فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۸۱ تا ۴٬۲۰۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
213 - 226
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: بودجه بندی بر مبنای عملکرد، تخصیص بودجه به پیامدها است، که اگر به درستی انجام شود سبب بهبود حسابرسی عملکرد نیز خواهد شد. هدف مطالعه حاضر ارائه مدل ریاضی بودجه ریزی بر مبنای عملکرد جهت بکارگیری آن در شرکت های زیر مجموعه وزارت نیرو می باشد تا در نهایت بتوان تاثیر آن را بر موفقیت حسابرسی عملکرد نیز بررسی کرد.روش پژوهش: در مرحله اول از روش دلفی فازی و محاسبات ریاضی برای تایید مولفه های بودجه ریزی آرمانی استفاده شد. در مرحله دوم برای ارائه مدل موفقیت حسابرسی عملکرد از روش دیمتل استفاده شد. برای پاسخگویی از 5 شخص خبره حوزه بودجه و مالی در شرکت های تابعه وزارت نیرو استفاده شد. یافته های پژوهش: یافته های دلفی فازی 8 مولفه برای افزایش هم افزایی با بودجه ریزی آرمانی را تأیید کرد و نشان داد که مولفه های بودجه ریزی آرمانی در شرکتهای وزارت نیرو قابلت اجرا دارند و حسابرسی عملکرد و بودجه ریزی بر مبنای عملکرد آرمانی رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند.نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: این مدل برای رویه های کاری سازمان برنامه و بودجه و دیوان محاسبات کشور مفید است.
انضباط مالی و نقش آن در رشد و توسعه شرکت های تعاونی
حوزههای تخصصی:
انضباط مالی به عنوان یکی از عوامل اساسی در موفقیت و رشد شرکت ها، به ویژه شرکت های تعاونی، توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. انضباط مالی به معنای مدیریت صحیح و کارآمد منابع، کنترل هزینه ها و رعایت الزامات مالیاتی و قوانین مربوطه است. این اصول اساسی تأثیر قابل توجهی به رشد و توسعه شرکت های تعاونی دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر انضباط مالی بر ابعاد مختلف رشد و توسعه شرکت های تعاونی است. این پژوهش از لحاظ طبقه بندی پژوهش بر مبنای هدف، از نوع کاربردی، از لحاظ طبقه بندی بر حسب روش، از نوع توصیفی و از میان انواع پژوهش های توصیفی، از نوع همبستگی می باشد. گفتنی است رویکرد این پژوهش، جمع آوری داده ها از طریق پرسش نامه است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و روسای مالی شرکت های تعاونی است که از بین آن ها با استفاده از جدول مورگان تعداد 339 پرسش نامه استاندارد جمع آوری گردید. به منظور آزمون فرضیه ها، روش تحلیل عاملی و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل بکارگرفته شده است. نتایج پژوهش نشان داد که انضباط مالی تأثیر مثبت و معناداری بر ابعاد مختلف رشد و توسعه شرکت های تعاونی دارد. با داشتن انضباط مالی شرکت های تعاونی می توانند منابع مالی خود را به بهترین شکل مدیریت کرده، استفاده از فرصت های سرمایه گذاری موجود را بهینه سازی کنند و پایداری مالی خود را تضمین نمایند. این امور در نهایت می تواند به رشد و توسعه کسب و کار منجر شود. بنابراین انضباط مالی با ارتقاء کارآیی مالی و اقتصادی شرکت های تعاونی می تواند، به دستیابی به اهداف رشد و توسعه آن ها کمک کند.
موانع توسعه فعالیت تعاونی ها در سطح نواحی روستایی شهرستان ساوجبلاغ و راهکارهای رفع آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعاون و کشاورزی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
76 - 101
حوزههای تخصصی:
علی رغم چشم انداز ترسیم شده برای افزایش سهم بخش تعاون در اقتصاد کشور، این بخش همچنان نتوانسته است به جایگاه مناسب خود دست یابد. از آنجا که بخش زیادی از فقرا همچنان در جوامع روستایی ساکن هستند و فقر همچنان چهره ای روستایی دارد، انتظار می رود یکی از نقاط اصلی تمرکز فعالیت تعاونی ها نواحی روستایی باشد. تحقیق حاضر با هدف شناسایی مهمترین موانع پیش روی توسعه تعاونی ها در سطح نواحی روستایی و راهکارهای رفع این موانع در سطح شهرستان ساوجبلاغ انجام شد. این مطالعه نوعی تحقیق پیمایشی بود که در آن برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسش نامه استفاده شد و داده ها به روش مصاحبه حضوری جمع آوری شدند. جامعه آماری مورد مطالعه شامل روستاییان ساکن در شهرستان ساوجبلاغ بود و حجم نمونه مورد مطالعه 210 نفر بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها در کنار روش های تحلیل توصیفی، از روش تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر روش حداقل مربعات جزیی استفاده شد. این مطالعه نشان داد که دو دسته موانع اصلی شامل موانع درونی و بیرونی پیش روی توسعه فعالیت تعاونی ها در سطح جوامع روستایی وجود دارند. در این مطالعه در مجموع 26 مانع بیرونی و 18 مانع درونی شناسایی شد. راهکارها رفع موانع فعالیت تعاونی ها در سطح جوامع روستایی نیز در پنج گروه اصلی دسته بندی شدند. بر اساس نتایج راهکارهای شناسایی و معرفی شده تاثیر معنی داری از نظر آماری بر رفع موانع توسعه فعالیت تعاونی ها دارند که در این میان راهکارهای اجتماعی و آموزشی ترویجی از اثرگذاری بیشتری برخوردار هستند و درنتیجه باید در اولویت توجه قرار گیرند.
فراترکیب تبیین نقش راهبردی هوش مصنوعی در توانمندسازی نوآوری اجتماعی جهت مقابله با فقر چند بُعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
139 - 182
حوزههای تخصصی:
پایان دادن به فقر، نخستین هدف از اهداف اصلی توسعه پایدار است و بهره گیری از نوآوری های اجتماعی و فناورانه، ازجمله راهبردهای کلیدی برای دستیابی به این مهم قلمداد می شود. با این وجود، همچنان چارچوبی منسجم که شیوه نقش آفرینی هوش مصنوعی در توانمندسازی نوآوری اجتماعی برای کاهش فقر چندبُعدی را تبیین کند، به طور نظام مند ارائه نشده است. در این پژوهش، با تکیه بر رویکرد مفهومی نوآوری اجتماعی دیجیتال، به شکل دهی راه حل های نوین اجتماعی برای رفع فقر چندبُعدی جهت رفع این شکاف، پرداخته شده است. مطالعه کنونی با رویکرد کیفی و روش فراترکیب، به تحلیل نظام مند ۳۰ مقاله علمی برتر از پایگاه داده وب آوساینس در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ پرداخته است. طی فرایند تحلیل مقالات، شناسه گذاری سه مرحله ای، اعتبارسنجی یافته ها و سپس تلفیق آنها در یک چارچوب مفهومی پنج بُعدی اعم از کارکردهای هوش مصنوعی، موانع، پیش نیازهای موفقیت، پیامدها و شرایط زمینه ای انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند از طریق مقیاس بندی ظرفیت جمعی، تسهیل کنش جمعی مبتنی بر داده، ایجاد بسترهای نوآوری مشارکتی و ارتقاء حکمرانی داده محور، نوآوری اجتماعی را شتاب داده و مسیرهای جدیدی برای کاهش فقر بگشاید. این پژوهش رویکرد مفهومی نوآوری اجتماعی دیجیتال را به طور خاص برای عصر هوش مصنوعی توسعه می دهد.
تبیین عوامل اجرای خط مشی های عمومی اکوسیستم آموزش عالی کشور برای تحقق دانشگاه کارآفرین
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
33 - 1
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تبیین عوامل اجرای خط مشی های عمومی اکوسیستم آموزش عالی کشور برای تحقق دانشگاه کارآفرین بود. پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته (کیفی - کمی) انجام شده است. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش خبرگان دانشگاهی و صاحب نظران در عرصه اجرای خط مشی ها و کارآفرینی بودند که بر اساس تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند؛ بر اساس قاعده اشباع نظری و به منظور جمع آوری داده های موردنیاز، 12 مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با آن ها صورت گرفت. داده های بخش کیفی حاصل از مصاحبه بر اساس تکنیک تحلیل محتوا تجزیه وتحلیل شدند. درنهایت 60 مفهوم و 13 مقوله شناسایی شد. سپس، با استناد به تکنیک دلفی فازی، مفاهیم و مقوله ها مورد تأیید قرار گرفت. در بخش کمی باتوجه به گستردگی حجم جامعه آماری، نمونه آماری با روش خوشه ای چندمرحله ای و فرمول کهن 500 نفر تعیین شد. جهت شناسایی روابط علی میان مقوله های اصلی پژوهش، سطح بندی و تعیین قدرت نفوذ و وابستگی، از روش مدل سازی ساختاری - تفسیری ، استفاده شد و نهایتاً با استفاده از تکنیک حداقل مربعات جزئی ، اعتبارسنجی شد. از تحلیل محتوای مصاحبه خبرگان در مرحله کدگذاری باز 314 کد اولیه شناسایی گردید و پس از غربال و شناسایی، در نهایت 54 مؤلفه و 13 بعد تحت عناوین سیاست های اشتغال رهبری، محیط (زمینه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی)، زیر ساخت فرهنگی، عنوان نقش دولت، نقش قانون گذاران، تعاملات نهادها و شبکه ها، زیر ساخت مالی، زیرساخت های آموزشی و پژوهشی، مدیریت و منابع انسانی، ساختار سازمان های مجری، اجرای خط مشی های اکوسیستم کارآفرینی آموزش عالی کشور و اجرای خط مشی های اکوسیستم اسلامی آموزش عالی کشور و تحقق دانشگاه کارآفرین، به عنوان عوامل اجرای خط مشی شناسایی شدند.
طراحی و اعتبارسنجی مدل جذب و به کارگیری منابع انسانی با رویکرد مدیریت سبز در سازمان های دولتی (مورد مطالعه: شرکت ملی نفتکش جمهوری اسلامی ایران)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل جذب و به کارگیری منابع انسانی با رویکرد مدیریت سبز در شرکت ملی نفتکش ایران انجام شده است. با توجه به اهمیت پایداری محیطی و نقش کلیدی منابع انسانی در تحقق اهداف زیست محیطی، این مطالعه تلاش دارد مدلی را ارائه دهد که ضمن بهینه سازی فرآیندهای جذب و استخدام، به توسعه فرهنگ شایسته سالاری و مدیریت سبز در سازمان کمک کند. روش شناسی: این پژوهش به صورت کاربردی-توسعه ای و پیمایشی-مقطعی و با طرح آمیخته اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، 20 نفر از اساتید مدیریت منابع انسانی و مدیران ارشد شرکت ملی نفتکش ایران به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و داده ها تا اشباع نظری جمع آوری گردید. در بخش کمی، جامعه آماری شامل 384 نفر از کارکنان شرکت بود که با روش نمونه گیری خوشه ای-تصادفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه و پرسشنامه گردآوری و با نرم افزارهای MaxQDA و Smart PLS تحلیل شدند. مقوله های زیربنایی مدل با تحلیل مضمون شناسایی و مدل نهایی با روش حداقل مربعات جزئی اعتبارسنجی شد. یافته ها: نتایج نشان داد که جذب و به کارگیری منابع انسانی به عنوان سازه زیربنایی، تأثیر قابل توجهی بر مدیریت سبز و فرهنگ شایسته سالاری دارد. این سازه ها همچنین به تحقق اهداف زیست محیطی، مسئولیت پذیری اجتماعی، و همسویی با ارزش های سازمانی منجر می شوند و در نهایت به توسعه سیستم مدیریت عملکرد منابع انسانی سبز کمک می کنند. نتیجه گیری: پژوهش نشان می دهد که مدل پیشنهادی می تواند به بهبود عملکرد زیست محیطی و افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان ها کمک کند و به عنوان الگویی در بخش دولتی مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی و اولویت بندی انواع اینرسی روان شناختی منابع انسانی با استفاده از رویکرد دلفی فازی (نمونه پژوهی: صنعت فین تک)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه اینرسی روان شناختی، به عنوان مقاومتی روانی در برابر تغییر و نوآوری، یکی از مشکلات مهم در رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی محسوب می شود. این پدیده می تواند به کاهش فرصت های شغلی جدید، ضعف در بهبود شرایط کاری و کاهش قدرت تصمیم گیری در سازمان ها منجر شود. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی انواع مختلف اینرسی روان شناختی نیروهای انسانی در صنعت فین تک است.
روش: این پژوهش از نوع آمیخته و قیاسی استقرایی است و ترکیبی از روش های کیفی و کمّی را به کار گرفته است. جامعه آماری ۳۰ نفر از خبرگان حوزه بود که با نمونه گیری گلوله برفی و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. داده های کیفی با تحلیل محتوای متون و کدگذاری در نرم افزار اطلس تحلیل شدند و داده های کمّی با پرسش نامه ای که روایی و پایایی آن به کمک شاخص های CVR، آزمون کاپای کوهن و آزمون بازآزمایی تأیید شده بود، جمع آوری و با روش دلفی فازی تحلیل شدند.
یافته ها: پژوهش موفق شد که ۱۳ نوع مختلف اینرسی روان شناختی در منابع انسانی را شناسایی کند. در مرحله بعد، اینرسی های شناسایی شده بر اساس اولویت بندی مرتب شدند. مهم ترین انواع اینرسی روان شناختی شناسایی در صنعت فین تک عبارت اند از: اینرسی ناشی از ویژگی های شخصیتی، اینرسی عادتی و اینرسی پیش بینی کننده.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که شناخت و اولویت بندی انواع مختلف اینرسی روان شناختی می تواند به سازمان ها در مدیریت بهتر مقاومت در برابر تغییر و نوآوری کمک کند و در نهایت، موجب ارتقای عملکرد منابع انسانی در صنعت فین تک شود.
تحلیل عوامل سازمانی مؤثر بر پذیرش فناوری های صنعت 4.0 در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
85 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: صنعت ۴.0 تغییر و تحول عمده ای را در صنعت و کسب وکارها به همراه داشته است. در این تغییر، اتصال دستگاه ها، فرآیندها و سیستم ها به هم و به اینترنت از طریق شبکه های هوشمند و استفاده از فناوری های مبتنی بر داده و هوش مصنوعی توانسته است رویکردی گسترده در کسب وکارها به وجود آورد. این تحول از اهمیت زیادی برخوردار است و در حوزه های مختلفی از جمله تولید، خدمات، زنجیره تأمین و بازاریابی تأثیرات زیادی دارد. با توجه به افزایش پایداری و رقابت پذیری آینده بخش تولیدی، فناوری های نوین انقلاب صنعتی چهارم (صنعت ۴.0) در سال های اخیر موردتوجه جامعه دانشگاهی و صنعتی قرار گرفته است. بااین حال، تولیدکنندگان برای پیاده سازی صنعت ۴.0 با عوامل زیادی روبه رو هستند که شناسایی و تحلیل آن ها ضروری است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل سازمانی مؤثر بر پذیرش صنعت ۴.0 و ارائه یک مدل شناختی فازی است.روش ها: این پژوهش از نظر هدف جزو پژوهش های کاربردی توسعه ای و از نظر نوع پژوهش، ترکیبی (آمیخته اکتشافی) قلمداد می شود. تعداد نمونه آماری در بخش کمّی ۱۲ نفر بود و با روش هدفمند-قضاوتی خبرگانی که دارای حداقل 5 سال سابقه فعالیت در شرکت های کوچک و متوسط تولیدی در بخش سازمانی (اداری) بودند، انتخاب شده و از آن ها نظرخواهی شد. در مرحله نخست، برای شناسایی عوامل تعیین کننده سازمانی بر صنعت ۴.0 از روش فراترکیب استفاده شد و سپس با استفاده از روش نقشه شناختی فازی و به کارگیری نرم افزار های Fcmappear و Mental Modeler روابط این عوامل تعیین شد. یافته ها: یافته های حاصل از روش فراترکیب نشان دهنده 36 کُد اولیه و 11 عامل تعیین کننده بر پذیرش فناوری های صنعت 4.0 در شرکت های کوچک و متوسط تولیدی فعال در شهرک صنعتی یزد است که شامل ظرفیت جذب، دارایی های تجاری، صلاحیت فنی دیجیتالی شدن، دانش و تخصص دیجیتالی سازی، مشارکت در فرآیند اجرا، شایستگی مدیریت استراتژیک صنعت 4.0، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، در دسترس بودن منابع، سرمایه اجتماعی و ویژگی های مدیریت عالی است که از میان این عوامل، مشارکت در فرآیند اجرا، ظرفیت جذب و سرمایه اجتماعی بالاترین ظرفیت تأثیرپذیری، ویژگی های مدیریت عالی و دانش و تخصص دیجیتالی سازی، صلاحیت فنی دیجیتال سازی و شایستگی مدیریت استراتژیک بیشترین ظرفیت تأثیرگذاری را داشتند و درنهایت عوامل صلاحیت فنی دیجیتال سازی، دانش و تخصص دیجیتالی سازی، ویژگی های مدیریت عالی و مشارکت در فرایند اجرا بیشترین شاخص مرکزی را به دست آوردند.نتیجه گیری: صنعت ۴.0 یک گزینه استراتژیک حیاتی برای شرکت های کوچک و متوسط تولیدی است که آن ها را قادر می سازد تا با مسابقه دیجیتالی شدن همگام شوند. شرکت های کوچک و متوسط تولیدی به طور قابل توجهی از سازمان های بزرگ در بهره مندی از فناوری های صنعت ۴.0 عقب هستند. این شرکت ها هنوز با تصمیمات اولیه پذیرش در مورد تحول دیجیتال تحت صنعت ۴.0 درگیر هستند که موضوع نگران کننده ای برای این شرکت ها است. نتایج، عوامل مختلف تعیین کننده سازمانی را شناسایی کردند که ممکن است این شرایط را توضیح دهند و برای شرکت های کوچک و متوسط تولیدی بسیار کارآمد باشد. این مطالعه یک نقشه راه دیجیتالی سازی سازمانی ایجاد کرده است که شرایط لازم برای تسهیل دیجیتالی شدن شرکت های کوچک و متوسط تولیدی را تحت صنعت ۴.0 توصیف می کند.
پایداری کسب وک ار: دیدگاهی تئوریکی و یکپارچه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مروری بر دیدگاه های تئوریک و یکپارچه پیرامون پایداری کسب وکار است.
روش: این پژوهش از نوع پژوهش های نظری- تحلیلی بوده و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است.
یافته ها: ابعاد عملکرد پایداری و ریسک مربوطه، چارچوب نظری پایداری، و استانداردهای پایداری عملیاتی، عملکرد و گزارش دهی ارائه شده در این پژوهش می تواند برای شرکت های جهانی و مدیریت آنها، سیاست گذاران و تنظیم کنندگان، سرمایه گذاران، مربیان و پژوهشگران مفید باشد. همه نظریه ها (ازجمله کارگزار/سهام دار، ذینفع، علامت دهی، نهادی، مشروعیت و نظارت) روی اقدامات کلیدی عملکرد پایداری مانند بهره وری عملیاتی، رضایت مشتری، مدیریت استعداد و نوآوری تمرکز می کنند و باید از عوامل داخلی استراتژی، مشخصات ریسک، نقاط قوت و ضعف، و فرهنگ سازمانی و نیز عوامل خارجی ازجمله شهرت، فناوری، جهانی شدن و بهره برداری از منابع طبیعی نیز استفاده نمایند. این نظریه ها و استانداردها به توضیح راهبردها و شیوه های مدیریت در ایجاد کارایی پایداری مالی برای ایجاد ارزش سهام و دستیابی به عملکرد پایداری اقتصادی غیر انتفاعی در حفاظت از منافع همه سهام داران کمک می کند.
نتیجه گیری: این پژوهش تئوری ها، استانداردها، ارزیابی ریسک، گزارش دهی و بهترین شیوه های پایداری کسب وکار را شامل اقدامات حاکمیت شرکتی و اصلاحات برای کاهش تقارن اطلاعات بین مدیریت و تمام سهام داران و ایجاد ارزش ذینفعان مورد بررسی قرار داد. هدف ایجاد ارزش ذینفعان در پایداری کسب وکار ایجاد فرصت های تحقیقاتی برای بررسی عدم تقارن اطلاعات بین مدیریت و ذینفعان و حتی بین سهام داران می باشد.
مسیر شکل گیری اکوسیستم حسابرسی پایدار از طریق قابلیت های دیجیتالی سازی با تاکید بر نقش هوش دیجیتالی حسابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۴
223 - 244
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی مسیر شکل گیری اکوسیستم حسابرسی پایدار از طریق قابلیت های دیجیتالی سازی با تاکید بر نقش هوش دیجیتالی حسابداران اجرایی شد. جامعه آماری شامل حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی که در موسسات حسابرسی شاغل بودن در نظر گرفته شد. پرسشنامه پژوهش در میان 242 نفر از اعضای جامعه آماری به عنوان نمونه توزیع و جمع آوری شد. اطلاعات گردآوری شده توسط پرسشنامه ها به وسیله نرم افزار SPSS24 و AMOS24 با استفاده از مدل یابی مع ادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد قابلیت های دیجیتالی سازی تأثیر مثبت و معناداری بر اکوسیستم حسابرسی پایدار دارد، لذا با افزایش قابلیت های دیجیتالی سازی، اکوسیستم حسابرسی پایدار توسعه خواهد یافت. همچنین نتایج نشان داد هوش دیجیتالی حسابداران در رابطه میان قابلیت های دیجیتالی سازی و اکوسیستم حسابرسی پایدار تأثیر مثبت و معناداری دارد، لذا هوش دیجیتالی حسابداران با تاثیر بر قابلیت های دیجیتالی سازی می تواند منجر به توسعه اکوسیستم حسابرسی پایدار شود.
ارزیابی کیفیت محصولات تولیدی با ارائه رویکردی مبتنی بر شبکه عصبی فازی ANFIS (مورد مطالعه: شرکت تولیدی و صنعتی خزر پلاستیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
114 - 134
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در حال حاضر، گسترش تضمین کیفیت دقیق و سریع برای ارائه محصولات تولیدی با کیفیت بالا و ایمن ضروری است. کیفیت بیشتر بر مسائل درون سازمانی تمرکز دارد که برای کنترل و بهبود فرآیند های داخلی به کار می رود و به دنبال بهبود عملکرد به منظور رضایت مشتری و رقابت پذیری است. کیفیت حوزه ای است که بر تلاش برای توسعه روش های خودکار تجزیه وتحلیل داده ها با هدف نهایی بهبود مستمر کیفیت محصولات و فرآیند ها در صنعت، دولت و جامعه تأکید دارد. سیستم ارزیابی عملکرد کیفیت به شدت به شناسایی و انتخاب عوامل حیاتی موفقیت و همچنین شاخص های آن در چارچوب مدیریت کیفیت وابسته است. برای رسیدن به این هدف در صنعت تولید، مشکلاتی مانند بازده تولید پایین، دقت پایین و عدم نوآوری در محصولات وجود دارد.روش ها: بر این اساس، طرحی برای معرفی روش هوش مصنوعی به شرکت های تولیدی برای حل مشکلات ذکرشده و درنتیجه بهبود کیفیت محصولات و کارایی تولید پیشنهاد شده است. بدین منظور، شبکه ای مبتنی بر یک سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی برای ارزیابی و بررسی دقت نتایج و مقایسه کارایی آن ارائه شده است. روش پیشنهادی در تقابل با محاسبات سخت قرار می گیرد و موجب صرفه جویی در زمان و هزینه خواهد شد. در صنایع حجم داده ها افزایش یافته است که به ظهور مفاهیم جدیدی مانند تجزیه و تحلیل داده های بزرگ منجر شده است و محدودیت ها و مزایای راه حل های مبتنی بر هوش مصنوعی مورد بحث قرار می گیرد تا توجه خلاقانه به راه حل های جدید و جهت گیری های جدید در صنایع تولیدی، تجاری و خدماتی برای بهبود کارایی فرآیند های خود، افزایش ارزش راه حل های خود و طراحی محصولات جدید برای یافتن مشاغل و بازار های جدید را برانگیزد. تقریباً تمام نقشه های راه بین المللی که بر نوآوری و پژوهش متمرکز شده اند، هوش مصنوعی را به عنوان محرک اساسی فناوری آینده در برمی گیرند. یکی از چالش های روش های سنتی در مدیریت کیفیت، مدیریت داده های تولیدی با ابعاد بالا و غیرخطی است. برای حل این مشکلات، فرآیندی مبتنی بر هوش مصنوعی برای بهبود کیفیت محصول و کارایی تولید در این پژوهش توسعه داده شده است. در این پژوهش یک مدل استتنتاج عصبی فازی تطبیقی که هم زمان دارای مزایای شبکه عصبی و استنتاج فازی است، برای ارزیابی و استخراج درجه کیفیت محصولات تولیدی و برای استنباط اینکه چگونه مجموعه ای از پارامتر های تولید و کیفیت فرآیند یک سیستم تولید مرتبط هستند، پیشنهاد شده است.یافته ها: به منظور آموزش مدل پیشنهادی از داده های مربوط به فرایند کیفیت یک قطعه از خط تولید «شرکت صنعتی خزر پلاستیک» استفاده شد و 550 داده مرتبط با فرایند کیفیت با تأکید بر متغیر هایی تأثیرگذار شامل«معیار ظاهری، قطر خارجی چرخ دنده بزرگ، ضخامت چرخ دنده، طول شافت فلزی، ارتفاع شافت فلزی، قطر خارجی شافت فلزی» به عنوان متغیر ورودی و کیفیت نهایی به عنوان متغیر خروجی در نظر گرفته شد. درنهایت دقت نتایج و کارایی مدل استتنتاج عصبی فازی تطبیقی پیشنهادی با استفاده از شاخص های آماری ضریب همبستگی و جذر میانگین مربعات خطا مورد ارزیابی قرار گرفت.نتیجه گیری: با توجه به نتایج، داده های مورداستفاده برای ارزیابی کیفیت قطعه تولیدی در روش نرو فازی تطبیقی پیشنهادی با ضریب همبستگی 95/0 و میانگین مربعات خطا 42869/0 تطابق خوبی بین کیفیت خروجی مدل و مقادیر واقعی ارائه داد.
نقش تعدیل گر هزینه های آموزش و تحقیق و توسعه بر رابطه بین کارآیی سرمایه گذاری نیروی کار و نوسانات جریان نقدی عملیاتی: شواهدی از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
37 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: جریان های نقدی تأثیر قابل توجهی بر عوامل مختلف از جمله کارآیی سرمایه گذاری نیروی کار دارد. در این رابطه بلادی و همکاران (2021) نشان می دهند که شرکت هایی که با ریسک جریان نقدی مواجه هستند، احتمالاً سرمایه گذاری نیروی کار فعلی را برای کاهش هزینه های تامین مالی آینده افزایش می دهند. تأخیر در سرمایه گذاری نیروی کار، شرکت را در معرض خطرات اضافی مرتبط با جریان های نقدی نامشخص قرار می دهد و به طور بالقوه توانایی آن را برای تأمین مالی پروژه های موجود کاهش می دهد (بویل و گاتری، 2003). با این حال، به دلیل فقدان تحقیقات کافی در خصوص این موضوع در ایران، این پژوهش به دنبال رفع این نیاز است. این پژوهش به بررسی نقش تعدیلگر هزینه های آموزش و هزینه های تحقیق و توسعه بر رابطه بین کارآیی سرمایه گذاری نیروی کار و نوسانات جریان نقدی عملیاتی شرکت هایی که در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده، می پردازد. این پژوهش از لحاظ اهداف، کاربردی بوده و از نظر روش شناسی از نوع تحقیقات پس رویدادی است.روش: جامعه آماری، شامل کلیه شرکت هایی است که در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده است و برای انتخاب از روش حذف سیستماتیک استفاده شده است در واقع 116 شرکت (580 سال-شرکت) به عنوان نمونه انتخاب و در دوره زمانی بین سال های 1396 تا 1400 مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات، به شیوه کتابخانه ای عمل شد و فرضیه های تحقیق با استفاده از الگوی داده های تابلویی و رگرسیون خطی چندگانه مورد آزمون قرار گرفتند.یافته ها: یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در عدم تأثیر کنفرانس های خبری و اطلاعیه های شفاف سازی بر تصمیمات سرمایه گذاران، نقص در سیستم اطلاعاتی و کارایی ضعیف بازار بورس تهران است. علاوه بر این، عدم دانش تخصصی سرمایه گذاران نیز در این پدیده نقش دارد. سرمایه گذاران در بازار سهام تمایل دارند اطلاعات مربوط به قیمت، بازده و عملکرد سهام شرکت ها را بر اخبار منتشر شده توسط رسانه ها اولویت دهند. برای ترویج سرمایه گذاری در بازارهای سهام، کشورها باید اطلاعات بهتری را در اختیار سرمایه گذاران قرار دهند. این امر می تواند با افزایش الزامات تعیین شده توسط سازمان های نظارت بر بازار سهام و ایجاد چارچوبی برای ارزیابی سیاست ها و رویه ها با حمایت دولت ها محقق شود. بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود سازمان بورس و اوراق بهادار به عنوان نهاد نظارتی و شرکت بورس و اوراق بهادار به عنوان نهاد اجرایی بازار سرمایه، قوانین و مقررات حاکم بر بازار را بررسی و بازنگری کنند.نتیجه گیری: هر چه نوسانات جریان نقد عملیاتی بیشتر باشد، کارآیی سرمایه گذاری نیروی کار افزایش می یابد. به عبارت دیگر شرکت هایی که با ریسک جریان نقدی مواجه هستند، احتمالاً سرمایه گذاری نیروی کار فعلی را افزایش می دهند تا از هزینه های تأمین مالی بالا در آینده جلوگیری کنند؛ زیرا نوسانات در جریان نقدی ریسک شرکت را افزایش می دهد و در نتیجه بر ریسک شرکت هایی با ناکارآمدی سرمایه گذاری نیروی کار تأثیر می گذارد. بنابراین نتایج این پژوهش با پژوهش حبیب و راناسنگه (2022) همسو می باشد. از طرفی دیگر فرضیه دوم پژوهش حاضر نشان داده شد که هزینه های آموزش کارکنان به عنوان تعدیل گر رابطه بین کارآیی سرمایه گذاری نیروی کار و نوسانات جریان نقد عملیاتی را تحت تأثیر قرار می دهد. این بدان معناست که هر چه هزینه های آموزش کارکنان کمتر باشد، نوسانات جریان نقد عملیاتی با افزایش کارآیی سرمایه گذاری نیروی کار بیشتر می شود. به عبارت بهتر، شرکتی که ریسک بالایی در جریان نقدی دارد، احتمال بیشتری دارد که با احتیاط بیشتری روی نیروی کار سرمایه گذاری کند. پس هزینه های ناشی از آموزش کارکنان را کاهش می دهد تا مدیریت را مجبور کند کارآیی سرمایه گذاری نیروی کار را برای افزایش ارزش سهامداران و کاهش هزینه های تأمین مالی آتی بهبود بخشد. بنابراین نتایج این پژوهش های بلادی و همکاران (2021) حبیب و راناسنگه (2022) همسو می باشد، چرا که آن ها معتقدند شرکت هایی که با ریسک جریان نقدی مواجه هستند، احتمالاً سرمایه گذاری نیروی کار فعلی را افزایش می دهند تا از هزینه های تأمین مالی بالا در آینده جلوگیری کنند، زیرا نوسانات در جریان نقدی ریسک شرکت را افزایش می دهد و در نتیجه بر ریسک شرکت هایی با ناکارآمدی سرمایه گذاری نیروی کار تأثیر می گذارد. این در حالی است که فرضیه سوم پژوهش حاضر نشان می دهد هزینه های تحقیق و توسعه به عنوان تعدیل گر رابطه بین کارآیی سرمایه گذاری نیروی کار و نوسانات جریان نقد عملیاتی را تحت تأثیر قرار می دهد. این بدان معناست که هنگام مواجهه با ریسک جریان نقدی، مدیران شرکت ها سعی می کنند هزینه های تحقیق و توسعه را با سرمایه گذاری مؤثر روی نیروی کار برای افزایش ارزش شرکت به حداکثر برسانند، چرا که توانایی سرمایه گذاری های ناشی از هزینه های تحقیق و توسعه به شدت به جریان نقدی وابسته است و نسبت به نوسانات جریان نقدی کاملاً حساس است.
ارائه الگوی کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
259 - 291
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری بانک ملت می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و بانکداری و به روش نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 378 نفر از کارکنان و کارشناسان بانک ملت در سراسر کشور عنوان نمونه انتخاب شدند و از نمونه گیری طبقه ای ساده استفاده شد. گرد آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج آزمون تی نشان داد که تمام 5 مؤلفه اصلی، 20 مؤلفه فرعی و 118 زیرمولفه شناسایی شده بر کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری بانک ملت تاثیرگذار است. نتایج بدست آمده از شاخص های برازش مدل نیز نشان داد که مدل تحقیق از لحاظ تناسب با داده های تجربی مدل مطلوبی می باشد. نتایج آزمون تی نشان داد که بیش ترین مؤلفه مؤثر بر الگوی کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری بانک ملت مؤلفه "روابط کاری بین همکاران" با مقداره آماره (31.045= t) بوده و کم ترین مؤلفه مؤثر نیز مؤلفه "سیستم های پشتیبان تصمیم در تصمیم گیری مدیران"با مقداره آماره (13.102= t) در این ارزیابی می باشد.
تدوین الگوی مناسب برای ارزیابی عملکرد آموزشی دانشکده های فنی وحرفه ای مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۷)
53 - 76
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی تدوین الگوی مناسب برای ارزیابی عملکرد آموزشی دانشکده های فنی وحرفه ای مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. این مقاله در صدد است به این سوال پاسخ دهد چه مدلی برای ارزیابی عملکرد آموزشی دانشکده های فنی و حرفه ای می توان ارائه کرد؟ برای پاسخ به آن در این تحقیق با روش کیفی از نوع داده بنیاد دیدگاههای16 نفر از صاحبنظران مشغول به کار دردانشکده های دانشگاه فنی حرفه ای، از طریق مصاحبه بررسی شده است.بررسی های انجام شده نشان دادپنچ مولفه،زمان،هزینه،کیفیت، انعطاف پذیری،برای ارزیابی عملکرد، مشفقانه ،مقابله ای برای رویکرد آموزش، محیط عمومی فنی و حرفه ای ، قوانین دولتی ، مطالبات مردمی ، ارزشهای اسلامی ، بلوغ فنی و حرفه ایی برای زمینه، سرمایه انسانی ،منابع مالی ، دانش مداری ،ساختاری برای عوامل فنی حرفه ایی، برنامه ای، موردی، فوق العاده برای استراتژی های ارزیابی، ارتقای سلامت جامعه، ارتقای رضایت مندی عمومی برای اثربخشی، نظارت بر حسن جریان، نظارت بر اجرای صحیح برای کارایی است.
شناسایی چالش های موثر بر پیاده سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه جهت پیاده سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین چالش هایی وجود دارد که با شناسایی و تحلیل این چالش ها می توان این مفاهیم را در سازمان پیاده سازی کرده و از مزایای آن ها بهره مند گردید. هدف پژوهش حاضر بررسی و تعیین روابط چالش های پیاده سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و نقشه شناختی فازی شهودی است. در همین راستا، با تحلیل محتوای کیفی، چالش های موثر در پیاده سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین شناسایی و در 4 بعد فرهنگی – آموزشی، مالی – قانونی، زیرساختی – تکنولوژیکی، سازمانی- استراتژیک دسته بندی شده-اند. سپس با نقشه شناختی فازی شهودی و نرم افزارهای FCMaper و Mental Modeler برای چالش های «عدم وجود سیستم ردیابی و دسترسی به مواد بازیافتی»، «عدم یکپارچه سازی زنجیره ارزش درون و برون سازمانی» و «عدم ارتباط موثر با شرکای لجستیک و تامین کنندگان» که دارای بیشترین اثرپذیری بوده اند، سناریو رو به عقب طراحی شده است. در گام بعد نیز برای چالش های«عدم شناخت صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی و پیامدهایش»، «عدم آموزش مناسب»، و «عدم وجود استراتژی مناسب با صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی» که دارای بیشترین تاثیرگذاری بوده اند سناریوهای روبه جلو طراحی شده است. نتایج این پژوهش مدیران سازمان ها را قادر می سازد تا با شناخت این چالش ها بتوانند قبل از پیاده سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 آن ها را شناسایی کرده و برای غلبه به آن ها برنامه ریزی نمایند
بررسی دیدگاه اعضای هیئت علمی، مدیران و سیاست گذاران وزارت بهداشت در خصوص انجمن کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی ایران: مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انجمن های علمی در توسعه علم و سیاست گذاری های مرتبط، پیگیری مشکلات شغلی و صنفی نقش اساسی دارند. هر سازمان و نهادی جهت پیشبرد اهداف و برنامه ها، نیازمند بازنگری در مسائل داخلی و شناسایی مشکلات و امکانات موجود و فرصت های پیش رو است. انجمن کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی نیز بی نیاز از پرداختن به این مسائل نیست. هدف این پژوهش بررسی فرصت ها، تهدیدها، چالش ها و راه کارهای رفع چالش های انجمن از منظر صاحب نظران است. روش ها: پژوهش حاضر کیفی و از نظر هدف کاربردی است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از اعضای هیئت علمی، مدیران و سیاست گذاران وزارت بهداشت در حوزه کتابداری استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MaxQDA 2020 استفاده شد. یافته ها: با تحلیل محتوای مصاحبه ها، 11 مقوله فرعی شامل کمیته های انجمن، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، چالش های فردی، چالش های سازمانی، چالش های مالی، تقویت سطح رشته، تقویت سطح فردی و اجتماعی، تقویت حوزه آموزش، تقویت سیاست عملیاتی و تدوین راهبردها در قالب چهار مقوله اصلی: ساختار و تشکیلات، چالش های پیش رو، راه کارها و دستاوردها شناسایی و دسته بندی شدند. نتیجه گیری: انجمن از فرصت های خوبی جهت ادامه فعالیت و رشد برخوردار است. الگو پذیری از سایر انجمن های موفق، داشتن برنامه راهبردی و تدوین نقشه راه به شرط بازنگری و ارزیابی مداوم می تواند موفقیت انجمن را تضمین نماید.
طراحی مدل ارتقای ارزش برند بیمه ایران مبتنی بر اقدامات مؤثر کنترلی و کاهش دهندۀ رفتارهای انحرافی مخرب کارکنان به روش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲
101 - 122
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: برندها همواره تحت تأثیر عوامل درونی و بیرونی هستند که در ارتقای ارزش آنها نقش اساسی ایفا می کنند. عوامل رفتاری کارکنان سطوح مختلف از عالی تا عملیاتی از جمله عوامل درون سازمانی محسوب می شوند که بر ارزش برند تأثیر دارند. زیرا اگر رفتارها مثبت باشند، منجر به ارتقای ارزش برند؛ اما اگر منفی و انحرافی باشند، برای شرکت ها در محیط بسیار رقابتی، به ویژه بنگاه های اقتصادی دولتی تهدید محسوب می شوند؛ در چنین شرایطی به کارگیری اقداماتی در راستای کنترل و کاهش رفتارهای انحرافی ضروری به نظر می ر سید. بنابراین هدف پژوهش، طراحی مدل ارتقای ارزش برند بیمه ایران به عنوان یکی از بنگاه های اقتصادیِ دولتی از طریق کاربست اقدامات مختلف در نظر گرفته شد.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف اکتشافی-کاربردی و به لحاظ روش، آمیخته است. جامعه آماری پژوهش تمامی خبرگان اعم از مدیران رده بالا، سرپرستان شعب و نمایندگی های بیمه ایران در استان های شمالی کشور از جمله گیلان، مازندران و گلستان در نظر گرفته شد. در بخش کیفی، از روش کیفی فراترکیب و روش هفت مرحله ای سندلوسکی و همکاران (2007) به منظور احصای اقدامات مؤثر بهره گرفته شد؛ سپس به منظور تعیین مؤثرترین اقدامات از دیدگاه خبرگان بیمه ایران از روش دومرحله ای دلفی– فازی استفاده شد. در بخش کمّی نیز به منظور اعتبارسنجی و آزمون مدل از روش حداقل مربعات جزئی بهره گرفته شد. حجم نمونه در بخش دلفی– فازی 30 نفر خبره بود و در بخش کمّی، 340 پرسش نامه به روش نمونه گیری غیراحتمالی سهمیه ای بین کارشناسان بیمه سه استان شمالی توزیع شد. یافته ها: ابتدا با بهره گیری از روش کیفی فراترکیب، اقدامات مؤثر برای کنترل و کاهش رفتارهای انحرافی احصا و با روش تحلیل مضمون 51 اقدام در 4 دسته کدگذاری شد؛ سپس با روش دلفی– فازی و توزیع فرم های نظرسنجی بین 30 نفر از خبرگان بیمه ایران در 3 استان شمالی گیلان، مازندران و گلستان، 39 اقدام با اعداد قطعی بالای 7/0 در 4 دسته نهایی و مدل ساختاری برای بررسی تأثیر اقدامات بر ارزش برند طراحی شد. در بخش کمی، پرسش نامه ای حاوی 51 سؤال به روش نمونه گیری سهمیه ای بین 340 نفر از کارکنان شعب و نمایندگی های بیمه ایران در سه استان توزیع و گردآوری شد. نتایج برازش مدل ساختاری نشان داد که مدل با شاخص نیکویی برازش معادل 52/0، از برازش قوی برخوردار است. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که اقدامات ساختاری و سازمانی با ضریب مسیر 79/0 بیشترین تأثیر را بر ارزش برند دارند. نتیجه گیری: در این پژوهش مشخص شد که یکی از مهم ترین دغدغه های مدیران بنگاه های اقتصادی دولتی در بازار به شدت رقابتی، کاربست اقداماتی مؤثر در راستای کنترل و کاهش انحرافی کارکنان است تا در محدوده منطقی و سازنده ای قرار گیرند، در غیر این صورت، اعتبار و ارزش برندشان خدشه دار می شود. بنابراین برای کنترل و کاهش این گونه رفتارهای مخرب باید پیشنهادهای پژوهش مورد توجه قرار گیرد.
کاربرد هوش مصنوعی در باستان شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
217 - 228
حوزههای تخصصی:
دانش باستان شناسی برای درک، تجزیه وتحلیل تاریخ و فرهنگ های انسانی، اهمیت فراوانی دارد. این دانش کمک می کند تا گذشته انسان در زمینه های مختلف مانند معماری، هنر، اجتماعی، اقتصادی و مذهب به درستی مطالعه شود. باستان شناسی امکان فهم بهتری از ریشه ها، اصالت فرهنگ ها و نهادهای را فراهم می نماید. تحقیقات در باستان شناسی زمینه های گوناگونی دارد مانند شناسایی سایت، کاوش سایت ها، تحلیل شکل ها و خطوط، ترمیم و تجزیه وتحلیل بقایای فیزیکی و آثار که همه آن ها فرایندی زمان بر می باشد. باستان شناسی به مطالعه گذشته می پردازد ولی جامعه باستان شناسان سعی کرده اند از فن آوری های روز مانند هوش مصنوعی در پژوهش های خود استفاده نمایند. هوش مصنوعی در سال های اخیر به دلیل دسترسی به سخت افزارهای توانمند و داده های زیاد رشد چشمگیری داشته و در زمینه های مختلف باستان شناسی مورداستفاده قرارگرفته است. این فن آوری درحال ایجاد تحول درروش کشف باستان شناسی و تجزیه وتحلیل آثار می باشد. هوش مصنوعی می تواند در شناسایی سایت ها، تحلیل محتوا، ترجمه و تفسیر متن ها، ترمیم و زمینه های دیگر به عنوان ابزار کمی به متخصصین کمک نموده و امکان پردازش داده های بزرگ که طی دهه ها تحقیق گردآوری و ذخیره شده را فراهم نماید. باوجود کاربردهای متعدد هوش مصنوعی در باستان شناسی که موجب افزایش سرعت و دقت در کارها شده است، این فناوری جایگزین محققان انسانی نمی شود، بلکه به عنوان ابزار توانایی های متخصصین را افزایش داده و آن ها را قادر می سازد پیشینه و تاریخ را عمیق تر کاوش کرده و درک بهتری به دست آورند. در این کار چالش ها و موانعی نیز وجود دارد که در این مقاله کاربردها و چالش ها موردبررسی قرار می گیرد.
تاثیر رهبری اخلاقی ادراک شده بر قصد ترک خدمت با تاکید بر قانون شکنی خیرخواهانه و اینرسی سازمان ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش، با هدفِ بررسی مدلِ تأثیرِ رهبری اخلاقی ادراک شده، بر ترکِ خدمتِ کارکنان، با در نظر گرفتنِ نقشِ تعدیل گر اینرسی سازمانی، و نقشِ میانجی گرِ قانون شکنی خیرخواهانه، در سازمان های دولتی، انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش، توصیفی-پیمایشی، بر روی 291 نفر از کارکنانِ یک سازمانِ دولتی، در تبریز، که به روشِ نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب شدند، انجام شد. برای آزمودنِ الگوی پیشنهادی پژوهش، از روشِ الگویابی معادلاتِ ساختاری، استفاده شد. روشِ پژوهشِ حاضر، همبستگی و از نوعِ مدل سازی معادلاتِ ساختاری، است. یافته ها: نتایج، نشان داد که رهبری اخلاقی، تأثیرِ منفی، و معناداری، بر ترکِ خدمتِ کارکنان، دارد. علاوه بر این، قانون شکنی خیرخواهانه، نقشِ میانجی گر، در این رابطه، ایفا می کند، در حالی که اینرسی سازمانی، اثرِ رهبری اخلاقی، بر ترکِ خدمتِ کارکنان را، تعدیل می کند. اصالت/ارزش: این پژوهش، با ارائه شواهدِ تجربی، در موردِ روابطِ پیچیده، بینِ رهبری اخلاقی، ترکِ خدمت کارکنان، اینرسی سازمانی، و قانون شکنی خیرخواهانه، در زمینه سازمان های دولتی، به ادبیاتِ موجود، کمک می کند. یافته ها، بینش های ارزشمندی را، برای مدیرانی ارائه می دهد که به دنبالِ کاهشِ ترکِ خدمتِ کارکنان، و ایجادِ فضای سازمانی مثبت، هستند. پیشنهادات : به سازمان های دولتی، پیشنهاد می شود که شیوه های رهبری اخلاقی را، ترویج کنند، اینرسی سازمانی را، به طورِ مؤثر، مدیریت، و محیطی حمایتی، ایجاد کنند که قانون شکنی خیرخواهانه را، تشویق کند. این استراتژی ها، می تواند به بهبودِ حفظِ کارکنان، و ارتقای عملکردِ سازمانی، کمک کند.
تدوین اصول حکمرانی مطلوب هوشمند در مدیریت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرآیند مدیریت و توسعه دوره ۳۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۰)
125 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف: حکمرانی مطلوبِ هوشمند، انتخابی گریزناپذیر، برای مقابله با محیطِ اجتماعی پیچیده در عصرِ جدید است که می تواند، در وضعیتِ بحرانی، امکانِ استفاده بهینه از ظرفیتهای تمامِ بخش های شهرداری تهران را، فراهم آورد. لذا پژوهشِ حاضر، با هدفِ تدوینِ اصولِ حکمرانی مطلوبِ هوشمند، در مدیریتِ شهری، صورت گرفت. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: از نظر هدف، پژوهشِ حاضر، به شیوه کاربردی، و از نظر نوع، از نوعِ پژوهش های کیفی، با ابزارِ مصاحبه نیمه ساختار انجام شده است. مشارکت کنندگان، شاملِ خبرگان (اساتید دانشگاهی آشنا به شهرداری، و مباحث حکمرانی هوشمند، که در این زمینه ها، مقاله چاپ شده دارند، و مدیرانِ ارشدِ شهرداری تهران، آشنا به مباحثِ حکمرانی هوشمند، و مدیریتِ شهری) بود که تا حدِ اشباعِ نظری، انتخاب شدند. برای به دست آوردنِ اعتبار و روایی داده ها، از دو روشِ بازبینی مشارکت کنندگان، و رهیافت براون و کلارک (2007) استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد، شبکه مضامینِ حکمرانی مطلوبِ هوشمند، در مدیریتِ شهری، شاملِ کارایی هوشمند، مشارکتِ هوشمند، شفافیتِ مبتنی بر فنآوری ارتباطات، حاکمیتِ قانون، پاسخگویی هوشمند و عدالت محوری هوشمند است. سپس الگوی حکمرانی مطلوبِ هوشمند، در مدیریتِ شهری ترسیم شد. ارزش/ اصالت پژوهش: تاکنون هیچ یک از پژوهش های انجام شده در ایران، بر تدوینِ اصولِ حکمرانی مطلوبِ هوشمند در مدیریت شهری، تمرکز نداشته اند. این پژوهش، به طورِ جامع، از دیدگاه خبرگان، چارچوبِ حکمرانی مطلوبِ هوشمند، در مدیریتِ شهری در شهرداری تهران، ارائه می دهد. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: پیشنهاد می شود شهرداری تهران، استانداردهای سطح بالا را، در زمینه حکمرانی مطلوبِ هوشمند، برای مدیریتِ شهری، تعیین کند و مشوقِ فرهنگِ خودنظارتی، در فعالیتهای شهرداری باشد.