فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۶۸۱ تا ۱۵٬۷۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقاله کنونی جستاری است در رابطه با واکاوی ابعاد توسعه دانش کارکنان شرکت های نفتی ایران در زمان تحریم. روش تحقیق از نوع آمیخته اکتشافی و جامعه آماری در بخش کیفی40 نفر از مدیران ارشد شرکت ملی نفت و در بخش کمّی نخبگان و محققان علمی و اجرایی و کارمندان، به تعداد 1300 نفر، بود. در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری با خبرگان، مصاحبه عمیق انجام گرفت و در بخش کمّی برای سنجش مدل، پرسش نامه محقق ساخته ای با روش نمونه گیری تصادفی ساده بین480 تن از نمونه ها توزیع شد. اعتبارسنجی پرسش نامه با تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفت. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون و داده های کمّی با مدل سازی معادلات ساختاری و به کارگیری تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که مدل توسعه دانش کارکنان در شرکت نفت پارس دارای 3 بُعد و 14مؤلفه به شرح توانمندی فرایند دانش (کاربرد دانش، انتقال دانش، ادغام دانش، تولید دانش)، استراتژی های منابع انسانی (جذب و استخدام، توسعه منابع انسانی، عملکرد کارکنان، جبران خدمات، روابط کاری) و دارایی دانش (سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ابداعی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرایندی) بوده است.
طراحی و توسعه مدل توزیع منابع مالی به تأمین کنندگان در یک زنجیره تک تولیدکننده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
537 - 558
حوزههای تخصصی:
هدف: گسترش روابط در زنجیره تأمین بدون در نظر گرفتن جزئیاتی همچون پایداری و تاب آوری، ریسک مقابله با تهدید ها را افزایش می دهد. یکی از عوامل افزایش تاب آوری زنجیره های تأمین، مدیریت جریان های نقدی و به ویژه مدیریت حساب های پرداختنی است که در صورت مدیریت صحیح، استفاده بهتر از منابع مالی را به همراه دارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، ایجاد مدلی به منظور بهینه سازی زمان بندی بازپرداخت حساب های پرداختنی است.
روش: برای بهینه سازی، از الگوریتم ژنتیک و برای محاسبه تابع برازندگی با توجه به پیچیدگی مدل، از شبیه سازی استفاده شده است. تابع هدف شامل هزینه توقف خطوط تولید، هزینه تولید محصول ناقص و هزینه استقراض تأمین کننده است و خروجی مدل، تأمین کنندگان و مقدار پرداختی به آنها در هر دوره پرداخت را تعیین می کند.
یافته ها: بررسی امکان پذیری به کارگیری روش ارائه شده از جمله یافته های اصلی این مقاله است که با توجه به نتایج به دست آمده کارآمدی مدل تأیید می شود.
نتیجه گیری: مدل بر اساس داده های صنعت خودروسازی با هدف بهینه سازی منابع مالی اجرا شد. نتایج نشان می دهد که مدل از چنان قابلیتی برخوردار است که می تواند هزینه های تحمیلی را تا 7/44درصد کاهش دهد.
طراحی چارچوب توسعه محصول جدید با رویکرد بانکداری دیجیتال (نمونه پژوهی: بانک ملت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
559 - 579
حوزههای تخصصی:
هدف: وجود رقابت شدید بین کسب وکارها موجب شده است که به توسعه محصول جدید بیشتر توجه شود. بنابراین، هدف از اجرای این پژوهش، طراحی چارچوب توسعه محصول جدید با رویکرد بانکداری دیجیتال در بانک ملت است.روش: پژوهش از نوع توصیفی میدانی، کیفی و کاربردی است. راهبرد، نظریه پردازی داده بنیاد است. مشارکت کنندگان، مدیران سطوح مختلف بانک ملت و دانشگاهی هستند. رویکرد نمونه گیری هدفمند بود که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و اشباع نظری با نمونه 12نفره میسر شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش استراوس و کوربین در نرم افزار اطلس تی 7 ، با سه فن کدگذاری: کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی استفاده شد.یافته ها: 122 کد نهایی از بررسی 12 مصاحبه به دست آمد. مدل اولیه در قالب 6 عامل برای توسعه محصول جدید با رویکرد بانکداری دیجیتال شناسایی شد: عوامل پیشران (علل درون سازمانی و برون سازمانی)، توسعه محصول جدید دیجیتال (برنامه ریزی، توسعه و ارزیابی محصول جدید)، استراتژی ها (نفوذ در بازار، متنوع سازی، توسعه بازار، توسعه محصول جدید)، پیامدها (مشتری، سازمانی، بازار و اقتصادی) و دو عامل مداخله گر (محیطی، مدیریتی و سازمانی) و زمینه ای (فرهنگ، سیاسی قانونی، موانع فرایندی، ویژگی های سازمان و زمینه محیطی) تدوین شد.نتیجه گیری: با استفاده از مدل توسعه محصول جدید با رویکرد بانکداری دیجیتال ارائه شده، می توان منطبق بر نیاز مشتری، محصول جدید را ارائه کرد. همچنین امکان سنجی و ارزیابی بازار هدف در صورت بررسی علمی آن می تواند موفقیت توسعه محصول جدید را به همراه داشته باشد و هم رضایت مشتری و هم بهره وری و مزیت رقابتی را برای بانک به ارمغان آورد.
ارائه مدل تصمیم گیری اخلاقی مدیران سازمان های دولتی ایران
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف ارائه مدل تصمیم گیری اخلاقی مدیران سازمان های دولتی ایران انجام شد. بخشی از رساله دکتری محقق و محدود به دانشگاه های دولتی ایران است. پس از بررسی و تحلیل مقاله های جدید و مرتبط و همچنین مطالعه نظریه های اندیشمندان متعدد در زمینهٔ تصمیم گیری اخلاقی و عدالت اجتماعی، مدل مفهومی اولیه (شکل 1) را از پیشینه تحقیق استخراج شد. سپس جهت تائید و حک واصلاح به مصاحبه با خبرگان موضوع پرداخت. اعتبار شاخص ها از سوی خبرگان تائید شده است و با اطمینان 95 درصد می توان گفت از سوی کل جامعه خبرگان مورد تائید است. با استفاده از آزمون t یک نمونه ای، سطح اطمینان در این آزمون % 95 تعیین شد. نتایج حاکی از قابلیت اطمینان بالای پرسشنامه 1 و قابلیت اطمینان نسبی پرسشنامه شماره 2 هست. محاسبه وزن شاخص ها نشان داد که مصالح دینی دارای کمترین وزن و پس زمینه های فردی دارای بیشترین وزن در بین شاخص ها بودند. درنتیجه مدل نهایی اصلاح شده (شکل 2) ارائه گردید. نتایج این تحقیق می تواند راهنمایی جهت تنظیم سنجش نامه تصمیم های اخلاقی در سازمان ها قرار گیرند. گسترش تصمیم گیری های اخلاقی سبب برقراری عدالت اجتماعی مدنظر چشم انداز ایران 1404 می گردد.
مدیریت بحران حوادث گاز کلر
حوزههای تخصصی:
گاز کلر یکی از مواد خطرناک است که در صنایع شیمیایی مورد استفاده قرار می گیرد. علیرغم تلاش های انجام شده جهت کنترل رهایش گاز کلر، رهایش ناگهانی آن در تاسیسات مربوطه رخ می دهد. عدم انجام اقدامات مناسب پس از انتشار این گاز می تواند منجر به صدمه جدی بر روی سلامت کارکنان و جمعیت ساکن اطراف ناحیه صنعتی شود. مطالعه حاضر سناریوهای انتشار گاز کلر را بررسی نموده، سطوح اضطرار را مشخص کرده و الگویی بهینه از واکنش موثرتر و سریع تر با حداقل اقدامات لازم جهت کنترل شرایط اضطراری فراهم می کند. اجرای یک مانور روش شایعی برای ارزیابی و پایش برنامه مقابله و عملیات در بلایا در یک جامعه می باشد. نتایج این مطالعه نشان داد که آنالیز خطرات فرآیندی به صورت سیستماتیک با استفاده از روش های شناسایی خطرات و آنالیز پیامد می تواند در شناسایی حوادث احتمالی بزرگ نقش موثری داشته باشد. همچنین با دسته بندی سناریوهای رهایش در یکی از سطوح اضطرار می توان الگویی بهینه جهت مدیریت شرایط اضطراری انتخاب نمود .
عوامل مؤثر بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها، به یکی از موضوعات حساسیت برانگیز و اساسی برای بقای سازمان تبدیل شده است. گسترش این موضوع بدین خاطر است که ذینفعان داخلی شامل کارکنان و سهامداران و ذینفعان خارجی شامل عموم مردم جامعه، مشتریان و متقاضیان، تامین کنندگان، رقبا، دولت و نهادهای اجتماعی شرکت ها را ترغیب به ایفای وظایف مسئولیت پذیری اجتماعی می کنند تا نسبت به درخواست های آن ها مانند تضمین محافظت از محیط زیست، تنوع و مناسب بودن محیط کاری، شرایط کاری مطلوب و ایمن برای کارکنان و سایرمسائل محیطی پاسخگو باشند؛ بنابراین، سازمان های قدر و مشهور به عنوان یک سازمان مسئول و پاسخگو درقبال ذی نفعان، برای ایجاد شفافیت و پاسخگویی به ذینفعان خود، باید تعهدات و تمایل خود را نسبت به انجام فعالیت های مسئولیت پذیری اجتماعی متناسب با ارزش های شرکت بیان نمایند و اطمینان حاصل کنند که این تعهدات در کل سازمان اجرا خواهد شد. در نتیجه، سازمان ها به طور قابل توجهی در فعالیت های مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت سرمایه گذاری می کنند تا از این طریق سود و عملکرد عملیاتی خود را گسترش دهند و به یک مزیت رقابتی دست یابند. با توجه به اهمیت بسیار زیاد مسئولیت پذیری اجتماعی در ایجاد و افزایش ارزش سازمان ها و همچنین دارا بودن مزیت های رقابتی برای سازمان ها، در این مقاله به مفاهیم و تعاریف مسئولیت پذیری اجتماعی، مولفه های تشکیل دهنده آن و رابطه این مفهوم با سایر متغیرها پرداخته شد و برای ارائه دید وسیعتری از مفهوم مسئولیت پذیری اجتماعی، بیش از 50 مقاله در این حوزه مورد بررسی قرار گرفت.
تعامل بین سرمایه فکری و مسئولیت اجتماعی شرکت ها
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تعامل بین سرمایه فکری و مسئولیت اجتماعی شرکت ها است و تأکید بر این امر دارد که درک زیادی نسبت به ایجاد تمایز بین این دو مفهوم وجود ندارد و این که این موضوع نیازمند آگاهی نسبت به این امر است که گزارشگری مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه فکری هم پوشانی بسیاری با هم دارند. به جای بحث در مورد این که کدام یک از مجموعه اطلاعات برای استفاده کنندگان گزارش های شرکت ها سودمند تر می باشد، توجه به روابط قوی و تعاملات دو جانبه بین مفاهیم مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه فکری از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. در مقاله حاضر به تجزیه و تحلیل ارتباط های مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه فکری پرداخته شده است. با استفاده از متغیر های تئوری های کلاسیکِ واحد تجاری در زمینه ی افشای اختیاری سعی به برقراری کاربرد آن ها در گزارشگری مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه فکری شد. در پژوهش حاضر نقاط مشترک مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه فکری شناسایی می شود و هم چنین در خصوص شناسایی اطلاعات مربوط به دارایی های نامشهود موجود در گزارش جامع (مسئولیت پذیری اجتماعی) تلاش می شود. این پژوهش بر ضرورت اتحاد و همگرایی اهداف گزارشگری مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه فکری تمرکز دارد که می تواند منجر به رویکردی واحد را در خصوص افشای عملکرد شرکت ها گردد. پژوهش حاضر احتمال ادغام شاخص های مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه فکری را مورد حمایت قرار می دهد و با تأکید بر کاربرد و سودمندی ایجاد یک گزارش یکپارچه که می تواند اطلاعات منتشره شفاف تر و مربوط تری را برای سهام داران به ارمغان آورد خاتمه می یابد.
طراحی الگوی مدیریت غیبت از کار کارکنان با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال نوزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۶۱)
577 - 608
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مدیریت غیبت از کار با رویکرد ترکیبی انجام گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اکتشافی است؛ که به صورت کیفی و کمّی (آمیخته) با استفاده از روشهای نظریه دادهبنیاد و تحلیل عاملی اکتشافی صورت پذیرفت. در بخش کیفی پژوهش، تعداد 19 مصاحبه عمیق و نیمهساختاریافته با جامعه خبرگان سازمانی و نیز کارکنانی که خود اقدام به غیبتهای مکرر کاری کردهاند انجام شد و در بخش کمّی 302 عدد پرسشنامه محققساخته بین کارکنان سازمان امور مالیاتی کشور در استان اصفهان توزیع و سپس جمعآوری شد. روش نمونهگیری در بخش کیفی غیراحتمالی و از نوع هدفمند غیرمتجانس وابسته به معیار و در بخش کمّی تصادفی ساده بود. تجزیهوتحلیل دادههای کیفی به صورت دستی و نرمافزاری مکس کیو.دی.ای 12 بر اساس روش دادهبنیاد انجام پذیرفت و در بخش کمّی دادههای بهدستآمده از پرسشنامه تحلیل عاملی اکتشافی با کمک نرم افزار آماری اس.پی.اس.اس 26 تحلیل شد. یافتههای این پژوهش پس از اعمال روش دادهبنیاد به ارائه مدل مدیریت غیبت کاری کارکنان بر اساس روش تحلیل عاملی اکتشافی منجر شد.
شناسایی ریسک های منابع انسانی در صنعت بیمه (موردمطالعه شرکت سهامی بیمه ما)
منبع:
کنکاش مدیریت و حسابداری جلد ۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲
۲۶۷-۲۴۳
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی مدلی برای شناسایی و اولویت بندی ریسک های منابع انسانی و تعیین میزان تأثیر آنها در جامعه موردمطالعه است. اگرچه بیش از دو دهه است که مدیریت ریسک بخش گسترده ای از مطالعات را به خود اختصاص داده، اما به ریسک های منابع انسانی همچون دیگر انواع ریسک ها پرداخته نشده است و در این زمینه خلأ قابل توجهی وجود دارد. منابع انسانی با ماهیت دوبعدی خود هم می توانند منبع ریسک باشند و هم آن را مدیریت کنند؛ لذا در این پژوهش سعی شده است شناسایی ریسک های منابع انسانی در صنعت بیمه موردبررسی قرار گیرد. این پژوهش مطالعه ای توصیفی-تحلیلی و ازلحاظ زمانی از دسته بررسی های مقطعی می باشد و با بررسی ادبیات تحقیق و جمع آوری نظرات هفت نفر از خبرگان و کارشناسان منابع انسانی شرکت بیمه ما در مورد ریسک های منابع انسانی با روش دلفی انجام شد. در مرحله اول فرآیند دلفی ۱۴ ریسک نظرخواهی شد و خبرگان نیز دو ریسک پیشنهاد نمودند. نهایتا از ۱۶ ریسک موردبحث، ۱۲ ریسک به اجماع خبرگان رسید که این ریسک ها منطبق با پژوهش ابراهیمی و همکاران(۱۳۹۲) می باشد. جمع آوری اطلاعات به وسیله پرسشنامه و از ۲۹ نفر از کارشناسان منابع انسانی انجام شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون میانگین نمونه آماری و تحلیل عاملی تأییدی استفاده گردید. آنچه در جمع بندی و نتیجه گیری کلی این پژوهش می توان عنوان کرد، این است که بیشترین قابلیت ریسک مربوط به ریسک عدم برخورداری از دانش و مهارت های انسانی و کمترین قابلیت ریسک نیز مربوط به ریسک های ارزیابی و مدیریت عملکرد است.
ارائه مدل ریاضی استوار برای طراحی بهینه شبکه زنجیره تأمین روبه جلو و عقب با استفاده از طراحی آزمایشات(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت صنعتی (آزاد سنندج) سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۶
139 - 160
حوزههای تخصصی:
توجه روزافزون به زنجیره تأمین های حلقه بسته و در نظرگیری جریان های رو به عقب در در این دسته از مدل های زنجیره تأمین، موجب ارائه مدل های ریاضی مختلفی در این حوزه شده است. این مقاله ابتدا مدلی استوار برای یک شبکه زنجیره تأمین با رویکرد جریان روبه جلو و عقب ارائه می نماید، و سپس با استفاده از روش طراحی آزمایشات میزان اثر هر یک از پارامترهای مدل سازی استوار و پارامترهای هزینه، نرخ تولید، و برگشت محصولات در زنجیره تأمین روبه جلو و عقب محصولات در حد بالا و پایین را تعیین می نماید. درنهایت این مقاله یک مدل جدید استوار بهینه شده را برای شبکه زنجیره تأمین حلقه بست ارائه می نماید. استفاده از طراحی آزمایشات و مدل سازی ریاضی استوار به صورت هم زمان که در این مقاله برای اولین بار انجام می شود، باعث شده است که: 1) سرعت رسیدن به جواب های بهینه افزایش پیدا کند ، 2) تصمیم گیرنده را در انتخاب مناسب پارامترهای مدل بصورت ساخت یافته یاری نماید. گزارش و نتایج ارائه شده، با توجه به اطلاعات صنعت آهن و فولاد کارا بودن استفاده از طراحی آزمایشات به منظور کاهش زمان حل مدل ریاضی و ارائه خطوط راهنما به تصمیم گیرنده در حوزه استراتژیک زنجیره تأمین را نشان می دهد.
تحلیل چند سطحی راهبردهای رسانه اجتماعی با منظومه عملکرد شغلی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
19 - 36
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی تحلیل چند سطحی راهبردهای تأثیر رسانه های اجتماعی بر عملکرد شغلی کارکنان انجام شده است زیرا سازمان ها سیستم های چند سطحی هستند امروزه با گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، رسانه های اجتماعی یکی از مهم ترین ابزار مورد استفاده سازمان ها قرار گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان سازمان جهادکشاورزی استان قزوین است. از طریق نمونه گیری طبقه ای20 نفر مدیر و 194 کارمند مورد ارزیابی قرارگرفته اند. پایایی کل پرسشنامه با محاسبه عدد 88/0 مورد تایید قرار گرفت و روایی آن با روش های روایی محتوا، روایی همگرا و واگرا تأییدشده است. نتایج پژوهش نشان داد رسانه های اجتماعی بر سرمایه انسانی در سطح سازمانی و در نهایت برعملکرد شغلی در سطح فردی اثر مثبت و معناداری دارد. تجزیه و تحلیل اثرگذاری سرمایه انسانی (در سطح سازمانی) بر متغیر سطح فردی یعنی عملکرد شغلی کارکنان به کمک روش های عادی رگرسیونی امکان ناپذیر است و به همین دلیل برای شناسایی این اثرگذاری در دو سطح مختلف از تجزیه وتحلیل چندسطحی استفاده گردید. داده ها همچنین به کمک نرم افزار تحلیل خطی سلسله مراتب تحلیل شده اند خروجی نرم افزار تأییدکننده روابط چندسطحی متغیرهای پژوهش است. همچنین اثر متغیرهای میانجی با استفاده از آزمون سوبل و شدت آن با آزمون واف سنجش شد. نتایج پژوهش نشان می دهد، سرمایه انسانی بر عملکرد شغلی تاثیر معناداری دارد، همچنین نتایج تاثیر متغیرهای میانجی را تایید کرد.
استراتژی به مثابه چندگانه پنداری: روش ابداعی استعاره-نمایشنامه پژوهی یادگیرنده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم سازی مدیریت استراتژیک با انبوهی از استعاره ها همراه شده است. از دیرباز تا کنون، صاحبنظران حوزه مدیریت استراتژیک برای تعریف مفهوم استراتژی از تمثیل ها و تشبیه های متنوعی بهره برده اند. هدف از انجام این پژوهش، درک واگرایی های شناختی بین اعضای سازمان از مفهوم استراتژی، تحلیل تاثیرات اجتماعی این چندگانگی مفهومی بر روی رفتارها و اقدامات پنهانی اعضای سازمان و نهایتاً آموزش اعضای سازمان در راستای دستیابی به همگرایی مفهومی به کمک روش نوآورانه استعاره-نمایشنامه پژوهی یادگیرنده می باشد. روش شناسی نوآورانه مقاله از این جهت ارزشمند است که به کمک تحلیل استعاره به درک معانی ذهنی کاربران از مفهوم استراتژی کمک می کند، باعث تشخیص تفاوت های شناختی بین برداشت های ذهنی کاربران از مفهوم استراتژی می شود، با بهره برداری از تحلیل نمایشنامه ای نسبت به احتمال شکل گیری رفتارهای پشت صحنه (پنهانی) در سازمان هشدار می دهد در این پژوهش، شرکت هیروآسانسور برای مطالعه موردی انتخاب شده است. یافته های پژوهش حاکی از چندگانه پنداری اعضای سازمان در مورد مفهوم استراتژی و احتمال شکل گیری رفتارهای پنهانی است
بررسی تأثیر کیفیت اقلام تعهدی بر رابطه بین باورهای ناهمگن سرمایه گذاران و بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تحقیق بررسی تأثیر کیفیت اقلام تعهدی بر رابطه بین باورهای ناهمگون سرمایه گذاران و بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390 تا 1396» می باشد که در این راستا بازده سهام به عنوان متغیر وابسته و باورهای ناهمگون سرمایه گذاران به عنوان متغیر مستقل می باشد. کیفیت اقلام تعهدی به عنوان متغیر تعدیل گر می باشد. اندازه شرکت، اهرم مالی، نسبت اعضای غیرموظف هیئت مدیره و نسبت جریانات نقدی عملیاتی نیز به عنوان متغیرهای کنترل می باشند. نمونه آماری تحقیق 125 شرکت می باشد. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی با رویکرد کاربردی می باشد. روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری از روش کتابخانه ای و در بخش آزمون فرضیات از روش اسنادکاوی صورتهای مالی می باشد. به طور کلی روش آزمون فرضیات از روش همبستگی و رگرسیون چندگانه است. نتایج مربوط به آزمون فرضیه اول تحقیق نشان داد باورهای ناهمگون سرمایه گذاران بر بازده سهام تأثیر معکوس و معناداری دارد و کیفیت اقلام تعهدی نیز موجب کاهش تأثیر باورهای ناهمگون سرمایه گذاران بر بازده سهام می شود. نتایج مربوط به متغیرهای کنترلی نشان داد که اهرم مالی بر بازده سهام تأثیر معکوس و معناداری دارد. اندازه شرکت و نسبت اعضای غیرموظف هیئت مدیره بر بازده سهام تأثیر مستقیم و معناداری دارد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل ریسک و تدوین استراتژی ایران مدیریت آن در گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۵
139 - 163
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل بحران زا در صنعت گردشگری به دلایل حوادث طبیعی- زیست محیطی و سیاسی در بسیاری از مقاصد گردشگری ضرورتی اساسی است و قرار گرفتن کشور ایران در منطقه ی خاورمیانه با احتمال زیاد وجود بحران در منطقه، تدوین یک استراتژی ریسک یکپارچه را در گردشگری اجتناب ناپذیر کرده است. پژوهش حاضر، پژوهشی توسعه ای- کاربردی است که با در نظر گرفتن ماهیت خدماتی صنعت گردشگری، اقدام به تدوین راهبردی یکپارچه در برابر بحران نموده است. جامعه ی آماری پژوهش را خبرگانی از صنعت گردشگری و دانشگاه تشکیل می دهند و روش تحلیل داده ها، تکنیک نگاشت شناختی فازی است. براساس مدل نهایی، موثرترین عوامل بحران زا در صنعت گردشگری ایران به ترتیب: بی ثباتی سیاسی در منطقه، کاستی در زیرساخت ها،آلودگی های زیست محیطی، نوسانات ارزی، شیوع امراض و بیماری های واگیردار، بلایای طبیعی شناسایی شده و استفاده از یک استراتژی یکپارچه مدیریت ریسک در صنعت گردشگری را پیشنهاد می دهد.
تبیین عوامل مؤثر بر چابکی مدیریت منابع انسانی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (مطالعه موردی: وزارت نفت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت منابع انسانی چابک بر افراد، گروه ها و سازمان تأثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی ساختاری مدیریت منابع انسانی چابک در ستاد وزارت نفت با روش آمیخته است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارشناسان مدیریت منابع انسانی می باشد. داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش کیفی و پرسشنامه محقق ساخته در بخش کمی جمع آوری شد. روایی پرسشنامه و روایی سازه و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه و تأیید گردید. مدل بر اساس تحلیل تم در چارچوب نظریه داده بنیاد در پنج بعد با 226 شاخص، 50 مقوله فرعی و 20 مقوله اصلی طراحی و در قالب مدل معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار PLSمورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، عوامل علّی بر چابکی مدیریت منابع انسانی؛ همچنین عوامل زمینه ای، مداخله گر و مقوله محوری بر راهبردها اثر گذار است، و راهبردها نیز بر پیامدها تأثیرگذار هستند.
بررسی رابطه هوش اجتماعی مدیران با عملکرد شرکتهای تولیدی کوچک و متوسط شهر یزد با استفاده از روش BSC
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق به بررسی تاثیر هوش اجتماعی مدیران بر عملکرد سازمان در شرکتهای تولیدی کوچک و بزرگ یزد با استفاده از روش کارت امتیازی متوازن پرداخته شده است. در این فصل از تحقیق، شرح کلیات تحقیق شامل بیان مسئله، ضرورت انجام تحقیق، فرضیه ها و اهداف تحقیق و همچنین روش شناسی تحقیق ارائه گردیده است.در طی دو دهه اخیر هوش اجتماعی یکی از مهمترین مباحث علوم اجتماعی و علوم انسانی از جمله در حوزه مدیریتی و سازمانی مورد توجه قرار گرفته است و همواره کاربردها و توانایی های آن در مقایسه با دیگر هوشها مورد بحث بوده است. ادوارد تورندایک، روانشناس دانشگاه کلمبیا و نخستین کسی که مفهوم هوش اجتماعی را طرح نمود، در مقاله ای که به سال 1920 در مجله ماهانه هارپر به چاپ رساند، چنین نوشت: هوش اجتماعی به طور مکرر در مهد کودک ها، زمین بازی، سربازخانه ها، کارخانجات و سالن های حراج خودنمایی می کند، اما در شرایط رسمی و استاندارد آزمایشگاهی نمی توان آن را یافت. تورندایک اشاره می کند که هوش اجتماعی برای موفقیت در بسیاری از عرصه ها، بویژه رهبری، اهمیت حیاتی دارد
طراحی الگوی بهسازی منابع انسانی در سازمان های نظامی (مورد مطالعه: یگان نظامی مستقر در شمالغرب کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال بیست و یکم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۲
151 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی بهسازی منابع انسانی در سازمان های نظامی مستقر در شمالغرب کشور می باشد از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی و بر اساس ماهیت داده ها از روش تحقیق آمیخته، رویکردی پژوهشی که در آن ترکیبی از روش های کیفی و کمی به صورت همزمان استفاده می کنیم. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش دلفی انجام گرفته که در آن نظرات کارشناسان و صاحب نظران و خبرگان سازمان که برای انتخاب صاحب نظران و خبرگان سازمان از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده گردید. در بخش کمی از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون کای دو و آزمون تی از نرم افزار SPSSو برای اولویت بندی از رویکرد سلسله مراتبی در نرم افزار Expert Choice استفاده گردید. از آنجایی که مقدار شاخصKMO، 0/866به دست آمده (بزرگتر از 0/5)، و تعداد پاسخ دهنده برای انجام تحلیل عاملی و تشکیل مدل بهسازی منابع انسانی کافی بوده و مقدار سطح معنی داری (sig) آزمون بارتلت، کوچکتر از (0/05) نشان می دهد، آزمون تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار مدل عاملی مناسب می باشد، مجموعاً 5 عامل از مجموع 31 سوال پرسشنامه تحقیق استخراج شدکه این عوامل مجموعاً 91/326درصد واریانس عوامل مؤثر را تبیین کرده است. درنهایت اولویت عوامل خروجی از رویکرد سلسله مراتبی، ابعاد بهسازی فردی، سازمانی، آموزشی، اخلاقی و بهسازی حرفه ای که بیشترین تأثیر را بر بهسازی منابع انسانی در سازمان های نظامی را دارند که توجه به این عوامل موجب ارتقاء بهسازی منابع انسانی در جامعه هدف خواهد شد.
بررسی رابطه پایداری مالکیت نهادی با مدیریت سود با لحاظ اهرم مالی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال دوزادهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۷
155 - 177
حوزههای تخصصی:
هدف: سرمایه گذاران نهادی با توجه به مالکیت بخش قابل ملاحظه ای از سهام ش رکت ها، از نف وذ قابل توجهی در شرکت های سرمایه پذیر برخوردار بوده و قادرند بر روند این شرکت ها اثرگذار باشند. آن ها منابعی برای نفوذ و نظارت بر مدیران دارند . این می تواند منجر به تمرکز بر به حداکثر رساندن ارزش بلند مدت شرکت به جای اهداف سودآوری کوتاه مدت شود. از طرفی مدیران شرکت های دارای بدهی بالا، ممکن به منظور نشان دادن وضعیت بهتر شرکت اقدام به مدیریت سود نمایند. از این جهت پژوهش حاضر به بررسی رابطه پایداری مالکیت نهادی با مدیریت سود با لحاظ اهرم مالی شرکت می پردازد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف و روش پژوهش به ترتیب کاربردی و نیمه تجربی است. داده های پژوهش از 140 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1393 تا 1398 استخراج شده و از رگرسیون چند متغیره برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. یافته ها: یافته های حاصل از آزمون دو فرضیه پژوهش نشان می دهد بین پایداری مالکیت نهادی با مدیریت سود رابطه منفی و معناداری دارد، این در حالی است که متغیر اثرات همزمان پایداری مالکیت نهادی و اهرم مالی بر مدیریت سود معنادار نیست. نتیجه گیری: نتایج تجزیه وتحلیل داده ها بیانگر آن است هرچه پایداری مالکیت نهادی در شرکت بیشتر شود، مدیریت سود نیز کمتر می شود. از طرفی تغییرات در اهرم مالی نمی تواند بر رابطه بین این دو متغیر تأثیر معناداری داشته باشد.
بررسی تاثیر سیستم های کنترل داخلی بر رابطه بین مدیریت سود و عملکرد آتی شرکت
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تحقیق بررسی تاثیر سیستم های کنترل داخلی بررابطه بین مدیریت سود و عملکرد آتی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1393 تا 1397» می باشد. در این پژوهش؛ مدیریت سود به عوان متغیر مستقل، عملکرد آتی شرکت به عنوان متغیر وابسته و سیستمهای کنترل داخلی شرکت (واحد حسابرس داخلی) به عنوان متغیر تعدیل گر می باشد. اهرم مالی، اندازه شرکت و نسبت اقلام تعهدی نیز به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شده اند. نمونه آماری تحقیق شامل 159 شرکت می باشد که از طریق روش حذفی سیستماتیک انتخاب شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی با رویکرد کاربردی می باشد. روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری از روش کتابخانه ای و در بخش آزمون فرضیات از روش اسنادکاوی صورتهای مالی می باشد. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش روش همبستگی و رگرسیون چندگانه است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد مدیریت سود بر عملکرد آتی شرکت تأثیر معکوس و معناداری دارد. سیستم کنترل داخلی از طریق وجود حسابرس داخلی بر عملکرد آتی تأثیر مستقیم و معناداری دارند. همچنین سیستم کنترل داخلی از طریق وجود حسابرس داخلی موجب کاهش رابطه معکوس مدیریت سود و عملکرد آتی شرکت می گردند.
اثر رقابت در بازار بر رابطه بین قدرت مدیرعامل و ریسک شرکت
حوزههای تخصصی:
ریسک عبارت است از هر چیزی که حال یا آینده دارایی یا توان کسب درآمد شرکت، مؤسسه یا سازمانی را تهدید کند. ریسک بخش جدایی ناپذیر از تمامی فعالیت های تجاری است و مدیریت اثربخش آن، نه تنها در رابطه با پیشگیری از مشکلات مالی به شرکت کمک می کند، بلکه فرآیند تصمیم گیری را نیز بهبود می بخشد. یکی از عوامل مؤثر بر ریسک شرکت، قدرت مدیران می باشد. مدیران نقش اساسی در پیشبرد اهداف سازمان دارند. بدون شک قدرت یکی از راه هایی است که با آن مدیر می تواند در رفتار پیروان خود نفوذ کند. به عبارتی، قدرت ویژگی اساسی نقش یک مدیر بوده و زمینه اثربخشی او را در سازمان فراهم می سازد. طبق نظریه نمایندگی، بین سهامداران و مدیران تضاد منافع وجود دارد. سهامداران ریسک بالاتری را ترجیح می دهند چراکه در صورت عملکرد خوب پروژه های ریسک پذیر، بازده مطلوبی را دریافت و در صورت عدم موفقیت، با ضرر محدودی مواجه می شوند. این در حالی است که مدیران ریسک گریز هستند، چراکه ثروت مالی آن ها به شرکت گره خورده است. رقابت در بازار محصول یک نافذ قدرتمند برای غلبه بر مشکل نمایندگی بین سهامداران و مدیران است و سبب تلاش بیشتر و بالا رفتن انگیزه ریسک پذیری مدیران می شود. مدیریت قوی در رقابت سخت بازار محصول، باعث بهبود عملکرد مالی و گرفتن بهترین تصمیمات برای آینده می شود. ازآنجاکه حاشیه سود در بازارهای رقابتی کم است، رقابت در بازار ممکن است مدیرعامل قدرتمند را وادار کند که با اتخاذ تصمیمات پرریسک سبب افزایش ریسک شرکت شوند. در این پژوهش به بررسی تأثیر رقابت در بازار بر رابطه بین قدرت مدیرعامل و ریسک شرکت ها پرداخته می شود. در همین راستا نمونه ای مشتمل بر 124 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1396 1391 انتخاب و مورد آزمون قرار گرفت. به همین منظور، برای اندازه گیری ریسک شرکت ها از ریسک غیرسیستماتیک (انحراف معیار خطای مدل بازار)، قدرت مدیرعامل از معیار دوره تصدی مدیرعامل و رقابت در بازار محصول از شاخص هرفیندال هیرشمن استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است که قدرت مدیرعامل عامل بر ریسک شرکت ها تأثیر مثبت و معناداری دارد، بدین معنی که افزایش ریسک قدرت مدیرعامل باعث افزایش ریسک شرکت ها خواهد شد و رقابت در بازار محصول بر رابطه بین قدرت مدیرعامل و ریسک شرکت ها تأثیر مثبت و معناداری دارد.