فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۲۶۱ تا ۹٬۲۸۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی کاربرد فناوری بلاکچین در ایجاد ارزش پایدار برای کسب وکارهای نوپا می پردازد، با تمرکز بر مزایا، چالش ها و پتانسیل برای نوآوری و همکاری در اکوسیستم کسب وکار. از طراحی تحقیق کیفی استفاده شده و با بنیان گذاران و مدیران ارشد کسب وکارهای نوپا که از فناوری بلاکچین در عملیات خود بهره می برند، مصاحبه های نیمه ساختارمند انجام شد. داده ها از طریق تحلیل موضوعی مورد بررسی قرار گرفتند تا مضامین اصلی و فرعی شناسایی شوند. چهار مضمون اصلی شناسایی شدند: (۱) کاربردهای بلاکچین، که به امنیت داده ها، شفافیت، کاهش هزینه ها، و تسهیل در امور مالی اشاره دارد؛ (۲) فرصت ها و چالش ها، شامل مقاومت در برابر تغییر، مسائل قانونی و مقرراتی، نیاز به سرمایه گذاری اولیه و دسترسی به منابع؛ (۳) تأثیر بلاکچین بر نوآوری، که توسعه محصولات و خدمات جدید، بهبود فرآیندهای کسب وکار، و ایجاد بازارهای جدید را توصیف می کند؛ (۴) مشارکت و همکاری در اکوسیستم، با تمرکز بر توسعه شبکه های تجاری، دسترسی به منابع و سرمایه، و ترویج استانداردها و پروتکل ها. فناوری بلاکچین فرصت های قابل توجهی برای کسب وکارهای نوپا فراهم می آورد تا به بهبود شفافیت، کارایی و امنیت کمک کرده و به ایجاد ارزش پایدار کمک کنند. با این حال، برای استفاده کامل از این مزایا، کسب وکارهای نوپا باید چالش های مربوط به پذیرش، قوانین و سرمایه گذاری اولیه را مدیریت کنند.
پارادوکس مدیریت استعداد انحصاری- فراگیر: به سوی رویکردی متوازن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پارادوکس ها جزو پدیده های اجتناب ناپذیر در زندگی سازمانی هستندکه به صورت دوراهی های تصمیم گیری آشکار می شود. مدیران، تنش های پارادوکس گونه را در موقعیت های مختلف تجربه می کنند و باید بتوانند پاسخ مناسبی برای حل چنین تنش هایی ارائه دهند. یکی از این موقعیت ها، مواجهه با تنش پارادوکس گونه مدیریت استعداد انحصاری- فراگیر است. پژوهش حاضر باهدف کشف راهکارهای مدیریت این تنش انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و برحسب روش گردآوری داده ها کیفی است. جامعه آماری در این پژوهش مدیران پژوهشی و اجرایی در سطوح مختلف پژوهشگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات بودند که تعداد 28 نفر از آن ها با استفاده از فن نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. تجزیه وتحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل تم انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که «عوامل تعدیل کننده تنش» شامل «عدالت سازمانی»، «ماهیت روابط بین فردی» و «دسترسی به منابع» بر شکل گیری تنش اثرگذار خواهند بود. ضمن آنکه دو پاسخ فعال شامل «پذیرش» و «تعادل و یکپارچه سازی» و نیز سه پاسخ غیرفعال شامل «سرکوب»، «تفکیک» و «فرافکنی» به عنوان راهکارهای مدیریت تنش مشخص شد.
توسعه سازوکار رهبری سالوتوژنیک بر اساس نظریه تلنگر سبزِ رفتارهای زیست محیطی منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره پنجم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
137 - 166
حوزههای تخصصی:
با تغییر اقلیم و افزایش آلایندگی ها، مسئله محیط زیست یک چالش اساسی برای شرکت ها شده است که آن ها را ملزم به بسیج منابع و توانمندی های اساسی جهت دستیابی به پایداری و حفاظت محیط زیست کرده است. لذا شرکت ها براساس نظریه هایی همچون نظریه تلنگر سبز در تلاش هستند تا با تغییر ماهیت رهبری از ابعاد کلاسیک به سمت ابعاد رهبری مدرن همچون سالوتوژنیک، اقدامات مؤثرتری در راستای پایداری رفتارهای زیست محیطی منابع انسانی انجام دهند. هدف این پژوهش توسعه سازوکار رهبری سالوتوژنیک براساس نظریه تلنگر سبزِ رفتارهای زیست محیطی منابع انسانی است. روش مطالعه ترکیبی است. جامعه ی آماری در بخش کیفی، ۱۸ نفر از متخصصان و خبرگان رشته مدیریت در سطح دانشگاهی هستند. در بخش کمی از مشارکت ۲۴ نفر از مدیران شرکت های فعال در صنعت پتروشیمی استفاده گردید. مبنای انتخاب نمونه، استفاده از روش همگن است. نتایج پژوهش نشان می دهد که پیروان راهبرد، حیاتی ترین سازوکار مبتنی بر نظریه تلنگر سبز تلقی می شوند که می توانند به پایداری رفتارهای زیست محیطی منابع انسانی در صنعت پتروشیمی کمک کنند. نتیجه به دست آمده گویای این واقعیت است که رهبری سالوتوژنیک که به عنوان سازوکار انطباق راهبردی مورد استفاده قرار می گیرد، باعث تغییر ارزش های ادراکی در منابع انسانی نسبت به محیط زیست می شود و به واسطه هویت حرفه ای سبز ایجاد شده طبق نظریه تلنگر سبز، سطح پایداری رفتارهای زیست محیطی در شرکت های مرتبط با پتروشیمی بیش از گذشته تقویت می یابد.
An Investigating the impact of quantitative trading strategies on the stock market crash according to the behavioral finance perspective (Case study: companies listed on the Tehran Stock Exchange)
حوزههای تخصصی:
According to the study of Fang and his colleagues in 2021, in order to reduce the fall of the stock market, companies pay attention to trading strategies and behavioral financial perspective, which have evaluated the assumptions and goals set in this regard; But there may be a gap in this path that prevents the connection or effect between the above variables, which is discussed in this study. This study aims to determine the effect of quantitative trading strategies on the fall of the stock market according to the perspective of behavioral finance (case study: companies admitted to the Tehran Stock Exchange). In order to analyze the research hypotheses, the statistical population was selected from 2016 to 2021 and for 6 years and included listed companies; the statistical sample was selected by elimination method and 90 companies. The research method used is a descriptive-analytical method and historical research data was collected and classified by referring to the financial statements and financial reports of the companies admitted to the Tehran Stock Exchange. The panel data method was used to analyze the statistical data; And in the analysis section, descriptive statistics, inferential statistics and various relevant tests were performed and data analysis was done using Eviews version 9 software. According to the analysis of the regression model, the findings of the research show that the main hypothesis has been confirmed and it was found that quantitative trading strategies have a negative and significant effect on the fall of the stock market according to the behavioral financial perspective of the companies admitted to the Tehran Stock Exchange. So that in this research, based on the t-statistics, the effectiveness of both special hypotheses (fall-timing and movement-reverse) was determined, and according to the mediating variable of behavioral financial perspective, they can also play a positive and significant role in reducing the fall of the stock market to be.
بررسی تاثیر نگرش سرمایه گذاری بر سوگیری های رفتاری منتخب سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار با نقش تعدیلی تیپ های شخصیت
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر نگرش سرمایه گذار بر سوگیری های رفتاری منتخب سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار با نقش تعدیلی تیپ های شخصیتی می باشد. پژوهش انجام شده به لحاظ هدف از نوع کاربردی، با توجه به فرایند از نوع کمی به شمار می رود. همچنین به لحاظ روش تحقیق از نوع پژوهش های پیمایشی و از نظر تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری مشتمل بر سرمایه گذاران حقیقی فعال بورس اوراق بهادار منطقه ای استان یزد در نظر گرفته شده است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و از روش کوکران، حجم نمونه تعیین گردید. گردآوری داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شده است که در نهایت تعداد 384 پرسشنامه جمع آوری و در تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت که در بخش اول از جداول و نمودارهای فراوانی و بخش دوم با استفاده از روش معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزار smart pls انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش، نگرش سرمایه گذار بر سوگیری فرااعتمادی، سوگیری سازگارگرایی، سوگیری خوداسنادی تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین تاثیر تعدیل گری تیپ b شخصیتی نگرش سرمایه گذار بر سوگیری سازگارگرایی و سوگیری خوداسنادی مورد تایید واقع شد و تاثیر تعدیل گری تیپ a شخصیتی نگرش سرمایه گذار بر سوگیری فرااعتمادی و سوگیری سازگارگرایی نیز تایید گردید.
تاثیر سواد مالی ذهنی و عینی بر رفتار مخاطره آمیز مالی با نقش تعدیلی استرس مالی
حوزههای تخصصی:
سواد مالی فراتر از درک مفاهیم مالی است. افراد در مورد مسائل مالی باید به سواد مالی نسبی برسند و می توانند با به کارگیری دانشی که بدست آوردن، تصمیمات مالی معقولی بگیرند. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر سواد مالی ذهنی و عینی بر رفتار مخاطره آمیز مالی با نقش تعدیلی استرس مالی است. روش تحقیق از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ روش میدانی و از جهت شیوه گردآوری داده ها توصیفی – پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان شهرستان یزد است. حجم نمونه با فرمول کوکران تعیین و تعداد 584 پاسخ قابل قبول جمع آوری گردید. برای سنجش متغیرهای سواد مالی ذهنی (2 گویه) و عینی (5 گویه) از پرسشنامه لوساردی و همکاران (2010)، سنجش رفتار مخاطره آمیز مالی (5 گویه) و استرس مالی (5 گویه) به ترتیب از پرسشنامه شیائو و همکاران (2011) و لیم و همکاران (2014) استفاده شده است. تمام پرسشنامه ها دارای طیف 5 گانه لیکرت می باشد. با بهره گیری از روش معادلات ساختاری و نرم افزار PLS3 تجزیه و تحلیل داده ها انجام پذیرفت. نتایج حاکی از آن بود که و سواد مالی عینی و استرس مالی بر رفتار مخاطره آمیز مالی تاثیر مثبت و سواد مالی ذهنی بر رفتار مخاطره آمیز مالی تاثیر معکوس و معنی داری دارد. همچنین استرس مالی به عنوان متغیر تعدیلی بر رابطه بین سواد مالی ذهنی و رفتار مخاطره آمیز مالی تاثیر معکوس و بر رابطه سواد مالی عینی و رفتار مخاطره آمیز مالی تاثیر مثبت و معنی داری دارد. بر اساس نتایج تحقیق می توان گفت هرچقدر افراد سطح دانش و سواد مالی خود را افزایش دهند کمتر رفتارهای مخاطره آمیز در زمینه مالی از خود بروز داده و استرس کمتری تحمل می کنند.
طراحی و اعتبارسنجی برنامه درسی رشته کارشناسی ارشد فن آوری اطلاعات در آموزش از دیدگاه صاحب نظران
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال اول زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
129 - 101
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی برنامه درسی رشته کارشناسی ارشد فنآوری اطلاعات در آموزش از دیدگاه صاحبنظران بود. این پژوهش از نوع کیفی بود که با استفاده از روش زمینهیابی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، اساتید شاغل در دانشگاههای اصفهان، صنعتی شریف، کردستان، علامه طباطبایی و تربیت مدرس بود که با 15 از آنان مصاحبه به عمل آمد. مصاحبه به صورت نیمه ساختار یافته انجام گرفت که روایی محتوایی سوالات از قبل مورد تایید چند نفر صاحبنظر در حوزه قرار گرفت. بعد از جمعآوری اطلاعات موردنظر، با از روش مقولهبندی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که در بخش اهداف برنامه درسی رشته فنآوری اطلاعات در آموزش تاکید اصلی بر ایجاد مهارتهای کاربردی و ظرفیت کارآفرینی دانشجویان بود. در بخش محتوا، تلفیق واحدهای نظری و عملی و اولویت داشتن جنبه کاربردی و همچنین نوآوری در محتوا از مقولههای مهم بود. در بخش راهبردهای یاددهی- یادگیری و روشهای ارزشیابی، مصاحبهشوندگان تنوع در روشها و همچنین روشهای عملی و آزمایشگاهی را در کنار روشهای پروژهای پیشنهاد دادند.
چگونگی شکل گیری قابلیت های فناورانه در بنگاه ها مورد کاوی شرکت های زیست دارو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
53 - 62
حوزههای تخصصی:
توسعه قابلیت های جدید یک فرآیند پیچیده است که شامل یادگیری مداوم فناوری و دانش سازمانی است. درگذشته محققان مدل سلسله مراتب یادگیری را برای توضیح توانایی توسعه شرکت های کشورهای در حال توسعه پیشنهاد دادند. ضمن آنکه پیشنهاد شد که این شرکتها بر اساس توانایی های تولیدی مربوط به یک پایگاه دانش ساده ، به رقابت بپردازند.ایده های سفت و سخت در مورد توالی ها و مراحل به ویژه در سطح شرکت،ممکن است گمراه کننده باشد. فرایندهای یادگیری که زمینه ساز انباشت و توسعه دانش هستند، به توانایی های فنی و همچنین مدیریت دانش سازمانی احتیاج دارد. جنبه مهم این یادگیری شامل دور انداختن شایستگی هایی است که ممکن است در دوره های قبل مفید بوده باشند اما با محیط های جدید ارتباط برقرار نکرده اند. کماکان پیوند بین تجربه و تولید لازم است اما برای توسعه قابلیتهای نوآورانه کافی نیست. بنابراین یادگیری در سطح شرکت نه خودکار است و نه خطی، بلکه مستلزم سرمایه گذاری عمدی در مکانیزم های مختلف یادگیری است. در مورد شرکتهای زیست دارو با توجه به پیشرفته بودن این نوع از صنایع مشخص گردید که شرکت ها به مجموعه متنوعی از مکانیزم های یادگیری احتیاج دارند و عملکرد و اجرای مجموعه متنوعی از فرآیندهای یادگیری، نقشی اساسی در انباشت توانایی فناوری دارد. در این صنایع شرکت ها برای مدیریت و سازماندهی مجموعه متنوعی از فرایندهای یادگیری، به یک استراتژی مداوم نیاز دارند. همچنین فرایند یادگیری تحت تأثیر ظرفیت جذب کننده نیز است. ضمن آنکه توسعه بیو فن آوری توسط برنامه های تحقیق و توسعه تحت حمایت دولت انجام می شود.
حساسیت سرمایه گذاری و تامین مالی به عملکرد شرکت با تاکید بر نقش معاملات اشخاص وابسته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۵
5 - 20
حوزههای تخصصی:
معاملات اشخاص وابسته از دید رفتار فرصت طلبانه یا کارایی، می تواند تخصیص بهینه منابع را به شکل سرمایه گذاری و تامین مالی در واکنش به عملکرد گزارش شده، تحت تاثیر قرار دهد. هدف این پژوهش بررسی حساسیت سرمایه گذای و تامین مالی به عملکرد شرکت با تاکید بر نقش معاملات اشخاص وابسته در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران می باشد. نمونه آماری تحقیق شامل98 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1389 تا 1396 می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و با استفاده از رویکرد پس رویدادی است. نتایج پژوهش نشان داد که حساسیت سرمایه گذاری و تامین مالی خارجی به کیوتوبین تحت تاثیر معاملات اشخاص وابسته قرار نمی گیرد ولی حساسیت سرمایه گذاری به جریان نقد داخلی، با افزایش معاملات اشخاص وابسته افزایش می یابد درحالی که حساسیت تامین مالی خارجی به جریان نقد داخلی ایجاد شده، با افزایش معاملات اشخاص وابسته، کاهش می یابد که نشانگرتصور فرصت طلبانه بودن معاملات اشخاص وابسته توسط سرمایه گذاران و اعتباردهندگان شرکت ها است.
مدل سازی شاخص پویای شرایط مالی و بررسی اثرگذاری آن بر قابلیت پیش بینی بازده سهام ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : در این پژوهش، از یک مدل خودرگرسیون برداری عاملی تعمیم یافته با پارامترهای متغیر طی زمان برای ساخت شاخص شرایط مالی استفاده شده است. تغییرپذیری، طی زمانی این امکان را در پارامترهای مدل (TVP) فراهم می کند که وزن منتسب به هر یک از متغیرهای به کاررفته در شاخص طی زمان انعطاف پذیر باشد و بدین ترتیب، پویایی های طی زمان ارزیابی شود. سپس توانایی شاخص استخراج شده برای پیش بینی متغیرهای مختلف ارزیابی شده است. روش : شاخص شرایط مالی با استفاده از روش TVP-FAVAR و داده های فصلی دوره زمانی 1398-1368 برآورد شده است. متغیرهای استفاده شده شامل نرخ بهره و تورم، رشد نرخ ارز، مصرف، تسهیلات بانکی، شاخص کل بورس، حجم پول، درآمدهای نفتی و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی بوده است. نتایج : نتایج نشان دهنده وجود نوسان های چشمگیری در پارامترهای مدل بوده است. مطابق نتایج، شوک واردشده از ناحیه بهبود شاخص شرایط مالی به واکنش مثبت در شاخص بازار سهام منجر شده است؛ همچنین در شاخص شرایط مالی استخراج شده، توانایی پیشی بینی زیادی وجود دارد.
تأثیر تجدید ارائه صورت های مالی بر انواع ناکارایی سرمایه گذاری با تأکید برنقش محدودیت مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تجدید ارائه صورت های مالی بر انواع ناکارایی سرمایه گذاری با تأکید بر نقش محدودیت مالی است. روش : برای اندازه گیری ناکارایی سرمایه گذاری و دسته بندی شرکت های عضو نمونه به دو بخشِ شرکت های با سرمایه گذاری بیش ازحد یا کمتر از حد، از الگوی انتظارات سرمایه گذاری ریچادسون (2006) و از شاخص تعریف شده از سوی کاپلان-زینگالس (1997) برای بررسی محدودیت مالی شرکت ها استفاده شده است. نمونه آماری موردبررسی شامل 174 شرکت در یک دوره زمانی شش ساله (1391- 1397) است. نتایج : نتایج نشان دهنده آن است که تجدید ارائه صورت های مالی، سرمایه گذاری بیش ازحد شرکت ها را کاهش می دهد؛ در حالی که وضعیت سرمایه گذاری کمتر از حد را تشدید می کند. از طرفی، در شرکت های با سرمایه گذاری بیش ازحد ممکن است محدودیت مالی بیشتری پس از تجدید ارائه صورت های مالی تجربه شود که این رابطه برای شرکت های با سرمایه گذاری کمتر از حد معنادار نیست. درنهایت، این استدلال که تجدید ارائه صورت های مالی می تواند از طریق تأثیر غیرمستقیم بر محدودیت مالی، بر ناکارایی سرمایه گذاری اثرگذار باشد نیز در هیچ گروهی از شرکت ها تأیید نشد.
بررسی نقش میانجی کیفیت گزارشگری مالی بر ارتباط بین رقابت بازار محصول و کیفیت پیش بینی تحلیل مالی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش میانجی کیفیت گزارشگری مالی بر ارتباط بین رقابت بازار محصول و کیفیت پیش بینی تحلیل مالی در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران می باشد. جامعه آماری این پژوهش به روش حذف سیستماتیک از میان 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی 1390 تا 1399 می باشد. در این تحقیق نقش میانجی کیفیت گزارشگری مالی بر ارتباط بین رقابت بازار محصول و کیفیت پیش بینی تحلیل مالی در قالب یک فرضیه و همچنین بررسی تاثیر کیفیت گزارشگری مالی بر کیفیت پیش بینی تحلیل مالی در قالب فرضیه دیگر بررسی شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش حاضر نشان داد که کیفیت گزارشگری مالی بر ارتباط بین رقابت بازار محصول و کیفیت پیش بینی تحلیل مالی تاثیر مثبت و معناداری دارد و نتایج آزمون فرضیه دوم پژوهش نشان داد که بین کیفیت گزارشگری مالی وکیفیت پیش بینی تحلیل مالی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
تحلیل نقش کنشگران توسعه زمین و مسکن درکلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد شهری سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
73 - 92
حوزههای تخصصی:
بازار زمین و مسکن ازجمله بازارهایی است که در ایران طی دهه های گذشته همواره محملی برای سوداگری و تورم قیمت ها بوده است. این پژوهش به منظور شناسایی و اولویت بندی اهداف توسعه زمین و مسکن و کنشگران کلیدی برنامه ریزی و مدیریت زمین و مسکن در کلانشهر تهران و ارائه راهبردهای کنترل و ساماندهی بازار زمین و مسکن تهیه شده است. نوع پژوهش، کاربردی و روش آن توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، اساتید و کارشناسان امور شهری بوده که از روش نمونه گیری هدفمند داده ها و اطلاعات، کیفی و کمی و براساس نیاز پژوهش از روش دلفی به دست آمده است. برای تجزیه داده ها از نرم افزار Mactor استفاده شده است. طبق نتایج به دستآمده، از میان اهداف توسعه زمین و مسکن به ترتیب اهمیت، کنترل قیمت زمین، تولید مسکن، کنترل قیمت مسکن، توزیع مسکن و کنترل بازار زمین و مسکن (عرضه و تقاضا)، سرمایه گذاری مسکن، کیفیت مسکن، تأمین خدمات اساسی و اعطای تسهیلات اعتباری درخور توجه کنشگران بوده اند. مهم ترین کنشگران از لحاظ نقش تأثیرگذاری، تأثیرپذیری، هم تأثیرگذار و هم تأثیرپذیر و خنثی بهترتیب بانک های خصوصی و مجلس شورای اسلامی (غیرمستقیم)، معاونت عمرانی و دفاتر استانداری، سازمان ملی زمین و مسکن و کنشگران خنثی سازمان مجری ساختمان های دولتی و ادارات منابع طبیعی شهرستان و ... معرفی شدند.
ارزیابی میزان اثر سرمایه اجتماعی در ایجاد تاب آوری سازمانی در شرکت های خصوصی کهکیلویه و بویراحمد
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارزیابی میزان اثر سرمایه اجتماعی در ایجاد تاب آوری سازمانی در شرکت های خصوصی کهکیلویه و بویراحمد می باشد. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش، کلیه کارمندان شرکت های خصوصی کهکیلویه و بویراحمد که تعداد آن بیش از صدهزار نفر است. نمونه گیری با استفاده از جدول مورگان تعداد 384 نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. نرم افزار مورد استفاده در این پژوهش spss و smart-pls است. یافته های آمار تحلیلی ذکر کرد تمامی ضرایب مربوط به مسیرهای بین متغیرهای این تحقیق از مقدار 96/1 بیشتر است که معنادار بودن تمامی مسیرها و مناسب بودن مدل ساختاری را نشان داد. نتایج تحقیقات نشان داد سرمایه اجتماعی منبع مهمی است که به سازمان کمک می کند تا از طریق بهبود قابلیت انعطاف پذیری خود، در برابر مشکلات در شرایط نامطلوب کنار بیاید. پس از تجزیه و تحلیل داده هایی که از شرکت های خصوصی جمع آوری شد، نتایج نشان می دهد که سه بعد سرمایه اجتماعی از اهمیت معناداری در تاب آوری سازمان برخوردارند؛ بنابراین تمامی فرضیات تایید شد.
بررسی تأثیر مدیریت سود و استراتژی تجاری بر ریسک ورشکستگی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
حاکم شدن وضعیت رقابتی بر بازارهای مالی بسیاری از شرکت ها را با احتمال ریسک ورشکستگی مواجه کرده و از گردونه رقابت خارج می کند. این امر می تواند موجب نگرانی صاحبان سرمایه شود. از ریسک ورشکستگی به عنوان یک حقیقت مهم در چرخه عمر واحدهای تجاری مدرن یاد می شود که می تواند منجر به تحمل هزینه های اقتصادی و اجتماعی سنگین به سهامداران، اعتباردهندگان، مدیران، کارکنان و در مجموع به کل اقتصاد خواهد شد. مسئله اصلی در اینجا شناسایی عواملی است که می توان از طریق آن ها احتمال ریسک ورشکستگی شرکت در آینده نزدیک را پیش بینی کرد. بر اساس مطالب ذکرشده هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین مدیریت سود و استراتژی تجاری با ریسک ورشکستگی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. به منظور دستیابی به هدف فوق، اقدام به تدوین دو فرضیه شد. بر این اساس به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، نمونه ای متشکل از 135 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1393 الی 1398 انتخاب شد. جهت آزمون فرضیه های پژوهش نیز از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است که مدیریت سود بر ریسک ورشکستگی تأثیر مثبت و معناداری دارد بدین معنی که با افزایش مدیریت سود، ریسک ورشکستگی افزایش خواهد یافت؛ درحالی که استراتژی تجاری تأثیر منفی و معناداری بر ریسک ورشکستگی دارد، بدین معنی که با افزایش استراتژی تجاری، ریسک ورشکستگی کاهش می باید.
بررسی ارتباط بین محدودیت های مالی، تولید ناخالص داخلی و اقلام تعهدی اختیاری
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین اقلام حسابداری که در گزارش های مالی تهیه و ارائه می شود، سود خالص است. معمولاً سود به عنوان مبنایی برای محاسبه مالیات، عاملی برای تدوین سیاست های تقسیم سود و راهنمایی برای سرمایه گذاری و تصمیم گیری به حساب می آید. باید توجه داشت که برخی از ویژگی های ذاتی شرکت ها، سودمندی اقلام تعهدی را با افزایش احتمال میزان خطای برآورد کاهش داده و از این طریق بر روی کیفیت اقلام تعهدی تأثیرگذار است و موجب می شود تا مدیران برای نشان دادن هر چه بهتر عملکرد شرکت، از طریق اقلام تعهدی اقدام به مدیریت سود کنند. لذا بر پایه این استدلال، هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین محدودیت های مالی، تولید ناخالص داخلی و مدیریت سود است. نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که بین محدودیت های مالی شرکت های حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی و میزان اقلام تعهدی اختیاری افشاشده رابطه منفی و معناداری وجود دارد. لذا فرضیه اول مورد تایید واقع گردید. همچنین نتایج حاکی از تایید فرضیه دوم مبنی بر آن است که بین میزان محدودیت های مالی شرکت های حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی و میزان اطلاعات مربوط افشاشده رابطه منفی و معناداری وجود دارد؛ و از سویی دیگر، فرضیه سوم نشان می دهد بین تولید ناخالص داخلی و مدیریت سود در شرکت های حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی رابطه منفی و معناداری وجود دارد.
شناسایی و واکاوی نارسایی های شکلی قانون مدیریت خدمات کشوری مبتنی بر ویژگی های ذاتی قانون به عنوان الگویی برای قانون گذاری در مدیریت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال دهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۰
۱۰۴-۸۷
حوزههای تخصصی:
قانون مدیریت خدمات کشوری در نظام اداری کشور، خط مشی عمومی و قانون مادر محسوب می شود که دربرگیرنده مفاهیم و هنجارهای ارزشمندی در حوزه حقوق اداری است. این قانون به عنوان تحولی در حقوق اداری محسوب شده و سنت حقوقی کشور را دگرگون کرده است اما برخی از مواد این قانون با وجود این که چند سال از تصویب آن می گذرد، به طور کامل اجرایی نشده اند. در این راستا، این پژوهش درصدد است تا با بررسی نارسایی های شکلی قانون مدیریت خدمات کشوری و ارائه راهکار های اصلاحی، گام مهمی در راستای رشد نظام اداری کشور بردارد. این پژوهش از نوع استقرایی و کیفی می باشد. در این راستا، ۱۵ نفر از نمایندگان مجلس، مدیران سازمان های مجری و کارشناسان خبره، آگاه و مسلط به قانون مدیریت خدمات کشوری با روش نمونه گیری گلوله برفی، انتخاب و با آنها مصاحبه شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و جهت تحلیل داده ها، از رویکرد تحلیل تم و نرم افزار کیفی MAXQDA استفاده شد. برای محاسبه پایایی مصاحبه های انجام گرفته از پایایی بازآزمون و برای حصول اطمینان از روایی پژوهش، از معیارهای ارائه شده توسط کرسول؛ از جمله تطبیق توسط اعضا و بررسی همکار، استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد که برخی از آسیب های شکلی شناسایی شده در قانون مدیریت خدمات کشوری عبارتند از: جامع نبودن تعاریف و واژه های استفاده شده در قانون، وجود ابهام در برخی از مواد قانون (فقدان شفافیت)، عدم تطابق نام فصل با محتوای آن، وجود قوانین موازی و بعضاً متناقض و عدم انتشار آنها و علنی بودن این قوانین. با توجه به یافته های تحقیق، برخورداری از ویژگی های ذاتی قانون، در قانون مدیریت خدمات کشوری واجد ابهام است. با توجه به اهمیت و نقش کلیدی قانون مدیریت خدمات کشوری در کیفیت اداره امور عمومی، متد و الگوی در نظر گرفته شده، برای بررسی این قانون و نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در آسیب شناسی و تدوین سایر قوانین و خط مشی های عمومی از جمله قوانین مدیریت شهری که در زمره مهمترین نقاط اتصال بین مدیریت شهری و شهروندان قلمداد می شوند، استفاده شود.
بررسی نقش دولت در توسعه بازارسرمایه ایران (1384 تا 1396 ه .ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال پانزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۷
461 - 494
حوزههای تخصصی:
تقویت و تعمیق بازارسرمایه می تواند به رشد و توسعه اقتصادی منجر شود؛ اما این موضوعی است که سال ها دولت ها در ایران از آن غافل بوده اند و تصمیمات و اقدامات آنها علاوه بر افزایش ریسک سرمایه گذاری، مانع توسعه بازارسرمایه بوده و در چنین شرایطی به نظر می رسد نقد رابطه دولت و بازارسرمایه در ایران امری ضروری باشد. از اینرو در پژوهش حاضر با روش کیفی و میدانی و از طریق طراحی پرسشنامه ای مبتنی بر شاخص های حکمرانی خوب برای چهار گروه کارشناسان، مدیران، فعالین و خبرنگاران بازارسرمایه و ارزیابی داده ها با استفاده از تحلیل تم، عملکرد دولت و نقش آن در فرایند توسعه بازارسرمایه در یک بازه زمانی 12 ساله واکاوی شد. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که دولت در ایران به واسطه ضعف آگاهی نسبت به سازو کار بازارسرمایه و ضعف در مکانیزم های شفافیت، قانون، پاسخگویی وکنترل فساد طی سال های 1384 تا 1396 ه.ش مانع توسعه بازارسرمایه بوده و به نظر می رسد راه برون رفت از شرایط فعلی، حداقل دخالت دولت در سازوکار بازارسرمایه باشد.
سناریونگاری آینده پژوهشی مسئولیت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
39 - 55
حوزههای تخصصی:
مسئولیت اجتماعی در حال تبدیل شدن به رویکردی غالب در تحقیقات و اقدامات پژوهش گران و مدیران است که با هدف هم سویی منافع با محیط زیست و توسعه پایدار مد نظر قرار می گیرد. پژوهش حاضر در صدد شناسایی عوامل تاثیرگذار بر مسئولیت اجتماعی در شرکت های بزرگ فعال در منطقه ویژه اقتصادی صنایع معدنی و فلزی خلیج فارس و ترسیم سناریوهای باورکردنی بر اساس نظر مدیران است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت بر اساس روش سناریونگاری است. مشارکت کنندگان در این تحقیق 10 نفر از خبرگان آگاه به مسئولیت اجتماعی بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. برای تعیین عوامل کلیدی موثر بر مسئولیت اجتماعی از روش تحلیل ساختاری و تحلیل میک مک استفاده شد و سناریوهای پیش رو با استفاده از سناریو ویزارد ترسیم گردید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که پنج عامل کلیدی بر مسئولیت اجتماعی شرکت ها تاثیرگذار هستند. نتایج حاصل از ترکیب 15 وضعیت برای 5 عامل مؤثر بر مسئولیت اجتماعی شرکت که شامل حالت های ممکن برای آینده پیش رو است، نشان داد که 5 سناریو با سازگاری بالا و 37 سناریو با سازگاری ضعیف را می توان در نظر گرفت. سناریوهای قوی براساس تشابه و درجه مطلوبیت، در سه گروه سناریوهای «خوش بینانه»، «بینابین» و «بدبینانه» قرار گرفتند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که شدت تاثیرگذاری وضعیت های نامطلوب، بیشتر از وضعیت های مطلوب است. بنابراین شرکت ها باید سناریوها نامطلوب را بیشتر مد نظر قرار دهند تا آمادگی لازم برای مواجهه با آن وضعیت ها فراهم گردد.
آسیب شناسی و احصای نقاط بهبود آموزش های مهارتی کارکنان وظیفه نیروهای مسلح براساس مدل وایزبورد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی و احصای نقاط بهبود آموزش های مهارتی کارکنان وظیفه براساس مدل وایزبورد انجام شده است. این تحقیق ازمنظر هدف در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد که با استفاده از رویکرد کیفی و کمی (آمیخته اکتشافی) انجام شد. مجریان و متصدیان لشکری و کشوری مشارکت کننده در طرح جامع مهارت آموزی کارکنان وظیفه، جامعه پژوهش حاضر را تشکیل داده اند. نمونه گیری پژوهش در بخش کیفی (21 نفر) و کمی (40 نفر) به صورت هدف مند و به شیوه ملاکی صورت پذیرفت. داده های بخش کیفی با انجام مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته و داده های بخش کمی نیز با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته مستخرج از بخش کیفی گردآوری شد. تحلیل یافته های بخش کیفی طی سه گام تولید داده ها، تجزیه وتحلیل داده ها و تلفیق موردها مبتنی بر مدل هفت بعدی وایزبورد انجام و داده های بخش کمی پژوهش نیز با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. یافته ها حاکی از آن بود که آموزش های مهارتی کارکنان وظیفه ذیل طرح جامع مهارت آموزی در 7 بعد با 108 نقطه بهبود معنادار مواجه است. در هر یک از ابعاد مرتبط با 1. اهداف و مأموریت ها (22 نقطه بهبود)، 2. ساختار (32 نقطه بهبود)، 3. پاداش (9 نقطه بهبود)، 4. ارتباطات (9 نقطه بهبود)، 5. راهبری (11 نقطه بهبود)، 6. مکانیسم های مفید (14 نقطه بهبود) و 7. تعامل با محیط (11 نقطه بهبود) آسیب هایی شناسایی شد که در این میان، مشارکت کنندگان بیشترین میزان آسیب را در دو بعد پاداش و تعامل با محیط و کمترین میزان آسیب را در دو بعد مکانیسم های مفید و راهبری ذکر کرده اند.