فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۰۱ تا ۲٬۹۲۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
اخیرا بحران کووید-19، صنعت هتلداری را با مخاطرات مالی زیادی مواجه نموده است، به گونه ای که به دلیل عدم کسب درآمد، منجر به تعطیلی برخی هتل ها و بیکاری کارکنان آنها شده است. ازاین رو تاب آوری مالی صنعت هتلداری جهت پیش بینی درماندگی مالی مورد توجه قرار گرفت. در این پژوهش، الگوی تاب آوری مالی صنعت هتلداری در راستای پیش بینی درماندگی مالی با رویکرد کمی (مدلسازی معادلات ساختاری) ارائه شده است. پس از مروری بر پیشینه پژوهش، نگرش مدیران هتل از طریق یک پرسشنامه ی محقق ساخته، بررسی شد. شرکت کنندگان از بین 135 هتل استان تهران در بهار ۱۴۰2 انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی می باشد. به منظور تحلیل داده ها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان می دهد عامل مداخله گر "حفظ محیط زیست" بر تاب آوری مالی صنعت هتلداری جهت پیش بینی درماندگی مالی تأثیر چندانی ندارد. بنابراین، صنعت هتلداری می تواند جهت پیش بینی درماندگی مالی از طریق به کارگیری راهبرد های شناسایی شده، زمینه را برای تاب آوری مالی فراهم نماید تا این صنعت بتواند در شرایط بحران، از لحاظ مالی تاب آور شده و به حیات خود ادامه دهد.
تأثیر تعهد سازمانی بر بهره وری فردی با میانجی گری انگیزش و حمایت سازمانی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با فرض اینکه افراد شاغل واجد شرایط احراز مشاغل باشند، انتظار می رود که وظایف شغلی خود را با کیفیت قابل قبولی انجام دهند. در چنین وضعیتی، اتلاف وقت در محیط کاری از سوی کارکنان مسئله دیگری است که باید به آن پرداخته شد. بنابراین، تحلیل اتلاف وقت و شناخت ساعات کار مفید افراد ضرورتی اجتناب ناپذیر است که هدف اصلی پژوهش حاضر است. روش شناسی: جامعه آماری در این پژوهش کارکنان ستادی در یک شرکت خدماتی در تهران هستند که وظایف شغلی تعریف شده دارند. از میان جامعه آماری، 92 نفر به روش نمونه در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه ها میان آنان توزیع شد. روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که اتلاف وقت سیستماتیک بین کارکنان شرکت متداول است و میانگین ساعات کار مفید آنان در حدود 5/5 ساعت است. اصالت پژوهش: پژوهش قابل استنادی دربارۀ ساعات کار مفید کارکنان در ایران انجام نشده است. بیشتر مطالب منتشر شده در این حوزه بحث های روزنامه ای است که چندان قابل استناد نیستند. در این پژوهش، ساعات کار مفید به روش شناخت اتلاف وقت فردی محاسبه شده است که از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار است.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی کارآفرینی سازمانی اداراک شده مبتنی بر فنّاوری اطلاعات در سازمان های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کارآفرینی سازمانی به عنوان یکی از گسترده ترین انواع کارآفرینی شرایطی را در سازمان ها فراهم می آورد که فرایند اجرا آن را سریع، راحت و اثربخش می کند؛ بنابراین در این پژوهش هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی کارآفرینی سازمانی ادراک شده مبتنی بر فنّاوری اطلاعات در سازمان های عمومی ایران با رویکرد آمیخته است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش با روش آمیخته (کیفی - کمّی) و هدف کاربردی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش در بخش ارائه الگو شامل مدیران و معاونان سازمان امور دانشجویان و مدیران دولتی، استادان هیئت علمی رشته های کارآفرینی و مدیریت با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و برای ارائه الگو از روش تحلیل کیفی مضمون و روش مدل سازی ساختاری - تفسیری و در نهایت برای اعتبارسنجی الگوی نهایی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها در فاز کیفی با نرم افزار Maxqda و در فاز کمی به ترتیب با نرم افزارهای MicMac و Smart Pls انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد رهبری کارآفرینانه و حاکمیت فنّاوری اطلاعات بر استقرار فرهنگ کارآفرینانه (ادراک شده) تأثیرگذار است. استقرار فرهنگ کارآفرینانه (ادراک شده) بر گرایش کارآفرینانه (ادراک شده) و دوسوتوانی فنّاوری اطلاعات اثر گذاشته و به ساختار چابک سازمانی منجر می شود. از طریق بهبود ساختار می توان به توسعه آموزش و دانش و توانمندسازی فنّاورانه کارکنان دست پیدا کرد و درنهایت از طریق بهبود رفتار کارآفرینانه کارکنان به توسعه کارآفرینی سازمانی (ادراک شده) در سازمان عمومی دست یافت. ارزش/ اصالت پژوهش: تاکنون پژوهش های انجام شده در ایران بر روی مدل کارآفرینی سازمانی مبتنی بر فنّاوری اطلاعات تمرکز نداشته اند. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: به سیاست گذاران در دولت پیشنهاد می شود که طبق یافته های پژوهش برای تحقق کارآفرینی سازمانی در سازمان های عمومی قوانین و مقررات لازم را وضع نمایند.
طراحی الگوهای خط مشی گذاری مدیریت منابع انسانی در شهرداری ها به روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
۱۲۳-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگویی از خط مشی گذاری مدیریت منابع انسانی در سازمانهای عمومی غیردولتی در حوزه مدیریت شهری است که از نظر خبرگان آن حوزه با اتفاق نظر بیشتری قابل تحقق در کشور ایران است. خط مشی مورد نظر در این پژوهش به الگویی اشاره دارد که در آن نظام ترتیبات سه فرایند متداخل فرایند به کارگیری، فرایند خدمت گیری و فرایند پایان دهی به خدمت نیروی انسانی منجر به وضعیت مطلوب و متناسب با بسترها و ملاحظات قانونی، فرهنگی، جمعیتی و جغرافیایی کشور گردد. روش مورد استفاده از نوع دلفی کیفی در سه راند بود که طی آن مهمترین ابعاد و مولفه های مطلوب خط مشی گذاری مدیریت منابع انسانی و همچنین عوامل مدیریتی نقش آفرین در خط مشی گذاری مذکور بر مبنای توافق خبرگان متخصص شناسایی شد. طبق یافته های این پژوهش، دست کم چهار الگوی کمابیش مورد مطالبه از دیدگاه متخصصان، دست اندرکاران و صاحبنظران حوزه مدیریت شهری استخراج شد. از دیدگاه خبرگان، الگوی خط مشی گذاری مطلوب در مدیریت منابع انسانی آن الگویی است که در آن فرایندهای جذب، بکارگیری و خروج منابع انسانی نهایتاً به کسب درآمد پایدار، حکمرانی مقتدر، سرمایه آفرینی اجتماعی و مبتنی بر علم و فرهنگ جامعه ایرانی بیانجامد. تحقق الگوهای مذکور به درجات مختلف با عوامل سلبی و ایجابی نظیر انتصابات رانتی، سرمایه انسانی برون سازمانی، سرمایه انسانی درون سازمانی، ناکارامدی اجرایی درون سازمانی، اختلال ادارکی در مدیریت منابع انسانی، فقدان مرجعیت خط مشی گذاری تخصصی، ناکارامدی و تأخر تقنینی، نگرش توسعه ای غیرمتناسب، فقدان توسعه حرفه ای در شهرداریها، انزوای نهادی شهرداریها، ناکارآمدی نظام حقوقی سازمانی-ملی، عدم وابستگی منابع مالی شهرداریها و استقرار تاریخی فرهنگ مسئولیت پذیری در شخصیت ملی ایرانی تضعیف یا تقویت می شود.
پیش بینی پذیری بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل های یادگیری عمیق (مدل هیبریدی CNN-LSTM)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یادگیری عمیق، زیرمجموعه ای از کلاس گسترده تر از روش های یادگیری ماشین مبتنی شبکه های عصبی می باشد که اخیراً در حوزه های مختلفی از جمله پیش بینی سری های زمانی در بازارهای مالی، توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. در این تحقیق، ابتدا بر اساس مدل های یادگیری عمیق مبتنی بر شبکه های LSTM و CNN حرکت شاخص بورس اوراق بهادار تهران پیش بینی می گردد. در ادامه با ترکیب دو مدل مذکور، مدل هیبریدی یادگیری عمیق CNN-LSTM به منظور پیش بینی شاخص بورس اوراق بهادار تهران مورد استفاده قرار گرفت. در مرحله بعد، به منظور ارزیابی عملکرد مدل های پیش بینی مذکور، سه معیار سنجش کارایی میانگین درصد قدرمطلق خطای متقارن (SMAPE)، میانگین مطلق درصد خطا (MAPE) و ریشه میانگین مربع خطا (RMSE) مورد استفاده قرار گرفت. در این تحقیق از داده های روزانه شاخص بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 23/4/1395 - 26/1/1400 استفاده شده است. نتایج برآورد مدل ها در پیش بینی شاخص بورس اوراق بهادار تهران با گام یک روزه و مقایسه معیارهای سنجش کارایی، حاکی از برتری عملکرد مدل پیشنهادی CNN-LSTM در مقایسه با دو مدل دیگر می باشد. مدل LSTM در رتبه بعدی دقت و کارایی پیش بینی قرار می گیرد. با توجه به نتایج ارایه شده در این تحقیق، به فعالین بازارهای مالی در ایران پیشنهاد می گردد مدل های تلفیقی یادگیری عمیق را به منظور افزایش کارایی و دقت پیش بینی های خود مورد توجه قرار دهند.
تفکر نئولیبرالیسم و تجاری سازی حرفه حسابرسی: شواهدی از بخش خصوصی حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تفکر نئولیبرالیسم، بر رقابت و خصوصی سازی فعالیت های اقتصادی و در نتیجه بر منافع فردی به جای منافع عموم تاکید می نماید. در مکتب نئولیبرالیسم ، فعالان اقتصادی برای حداکثر نمودن منافع خود ، باید مشتریان فعلی را حفظ و به دنبال جذب مشتریان جدید باشند. شواهد در بازار حسابرسی کشور نشان می دهد که موضوع حفظ و هم چنین جذب مشتری برای موسسات حسابرسی بسیار مهم است. از این رو ، هدف این پژوهش آن است تا در درجه اول سطح تفکر نئولیبرالیسم در حسابرسان را بررسی و در درجه دوم روابط میان تفکر نئولیبرالیسم و اثر آن بر تجاری سازی حرفه حسابرسی را مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری این پژوهش نمونه شامل حسابرسان شاغل در موسسات خصوصی حسابرسی است که نمونه ای به تعداد 129 از این جامعه انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسش نامه است. آزمون فرضیه نیز بر اساس رگرسیون چند متغیره انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهدکه گرایش حسابرسان به تجاری سازی حرفه حسابرسی تحت تاثیر تفکر نئولیبرالیسم است و رابطه ای مثبت با آن دارد. هم چنین متغیرهای جنسیت ، سطح تحصیلات ، تجربه کاری و حسابدار رسمی بودن حسابرس بر تمایل حسابرسان به تجاری سازی حرفه حسابرسی تاثیر معنی داری ندارد. واژه های کلیدی : نئولیبرالیسم ، تجاری سازی ، حرفه حسابرسی
مدل سازی تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی براساس سوگیری های رفتاری با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، هدف اصلی ارائه الگویی جامع و کاربردی برای تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی بر اساس سوگیری های رفتاری (سوگیری های شناختی و عاطفی) در بازار سرمایه ایران است. برای دستیابی به این هدف، ابعاد مختلف این موضوع در بازار سرمایه ایران از زوایای گوناگون بررسی شده است. در حوزه تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی، بیشتر تحقیقات به صورت کمی بوده و تنها تعداد محدودی از تحقیقات کیفی صورت گرفته است که آنها نیز تنها به ابعاد هوش مالی پرداخته اند. در این پژوهش کیفی، علاوه بر بررسی ابعاد و مقوله های هوش مالی، به بررسی ابعاد و مقوله های سوگیری های رفتاری (شناختی و عاطفی) نیز پرداخته شده است. با استفاده از نظریه داده بنیاد، تاثیر سوگیری های رفتاری بر تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی برای انتخاب سهام در بازار بورس ایران مدل سازی شد. برای بررسی دقیق تر هر یک از پارامترهای این پژوهش (هوش مالی و سوگیری رفتاری)، محقق تمامی مصاحبه ها را به صورت تفکیک شده در دو مرحله مجزا، یک بار برای پارامتر هوش مالی و بار دیگر برای پارامتر سوگیری های رفتاری، کدگذاری باز و کدگذاری محوری نموده است. در نهایت، با استفاده از کدگذاری انتخابی، تمامی مقوله های استخراج شده هر دو پارامتر مذکور، منجر به شکلگیری مدل پارادایم تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی گردید. این مدل سازی می تواند به درک بهتر رفتار سرمایه گذاران و بهبود تصمیم گیری مالی آنها کمک کند. پژوهش حاضر کمک میکند تا سرمایه گذاران دارای هوش مالی درک بهتری نسبت به تاثیر سوگیری های رفتاری در تصمیم گیری های خود داشته باشند و در نتیجه با اخذ تصمیمات بهینه، بازدهی سرمایه گذاری خود را افزایش دهند.
ارائه تبیین رابطه بین مؤلفه های اقتصادی، قوانین و شفافیت با سودآوری بانک ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثرگذاری فساد مالی، آزادی اقتصادی، قوانین و مقررات و شفافیت بر سودآوری بانک های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نوع داده های آمیخته اکتشافی است و از لحاظ ماهیت توصیفی-پیمایشی و بر اساس زمان اجرای پژوهش، مقطعی است. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل مبانی نظری و پیشینه های مرتبط در پایگاه های داده از سال 1396 تا 1402 و خارج از سال 2018 تا 2023 و همچنین خبرگان دانشگاهی و صاحب نظران امور بانکی و مالی بود. در بخش تجزیه و تحلیل داده ها، در بخش کیفی از تحلیل مضمون با استفاده از نرم افزار Maxqda2020 و در بخش کمی، از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS-V23 و Lisrel V8.8 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که فساد مالی تأثیر منفی و قابل توجهی بر سودآوری بانک های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران دارد. نتیجه گیری: فساد مالی در بانک های بازار سرمایه ایران تأثیر قابل توجه و منفی بر سودآوری داشته و عواملی مانند آزادی اقتصادی، قوانین و مقررات، و شفافیت بر سودآوری این بانک ها اثر مثبتی دارند.
ارزیابی نقش فضای کسب و کار بر احتمال تقلب در صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صورت های مالی افشاء شده توسط شرکت ها، اصلی ترین منبع اطلاعاتی برای اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری است. صورت های مالی متقلبانه باعث هدایت نامطلوب منابع مالی و تصمیمات غیر بهینه توسط سرمایه گذاران می شود. مطالعات تجربی احتمال تقلب در صورت های مالی اخیر بر متغیرهای مربوطه به شرکت متمرکز بوده اند و متغیرهای فضای کسب وکار مغفول مانده است. لذا در این مطالعه، نقش فضای کسب وکار بر احتمال تقلب در صورت های مالی صدوبیست شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال های 1391-1397 با استفاده از رویکرد رگرسیونی لجستیک موردبررسی قرار گرفت و تأثیر سی ویک متغیر بر احتمال تقلب در صورت های مالی موردبررسی قرار گرفت که نه متغیر آن مربوط به فضای کسب وکار و بقیه متغیرها مربوط به سطح شرکتی بودند. نتایج نشان داد الگوی لاجیت برآورد شده حدود بیست وشش درصد از تغییرات نسبت احتمال وقوع تقلب در گزارش های مالی به عدم وقوع آن را توضیح می دهد. دو متغیر درآمد سرانه و نرخ ارز بازار آزاد از بین نه متغیر فضای کسب وکار، تأثیر معناداری بر احتمال تقلب در گزارش مالی شرکت ها دارند و با افزایش یک درصدی در درآمد سرانه، احتمال تقلب در صورت های مالی پنجاه ودو درصد کاهش و با افزایش نرخ ارز در بازار آزاد نیز احتمال تقلب در گزارش ها مالی شرکت های موردبررسی به میزان چهل وسه درصد افزایش پیدا می کند. نتایج تحقیق بیانگر اهمیت متغیرهای فضای کسب وکار به همراه متغیرهای سطح شرکتی در پیش بینی احتمال تقلب در صورت های مالی شرکت ها است.
تبیین الگوی چالش های گزارشگری مالی بخش عمومی کشور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: در سه دهه گذشته تحولات عمده مدیریت عمومی و به ویژه استقرار حسابداری تعهدی، مشخصه بخش عمومی بسیاری از کشورها بوده است. نظام مالی بخش عمومی ایران نیز در فرآیند اجرایی شدن این تحولات قرار دارد، با توجه به شواهد موجود، مبنی بر عدم به کارگیری کامل و مناسب استانداردهای حسابداری بخش عمومی، هدف مطالعه حاضر، بررسی چالش های گزارشگری مالی بخش عمومی در کشور است. روش شناسی: پژوهش حاضر به صورت کیفی صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید حسابداری دانشگاه ها و مدیران اجرایی سازمان های دولتی و حسابرسان سازمان های دولتی هستند. یافته ها: با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و همچنین مصاحبه های نیمه ساختاریافته و دریافت نظر خبرگان، مفاهیم مربوطه به چالش های گزارشگری مالی بخش عمومی کشور استخراج گردید. بر اساس نتایج 12 چالش اصلی مؤثر بر گزارشگری مالی بخش عمومی شناسایی شدند. خبرگان بر اساس رویکرد دلفی-فازی لجستیک نوع 3 با تابع ورودی شفر 4، مؤلفه های مورد استخراج را تأیید نمودند. تابع ورودی مبتنی بر هیبرید سینوس و کوسینوس جهت پوشش نا اطمینانی در پاسخ دهی خبرگان کاراتر عمل می نماید. با استفاده از رویکرد تحلیل مؤلفه اصلی این نتیجه حاصل گردید که چالش های حوزه سیستم حسابداری، عوامل اقتصادی و نیروی انسانی به ترتیب مهم ترین چالش های مؤثر بر کیفیت گزارشگری در بخش عمومی کشور هستند. دانش افزایی: نبود سیستم های حسابداری مدرن، یکپارچه و منطبق با فرآیند اجرایی فعالیت های دولتی مهم ترین عامل مؤثر بر کاهش کیفیت گزارشگری مالی در بخش عمومی کشور است.
ارایه چارچوب ساخت و کاربست فرهنگ صلح در بین شهروندان جامعه ایران (نمونه موردی شهروندان استان البرز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف پژوهش: صلح همانند آرمان هایی نظیر عدالت و امنیت، یکی از ارزش های انسانی شناخته شده در همه ی فرهنگ ها، تمدن ها و نظام های فکری است که در طول تاریخ بشر، انسان ها را دل مشغول نموده است. با این حال، جنبه های مختلف و گوناگون صلح و همچنین محیط های متعدد آن، هم از جنبه ی نظری و هم عملی، نگرش های متکثری را در این رابطه شکل داده و نظام بین المللی و نظام های ملی معاصر نیز همچنان در این تکثر سیر می نمایند. در این میان فرهنگ صلح شهروندی شاید از پایه ای ترین موارد در جهت گسترش و نهادینه نمودن صلح در جوامع است. روش پژوهش: لذا پژوهش حاضر به منظور تدوین مدل چارچوب ساخت فرهنگ صلح در بین شهروندان جامعه ایران در میان شهروندان استان البرز پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، تلفیقی از نوع روش های کیفی و کمی می باشد. در مرحله اول از روش کیفی داده بنیاد استفاده شده است، جامعه آماری در بخش کیفی شامل اعضای هیات علمی گروه مدیریت فرهنگی و خبرگان اجرایی مدیران سازمان ها و نهادهای فرهنگی می باشند. همچنین از خبرگان علمی و دانشگاهی در زمینه فرهنگ نیز استفاده شد که برابر 20 نفر بودند. ابزار تحقیق شامل برگه های کدگذاری محقق ساخته بود که روایی آن توسط اعضای گروه دلفی تأیید و پایایی آن با معیار پی اسکات 95/0 محاسبه شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که عوامل مرتبط با مدل فرهنگ صلح در قالب 11 مولفه و در مقوله های 5 گانه به صورت عوامل محوری (فرهنگ صلح)، عوامل تقویت کننده، عوامل بسترساز، موانع شکل گیری و پیامدها جای گرفتند. در مرحله دوم تحقیق، جامعه آماری را شهروندان استان البرز تشکیل می دهند که حدودا 2500000 نفر می باشند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد و پس از گردآوری داده ها، تجزیه و تحلیل آماری داده های پژوهش با استفاده از Spss 22 وLisrel8.54 و Excel صورت گرفت. معناداری ضرایب و پارامترهای بدست آمده مولفه های عوامل محوری (فرهنگ صلح)، عوامل تقویت کننده، عوامل بسترساز، موانع شکل گیری و پیامدها نشان داد که تمامی ضرایب بدست آمده، معنادار می باشند. با توجه داده های تحقیق، میانگین نمره های بدست آمده برای ابعاد متغیر عوامل محوری، عوامل تقویت کننده، موانع شکل دهنده، موانع شکل گیری و پیامدها بیشتر از حد متوسط می باشد و می توان گفت که پاسخ دهندگان معتقدند میزان تاثیر ابعاد متغیر عوامل محوری بر فرهنگ صلح بیشتر از حد متوسط است. نتیجه گیری: یافته های حاصل از تحلیل ابعاد بیانگر آن می باشد که از بین مولفه های مدل فرهنگ صلح، موانع شکل گیری با میانگین (90/0) بیشترین و پیامدها با میانگین (67/0) کمترین تاثیر را در فرهنگ صلح دارند.
طراحی مدل پویای مدیریت کسب و کارهای نوپا بر اساس پویایی شناسی سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۰
201 - 238
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ایجاد یک مدل پویایی شناسی سیستم، برای مدیریت دوره حیات کسب و کار های نوپا -بر اساس عوامل شناسایی شده مؤثر در شکست و موفقیت این کسب و کارها و بررسی تأثیرات این عوامل در حلقه های مختلف است. روش این پژوهش در بخش شناسایی عوامل از نوع تئوری زمینه ای بوده و در بخش مدل سازی بر اساس پویایی شناسی سیستم می باشد. بر اساس مطالعات انجام شده، نرخ موفقیت کسب و کار های نوپا (استارت آپ ها) در سراسر جهان بسیار پایین و طبق نتایج پژوهش ها کمتر از 10 درصد می باشد. لذا شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت و شکست استارت آپ ها و استخراج یک مدل پویا از این عوامل، می تواند به مدیریت استارت آپ ها و افزایش احتمال موفقیت بینجامد. جهت استخراج عوامل شکست و موفقیت در این پژوهش، 25 مصاحبه با فعالان حوزه کسب و کار های نوپا در تهران، در چهارچوب روش نظریه زمینه ای ساخت گرا صورت پذیرفته است و پس از شناسایی عوامل مذکور شامل 87 مفهوم، 32 مقوله و 7 مقوله کلی، ابتدا نمودار های علی-حلقوی در حوزه های مختلف ترسیم شده و سپس یک مدل بر اساس پویایی شناسی سیستم، شامل 13 متغیر حالت از عوامل مؤثر ایجاد گردیده است. مدل حاصل، با تست های متعدد بررسی شده و نتایج نشان از امکان پیش بینی روند رشد و یا شکست استارت آپ ها از طریق مدل سازی و تعیین ضرایب مربوطه دارد.
تحلیل محتوای انواع نیوزجکینگ برندهای گردشگری ایران (برند مورد مطالعه: علی بابا)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
111 - 129
حوزههای تخصصی:
نیوزجکینگ(خبرربایی) یعنی برندها از طریق واکنش به یک خبر ترند، موج آن را به سمت خود هدایت می کنند؛ که این خبر می تواند هم یک خبرفوری و بدون برنامه ریزی باشد و هم یک رویداد برنامه ریزی شده. لذا، پژوهش حاضر که با رویکرد کیفی انجام شده، به کمک استراتژی تحلیل محتوا، اثر انواع نیوزجکینگ برندهای گردشگری ایران از نقطه نظر متخصصان بازاریابی در حوزه گردشگری را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری پژوهش، تمامی متخصصان حوزه بازاریابی و تولید محتوا در حوزه گردشگری کشور بود؛ که در نهایت،15تَن از این افراد خبره به عنوان نمونه آماری، از طریق نمونه گیری نظری در پژوهش شرکت نمودند. جهت گردآوری داده های پژوهش، مصاحبه شوندگان پس از مشاهده و بررسی نمونه هایی از هر دو نوع نیوزجکینگ(واکنش به اخبار فوری و رویدادهای برنامه ریزی شده) که توسط شرکت علی بابا منتشر شده بود، اذعان داشتند که محتوای مربوط به اخبار فوری را بیش تر لایک، اشتراک گذاری و مشارکت می کنند.
الگوی تحول دیجیتال منابع انسانی در زنجیره تأمین دفاعی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحول دیجیتال منابع انسانی در زنجیره تأمین دفاعی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک ضرورت اساسی برای افزایش توانمندی های دفاعی کشور مطرح است. مدیریت سنتی زنجیره تأمین می تواند منجر به کاهش کارایی و تضعیف توانایی های نظامی شود. این مطالعه بر اهمیت تحول دیجیتال در مؤلفه های منابع انسانی تأکید دارد و نشان می دهد که بهبود این حوزه ها می تواند تأثیر مثبتی بر جنبه های مالی و فناوری زنجیره تأمین داشته باشد. هدف تحقیق ارائه یک الگوی تحول دیجیتال منابع انسانی مبتنی بر چارچوب های معتبر بین المللی است.روش شناسی: این پژوهش یک مطالعه کیفی و کاربردی است که با هدف شناسایی مضامین کلیدی در حوزه تحول دیجیتال منابع انسانی طراحی شده است. مشارکت کنندگان شامل 17 نفر از متخصصان حوزه های تحول دیجیتال و مدیریت منابع انسانی هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک و نرم افزار MAXQDA تحلیل شده اند.یافته ها: چهار مضمون اصلی شامل پیشران ها، موانع، فرصت ها و پیامدهای تحول دیجیتال شناسایی شدند. پیشران های کلیدی شامل رهبری سازمانی، قابلیت های کارکنان و فناوری هستند، در حالی که موانعی مانند مقاومت در برابر تغییر باید مدیریت شوند. پذیرش تحول دیجیتال می تواند به ارتقای بهره وری و بهبود عملکرد زنجیره تأمین دفاعی منجر شود.نتیجه گیری: تحول دیجیتال منابع انسانی با توجه به پیشران های کلیدی می تواند فرهنگ سازمانی را ارتقا دهد و بهره وری را افزایش دهد. شناسایی موانع ضروری است تا فرآیند تحول به طور مؤثر اجرا گردد و راه را برای موفقیت پایدار در زنجیره تأمین دفاعی هموار کند.
شناسایی و مدلسازی شایستگی های نیروی انسانی برای تحقق هم رقابتی در زنجیره تأمین بهداشت و درمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
81 - 103
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، هم رقابتی یا همکاری با رقبا موردتوجه کسب وکارها قرار گرفته است. در تمامی بخش های زنجیره تأمین بهداشت و درمان نیز از راهبرد هم رقابتی به منظور جبران کمبودهای تجهیزاتی، زیرساختی، نیروی انسانی و مواد اولیه استفاده می شود. این رویکرد که به طور فزاینده ای در محیط های کسب وکار پیچیده و پویای امروزی به آن توجه شده است، نیازمند دارابودن شایستگی های ویژه در منابع انسانی است تا بتواند شرایط پیچیده و متغیر بازار را مدیریت کنند. تاکنون در زمینه شایستگی های نیروی انسانی در هم رقابتی پژوهشی صورت نگرفته است. این پژوهش در دو مرحله با رویکرد آمیخته و جامعه آماری متشکل از خبرگان دانشگاهی و تجربی انجام شد. در مرحله اول با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون به شناسایی 30 شایستگی نیروی انسانی برای هم رقابتی پرداخته شد که در هفت دسته «شایستگی شخصیتی»، «شایستگی های دانشی»، «شایستگی ارتباطی»، «شایستگی اخلاقی»، «شایستگی وظیفه ای»، «شایستگی امنیتی» و «شایستگی تصمیم گیری» دسته بندی شدند. در مرحله دوم به منظور بررسی روابط بین شایستگی ها، از پرسش نامه محقق ساخته و مدل ساختاری تفسیری فراگیر فازی استفاده شد. نتایج مدلسازی نشان می دهد که «شایستگی شخصیتی» و «شایستگی اخلاقی» بنیادی ترین شایستگی ها به شمار می آیند که سایر شایستگی ها از آن نشأت می گیرند. در سطح بعدی «شایستگی های دانشی»، «شایستگی ارتباطی» و «شایستگی تصمیم گیری» قرار گرفته اند که اهمیت بالاتری نسبت به سایر شایستگی ها دارند. بر اساس یافته های پژوهش باید زمان جذب نیروی انسانی به شایستگی های شخصیتی و اخلاقی توجه شود و با آموزش های زمان خدمت به تقویت شایستگی های دانشی، ارتباطی و تصمیم گیری پرداخت.
بهبود صنعت گردشگری چگونه می تواند منجر به رونق اقتصادی شود؟
حوزههای تخصصی:
رشد و توسعه اقتصادی بر اساس عوامل مختلفی نهادینه می شود. از جمله این موارد می توان به شاخص های فرهنگی، اقتصادی، جغرافیایی، امنیتی، رفاهی و گردشگری اشاره نمود. پژوهش حاضر به بررسی نقش صنعت گردشگری در رشد اقتصادی و یا در اصطلاح، رونق اقتصادی پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان داد که ارتقاء شاخص های اقتصادی بسیار متاثر از صنعت گردشگری می باشد؛ البته این نکته نیز روشن شد که رشد اقتصادی نیز به تنهایی باعث تقویت و بهبود صنعت گردشگری می گردد و این چرخه، دائما به تقویت خود خواهد پرداخت تا در نهایت و به فرض حرکت مثبت سایر شاخص ها، منجر به توسعه اقتصادی شود.
سنجش میزان عوامل تأثیرگذار بر صرف بلوک درهریک از صنایع فعال در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۶)
135 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش ارائه مدلی جهت تعیین قیمت بلوک سهام در صنایع مختلفِ بازار سرمایه ایران است. با استفاده از پیشینه پژوهش های گذشته، عوامل تأثیرگذار بر صرف بلوک انتخاب و در مدل پیشنهادی بررسی گردیدند. جامعه مطالعاتی، شرکت های پذیرفته شده در بورس و فرابورس ایران و دوره زمانی پژوهش، معاملات عمده سال های 1390 تا 1399 بوده است. روابط متغیرهای پژوهش از طریق ایویوز و با استفاده از تحلیل رگرسیون چندمتغیره سنجیده و با استناد به نتایج خروجی مدل ها، فرضیه های پژوهش آزمون و ضرابب تأثیرگذار بر صرف بلوک برآورد گردیده اند. در نهایت به منظور بررسی تفاوت میزان تأثیر متغیرها بر صرف بلوک در صنایع مختلف و جهت افزایش دقت یافته ها، به بررسی متغیرها در پایتون پرداخته شده است. نتایج نشان داد که ضریب تأثیر هر متغیر بر صرف بلوک متفاوت بوده، و صرف بلوک با اندازه بلوک، وجه نقد، دارایی و درآمد شرکت رابطه مستقیم و با نسبت بدهی، سود و اندازه شرکت رابطه معکوس دارد. در ادامه یافته ها حاکی از آن بود که در صنایع فراورده های نفتی،کک و سوخت هسته ای و محصولات فلزی، سود؛ در صنعت شیمیایی، اندازه شرکت؛ در صنایع خودرو و ساخت قطعات و بانک و مؤسسات اعتباری، اندازه بلوک و درصنعت سرمایه گذاری، میزان دارایی بیشترین تأثیر را بر صرف بلوک دارد.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی پارادایمی توسعه صنعتی و تجاری مبتنی بر شاخص های اقتصادی و مالی در شرکت نفت وگاز گچساران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های بازرگانی آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۱۲۸
97 - 122
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی پارادایمی توسعه صنعتی و تجاری مبتنی بر شاخص های اقتصادی و مالی در شرکت نفت وگاز گچساران انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی، از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها، یک پژوهش پیمایش مقطعی و از نظر طرح پژوهشی، یک پژوهش آمیخته می باشد. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی و مدیران ارشد شرکت نفت وگاز گچساران است که 15 نفر به شیوه نمونه گیری نظری انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران، سرپرستان و کارشناسان شرکت نفت وگاز گچساران است. حداقل حجم نمونه با فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. تحلیل داده ها در بخش کیفی با روش گراندد تئوری و در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی انجام شد. یافته های این پژوهش نشان از تاثیرگذاری شرایط علی (منابع فناورانه، دانش صنعت نفت وگاز و فضای قانونی و سیاسی کشور) بر پدیده محوری (توانمندی های منابع انسانی، تکنولوژیکی و مالی) دارد. همچنین می توان نتیجه گرفت که شرایط بسترساز (شاخص مالی و شاخص اقتصادی) و شرایط مداخله گر (دیپلماسی تحریم) با اثرگذاری برروی راهبرد ها و اقدامات ( سیاست گذاری تجاری سازی دولت) به پیامد ها (توسعه صنعتی و تجاری کشور و تعاملات ملی و بین المللی) منتهی می شوند.
مقایسه انتظارات و ادراک ذینفعان اصلی فعالیت حسابرسی داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۷
۶۵-۳۸
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تفاوت بین انتظارات و ادراکات ذینفعان اصلی فرآیند حسابرسی داخلی از نقش و مسئولیتی که فعالیت حسابرسی داخلی در فرآیندهای کنترل، مدیریت ریسک و راهبری باید ایفا نماید، می پردازد. در پژوهش حاضر ابتدا با استفاده از منابع علمی و حرفه ای مختلف، مسؤولیت حسابرسی داخلی در قالب سه حوزه اصلی کنترل های داخلی (65 نوع مسئولیت)، حوزه مدیریت ریسک (46 نوع مسئولیت) و حوزه راهبری شرکتی (36 نوع مسئولیت) تعیین و از طریق پرسش نامه در اختیار گروه های مختلف، جهت جمع آوری داده قرار گرفت. جامعه موردمطالعه شامل اعضای کمیته حسابرسی، مدیران ارشد و مدیران واحد حسابرسی داخلی شرکت های بورسی ایرانی بوده و اعضای نمونه به صورت تصادفی ساده طی سال 1402 انتخاب گردیده اند. همچنین فرضیه های پژوهش با مقایسه میانگین ها در دو سطح واقعی و مورد انتظار عملکرد توسط نرم افزار stata 15 مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. نتایج نشان می دهد (مدیران) حسابرسان داخلی ایرانی نسبت به آنچه باید انجام دهند کاملاً آگاه هستند. علاوه بر این، یافته های حاصل از مقایسه میانگین هر گروه با گروه مبنای حسابرسی داخلی حاکی از آن است که مدیران ارشد و کمیته حسابرسی انتظار زیادی دارند و تا حد زیادی نسبت به هدف و مسئولیت های فعالیت حسابرسی داخلی ناآگاه هستند. علاوه براین، نتایج حاصل از به کارگیری مدل پورتر (1993) نشان می دهد فاصله انتظارات عملکرد بیشتر از فاصله انتظارات معقول است. همچنین فاصله عملکرد ناکارا نسبت به فاصله استانداردهای ناکارا نقش مهم تری در فاصله عملکرد دارد. درک ادبیات فعلی از شکاف انتظارات بسیار محدود و منحصراً بر حسابرسی مالی متمرکز است. این مطالعه با سنجش فاصله انتظارات میان حسابرسان داخلی و مشتریان اصلی آن، پدیده شکاف انتظارات را فراتر از حوزه حسابرس مالی گسترش می دهد.
اثر مشوق های رقابتی بر حق الزحمه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۷
۲۸۵-۲۶۸
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مشوق های رقابتی مربوط به پست مدیریت ارشد اجرایی (مدیر عامل) و حق الزحمه حسابرسی است. جامعه آماری این پژوهش، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های 1398 تا 1401 است. تعداد نمونه پژوهش 49 شرکت است. برای اندازه گیری متغیر مشوق های رقابتی از 5 مولفه (تفاوت حقوق مدیر ارشد اجرایی و میانگین حقوق سایر مدیران، سود خالص واقعی شرکت، سود خالص پیش بینی شده، بازدهی سالانه ناشی از سود سهام و تغییر قیمت سهامی که مدیر ارشد اجرایی مالک آن است) و برای تجزیه و تحلیل روابط بین متغیرها از نرم افزارPLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مشوق های رقابتی بر حق الزحمه حسابرسی اثری مستقیم و معنی دار دارد. علاوه بر این نتایج نشان داد متغیرهای تعدیلگر بازده کل دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت بدهی و نسبت جاری؛ هیچکدام اثری معنی دار بر رابطه مزبور ندارند.