 شاخص با درجه تاثیرگذاری بالا بر ورشکستگی بانکی دست یافتند که 5 شاخص به طور خاص ویژه شرایط جاری بانک های کشور می باشد.
ارائه یک مدل چند هدفه برای مسئله مکان یابی - مسیریابی با در نظر گرفتن حداقل ریسک و حداکثر پوشش تقاضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال هجدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۸
105 - 138
حوزههای تخصصی:
تصمیمات مکانیابی، مسیریابی و تخصیص در زنجیره تأمین بیتردید یکی از مباحث بسیار مهم این فلسفه مدیریتی محسوب میشوند که تاثیر فراوانی بر کاهش هزینههای زنجیره تأمین و رضایت مشتریان دارد. این تحقیق به ارائه یک رویکرد یکپارچه از شبکه-های توزیع پرداخته است. توابع هدف در مدل ریاضی پیشنهادی شامل حداقل کردن مجموع هزینههای مرتبط با وسایل حمل و نقل، هزینه اجاره انبارها و حداقل کردن ریسک سیستم میباشد. مدل پیشنهادی دارای پیچیدگی محاسباتی زیادی میباشد و حل آن با روشهای دقیق در زمان معقول امکانپذیر نمیباشد. بنابراین یک الگوریتم فرا ابتکاری چندهدفه جدید به نام الگوریتم جستجوی هارمونی چندهدفه ارائه شده است. به منظور اثبات اثربخشی و کارایی الگوریتم در حل مدل پیشنهادی، ابتدا با استفاده از روش تاگوچی پارامترهای الگوریتم در بهترین سطوح ممکن تنظیم میشوند. سپس مسائل نمونه تصادفی تولید و عملکرد الگوریتم پیشنهادی در مقایسه با الگوریتمهای ژنتیک مرتبسازی نامغلوب و ژنتیک رتبهبندی نامغلوب ارزیابی میشود.
بررسی رابطه متقابل استقرار کمیته حسابرسی، شفافیت اطلاعات و کیفیت سود با استفاده از سیستم معادلات همزمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال بیستم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۷۹
123-150
حوزههای تخصصی:
درزمینه ارتباط بین استقرار کمیته حسابرسی و شفافیت اطلاعات، در مطالعات انجامگرفته دوگانگی دیده میشود؛ درحالیکه برخی از مطالعات به بررسی تأثیر کمیته حسابرسی بر شفافیت اطلاعات پرداختهاند، مطالعات دیگر نیز وجود دارد که تأثیر کمیته حسابرسی بر کیفیت سود را به بوته آزمون گذاشتهاند. مشاهده شواهدی مبنی بر صحت هر دو رویکرد یادشده، میتواند به معنای رابطهای سهطرفه میان این سه متغیر باشد. در این راستا، پژوهش پیش رو به بررسی رابطه سهطرفه استقرار کمیته حسابرسی، شفافیت اطلاعات و کیفیت سود میپردازد. نمونه آماری متشکل از 125 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1387-1396 است؛ که ابتدا با انجام آزمون علیت گرنجری، وجود رابطه سهطرفه میان این دو متغیر به تائید رسید و سپس سیستم معادلات همزمان با استفاده از روش رگرسیونی برآورد شد. نتایج بدست آمده از فرضیه اول حاکی از ارتباط مثبت بین استقرار کمیته حسابرسی و شفافیت اطلاعات است. فرضیه دوم بیانگر وجود ارتباط مثبت استقرار کمیته حسابرسی و کیفیت سود است. همچنین نتیجه فرضیه سوم حاکی از وجود رابطه سهطرفه بین استقرار کمیته حسابرسی و شفافیت اطلاعات و کیفیت سود است. بهبیاندیگر، نتایج حاصل از سیستم معادلات همزمان، از اطمینان و صحت بیشتری نسبت به برآورد تک معادلات، برخوردار است.
طراحی مدل خونسردی برند با روش داده بنیاد؛ مطالعه موردی برندهای تندمصرف کسب و کارهای کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
83 - 104
حوزههای تخصصی:
تلاش مدیران بازاریابی و تحقیق و توسعه در عصر حاضر به ایجاد و توسعه برندهایی معطوف بوده است که ویژگی های منحصربه فردی داشته باشند، آنها را از سایر برندها متمایز کند و در نزد مشتریان، جذاب جلوه دهد. در منابع نوین بازاریابی این ویژگی های منحصربه فرد با عنوان خونسردی برندها متبلور شده است؛ اما درواقع پیشینه موجود هیچ گونه طرح مناسبی برای ایجاد برندهای خونسرد ارائه نداده است. بر این اساس هدف از انجام مطالعه حاضر، طراحی مدل خونسردی برند بوده است. این مطالعه با بهره گیری از روش پژوهش کیفی در حوزه مطالعات تفسیرگرایانه قرار دارد. جمع آوری داده های لازم در راستای طراحی مدل خونسردی برند با بهره گیری از مصاحبه با 14 نفر از مدیران و متخصصان ارشد بازاریابی و تحقیقات بازار در تولید کالاهای تندمصرف (FMCG) کسب و کارهای کوچک و متوسط با روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی انجام گرفت. دسترسی نداشتن به تعداد مناسب مدیران آگاه به موضوع پژوهش سبب شد تا برندهای تندمصرف در کسب و کارهای کوچک و متوسط مواد غذایی، خودرو و قطعات و لوازم الکترونیکی (به دلیل تشکیل سهم عمده ای در سبد خانوار) برای بررسی و انجام مصاحبه تعیین شوند. کدگذاری مصاحبه ها با تکیه بر روش داده بنیاد براساس طرح استراوس کوربین انجام گرفته است. تحلیل مصاحبه ها در نهایت به شناسایی عوامل مؤثر بر خونسردی برند تحت عناوین خلاقیت و نوآوری، سیاست های کلان سازمانی، زیبایی شناسی، ادراکات سازمانی و فناوری منجر شده است. همچنین خصوصیات یک برند خونسرد در این مطالعه براساس مقوله های خاطره انگیز، ویژگی های ارزشی، ارتباطات عاطفی، پرانرژی، معتبر، آگاهی اجتماعی، استقلال، گران بها و اصیل تعریف شده است. در پایان نیز مدل خونسردی برند براساس طرح نموداری داده بنیاد طراحی و ارائه شده و پیشنهادهایی نیز برای انجام مطالعات بعدی ارائه شده است.
بررسی روش ها و راهبردهای تدریس در کلاس های چند پایه با تاکید بر روش یادگیری خود راهبری
حوزههای تخصصی:
هرفردی خواه در شهر خواه در روستاه برای رشد کامل استعدادهای خویش باید امکانات مساوی داشته باشد. زیرا هوش را هم در جاهای کم جمعیت می توان سراغ گرفت و هم در نقاط پر جمعیت، هم بر سر راه های باریک و هم بر سر شاهراه ها ، هر جا کودک باشد هوش هم هست. آموزش در کلاس های چند پایه، شیوه ای است که دسترسی کودکان روستایی را به کلاس درس بیشتر می کند. البته تدریس در این کلاس ها، نیازمند برخورداری از مهارت های ویژه و روشهای مناسب سازماندهی کلاس است. همچنین «به روز کردن شیوه های تدریس، کارآمد کردن بهره گیر ی از منابع، افزایش مشارکت جمعی و توسعه سواد» را می توان از دلایل تشکیل کلاس های چند پایه شمرد. با تاکید بر اینکه افزایش یادگیری از طریق آزاد گذاشتن دانش آموزان با نسبت های متفاوت در کلاس های چند پایه، می تواند امتیازی برای آن محسوب شود ، می توان گفت یکی از بهترین روش ها ، روش یادگیری خود راهبر می باشد که می تواند در مناطق دور از شهر (روستاها) و در کلاس های چند پایه به نحو احسن استفاده شود و کمبودهای موجود در ابعاد نیروی انسانی و امکانات آموزشی را برطرف کند. هدف از پژوهش حاضر " بررسی روشها و راهبردهای تدریس در کلاس های چند پایه با تاکید بر روش یادگیری خود راهبری" می باشد.
بررسی تأثیر ادراکات و ویژگی های برند لوکس و کشور مبدأ بر قصد خرید با نقش واسطه ای آگاهی برند، تصویر برند و نگرش نام تجاری
حوزههای تخصصی:
مصرف کنندگان اغلب بر اساس احساسات و نگرش کلی خود، تصمیم به خرید و انتخاب یک محصول می گیرند. کالای لوکس و انگیزه برای خرید برندهای لوکس برای مصرف کنندگان بسیار زیاد شده است. عوامل متعددی بر شکل گیری قصد خرید افراد تأثیرگذار هستند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ادراکات و ویژگی های برند لوکس و کشور مبدأ بر قصد خرید با نقش واسطه ای آگاهی برند، تصویر برند و نگرش نام تجاری است. این پژوهش از لحاظ گردآوری داده در زمره تحقیقات توصیفی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان در استان آذربایجان شرقی در نظر گرفته شد که بر اساس جدول مورگان حجم نمونه 384 نفر انتخاب شدند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها در این تحقیق از نرم افزارهای spss و liserl استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که عوامل: کشور مبدأ، آگاهی برند، نگرش نام تجاری، تصویر برند بر قصد خرید مؤثرند. همچنین عواملی که بر نگرش برند تأثیرگذار بودند عبارت اند از: ادراکات برند، ارزش اجتماعی، ارزش مالی، ارزش عملکردی و ارزش منحصر به بودن. همچنین نتایج نشان داد که متغیرهای: ادراکات برند، ارزش اجتماعی، ارزش مالی، ارزش عملکردی، ارزش منحصر به بودن بر تصویر برند تأثیرگذار می باشند. در نهایت تأثیر تصویر برند بر نگرش نام تجاری مورد تأیید قرار نگرفت و رد شد.