ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۷۶۱.

تنگناهای یک جانبه گرایی هژمونی آمریکا در خاورمیانه (پس از 11 سپتامبر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
حادثه 11 سپتامبر ۲۰۰۱ فصل نوینی در سیاست ها و راهبردهای داخلی و خارجی ایالات متحده آمریکا رقم زد؛ زیرا این کشور، پس از پایان جنگ سرد، دچار خلأ راهبرد امنیتی و بحران معنا شده بود. در پی این واقعه، جریان نومحافظه کار با بهره برداری از فرصت، خطر تروریسم را بزرگ نمایی کرد تا از این طریق بحران معنایی خود را در سطح جهانی برطرف سازد. این وضعیت زمینه ساز بهره برداری آمریکا از موقعیت تثبیت و توسعه هژمونیک گرایی در فضای بین المللی شد. پس از این حادثه، اهداف و سیاست های جدیدی در حوزه مقابله با تروریسم در سیاست خارجی ایالات متحده شکل گرفت؛ بنابراین، سیاست خارجی این کشور پس از حادثه ۱۱ سپتامبر تغییر و تحولی جدی در مسیر و رویکردهای خود تجربه کرد. پس از این رویداد شاهد چالش هایی در عرصه نظام بین الملل هستیم که بخشی مرتبط با فروپاشی نظم مبتنی بر ساختار دوقطبی و بخشی ناشی از شرایط جدید نظام پساجنگ سرد است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که هژمونیک گرایی ایالات متحده در نظام بین الملل پس از ۱۱ سپتامبر با چه چالش هایی در خاورمیانه روبه روست؟ یک جانبه گرایی آمریکا، بسط حضور چین به عنوان رقیب، رشد گروه های تکفیری ضدهژمونیک و شکل گیری محور مقاومت مهم ترین چالش های هژمونیک گرایی ایالات متحده در خاورمیانه در دوره پسایازده سپتامبر است. استمرار این هژمونیک گرایی در گرو کاهش چالش های مذکور از طریق اجماع بین المللی پیرامون الگوی مطلوب نظم بین المللی است. در این پژوهش، با بهره گیری از روش کیفی-تفسیری و رویکرد توصیفی-تحلیلی، داده ها از طریق فیش برداری از منابع معتبر داخلی و خارجی گردآوری شده است.
۷۶۲.

پیامدهای نظامی- امنیتی تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۵۵
با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی اخیر در غرب آسیا، تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به عنوان دو بازیگر مؤثر منطقه ای پیامدهای قابل توجهی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در پی دارد. این مقاله با روش توصیفی- تبینی و به کارگیری نظریه موازنه منافع رندال شولر و تحلیل انگیزه ها و جهت گیری های راهبردی طرفین، به دنبال پاسخ دادن به این سؤال کلیدی است که تعمیق مناسبات عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی چه پیامدهای نظامی- امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در پی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نزدیکی فزاینده عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی به توسعه عمق راهبردی و تقویت توان بازدارندگی تل آویو در برابر ایران منجر می شود و موازنه قوای منطقه ای را به نفع رقبای جمهوری اسلامی ایران تغییر می دهد. همچنین، شکل گیری همکاری های نظامی دو یا چندجانبه در قالب سنتکام، تلاش برای ایجاد ائتلاف های جدید نظیر «ناتوی عربی» یا «ائتلاف استراتژیک خاورمیانه» و گسترش همکاری های اطلاعاتی- امنیتی میان این بازیگران، ظرفیت هایی برای بی ثبات سازی ایران و تضعیف گروه های مقاومت فراهم می آورد. نتیجه آنکه برایند نزدیکی بیشتر روابط رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به یکدیگر می تواند تقویت همکاری طرفین به همراه ایالات متحده برای اقدامات امنیتی- اطلاعاتی علیه جمهوری اسلامی ایران باشد و حتی در سناریوهای دورتر، همکاری نظامی برای آسیب رساندن به جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی ایران در طرح ریزی های رهبران آنان مدنظر قرار گیرد.
۷۶۳.

آینده پژوهی سلطه و استعمار آمریکا در منطقه غرب آسیا؛ تحلیل ساختاری رویارویی محور ایران و محور آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۶
رویداد 7 اکتبر 2023 و حوادث مترتب بر آن، سبب بروز تحولاتی گسترده در غرب آسیا شد؛ تغییراتی که یکی از مهم ترین آن ها تغییر شیوه حضور سخت آمریکا در منطقه غرب آسیا است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که «رویکرد سلطه و استعمار آمریکا در منطقه غرب آسیا چه تغییراتی کرده و چه آینده ای در خصوص رویارویی محور ایران و آمریکا وجود دارد؟» بر این اساس با بهره گیری از چارچوب نظری «واقع گرایی تهاجمی» بخش اول سؤال تبیین شده و سپس با استفاده از روش «تحلیل ساختاری» سناریوهای آینده سلطه آمریکا ارائه شده است. یافته ها در بخش نخست نشان می دهند دولت آمریکا رویکرد واقع گرایی تهاجمی و "بازگرداندن صلح از طریق قدرت" یا "جنگ" را ملهم از «خشونت بدون مرز رژیم صهیونیستی» انتخاب نموده و در بخش دوم آینده پژوهی نیز مبتنی بر وقوع شاخص های هر سناریو، سناریوی افزایش حضور و نقش نظامی آمریکا با همکاری رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی و محور مقاومت محتمل است. نتایج تحلیل ساختاری نشان می دهد امکان امتیازگیری یا بهبود وضعیت امنیتی و سیاسی از طریق مذاکره با آمریکا لااقل در کوتاه مدت منتفی است و حسب فرمایش آیت الله خامنه ای بن بست محض است.
۷۶۴.

تعارض منافع ترکیه و عربستان سعودی در مصر: بررسی رقابت ژئوپلیتیکی، اقتصادی و ایدئولوژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۵
هدف این پژوهش، تحلیل تضاد منافع ترکیه و عربستان سعودی در مصر پس از تحولات بهار عربی، با تمرکز بر ابعاد ژئوپلیتیکی، ایدئولوژیک و اقتصادی است. طی چند دهه اخیر، مصر به یکی از مهم ترین عرصه های رقابت ژئوپلیتیکی میان ترکیه و عربستان سعودی تبدیل شده است. این رقابت پس از تحولات موسوم به بهار عربی و به ویژه پس از سرنگونی دولت محمد مرسی در سال ۲۰۱۳، به شدت افزایش یافت. پرسش اصلی چنین بوده که تعارض منافع این دو کشور در مصر چگونه موازنه قدرت منطقه ای را متحول ساخته و معادلات سنتی رهبری و مشروعیت را به چالش کشیده است.روش تحقیق، کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای اسناد معتبر از جمله مقالات علمی، گزارش های بین المللی و منابع اولیه است که با بهره گیری از چارچوب نظری تلفیقی (ترکیب نظریه های موازنه قدرت، سازه انگاری و انتقال قدرت) انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ترکیه و عربستان از ابزارهای متفاوتی برای افزایش نفوذ خود در مصر استفاده کرده اند؛ ترکیه با تأکید بر دیپلماسی عمومی و حمایت از گروه های اخوان المسلمین، و عربستان با سرمایه گذاری های کلان و حمایت از دولت عبدالفتاح السیسی در مصر حضور فعالی داشته اند. تضاد منافع دو کشور ریشه در تفاوت های ژئوپلیتیکی، ایدئولوژیک و اقتصادی دارد و این رقابت نه تنها بر موازنه قدرت در خاورمیانه تأثیر گذاشته، بلکه باعث تغییر در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه نیز شده است. علاوه بر این، رقابت مذکور بر ائتلاف بندی های سیاسی و امنیتی در منطقه تأثیرگذار بوده است.
۷۶۵.

غرب حقیقی و حقیقتِ غربی: هرمنوتیک انتقادیِ سیاست متأله و پنهان سازی حقیقت در نظم رسانه ای سرمایه دارانه غرب در اندیشه آیت الله خامنه ای (مورد مطالعه: نامه به جوانان اروپا و آمریکای شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۷
مدرنیته ی متأخر، در بطن خود، مکانیسم های تولید معنا را با سازوکارهای بازتولید سلطه درهم آمیخته و طی سده های اخیر، تصویری هژمونیک از «مدینه ی فاضله ی لیبرال–مدرن» را به مثابه فرجام محتوم تاریخ بشر تثبیت کرده است. این تصویر، از حیث سطح بیانی، بر مفاهیم کرامت انسانی، تکثرگرایی، حقوق بشر و رفاه عمومی تکیه می کند، اما در لایه ی پنهان، منطق همگون سازی هستی شناسی لیبرال و حذف دیگری را بازتولید می نماید. چنین روندی نه تنها در عمل، بلکه در حافظه ی تاریخی سه قرن اخیر نیز به عنوان بسط ماشین جنگ، ترور ساختاری و مهندسی ادراک ثبت شده است. این پارادوکس میان «وعده های رهایی بخش» و «کارکردهای سلطه گرایانه»، بستری را فراهم ساخته که جریان های انتقادی در درون غرب از پسامدرنیسم رادیکال تا گفتمان های پسااستعماری – با افشای تناقض های درونی مدرنیته و پیوندهایش با نظم سرمایه دارانه صهیونیستی، آن را مورد چالش قرار دهند. همین شکاف گفتمانی، فرصت مداخله را برای رهبران بدیل تمدنی گشود؛ جایی که آیت الله خامنه ای، به عنوان معمار رویکرد «سیاست متأله»، با نامه نگاری راهبردی به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، کوشید نه صرفاً پیام رسانی تبلیغاتی، بلکه مداخله ای پارادایمی در سپهر روایتگری جهانی بیافریند. این مداخله، بر بستر منطق حکمرانی اسلام سیاسی و هدف گذاری پروژه ی تمدن نوین اسلامی، تلاشی است برای احیای حیثیت هستی محور دین و بازآفرینی جهان زیست عدالت محور. ازاین رو، پرسش محوری پژوهش چنین شکل می گیرد: در چه فرایندی این نامه ها به مثابه کنش گفتارهایی ریشه دار در عقلانیت وحیانی – قادرند دوگانگی وجودی «امر واقع» و «امر مفروض» در نظم رسانه ای سرمایه دارانه ی غرب را واسازی کنند و درعین حال، بدیلی تمدنی غیرلیبرال را به آگاهی عمومی عرضه نمایند؟ به منظور پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر با اتخاذ هرمنوتیک انتقادی کوئینتن اسکینر، به تبارشناسی مفاهیم و تحلیل مضمون چندسطحی پرداخته و از رهگذر داده های اسنادی، ۹۰ مضمون پایه استخراج شده که در قالب ۱۰ مضمون میانجی و چهار مضمون فراگیر – شامل هراس سازی هویتی– تمدنی، مهندسی ادراک، نقد نظام سلطه و صهیونیسم و تبیین حکمرانی اسلامی – دسته بندی شده اند. این چارچوب، مسیر فهم کارکرد گفتمانی نامه ها را روشن کرده است. یافته ها نشان می دهد که نامه ها، با انتخاب آگاهانه ی جوانان غربی به عنوان «سوژه های گسست از روایت رسمی» و با برساخت شبکه ای از مفاهیم بدیل، نه تنها نقدی ساختاری بر نظم موجود وارد می کنند، بلکه مرزهای شناخت و هویت را جابه جا ساخته و افقی تازه برای بازاندیشی در ذات و غایت تمدن بشر می گشایند. بدین سان، این نامه ها به منزله ی مداخله ای گفتمانی–تمدنی، «حجاب حقیقت» را از بنیان های معرفتی و هنجاری مدرنیته برمی دارند. درنهایت، نتایج پژوهش نشان می دهد «سیاست متأله» در قالب نامه نگاری راهبردی، ظرفیت آن را دارد که همچون یک «معرفت–کنش» عمل کرده و نه فقط به عنوان الگویی نظری، بلکه به مثابه روشی عملی در دیپلماسی عمومی جهان اسلام، بنیان های هستی شناختی و هژمونیک نظم غربی را در سطحی هم زمان نظری و عینی به چالش کشد و مسیر گذار به نظمی چندصدایی، عدالت محور و الهی را هموار نماید.
۷۶۶.

کنش راهبردی پهلوی دوم برای تضعیف جایگاه مجلس شورای ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۰
حکومت پهلوی دوم پس از واقعه کودتای 28 مرداد و حذف مخالفان، به دنبال احیای سلطنت مستقل و تضعیف نقش و جایگاه مجلس شورای ملی در ساختار سیاسی کشور برآمد. پرسش اصلی این پژوهش این است که راهبرد نظام سیاسی در دوران پهلوی دوم برای تضعیف جایگاه ساختاری مجلس شورای اسلامی چه بوده است؟ در این پژوهش تلاش شده است با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر مبنای چهارچوب نظری کنش راهبردی، اقدامات و ابتکارات صورت گرفته از سوی نظام سیاسی در دو قالب کنش راهبردی آشکار و پنهان برای تضعیف جایگاه مجلس شورای اسلامی بررسی شدند. بررسی ها حاکی از آن است که کنش راهبردی پنهان بر اقداماتی چون مداخله در ترکیب نمایندگان، مداخله گرایی نوین و جهت دهی به احزاب سیاسی و تهدید و فشار بر نمایندگان مجلس شورای ملی متمرکز بوده است. همچنین حکومت پهلوی در قالب کنش راهبردی آشکار ضمن تعلیق و انحلال، با ایجاد نهادهای موازی به ویژه مجلس سنا در پی کاهش اختیارات مجلس برآمده بود. اقدامات پهلوی دوم با تمرکز بر راهبردهای پنهان ضمن کاهش نقش ساختاری مجلس شورای اسلامی، زمینه ساز تضعیف کنش ارتباطی و تنگ شدن حلقه مشارکت جامعه در فرایندهای سیاسی از طریق نهادها شده بود.
۷۶۷.

سیاست های حقوق بشری امریکا در غرب اسیا (2001-2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۲
ایالات متحده با اقداماتی نظیر حمله مستقیم، دخالت در امور داخلی کشورها و ایجاد ناامنی، سیاست های متناقضی با اصول و شاخص های حقوق بشر نشان داده است. سیاست های متناقض ایالات متحده در غرب آسیا نشان دهنده نابرابری و ناپایداری در جامعه بین المللی و نقض قوانین بین المللی حقوق بشری است. لذا با توجه به اهمیت بررسی این موضوع، پرسش اصلی پژوهش این است که سیاست های امریکا بر اساس مولفه های حقوق بشر در منطقه غرب آسیا چیست؟ فرضیه پژوهش گویای این است که امریکا به طور مشخص در سه شاخص حق تعیین سرنوشت، حق صلح و حق حیات؛ سیاست های متناقضی با اصول و شاخص های حقوق بشری در غرب آسیا پیگیری کرده است. یافته ها حاکی از آن است که سیاست های حقوق بشری ایالات متحده در غرب آسیا، نه تنها کمکی به توسعه اصول و ارزش های حقوق بشر نکرده است بلکه با حمایت از رژیم های دیکتاتوری باعث تضعیف حقوق بشر و دموکراسی و با حمایت از رژیم اسراییل به ایجاد و توسعه ناامنی و تنش های منطقه ای و عدم توجه به حق تعیین سرنوشت، حق حیات و حق صلح، موجب برهم خوردن نظم و افزایش آوارگی و پناهجویی شده است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوا با دیدگاهی آینده پژوهانه بهره گرفته شده است.
۷۶۸.

بازکاوی دیدگاه آیت الله العظمی خامنه ای درباره مفهوم مرجعیت علمی در حوزه علم و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۳
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کیفی بیانات مقام معظم رهبری درباره مرجعیت علمی در حوزه علم و فناوری، در بازه زمانی سال های ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۲ انجام شده است. این مطالعه با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی و بر اساس الگوی گرانهایم و لوندمن (2004) انجام پذیرفت. داده ها از میان ۳۰ سخنرانی منتخب از بین ۷۴ سخنرانی موجود، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و از طریق کدگذاری باز، طبقه بندی و تحلیل شدند. نتایج حاصل، در قالب یازده تم اصلی دسته بندی شد که عبارت اند از: شکوفایی استعدادهای جوانان در مسیر پیشرفت علمی؛ فعال سازی و شکوفاسازی ظرفیت های علمی کشور؛ گسترش دانش سودمند و مسئله محور؛ هدایت هدفمند تحقیقات و سیاست گذاری پژوهشی؛ پاسخ گویی به نیازها و مسائل اساسی کشور از مسیر علم؛ ثروت آفرینی علمی و تقویت اقتصاد دانش بنیان؛ بسترسازی علمی برای توسعه کیفی کشور؛ ترویج علم اثرگذار اجتماعی؛ تحول و ارتقاء علوم انسانی مبتنی بر مبانی اسلامی؛ سرآمدی علمی در تراز جهانی و رقابت بین المللی؛ و پایه گذاری تمدن نوین اسلامی مبتنی بر علم و فناوری. هر یک از این تم ها، شامل طبقات فرعی متعددی هستند که در مجموع، بازتاب دهنده ی منظومه فکری و راهبردی رهبر معظم انقلاب در راستای تحقق مرجعیت علمی جمهوری اسلامی ایران می باشند.
۷۶۹.

نقش جنبش تی پارتی در شکل دهی به گفتمان و رفتار خارجی ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران (2025-2009)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
در دهه های اخیر، سیاست خارجی ایالات متحده به طور فزاینده ای تحت تأثیر بازیگران غیردولتی و نیروهای سیاسی نوظهور قرار گرفته است. این مقاله به بررسی نقش جنبش تی پارتی در شکل دهی به گفتمان و رفتار خارجی آمریکا بر علیه جمهوری اسلامی ایران می پردازد. این جنبش، به عنوان تجلی بنیادگرایی سیاسی راست گرا در آمریکا، از طریق شبکه ای از سیاستمداران، نهادهای رسانه ای، اتاق های فکر و حامیان مالی توانست گفتمان حزب جمهوری خواه را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از پیامدهای اصلی این تأثیرگذاری، تشدید بی اعتمادی به دیپلماسی چندجانبه و توافق نامه های هسته ای بود که در مخالفت شدید تی پارتی با برجام و حمایت فعال آن از راهبرد فشار حداکثری دولت ترامپ علیه ایران نمود یافت. این مطالعه، با بهره گیری از نظریه رئالیسم نئوکلاسیک و گفتمان امنیتی، نشان می دهد که تی پارتی نه تنها به تشدید خصومت آمریکا با ایران کمک کرد، بلکه با تأثیرگذاری بر انتخاب سیاستمداران و نهادهای تصمیم گیر، در جهت دهی به فرآیندهای سیاست گذاری خارجی نقش محوری ایفا نمود. این تحقیق از روش کیفی فرآیند ردیابی بهره می برد. یافته ها حاکی از آن است که بنیادگرایی سیاسی داخلی می تواند به تقویت سیاست خارجی تهاجمی، کاهش ظرفیت دیپلماسی و تغییر اولویت های ژئوپلیتیکی منجر شود. این مطالعه موردی بر ضرورت شناخت بازیگران داخلی نوظهور و فهم گفتمان های شکل دهنده به افکار عمومی و ساختار حزبی برای تحلیل جامع رفتار خارجی دولت ها تأکید می کند. هدف این مقاله، ارائه فهمی عمیق تر از پیوندهای پیچیده بین سیاست داخلی و خارجی در نظام سیاسی ایالات متحده است؛ پیوندهایی که در مورد ایران، هم بر تاکتیک ها و هم بر چارچوب های مفهومی نگرش آمریکا تأثیرگذار بوده اند.
۷۷۰.

The Palestine Conflict: Peace Process and the Debate of One or Two States(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۹۶
The Palestine-Israel conflict is among the most protracted disputes in recent history. Muslims and Jews have been competing for territorial, political and religious claims over the sacred land since the Ottoman Empire. The historical struggle, the establishment of the state of Israel against the wishes of local inhabitants, and Israel’s subsequent oppression and violence against Palestinians has pushed the region in an everlasting crisis, in which numerous regional and international actors are involved. Many proposals have been presented by different actors for a solution; however, neither the Palestinians nor Israelis have accepted the terms of such proposals. The idea of a two-state solution has been backed by different international actors for the lasting peace of this turbulent land, but political leaders of both Palestine and Israel have shown their reservations over this proposal. Leaders from both sides have argued for the one-state solution for many reasons. This article first discusses the existing proposals and efforts for the peaceful settlement of the land. It will then highlight the prospects and opinions of both Israel and Palestine over the status of refugees and their right of return and implementation of a two-state and one-state solution. The article will finally signpost the arguments from both sides for the resolution of the conflict, and suggest some findings by employing elite interviewing.
۷۷۱.

منطقه گرایی زیستی: راهکاری برای برون رفت از مشکلات زیست محیطی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۴
منطقه گرایی زیستی در واکنش به روابط قدرت موجود در اقتصاد سیاسی جهان و چندپارگی مکانی متعاقب آن پدیدار شده است. منطقه گرایی زیستی به دنبال یکپارچه سازی پیوستگی های اکولوژیکی و فرهنگی در چارچوب نوعی حساسیت مبتنی بر مکان است که از چشم انداز، اکوسیستم، مناطق طبیعی، فرهنگ بومی، دانش محلی جوامع، تاریخچه زیست-محیطی و جغرافیا سرچشمه می گیرند. این پژوهش ضمن تبیین منطقه گرایی زیستی تلاش می کند امکان پیاده سازی و عملیاتی شدن آن را در مقیاس ملی و منطقه ای مورد مطالعه قرار دهد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که منطقه گرایی زیستی چگونه می تواند زمینه ساز همکاری منطقه ای بر پایه موضوعات زیست محیطی باشد؟ و اینکه چه چالش هایی در زمینه منطقه گرایی زیستی وجود دارد؟ روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی تحلیلی و بر پایه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد. در این راستا، برای تبیین تحقق پذیربودن منطقه گرایی زیستی تلاش شده از نمونه های موردی و مصداقی در مناطق مختلف جهان استفاده شود. در این زمینه رویکرد مقاله در دو مقیاس ملی و منطقه ای دنبال می شود. استدلال این پژوهش آن است که منطقه گرایی زیستی شاید بتواند بستری مناسب برای رویارویی با چالش های زیست محیطی قرن بیست و یکم فراهم سازد. یافته های تحقیق نشان می دهد منطقه گرایی زیستی می تواند از دو روش بالا به پایین (حکومت پایه) و پایین به بالا (مردم پایه) پیاده شود. همچنین مناطق حفاظت شده مرزی نیز یکی از بسترهای مناسب برای گذار به سمت منطقه گرایی زیستی محسوب می شود. غلبه رویکردهای رقابت-گرایانه در مناسبات بین المللی و نیز تفاوت در وضعیت اقتصادی اجتماعی کشورهای مختلف نیز می تواند تفاوت معناداری در حرکت به سمت منطقه گرایی زیستی ایجاد کند.
۷۷۲.

دیپلماسی عمومی و تصویرسازی بین المللی در ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۸
در نتیجه تلاش دولت و نهادهای غیردولتی ترکیه، این کشور طی یکی دو دهه اخیر به عنوان یک الگوی موفق توسعه در میان ممالک در حال توسعه مورد توجه قرار گرفته است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که دولت ترکیه از چه ابزارهایی برای تصویرسازی در جهان خارج بهره برده و به چه نتایجی دست یافته است. دولت ترکیه از دیپلماسی عمومی در کنار دیپلماسی رسمی برای رسیدن به تصویب مطلوب خویش استفاده کرده و در این راه عملکرد موفقی داشته، اگرچه با چالش ها و موانعی نیز مواجه بوده است. ترک ها کوشیدند از کشورشان به عنوان الگویی که توانسته است بین سنت و مدرنیته، بین اسلام و سکولاریسم، و بین شرق و غرب پل زنی کرده و راه متمایزی از توسعه را تجربه کند، ارائه کنند که در نتیجه آن، ترکیه برای جمعی از ملت ها به کشوری الهام بخش تبدیل شده است. برای دفاع از این فرضیه، روش تحلیل ترکیبی با بهره گیری از مهمترین داده های مکتوب مورد استفاده قرار گرفته است.
۷۷۳.

The Impact of U.S. Extraterritorial Sanctions on Iran-EU Relations (2018–2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۰۴
Since the victory of the Islamic Revolution, sanctions have consistently been a cornerstone of U.S. foreign policy against Iran. Beyond their direct impact on bilateral tensions between the two nations, U.S. secondary or extraterritorial sanctions have also significantly influenced Iran's relations with other global actors, particularly the European Union (EU). The conclusion of the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) generated optimism regarding the end of sanctions against Iran. However, with the advent of the Trump administration and its unilateral withdrawal from the JCPOA in 2018, the United States’ extraterritorial sanctions against Iran were reinstated, dispelling the optimism that had emerged. The US and the EU are major economic and strategic partners. Given this reality, the critical question arises: How has the resurgence of U.S. sanctions, with their extraterritorial dimensions, affected Iran-EU relations? This paper hypothesizes that the resumption and intensification of extraterritorial sanctions have negatively impacted the economic and political aspects of Iran-EU relations. On the one hand, these sanctions have reduced bilateral relations to their lowest possible level; on the other, they have constrained diplomatic channels for resolving issues. To examine this hypothesis, the analysis employs Trump’s Maximum Pressure policy and its theoretical underpinnings as its conceptual framework. The method of research is based on impact analysis. Findings indicate that while sanctions have profoundly impacted Iran-EU relations, they have failed to achieve their ultimate objective of altering behavior. A key outcome of these sanctions has been the sidelining of Europe in Iran’s foreign policy sphere.
۷۷۴.

Unwilling and Unable Doctrine and Humanitarian Intervention: Frameworks and Challenges(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۷
The doctrines of humanitarian intervention and "unwilling and unable," closely linked to the Responsibility to Protect (R2P), provide frameworks for addressing humanitarian crises when states fail to protect their populations from atrocities like genocide, war crimes, and ethnic cleansing. These doctrines, however, face legal, political, and practical challenges, often clashing with state sovereignty under Article 2(7) of the UN Charter. This study employs a descriptive-analytical approach to examine these frameworks, distinguishing humanitarian intervention’s unilateral tendencies from R2P’s structured, UN-authorized approach. Through case studies of Libya (2011), Syria (2012–present), and the Rohingya crisis (2017), it analyzes their alignment with these doctrines, their challenges, and proposes practical reforms to enhance clarity, accountability, and effectiveness. By addressing ambiguities, political misuse, and sovereignty tensions, this study aims to strengthen global mechanisms for atrocity prevention while respecting international legal principles.
۷۷۵.

قدرت نرم نظام های سیاسی در معرض خطر پروپاگاندای رایانشی (مطالعه موردی: دولت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۲۹
توسعه فناوری های نوظهور نظیر اینترنت و شبکه های اجتماعی، فرصت ها و تهدیدهای جدیدی را پیش روی کشورها قرار داده و قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت تیز نظام های سیاسی تحت تأثیر توسعه این فناوری ها، دستخوش تحول شده است. یکی از جنبه های این فناوری های نوظهور، پروپاگاندای رایانشی است؛ تحت تأثیر به کارگیری این ابزار، شبکه های اجتماعی به شکل فزاینده ای در حال تبدیل شدن به ابزارهای فعالیت های اطلاعاتی دستکاری شده و هدفمند هستند. این مقاله در تلاش است به این پرسش پاسخ دهد که پروپاگاندای رایانشی چگونه به ابزاری علیه قدرت نرم نظام های سیاسی رقیب یا دشمن تبدیل شده و با بررسی تصعید تنش میان ایران و اسرائیل در پاییز 1403 به عنوان یک مطالعه موردی، به این پرسش پاسخ می دهد که کدام یک از استراتژی های پروپاگاندای رایانشی بیشتر علیه ایران استفاده می شود. بر همین اساس، با مرور ادبیات نظری و همچنین تلفیق دو روش تحلیل شبکه اجتماعی و تحلیل مضمون، تلاش شده به این پرسش ها پاسخ داده شود. یافته ها نشان می دهد که پروپاگاندای رایانشی به عنوان ابزاری در جهت تقویت قدرت تیز دولت ها علیه دولت های هدف به کار گرفته می شود و قابلیت تضعیف قدرت نرم آن ها را دارد. بر همین اساس، بیشترین استراتژی که  علیه ایران به کار گرفته شد، استراتژی های  حمله و افشاگری و همچنین حمایت از آلترناتیوهای دیگر بود تا توان موشکی ایران از یک سو و از سوی دیگر مشروعیت نظام سیاسی در ایران در افکار عمومی زیر سؤال برود. شبکه بازنشرهای توییت های مربوط به این موضوع نشان می دهد که این تلاش ها بی تأثیر نبوده است.
۷۷۶.

جمهوری اسلامی ایران و سقوط بشار اسد: پیامدهای راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۴
سقوط بشار اسد رئیس جمهور سوریه، یکی از رویدادهای مهم در تحولات سیاسی خاورمیانه در تحولات پس از طوفان الاقصی است که پیامدهای گسترده ای برای بازیگران منطقه ای و بین المللی به همراه داشته است. این مقاله به تحلیل تأثیرات احتمالی این سقوط بر راهبردها و اولویت های جمهوری اسلامی ایران می پردازد. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی آینده پژوهی، پیامدهای استراتژیک این بحران بر اولویت های راهبردی ایران بررسی شده است. از این رو، پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که «چگونه سقوط بشار اسد بر راهبردها و اولویت های جمهوری اسلامی ایران تأثیر خواهد گذاشت؟» به بیان دیگر، در فضای پس از بشار اسد و تضعیف نسبی محور مقاومت، سناریوهایی پیش روی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ بر مبنای روش تحقیق آینده یژوهی در این تحقیق چند سناریو مطرح و ابعاد مختلف آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. با توجه به اینکه روش آینده پژوهی به دنبال برطرف نمودن ابهامات و پیچیدگی های آینده و یافتن مسیرهای متعدد است، بنابراین نوشتن فرضیه مرسوم نیست و پس از برطرف کردن ابهامات آینده امکان طرح فرضیه در قالب سناریوهای ارائه شده امکانپذیر می گردد. یافته اصلی مقاله بر لزوم بازنگری در راهبردهای ایران و تحولات آینده در خاورمیانه تأکید دارد.
۷۷۷.

موانع ایفای نقش زنان در فرایند صلح سازی در سودان جنوبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۴۷
صلح به عنوان یک عامل حیاتی برای رفاه جهانی، نیازمند همکاری جمعی است. زنان به عنوان نیمی از جمعیت جهان، نقش بسزایی در فرآیند صلح سازی ایفا می کنند. این مطالعه به بررسی نقش زنان در صلح سازی سودان جنوبی و موانع پیش روی آنها می پردازد؛ چرا که سودان جنوبی پس از سال ها درگیری، با چالش های جدی در تحقق صلح پایدار روبروست و موانع مشارکت زنان در این مسیر اغلب نادیده گرفته می شود. پرسشی که مقاله پیش رو قصد بررسی و پاسخ به آن را دارد این است که زنان در فرایند صلح سازی سودان جنوبی با چه موانعی رو به رو هستند؟ فرضیه ای که در پاسخ به این سوال، با بهره گیری از روش توصیفی_تبیینی و با استناد به نظریه ی فمینیسم لییرال و صلح طلب مورد بررسی قرار می گیرد این است که هنجارهای فرهنگی،جامعه پدرسالارانه،نرخ بالای بی سوادی،تنوع قومیتی و موانع حقوقی موجود در این کشوراز جمله موانع اصلی برای ایفای نقش مؤثر زنان در فرآیند صلح سازی می باشند. در واقع زنان در سودان جنوبی با وجود چالش های گوناگون، نقش مهمی در برقراری صلح ایفا می کنند اما وجود این هنجارها به عنوان مانعی اصلی در جهت ایفای نقش آن ها در صلح سازی عمل می کند.
۷۷۸.

باز تعریف حادثه 11 سپتامبر2001 در روابط امریکا و اسراییل در خاورمیانه امروز بر اساس واقع گرایی ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۹
پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، روابط آمریکا و اسرائیل وارد مرحله ای جدید و عمیق تر شد. ایالات متحده که در پی حملات تروریستی به دنبال بازتعریف سیاست خارجی خود و مقابله با تهدیدات امنیتی در سطح جهانی بود، اسرائیل را به عنوان متحدی کلیدی در مبارزه با تروریسم در خاورمیانه شناخت. نتایج پژوهش نشان می دهد که مبارزه با تروریسم و تأمین مالی آن ها به کلیدواژه مشترک آمریکا و اسراییل تبدیل شده است. به دنبال حادثه 11 سپتامبر 2001 و حمله آمریکا به افغانستان، مفروض سیاست امریکا تغییر رژیم در ایران بوده اما نحوه نیل به این اهداف پس از اشغال عراق تغییر یافته است. مشکلات غیر قابل انتظار پس از اشغال عراق و فهم پیچیدگی های مسأله، برقراری ثبات در این کشور از یک سو و پیشرفت های داخلی در ایران و استفاده بهینه ایران از خلاء امنیتی موجود در عراق و افغانستان از سوی دیگر موجب قدرتمند شدن ایران و برهم خوردن موازنه قدرت به نفع ایران شده است.
۷۷۹.

بررسی ویژگی های تعزیه به مثابه هنری ملی و مذهبی از نگاه سفرنامه نویسان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۰
هنر آیینی تعزیه یکی از هنرهای مذهبی جامعه ایران اسلامی است که همواره موردتوجه پژوهشگران داخلی و خارجی قرار گرفته است. نگاه به این هنر آیینی از منظر سفرنامه نویسان خارجی می تواند ضمن کمک به شناسایی ابعاد ناپیدای این هنر ملی و مذهبی و وجوه تمایز این هنر بومی با هنر غربی، ظرفیت های عمیق آن را آشکار سازد. هدف اصلی این پژوهش بررسی ویژگی های هنر آیینی تعزیه از منظر سفرنامه نویسان خارجی و نسبت آن با گفتمان شرق شناسی است. در این مطالعه تلاش شد تا با روش مطالعه اسنادی و با بررسی و مطالعه سفرنامه های خارجی که در باب جامعه ایران نگاشته شده است به توصیف هنر آیینی تعزیه پرداخته شود. یافته های پژوهش نشان می دهد اگرچه روایت برخی سیاحان از این هنر ملی و مذهبی روایتی شرق شناسانه و آمیخته با کنایه به نظر می رسد، در بسیاری موارد روایت های سفرنامه نویسان در چهارچوب گفتمان شرق شناسی جای نمی گیرد و آنان به ستایش و تجلیل از تعزیه پرداخته و آن را هنری منحصربه فرد، جذاب و حتی گاه تأثیرگذارتر و فاخرتر از میراث هنرهای نمایشی در غرب معرفی نموده اند. قدرت تصویرسازی، عناصر هنری و آوایی، مکان برگزاری تعزیه، صحنه آرایی ها و هنرمندی و مهارت بازیگران تعزیه، قدرت تأثیرگذاری تعزیه بر مخاطبان، حضور زنان در مراسم تعزیه، شکل اجرا و مضامین تعزیه و مناقشات فقهی در زمینه تعزیه ازجمله مهم ترین موضوعاتی است که در گزارش سفرنامه نویسان پیرامون تعزیه انعکاس یافته است.
۷۸۰.

تحلیل روابط جمهوری اسلامی ایران و عراق در چارچوب نظریه وابستگی متقابل پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
روابط دوجانبه جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق علیرغم فراز و نشیب ها و بحران های امنیتی و سیاسی، روند فزاینده گسترش تعاملات را تجربه می کند. می توان گفت طی دو دهه اخیر نشانه های تبدیل الگوی روابط دو کشور از رویکرد امنیت محور به تعاملات پیچیده، چندبُعدی و درهم تنیده قابل مشاهده است. هدف از این پژوهش، تبیین روابط دوجانبه و تحول در آن بر اساس نظریه وابستگی متقابل پیچیده (و نامتقارن) است. سؤال اصلی پژوهش این است که روابط جمهوری اسلامی ایران و عراق چگونه می تواند در برابر آسیب های درون زاد و تهدیدات طرف ثالث مقاوم گردد؟ فرضیه پژوهش این است که با هدف مقاوم سازی روابط دوجانبه از طریق وابستگی متقابل چندبعدی، می بایست سیاست نهادینه سازی روابط اقتصادی، گسترش همکاری های فرهنگی و اجتماعی، همکاری های محیط زیستی و خدماتی، تقویت روابط نهادی و کاهش شخصی سازی و مقاوم سازی روابط در برابر کشورهای ثالث را دنبال نمود تا 1) روابط چندبُعدی و متوازن ایجاد کرد؛ 2) وابستگی را از حالت نامتقارن به سمت متقارن سوق داد؛ 3) تعاملات نهادی، عمومی و شفاف شود، نه صرفاً فردی یا امنیتی؛ 4) ساختارهای جدیدی برای بازدارندگی در برابر تخریب رابطه از سوی کشورهای ثالث ایجاد شود. دراین صورت اعتماد طرف عراقی بیشتر جلب می شود و همکاری بیشتر و گسترده تری در همه حوزه ها رخ خواهد داد و آسیب پذیری روابط دوجانبه بسیار کاهش می یابد. این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تبیینی و با شیوه گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای، مقالات مندرج در مجلات تخصصی و سایت های معتبر اینترنتی نگاشته شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان