فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۹۶۱ تا ۶٬۹۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
سیاست دوره ۵۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
519 - 534
حوزههای تخصصی:
هجو یکی از گونه های پویای ادبی است که در شعر برخی از شاعران عصر اندلس فراوان دیده شده است. پس از ظهور اسلام شعر هجو از حوزه فردی و قبیلگی خارج و در عرصه دین و سیاست داخل شد.گاه شاعران اندلس در هجویه های خود از ابزار طنز برای بیان اغراض و اهداف خود استفاده کرده اند و بدین وسیله در مقام منتقد اجتماعی و سیاسی در برابر قدرت های سیاسی ایستاده اند. آنچه در این مقاله مورد پژوهش قرار گرفته، آشکار کردن مضامین سیاسی در هجویه های شاعران اندلس است، بدین معنا که آنها در هجوهایشان از چه مضامین سیاسی بهره برده اند. از جمله این مضامین، می توان به ریاکار، گرگ صفت، ناپاک، فاسد، رشوه گیر، ستمکار و ظالم، بدرفتار و بی اصالت بودن اشاره کرد، که این مضامین را به امیران، فرماندهان جنگی، قاضیان و فقیهان نسبت داده اند. این شاعران در بسیاری از این مضامین با صراحت بیان و بدون ترس و جانبداری به مخالفت و انتقاد از این طبقات سیاسی پرداخته اند. کاربرد برخی صور بلاغی مانند تشبیه و استعاره و همچنین برخی محسنات لفظی در هجویه های سیاسی سبب زیبایی هجویه ها و جلب مخاطبان شده است.
نقش و جایگاه دیپلماسی فرهنگی در تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هفدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۰
۱۵۵-۱۷۶
حوزههای تخصصی:
فرهنگ یکی از پایدارترین مؤلفه های قدرت ملی و عامل کاتالیزور در مناسبات جهانی قلمداد شده و سران کشورها با استفاده از دیپلماسی فرهنگی و راهبرد «حمایت گرایی مثبت»، بودجه بسیاری را جهت هدایت افکار عمومی جهان با هدف تأمین منافع بدون کاربرد زور صرف می نمایند؛ اما در سال های اخیر انتقاداتی نسبت به بودجه و کارایی مراکز مشابه در ایران مطرح می شود. این مقاله درصدد بررسی آن است که جامعه المصطفی| العالمیه، چه نقش و جایگاهی در تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران از طریق دیپلماسی فرهنگی دارد؟ این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی بر آن باور است که این مرکز فعال در عرصه دیپلماسی فرهنگی، از طرق مختلف به ارائه تصویر مثبت از اسلام، ایران و تشیع در میان اقشار فرهیخته کشورها و همچنین خنثی سازی جلوه های منفی در افکار عمومی منطقه و جهان می پردازد.
تحلیل گفتمان دفاعیات رهبران جنبش 14 فوریه بحرین در دادگاه های نظامی آل خلیفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۴ (پیاپی ۴۳)
243 - 266
حوزههای تخصصی:
رژیم آل خلیفه با محاکمه رهبران عمدتاً شیعی سعی در مهار جنبش 14 فوریه 2011 بحرین داشته است. دفاعیات سیاسی مبارزان در دادگاه های این کشور را می توان عرصه دیگری از تداوم کنش سیاسی علیه رژیم تلقی کرد، به نحوی که محاکمه مبارزان انقلابی خود به عرصه رویارویی دو گفتمان موجود در بحرین تبدیل شد. این مقاله درصدد تبیین و تحلیل دفاعیات رهبران جنبش 14 فوریه و پاسخگویی به این پرسش است که رهبران این جنبش که از سال 2011 تاکنون در زندان های بحرین هستند، در پاسخ به اتهامات آل خلیفه، چگونه از خود دفاع کرده اند؟ نتایج این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و گردآوری منابع مبتنی بر شیوه کتابخانه ای و مصاحبه نخبگانی به دست آمده، نشان می دهد که این افراد با استفاده از متغیرهای کمی و کیفی از واژگان، استعاره و منافع بیشترین بهره گیری را داشته اند. علت این امر، موقعیت اجتماعی مبارزان، سطح دانش و مهارت های آنان در سخنوری و کتابت بوده است چراکه از سطح علمی بالایی برخوردار بوده و بیشتر آنان هدایت کننده جریان های خاصی بوده اند و با اقشار و گروه های مختلف ارتباط داشته اند. این پژوهش در پایان نیز به بیان افق متصور پیش روی این جنبش خواهد پرداخت و نوع ساختار سیاسی قدرت به وجود آمده در جامعه بحرین را تبیین خواهد کرد.
Rethinking Minorities’ Integration into the Host Society: The Case of Indians in the Baharestan Neighbourhood of Tehran Neighbourhood of Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study on Indians in the Baharestan neighbourhood of Tehran investigates the nature of their social integration, and the factors which affect it. By considering integration as a two-way process, this research aims to contribute to the literature on integration, through the discovery of the status of foreign immigrants in a developing country with particular cultural, social, and religious regulations and norms. Based on semi-structured interviews with Iranian and Indian residents in the Baharestan neighbourhood, the study shows that these two groups live in Baharestan without tension. Using the theory of integration proposed by Bakker et al. (2014) as a “two-way” process, we argue in this study that the approaches taken by the two groups of Iranian and Indian residents have largely led to their social integration. The Indian minorities have preserved their own culture and adopted part of the host culture in order to respect the host community; likewise, the host community has accepted immigrant groups with an understanding of cultural differences, and this mutual respect has led to neighbourhood harmony. However, despite the willingness of both groups to expand their social interaction, this is difficult due to restrictions imposed on minorities, and insufficient public space.
تغییر ساختار و مولفه های قدرت پس از همه گیری کرونا؛ آینده پژوهی تاریخ اکنون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه گیری کرونا تغییرات زیادی را بر جوامع انسانی تحمیل کرد. فراگیری این بیماری موجب شد ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دنیای معاصر به چالش کشیده شود و به دنبال آن ایده های جدیدی در مورد آینده جوامع بشری ارائه شود. از جمله در سطح قدرت سیاسی ایده سقوط قدرت های پیشین، ظهور تمدن های جدید و گذار جوامع انسانی به سوی جنگ های بیولوژیک پدیدار شده است که در آن به نقش فناوری های پیچیده زیستی و تسلط آن ها بر زندگی بشر تاکید می شود. بر اساس این ایده انسان معاصر در مواجهه با شرایط جدید مجبور است از آزادی های خود چشم بپوشد و تن به تسلط فناوری های نوین دهد و حتی روابط اجتماعی خود را از طریق این فناوری ها سامان دهد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که انسان معاصر در مواجهه با تهدیدهای بیولوژیک چگونه از فناوری کمک خواهد گرفت و این امر چه تاثیری در مولفه های قدرت باقی خواهد گذاشت. بر اساس آینده پژوهی تاریخ اکنون و رویکرد دانش قدرت فوکو به نظر می رسد جهشی در استفاده از فناوری های نوین در زندگی انسان معاصر روی خواهد داد و این فناوری ها نظام قدرت فعلی را تغییر خواهد داد به گونه ای که تعریف جدیدی از مفهوم امنیت و قدرت سیاسی بر اساس مشارکت بیشتر مردم شکل خواهد گرفت. واکسیناسیون نیز از مولفه های مهم شکل دهنده قدرت دولت ها محسوب خواهد شد.
کرونا؛ چالشِ سکولاریسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اپیدمی کرونا، آنچه که جهانی شد، نه جهانی شدنِ مناسبات دنیوی شده مادی غربی یا الگوی مواجهه اخلاقی و انسانی غرب با بیماری مخصوصاً در سایه بیم و هراس فراگیر آن در اوان داستان، بلکه «همه جهان گیرشدنِ» یک ویروس برای پرده برداشتن از مناسبات تخیلی پایان یافتگی تاریخ و فسون خوانده شدن آن بود. در زمینه و بستری که برای رویکرد انتقادی و پرسش از هنجارهای به چالش فراخوانده شده در عصر پساکرونایی فراهم آمده است، سوال این مقاله به طور مشخص این بود که: اپیدمی و پاندمی ویروس کرونا، چه چالش یا چالش هایی را برای «سکولاریسم» به عنوان ایده و هنجار مرکزی تمدن هژمون غربی ایجاد کرده است؟ در بستر مطالعات انتقادی کنونی و با کاربست نظریه «معرفت دینی» و درونداشت های پشتیبان از آن، و طی مطالعه ای اسنادی به دست آمد که با بحران کرونا، هنجارهای الهیاتی و به استضعاف کشیده شده ی «خداپایه» و معنوی، دوباره به عرصه توجهات شناختی آمده اند. در ساحت زندگی بشر امروزی و در چارچوب معناجویی انسانِ به تنگ آمده و مستأصل شده و بهت زده از شرایط پساکرونایی، تأملات نظری در سطوح معرفت شناسی، جهان شناسی، انسان شناسی، اخلاق شناختی و جامعه شناسی جدی تر از پیش و با نوعی هنجارگرایی همراه شده است. تأمل در بستر آنها در شرایط پساکرونا، «سکولاریسم» را نیز با چالش ها و پرسش هایی مواجه کرده است، پرسش ها و چالش هایی که به بنیان «معرفت شناختی» قابل ارجاع هستند و دست کم اعتبارِ استدلال ها و استیلای سکولاریسم و فلسفه سیاسی و اجتماعی غرب مبتنی بر آن را مخدوش و قابل نقد و جرح نشان می دهند و از سوی دیگر، قوت و اعتبار استدلال های معرفتی، جهان شناختی، اخلاقی و اجتماعی -سیاسی رقیب یا معارض آن از جمله اصحاب معرفت و سیاست دینی را آشکار می سازند.
الگوی هدایت سیاسی در اندیشه سیاسی رهبر معظم انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷
73 - 106
حوزههای تخصصی:
هدایت در ادبیات اسلامی دارای مفهوم متعالی است و در مرکز تعریف سیاست در منابع اسلامی قرار دارد و هویت بخش آن می باشد که هم به سیاست تشخّص درونی داده و هم تمایزبخش آن با غیر شده است(تاریخچه). پژوهش در باره هدایت سیاسی برخلاف مقوله هدایت از سابقه زیادی برخوردار نیست به طریق اولی فقد پژوهشی در اندیشه سیاسی رهبر معظم انقلاب نیز مبرهن است(پیشینه). اندیشه سیاسی رهبر معظم انقلاب در خصوص هدایت سیاسی چه الگویی ارائه می دهد؟(سؤال). روشی که برای حصول به این پرسش بکار برده شد، داده بنیاد (گراندد تئوری) با رویکرد استراوس و کوربین است که روشی نظامند را برای پژوهش های کیفی ارائه داده اند(روش). در این پژوهش 548 گزاره منتخب در فرایند کدگذاری باز از بیانات رهبر معظم انقلاب، استخراج شد و با تعمق این گزاره ها، 688 مفهوم یا مضمون بدست آمد. از بررسی مقایسه ای این مفاهیم، 101 مقوله حاصل شد. در کدگذاری محوری، مقوله های شناختی و ادراکی، گرایشی و عاطفی و کنشی و رفتاری از میان این مقوله ها به عنوان پدیده های محوری استنباط گردید و سایر مقوله ها بر حسب نوع ارتباط آنها با مقوله محوری، به عوامل علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها صورت بندی گردید و در کدگذاری انتخابی، مقوله"انسان سیاسی تراز نظام و انقلاب" به مثابه پدیده مرکزی همه مقوله ها را در حول خود یکپارچه کرده است و بدین ترتیب الگوی هدایت سیاسی در اندیشه سیاسی رهبر معظم انقلاب تدوین گردید.
Explaining Turkey's Cultural Diplomacy in Afghanistan during the AKP Era(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۱, Issue ۳۱ - Serial Number ۱, January ۲۰۲۰
303 - 332
حوزههای تخصصی:
Turkey as one of the regional actors in the Middle East has taken the ‘Look East’ policy in its foreign policy since 2002, when the Justice and Development Party (AKP) has come to power. Although the relations between Turkey and Afghanistan have a historical background dating back to the Ottoman, but the geopolitical and geostrategic position of Afghanistan has doubled its significance for Turkish politicians during the NeoOttomanism, the situation which has emerged in Turkish politics, especially its cultural diplomacy over Afghanistan Since the rise to power of the AKP. So, in this article, the main question is, what are the objectives and tools of Turkish cultural diplomacy in Afghanistan during the AKP era? In response to this question, the main hypothesis is that Turkey's cultural diplomacy during the AKP era was based on the use of shared linguistic, ethnic and religious values to strengthen Turkey's soft power in Afghanistan as well as the hegemony of Turkey in the region.
مسئولیت کیفری اسلام در قبال تخریب منابع طبیعی با رویکرد تخریب جنگل ها و مراتع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
426 - 444
حوزههای تخصصی:
خداوند درطبیعت نعمت ها و مواهب عظیمی برای آدمیان آفریده و آنان را به شکر این نعمت ها و پاسداشت آنها فراخوانده است. از این روی، انسانها می باید تمام توان خود را در حفظ و بهره برداری درست از آن به کار گیرند. گیاهان، جنگل ها و مراتع از سودمند ترین و زیباترین جلوه ها و اعضای پیکره شکوهمند طبیعت-اند که بسیاری از نیازهای آدمی را برآورده می سازند. آنها در زمره مهم ترین عوامل حفاظت از خاک قرار دارند. بدین سان انسان باید ارزش گران جنگل ها و مراتع را باز شناسد و در حفظ و بالندگی آنها بکوشد و از هر گونه بهره وری نادرست و ناپخته بپرهیزد. بی شک حفظ انفال و ثروت های عمومی و همچنین مدیریت بهره برداری در جهت منافع عمومی مردم در احادیث و روایات تاکید شده است و اصولا وضع و اجرای قوانین مرتبط با منابع طبیعی می تواند از تخریب جنگلها و مراتع جلوگیری و مجرمین را در این خصوص بازخواست نماید. کما اینکه قوانین موجود در قانون اساسی، قانون مجازات اسلامی و قوانین حفاظت و حمایت از منابع طبیعی این موضوع را تایید می کند و از طرفی ضرورت حفظ جنگل ها و مراتع در اسناد داخلی و بین المللی نیز آمده است.
جایگاه مددکاری اجتماعی در قوانین نوین کیفری از منظر پیشگیری از جرم (مطالعه موری: شهرستان فارسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
1447 - 1455
حوزههای تخصصی:
بر خلاف گذشته که نقش مددکاران اجتماعی دستگیری از افراد نیازمند جامعه بوده امروزه هدف مددکاری اجتماعی افزایش کیفیت زندگی همه افراد جامعه و پیشگیری از جرم است. خدمات مددکاری اجتماعی شامل خدمات رفاهی و خدمات توان بخشی برای همه گروه های سنی (کودکان، نوجوانان و جوانان، بزرگسالان و سالمندان) هم افراد توانا و هم افراد توان یاب (جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی) ارائه می شود. رسیدگی به وضعیت اقتصادی اجتماعی افراد برای کاهش آسیب های اجتماعی از جمله پیشگیری از وقوع جرم یکی از اهداف مددکاری اجتماعی است و این امر از طریق آگاهی و اطلاع رسانی و سپس شناسایی عوامل آسیب زا در محله و همکاری با نهاد های ذیربط برای کاهش آسیب میسر است. روش: روش تحقیق حاضر پیمایشی توصیفی است که با استفاده از رویکرد مددکاری اجتماعی و با بهره گیری از نظریات کارشناسان و مددکاران استان و شهرستان فارسان انجام شده است. یافته ها: یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد رابطه مستقیم و معناداری بین مددکاری اجتماعی و پیشگیری از جرم وجود دارد که این موضوع در قوانین جدید از جمله قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 پیش بینی گردیده است. بحث و نتیجه گیری: فراهم آوردن امکان مشارکت بزه دیدگان از پررنگ ترین و مهمترین اقداماتی است که مددکاران اجتماعی می توانند در جریان رسیدگی، به انجام برسانند. نقش مددکاری اجتماعی در این موضوع، از دو بعد قابل بررسی است. اول، خدماتی که مددکاری اجتماعی به مرجع قضایی ارائه می کند تا بتواند زمینه مشارکت بزه دیده را فراهم نماید و موجبات نقش موثر مددکاری را در پبشگیری از جرم مشاهده کرد.
جایگاه عدالت ترمیمی درجامعه شناسی جنایی جرائم امنیتی –سیاسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
849 - 860
حوزههای تخصصی:
نظر به سیاست جنایی افتراقی سختگیرانه امنیت مداردر جرایم امنیتی، از یک طرف و لزوم توجه به رویکرد شهروند محور در پرتو مبانی اخلاقی و انسانی از طرف دیگر ظاهراً چنان است که رویکرد عدالت ترمیمی، نمی تواندبرنامه ای جهت کاهش رویکرد عدالت کیفری صرف در برخورد با مرتکبان جرایم امنیتی داشته باشد، اما با اندکی توجه هم در بعد تقنینی و هم در عمل با توجه به برنامه های عدالت ترمیمی می توان به سمت سیاست و رویکرد شهروند محوربا عنایت به مبانی اخلاقی و انسانی در این مسیر حرکت نمود و تا حد قابل توجهی از معایب و مضرات سیاست کیفری صرف کاست . روش شناسی: تحقیق حاضر از لحاظ هدف، جزءِ تحقیقات کاربردی مسئله محور می باشد و از لحاظ شیوه جمع آوری اطلاعات، ِاسنادی بوده و اطلاعات جمع آوری شده رابه روش تحلیلی و توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. یافته ها و نتیجه گیری : نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد علیرغم عدم توجه قانونگذاران کشورهای مختلف به رویکرد عدالت ترمیمی در جرایم علیه امنیت ، بدلیل فوائد فراوان رویکرد عدالت ترمیمی و وجود زمینه ها و ظرفیت های فقهی و قانونی عدالت ترمیمی بخصوص در قوانین ایران از جمله نهاد های توبه ، عفو و قاعده دراء، توجه به رویکرد عدالت ترمیمی در جرایم علیه امنیت مورد عنایت قرار گرفته و با اصلاحات لازم در مقررات، عدالت ترمیمی را می توان در جرایم امنیتی نیز کاربردی و تقویت نمود.
تحلیل و نقد برداشت های سیاسی مجاهدین خلق (منافقین) از خطبه16 نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هفدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۳
۱۳۹-۱۶۲
حوزههای تخصصی:
فراوانی آموزه های سیاسی اجتماعی نهج البلاغه، سبب شده این کتاب مورد بهره برداری افرادی قرار گیرد که از وضعیت جامعه رضایت ندارند و به دنبال انقلاب ساختاری یا اصلاحات اجتماعی می باشند. از این رو به رغم مفاهیم تعالی بخش جوامع سازنده از این کتاب، باید به گروه هایی همچون سازمان مجاهدین خلق اشاره داشت که راه ناصحیح پیموده، تحقق پیش فرض های خود را در نهج البلاغه دنبال می کردند. در این نوشتار با روشی توصیفی تحلیلی، بر خطبه 16 که بیش از همه مورد توجه آنان بوده، تمرکز شده است. نخست برداشت های سیاسی که اغلب بر محور انقلاب و لوازم طرح گشته، سپس عیوب روشی و محتوایی آنان به نقد گرفته شده است. از نقدها می توان به دخیل کردن پیش فرض ها در فهم، بی مبالاتی نسبت به تاریخ، عصری اندیشی و غلبه نگاه کارکردگرایانه اشاره داشت. این مطالعه نشان می دهد استفاده بدون ضابطه گروه های سیاسی از نهج البلاغه، تا چه حد می تواند از مقاصد امام+ فاصله بگیرد و به گمراهی بیانجامد.
بررسی و تبیین مولفه ها و موانع افزایش مشارکت عمومی در حکومت از منظر متون دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲)
2513 - 2538
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین مولفه ها و موانع افزایش مشارکت در حکومت از منظر متون دینی انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی است و از روش تحلیل محتوای کیفی نظام مقوله ی قیاسی به بررسی و استخراج بنیان های مشارکت و حکومت از منظر متون دینی استفاده شده است. حوزه ی پژوهش کلیه ی متون روایی، پژوهش های انجام شده و اسناد می باشد که از میان منابع موجود، قرآن ،نهج البلاغه و غررالحکم به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جستجوی داده ها از دو روش لغت کاوی و معنا کاوی استفاده شد و همچنین جمع آوری داده ها در این پژوهش با استفاده از منابع الکترونیکی و از روش اسنادی و فیش برداری صورت پذیرفت. تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش بر اساس رویکرد توصیفی_تفسیری ، که با استفاده از کدگذاری و مقوله بندی انجام گرفته است و در نهایت بر اساس این رویکرد، کدهای شناسایی شده در 4 طبقه اصلی شامل: نسبت مشارکت در حکومت، نقش مشارکت در حکومت،مبانی افزایش مشارکت در حکومت،عوامل کاهش مشارکت در حکومت براساس دو مبنای مشارکت و حکومت استوار است طبقه بندی شدند که نسبت میان مشارکت در حکومت تأیید می نماید.
جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام در تدوین و نظارت بر اجرای سیاست های کلی نظام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در نظام اسلامی، ولی فقیه خط مشی های کلان را بر اساس مبانی اسلام و شناخت اقتصائات زمان و بهره گیری از ولایت خود، با هدف جریان یافتن در خط مشی های اجرایی تعیین می نماید که بخشی از آن بر اساس اختیارات ولی فقیه در اصل 110 قانون اساسی، تدوین و ابلاغ سیاست های کلی با مشورت مجمع تشخیص مصلحت نظام تامین می شود. سوال اصلی تحقیق حاضر که با یک رویکرد توصیفی - تحلیلی انجام شده است؛ بدین صورت است که جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام در تدوین و نظارت بر اجرای سیاست های کلی نظام چیست؟ نتیجه تحقیق حاضر بدین صورت است که رهبری با تفویض اختیار یکی از وظایف مهم خود مندرج در بندهای 1 و 2 اصل 110 قانون اساسی، مجمع تشخیص مصلحت را در جهت تدوین و اجرای سیاست های کلی نظام، تضمین کننده هدایت و مدیریت کلان انقلاب اسلامی دانسته اند
تاثیر فرهنگ ایرانی بر توسعه سیاسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۱ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۳
113 - 131
حوزههای تخصصی:
بررسی فرهنگ سیاسی جوامع مختلف نماینگر آمادگی این جوامع برای پیدایی شیوه های حاکمیتی مردم سالار و یا اقتدارگراست. در مقاله پیش رو میخواهیم به این امر مهم و اساسی بپردازیم که توسعه سیاسی ایران در قالب یکی از ابعاد فرهنگی هویت ملی ایران یعنی "ایرانیت" چگونه تعریف، بازیابی، پی جویی و نهایتا به نتایجی خاص منتهی می شود. در واقع سوال اصلی که در این مقاله درصدد پاسخ گویی به آن می باشیم این است که چه عوامل و مولفه های به عنوان موانع فرهنگ ایرانی در توسعه سیاسی ایران تاثیرگذار است؟ در پاسخ باید گفت ساختار جامعه قبیله ای یا مکانیکی، جامعه کوتاه مدت، ثبات جویی، پنهان کاری، خود مداری و فرهنگ سیاسی محدود – تبعی در جامعه ایرانی موجود در فرهنگ سیاسی ایران موجب عدم توسعه سیاسی در این کشور شده است. با شمردن مولفه های مختلف فرهنگ سیاسی و بررسی و تشریح آنها در این مقاله به نظر می رسد که عمده ترین عامل در همگرایی و ایجاد واگرایی و نرسیدن به جامعه ایده آل از نوع رفاهی - مادی و دور شدن گاه به گاه از آرمان ها و ارزش های انقلابی ایران اسلامی ضعف بسترها و ساختارهای فرهنگ است که سایر ساختارها را نیز متاثر از خود کرده است
بحران کرونا به مثابه مجالی برای بازاندیشی در وضعیت سیاسی اکنون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
225 - 261
حوزههای تخصصی:
بیماری های فراگیری همچون کرونا جزو مصائبی است که در کنار وجه طبیعی آن، دارای بعدی انسانی و اجتماعی نیز هست که همه ی ساحت های زندگی بشری را متأثر نموده است. یکی از مهم ترین اقدامات جوامع به ویژه دولت ها در رویارویی با این بیماری، توسل جستن به ایجاد محدودیت ها و اعمال کنترل های مختلف در زندگی اجتماعی بوده است. مجموعه این تدابیر با عنوان قرنطینه و یا فاصله گذاری برای جلوگیری از شیوع و گسترش بیماری، ذیل منطق شرایط استثنایی و یا اضطراری توجیه شده و الزاماتی را بر زندگی همه افراد و گروه های اجتماعی تحمیل کرده است. چنین شرایط خاص و وضع آنها ارتباط مستقیمی با اراده دولت ها برای اعمال قدرت قانونی بر اساس مصالح اجتماعی دارد. ایران نیز که تقریباً همچون همه ی کشورهای دنیا با بیماری کرونا دست به گریبان است، موارد مشابهی مثل وبا و طاعون را نیز در گذشته بارها تجربه نموده است. بر این اساس سوال و دغدغه ی نوشتار حاضر آن است که فهم بحران ناشی از بیماری های فراگیر و تدابیر دولت ها در خصوص آن در سپهر تاریخی ایران، چه کمکی در شناخت سیاست اکنون ایران می تواند داشته باشد. در این مورد با بهره گیری از رویکرد «جورجو آگامبن» به تأسی از «کارل اشمیت» و «والتر بنیامین»، ضمن تأکید بر وضعیت استثنایی در شرایط خاص جوامع برآنیم که جامعه ایران از سویی همچون جوامع دیگر در مواردی متأثر از اقتضائات ناشی از برقراری شرایط استثنایی از جمله تعلیق قانون بوده و از سوی دیگر به سبب عدم نفوذ قانون و یا ابهام در آن دچار مشکل مضاعفی بوده است.
رقابت های منطقه ای ژئوپلیتیک در خاورمیانه: پیامدهای آن برای اروپا
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه با یک دوران آشفته و بی ثبات روبرو است. یک مانع جدی برای صلح و توسعه پایدار در منطقه ، رقابت شدید بین ایران وکشورهای مخالف آن ، شامل امارات متحده عربی و اسراییل به رهبری عربستان سعودی می باشد ، که به شدت توسط ایالات متحده حمایت می شوند و موضع تهاجمی دولت دونالد ترامپ در مورد ایران باعث افزایش تنش های منطقه ای شده است . پرسش این است که «پیامدهای رقابت ژئوپلتیک ایران و عربستان برکشورهای اروپایی چیست و اینکه اتحادیه اروپا چگونه می تواند در فرایند ثبات وامنیت خاورمیانه نقش آفرینی کند؟ِ». فرضیه آن است که بازیگران اروپایی باید با دقت تنش های ژئوپلیتیکی منطقه را مورد بررسی قرار دهند و از اهرم محدودی که دارند برعلیه روند فعلی که ممکن است منجر به بی ثباتی بیشتر و درگیری گسترده تر بین منطقه ای و شاید جهانی شود استفاده کنند. یافته های این پژوهش نشان داده است اگر اروپا در قبال مسائل خاورمیانه و بخصوص برجام نخواهد با قاطعیت عمل کند و در برابریکجانبه گری آمریکا مقاومت نشان ندهد ، با معظلات خاورمیانه از جمله بحران پناهندگان و مشکلات امنیتی روبرو خواهد بود . این پژوهش به روش تبیینی- تحلیلی و مبتنی برآینده پژوهی می باشد.
راهبرد ایالات متحده امریکا برای تغییر رژیم و تغییر رفتار کشورها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۹)
882 - 899
حوزههای تخصصی:
ادبیات موجود در این مقاله تا حد زیادی رویکرد تغییر رژیم و تغییر رفتار را از دیدگاه طراحان سیاست خارجی ایالات متحده منعکس نموده و بیشتر نشان دهنده تجربه دولت غالب ها در نظام بین الملل نسبت به تغییر تحمیل شده است. روند پژوهشی مورد نظر با ابهام زدایی و شفاف سازی مفهوم تغییر رژیم و تغییررفتار آغاز شده در ادامه بر مبنای رویکرد تاریخی توصیفی به جایگاه و استراتژی ایالات متحده امریکا در اتخاذ این سیاست می پردازد. بر این مبنا فرضیه اصلی مورد نظر عبارت است" کاربست و نهادینه سازی تغییر(رفتار رژیم و ماهیت رژیم) در یک کشور ناشی از بهره گیری ایالات متحده از اشکال قدرت (نرم ،سخت ، هوشمندو....) بوده و سیاست تغییر نقطه تلاقی رویکرد های دکترین امنیت ملی امریکا می باشد.پروسه تغییر و گذار از آن روندی مرحله ای و زمان بر با استراتژی های بلند مدت و کوتاه مدت برای ایالات متحده امریکا می باشد.که نتایج بدست آمده در واقع ، از بسیاری جهات تغییر رژیم و نه تغییر رفتار ارجحیت داشته و وعده تخفیف و کاهش اقدامات خصمانه در صورت تغییر رفتار کشورها بعضاً به عنوان فریب برای تحریک کشورها برای در تغییر رژیم مورد استفاده قرار می گیرد.
روزآمدسازی عواید موقوفات در اندیشه ی امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
758 - 771
حوزههای تخصصی:
سنت وقف از پیشینه تاریخی عمیقی در ایران برخوردار است و در طول سال های متمادی علی الخصوص پس از اسلام منشا اثرات بسیار ارزشمندی در عرصه اجتماع بوده است، امروزه با نابسامانی هایی همچون عدم هماهنگی با اقتصاد توسعه یافته امروز ، حاکمیت مدیریت سنتی و در نتیجه عدم اثربخشی و کارائی موقوفات روبروست. انجام این مهم مستلزم اموری همچون بازنگری در تعریف وقف وبهره گیری مناسب از عواید آن و افزایش حوزه اموال و نیز جواز وقف پول و استفاده از ابزار اوراق مشارکت برای احیای موقوفات و ایجاد ضمانت اجراهای موثر برای قوانین موجود و رفع خلاهای قانونی می باشد تا بتوان از عواید وقف بهره کافی برد. در خصوص نظر امام خمینی(ره) در نظارت بر موقوفات عام(نظارت استطلاعی)بر خلاف محقق اصفهانی ،ایشان معتقند است که چون وقف عام یکی از مصالح مسلمین است لذا حاکم باید از مصالح مسلمین حمایت کند ولی در موقوفات خاص با رعایت غبطه /(صغار و مجانین) در صورت تلف یا حیف ومیل اموال این گروه، دخالت حکومت الزامی ندارد.اینکه چگونه و در چه مسیری میتوان از عواید وقف در مسیر درست آن بهره برد، نیازمند کار کارشناسی و صرف عواید آن در جایگاه مناسب وقف است در غیر اینصورت از وقف در زمان ومکان مناسب آن بی بهره خواهیم ماند. حال این سوال مطرح می شود،چگونه می توان عواید موقافات را روز آمدی سازی کرد؟ این پژوهش به دنبال ارائه راهکارهایی برای حل این مشکل و برخورد ریشه ای با این مسئله بوده است.
فقدان تجدد و رزمجویی ذهنیت عرفانی/دوجایگاهی در بستر تاریخ معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
503 - 518
حوزههای تخصصی:
سال های دهه 40 و 50 خورشیدی آغازگاه ظهور روشنفکرانی بود که در مقاله حاضر ذیل مفهوم ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی قرار می گیرند؛ روشنفکرانی که بیش از آنکه در پی مفاهیمی همچون نوسازی، مرزهای ملی و اندیشه ترقی باشند، در پی تخریب نهادهای مدرن ناشی از مشروطه برآمدند و در این چالش به ذوب مفاهیمی یادشده پرداختند. این روشنفکران (روشنفکران شبه مذهبی، روشنفکران چپ و روشنفکران دولتی) نه تنها پیوندی با اندیشه ترقی و مفاهیم مدرن نداشتند، بلکه طبق نظرگاه پژوهشی ما به دنبال پرورش ایده هایی بودند که با تئوری ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی قابل تبیین است. از دیدگاه این نوشتار، روشنفکران و ایرانیان دچار شده به ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی در حوادث آخرین سال های دهه 50 که اوج ظهور این ذهنیت و تسلطش بر سراسر زیست ایرانیان بود، با پذیرش سه گام این ذهنیت (نفی شناخت، ارزش های مجازی و دولت مقدسِ خداگونه) پذیرای شرایط امروزی سرزمین خویش شدند. در نتیجه مفهوم ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی و شاخصه های آن (برگرفته از مباحث ارنست کاسیرر، لوی برول و جولیان جینز) مفهوم محوری پژوهش حاضر است و ذهنیت بخشی از روشنفکران یادشده به سنگ محک آن آزموده خواهد شد تا بتوان به تبیین نگاه این روشنفکران درباره حوادث سال های دهه 40 و 50 پرداخت.