ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۶۱ تا ۲٬۴۸۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
۲۴۶۱.

Social Media Governance: An Expert Perspective on Cyber-Acculturation and Subcultural Encounters(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۴
Purpose : Social media governance is a multifaceted and complex sociotechnical process, particularly when exposure to different cyber- subcultures leads to acculturation and subsequent cultural change. This research addresses the cyber-acculturation dilemma in the context of social media governance. Method : We explored the opinions of 18 Iranian media experts through online interviews to examine the manageability of the cyber-acculturation process and the measures that may guide users toward adopting positive aspects of cyber-subcultures while avoiding negative ones. Using a basic qualitative approach, we employed Braun and Clarke's thematic analysis with an inductive (bottom-up) method for data analysis. Findings : Our findings are presented in a thematic map of social media governance for cyber acculturation, which includes: Infrastructural Measures (10 sub-themes); Educational Measures (Cultural, Moral, and Media Literacy Education); Cultural Measures (6 sub-themes); Media-Based Measures (4 sub-themes); and Social Control Measures (Formal and Informal Social Control, and Inaction). We also acknowledge the unmanageable aspects of cyber acculturation (the inherent nature of acculturation and social media, and the indefinability of comprehensive criteria). Conclusion : This research contributes to ongoing debates on how governments can govern social media and cyber acculturation in the context of exposure to cyber-subcultures. The suggested map can inform governments about the nature of cyber acculturation and cyber-subcultures, enabling them to govern social media more effectively.
۲۴۶۲.

بررسی اثر ساز و کارهای معاملات بلوکی بر نقدشوندگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: معاملات بلوکی به عنوان یکی از رویدادهای مهم بازار سرمایه، به سبب حجم بالای سهام منتقل شده و توان بالقوه در تأثیرگذاری بر قیمت و نقدشوندگی، همواره مورد توجه تحلیل گران مالی قرار دارند. این معاملات می توانند با انتقال اطلاعات و تغییر در ساختار مالکیت شرکت ها، پیامدهایی برای کارایی بازار و شفافیت اطلاعاتی به همراه داشته باشند. از سوی دیگر، پوشش رسانه ای با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش آگاهی سرمایه گذاران، نقشی تعدیل کننده در این فرایند ایفا می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی اثر معاملات بلوکی بر نقدشوندگی سهام با تأکید بر نقش میانجی پوشش رسانه ای در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. روش: از منظر هدف، پژوهش حاضر در زمره مطالعات کاربردی قرار می گیرد، زیرا نتایج حاصل می تواند مبنایی برای تصمیم گیری مدیران، سیاست گذاران و سرمایه گذاران بازار سرمایه باشد. از نظر نوع داده و فرآیند اجرا، این تحقیق دارای رویکرد کمی و ماهیت پس رویدادی است. داده های پژوهش شامل اطلاعات کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۱ است که حداقل یک معامله بلوکی انجام داده اند. پس از اعمال روش حذف سیستماتیک، ۱۰۰ شرکت با مجموع ۱۱۲۳۷ معامله بلوکی به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و به کارگیری روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) انجام گرفته است. ابزارهای مورد استفاده شامل نرم افزارهای ره آورد نوین و اکسل برای استخراج و محاسبه متغیرها و Stata برای آزمون فرضیه ها و تحلیل نتایج است. یافته ها: این پژوهش اثر معاملات بلوکی بر نقدشوندگی سهام در بورس تهران را با نقش تعدیل گر پوشش رسانه ای بررسی کرد. یافته های اصلی نشان می دهد که معاملات بلوکی تأثیر مثبت و معناداری بر نقدشوندگی بلندمدت سهام دارند و به افزایش کارایی بازار کمک می کنند؛ این امر با خروج حجم های بزرگ سهام بدون ایجاد شوک قیمتی ممکن می شود. همچنین، پوشش رسانه ای نقش تعدیل کننده مثبت و معناداری در این رابطه ایفا می کند. این بدان معناست که پوشش خبری فعال، با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، اثر مثبت معاملات بلوکی بر نقدشوندگی را تقویت می نماید. نتیجه گیری نهایی بر این اصل استوار است که سازوکارهای شفاف سازی اطلاعاتی، مانند پوشش رسانه ای، نقش حیاتی در بهینه سازی مزایای معاملات بلوکی برای بازار سرمایه ایران دارند. نتیجه گیری: در ارتباط با سطح معاملات بلوکی در ایران و روندهای آن، به طور کلی می توان بیان کرد که بازار سهام ایران، برخلاف سایر کشورها، به دلیل مشکلاتی نظیر ناکارایی، تمرکز بالای مالکیت، و کمبود شفافیت در ارائه اطلاعات، با چالش هایی مواجه است. عدم اعلام به موقع اخبار مثبت و منفی و عدم اعتماد سرمایه گذاران به اطلاعات موجود، باعث می شود که محتوای اطلاعاتی معاملات بلوکی به خوبی در قیمت سهام منعکس نشود. این وضعیت موجب افزایش دسترسی به اطلاعات خصوصی برای سرمایه گذاران آگاه می شود و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران آگاه و ناآگاه شدت می گیرد. همچنین، هم افزایی بازارهای عادی و بلوکی به کاهش شوک های نقدشوندگی و کاهش ریسک این سهام کمک می کند. شرکت هایی که دارای بازار بلوکی فعالی هستند، نقدشوندگی بالاتری دارند و حجم معاملات آن ها در مقایسه با بازار عادی بیشتر است. بهبود نقدشوندگی پس از معاملات بلوکی به افزایش کارایی بازار کمک می کند. در بخش دوم پژوهش، نتیجه گیری حاکی از آن است که پوشش رسانه ای تأثیر مثبتی بر رابطه میان معاملات بلوکی و نقدشوندگی سهام دارد. شرکت هایی که پوشش رسانه ای فعالی دارند و به موقع اطلاعات و اهداف معاملات بلوکی را افشا می کنند، قادرند خریداران جدیدی را جذب کنند و به این ترتیب، نقدشوندگی سهام را تحت تأثیر قرار دهند.
۲۴۶۳.

بررسی تأثیر ارزش بازاریابی دیجیتال بر درگیری مشتریان در طول مسیر خرید در صنعت B2B (شرکت ها) با نقش میانجی دریافت به موقع محتوا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۶
این مطالعه به بررسی تأثیر ارزش بازاریابی دیجیتال بر درگیری مشتریان در صنعت B2B با نقش میانجی دریافت به موقع محتوا پرداخته است. پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی-تحلیلی و مقطعی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان شرکت های B2B در حوزه های بازاریابی، خرید، فروش، مدیریت و فناوری اطلاعات بوده و حجم نمونه 185 نفر به صورت هدفمند انتخاب شد. داده ها با پرسش نامه استاندارد جمع آوری و روایی و پایایی آن تایید شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و PLS انجام شد. نتایج نشان داد که نوع شبکه اجتماعی، تعامل با مشتری، و کیفیت محتوا بر دریافت به موقع و درگیری مشتری تاثیر معناداری دارند. همچنین، دریافت به موقع محتوا نقش میانجی در ارتباط با درگیری مشتری دارد.
۲۴۶۴.

بررسی نحوه اثر عملکرد پروژه بر موفقیت سرمایه گذاری در سیستم تأمین مالی صندوق توسعه ملی ایران با استفاده از روش کیفی پویایی سیستم ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۷
تأمین به موقع منابع مالی مورد نیاز، یکی از عوامل کلیدی موفقیت پروژه در جهت دستیابی به عملکرد بهینه است و حصول عملکرد ازپیش تعیین شده نیز از مهمترین عوامل در موفقیت سرمایه گذاری است. صندوق توسعه ملی ایران بواسطه اعطای تسهیلات از طریق بانکهای عامل، تاکنون نقش اساسی در تأمین مالی بسیاری از پروژه های پایین دستی نفت و گاز ایفا نموده است. لیکن در سال های اخیر، نگرانی هایی از سوی دارندگان اعتبار اسنادی (LC [1] ) در خصوص تأخیر و چالش در اجرای تعهدات صندوق مطرح می شود، در حالی که صندوق نیز به طور همزمان از تأخیر در بازپرداخت وام رنج می برد. چرخه معیوب عدم انجام به موقع تعهدات طرفین در این قراردادهای مشارکت مدنی، به عنوان یک چالش مهم در مدیریت پروژه های پتروشیمی دارنده تسهیلات از محل صندوق شناسایی شد که نیاز به انجام این پژوهش را برانگیخت. هدف این تحقیق، کشف راهکارهای ارتقایی عملکرد با شناسایی شاخص های کلیدی عملکرد مؤثر بر بازپرداخت به موقع وام ها و عوامل مؤثر بر این شاخص ها در زمینه تأمین مالی پروژه های پتروشیمی از محل صندوق در راستای حل چالش پیش گفته می باشد. این مطالعه با استفاده از رویکرد مدل سازی کیفی روش پویای سیستم ها انجام و داده ها را از طریق بیست و نه مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق انفرادی یا گروهی با خبرگان در چهار گروه سازمانی شامل مدیران صندوق توسعه ملی، بانکهای عامل، شرکت ملی پتروشیمی ایران و هشت شرکت پتروشیمی دارنده تسهیلات از محل صندوق توسعه ملی جمع آوری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نظریه داده بنیاد به دقت تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که سودآوری، بهره وری، هزینه و زمان بندی پروژه مهمترین شاخصهای کلیدی مؤثر بر بازپرداخت به موقع وام ها در سیستم تأمین مالی صندوق هستند. در نتیجه، این مدل سازی نیز سه راهکار سیاستی برای سرمایه گذار به منظور کاهش خطر تأخیر در بازپرداخت وام در سایه ارتقایی عملکرد پروژه ها استخراج شد. 5.Letter of credit
۲۴۶۵.

باورهای سقف شیشه ای و موفقیت شغلی زنان دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در مراکز درمانی دانشگاهی شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: باورهای مرتبط با موانع پیشرفت شغلی اعمال شده بر زنان با عنوان باورهای سقف شیشه ای توصیف می شوند. این باورها (انکار، تاب آوری، پذیرش و کناره گیری) می توانند موفقیت شغلی زنان را افزایش یا کاهش داده و منجر به انتخاب مسیر شغلی و رفتارهای ماندگاری در سازمان ها شوند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط باورهای سقف شیشه ای با موفقیت شغلی در زنان دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی شاغل در مراکز درمانی دانشگاهی شهر تهران انجام شد. روش: این مطالعه توصیفی-مقطعی با شرکت 149 زن دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در سال 1402 انجام شد. شرکت کنندگان به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. داده ها با پرسشنامه های مشخصات جمیعت شناختی، باورهای سقف شیشه ای اسمیت و موفقیت کارراهه شغلی گاتیکر و لاروود گردآوری و با نرم افزار SPSS نسخه 27 با روش های آمار توصیفی و استنباطی در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شد. یافته ها: میانگین نمره کل باورهای سقف شیشه ای در افراد مورد پژوهش 0/54±4/78 و در زیرمقیاس های تاب آوری 0/70±5/81، کناره گیری 1/18±4/67، پذیرش 1/00±4/41 و انکار 0/86±3/92 بود. میانگین نمره کل موفقیت کارراهه شغلی نیز 0/65±3/15 و در زیر مقیاس های موفقیت بین فردی 0/61±3/98، شغلی 0/73±3/26، سلسله مراتبی 1/00±2/57 و مالی 0/97±2/49 بود. باورهای انکار (p<0/001) و تاب آوری (p<0/001) با موفقیت کارراهه شغلی همبستگی آماری مثبت داشتند. بین باورهای پذیرش (p=0.899) و کناره گیری (p=0/358) با موفقیت کارراهه شغلی همبستگی آماری وجود نداشت. نتیجه گیری: مدیران مراکز درمانی می توانند با تقویت افکار خوش بینانه سقف شیشه ای (انکار و تاب آوری) موفقیت شغلی زنان دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی را به حداکثر برسانند که خود منجر به ایجاد احساس و نگرش مثبت نسبت به ترفیع مقام و به حداقل رساندن افکار بدبینانه (کناره گیری و پذیرش) برای غلبه بر موانع سقف شیشه ای و دستیابی به موفقیت شغلی خواهد شد.
۲۴۶۶.

معماری متاثر از قدرتِ سیاسی به مثابه نشان فرهنگ سیاسی در شهر اسلامی نمونه موردی: مصلی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۰
ساختمانهای شاخص شهری که توسط دولتها ساخته می شوند همچون منظر شهری و سبک های معماری، بازتابی از پروژه سیاسی یک حکومت و ایدئولوژی آن هستند. ارتباط مردم، سیاست و شهر از طریق این بناها شکل می گیرد و حکومت از طریق آن ها هویت، قدرت و اقتدار خویش را به زندگی عمومی و روزانه مردم القاء می کند. در کشور ایران نیز بواسطه انقلاب تغییرات سیاسی در ساختار قدرت حکومتی اتفاق افتاده از اینرو مطالعه معماری که بیانگر این تغییر از پادشاهی به جمهوری اسلامی است در شهر اسلامی تهران از ضروریات است. این پژوهش برآن است تا ارتباط منظر شهری (به عنوان نشان فرهنگی) با سیاست را مورد ارزیابی قرار داده و به تعریف نشان فرهنگ سیاسی دست یابد. نمونه موردی مطالعه شده در این تحقیق بنای مذهبی-سیاسی مصلی تهران است. دلیل انتخاب، کارکرد مذهبی سیاسی آن است که سبب شده شاخصه های معماری قدرت را داشته باشد. در نظام جمهوری اسلامی می توان گفت که مذهب، قویترین ابزار مشروعیت محسوب می شود. و مصلی به عنوان تریبون قدرت و محل بیان موضع حکومت مطرح است. روش تحقیق و ماهیت این تحقیق کیفی بوده و با مطالعه اسنادی و موردی انجام شده است. در نهایت، معیارهایی برای ارزیابی امرسیاسی بر اساس دیدگاه های کارل اشمیت معرفی شده و سپس شاخص های کیفی مرتبط با آن معیارها ارائه و میزان انطباق بنای مصلای تهران با شاخص ها سنجیده شده است. با توجه به رواج ارزش های دینی بعد از انقلاب اسلامی، نمی توان تطابق کاملی میان رویکردهای کلی نظام و مشخصات فرهنگی جامعه ایران با معماری و فرایند ساخت مصلی تهران یافت.
۲۴۶۷.

پیاده سازی سیستم بهایابی برمبنای فعالیت مبتنی بر منطق فازی (مورد مطالعه: شرکت تولیدی شرق صنعت نیشابور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
محاسبه دقیق بهای تمام شده محصولات، به ویژه در صنایع تولیدی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و ابزارهای سنتی حسابداری مدیریت در این زمینه با محدودیت هایی مواجه اند. هدف این پژوهش، پیاده سازی و مقایسه سه سیستم بهایابی شامل سیستم سنتی، سیستم بهایابی بر مبنای فعالیت (ABC) و سیستم بهایابی بر مبنای فعالیت مبتنی بر منطق فازی (Fuzzy ABC) در شرکت شرق صنعت نیشابور است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی با روش توصیفی–پیمایشی است. داده ها از طریق بررسی اسناد مالی، مصاحبه های ساختاریافته و تحلیل اسناد حسابداری شرکت در سال ۱۴۰۱ گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای Excel و MATLAB تحلیل شد. برای آزمون فرضیه ها از آزمون تفاوت میانگین و تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد بین سیستم سنتی و ABC تفاوت معناداری در تعیین بهای تمام شده وجود دارد، اما تفاوت معناداری بین سیستم سنتی و ABC فازی مشاهده نشد. همچنین، مقایسه ABC و Fuzzy ABC نیز حاکی از تفاوت معنادار بود. سیستم ABC در این مطالعه، دقیق ترین روش بهایابی در شرایط واقعی شرکت بوده است. در مقابل، استفاده از منطق فازی بدون انطباق با ساختار زمانی تولید، منجر به کاهش دقت اطلاعات شده و کارایی مدل را کاهش داده است. بنابراین، بکارگیری سیستم ABC به صورت مستقل و بومی سازی شده در صنایع مشابه توصیه می شود.
۲۴۶۸.

شناخت و فهم رهبری ذهن آگاه در سازمان های دولتی؛ تحلیل عوامل اثرگذار و پیامدها با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف : ذهن آگاهی برای رهبری می تواند توسعه رفتارهای مثبت سازمانی و سرمایه های روانشناختی همچون خوش بینی، امید، تاب آوری و خودکارآمدی را همراه داشته باشد، زیرا افراد ذهن آگاه بیشتر از اطلاعات خود آگاه و به تنظیم رفتار متناسب با ذات خود قادر هستند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر و پیامدهای رهبری ذهن آگاه در سازمان های دولتی انجام پذیرفت. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد:  پژوهش حاضر از لحاظ روش آمیخته و بر مبنای پژوهش های کیفی و کمی است و همچنین از نظر فلسفه پژوهش در زمره پژوهش های قیاسی-استقرایی قرار می گیرد. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده ها، اکتشافی است. در پژوهش حاضر مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و همچنین اساتید دانشگاه به عنوان نمونه انتخاب شدند. در خصوص چگونگی انتخاب جامعه آماری باید بیان کرد که با توجه به اینکه موضوع پژوهش، رهبری ذهن آگاه می باشد، باید از افرادی استفاده می شد که از حیث نظری و عملی با این مفهوم آشنایی داشته باشند و اشراف اطلاعاتی لازم در جهت پاسخگویی به سوالات مصاحبه و پرسشنامه را دارا باشند. به همین دلیل، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری 25 نفر از مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و همچنین اساتید دانشگاه، به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار انجام شد. لازم به توضیح است از آنجا که پژوهش حاضر یک پژوهش آمیخته با رویکرد اکتشافی است، ابتدا باید مطالعه کیفی و سپس مطالعه کمی انجام شود. در بخش کیفی، داده های کیفی که با استفاده از نظرات 25 نفر از خبرگان جمع آوری شدند، توسط نرم افزار مکس کیودی ای و روش تحلیل محتوا و کدگذاری تحلیل شدند. سپس در بخش کمی، با توجه به اینکه ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد، داده ها در قالب پرسشنامه مقایسه زوجی، در اختیار همان نمونه قبلی قرار گرفت و داده های به دست آمده، با استفاده از مراحل روش نقشه شناخت فازی تحلیل شدند. یافته های پژوهش: در این پژوهش، یافته ها در بخش کمی و کیفی قابل طرح است. یافته های بخش کیفی نشان دهنده عوامل موثر و پیامدهای مرتبط با ذهن آگاهی در مدیران سازمان های دولتی است. بر این اساس عوامل موثر بر ذهن آگاهی در مدیران سازمان های دولتی شامل استقبال از تغییرات، وجود روحیه انعطاف پذیری شناختی، استقلال و خودهدایتگری، بهره مندی از قدرت ریسک پذیری، داشتن توانایی تمرکز بر جزئیات، داشتن روحیه یادگیری و مشارکت، تعهد به ارزش ها و اصول اخلاقی، توانایی درک دقیق محیط و موقعیت ها، تلاش برای توسعه حرفه ای خود و توانایی کنترل و تنظیم احساسات می باشد. هم چنین پیامدها یا عوامل پسایندی ذهن آگاهی در مدیران سازمان های دولتی، کاهش خطاهای انسانی، شناسایی نقطه کور درونی، تقویت مهارت های ارتباطی ، بهبود فرآیند تصمیم گیری، همسو کردن کارکنان در راستای مأموریت سازمان، کاهش استرس و تنش های کاری، افزایش رضایت شغلی، تعادل بین پردازش درونی و بیرونی، کاهش نرخ گردش شغلی و ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت هستند. محدودیت ها و پیامدها : یکی از محدودیت های پژوهش حاضر بررسی مقطعی رهبری ذهن آگاه است. از همین رو پیشنهاد می شود تحقیقات بعدی با انتخاب سازمان مشخصی به مطالعه فرایند شکل گیری چنین رهبری در طی زمان بپردازند و تغییرات آن در طول زمان را بررسی کنند. از دیگر محدودیت های پژوهش می توان به جامعه آماری تحقیق اشاره داشت که مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و همچنین اساتید دانشگاه بودند و باید در تعمیم نتایج احتیاط کرد. پیامدهای عملی : با شناسایی عوامل موثر و پیامدهای شکل گیری رهبری ذهن آگاه و جهت دهی درست به آن می توان به اهداف سازمانی و افزایش بهره وری در سازمان ها رسید. ابتکار یا ارزش مقاله : وجه نوآوری پژوهش حاضر آن است که ذهن آگاهی مدیران سازمان های دولتی که پیش از این به عنوان یک خلأ نظری در این زمینه قلمداد می شد، تا حدودی مرتفع شد و تمایز اساسی که یافته های این پژوهش با نتایج پژوهش های گذشته دارد در این است که این پژوهش توانست با استفاده از رویکرد FCM، عوامل موثر و پیامدهای رهبری ذهن آگاه در سازمان های دولتی را شناسایی کند که این کار در پژوهش های گذشته صورت نگرفته است. نوع مقاله: مقاله پژوهشی
۲۴۶۹.

انتخاب تأمین کنندگان پایدار صنعت داروسازی با استفاده از رویکرد ترکیبی تصمیم گیری چندمعیاره و تحلیل پوششی داده ها در محیط فازی (مطالعه موردی: شرکت سبحان دارو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
مقدمه و اهداف: با توجه به رقابت پذیری بازار تولید، شرکت ها نگاه ویژه ای به مدیریت زنجیره تأمین برای بهبود رقابت پذیری خود دارند. امروزه صنایع به دلیل افزایش آگاهی مصرف کنندگان و تقاضاهای زیست محیطی از بازارهای جهانی بسیار متنوع، بیشتر بر پایداری زنجیره تأمین تمرکز می کنند. نقطه شروع دستیابی به پایداری در زنجیره تأمین انتخاب تأمین کنندگان بر اساس اصول پایداری است. در نتیجه انتخاب تأمین کننده پایدار که بخش کلیدی زنجیره های تأمین را تشکیل می دهد، جهت دستیابی به توسعه پایدار و کسب مزیت رقابتی به یک تصمیم استراتژیک حیاتی برای شرکت ها تبدیل شده است. هدف از این تحقیق،  شناسایی مهم ترین شاخص های پایداری و ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین صنعت داروسازی بر اساس عملکرد پایداری آن ها می باشد. روش ها: این پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی است و از نظر روش انجام دادن در گروه پژوهش های توصیفی-تحلیلی قرار می گیرد. در این مطالعه یک رویکرد ترکیبی جدید تصمیم گیری چندمعیاره فازی و تحلیل پوششی داده های فازی جهت انتخاب تأمین کنندگان مورد استفاده قرار گرفته است. کاربرد رویکرد پیشنهادی درشرکت سبحان دارو به عنوان مطالعه موردی انجام شده است. در ابتدا فهرستی از معیارها بر اساس مرور ادبیات پژوهش شناسایی و با استفاده از روش دلفی فازی غربالگری و نهایی شدند. سپس با استفاده از روش دیمتل فازی، تأثیرات متقابل و وابستگی های بین عوامل مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد برای تعیین میزان اهمیت ابعاد و معیارها از روش فرآیند تحلیل شبکه ای فازی استفاده گردید. در نهایت با استفاده از روش تحلیل پوششی داده های فازی میزان کارایی تأمین کنندگان تعیین گردید و تأمین کنندگان برتر شناسایی شدند. یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش، 33 شاخص شناسایی شده اولیه با استفاده از روش دلفی فازی غربالگری و در نهایت 15 شاخص در 4 بعد اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و خدمات توسط خبرگان تأیید شدند. نتایج روش دیمتل فازی نشان داد که شاخص تعهد به توسعه سیستم مدیریت زیست محیطی و انرژی، به عنوان اثرگذارترین و شاخص ابتکارات کنترل آلودگی و مدیریت ضایعات مؤثر، به عنوان اثرپذیرترین شاخص می باشد. هم چنین ابعاد اقتصادی و زیست محیطی بیشترین اثرگذاری را در سیستم دارند و ابعاد اجتماعی و خدمات از بیشترین اثرپذیری در سیستم برخوردار هستند. بر اساس نتایج روش  فرآیند تحلیل شبکه ای فازی، معیارهای کیفیت مواد اولیه و بسته بندی، تعهد به توسعه سیستم مدیریت زیست محیطی و انرژی و سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه سبز به عنوان مهم ترین معیارها در ارزیابی تأمین کنندگان شناسایی شدند. در میان ابعاد نیز ابعاد اقتصادی و زیست محیطی بیشترین اهمیت را به خود اختصاص دادند. بر اساس رتبه بندی نهایی مدل تحلیل پوششی داده های فازی، 15 تأمین کننده شرکت سبحان دارو بر اساس میزان کارایی رتبه بندی گردیدند که تأمین کنندگان ۱، ۶ و 2 به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند. نتیجه گیری : نتایج بیانگر آن است که مدیران و کارشناسان شرکت های داروسازی از جمله مدیران بخش تدارکات و خرید، باید هنگام ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان پایدار، به شاخص های اقتصادی و زیست محیطی توجه ویژه ای داشته باشند. هم چنین مدیران شرکت سبحان دارو می توانند جهت همکاری با تأمین کنندگان 1، 6 و 2 که عملکرد خوبی داشته اند، قراردادهای بلندمدت تنظیم کنند. این یافته ها نه تنها به شرکت های داروسازی در انتخاب بهترین تأمین کنندگان کمک می کند، بلکه به سایر صنایع نیز این امکان را می دهد که با استفاده از این مدل ترکیبی، فرآیند انتخاب تأمین کنندگان خود را بهبود بخشند.
۲۴۷۰.

بهینه یابی پرتفوی مبتنی بر پیش بینی در بورس اوراق بهادار تهران؛ رویکرد شبکه های عصبی NARX و LSTM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۵۰۲
هدف از مطالعه حاضر پیاده سازی بهینه یابی پرتفوی مبتنی بر پیش بینی در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از شبکه عصبی خودبازگشتی غیرخطی با متغیرهای برون زا (NARX) به عنوان رویکرد اصلی و شبکه عصبی حافظه کوتاه مدت طولانی (LSTM) به عنوان رویکرد رقیب و نیز مقایسه عملکرد آن با روش بهینه یابی پرتفوی میانگین-واریانس مارکوویتز است. بدین منظور ابتدا رتبه بندی و تشخیص سهام شرکت هایی که سرمایه گذاری روی آن ها به صرفه است با بهره گیری از مدل تک عامله شارپ صورت گرفته، سپس در راستای برآورد شاخص بازده مورد انتظار و ریسک پرتفوی از پیش بینی بازدهی سهام شرکت ها و واریانس خطاهای پیش بینی بر پایه رویکردهای مذکور استفاده شده و پس از آن بهینه یابی پرتفوی بر اساس روش کلی میانگین-واریانس مارکوویتز انجام شده است. شرکت های موجود در شاخص 50 شرکت فعال تر بورسی مربوط به پایان سال 1400 به عنوان یک نمونه از جامعه آماری در نظر گرفته شدند و برآوردها با استفاده از داده های روزانه مربوط به دوره زمانی 1/2/1399 تا 29/12/1400 انجام شد. نتایج نشان می دهد رویکرد شبکه عصبی NARX نسبت به رویکرد شبکه عصبی LSTM دقت بالاتری در پیش بینی بازدهی سهام شرکت ها دارد و در مرحله بهینه یابی نیز آن را مغلوب می کند. بهینه یابی پرتفوی مبتنی بر پیش بینی با استفاده از شبکه های عصبی NARX و LSTM در مقایسه با بهینه یابی پرتفوی میانگین-واریانس مارکوویتز ریسک کمتر و حداکثر نرخ شارپ بالاتری را برای سرمایه گذاران فراهم می آورد.
۲۴۷۱.

ارائۀ شبکۀ مضامین چالش های تأمین مالی ازطریق صندوق سرمایه گذاری پروژه و راهکارهای رفع آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
ابزارهای تأمین مالی پروژه های زیرساختی موجود در بازار سرمایه اعم از ابزارهای تأمین مالی بدهی، سرمایه ای و تأسیس صندوق، نقش مؤثری در توسعه روش های تأمین مالی پروژه، بهره برداری به موقع از آن و به سرانجام رسیدن پروژه های نیمه تمام دارد. صندوق سرمایه گذاری پروژه یکی از روش های نوین تأمین مالی پروژه در بازار سرمایه محسوب می شود که در دهه اخیر تنها یک بار استفاده شده و اقبال مناسبی از این ابزار تأمین مالی صورت نپذیرفته است؛ بنابراین، هدف از انجام این پژوهش، آسیب شناسی مدل فعلی تأمین مالی ازطریق صندوق پروژه و ارائه راهکارهای اصلاحی برای آن است. این پژوهش دارای رویکرد کیفی است. از منظر هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از منظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی پیمایشی محسوب می شود. در این پژوهش ابتدا با روش اسنادی (مطالعه کتب، مقالات، یادداشت ها و غیره) و مصاحبه با خبرگان، تمامی چالش های ناظر بر فرایند تأمین مالی ازطریق تأسیس صندوق پروژه استخراج، سپس با روش تحلیل مضمون، ذیل سه مضمون سازمان دهنده چالش های فرایندی و ساختاری، چالش های محیطی و چالش های قانونی و مقرراتی طبقه بندی شدند؛ درنهایت با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تأکید بر تجارب بین المللی، راهکارهای متناظر با هریک از چالش ها تبیین شد. از جمله این راهکارها می توان به تسهیلگری قوانین و مقررات، اصلاح اساسنامه صندوق پروژه، تجدیدنظر درخصوص حاکمیت شرکتی، حذف برخی ارکان و بازنگری در شرح وظایف ارکان اشاره کرد.  
۲۴۷۲.

طراحی مدل عوامل بنیادین ناهمسانی اطلاعاتی در بستر نظریه نمایندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۳
هدف: این پژوهش، ارائه ی مدلی جامع و کل نگر برای شناسایی و تحلیل عوامل بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با رویکرد تلفیقی کمّی–کیفی در چارچوب نظریه نمایندگی است. نابرابری اطلاعات میان مدیران و سهامداران، تحت تأثیر ساختار مالکیت، انگیزه های فردی و فضای نهادی وفرهنگی، می تواند موجب افزایش هزینه های نمایندگی و کاهش شفافیت شود. این مطالعه با تلفیق منسجم یافته های پیشین، تصویری کل نگر از ریشه های این پدیده ارائه می دهد. روش: این پژوهش کاربردی با رویکرد تلفیقی کمی- کیفی و روش پیمایشی انجام شد؛ ابتدا بر مبنای چارچوب نظریه نمایندگی و اطلاعات نامتقارن، با مرور نظام مند ادبیات و تحلیل محتوای ساختاریافته متون و مقررات گزارشگری مالی، و نیز با انجام مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان حسابداری و گزارشگری مالی، متغیرهای بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی شناسایی و پرسشنامه ای بر مبنای آن ها تدوین و پس از تأیید روایی صوری و محتوایی توسط جمعی از اساتید و کارشناسان، آماده شد. جامعه آماری تحقیق شامل اعضای هیئت علمی و اساتید اقتصاد، مدیریت مالی ،حسابداری و آمار دانشگاه های تهران ، کارشناسان بورس اوراق بهادار و نهادهای مالی و حسابرسی مستقر در استان تهران و مدیران مالی و حسابداری شرکت های بورس اوراق بهادار تهران بودند که روش نمونه گیری گروهی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مجموع تعداد 168 نفر به پرسشنامه ها به صورت کامل پاسخ دادند که در تحلیل داده های پژوهشی مورد استفاده قرار گرفت داده های جمع آوری شده ابتدا از طریق شاخص های توصیفی و استنباطی و ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش ویژگی های اولیه و قابلیت اعتماد داده ها ارزیابی شد و سپس با تحلیل عاملی اکتشافی، متغیرها به عوامل محدود و بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی تقلیل یافتند. این فرایند تحلیلی، بستری مستحکم و منسجم برای طراحی مدل نهایی عوامل بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی فراهم آورد. یافته ها: در مدل ارائه شده 4 عامل که 90.306 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند و 40 متغیر با تعیین بارعاملی بصورت رتبه بندی شده بعنوان عوامل موثر بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های بورسی شناسایی شد. عوامل سازمانی و ساختاری با مجموع بارعاملی 7.49 و تبیین 28.14 درصد از تبیین واریانس، عوامل قانونی و حقوقی با مجموع بارعاملی7.37و تبیین22.746درصد از واریانس کل، عوامل اقتصادی،مالی و ساختار بازار با مجموع بارعاملی7.05و تبیین20.38 درصد از واریانس کل، عوامل مدیریتی با مجموع بارعاملی62.6و تبیین19.04درصد ار واریانس کل، به ترتیب مهمترین عوامل موثر بر عدم تقارن داخلی در شرکت های بورسی تعیین شدند. این چهار عامل 306/90 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که برای کاهش معنادار سطح عدم تقارن اطلاعاتی، تنها تمرکز بر ابزارهای سنتی نظیر بهبود گزارشگری مالی کافی نیست. بلکه ضروری است سیاست گذاران و مدیران شرکت ها، مجموعه ای هماهنگ از اقدامات در حوزه های متنوعی همچون تقویت کنترل های داخلی، بهبود ساختار هیئت مدیره، ارتقاء شفافیت قوانین افشا، بهبود شرایط رقابتی بازار، اصلاح نظام پاداش و ترویج فرهنگ شفافیت را در دستور کار قرار دهند. نتایج این پژوهش می تواند برای سازمان بورس و اوراق بهادار، نهادهای ناظر مالی، حسابرسان مستقل، و همچنین مدیران ارشد شرکت ها به عنوان نقشه ای جامع از عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی ایفای نقش کند و مبنایی برای تدوین سیاست ها و مداخلات اثربخش در جهت بهبود محیط اطلاعاتی بازار سرمایه فراهم آورد. همچنین، پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با بهره گیری از رویکردهای مقایسه ای و مدل سازی ساختاری، روابط علّی میان عوامل شناسایی شده را بررسی کنند تا بستر سیاست گذاری مبتنی بر شواهد علمی بیش از پیش تقویت شود.
۲۴۷۳.

تحلیل محتوای مقایسه ای کتاب های علوم اجتماعی دوره ابتدایی ایران و مصر در سال تحصیلی 1403-1402 بر اساس مؤلفه گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۲۳
با توجه به اهمیت آمورش گردشگری هدف این پژوهش، مقایسه محتوای گردشگری در کتاب های مطالعات اجتماعی ابتدایی ایران و مصر است. این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفت. جامعه و نمونه آماری پژوهش محتوای کلیه کتاب های درسی اجتماعی مقاطع ابتدایی دو کشور ایران و مصر بود.. نتایج نشان داد که در کتاب های درسی ایران بر خلاف مصر فصل و درسی به گردشگری اختصاص داده نشده و محتوای زیادی در مورد گردشگری در کتاب های درسی علوم اجتماعی مصر آورده شده است که در کتاب های درسی علوم اجتماعی ایران ارائه نشده است. همچنین تحلیلها نشان داد که محتوای کتاب های ایران غالبا بر مقوله گردش و سفر رفتن تأکید می کند؛ اما هدف محتوای کتاب های مصر، جذب و کسب درآمد از طریق گردشگران خارجی است. نتایج این پژوهش می تواند به برنامه ریزان درسی کمک نماید تا از طریق اصلاح کتاب های درسی زمینه رشد و توسعه گردشگری فراهم شود.
۲۴۷۴.

شناسایی و مدل سازی مؤلفه های اقتصاد چرخشی با رویکرد تعالی سازمانی EFQM2020 در صنعت لبنیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
محدودیت منابع طبیعی کره زمین، صنایع مختلف ازجمله صنعت لبنیات را با چالش های فزاینده ای در زمینه بهره برداری پایدار و کارآمد از منابع مواجه ساخته است. مصرف بالای آب، انرژی، مواد خام و همچنین تولید قابل توجه پسماند و ضایعات، به ویژه ضایعات آلی در این صنعت، آن را در معرض فشارهای محیط زیستی قرار داده است. به منظور بهبود عملکرد سازمان ها، رویکردهای نوینی برای استفاده بهینه از منابع معرفی شده اند که یکی از مهم ترین آن ها مفهوم اقتصاد چرخشی است. در سال های اخیر، پژوهشگران تلاش کرده اند این مفهوم را با دیگر مفاهیم مدیریتی تلفیق کنند تا چارچوبی اثربخش برای بهبود عملکرد سازمان ها ایجاد کنند. در همین راستا، پژوهش حاضر تلاش دارد تا مفاهیم اقتصاد چرخشی را از منظر مدل تعالی EFQM 2020 در صنعت لبنیات شناسایی و مدل سازی کند. به همین منظور ابتدا شاخص های کلیدی اقتصاد چرخشی با استفاده از مرور نظام مند ادبیات و مصاحبه با خبرگان شناسایی شده و سپس این شاخص ها با کمک پنل خبرگان در چارچوب EFQM طبقه بندی شده اند. درنهایت، برای ارزیابی صحت مدل طراحی شده، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده برازش مناسب مدل و معنادار بودن روابط میان مؤلفه ها هستند. یافته های این تحقیق می توانند به عنوان الگویی برای استقرار رویکرد تعالی در صنعت لبنیات بر پایه اقتصاد چرخشی مورداستفاده قرار گیرند و در تدوین سیاست های ملی و صنعتی نقش مؤثری ایفا کنند.
۲۴۷۵.

نقش سبک رهبری در تحول دیجیتال با نقش میانجی فرهنگ و ساختار سازمانی (مورد مطالعه: شرکت های حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری دیجیتال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه و هدف: تحول دیجیتال به عنوان یک ضرورت راهبردی، مستلزم رهبری اثربخش و ایجاد بسترهای سازمانی مناسب است. این پژوهش با هدف بررسی نقش سبک رهبری در تحول دیجیتال با در نظر گرفتن نقش میانجی فرهنگ و ساختار سازمانی در شرکت های پیشروی حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری دیجیتال انجام شده است. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-همبستگی است که با روش مدل سازی معادلات ساختاری ( SEM ) انجام شد. جامعه آماری پژوهش را مدیران ارشد شرکت های فعال در حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری دیجیتال تشکیل دادند که از میان آنان، ۱۲۱ نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و با پرسشنامه های استاندارد مورد سنجش قرار گرفتند. پایایی و روایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی بررسی و تأیید شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان دهنده روابط معنادار بین متغیرهای پژوهش است. سبک رهبری دارای تأثیر مستقیم و قوی بر هر دو متغیر میانجی، یعنی ساختار سازمانی (با ضریب مسیر ۷۱۹/۰) و فرهنگ سازمانی (با ضریب مسیر ۷۲۷/۰) است. همچنین، این متغیر تأثیر مستقیم و مثبت قابل توجهی (با ضریب مسیر ۲۳۰/۰) بر تحول دیجیتال دارد. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی نیز به طور مستقیم تأثیر مثبت و معناداری بر تحول دیجیتال نشان می دهد. تحلیل مسیرهای غیرمستقیم حاکی از آن است که ساختار و فرهنگ سازمانی نقش میانجی جزئی را در رابطه بین سبک رهبری و تحول دیجیتال ایفا می کنند؛ به این معنا که بخشی از اثر سبک رهبری بر تحول دیجیتال از طریق شکل دهی به این بسترهای سازمانی منتقل می شود. نتیجه گیری: موفقیت در تحول دیجیتال تنها با اتکا به فناوری حاصل نمی شود، بلکه نیازمند رهبرانی است که با سبک مناسب، زمینه ساز ایجاد فرهنگ یادگیری و نوآوری و طراحی ساختارهای چابک و منعطف باشند. این پژوهش نشان می دهد که سبک رهبری می تواند هم به صورت مستقیم و هم از طریق ایجاد بسترهای سازمانی مساعد (فرهنگ و ساختار)، تحول دیجیتال را پیش ببرد. بر این اساس، توسعه شایستگی های رهبری تحول آفرین، نهادینه سازی فرهنگ دیجیتال و بازطراحی ساختارها به سمت الگوهای شبکه ای و غیرمتمرکز به عنوان راهکارهای کلیدی برای تسریع نوآوری و بلوغ دیجیتال در سازمان های مورد مطالعه پیشنهاد می شود.
۲۴۷۶.

تحلیل فراترکیب خط مشی های سرمایه انسانی و تأثیر آن بر بهبود عملکرد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: با توجه به نقش تعیین کننده خط مشی های سرمایه انسانی در دستیابی به اهداف راهبردی و ارتقای عملکرد، پراکندگی مفهومی و تنوع شاخص های ارائه شده در مطالعات پیشین، نیازمند یکپارچه سازی و بازتفسیر شواهد است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فراترکیب خط مشی های سرمایه انسانی و صورت بندی ابعاد و شاخص های آن در ارتباط با بهبود عملکرد سازمانی است. روش شناسی: پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر روش فراترکیب (فرآیند هفت مرحله ای ساندلوفسکی و باروسو) انجام شد. پس از جستجوی نظام مند، 457 منبع شناسایی گردید و در فرایند غربالگری عنوان، چکیده و متن کامل، در نهایت 29 مطالعه برای تحلیل نهایی انتخاب شد. داده ها با کدگذاری و تلفیق مفاهیم هم پوشان تحلیل گردید. یافته ها: خروجی فراترکیب به استخراج و دسته بندی مؤلفه های خط مشی سرمایه انسانی در قالب 7 مقوله اصلی انجامید: خط مشی جبران خدمات، خط مشی ارزیابی عملکرد، برنامه های آموزش و بهسازی، سیاست توسعه مسیر شغلی، مدیریت مشارکتی، خلاقیت و نوآوری، و استقلال کاری. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، چارچوب تلفیقی ارائه شده می تواند مبنایی برای طراحی و استقرار منسجم خط مشی های سرمایه انسانی قرار گیرد و به عنوان الگوی مفهومی پژوهش، راهنمایی عملی برای هم راستاسازی سیاست های منابع انسانی با هدف ارتقای عملکرد سازمانی فراهم آورد.
۲۴۷۷.

Extended Producer Responsibility in the Apparel Industry: An Agent-Based Simulation Incorporating Physical and Emotional Product Durability(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
Objective : This study examines the impacts of Extended Producer Responsibility (EPR) on product life extension and market dynamics. It investigates the relationship between the physical and emotional durability of products in the apparel supply chain, highlighting the importance of the secondary market in prolonging product life and value. By understanding the connections among producers, consumers, and the secondhand market, the study aims to develop a practical approach that helps planners derive optimal synergistic solutions, considering the needs of consumers, ecological considerations, and the economic factors within the apparel market. Methods : The interactions among consumers, producers, and the government are demonstrated through agent-based simulations across five scenarios. The market includes various groups of consumers to represent its heterogeneous nature. The simulation, conducted in NetLogo, models the behavior of both producers and buyers in the context of government intervention. Results : Simulation results indicate that EPR policies, combined with government interventions such as incentives, penalties, and regulations, can effectively promote the management of products at the end of their life cycle. In scenarios that utilized incentives, producers were more likely to buy and sell secondhand products, reducing the production of new items and increasing recycling rates. These results underscore the critical importance of collaboration among the government, the public, and producers to implement EPR policies successfully. Conclusion : Effective implementation of EPR policies requires government market intervention calibration. When the government applies a reward-and-penalty system to enforce EPR, product waste is reduced, and producer profitability surpasses other scenarios.
۲۴۷۸.

منبع کنترل درونی حسابرسان و تعهد حرفه ای: آیا بهزیستی روان شناختی مهم است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف: همواره تعهد حرفه ای حسابرسان، یکی از عوامل بسیار مهم در معرفی جایگاه مهم حسابرسی در جامعه و نیز اعتلا و رشد و توسعه حرفه حسابرسی بوده است. امروزه با توجه به رسوایی های مالی متعددی که در سراسر دنیا رخ می دهد، تعهد حرفه ای حسابرسان بیش از قبل اهمیت پیدا می کند. یکی از مواردی که می تواند بر تعهد حرفه ای حسابرسان اثرگذار باشد، ویژگی های فردی آن ها، مانند منبع کنترل درونی است. همچنین نقش مهم مسائل روان شناختی نیز در این موضوع مهم، مؤثر است که یکی از آن ها، بهزیستی روان شناختی است. هدف این پژوهش، بررسی نقش میانجی بهزیستی روان شناختی حسابرسان در ارتباط میان منبع کنترل درونی و تعهد حرفه ای آن هاست. روش: این پژوهش از حیث ماهیت، جزء پژوهش های کاربردی و از دیدگاه روش، توصیفی پیمایشی است و با توجه به اینکه در محیط واقعی، یعنی سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی انجام شده است، از نوع پژوهش های میدانی به شمار می آید. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از مدل های رگرسیون چندگانه و برای بررسی نقش متغیر میانجی (بهزیستی روان شناختی) از آزمون سوبل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی و شاغل انفرادی هستند. مطابق با اطلاعات درج شده در سایت جامعه حسابداران رسمی ایران، تعداد جامعه آماری ۱۹۸۴ نفر بوده است. جمع آوری داده ها با استفاده از ابزار پرسش نامه انجام گرفت که در نهایت ۲۴۷ پرسش نامه جمع آوری شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که منبع کنترل درونی حسابرسان بر تعهد حرفه ای آن ها تأثیر مثبت و معناداری دارد. علاوه براین، بهزیستی روان شناختی به عنوان یک متغیر میانجی، ارتباط مثبت بین منبع کنترل درونی حسابرسان و تعهد حرفه ای آن ها را تقویت می کند. به عبارت دیگر، نتایج پژوهش نشان داد که علاوه بر تأثیر مستقیمی که منبع کنترل درونی بر تعهد حرفه ای حسابرسان دارد، از طریق بهزیستی روان شناختی نیز بر تعهد حرفه ای تأثیر غیرمستقیمی می گذارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از تأثیر مثبت منبع کنترل درونی بر تعهد حرفه ای حسابرسان است. همچنین نقش مثبت بهزیستی روان شناختی، در تقویت این رابطه تأیید شد. این نتایج نشان می دهد که حسابرسان دارای منبع کنترل درونی، از درجه بالاتری از بهزیستی روان شناختی برخوردارند و این حس خوشایند درونی، به افزایش تعهد حرفه ای آن ها منجر می شود. نتایج پژوهش بر اهمیت توجه به مسائل روان شناختی و تفاوت های فردی در زمان استخدام حسابرسان یا اعطای پروانه به حسابداران رسمی تأکید دارد. متقاضیان کار در حرفه حسابرسی، در بدو استخدام باید از نظر ویژگی های فردی و روان شناختی، به طور دقیق ارزیابی شوند. این ارزیابی در زمان استخدام، می تواند ضمن کمک کردن به تعهد حرفه ای و رشد و پیشرفت حرفه حسابرسی، از بروز مشکلات احتمالی آتی جلوگیری کند. با توجه به اینکه تعهد حرفه ای حسابرسان، از چالش های مهم حرفه حسابرسی است، نتایج چنین پژوهش هایی می تواند توسط سیاست گذاران و همچنین مجریان حسابرسی صورت های مالی در کشور، یعنی سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی استفاده شود.
۲۴۷۹.

مدل هم افزایی سرمایه اجتماعی و یادگیری سازمانی با روش تحلیل مضمون (شرکت ملی نفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۹۴
در دنیای پویای امروز، سازمان ها برای بقاء و رشد پایدار نیازمند بهره گیری از منابع و ظرفیت های درونی و بیرونی خود هستند. یکی از مهم ترین منابع درونی که تأثیر قابل توجهی بر عملکرد و اثربخشی سازمان ها دارد، سرمایه اجتماعی است. از سوی دیگر، یادگیری سازمانی به عنوان فرایندی مستمر و پویاست که در آن سازمان ها از تجربیات گذشته خود و دیگران برای بهبود عملکرد بهره می برند و این به سازمان ها کمک می کند تا با چالش ها و تغییرات محیطی سازگار شوند. هدف، ارائه مدل هم افزایی سرمایه اجتماعی و یادگیری سازمانی در شرکت ملی نفت ایران است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و از نظر هدف جزء پژوهش های کاربردی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. خبرگان شامل: اساتید هیئت علمی و همچنین مدیران ارشد بودند. مصاحبه شوندگان، 15 نفر که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به سطح اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای اطمینان از روایی و پایایی، یافته ها به تأیید مصاحبه شوندگان رسید. به منظور تحلیل داده ها نیز از روش براون و کلارک با نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیودآ انجام شد. یافته های حاصل از تحلیل مصاحبه شامل 1 مضمون فراگیر، 5 مضمون سازمان یافته و 10 مضمون پایه و 73 کد اولیه شناسایی شدند. نتایج این پژوهش می تواند به مدیران و سیاست گذاران شرکت ملی نفت ایران درجهت ارتقای عملکرد سازمان و ایجاد یک محیط یادگیرنده کمک کند.
۲۴۸۰.

رابطه ریسک مالی با کیفیت حسابرسی با تأکید بر نقش ریسک تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۱
در این پژوهش از بازار های مالی طراحی شده در اقتصاد آزمایشگاهی جهت بررسی اثر ریسک تجاری و ریسک مالی بر انتخاب حسابرس، استفاده شده است. دلیل انتخاب این دو عامل این است که هم ریسک تجاری و هم مالی، ممکن است هر واحد تجاری را درگیر نمایند و یک مسئله فراگیر هستند و همچنین دلیل بررسی اثر آن ها بر روی مدیران واحد های تجاری این است که آنان نقش بسیار مهمی در انتخاب حسابرس مستقل دارند و این در حالی است که اطلاعات کمی در رابطه با ترجیحات حسابرسی مدیران در دسترس است. روش پژوهشی مورد استفاده، روش آزمایشگاهی است و نمونه ای متشکل از 150 نفر از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه های سراسری سطح شهر تهران در سال 1400 شمسی جهت آزمون فرضیه ها، مورد بررسی قرار گرفته اند. پیش بینی می شود که ریسک تجاری، ریسک مالی و شرایط تعاملی آن ها سبب کاهش کیفیت حسابرسی مورد تقاضای مدیریت و افزایش گزارشگری متقلبانه گردد. نتایج به جز یک مورد با پیش بینی پژوهش مطابقت دارد؛ افزایش ریسک تجاری و وجود ریسک مالی، هر کدام به تنهایی، موجب کاهش کیفیت حسابرسی مورد تقاضا می شود؛ اما شرایط تعاملی آن ها اثر معنا داری بر کیفیت حسابرسی ندارد و همچنین هر دو عامل موجب افزایش گزارشگری متقلبانه می گردند. در نهایت نیز اثر کیفیت حسابرسی بر سرمایه گذاران بررسی گردید و نشان داده شد که کاهش کیفیت حسابرسی در واحد تجاری می تواند سرمایه گذاران را با ضرر و زیان، همراه کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان