فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
341 - 352
حوزههای تخصصی:
هدف: شبکه های اجتماعی نقش موثری در رفتار خرید مصرف کنندگان دارند لذا هدف از این پژوهش ارائه مدل علی روابط بین نگرش به خرید آنلاین و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی، بر خرید وسایل کمک آموزشی مدارس از اینستاگرام(رفتار) با نقش واسطه ای قصد خرید آنلاین می باشد. روش: این تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری آن شامل ۱۰۰۰ نفر از فالوورهای صفحه اینستاگرامی در حوزه فروش وسایل کمک آموزشی مدارس است که از این تعداد، نمونه ای به حجم ۲۷۸ نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی آکوستو و تورز (2018)، نگرش به خرید آنلاین کلین (۱۹۸۲)، قصد خرید آنلاین بِک و کینگ (2011)، رفتار مصرف کننده(خرید آنلاین) آجزن و فیشبین (۲۰۰۳) گردآوری شد سپس داده ها به روش آماری تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که نگرش به خرید آنلاین تأثیر معناداری بر خرید وسایل کمک آموزشی مدارس از اینستاگرام (۱۶/0 = ß) و نیز بر قصد خرید آنلاین (۱۸/0 = ß)دارد.همچنین، بین تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی و خرید وسایل کمک آموزشی مدارس از اینستاگرام (۲۴/۰= ß)و قصد خرید آنلاین (۲۳/۰= ß) رابطه ای معنادار وجود دارد. در نهایت اثر مستقیم قصد خرید آنلاین بر رفتار مصرف کننده (۱۹/۰= ß)نیز معنادار گزارش شد.نتیجه گیری: این پژوهش بیانگر آن است که کسب وکارها اینترنتی می توانند با بهبود نگرش نسبت به خرید آنلاین و بهره گیری از تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی، قصد خرید آنلاین و در نهایت رفتار خرید مشتریان را افزایش دهند.
توسعه بانکداری جامع مبتنی بر حکمرانی دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
5 - 35
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بانک ها همواره بدنبال ارائه محصولات و خدمات مطابق با نیازها و خواسته های مشتریان هستند. داشتن رویکرد و مدل مناسب بانکداری، می تواند به ارائه خدمات و محصولات مطابق با نیاز مشتریان کمک زیادی کند. یکی از این رویکردها جهت دستیابی به این هدف، الگوی بانکداری جامع است. این الگو جهت پیاده سازی در کشور نیازمند عوامل خاصی است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل توسعه بانکداری جامع مبتنی بر رویکرد دیجیتال اجرا شده است.روش: این پژوهش از نوع کیفی، توسعه ای، تفسیری و استقرایی است که با رویکرد فراترکیب و روش تحلیل محتوای کیفی اجرا شده است. منابع اطلاعات استفاده شده در پژوهش را مقاله های منتشر شده در پایگاه های داده ای جهاد دانشگاهی و الزویر و تامسون روترز تشکیل می دهد. بعد از گردآوری مقاله های منتشر شده از سه پایگاه اطلاعاتی بر اساس شاخص مدنظر پژوهشگران، مقاله های منتخب برای بررسی انتخاب شد.یافته ها: پس از بررسی و ترکیب نتایج مطالعات منتخب مرور شده، چهار دسته اکوسیستم بانکداری جامع (دید جامع و قابل برنامه ریزی، خدمات دیجیتال جامع، داده های همراه، دسترسی فرد به فرد، ابعاد بانکداری جامع)، کارکردها و خدمات دیجیتال (پرداخت و کیف پول دیجیتال، محصولات بانکداری و فروش، چندکاناله بودن، برنامه ریز و مشاور مالی دیجیتال، داده های عظیم هوشمند،)، توانمندسازهای دیجیتالی شدن (زیرساخت فناوری اطلاعات جدید، طراحی پایگاه داده، تحلیل داده پیشرفته، مدل کسب و کار جامع، امنیت و اختیار و دیجیتالی شدن امور بانکی)، و در نهایت زیرساخت های تحول دیجیتال (ساختار صنعت بانکداری، رویکرد توآورانه در صنعت بانکداری، قوانین و سیاست های حمایتی و عولمل اجتماعی) شناخته شد.
تحلیل اهمیت عملکرد مؤلفه های تحول دیجیتال در صنایع (مورد مطالعه صنایع منتخب استان زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
111 - 148
حوزههای تخصصی:
امروزه واژه تحول دیجیتال یکی از پرکاربردترین واژه ها در ادبیات و فضای کاری شرکت ها و سازمان هاست و سازمان ها نیز می توانند با به کارگیری ابزارهای مختلف از موجودیت خود دفاع کنند و هر چه بیشتر خود را بهبود و اصلاح دهند. در نتیجه در حال حاضر تحول دیجیتال به بخشی جدایی ناپذیر از دنیای شرکت ها و صنعت تبدیل شده و به سرعت در حال گسترش است. با شروع توسعه عصر تحول دیجیتال و انقلاب صنعتی چهارم، تغییراتی در گستره، اهمیت و اولویت های صنایع رخ داد. هدف از پژوهش حاضر احصاء مؤلفه های تحول دیجیتال در صنعت، و همچنین بررسی شکاف وضع مطلوب و موجود در صنایع منتخب استان زنجان شامل صنایع (برق و الکترونیک، نساجی و پوشاک، فلزات اساسی و ریخته گری، صنایع تبدیلی و تکمیلی، محصولات شیمیایی) می باشد. در این مقاله ابتدا با بهره گیری از روش مرور نظام مند مؤلفه های تحول دیجیتال احصاء و سپس با استفاده از روش تحلیل اهمیت-عملکرد، وضعیت صنایع مذکور در این مؤلفه ها مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاصله حاکی از اهمیت بالای مؤلفه «تحلیل داده های مشتری» و «زیرساخت های فناوری اطلاعات» است که در صنایع «برق و الکترونیک» و «صنعت نساجی و پوشاک» عملکرد خوبی داشته؛ ولی سایر صنایع با وضعیت مطلوب فاصله دارند.
کاربرد پیش بینی احتمالاتی و بهینه سازی استوار به منظور درنظر گرفتن عدم قطعیت پارامترها دربهینه سازی پرتفوی بتای هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
508 - 530
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با استفاده از رویکرد پیش بینی احتمالاتی و بهینه سازی استوار، به منظور در نظر گرفتن عدم قطعیت پارامترهای مدل بهینه سازی پرتفوی در بازار سرمایه ایران انجام شده است. تمرکز اصلی این پژوهش، بر ارتقای عملکرد پرتفوی با لحاظ عدم قطعیت و بهره گیری از مدل های یادگیری ماشین، برای ساخت پرتفوهایی با نسبت شارپ بیشینه در بازار سرمایه ایران است.
روش: در این مطالعه، دو رویکرد رایج به منظور در نظر گرفتن عدم قطعیت پارامترها در مدل بهینه سازی پرتفوی استفاده شده است. نخستین رویکرد رایج، رویکرد بهینه سازی استوار است که برای هر پارامتر، یک مجموعهعدم قطعیت ترسیم می کند و مسئله را به گونه ای تحلیل می کند که جواب ایجاد شده در شرایط بدبینانه پارامترها نیز بهینه باشد. رویکرد دیگر، مدل یادگیری ماشین پیشرفته تقویت سازی گرادیان طبیعی و استفاده خروجی آن در رویکرد پیش بینی احتمالاتی است. ورودی های این مدل، پنج اندیکاتور تکنیکال، از جمله شاخص قدرت نسبی، میانگین متحرک همگرایی/ واگرایی، میانگین محدوده واقعی، میانگین موزون قیمت معاملات و مومنتوم در نظر گرفته شده است. تحلیل تکنیکال یکی از رویکردهای اصلی در بررسی و پیش بینی روند بازارهای مالی است که بر پایه مطالعه و ارزیابی داده های تاریخی قیمت و حجم معاملات شکل گرفته است. در این روش فرض بر این است که تمام اطلاعات بنیادی و روانی بازار در قیمت ها منعکس می شود و حرکت قیمت ها، الگوهایی تکرارپذیر و قابل شناسایی ایجاد می کنند. این پژوهش در ده صنعت اعم از فلزات اساسی، پالایش فراورده های نفتی، بانک و مؤسسه های اعتباری، پتروشیمی و مواد شیمیایی، خودرو، سیمان، دارو، فلزات گران بها، لاستیک و پلاستیک و کانی های فلزی انجام شده است. صنایع نام برده، جزء بزرگ ترین صنایع بازار سرمایه ایران هستند و از منظر ارزش بازار، بخش عمده ای از بازار سرمایه را شامل می شوند. صنایع یاد شده، طیف گسترده ای از حوزه های تولیدی و خدماتی را دربرمی گیرند که هریک در اقتصاد و توسعه صنعتی کشور نقشی بنیادی دارند. در مجموع، هم افزایی این صنایع تنوع بخشی به اقتصاد، ارزآوری، اشتغال و توسعه پایدار را تقویت می کند. پس از پیاده سازی مدل های استوار و پیش بینی احتمالاتی در بهینه سازی پرتفوی، عملکرد نتایج با دو پرتفوی مبنای وزن برابر و مدل میانگین واریانس مارکوویتز با استفاده از شاخص شارپ مقایسه شد.
یافته ها: با در نظر گرفتن داده های فروردین ۱۴۰۱ تا فروردین ۱۴۰۳، به عنوان داده های آموزش (در مدل گرادیان طبیعی تقویت شده) و تخمین پارامترها (در مدل بهینه سازی استوار) و داده های سال ۱۴۰۳ به عنوان تست، پرتفوهای هر ۱۰ صنعت تشکیل و بازده و ریسک آن ها با رویکرد خارج از نمونه محاسبه شد. مقایسه نتایج پرتفوها نشان داد که هر دو رویکرد ارائه شده در پژوهش، نسبت به پرتفوی های مبنا در سطح معناداری ۹۹ درصد، شاخص شارپ بیشتری دارند.
نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از پیش بینی های توزیعی به جای نقطه ای و ترکیب آن با استراتژی های بتای هوشمند و همچنین، در نظر گرفتن عدم قطعیت پارامترها در مدل های بهینه سازی پرتفوی، به ساخت پرتفویی با نسبت بازده به ریسک بالاتر منجر می شود و این عملکرد برتر در سطح معناداری ۹۹ درصد معنادار است. همچنین بر این اساس می توان نتیجه گرفت استفاده از شاخص های تکنیکال به عنوان عوامل اثرگذار بر بازده، می تواند در پیش بینی بازده موفق عمل کند و بهره برداری از آن ها به منظور تشکیل پرتفوی بتای هوشمند، به پرتفویی با عملکرد بهتر منتج می شود.
اثر تنوع بخشی عملیات بیمه گری بر ریسک سرمایه گذاری شرکت های بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
271 - 306
حوزههای تخصصی:
این پژوهش اثر تنوع بخشی در عملیات بیمه گری و سبد بیمه ای بر میزان ریسک پذیری در سرمایه گذاری شرکت های بیمه را بررسی می کند. طبق فرضیه مدیریت ریسک هماهنگ انتظار می رود بین ریسک سرمایه گذاری و ریسک بیمه گری شرکت های بیمه رابطه منفی وجود داشته باشد بطوری که شرکت های بیمه ای که ریسک بیمه گری را از طریق تنوع بخشی سبد بیمه ای کاهش (افزایش) می دهند به دنبال آن ریسک سرمایه گذاری خود را افزایش (کاهش) دهند بدون توجه به اینکه سطح کل ریسک افزایش یا کاهش یابد و یا اینکه ثابت بماند. در این پژوهش برای بررسی اثر تنوع بخشی سبد بیمه ای به عنوان متغیر مستقل بر میزان ریسک پذیری در دارایی ها به عنوان متغیر وابسته از مدل های رگرسیونی حداقل مربعات معمولی و حداقل مربعات دو مرحله ای استفاده شد. سایر متغیرهای مهم اثرگذار بر ریسک سرمایه گذاری نیز در مدل ها لحاظ شدند. همچنین برای بررسی پایداری نتایج از معیارهای جایگزین تنوع بخشی و ریسک پذیری در دارایی ها و مطالعه رویدادی استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 29 شرکت بیمه ی مستقیم است و دوره پژوهش از سال 1385 تا 1402 را پوشش می دهد. یافته ها نشان دادند مطابق با فرضیه مدیریت ریسک هماهنگ شرکت های بیمه ای که پرتفوی بیمه ای متنوع تری دارند نسبت به شرکت های بیمه ای که از تنوع کمتری برخوردارند در سرمایه گذاری های خود ریسک پذیرترند. نتایج این پژوهش نسبت به معیارهای مختلف اندازه گیری تنوع بخشی در عملیات بیمه گری و معیارهای اندازه گیری ریسک پذیری در دارایی ها و تورش های بالقوه ناشی از درون زایی متغیرها معتبر و پایدار باقی ماندند. همچنین مطالعه رویدادی نشان داد شرکت هایی که میزان تنوع سبد بیمه ای خود را در یک دوره کاهش می دهند و متمرکزتر می شوند ریسک سرمایه گذاری خود را نیز کاهش می دهند و متقابلاً شرکت هایی که سبد بیمه ای خود را در یک دوره متنوع تر می کنند به تناسب آن دارایی های پرریسک تری در سرمایه گذاری خود انتخاب می کنند.
تحلیل فازی تأثیر شاخص های رفتاری سرمایه گذاران بر سیاست تقسیم سود شرکت ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر عوامل رفتاری سرمایه گذاران بر سیاست تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، با استفاده از روش دلفی فازی، عوامل کلیدی رفتاری مؤثر بر تصمیم گیری های سرمایه گذاری شناسایی و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سوگیری های شناختی و احساسی، اعتماد به نفس و ریسک پذیری، تأثیرات اجتماعی و گروهی، و مدیریت مالی و تصمیم گیری از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سیاست تقسیم سود شرکت ها هستند. نتایج نشان داد که اعتماد به نفس بیش از حد و ریسک پذیری بالا تأثیر منفی بر سیاست تقسیم سود دارند؛ زیرا مدیران با اعتماد به نفس بالا تمایل دارند منابع مالی شرکت را برای سرمایه گذاری های پرریسک به کار بگیرند. همچنین، سوگیری های شناختی و احساسی موجب کاهش تمایل به تقسیم سود شده و تصمیم گیری های محافظه کارانه تر را به دنبال دارد. در مقابل، تأثیرات اجتماعی و گروهی، مدیریت مالی قوی و تصمیم گیری های منطقی تأثیر مثبتی بر سیاست تقسیم سود دارند، زیرا این عوامل باعث افزایش شفافیت مالی و اعتماد سرمایه گذاران می شوند. مقایسه یافته های این پژوهش با مطالعات داخلی و خارجی نشان داد که عوامل رفتاری در کنار معیارهای مالی، نقش تعیین کننده ای در تصمیمات مرتبط با تقسیم سود دارند. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که شرکت ها با به کارگیری استراتژی های مدیریت ریسک، بهبود شفافیت اطلاعاتی، و کاهش اثرات سوگیری های شناختی، می توانند سیاست های تقسیم سود خود را بهینه سازی کرده و از تصمیم گیری های غیرمنطقی جلوگیری کنند.
تحلیل اقتصادی ترجیح دانشجویان برای انتخاب دوره های تخصصی دندان پزشکی: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۰)
22 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تخصص های متنوع دندان پزشکی نقشی مهم در ارتقاء سلامت دهان و دندان دارند. به دلیل اهمیت بازار کار دندان پزشکی، پژوهش حاضر به بررسی عوامل مرتبط با انتخاب رشته های تخصص توسط دانشجویان دندان پزشکی عمومی پرداخت. روش ها: مطالعه حاضر یک پیمایش مقطعی است. ۳۰۱ دانشجو دندان پزشکی شاغل به تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه خوراسگان در سال ۱۴۰۰ به پرسشنامه پاسخ دادند. پرسشنامه بر اساس دستورالعمل مطالعه های انتخاب گسسته مبتنی بر طراحی تجربی تهیه شد. مؤلفه های مرتبط با ترجیح دانشجویان بر اساس نتایج مطالعه های قبلی، مصاحبه با اساتید و دانشجویان دوره رزیدنتی استخراج شدند. مجموعه های انتخاب طراحی شده شامل دو گزینه جایگزین بود و مشارکت کنندگان از بین دو گزینه جایگزین هر مجموعه انتخاب، یکی را انتخاب می کردند. از مدل سازی انتخاب گسسته و رگرسیون های لاجیت شرطی برای تحلیل داده ها و نرم افزار Stata14 برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: اعتبار اجتماعی و درآمد خوب(Coefficient=1/181)، نداشتن دوره رزیدنتی بسیار دشوار(Coefficient=0/21)، طولانی نبودن دوره رزیدنتی(Coefficient=0/159)، استرس شغلی کم (Coefficient=0/52)یا متوسط(Coefficient=0/47) به شکل معنی داری احتمال انتخاب دوره تخصص را بالاتر می برد. وجود شهریه تحصیلی احتمال انتخاب رشته تخصص دندان پزشکی را کاهش می دهد(Coefficient=0/29). در مقابل، علاقمندی به رشته تخصص، احتمال انتخاب آن را به شرط ثبات سایر شرایط، افزایش می دهد(Coefficient=1/02). نتیجه گیری: دانشجویان دندان پزشکی عمومی مؤلفه های مختلفی مانند درآمد و اعتبار اجتماعی، دوره رزیدنتی آسان تر و کوتاه تر و استرس شغلی کمتر، شهریه کمتر و علاقمندی شخصی را برای انتخاب رشته تخصصی مدنظر قرار می دهند. برای سیاست گذاری بهینه برای تخصیص استعداد ها بین رشته های مختلف تخصصی دندان پزشکی به خصوص رشته های پژوهشی و پیشگیرانه و تخصص های بالینی کمتر مورد استقبال ، باید مشوق های مالی و غیر مالی مدنظر قرار گیرد.
شناسایی چالش های شرکت ایران خودرو در دوران پاندمی کووید 19 و استراتژی های شرکت برای مقابله با چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
271 - 300
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی چالش های شرکت ایران خودرو در دوران پاندمی کووید 19 و استراتژی های شرکت برای مقابله با چالش ها با رویکرد آمیخته است. رویکرد به کار رفته در پژوهش حاضر، آمیخته از نوع اکتشافی و استراتژی به کار رفته در بخش کیفی، تحلیل تم و در بخش کمی، توصیفی- پیمایشی بوده است. جامعه بخش کیفی متشکل از خبرگان موضوع بوده که تعداد 19 مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری انجام شده است. جامعه آماری بخش کمی نیز متشکل از 405 نفر از روسا، سرپرستان، مدیران ارشد و میانی شرکت ایران خودرو بوده اند. روش نمونه گیری در بخش کیفی به صورت هدفمند قضاوتی و گلوله برفی و در بخش کمی به صورت دردسترس صورت پذیرفته است. در بخش کیفی، تعداد 29 چالش در چهار دسته کلی چالش های اقتصادی، چالش های سازمانی، چالش های مدیریتی، و چالش های نیروی انسانی، و تعداد 34 استراتژی مدیریت بحران در پنج دسته کلی اقدامات پیشگیرانه و حمایتی؛ اقدامات در حوزه بازاریابی و فروش؛ اقدامات در حوزه زنجیره تامین مواد؛ مدیریت منابع و مصارف و تفکر استراتژیک و کارآفرینانه به همراه زیرمجموعه های مرتبط شناسایی گردید. در بخش کمی، پرسشنامه متشکل از چالش ها و استراتژی های مدیریت بحران مورد تحلیل عاملی تاییدی قرار گرفتند.
بررسی رابطه رهبری دانش محور بر عملکرد و توانمندسازی کارکنان (مورد مطالعه: کارکنان بانک ملّی خوزستان)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه رهبری دانش محور بر عملکرد و توانمندسازی کارکنان در بین کارکنان بانک ملّی خوزستان است. این پژوهش از نظر هدف، پژوهشی کاربردی است و از نظر گردآوری داده ها، پژوهشی با رویکرد توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی کارکنان بانک ملی خوزستان به تعداد 650 نفر و حجم نمونه آماری بر اساس فرمول تخمین نمونه کوکران ۲42 نفر از کارکنان است. به منظور جمع آوری داده ها و سنجش ارتباط میان متغیرهای پژوهش از ابزار پرسش نامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای تحلیل آماری SPSS و AMOS استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد مدیریت منابع انسانی دانش محور بر عملکرد پایدار کارکنان و توانمندسازی روان شناختی منابع انسانی تأثیری معنادار دارد و توانمندسازی روان شناختی منابع انسانی بر عملکرد پایدار کارکنان تأثیری معنادار دارد و در نهایت رهبری دانش محور بر عملکرد پرسنل با نقش میانجی تعامل مدیریت دانش فردی تأثیری معنادار دارد.
شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگری ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
113-130
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگران ایران بود. در بخش اول ابتدا، مصاحبه عمیق با 12 نفر از خبرگان انجام و کدگذاری اولیه شد. سپس مقوله بندی و عوامل موثر بر توسعه ورزش کارگری ایران استخراج، عوامل موثر احصاء شده در قالب پرسشنامه بسته با طیف 5 عاملی لیکرت تدوین با استفاده از روش دلفی، عوامل موثر استخراج گردید. در بخش دوم عوامل شناسایی شده در قالب ماتریس تحلیل اثرات متقابل در بین خبرگان به اشتراک گذاشته شد و جهت شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا، خلاصه سازی و کدگذاری، و روش تحلیل اثرات متقابل با استفاده از نرم افزارهای SPSS و MICMAC استفاده شد. یافته ها نشان داد عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگری ایران شامل توجه به نیازهای ویژه گروه های مختلف کارگری، تامین مالی و جذب سرمایه گذاری، فرهنگ ورزش محوری در محیط های کار، توسعه ورزش های بومی و سنتی، انگیزه بخشی، برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک، فرهنگ سازی و تبلیغات و زیرساخت های ورزشی است. برای توسعه ورزش کارگران لازم است نیازهای هر گروه شناسایی، منابع مالی اجرای برنامه های ورزشی تامین، و مدیران با انگیزه بخشی و فرهنگ سازی و تامین زیرساخت های مناسب سعی در ارتقاء سرمایه انسانی کنند.
طراحی مدل ارزیابی پایداری اکولوژیک زنجیره تامین لارج صنعت نفت با نقشه شناخت فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 96
حوزههای تخصصی:
مدیریت زنجیره تأمین صنعت نفت با چالش های زیست محیطی برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار مواجه است. بدین منظور تحقیق حاضر با هدف استفاده از پارادایم لارج برای کمک به مدیریت زنجیره تأمین پایدار در صنعت نفت انجام شد. برای دستیابی به این هدف تحقیق حاضر در دو فاز کیفی و کمی صورت گرفت. در بخش کیفی با استراتژی داده بنیاد اقدام به شناسایی و استخراج شاخص های مدل شد. در بخش کمی، مدل علی معلولی با رویکرد نقشه شناخت فازی طراحی شد. جامعه آماری تحقیق خبرگان شامل مدیران ارشد صنعت نفت بودند که به صورت نمونه گیری غیر احتمالی و هدفمند به تعداد 14 نفر انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که همه شاخص های مدل با یکدیگر ارتباط دارند به گونه ای که سه شاخص افزایش سودآوری، طراحی لجستیک معکوس و کاهش زمان تأخیر به ترتیب بیشترین ارتباط را با شاخص های دیگر دارد که نشان از اهمیت این عوامل می باشد. انتظار می رود که با طراحی لجستیک معکوس مناسب و برنامه ریزی ها جهت کاهش زمان تأخیر بتوان به افزایش سودآوری و بهبود عملکرد مدیریت زنجیره تأمین پایدار کمک کرد.
Interpretive Structural Modeling (ISM) Analysis of Green Building Rating Criteria in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As a driver of national development, the construction industry has in recent decades gained substantial environmental importance due to its extent and effects on life, business, and the environment. Due to its economic, social, and environmental impacts, the construction industry has been discussed extensively in the sustainable development literature, contributing to development of Green Building Rating Systems (GBRSs) worldwide. This study introduces some of the most popular GBRSs and employs a Multi- Criteria Decision Making (MCDM) approach to investigate the evaluation indices of GBRSs. GBRS indices were obtained through a comprehensive literature review. To validate the identified indices, 400 questionnaires were handed out to respondents, with 260 completed questionnaires being returned. The responses were statistically analyzed, identifying twenty important indices, which were modeled using Interpretative Structural Modeling (ISM) and categorized using MICMAC analysis. The ISM model showed that the barriers arising from unique characteristics of a region were the main GBRS factor in Iran.
طراحی الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب انجام شده است. روش تحقیق کیفی می باشد که جامعه آماری پژوهش را کلیه اسناد علمی، گزارش های پژوهشی، پایگاه های داده، نشریه های داخلی و خارجی در خصوص بلوغ حکمرانی هوشمند که طی سال های 2000 تا 2023 (1380 تا 1402) منتشر شده بودند، تشکیل دادند. کلید واژه های تحقیق در پایگاه های اسکوپوس؛ ساینس دایرکت؛ سید؛ امرالد؛ گوگل اسکالر جستجو شد. با استفاده از روش فراترکیب، 99 مقاله کیفی در حوزه شهر الکترونیک، شهر دیجیتال، شهر خلاق، شهر هوشمند و با تحلیل محتوا، ابعاد و کدهای مربوطه استخراج گردید که 101 کد در 3 بعد سیاست هوشمند، دولت هوشمند و شهر هوشمند شناسایی شد و میزان اهمیت و اولویت هر یک به روش کمی آنتروپی شانون و شاخص کاپا تعیین شد و براساس یافته ها مشخص شد کدهای قدرت دموکراسی؛ کسب و کارهای هوشمند؛ انسجام اجتماعی؛ سیاست ها و قوانین و مقررات؛ رقابت اقتصادی هوشمند؛ نظام پیشنهادات کارکنان و شهروندان به صورت الکترونیکی؛ استفاده شهروندان از خدمات مجازی؛ انگیزه مدیران و کارکنان؛ دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ روحیه پاسخگویی؛ اهمیت عمومی حفاظت از محیط زیست و تغییرات آب و هوا؛ مشارکت سیاسی دولت باز و حاکمیت تعاونی دارای بیشترین ضریب اهمیت اند. در نهایت پس از طی گام های پژوهش، الگوی مناسب بلوغ حکمرانی هوشمند در دو لایه امکان سنجی و ساختار اجرا و لایه حمایتی طراحی بلوغ حکمرانی هوشمند ارائه شد.
Organizational Ethical Climate and Perceived Work-Ability as Panacea for Military Career Adaptation in Nigeria: Moderation by Core Self-Evaluation.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۱
175 - 199
حوزههای تخصصی:
This aim of this study is to examine the direct effects of organizational ethical climate and perceived work ability on military career adaptation and the role of core self–evaluation in such relationships among military personnel career adaptation in Nigeria. The conceptual model and hypotheses of the current study are presented in line with a review of theoretical literature and research background. The required data for the research were collected through the use of self-report measures of organizational ethical climate, perceived work-ability, career adaptation and core self-evaluation distributed to the military personnel. The conceptual model of the study was tested using Model 1 Hayes regression-based PROCESS macro for SPSS based on the data collected. The results showed that organizational ethical climate, perceived work ability and core self-evaluation independently, and significantly correlated with career adaptation. Also, core self-evaluation did not have any buffer effect on the relationship between organizational ethical climate and perceived work ability on military career adaptation.
شناسایی استراتژی های مؤثر شرکت های متوسط و کوچک در دوران رکود بازار: رویکرد بیبلیومتریک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه یک تحلیل بیبلیومتریک برای شناسایی استراتژی های مؤثر شرکت های متوسط و کوچک در دوران رکود بازار انجام شد. برای به دست آوردن داده ها و یافتن شکاف تحقیقاتی از ادبیات، مقالات منتشر شده در پایگاه داده Web of Science بین سال های 1992 تا 2024 در این زمینه انتخاب شدند. روش بررسی بیبلیومتریک سیستماتیک با نرم افزار VOSviewer و زبان برنامه نویسی R انجام شد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جزء تحقیقات کیفی است. پنج خوشه اصلی در بخش تجزیه و تحلیل هم رخدادی واژگان شناسایی شد. که شامل: خوشه 1) مدل های رشد کسب و کارها در رکورد. خوشه 2) عملکرد نوآوری شرکت ها در رکود. خوشه 3) استراتژی مصرف در دوران رکود. خوشه 4) کارایی شرکت ها در دوران رکود. خوشه 5) استراتژی تحقیق و توسعه شرکت ها در رکود. بر اساس نتایج، دو سازه رشد و رکود اقتصادی از سازه های بخش پیش بین می باشند. برای سازه بافتار، تحقیق و توسعه، نوآوری و ریسک معرفی شدند. استراتژی ها از بخش سازه تصمیمات می باشد و عملکرد شرکت از بخش سازه نتایج است.
شناسایی و تحلیل سناریوهای بهبود توانمندسازها و قابلیت های مؤثر در چابکی نسل چهارم دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر چابکی نسل چهارم دانشگاه ها، به صورت مطالعه موردی در دانشگاه گناباد انجام شده است. چابکی دانشگاه به ساختاری انعطاف پذیر جهت پاسخگویی کارآمد و اثربخش به الزامات محیطی و سازگاری با تغییرات متعدد اشاره دارد. این تغییرات ازنظر محتوایی به دانشگاه نسل چهارم و ازنظر ساختاری به دانشگاه های چابک منتهی می شود. دستیابی به چابکی نیازمند توانمندسازها و قابلیت هایی است که بتواند دانشگاه را در مسیر تحول به سمت نسل چهارم هدایت کند. این پژوهش با استفاده از روش ترکیبی فراترکیب (مرور نظام مند ادبیات) و تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره فازی اجرا شده است. ابزار گردآوری داده ها، بررسی اسناد و مدارک موجود در حوزه پژوهش بوده است که در این راستا 59 مقاله شناسایی شد که پس از پالایش و کنترل کیفیت، 24 مقاله به عنوان مبنای تحلیل انتخاب شدند. به منظور هماهنگ سازی این عوامل با دانشگاه موردمطالعه، نظرات خبرگان دانشگاه گناباد در قالب یک تیم تصمیم هفت نفره از مدیران ارشد و میانی جمع آوری شد. در این پژوهش، 10 عامل اصلی شامل تکنولوژی اطلاعات، منابع مالی، فرهنگ، پایش مستمر سطح چابکی، مدیریت منابع، سازمان یادگیرنده و غیره شناسایی شدند. پس از ارزیابی وضع موجود و تعیین اهمیت هرکدام از عوامل، وزن آن ها با استفاده از روش AHP فازی محاسبه شد. پرسشنامه های ارزیابی وضع موجود و توانمندی اجرایی هر عامل نیز توسط تیم تصمیم تکمیل شدند. درنهایت، داده ها در ماتریس دوبعدی توانمندی-شکاف موزون تحلیل شدند و اولویت بندی عوامل انجام گرفت. نتایج نشان داد که عوامل منابع مالی سازمان، فرهنگ، پایش مستمر سطح چابکی، مدیریت منابع و سازمان یادگیرنده در اولویت بالاتری قرار دارند. این یافته ها نشان می دهد که برای تحقق دانشگاه های نسل چهارم، علاوه بر توسعه فناوری، باید بر بهبود مدیریت منابع، ایجاد فرهنگ تغییر و سیستم های ارزیابی عملکرد تأکید شود. این پژوهش چارچوبی منسجم ارائه می دهد که می تواند به مدیران و سیاست گذاران دانشگاهی کمک کند تا مدل های مدیریتی و آموزشی خود را بهینه سازی کرده و دانشگاه ها را در مسیر تحول به سمت نسل چهارم هدایت نمایند.
بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش است که به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران اجرایی و مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند و بر اساس جامعه در دسترس و فرمول کوکران 317 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسش نامه نووتنی (۲۰۲۳) است که دارای ۴ مؤلفه و ۱۵ گویه می باشد. پس از بررسی نرمال بودن توزیع داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنف، از نرم افزار SmartPLS 3 برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که متمایزسازی عمودی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر منفی و معنی داری دارد (052/ 4- t=). متمرکزسازی و رسمی سازی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنی داری دارد (108/ 9 t=). همچنین ادغام افقی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنی داری دارد (67/ 8 t=). رسمی سازی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنی داری دارد (25/ 7 t=). به طورکلی می توان گفت که ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش مؤثر است؛ بنابراین فرایند پیچیده خلق ارزش در بستر صورت بندی مناسب مولفه های ساختار سازمانی همراه با بکارگیری و توسعه نوآوری های حسابداری مدیریت راهبُردی، تحقق و توسعه می یابد.
Neurotransmitters, Emotional Intelligence, Personality Traits, and the Behavior and Decisions of Individual Investors(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Neurotransmitters, emotional intelligence, and personality traits are the key factors that affect the behavior and decisions of individual investors. This study aimed to investigate the effects of neurotransmitters, emotional intelligence, and personality traits on the behavior and decisions of individual investors simultaneously, in the Tehran stock exchange. Design/methodology/approach: In terms of purpose, the current research was practical. In terms of method, it was a descriptive survey research. In terms of time, it was a cross-sectional research. The research data were collected through a questionnaire and convenience sampling method. The sample size was 212 individual investors. Composite reliability, average variance extracted, convergent validity and divergent validity were used to measure the validity and reliability of the questionnaire. Data were analyzed using structural equation modeling. Findings: This study includes 19 constructs (variables). These constructs include dopamine, serotonin, norepinephrine, and epinephrine (neurotransmitters); Self-appraisal of emotions, other’s emotion appraisal, use of emotion and regulation of emotion (emotional intelligence); extraversion, neuroticism, openness, conscientiousness, and agreeableness (personality traits); investment horizon, risk attitude, personalization of loss, confidence, and control (investors' behavior); and investors' decisions. The current study includes six main hypotheses and 78 sub-hypotheses. The research findings showed that neurotransmitters, emotional intelligence, and personality traits affect the investors' behavior and decisions. Originality/value: The findings of this study showed that the neurofinance and behavioral finance have a key role in decision making of policymakers and investors. Finally, the findings of this study would provide new horizons in neurofinance and behavioral finance.
مفهوم سازی خط مشی گذاری هوشمند در دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
منابع انسانی تحول آفرین سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
91 - 112
حوزههای تخصصی:
زمینه هدف: امروزه آموزش عالی با مسائل گوناگونی در حوزه های کیفیت آموزش ، شیوه های جذب منابع مالی ، بیکاری دانش آموختگان و .. روبرو است. به منظور پاسخگویی به این مسائل می توان از خط مشی گذاری هوشمند و صحیح بهره برد. هدف این پژوهش، مفهوم سازی خط مشی گذاری هوشمند در دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. روش تحقیق: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و به روش تحلیل محتوا انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از روش های اسنادی و مصاحبه با 27 نفر از خبرگان با روش نمونه گیری نظری تا اشباع نظری انجام شد که شامل مدیران ارشد و عالی وزارت آموزش عالی و دانشگاه آزاد اسلامی و ... بودند. تحلیل داده ها با بهره گیری از تکنیک کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گردید. برای رتبه بندی مولفه ها، از روشPromethee استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان دادکه پنج مولفه مدیریت و برنامه ریزی هوشمند، کیفیت و ارزیابی هوشمند، آموزش و توسعه منابع انسانی هوشمند، مشارکت و شفافیت هوشمند، و پژوهش و نوآوری هوشمند در تحقق خط مشی گذاری هوشمند نقش کلیدی دارند. از میان این مؤلفه ها، آموزش و توسعه منابع انسانی هوشمند به عنوان مهم ترین مؤلفه شناسایی شد. همچنین مولفه های داده محوری و فناوری محوری به عنوان اصول بنیادین در این رویکرد مطرح شدند. نتیجه گیری: رویکرد طراحی شده می تواند به عنوان یک چارچوب کارآمد برای بازطراحی سیاست ها و برنامه های آموزشی در دانشگاه ها به کار گرفته شود.
شناسایی ابعاد و مولفه های معماری شایستگی منابع انسانی در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
119 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های معماری شایستگی منابع انسانی در سازمان های دولتی، با محیط پژوهش وزارت نیرو انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، برحسب نوع داده ها کیفی و به لحاظ ماهیت و روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی است. به منظور شناسایی عوامل معماری شایستگی از روش کیفی (راهبرد تحلیل تم)، استفاده شده است. به این منظور، تعداد 12 نفر از صاحب نظران و خبرگان مدیریت وزارت نیرو و شرکت های دولتی زیرمجموعه به صورت هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام گرفت. نتایج نشان داد، سه بعد اصلی در معماری شایستگی منابع انسانی در وزارت نیرو اثرگذار است. اولین بعد، «مدیران منابع انسانی شایسته» شامل مؤلفه های «مهارت های ارتباطی، مهارت های توسعه فعالیت های گروهی و مهارت های رهبری»، دومین بعد، «سیستم ها و فرایند های شایسته» دربرگیرنده سه مؤلفه «فرایندهای توسعه آموزشی، فرایندهای اثربخش منابع انسانی و فرایندهای هماهنگی سازمانی» و سومین بعد با عنوان «کارکنان شایسته»، مشتمل بر دو مؤلفه «شایستگی های راهبردی، شایستگی های عملیاتی» است. پژوهش با ارائه بینش هایی در راستای استقرار الگوی شناسایی شده در وزارت نیرو خاتمه پیدا می کند.