فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۸۱ تا ۱٬۶۰۰ مورد از کل ۵۷٬۴۳۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین پایداری شرکتی و عملکرد شرکت با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده دوره تصدی و تحصیلات مدیرعامل می پردازد. روش: این پژوهش از نوع همبستگی-علی بوده و داده های ترکیبی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ را با استفاده از مدل های رگرسیونی ترکیبی تحلیل می کند. انتخاب مدل مناسب با استفاده از آزمون های F لیمر و هاسمن انجام شده است. یافته ها: نتایج نشان دهنده وجود رابطه معنادار بین پایداری شرکتی و عملکرد شرکت است. همچنین دوره تصدی مدیرعامل به صورت معنادار این رابطه را تعدیل می کند، به این معنا که مدت زمان تصدی مدیرعامل بر تأثیر پایداری شرکتی بر عملکرد اثرگذار است. در مقابل، تحصیلات مدیرعامل تأثیر معناداری در این رابطه ندارد. نتیجه گیری: یافته ها اهمیت ویژگی های مدیریتی، به ویژه دوره تصدی مدیرعامل، را در تصمیم گیری های استراتژیک و تحلیل های مالی شرکت ها نشان می دهد و می تواند راهنمای مفیدی برای مدیران و سرمایه گذاران باشد.
رابطه بین کم سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری در مسئولیت پذیری اجتماعی با کیفیت سود با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر رابطه بین کم سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری در مسئولیت پذیری اجتماعی با کیفیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع روش تحقیق، توصیفی و همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1400 – 1396 است. به منظور انتخاب نمونه آماری، از روش حذف هدفمند استفاده شده که پس از اعمال معیارهای مربوطه، تعداد 172 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر به منظور آزمون فرضیه پژوهش از تحلیل رگرسیونی استفاده شده است نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق R و SPSS است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود، رابطه مستقیم (معکوس) و معناداری وجود دارد. همچنین کیفیت حسابرسی، رابطه ی بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود را تقویت می کند.نتایج حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود، رابطه مستقیم (معکوس) و معناداری وجود دارد. همچنین کیفیت حسابرسی، رابطه ی بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود را تقویت می کند.
نقش ارزش ویژه برند و ارزش منصفانه در ارتباط بین بازاریابی رسانه های اجتماعی و وفاداری به برند
منبع:
پژوهش های کاربردی مدیریت بازار سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
80 - 88
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، نقش ارزش ویژه برند و ارزش منصفانه به عنوان متغیرهای میانجی در تأثیر فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی بر وفاداری مشتریان به برند بررسی شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مشتریان برند ایکس ویژن در اینستاگرام بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس جدول مورگان، نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد بوده که روایی آن از طریق روایی محتوایی و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزارهای SPSS و SmartPLS انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی از طریق ارزش ویژه برند و ارزش منصفانه، تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان به برند دارد (β = 0.48, p < 0.001). همچنین، ارزش منصفانه تأثیر بیشتری نسبت به ارزش ویژه برند در افزایش وفاداری مشتریان داشته است. این یافته ها می تواند راهنمایی برای مدیران بازاریابی در جهت تدوین استراتژی های مؤثر برای افزایش وفاداری مشتریان باشد.
بررسی عملکرد صادرات و شناسایی عوامل کلیدی تعیین عملکرد صادراتی بخش تجهیزات پزشکی در حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
235 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله با هدف بررسی عملکرد صادرات تجهیزات پزشکی به کشورهای حوزه خلیج فارس و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت این صادرات انجام شده است. صنعت تجهیزات پزشکی با توجه به نقش آن در ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی و رشد سریع بازار جهانی آن، به ویژه در کشورهای خلیج فارس، مورد توجه ویژه قرار گرفته است. روش: تحقیق حاضر از روش های ترکیبی کمی-کیفی بهره گرفته و داده ها از طریق پرسشنامه ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و منابع ثانویه جمع آوری شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل صادرکنندگان و واردکنندگان تجهیزات پزشکی، مقامات دولتی، و متخصصان صنعت در کشورهای خلیج فارس است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که صادرات تجهیزات پزشکی به منطقه خلیج فارس، به ویژه به عربستان سعودی و امارات متحده عربی، روند رو به رشدی دارد. عوامل اقتصادی همچون نرخ ارز و هزینه های تولید، و عوامل غیر اقتصادی نظیر قوانین و مقررات بهداشتی و حساسیت های فرهنگی، نقش تعیین کننده ای در موفقیت صادرات دارند. نقاط قوت شامل زیرساخت های بهداشتی توسعه یافته و افزایش تقاضا برای تجهیزات پزشکی پیشرفته است، در حالی که تهدیدها عمدتاً به رقابت شدید و تغییرات در مقررات مربوط می شود.نتیجه گیری: این مقاله با ارائه یک دیدگاه جامع از چالش ها و فرصت های موجود در بازار خلیج فارس، به تولیدکنندگان و صادرکنندگان کمک می کند تا استراتژی های بهینه تری برای توسعه و بهبود عملکرد صادراتی خود اتخاذ کنند. همچنین، تحلیل رگرسیون نشان می دهد که مدیریت بهینه هزینه ها، نرخ ارز، قوانین تجاری و بهبود کیفیت محصولات می تواند عملکرد صادراتی را در این منطقه بهبود بخشد.
ارزیابی شاخص های تاثیرگذار برکشاورزی شهری با رویکرد راه حل های مبتنی بر طبیعت جهت مقابله با چالش های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
87 - 108
حوزههای تخصصی:
شهرها در سراسر جهان با چندین چالش جدی از جمله رشد شهرنشینی، کاهش منابع، تغییرات آب و هوا و تخریب اکوسیستم ها روبرو هستند. جهت رویارویی با این مسائل، یک رویکرد کل نگر برای تبدیل شهرهای ما به سیستم های پایدار مورد نیاز است. رشد مواد غذایی در مناطق شهری می تواند بسیاری از مشکلات اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی را ساماندهی کند. در مطالعات اخیر یکی از راه حل های موجود برای مقابله با چالش های شهری، اجرای سیستم های کشاورزی شهری شناخته شده است. این مطالعات کشاورزی شهری را با رویکردهای زیرساخت سبز و خدمات اکوسیستمی بررسی نموده اند. تمایز پژوهش حاضر رویکرد راه حل های مبتنی بر طبیعت و در نظر گرفتن شاخص های مشترک میان این رویکرد و کشاورزی شهری است. کشاورزی شهری به عنوان شاخه ای از زیرساخت های سبز و با رویکرد مبتنی بر طبیعت به سازماندهی چالش های شهری اعم از امنیت غذایی، تاب آوری و انسجام اجتماعی، عدالت اجتماعی، تنوع زیستی، ارائه خدمات اکوسیستمی و مواردی از این قبیل می پردازد. لذا هدف پژوهش حاضر ارزیابی میزان تاثیرگذاری شاخص های کشاورزی شهری به عنوان راه حل مبتنی بر طبیعت در مواجهه با چالش های شهری می باشد که از طریق ارزیابی و رتبه بندی شاخص های تاثیرگذار بر کشاورزی شهری توسط روش دلفی و آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS صورت می گیرد. از میان متغیرهای بررسی شده در این پژوهش، متغیرهای آموزش، امنیت غذایی و تنوع زیستی و نیز زیبایی شناختی به ترتیب به عنوان تاثیرگذارترین متغیرها شناسایی شدند. بنابراین کشاورزی شهری به عنوان راه حلی انعطاف پذیر و مقرون به صرفه قلمداد می-گردد که طیف وسیعی از چالش های شهری را پوشش می دهد و نیز مزایای گسترده ای در جهت رفاه ساکنین و گردشگران ایجاد می کند.
Validation of the Structural Model of Open Data Governance in Line with the Health of the Administrative System in E-government(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۰, Winter & Spring ۲۰۲۵
110 - 131
حوزههای تخصصی:
Purpose: The current research was conducted with the aim of validating the structural model of open data governance in line with the health of the administrative system in e-government in government organizations.
Method: This research, with a practical purpose, was based on a descriptive survey implementation method. The statistical population of the research included the managers of the country's tax affairs organization and several university professors, all of whom (18 person) were selected as a statistical sample. The data collection tool in this research was a researcher-made questionnaire, and confirmatory factor analysis, structural equation modeling, and Smart PLS software were used for data analysis.
Findings: The results of the research show that the structural model of open data governance in the direction of administrative health in e-government at governmental organizations includes six components: platforms (with the dimensions of intra-organizational platforms and external platforms), strategies (with the dimensions of common strategies—internal and external—, intra-organizational strategies, and extra-organizational strategies), intervening conditions (with common dimensions—internal and external), causal category (with dimensions of internal-external organizational factors, individual and social factors), central category, and consequences (with common dimensions—internal and external).
Conclusion: Intra-organizational and extra-organizational platforms have a positive and significant effect on common strategies. The strategies of this research have a positive and significant effect on the results. The impact of intervening conditions on the central category is positive and significant. The effect of the causal category of this research, including individual factors and social factors, on the central category, is negative and significant because the regression coefficient has become negative. The impact of the central category on strategies has become negative, but this impact is not significant.
آسیب شناسی فرآیند تعدیل نیروی انسانی در پالایشگاه های کشور و ارائه فرآیند مناسب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
291 - 306
حوزههای تخصصی:
امروزه تعدیل نیروی انسانی به عنوان یکی از راهکارهای راهبردی برای کاهش هزینه ها و ارتقای کارایی سازمانی مورد توجه قرار گرفته است. در صنعت نفت و به ویژه در پالایشگاه های کشور، این رویکرد با پیچیدگی هایی چندوجهی روبه روست که نه تنها پیامدهای اقتصادی، بلکه آثار روان شناختی، اجتماعی و ساختاری مهمی بر کارکنان و سازمان دارد. پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری جامع از عوامل مؤثر بر تعدیل نیرو، الزامات اجرایی و پیامدهای آن در پالایشگاه های ایران انجام شده است. ابتدا، با مرور ادبیات نظری و مستندات میدانی، ابعاد و مولفه های کلیدی کوچک سازی و تعدیل نیرو شناسایی گردید. سپس، رویکردی ترکیبی برای گردآوری داده ها (مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان صنعتی) مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد عواملی همچون فشارهای اقتصادی، ساختارهای اداری ناکارآمد، عدم شفافیت در اطلاع رسانی و نداشتن حمایت های روان شناختی و مالی، نقش بسزایی در تشدید پیامدهای منفی تعدیل دارد. همچنین، ارائه فرایندی سامانمند برای اجرای تعدیل شامل تحلیل نیازمندی های سازمانی، برنامه ریزی دقیق، ارتباطات صادقانه با کارکنان و ارزیابی منظم عملکرد می تواند پیامدهای ناگوار این اقدام را کاهش دهد و بهره وری سازمانی را افزایش دهد. در پایان، براساس نتایج تحقیق، مدلی عملیاتی برای فرآیند تعدیل نیرو با تأکید بر ابعاد انسانی، مدیریتی و قانونی ارائه شده است که به پالایشگاه ها و سایر سازمان های دولتی در اتخاذ تصمیم های کارآمد و کاهش اثرات روانی-اجتماعی تعدیل یاری می رساند.
تأثیر عوامل سازمانی بر بهبود ارزش ویژه برند با میانجی گری ارزش ادراک شده خدمات؛ مورد مطالعه: کارکنان فروشگاه های زنجیره ای رفاه در شهر تهران
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تأثیر عوامل سازمانی بر بهبود ارزش ویژه برند با میانجیگری ارزش ادراک شده خدمات. در بین کارکنان فروشگاه های زنجیره ای رفاه در شهر تهران بوده است. روش اجرای پژوهش حاضر توصیفی - پیمایشی با استفاده از ابزار پرسش نامه است. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان فروشگاه های زنجیره ای رفاه در شهر تهران هستند. در پژوهش حاضر حجم جامعه آماری محدود است. باتوجه به اینکه تعداد پرسنل طبق گزارش واحد منابع انسانی 1900 می باشند حجم نمونه طبق جدول مورگان تعداد 320 نفر تعیین شد. باتوجه به اینکه احتمال عدم بازگشت برخی از پرسش نامه توزیع شده وجود دارد، حدود 20 درصد بیشتر پرسش نامه میان جامعه آماری توزیع شده است. یافته های تحقیق نشان داد که عوامل سازمانی بر بهبود ارزش ویژه برند با میانجیگری ارزش ادراک شده خدمات دارای تأثیر معنادار می باشد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان با استفاده از روش دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
261 - 280
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: در چشم انداز رقابتی امروز، برندسازی نقش اساسی در موفقیت شرکت ها در صنایع مختلف ایفا می کند. در حالی که بسیاری ممکن است نام تجاری را در درجه اول با محصولات ملموس مرتبط کنند، اما در صنعت خدمات، برند به همان اندازه، حیاتی و دارای اهمیت است. هدف تحقیق حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان است، که در شرکت بیمه کوثر ارزیابی شد. روش شناسی: این پژوهش بر پایه پژوهش آمیخته و به صورت کیفی و کمّی در پارادایم قیاسی استقرایی انجام شده و از نظر هدف کاربردی و بنیادی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی پژوهش مطالعات کتابخانه ای است. در بخش کمّی پژوهش، اعضای جامعه آماری خبرگان، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. در این پژوهش با استفاده از روش دلفی فازی عوامل مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان شناسایی و رتبه بندی می شود. یافته ها : 34 متغیر مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان با استفاده از روش دلفی فازی شناسایی شد. از میان این متغیرها، 26 متغیر در راند اول دلفی تأیید و 8 متغیر رد شد. نتیجه پرسش آزاد راند اول به شناسایی 5 متغیر جدید منجر شد. این 31 شاخص در قالب 9 دسته بندی، تجربه کارکنان از برند استخدام کننده، ادراک کارکنان از برند درک شده توسط مشتری، برند استخدام کننده و رقبای آن، دانش کارکنان درباره برند، تعهد کارکنان به برند، رفتار شهروندی، تبلیغات دهان به دهان، رضایت کارکنان و قصد ماندن دسته بندی شد. نتیجه گیری: با توجه به رتبه بندی متغیرهایی که با استفاده از روش دلفی فازی در دو راند اول و دوم شناسایی و تأیید شدند. مهم ترین عوامل مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند در صنعت بیمه از دید کارکنان عبارت اند از محیط کاری مناسب، شور و اشتیاق به برند و توسعه فردی کارکنان که به ترتیب در جایگاه اول تا سوم رتبه بندی از بعد درجه اهمیت قرار دارد و متغیرهای تلاش مضاعف، مکالمه بارغبت درباره سازمان و رد پیشنهادهای شغلی جدید در جایگاه 18 تا 20 رتبه بندی از حیث درجه اهمیت قرار دارد.
بررسی رابطه رهبری دانش محور بر عملکرد و توانمندسازی کارکنان (مورد مطالعه: کارکنان بانک ملّی خوزستان)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه رهبری دانش محور بر عملکرد و توانمندسازی کارکنان در بین کارکنان بانک ملّی خوزستان است. این پژوهش از نظر هدف، پژوهشی کاربردی است و از نظر گردآوری داده ها، پژوهشی با رویکرد توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی کارکنان بانک ملی خوزستان به تعداد 650 نفر و حجم نمونه آماری بر اساس فرمول تخمین نمونه کوکران ۲42 نفر از کارکنان است. به منظور جمع آوری داده ها و سنجش ارتباط میان متغیرهای پژوهش از ابزار پرسش نامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای تحلیل آماری SPSS و AMOS استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد مدیریت منابع انسانی دانش محور بر عملکرد پایدار کارکنان و توانمندسازی روان شناختی منابع انسانی تأثیری معنادار دارد و توانمندسازی روان شناختی منابع انسانی بر عملکرد پایدار کارکنان تأثیری معنادار دارد و در نهایت رهبری دانش محور بر عملکرد پرسنل با نقش میانجی تعامل مدیریت دانش فردی تأثیری معنادار دارد.
شناسایی عوامل مؤثر بر نامرئی شدن کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان با نقش میانجی رفتار سیاسی
حوزههای تخصصی:
نامرئی شدن کارکنان از مسائل پیش روی منابع انسانی در سازمان ها می باشد. سازمان علوم پزشکی تعیین کننده گزاره های مرتبط با حقوق و مزایای کارکنان می باشد و این موضوع بر رفتار سیاسی یا سیاستی سازمان اثرگذار است. با توجه به نقش نیروی انسانی در سازمان و اهمیت بررسی رفتار آن، پژوهش حاضر به شناسایی عوامل مؤثر بر نامرئی شدن کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان با نقش میانجی رفتار سیاسی پرداخته است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر کارکنان علوم پزشکی زاهدان بوده که تعداد آنها 3230 نفر گزارش شده است. تعداد نمونه 380 نفر تعیین شده است. برای تعیین نمونه آماری از جدل مورگان استفاده شده است. روش نمونه گیری، تصادفی ساده است. ابزار جمع آوری داده ها در تحقیق حاضر پرسشنامه محقق ساخته می باشد. پرسشنامه به تأیید کارشناسان رسیده و برای پایایی پرسشنامه نیز 30 نسخه از آن در بین جامعه آماری اجرا شده که آلفای حاصله از آن برای پرسشنامه نامرئی شدن کارکنان برابر با 969/0 و پرسشنامه رفتار سیاسی برابر با 87/0 بدست آمد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر نامرئی شدن کارکنان به ترتیب اولویت عبارتند از: عدم توجه به شایسته سالاری، انتقاد ناپذیری و عدم پذیرش مشورت، عدم تعهد و بی انگیزه بودن، عدم قدرشناسی، غفلت از کار و طفره رفتن، نظارت و ارزیابی، ترک خدمت مجازی، ریاکاری.
Explaining Brand Loyalty in B2B Models in Comparison with B2C(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction: Within marketing literature, a widely accepted notion indicates that strategies in marketing significantly differ between business-to-business (B2B) and business-to-consumer (B2C) models. This study thoroughly investigates brand loyalty, examining the nuanced differences in methodologies for building brand loyalty specifically within B2B frameworks, aiming to develop a model tailored for B2B enterprises. Methodology: The research utilizes a sequential exploratory mixed-methods approach. The initial qualitative phase involves systematic reviews and meta-synthesis to identify factors influencing brand loyalty. The subsequent quantitative phase employs techniques such as structural equation modeling (SEM) to analyze the impact of various factors on brand loyalty across different business models. Finally, interviews are conducted to gain insights into tailored strategies that enhance loyalty in B2B contexts. Data for the literature review will come from reputable domestic channels, including academic portals, alongside foreign databases like Scopus and Web of Science. The second phase will gather information from diverse companies in the insurance industry, utilizing convenience sampling for analysis. The third phase targets business experts in B2B settings, selected through purposive judgment sampling to ensure relevant insights are gained. Findings: The initial phase reveals ten critical factors that contribute to brand loyalty in B2B markets. These factors encompass customer satisfaction, perceived value, switching costs, trust, perceived quality, personalized interactions, perceived support, brand image, and commitment. Analysis indicates significant differences in factors influencing brand loyalty between B2B and B2C models. The study concludes with a collection of tailored strategies essential for fostering customer loyalty in B2B operations, including developing strategic frameworks and adopting stringent quality standards. Conclusion: This research expands the understanding of loyalty-building strategies across diverse business models, offering insights that enhance the existing body of knowledge. By proposing a specialized loyalty model for the insurance industry, the study equips practitioners with practical tools to improve operational efficiency and competitive advantage.
تأثیر مسئولیت اجتماعی سازمان بر رفتار شهروندی مشتری با نقش میانجی کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان (مورد مطالعه: بانک پاسارگاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: مسئولیت اجتماعی سازمان در سال های اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است و از طریق آن مصرف کنندگان می توانند صداقت و قابلیت اطمینان یک سازمان را ارزیابی کنند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی سازمان بر رفتار شهروندی مشتری با نقش میانجی کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان در بانک پاسارگاد انجام شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مشتریان بانک پاسارگاد در شهر تهران می باشند. حجم نمونه 384 نفر محاسبه شده است.یافته ها: نتایج نشان می دهد که مسئولیت اجتماعی سازمان بر رفتار شهروندی مشتری و همچنین بر کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان تأثیر معناداری دارد. کیفیت خدمات ادراک شده بر رفتار شهروندی مشتری تأثیر مثبت و معناداری دارد و تصویر سازمان نیز بر رفتار شهروندی مشتری تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان در رابطه بین مسئولیت اجتماعی سازمان و رفتار شهروندی مشتری، میانجی گری کامل دارند. همچنین بر اساس نتایج مقدار معناداری و ضرایب مسیر، مسئولیت اجتماعی سازمان بر رفتار شهروندی مشتری، کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان تأثیر مثبت و معناداری دارد.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد اقدامات مربوط به مسئولیت اجتماعی سازمان به عنوان مرجع اصلی درک مشتری از کیفیت خدمات عمل می کند. همچنین سطح بالایی از کیفیت خدمات ادراک شده برای بهبود رفتار شهروندی مشتری مفید است. اهمیت و ارزش عمده این پژوهش در یاری رساندن به سازمان ها و مؤسسات مختلف از جمله بانک ها در جهت حفظ مشتریان کنونی و جذب مشتریان جدید است، که در نهایت منجر به افزایش شهرت و اعتبار بانک، کاهش هزینه های آن در بلندمدت، افزایش تقاضا و در نتیجه افزایش سودآوری و بهبود عملکرد آتی بانک می شود.
ارائه مدل توسعه کارآفرینی سازمانی با رویکرد نوآوری باز در پالایشگاه گاز ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
77 - 94
حوزههای تخصصی:
مقدمه: وجود گرایش کارآفرینانه در سازمان ها، قابلیت های پویایی را برای آن ها فراهم می کند که به نوآوری بیشتر و تحقق و حفظ مزیت های رقابتی منجر می شود. رویکرد نوآوری باز بر این موضوع تأکید دارد که سازمان ها می باید در کنار ایده ها و نوآوری های داخلی، از نوآوری های خارج سازمان و بازار نیز به خوبی بهره بگیرند. در این راستا، هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه کارآفرینی سازمانی با رویکرد نوآوری باز در پالایشگاه گاز استان بوده است.
روش شناسی : در پژوهش حاضر از روش داده بنیاد به عنوان یک روش کیفی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه، متشکل از خبرگان حوزه کارآفرینی و مدیریت نوآوری در دو بخش دانشگاهی و اجرایی بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از این متخصصان، شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه و مدیران ارشد پالایشگاه گاز شهر ایلام، گردآوری و سپس بر اساس طرح نظام مند استراوس و کوربین تجزیه وتحلیل شدند.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن بود که شرایط علّی شامل رقابت تهاجمی، فرصت گرایی کارآفرینانه، اکتساب دانش، توسعه منابع نوآوری و کاهش هزینه های تقلید بودند. شرایط زمینه ای نیز عواملی چون سواد دیجیتال سازمانی، تعهد و مشارکت نیروی انسانی، سیاست گذاری نوآورانه، انعطاف پذیری مرزهای سازمانی و فرهنگ خلاقیت را در بر می گرفت. علاوه بر این، در شرایط مداخله گر عواملی همچون فرهنگ داده باز، وضعیت نظارت حاکمیتی، سطح حمایت های مالی دولت، دیدگاه حاکم نسبت به مشارکت های بنیادی و فرآیند تبادل مالکیت فکری شناسایی شد. راهبردها نیز شامل ارتقای مشارکت های داخلی و خارجی، توسعه شبکه های ارتباطی برون سازمانی، ارتقای زیرساخت های فناورانه، بهبود شاخص های رفتار کارآفرینانه، همکاری فعال در شبکه های نوآوری محیطی و مدیریت مؤثر دانش بودند. پیامدهای مورد انتظار از اجرای این مدل شامل حاکمیت نوآوری در فرآیندهای سازمانی، ارتقای قابلیت یادگیری سازمان، مدیریت مؤثر تلاطم بازار، بهبود عملکرد نوآورانه و تثبیت عوامل پایدار مزیت رقابتی بودند.
نتیجه گیری/ دستاوردها: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که توسعه کارآفرینی سازمانی با رویکرد نوآوری باز، نیازمند هم افزایی و مشارکت بنیادی میان بازیگران کلیدی زیست بوم نوآوری باز و همچنین تعدیل یا تقویت برخی متغیرهای ساختاری است؛ بنابراین، تصمیم گیرندگان سازمانی می توانند با توجه به عوامل شناسایی شده و اتخاذ سیاست های مناسب، زمینه بهبود شرایط لازم برای دستیابی به این هدف را فراهم آورند.
هوشمندی استراتژیک و تاب آوری در کسب وکارهای نوپا: مطالعه ای داده بنیاد از تجربه زیسته کارآفرینان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
85 - 134
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله و هدف:در بستر اقتصادی ایران که با چالش های مزمنی نظیر رکود تورمی مواجه است، کسب وکارهای نوپا به واسطه ضعف ساختاری، کمبود منابع و آسیب پذیری بالا، بیش از هر بازیگر اقتصادی دیگری در معرض ناپایداری و شکست قرار دارند. در این شرایط، ارتقاء تاب آوری سازمانی از طریق رویکردهای مبتنی بر هوشمندی استراتژیک، ضرورتی اجتناب ناپذیر تلقی می شود. علی رغم توسعه مطالعات در حوزه تاب آوری، هنوز مدل های منسجم و مبتنی بر داده های تجربی زیسته کارآفرینان برای تبیین سازوکارهای بقاء در محیط های پرتلاطم اقتصادی، به ویژه در ایران، تدوین نشده اند. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ، به طراحی و تبیین مدلی جامع می پردازد که نشان دهد هوشمندی استراتژیک چگونه می تواند زمینه ساز ارتقاء تاب آوری در استارتاپ ها باشد. روش:پژوهش حاضر از رویکردی تجربی بهره گرفته و تمرکز آن بر تحلیل تجربه زیسته کارآفرینان در محیط های واقعی است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۴ نفر از بنیان گذاران و مدیران استارتاپ های فعال گردآوری و پس از کدگذاری تحلیلی، به مدل سازی نهایی منجر شد. در ادامه، مدل طراحی شده با استفاده از پرسشنامه ای محقق ساخته و تحلیل کمی داده ها در محیط نرم افزارهای آماری، مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها:تحلیل داده ها منجر به شناسایی پنج مؤلفه کلیدی در شکل گیری هوشمندی استراتژیک استارتاپ ها گردید: گردآوری و پردازش هوشمند داده ها، ذخیره سازی و دسترسی ساختاریافته به اطلاعات، استفاده از الگوریتم های پیش بینی و هوش مصنوعی، طراحی استراتژی های واکنشی داده محور، و بازمهندسی فرآیندهای عملیاتی در مواجهه با بحران های اقتصادی. یافته ها نشان دادند که هر یک از این مؤلفه ها تأثیر معناداری بر تقویت تاب آوری سازمانی دارند و مدل پیشنهادی، توان تبیینی قابل قبولی در محیط های رکودی دارد. نتیجه گیری:مدل نهایی پژوهش، چارچوبی کاربردی برای درک عمیق تر از پیوند میان هوشمندی استراتژیک و تاب آوری در استارتاپ ها فراهم می آورد. این مدل نه تنها مسیر سازگاری و پایداری سازمانی را برای کسب وکارهای نوپا در محیط های پرتلاطم اقتصادی هموار می سازد، بلکه ابزاری کارآمد برای سیاست گذاران، نهادهای حمایتی و مدیران اجرایی جهت تصمیم سازی های مالی، فناورانه و نهادی به شمار می رود.
فراترکیب شایستگی های کارکنان سازمان های دولتی بر اساس رویکرد حکمرانی همکارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
33 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف: شایستگی های کارکنان در سازمان های دولتی بر اساس رویکرد حکمرانی همکارانه، دارای ویژگی ها و معیارهای خاص و در راستای ارتقای کیفیت خدمات عمومی و افزایش کارایی دولت در پاسخ گویی به نیازهای جامعه است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای «شایستگی های کارکنان سازمان های دولتی بر اساس رویکرد حکمرانی همکارانه» انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات، کیفی، از نوع فرا ترکیب و از نظر مکان جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. جامعه هدف شامل کلیه مقالات منتشرشده در حوزه حکمرانی همکارانه و شایستگی های منابع انسانی در پایگاه های داخلی (مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی ، نورمگز و ...) و پایگاه های خارجی (ساینس دایرکت ، سیج ، وایلی ، امرالد و ...) و تعداد آنها مشتمل بر 175 مقاله بود. بر اساس شاخص های مؤسسه اطلاعات علمی و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام ، از بین 45 مقاله داخلی، 20 مقاله و از بین 135 مقاله خارجی، 42 مقاله و درمجموع 62 مقاله داخلی و خارجی انتخاب گردید و در نهایت 56 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده 31 مفهوم فرعی در قالب 4 مقوله اصلی شامل دانش، مهارت، توانایی و رفتار مورد نیاز کارکنان سازمان های دولتی است. نتیجه گیری: نتایج حاصل ضمن گسترش ادبیات داخلی در زمینه حکمرانی همکارانه، می تواند به عنوان چارچوبی برای عملیاتی کردن این رویکرد مورد استفاده سازمان های دولتی قرار گیرد.
Exploring Spiritual Experience of Young Pilgrims at Religious Sites: (The Case of Razavi Holy Shrine)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Spiritual experiences are essential to individual well-being, offering profound emotional, psychological, and religious benefits. Pilgrimage sites, especially sacred spaces, provide a unique environment for pilgrims to experience personal renewal and spiritual transformation. This study investigates the spiritual experiences of young pilgrims at the Razavi Holy Shrine in Mashhad, Iran, a key pilgrimage site for Shia Muslims. Using an exploratory-descriptive qualitative approach and thematic analysis, the research identifies three main themes: Spiritual Well-being, Connectedness, and Consciousness, each with several subthemes. Spiritual Well-being encompasses positive emotions, energy, happiness, purification, and peace and tranquility, emphasizing the emotional uplift and inner peace experienced by pilgrims. Connectedness includes pilgrims’ connection with God, expressing needs and seeking divine favor, receiving blessings and assistance, and fostering ties with religion and holy leaders. This highlights the shrine’s role in deepening spiritual bonds and providing divine support. Consciousness involves experiences of detachment from routine life, timelessness, self-reflection, and religious awareness, illustrating how the pilgrimage fosters introspection and spiritual enlightenment. These findings contribute to the understanding of religious pilgrimage and spiritual transformation, offering valuable insights for scholars, policymakers, and pilgrimage site administrators. Recognizing the dimensions of spiritual experiences can enhance spiritual tourism and guide future research on spiritual psychology and the transformative power of sacred spaces.
تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتری: در بانک اسلامی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتریان است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی و از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان بانک اسلامی افغانستان تشکیل داده اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین و نمونه ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت ارتباط چین و همکاران (2014)، تصویر برند باین موتینهو (2011)، وفاداری مشتریان امین و همکاران (2011) و رضایت مشتریان جمال ناصر (2002) استفاده گردید که روایی آن ها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آن ها نیر از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Smrat PLS و نیز نرم افزار SPSS استفاده شد و همچنین برای بررسی تعیین شدت اثر غیر مستقیم از طریق متغیر میانجی از آماره ای به نام VAF استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد که کیفیت ارتباطات تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و تصویر برند بر وفاداری مشتریان تأثیرگذارد. همچنین کیفیت ارتباط بر رضایت مشتریان مورد تأیید قرار گرفت. تصویر برند تأثیر بیشتری نسبت بر دیگر مولفه ها بر رضایت مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و همچنین رضایت مشتری تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان داشت. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت ارتباط و تصویر برند با نقش میانجی رضایت مشتری بر وفادری مشتریان بانک اسلامی افغانستان تأثیر معناداری دارد.
راهبردهای مدیریت هوشمند منابع انسانی ورزشی در بهبود سلامت روان و عملکرد حرفه ای ورزشکاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
477 - 504
حوزههای تخصصی:
ورزشکاران حرفه ای به دلیل ماهیت رقابتی ورزش حرفه ای، همواره در معرض انواع فشارهای روانی قرار دارند. این فشارهای روانی می تواند بر عملکرد و سلامت روان آنها تاثیر منفی بگذارد. بنابراین، ورزشکاران حرفه ای نیازمند مدیریت ویژه ای برای حفظ سلامت روان خود هستند. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدل عوامل موثر در مدیریت سلامت روان ورزشکاران حرفه ای است. روش پژوهش، کیفی و با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 15 خبره بوده است. خبرگان شامل صاحب نظران علمی و فضای دانشگاهی، صاحب نظران فنی و همچنین صاحب نظران اجرایی و فضای سازمانی بودند. نمونه گیری به روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی صورت گرفت. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. کدگذاری مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 انجام پذیرفت. جهت بررسی کیفیت و اعتباربخشی به نتایج کیفی در تحقیق حاضر از معیارهای ارزشیابی لینکلن و گابا (1985) شامل معیارهای اعتبار، انتقال، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد. یافته ها نشان داد که این مدل از 3 بعد عوامل روانشناختی (فشار رقابتی، پشتیبانی اجتماعی، مشاوره روانشناختی)، مدیریت شخصی (تنوع در فعالیت های روزانه، مدیریت زمان، توازن مناسب بین کار و استراحت) و توسعه مهارت ها (آموزش مهارت های مذاکره، آموزش مهارت های حل مسائل) تشکیل شده است. در نتیجه، این مدل به عنوان یک ابزار تدابیر پیشگیرانه و موثر در مدیریت سلامت روان ورزشکاران حرفه ای مطرح می شود، که می تواند به توسعه استراتژی های مدیریتی و آموزشی در این حوزه کمک نماید.
شناسایی موانع هماهنگی راهبردی با تأکید بر عناصر سازمانی (مورد مطالعه: سازمان فضایی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر شناسایی موانع هماهنگی سازمانی در اجرای راهبردها با تأکید بر عناصر سازمانی که شامل عنصر استراتژی، ساختار سازمانی و تکنولوژی سازمانی می باشد. نوع پژوهش حیث هدف، کاربردی–توسعه ای می باشد. روش پژوهش به صورت آمیخته کمی-کیفی می باشد. جامعه مشارکت کنندگان تحقیق در مرحله دلفی شامل 10 نفر از خبرگان علمی و صاحب نظران حوزه مدیریت دولتی و خبرگان اجرایی سازمان فضایی ایران می باشد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روش نمونه گیری در بخش دوم تصادفی ساده که با استفاده از فرمول کوکران، 212 نفر از کارشناسان هوا و فضا انتخاب شدند. روش گرداوری داده ها کتابخانه ای و میدانی و ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه حاصل از فن دلفی بود. روایی محتوایی پرسشنامه توسط خبرگان تأیید شد و پایایی پرسشنامه ها در یک مطالعه مقدماتی با 30 آزمودنی و ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 تأیید شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS و لیزرل مورد تحلیل قرار گرفت. در بخش آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار استفاده شد و در بخش آمار استنباطی ابتدا از آزمون کلموگروف اسمیرنوف برای تشخیص نرمال بودن داده ها و آزمون KMO و بارتلت جهت بررسی کفایت نمونه گیری، تحلیل عاملی تأییدی جهت بررسی روابط بین متغیرها و شاخص ها استفاده شد. در بخش دلفی فازی از روش AHP در جهت اولویت بندی یافته های تحقیق استفاده شد. نتایج بخش دلفی پژوهش نشان داد که موانع فرهنگی با 11 شاخص، موانع ساختاری با 8 شاخص، موانع فناورانه با 7 شاخص و موانع استراتژیک با 5 شاخص از موانع هماهنگی راهبردی با تأکید بر عناصر سازمانی می باشد. همچنین تمام بارهای عاملی معنی دار بوده و در سطح اطمینان 95% تأیید شدند. همچنین موانع فناوری رتبه یک و موانع استراتژیک رتبه آخر را به دست آمده است.