فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۴۰۱ تا ۱۲٬۴۲۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
نظام انتخاباتی شیوه و سازوکاری برای تبدیل آرای مردم به کرسی های نمایندگی است. گزینش نوع نظام انتخاباتی تأثیر بسزایی در تحقق انتخابات واقعی و اصیل، صیانت از حقوق انتخاباتی و تشکیل پارلمان کارآمد دارد. نظام انتخاباتی مجلس زمانی کارآمد خواهد بود که متناسب با ماهیت و ساختار نظام سیاسی کشور، اصول و قواعد انتخابات رقابتی و منصفانه و توزیع عادلانه و منصفانه کرسی های نمایندگی بین رقبا باشد. این مقاله ضمن مطالعه اصول و قواعد حاکم بر گزینش نظام انتخاباتی و تشریح و ارزیابی انواع نظام های انتخاباتی، در پی پاسخ دهی به این پرسش است که با در نظر گرفتن ماهیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران کدام نظام انتخاباتی می تواند اصل نمایندگی، مجلس کارآمد، مشارکت حداکثری عموم، حقوق کاندیداها، احزاب و مردم و انتخابات منصفانه و رقابتی را محقق کند. با درک این امر که قانون اساسی بر اصول برابری، آزادی، عدم تبعیض، حق مشارکت سیاسی عام، اصل نمایندگی ملی، استقلال و وحدت تأکید کرده است، این مقاله نظام انتخاباتیِ ترکیبیِ «اکثریتی تناسبی» را به عنوان نظامی مطلوب و کارآمد برای تحقق این ارزش ها و غایات، موجه سازی و پیشنهاد می کند.
روشنفکری فرانسوی و ایرانی بر اساس رویکرد سازه انگاری معرفتی؛ بررسی تطبیقی آرای ژان پل سارتر و علی شریعتی
حوزههای تخصصی:
روشنفکری فرانسوی با درگیر شدن نخبگان فلسفی خود با مسائل اجتماعی و سیاسی و وارد شدن در صحنه های مختلف از جمله نظام مدیریت جامعه به نوعی تبدیل به روشنفکری عمل گرایانه شده است. پاسخ غیر دینی و سکولار به بحران های اجتماعی شاخصه ی مهم دیگری است که دیگر ویژگی روشنفکری فرانسوی را برجسته می نماید؛ اما ایران با داشتن سابقه تمدنی اسلامی و چهره ای دانشگاهی هم چون علی شریعتی، با پاسخگویی دینی به مسائل اجتماعی جامعه خود خط تمایزی را با روشنفکری فرانسوی ترسیم می نماید. سازه انگاری معرفتی یکی از مهم ترین نظریه هایی است که در مورد چگونگی شکل گیری باور و روند توجیه آن در ذهن انسان و هم چنین مفهوم صدق یک گزاره مطرح است. در این مکتب واقعیت مستقل از ذهن بشر به عنوان موجودی مستقل وجود دارد؛ اما معنا و معرفت نسبت به آن همواره ساخته انسان است. هر شخص وابسته به تجربیات و باورهایی که دارد به نوعی خاص با گزاره های جدید مواجه می شود و فرآیند های توجیه گزاره ها و شکل گیری باور در شخص موردنظر متفاوت از شخص دیگریست. از لحاظ روش شناسی و معرفت شناسی نگاه مدرن علی شریعتی به جامعه شناسی و حوزه های مرتبط با آن باعث شباهت های زیادی میان آثار وی و روشنفکران فرانسوی هم چون سارتر انقلابی شده است. احیای مفاهیم انقلابی هم چون تشیع علوی، امامت و شهادت دیدگاه های شریعتی را در باب عدم انفعال و اهمیت دادن به نقش انسان در تغییر ساختارهای نظامی و اجتماعی به متفکران انقلابی چپ فرانسوی نزدیک تر ساخته است. ادبیاتی که با بیانی مذهبی اما با روحی مدرن و کنش گر همراه بوده است.
بررسی زمینه های اجتماعی و سیاسی ظهور داعش در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۲۹ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۶)
27 - 50
حوزههای تخصصی:
گروه داعش به عنوان نمایشی نو از بنیادگرایی اسلامی افراطی، جنایت های بی شماری را در عراق، سوریه و دیگر کشورها به بهانه احیای خلافت اسلامی مرتکب شده است و به عنوان یک بازیگر مؤثر در روابط بین الملل، نقش فزاینده ای را در معادلات بین المللی کنونی ایفا می کند. هدف این پژوهش، بررسی زمینه های سیاسی و اجتماعی ظهور گروه های تروریستی نظیر داعش در خاورمیانه بوده و فرضیه ای که در پی بررسی آن هستیم، این است که دو عامل خلأ قدرت مرکزی و چالش های امنیتی و قدرت های خارجی، مهم ترین عوامل بسترساز ظهور داعش در خاورمیانه تلقی می شوند. نوع پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی است و با توجه به ماهیت و نوع موضوع موردمطالعه، برای گردآوری اطلاعات از روش های گوناگون و به طور عمده از مقاله های علمی، کتاب ها و به ویژه تحلیل های علمی رسانه ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که پیدایش داعش، ریشه در رقابت های سیاسی و عملکرد اقتداری جهانی در این منطقه دارد. کشورهایی مثل عربستان، قطر، اردن، آمریکا و برخی از دولت های اروپایی، در این مسئله دخیل هستند. گروهک داعش، محصول منازعات فکری و اندیشه های گروه های تکفیری منطقه و بازی قدرت منطقه ای است که با هدایت بازیگران سیاسی تأثیرگذار، درحال شکل گیری و بحران سازی در عراق و منطقه است. در تحلیل عوامل زمینه ساز ظهور داعش، نمی توان از نقش مؤلفه ها و عوامل بیرونی گذشت. در این میان، آمریکا و بازیگران منطقه ای، هریک به نحوی مؤثر و مستقیم به ظهور و تداوم اقدامات داعش کمک کرده اند.
نقش تبعی و تسریع کننده ی ورزش در فراهم کردن شرایط صلح در بین دولت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره هفتم بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۲
149 - 179
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروزی ورزش مدرن تعامل زیادی را با سیاست داخلی و بین المللی پیداکرده و این باور ایجادشده است که ورزش می تواند نقشی در ارتقای سطح توسعه، ایجاد صلح و حل کشمکش ها داشته باشد. ورزش بین المللی - که شامل ترکیبی از عاملان دولتی و غیردولتی است - در برخی مواقع به عنوان موضوع مناسب بحث های دیپلماتیک در نظر گرفته می شود. اجتماعات بزرگ ورزشی مثل المپیک و جام های جهانی می تواند کشورها را در کنار یک دیگر جمع کند و منجر به شکل گیری روابط نزدیک و صمیمانه تر بین کشورها شود، در این صورت دیپلماسی ورزشی بهترین کارایی خود را بروز می دهد و ملت ها می توانند صلح، دوستی و تعاون خود را نشان بدهند. هم چنین همکاری سازمان ملل با کمیته ی بین المللی المپیک و فدراسیون های ورزشی به خصوص فیفا می تواند نقش مؤثری را در این راستا ایفا کند. نتایج مقاله نشان می دهد که ورزش می تواند نقش سازنده ای را در روابط بین المللی به خصوص صلح بازی کند ولی در برخی موارد هم بوده که برای از بین بردن موقعیت های صلح آمیز و تحریک دشمنی استفاده شده است. هدف از پژوهش پیش رو پاسخ به پرسش های پژوهش و بررسی درستی یا نادرستی فرضیه مطرح شده به شیوه ی توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و الکترونیکی است.
بررسی مقایسه ای مفهوم تابعیت در نظام های حقوق بین الملل معاصر و حقوق اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره هفتم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲۵
185 - 210
حوزههای تخصصی:
در ارتباط با مفهوم تابعیت، در نظام حقوقی اسلام، سه تقسیم بندی انجام شده است: تابعیت امّی یا اسلامی، تابعیت قراردادی و تابعیت ملی. تابعیت اسلامی بر مبنای «امت اسلامی» و تابعیت قراردادی مبتنی بر «قرارداد ذمّه» دارای جنبه اعتقادی و تابعیت ملی بر اساس معیارهای حقوق بین الملل خصوصی، جنبه فیزیکی و مادی، دارند. نظام حقوق بین الملل معاصر در مبحث تابعیت، بر مبنای « تابعیت ملی» است. پژوهش حاضر، در پی جواب به این سؤال هاست که، مفهوم تابعیت از منظر نظام های حقوق بین الملل معاصر و حقوق اسلام مشتمل بر چه مبانی است؟ وجوه اشتراک و وجوه افتراق این دو نظام حقوقی در مبحث تابعت چیست؟ این نوشتار درصدد است با ارائه تلفیقی از مبانی عقیدتی و مادی، به بررسی مفهوم تابعیت از منظر فقهی- حقوقی بپردازد. وجه اشتراک نظام های حقوقی اسلام و حقوق بین الملل معاصر، در مفهوم تابعیت ملی و وجه افتراق، در مفاهیم تابعیت اسلامی و قراردادی بیان شده است.
در نگارش مقاله حاضر، در بررسی مفاهیم و عناصر حقوقی مرتبط به بحث و توصیف و طبقه بندی آنها از روش توصیفی و در بیان ارزش این مفاهیم و عناصر حقوقی، از روش تحلیل علمی استفاده شده است.
نقد و بررسی: دولت موقت (دولت مهندس مهدی بازرگان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۶ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۴
200 - 202
حوزههای تخصصی:
ایران، روسیه و آینده مسئله سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همکاری در مدیریت بحران سوریه حوزه تازه ای در فرایند همکاری های ایران و روسیه در دوره پس از فروپاشی شوروی به شمار می آید. ایران و روسیه تا پیش از بحران سوریه سابقه همکاری در بحران تاجیکستان و تاحدودی بحران افغانستان را با یکدیگر داشته اند، اما همکاری در موضوع سوریه بنا به دلایل مختلف از اهمیت و ویژگی متفاوتی برخوردار است. در هیچ یک از دو بحران گذشته همکاری ایران و روسیه برای سایر قدرت های منطقه ای و یا فرامنطقه ای حساسیت برانگیز و یا نگران کننده نبوده است و مهمتر از آن اینکه، این همکاری ها اگرچه نقش تعیین کننده ای در ثبات سازی منطقه ای داشته اند، اما تعریف تازه ای از نظم منطقه ای ارائه نکرده اند. بر خلاف دو مورد گذشته، نوع همکاری ایران و روسیه در موضوع سوریه می تواند نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به نظم آینده منطقه ای در حوزه خاورمیانه ایفا کند (و یا حداقل گمان بر این است که می تواند چنین باشد). روسیه با حمایت جمهوری اسلامی ایران به یک بازیگر اصلی در بحران سوریه تبدیل شد و اگر مقاومت ایران در سوریه نبود احتمالاً روسیه عرصه را در سوریه به مخالفان دولت بشار اسد واگذار کرده بود. اگر بپذیریم که مرحله نخست همکاری های عملیاتی ایران و روسیه در سوریه تاکنون به شکل موفقیت آمیزی منجر به تثبیت دولت سوریه شده، مسئله اصلی این است که در مرحله بعد یعنی مرحله مذاکرات سیاسی، دو کشور چه راهبردی را باید مد نظر قرار دهند؟
دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی در قبال آمریکا از منظر شبکه و روایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حالی که دیپلماسی عمومی توسط دیپلمات ها در جریان مذاکرات خارجی، سفرها و ملاقات با مقامات خارجی اتفاق می افتد، دیپلماسی عمومی توسط بازیگرانی که ممکن است است رسما از طرف دولت معرفی نشده باشند انجام می شود. دیپلماسی عمومی جدید در مقایسه با الگوی سنتی توسط بازیگران غیر دولتی از طریق شبکه ها اجرا می شود و تلاش می کند مردم یک کشور خارجی را درباره سیاست های یک کشور متقاعد کند تا روی سیاست گذاران فشار آورند و بر تصمیماتشان اثر بگذارند. هدف دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی در قبال آمریکا، تلاش برای نفوذ بر مردم آمریکا در جهت سیاست خارجی حمایت گرانه آن است. این پژوهش شناسایی شبکه دیپلماسی عمومی اسرائیل در قبال آمریکا را هدف خود قرار داده است. مقاله با بکارگیری مدل دیپلماسی عمومی گیلبوآ بر روی سازمان های غیردولتی اسرائیل که در این حوزه فعالند، و با بررسی مبانی نظری دیپلماسی عمومی شبکه محور و روایت استراتژیک، تلاش می کند دریابد استراتژی شبکه و چرخش اطلاعات برای خلق ""اعتبار، هویت و ابر روایت""چگونه مورد استفاده قرار می گیرند. بنابراین دو روش تحلیل شبکه و تحلیل محتوای کیفی به منظور شناخت شبکه دیپلماسی عمومی اسرائیل در قبال ایالات متحده آمریکا و محتوای تولیدی آن به کار گرفته شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی در قبال آمریکا از مدل قدیمی اما در قالب شبکه محورِ دیپلماسی عمومی جدید پیروی می کند و نتیجه می گیرد که شیوه های جدید ارتباطی برای اجرای استراتژی های قبل بکار می روند.
دیپلماسی انرژی اسرائیل: مبانی و اهداف منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره هفتم بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۲
27 - 58
حوزههای تخصصی:
کوشش برای افزایش امنیت همواره مهم ترین دغدغه سران رژیم اسراییل بوده است. حفظ امنیت به مثابه یک نیاز حیاتی و یکی از مهم ترین نگرانی های تل آویو از مهم ترین اولویت های سیاست خارجی آن است. یکی از ابزارهای که می تواند تا حدودی به رفع تهدیدات امنیتی این رژیم کمک نماید، دیپلماسی انرژی فعال برای کاهش مخاطرات امنیتی و بهبود امنیت انرژی است. با توجه به این که رژیم صهیونیستی از دیپلماسی انرژِی در جهت ارتقای جایگاه منطقه ای و رفع یا تقلیل تهدیدات امنیتی خویش بهره می جوید، این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که مبانی و اهداف دیپلماسی انرژی رژیم اسراییل در محیط منطقه ای چیست و این کشور چگونه از دیپلماسی انرژی برای بهبود امنیت و ارتقای جایگاه منطقه ای خود بهره می گیرد؟ یافته های این تحقیق نشان می دهد دیپلماسی انرژی رژیم اسراییل در سه محیط منطقه ای خاورمیانه، اوراسیا و مدیترانه فعال بوده و در هر یک از سه محیط فوق اهداف خاص و معینی را دنبال می کند. فصل مشترک اهداف تل آویو در هر سه محیط، تأمین انرژی، ارتقای جایگاه منطقه ای، کاهش دغدغه های امنیتی و کسب مشروعیت سیاسی است.
مقایسه حکومت اقتدارگرا و جایگاه مردم در آن در اندیشه «امام محمد غزالی» و «توماس هابز»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی نظریه امام محمد غزالی و توماس هابز درباره حکومت اقتدارگرا پرداخته است. به نظر می رسد هر دو متفکر، نظریه حکومت اقتدارگرایی خود را بر اساس طبیعت و سرشت انسان پایه ریزی می کنند. غزالی با توجه به صفات چهارگانه انسان سعی دارد تا انسانی الهی تربیت کند که تحت حاکمیت حاکم الهی به کنش منفعلانه مبادرت نماید. در مقابل، هابز معتقد است که انسان ها سرشتی جنگجو و قدرت طلب دارند و در وضعیت اولیه و طبیعی بشر، جنگ همه علیه همه در جریان بوده است و انسان ها به حکم عقل، درصدد رهایی از این وضعیت هستند و بنابراین با دوراندیشی خود به تأسیس حکومتی مقتدر حکم داده اند. به نظر می رسد مسئله هر دو متفکر تا حدود زیادی یکسان است، اما شیوه پردازش آنان به مسئله متفاوت است. بدین معنا که هر دو متفکر در دوره ای پرآشوب زندگی می کردند و نیاز به امنیت سبب می شود هر دو به حکومت اقتدارگرا متوسل شوند. از سویی دیگر، هر دو متفکر برای مردم نقش انفعالی قائل هستند؛ هر چند شیوه استدلال غزالی، شرعی و هابز، عقلی است. ضمن اینکه به نظر می رسد نظریه عقلانی هابز - با پذیرش امکان شورش- راه را برای فراتر رفتن از حکومت اقتدارگرا باز می گذارد، در حالی که نظریه شرعی غزالی به بازتولید گونه ای حکومت اقتدارگرا می انجامد.
اتاق های فکر ایالات متحده و انگلستان در ترویج راهبرد اسلام هراسی ( رویکرد تحلیل گفتمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ستیز با ارزش ها و آموزه های اسلام و هجمه و توهین به مسلمانان، از دیرباز در سیر فکری و عملی گفتمان غرب نهادینه شده است. وقوع حملات 11سپتامبر و دیگر عملیات تروریستی در کشورهای اروپایی و ظهور گروه های افراط گرای اسلامی نیز به روند اسلام هراسی در هزاره نو، شکل و ماهیتی جدید بخشید. در این چارچوب، به دلیل آنکه کمتر کسی به نقش اتاق های فکر کشورهای غربی پرداخته بود، محور اصلی پژوهش به شناخت چگونگی کارکرد این کنشگر در تشدید راهبرد اسلام هراسی متمرکز شد. سؤال تحقیق نیز عبارت است از: محور های راهبرد اسلام هراسی در اتاق های فکر کشورهای امریکا و انگلیس کدامند؟
در این راستا، ابتدا مفهوم و پیشینه راهبرد اسلام هراسی در غرب تشریح و سپس نقش پنج اتاق فکر امریکا و سه اتاق فکر انگلیس در تکوین این راهبرد مبتنی بر کتب و مقاله های منتشره و موضعگیری مدیران و فعالان این اتاق ها و با استفاده از روش تحلیل گفتمانی «ارنستو لاکلاو» و «شنتال موفه» تحلیل شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد، مهم ترین محورهای راهبرد اسلام هراسی در اتاق های فکر را می توان در ضدیت و تحریف چهره اسلام و حضرت محمد (ص)، معرفی اسلام به عنوان دینی خشن و مخالف صلح، تسری اقدامات گروه های افراطی مذهبی به دین اسلام و مسلمانان، جانبداری مطلق از اسرائیل و دشمنی با فلسطین و گروه های مقاومت، بزرگنمایی پرونده هسته ای ایران و بسط ایران هراسی و ارتباط با قانونگذاران و سیاستمداران کشورهای امریکا و انگلیس ذکر کرد
نظریه « دو فطرتی امام خمینی(ره) و پیامدهای سیاسی آن
حوزههای تخصصی:
این مقاله می کوشد تا ضمن کالبد شکافی «نظریه دو فطرتی» انسان (فطرت مخموره و فطرت محجوبه)، پیامدهای سیاسی آن را از منظر امام خمینی رمز گشایی کند. مدعا آن است که انسان از منظر امام «مستخدم بالطبع و مستهدء بالفطره» است و لازمه گریز ناپذیر آن، اندیشه سیاسی دو ساحتی است. به تعبیر دیگر، تفسیر دو ساحتی (دو فطرتی) فوق از انسان، بر روی نظریه حکومتی امام، کارویژه نظام سیاسی و جامعه مدنی مطلوب اسلامی، تأثیر مبنایی و مهمی دارد که این نوشتار آن را مورد کاوش قرار داده است.
پیش فرض این مقاله آن است که هست های انسان شناسانه بر باید ها و نبایدهای دانش سیاسی تأثیر جدی دارند. بدین لحاظ پرسش اصلی این است که: مبنای انسان شناسی اندیشه سیاسی امام خمینی چیست؟ تفسیر وی از انسان چه تأثیری بر تلقی « دو ساحتی امر سیاسی» داشته است؟ این نوشتار تلاش می کند تا با روش تحلیل محتوا، آرای انسان شناسی امام را بازخوانی نموده و لوازم منطقی آن را در مورد مباحث اجتماعی و سیاسی نشان دهد.
در حاشیه پرسش اصلی مذکور، پرسش های فرعی ذیل نیز قابل طرح اند که سعی می شود به آنها نیز پاسخ داده شود. پرسش هایی از قبیل اینکه آیا انسان آزاد است یا تحت جبر ساختارهای اجتماعی، تاریخی و اقتصادی می باشد؟ آیا انسان «مستخدم بالطبع» است یا «مسترشد بالفطره» است؟ آیا انسان «مدنی بالفطرت» است یا هدایت خواه از مجرای انسان کامل (مستهدء بالفطره) است؟ یا اساساً سرشت انسان لا اقتضاست و هیچ اصول موضوعه و پیشینه ای در سرشت او نهاده نشده و همه چیز با تربیت پسینی و در درون جامعه و سیاست ساخته می شود؟ بی تردید پاسخ به پرسش های مذکور و دیگر پرسش های انسان شناسانه سیاسی، به طور نظری و بنیادی، سمت و سوی اندیشه سیاسی را در زندگی سیاسی اجتماعی امام خمینی تبیین می کند.
بسترسازی گفتمانی در سیاست فرهنگی پهلوی اول (1320-1304هجری شمسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۵ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
859 - 876
حوزههای تخصصی:
بسترسازی گفتمانی در سیاست فرهنگی پهلوی اول، همان طرح موضوعات فکری، فضاسازی ها و انجام مباحثات مربوط به آن، در دوره مذکور است که توسط رجال مؤثر فرهنگی- سیاسی عصر پهلوی اول و در فضای فکری جامعه ایران صورت گرفت. بسترسازی گفتمانی در این دوره، توجیه و کارکردی بیش از حد معمول داشت، زیرا دودمان پهلوی به شدت خود را نیازمند آن می یافت تا علاوه بر زمینه سازی در اذهان و افکار عمومی برای سهولت اقدامات مورد نظر خود، مشروعیت خود را نیز تضمین کند. پهلوی اول توانست روی کارآمدنش را در نزد روشنفکران آن عصر، ضرورتی اجتناب ناپذیر و بهترین انتخاب ممکن بشناساند و گستره وسیعی از آن ها را به خدمت گیرد و مجموعاً بستری از تحولات فرهنگی را فراهم بیاورد. نویسندگان در این مقاله به اثبات این نکته پرداخته اند که این گفتمان در نسبتش با جریان روشنفکری یادشده، ماهیت معلول به علت دارد؛ یعنی، پهلوی اول از جهات متعدد مجری طرز تفکر خاصی از جریان روشنفکری آن روز بوده است. این نوشتار با تبیین دلایل این همراهی، تناقض فکری و مبنایی این گفتمان را علت ناکارآمدی و شکست آن سیاست ها معرفی می کند؛ تناقضی که لازمه معنا و تحققِ تمدن و پیشرفت را سکولاریسم، و مقدمه اجتناب ناپذیر عمران و آبادانی را دیکتاتوری معرفی می کرد.
دیاسپورای ارمنی: فرصت ها و تهدیدهای پیش روی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۵ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
1075 - 1094
حوزههای تخصصی:
ارامنه ایران از سویی بخشی از جمعیت دیاسپورای ارمنی پراکنده در جهان به شمار می روند و میهنی نمادین به نام ارمنستان دارند. از سوی دیگر، تقریباً در هیچ دوره ای از تاریخ، سرنوشتی جدا از سایر ایرانیان نداشته اند و ایران میهن واقعیشان به شمار می رود. آنان به مثابه یکی از اقوام ایرانی، در بسیاری از تحولات کشورمان، به ویژه از اواخر قرن نوزدهم به بعد، نقش برجسته ای داشته اند. امروز نیز باید بستر لازم برای نقش آفرینی این مردم و بهره گیری از توانمندی های آنان در جهت حل مشکلات داخلی و خارجی کشور فراهم باشد. در این نوشتار تلاش شده است به این سؤال پاسخ گفته شود: «حضور دیاسپورای ارمنی در ایران چه فرصت ها و تهدیدهایی را پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرارمی دهد؟» فرضیه اصلی مقاله این است که حضور بخشی از جمعیت دیاسپورای ارمنی در ایران با توجه به ظرفیت ها و توانمندی های این گروه در سطح جهان، فرصت هایی را در عرصه سیاست خارجی و داخلی برای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان می آورد که اهمیت آن ها به مراتب بیش از تهدیدهای احتمالی است. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی به بررسی این موضوع می پردازد.
پاسخ شیخ محمد اسماعیل محلاتی به مساله استعمار: راه حلی برای تحقق زیست مستقل ملی در عصر سیاست های چندفرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مسائل اساسی که در اندیشه سیاسی اسلام، به ویژه در عصر مشروطه به بعد، توجه اندیشه ورزان را به خود معطوف داشته است، مواجهه سنت اسلامی- ایرانی با مدرنیته غربی و دستاوردهای آن است. این رویارویی در جامعه ایرانی عصر مشروطه سه گونه برخورد را به خود دیده است: یکی نفی دستآوردهای مشروطه؛ دوم گرایش به جذب شدن درگفتمان غربی و مشروطه خواهی؛ اما راه سومی نیز به وجود آمده که سعی بر ایجاد تلفیق میان دستاوردهای مشروطه با ارزش های محلی داشته است. محمد اسماعیل محلاتی از جمله اندیشمندانی است که در مسیر سوم گام بر می دارد و تلاش بر این دارد تا با بازتفسیر اسلامی از مشروطه با مساله استعمار و استثمار غرب نیز مبارزه کند. در این مقاله تلاش شده است با بهره گیری از رهیافت منطق درونی و روش متن- مولف محور اسکینر، ((پاسخ های محلاتی به مساله استعمار واکاوی و بیان شود که محلاتی برای عدم گرفتارآمدن در دامان استعمار دو پاسخ می دهد)): ((اولین پاسخ اینکه از طریق منسجم کردن دستگاه های دولتی و زدودن استبداد از نظام سیاسی می توان با استعمار مبارزه کرد. دومین پاسخ نیز این است که از نظر محلاتی می توان با آموختن از دستاوردهای مثبت فرهنگ غرب، هم مذهب خود را حفظ کرد و هم آزادی و آبادانی خود را در برابر فرهنگ های دیگر ترسیم کرد)). باید یاد آور شد که مقاله قصد ندارد تکثرگرایی فرهنگی را به اندیشه محلاتی نسبت دهد، بلکه مراد این است رویکردی که محلاتی در مبارزه با استعمار اتخاذ نموده است، مبین الگویی در رهیافت های چندفرهنگی است، که زیست مستقلِ ملی را همزمان هم جهانی و هم محلی می نگرد.
بحران سوریه: بررسی انگیزه ها، مواضع و آینده کردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۲۹ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
123 - 150
حوزههای تخصصی:
در بحران سوریه بازیگران فروملی و فراملی بسیاری ایفای نقش می کنند. یکی از این بازیگران کردها هشتند. در رابطه با موضع گیری احزاب کرد نسبت به بحران مذکور باید گفت که احزاب کرد سوریه در دو سوی یک شکاف حرکت می کنند و آن، شکافِ اعتقاد به برکناری اسد از قدرت است. گروهی از احزاب کردی با تأثیر پذیرفتن از حزب پارتی کردستان عراق تاکید بر برکناری اسد از قدرت و گروهی دیگر با تأثیرپذیری از حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) اعتقاد به ماندن اسد بر سر قدرت دارند. پژوهش حاضر به بررسی مواضع کردها در قبال دولت مرکزی پیش و پس از بروز بحران پرداخته و نقش بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای نسبت به این مواضع را بررسی می نماید. فرض ما در این پژوهش این است که کردها در سوریه به دنبال ایجاد حکومت خودمختار همچون حکومت اقلیم کردستان عراق هستند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در میان کردهای سوریه(در سطح احزاب) شکافی ایدئولوژیک مبنی بر اعتقاد به سقوط بشار اسد وجود دارد و اینکه وضعیت کردها در سوریه و موضع گیری آن ها برای جامعه جهانی مبهم است. لذا این ویژگی ها باعث موضع گیری های متفاوت هرکدام از بازیگران مؤثر در بحران در قبال کردها شده است .روش مورد استفاده در این پژوهش روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از نظریه سازه انگاری است.
مقایسه تطبیقی آراء و اندیشه های سید قطب و امام خمینی (ره) پیرامون حکومت اسلامی
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره دوم بهار ۱۳۹۴ شماره ۲
9 - 34
حوزههای تخصصی:
وقوع جنبش و خیزش اسلامی در چند سال اخیر در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بار دیگر موضوع لزوم و شرایط تشکیل حکومت در کشورهای اسلامی را احیا کرد و فرصتی را فراهم ساخت تا نظرات اندیشمندان و متفکران جهان اسلام در مورد تشکیل حکومت براساس آموزه های اسلامی مورد مداقه مجدد قرار گیرد. اگرچه تجربه جمهوری اسلامی ایران در میان متفکران و نظریه پردازان جهان اسلام در سال های اول پس از انقلاب به شدت مورد توجه قرار گرفت ،لیکن به علت شرایط داخلی کشورها، تنگناهای منطقه ای و بین المللی و ارائه الگوهای فرامنطقه ای خاص و به ویژه غربی، به مرور این الگوکمتر مورد توجه آنها قرار گرفت. متفکران متعددی در چند دهه اخیر به اندیشه ورزی و ارائه نظر درباره این مقوله پرداخته اند که امام خمینی (ره) به عنوان نظریه پرداز و رهبر تجربه موفق جمهوری اسلامی و سید قطب به عنوان الهام بخش بسیاری از جنبش های اسلامی در جهان عرب، نقش مهمی در مفهوم بندی مفهوم حکومت اسلامی در عصر نوین داشته اند. در این مقاله تلاش شده است تا با به کاربستن رویکردی تطبیقی- مقایسه ای مفهوم حکومت و لزوم تشکیل حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) و سید قطب به عنوان دو متفکر و اندیشمند بزرگ جهان اسلام مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
علت کاوی انشعاب جریان های سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان های سیاسی پس از انقلاب اسلامی ایران تاکنون انشعاب های متعددی به خود دیده است. به گونه ای که هر جریانی، حتی تازه تأسیس بعد از مدت نه چندان طولانی به انشعاب و چندگانگی دچار می شود. انشعاب ها در جریان های سیاسی در بسیاری موارد به انحلال جریان و یا تقابل و نزاع های سیاسی منجر می شود. علت کاوی این انشعاب ها گام اولی است که می توان برای ایجاد ثبات در جریان ها و احزاب سیاسی داخل برداشت، زیرا سیر تحولات سیاسی به گونه ای است که نشان از ادامه داشتن این روند در جریان های سیاسی دارد. در تحقیق حاضر علت کاوی این مسئله بر مبنای الگوی سه سطحی گفتمانی فرکلاف موردپژوهش قرار می گیرد که بر مبنای آن هر گفتمان در سه سطح متن، فرآیند تولید و کارکرد اجتماعی بررسی می شود. بر این اساس یافته های تحقیق حاضر در سطوح توصیف، تفسیر و تبیین بیان شده است. علت های بروز انشعاب در جریان های سیاسی بر اساس مفاهیم نظریه تحلیل گفتمان، از قبیل تکمیل معانی در مواجهه با معانی دیگر، تعریف گفتمان بر اساس ضد های خود، اثرگذاری تغییرات اجتماعی بر گفتمان و سازوکار مفصل بندی بیان می شود و علل انشعاب جریان ها در هر بخش بیان می گردد.
عنوان کاب: گذرجامعه سنتی (نوسازی خاورمیانه) (طرح و بررسی نظریه نوسازی دانیل لرنر)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۶ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۳
195 - 205
حوزههای تخصصی:
ارتش جدید(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۶ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲۵
171 - 190
حوزههای تخصصی:
تاریخ ایران گرچه مملو از فاتحان و لشگرکشی هاست، اما هرگز یک لشگر ملی و واقعی به خود ندیده است. در حقیقت ایده یک ارتش متحد و مجزا در تاریخ ایران، سابقه ای ندارد، حتی در زمان هخامنشیان، حاکمان کشور با واحدهای جداگانه نیروهای مسلح احساس امنیت بیشتری می کردند. این مسئله به آنها اجازه می داد تا یک دسته را بر ضد دیگری در صحنه داشته باشند که از هر تمرکز قدرتی جلوگیری می کرد.