فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۸۱ تا ۶٬۲۰۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، مفهوم تعامل سازنده و موثر با جهان به صورت عام و ارتباط آن گفتمان اعتدال گرایی در عرصه سیاست خارجی دولت حسن روحانی به صورت خاص مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. به دلیل برجستگی و حاکم شدن گفتمان اعتدال گرایی در سیاست خارجی دولت یازدهم، به نظر می رسد نظریه پیوستگی جیمز روزنا به دلیل اهمیتی که برای عامل محیط بین المللی و عامل فرد (اندیشه ها و شخصیت حسن روحانی) قائل است، ارتباط بیشتری با عنوان این پژوهش دارد. بر این اساس سعی شده است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای و اسناد اینترنتی گفتمان اعتدال گرایی در دوره حسن روحانی و دلیل حاکم شدن آن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران موردبررسی قرار گیرد. نویسندگان معتقد هستند شرایطی از جمله تحریم های شدید اتخاذشده توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، امنیتی شدن ایران در عرصه روابط بین الملل، کاهش روابط با همسایگان، متمرکز شدن سیاست نگاه ایران به شرق و چند کشور آمریکای لاتین و ... در دوره احمدی نژاد و در نهایت اندیشه ها، شعارها و شخصیت ویژه حسن روحانی به حاکم شدن گفتمان اعتدال گرایی بر سیاست خارجی ایران منجر گردید. در واقع، سیاست خارجی اعتدال گرا به دنبال نمایش چهره مطلوب از ایران در عرصه بین المللی است تا از این طریق بتواند منافع ملی کشور را تسهیل و فراهم سازند.
بررسی تاثیرات رنسانس و رفرماسیون بر اندیشه دکتر علی شریعتی
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷
1 - 13
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیرات رنسانس و رفرماسیون بر اندیشه دکتر علی شریعتی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که شریعتی اسلامی را می خواست که با جهان مدرن امروزی در ارتباط باشد و به کار آباد کردن دنیای مؤمنان بیاید؛ به عبارتی شریعتی درصدد بود رنگ ارتجاع، عقب ماندگی و جهل را از اندیشه دینی پاک کند. روش او «تصفیه و استخراج منابع فرهنگی» بود. وی در رنسانس و پروتستانیسم اسلامی، اولاً با بازگشت به سرچشمه ها و ثانیاً با زمینی و دنیایی کردن اغراض دینی و الگوهای رفتاری، آنها را در دسترس عموم مردم جامعه قرار داد. شریعتی در تلاش بود با بازخوانی مفاهیم دینی و الگوهای اساسی اسلامی، جامعه را که به وسیله مذهب دچار رکود شده بود، مجدد به وسیله نیروی دین و مذهب بیدار کرد.
تحلیل مؤلفه های توتالیتاریسم در کره شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۶ بهار ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
47 - 65
حوزههای تخصصی:
در کره شمالی خاندان کیم ایل سونگ با رهبری بلامنازع موروثی و غرق در کیش شخصیت، چهره جدیدی از رژیم توتالیتر را در بالاترین سطح ممکن ایجاد و این کشور را به بزرگترین زندان جهان تبدیل نموده اند و مردم چاره ای جز بردگی یا انتخاب مرگ تدریجی ندارند، چرا که راهی برای رسیدن به آزادی و حتی خودکشی هم وجود ندارد. در این راستا، هدف پژوهش، سنجش شیوه زمامداری خاندان کیم در پرتو شاخصه های رژیم توتالیتر با روش توصیفی-تحلیلی است و در پی پاسخ به این پرسش است که ماهیت و ساختار زمامداری در کره شمالی تا چه حدی مولفه های توتالیتاریسم را منعکس می نماید؟ نتایج پژوهش حکایت از این دارد که در این کشور، رهبر عالی و حزب کارگر با نفوذ در تمام ارکان قدرت و با سوء استفاده از آرمان های مکتب جوچه و رهایی از استعمار ژاپن، بر پایه سه عنصر: رهبر واحد، ایدئولوژی واحد، حزب واحد و بهره مندی از سیاست سانگون (اولویت-نظامی)، نظام وحدت و تمرکز قدرت، شیوه سرکوب و مجازات، ایجاد رعب و وحشت، زمامداری غیر دموکراتیک و تبعیت گریز ناپذیر مردم، نظام سیاسی مبتنی بر کلیه شاخصه های رژیم توتالیتاریسم را ایجاد نموده اند.
تاثیر پایگاه، دینداری و رسانه بر گرایش افراد به ایدئولوژی اصولگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۴ (پیاپی ۴۳)
143 - 173
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر پایگاه اقتصادی – اجتماعی، دینداری و رسانه بر گرایش افراد به ایدئولوژی اصولگرایی صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی و تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات از طریق پیمایش انجام گرفته است؛ شیوه نمونه گیری؛ طبقه ای، خوشه ای، چند مرحله ای و حجم نمونه (n) 368 نفر برآورد شد. تکنیک جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه در قالب 32 گویه و داده های تحقیق با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart pls تجزیه و تحلیل گردید. چارچوب نظری پژوهش با تلفیقی از نظریات بوردیو، نظریه نبرد فرهنگ ها و نظریات مکتب کلمبیا صورتبندی و معلوم شد کسانی که پایگاه اقتصادی – اجتماعی پایینی دارند میانگین نمره بالاتری به ایدئولوژی اصولگرایی است. در زمینه تاثیر رسانه، بین میزان استفاده افراد از رسانه های خارجی و گرایش آنان به ایدئولوژی اصولگرایی، رابطه معکوس وجود دارد و در ارتباط با تاثیر رسانه های داخلی، نتایج حاکی از افزایش گرایش افراد به ایدئولوژی اصولگرایی با توجه به میزان استفاده بیشتر از رسانه های داخلی است. همچنین مشخص شد گرایش به ایدئولوژی اصولگرایی بر حسب متوسط دینداری افراد تفاوت می پذیرد و کسانی که میانگین نمره دینداری بالایی دارند گرایش بیشتری به ایدئولوژی اصولگرایی دارند.
سوژگی طبقه متوسط جدید در فرآیند تغییر سیاسی؛ مطالعه تطبیقی عربستان و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۵ (پیاپی ۶۵)
223 - 251
حوزههای تخصصی:
به گفته هانتینگتون، رشد کمی و تحول کیفی طبقه متوسط جدید منجر به توسعه نهادهای مدنی و زدودن نمادهای اقتدارگرایی شده و بدین ترتیب اکثریت لازم برای تغییر سیاسی فراهم می آید. پرسش این است که چرا علی رغم رشد این طبقه در عربستان سعودی و عراق، فرآیند تغییر سیاسی محقق نشده است؟ در چارچوب نظریه گذار و به روش مقایسه ای مشخص گردید که هر دو کشور در رشد نمادهای طبقه متوسط جدید یعنی گسترش آموزش عالی، دیوانسالاری، ارتباطات و درآمد سرانه مشابه هستند. اما به دلیل موانع فرهنگی، ماهیت رانتیر بودن دولت، رابطه حامی پیرو و نقش منفی عامل خارجی، ایفای هرگونه نقش جهت پیشبرد دموکراتیزاسیون از این طبقه سلب شده و آزادسازی تاکتیکی از بالا نیز در صورت عدم تحقق مطالبات دموکراتیک، ممکن است گرایش به تغییرات انقلابی و قیام عمومی را باعث گردد. در عراق نیز بی ثباتی سیاسی و ساختارهایی که آمریکایی ها پس از فروپاشی رژیم بعثی تحمیل کرده اند باعث شده این طبقه نتواند پویش های واقعی خود را در ایجاد دموکراسی ایجاد کند. در حالیکه عراق با فروپاشی رژیم صدام حسین، مرحله اول فرآیند گذار یعنی «شکست اقتدارگرایان» طی شده و در مرحله دوم یعنی «تقویت نهادهای دموکراتیک» به سر می برد، در عربستان در مرحله نخست آن یعنی «شکست اقتدارگرایان» با موانعی جدی روبرو می باشد.
راهبرد چین در قفقاز جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جهان کنونی توسعه کشورها بدون دسترسی به منابع و بازارهای بین المللی غیرممکن به نظر می رسد. نخبگان اجرایی چین با درک این واقعیت در پی بهبود جایگاه اقتصادی و سیاسی خود در مناطق مختلف جهان از جمله قفقاز جنوبی هستند. چینی ها برای آسان سازی و سرعت بخشی دسترسی به این هدف، ابتکار یک کمربند و یک راه را در سال 2013 مطرح کردند. اهمیت ابتکار کمربند راه در رفتار منطقه ای چین به حدی است که به نوعی به برند سیاست خارجی این کشور تبدیل شده است. به طوری که برای ارائه تصویری روشن از سیاست منطقه ای چین در نواحی مختلف جهان توجه به این طرح ضروری به نظر می رسد. در این نوشتار می کوشیم با نیم نگاهی به ابتکار کمربند راه، جایگاه قفقاز جنوبی را در راهبرد بلندمدت چین بررسی کنیم و به این پرسش پاسخ دهیم که راهبرد چین در قفقاز جنوبی چیست؟ با ارائه چارچوبی نظری از نظریه میان منطقه گرایی، استدلال می کنیم که «چین رویکردی خوشه ای در برابر قفقاز جنوبی دارد. بدین معنا که اهمیت قفقاز جنوبی در سیاست خارجی چین در تعامل با کشورهای همسایه این منطقه (ایران و ترکیه) و در قالب طرح های کلانی مانند ابتکار کمربند راه تعریف می شود». به بیان دیگر، قفقاز جنوبی حلقه فرعی از زنجیره به هم پیوسته سیاست خارجی چین در پهنه اوراسیا است. در این نوشتار راهبرد بلندمدت چین در قفقاز جنوبی را با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از نظریه میان منطقه گرایی بررسی می کنیم. گفتنی است که برای بررسی فرضیه از داده های کمی و کیفی، جدول، نقشه و نمودار استفاده کرده ایم.
نقش رهبری در پیشرفتها و حل چالشهای نظام جمهوری اسلامی ایران در حوزه مسائل امنیتی و دفاعی
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیم با اهمیت، پیچیده و جدید در دنیای امروز در بسیاری از مباحث سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... موضوع و مفهوم امنیت است. هدف مقاله، بررسی وضعیت مسائل امنیتی و دفاعی در سه دهه رهبریت مقام معظم رهبری است و از این دیدگاه این نوشتار در مقام پاسخگویی به این سؤال است که نقش رهبری در پیشرفتها و حل چالشهای نظام جمهوری اسلامی ایران در حوزه مسائل امنیتی و دفاعی در سه دهه اخیر چه بوده است؛ ایشان به عنوان فرمانده کل قوا چه اقداماتی درباره پیشرفت نیروهای مسلح انجام داده اند؟ نوشتار به روش توصیفی و تحلیلی است و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و اسنادی شامل کتابها، مقالات تخصصی و اینترنت صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، که مقام معظم رهبری در طول دوران رهبری پربرکت خویش، جنگ و صلح را با ترازوی حکمت، عزت و مصلحت مدیریت کردند و بارها جمهوری اسلامی را از خطر جنگهایی که ایران را تهدید می کرد نجات داده است. ایشان توجه زیادی به تقویت نیروهای نظامی و امنیتی داشته و با مدیریت و پیگیری خویش به بهترین وجه رهبری کرده و در خطرناکترین رویدادها که ایران با آن روبه رو شده با درایت و هوشیاری بر چالشها غلبه کرده و امنیت را به کشور باز گردانده است.
Modeling the Decision-making Method of Imam Khomeini for the Officials and Managers of the Islamic Republic of Iran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بازشناسی مذاکره سیاسی امام حسن (ع)؛ اصول گفتمان صلح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۸
118 - 141
حوزههای تخصصی:
صلح امام حسن(ع) با معاویه، یکی از پرمناقشه ترین رویدادهای تاریخی است که برداشتهای مختلفی از آن، صورت گرفته است. عده ای آن را اقدامی عزتمندانه در مواجهه با مخالفان و از مقوله مذاکرات سیاسی حکیمانه می دانند که دارای اصول و ضوابطی معین است و برخی دیگر آن را اقدامی منفعلانه و از سر ضعف می پندارند. در این پژوهش، با تبیین معنا و مؤلفه های مذاکره سیاسی و مروری اجمالی بر ماجرای گفت وگوهای صلح امام حسن(ع) با معاویه، در بررسی تطبیقیِ شاخصه های مذاکره سیاسی با ویژگی ها و شرایط حاکم بر جریان این صلح، مشخص می گردد که این گفت وگوها، از نوع مذاکره سیاسی با مخالفان است و بر اساس اصول و ضوابطی خاص صورت گرفته است. این مطالعه، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی منابع معتبر تاریخی- رواییِ مرتبط با این جریان، مهم ترین اصول و ضوابط مذاکره امام حسن(ع) در صلح با معاویه را با لحاظ زمان، در قالب اصول «پیش از مذاکره»، «حین مذاکره» و «بعد از مذاکره» تقسیم و مورد بررسی و تبیین قرار می دهد.
سیاست خارجی و نبود اجماع پایدار داخلی: تحلیل رمزگان عملیاتی برجام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۹۰)
175 - 224
حوزههای تخصصی:
یکی از نقاط عطف بروز اختلافات فکری درباره مسائل سیاست خارجی زمانی است که کشورها در پی حل وفصل مسائل بین المللی خود از طریق توافق های دوجانبه یا چندجانبه بین المللی هستند. برجام به عنوان توافق چندجانبه ایران با کشورهای 1+5 برای حل وفصل بحران هسته ای، عامل بروز و تشدید اختلاف نظرهای داخلی در ایران بوده است؛ به گونه ای که با گذشت چندین سال، همچنان این اختلاف ها بر سپهر سیاسی ایران سایه افکنده است. تلاش این مقاله معطوف به بررسی چالش ها و بازدارنده های اجماع سازی داخلی درباره مسائل سیاست خارجی در جمهوری اسلامی ایران است. بر این اساس، با تمرکز بر تجربه برجام و با استفاده از تحلیل رمزگان عملیاتی، در پی تحلیل سازه های ادراکی نخبگان سیاسی درباره برجام در مقطع زمانی پیش و پس از خروج آمریکا از آن است. یافته های مقاله نشان می دهد که ساختار ادراکی مناسب و کارآمدی برای اجماع سازی پایدار در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران میان سه طیف نخبگان تعامل گرا، ضدهژمون و تاب خورنده وجود ندارد.
تحلیل سیاسی تغییر شکل قوه مجریه در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
1015 - 1032
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث بنیادی در سپهر سیاست، بحث در زمینه سازماندهی دولت و تنظیم روابط قوای درونی دولت است که در این خصوص، نوع نظام سیاسی و همچنین اصل تفکیک قوا بسیار تأثیرگذار است، چراکه براساس نوع نظام سیاسی و پذیرش یکی از انواع تفکیک قوا، روش های مختلفی از تنظیم قوای حاکم همچون نظام ریاستی، پارلمانی و مختلط (نیمه ریاستی-نیمه پارلمانی ) مطرح می شود، که در این زمینه هریک از کشورها، نظام سیاسی و ساختاری خاصی را طراحی و ترسیم کرده اند. در جمهوری اسلامی ایران، استقلال قوا پذیرفته شده و در سطح تنظیم روابط قوا و شکل قوه مجریه، نظام شبه ریاستی (نیمه ریاستی-نیمه پارلمانی) معین شده است. موضوع اصلی این پژوهش، تحلیل و ارزیابی سیاسی تغییر نحوه تنظیم روابط قوا و ارزیابی آثار برآمده از آن است. این نوشتار با بهره گیری از روش تحلیل محتوا در پی پاسخگویی به این پرسش است که تغییر شکل قوه مجریه چگونه ارزیابی شده و چه آثاری بر آن بار می شود؟ اجمال یافته های تحقیق آن است که تغییر شکل قوه مجریه و روابط قوا در جمهوری اسلامی ایران به نظام پارلمانی هم به لحاظ مبانی قانون اساسی و هم به لحاظ تجارب تاریخی و آثار سیاسی برآمده از آن امکان پذیر نیست، چراکه در قانون اساسی، اصول و موازینی از نوع نص وجود دارد که امکان تغییر شکل قوه مجریه به ویژه حذف پست ریاست جمهوری را با محدودیت های اساسی مواجه می سازد، به ویژه آنکه نماد اصلی جمهوریت نظام، رئیس جمهور است و از سوی دیگر، پذیرش نظام پارلمانی بازگشت به چالش های متعدد گذشته است که ناکارامدی آنها تجربه شده و انقلاب اسلامی نیز برای اجتناب از آن ناکارامدی ها به ثمر رسیده که این مسئله عیناً در بیانات مقام رهبری نیز انعکاس داشته است.
ملاحظات امنیتی ایران در قبال استقلال اقلیم کردستان عراق
حوزههای تخصصی:
کردستان عراق بعد از ایجاد دولت فدرالی، پیشرفت زیادی را در زمینه های علمی، اقتصادی و سیاسی به دست آورده است. همچنین علاوه بر پیشرفت در این زمینه ها، با حمایت از سیاست های آمریکا در عراق و نیز ارتباط با رژیم صهیونیستی، نفوذ بیشتری درمنطقه، خصوصاً در کشورهای دارای اقلیت کردنشین پیدا کرده است. وجود مرز مشترک و اشتراکات فرهنگی و مذهبی و از طرف دیگر پیشرفت های زیاد سال های اخیر در اقلیم کردستان در مقایسه با مناطق کردنشین ایران، در کنار سهم قابل توجه کردها در ساختار سیاسی عراق، تأثیرپذیری کردهای ایران را از کردستان عراق افزایش داده است. هدف اصلی این پژوهش نیز بررسی تأثیرات استقلال اقلیم کردستان عراق بر امنیت ملی ایران است. بر همین اساس، سوال اصلی پژوهش بر این مبنا شکل گرفته است که تأثیر استقلال اقلیم کردستان عراق بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چیست؟، لذا این نوشتار با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی و با توجه به افق های ساختارگرایانه مکتب کپنهاگ، این انگاره را مفروض می دارد که با توجه به همسایگی کردهای ایران و عراق و تأثیرپذیری آنها از یکدیگر بی شک استقلال احتمالی این اقلیم، تأثیر زیادی بر امنیت مناطق کردنشین ایران خواهد گذاشت. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که در شرایط کنونی( فدرالی بودن اقلیم) این تاثیرگذاری صرفاً ممکن است در بُعد اقتصادی آن چشم گیر بوده و در سایر مولفه های امنیتی مطرح شده، تأثیر چندانی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نداشته باشد.
درآمدی بر الهیات سیاسی تمدنی در اندیشه ی مالک بن نبی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۹۰
101 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ، بررسی آن دسته از مفاهیم و ابعاد الهیات تمدنی در اندیشه ی مالک بن نبی است که به نواندیشی و بازسازی اندیشه ی سیاسی به معنای عام و کلی آن - و نه به مفهوم دولت سازی - بینجامد. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است. یافته ها نشان می دهند که هدف بن نبی، درک درست ریشه ها و علل فروپاشی تمدنی اسلامی و اصلاح و نوسازی آن است. درک و فهم بن نبی از چالش های واقعی و ریشه های آن ها در جهان اسلام متفاوت از دیگر تمدن پژوهان بزرگ جهان اسلام است؛ این تفاوت ماهوی را حتی در روش های برون رفت از این چالش ها نیز می توان مشاهده کرد. از مهم ترین شاخص های اندیشه ی بن نبی بنیان گذاری طرح کلی اندیشه ی تمدنی او بر پایه ی الهیات است. وی به همزادی و پیوستگی تکوینی دین و تمدن باور دارد و معتقد است تمدن ها به میزانی که با تفکر دینی نسبت های معقول و سازنده دارند، قوام و مانایی پیدا می کنند و به هر میزان که از مرحله ی الهیات و دین می گریزند، ابتدا دچار عقل گرایی تهی از معنویت و روح شده و سپس دست خوش باتلاق غرایز و شهوات مختلف می شوند و رو به نابودی می گذارند. چرخه ی سه مرحله ای تمدن (روح، علم و غریزه) از مرحله ی روح و معنویت آغاز می شود و به عروج تمدنی می رسد.
بررسی ماهیت سیاست در رویکردهای سکولاری و رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هفدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۰
۱۳۷-۱۵۴
حوزههای تخصصی:
ارتباط تنگاتنگ میان انسان و سیاست، سیاست را به مفهومی سهل و پیچیده تبدیل کرده است. در تبیین ماهیت سیاست، با چهار نظریه کلان مواجه هستیم: 1. نگرش عامیانه، 2. نگرش قدرت محور، 3. نگرش اخلاق محور و 4. نگرش الهی. نگرش عامیانه، که از جریان عملی سیاست در بسیاری از جوامع نشأت می گیرد، سیاست مقوله ای شیطانی از جنس زور و نیرنگ تفسیر می شود. در نگرش قدرت محور، سیاست مقوله دو چهره ای است که از طرفی بانی نظم و امنیت است و از طرف دیگر عامل سلطه گری، تعارض و پیکار. در نگرش اخلاقی، سیاست در پیوند با اخلاق معنا می یابد و باید انتظارات اخلاقی از آن داشت؛ و در نگرش الهی، سیاست مقوله الهی است؛ «جعل الله» و «عهد الله» است. با سیاست مسیر حرکت جامعه به سمت سعادت دنیوی و اخروی هموار می شود. به واسطه آن اخلاق انسانی و متعالی در جامعه منتشر می شود؛ دین خداوند در جامعه به جریان می افتد و خود از آن تغذیه کرده و بارور می شود.
Explaining the Iconographic Role of Karbala in the Formation and Continuity of the Shia Movements and the Islamic Revolution(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Shia, as one of the main components of Islamic society, has always had a revolutionary attitude towards other religions throughout history. The Shi'ite school has been the promoter of movements that have stood up to oppression, and this political thought has shaped Shia political and social movements throughout history. Historically, the turning point of the Shia revolution and the formation of Shia protest movements is the Ashura incident in the year 61 AH. And the land of Karbala as the Shias holy shrine of and the place of Imam Hussein martyrdom (a.s.) has always, at all times and places, conveyed the ideological burden of the Ashura event to Shia communities. Thus, the formation and activity of Shia movements can be traced well after the Karbala event and examined in terms of the effects that Karbala has had on their structure and continuity in different categories. The present study aimed to investigate the role of Karbala in the formation and continuation of Shia movements in the context of political geography based on Gatman's theory of iconography. To this aim, Descriptive-analytical methods and library and document studies are used. Based on the results, this influence has not always been the same at different times, and in each period, it has manifested itself in different ways depending on the temporal and spatial requirements and the degree of Shia community readiness. That can investigate the type and extent of this effect on dual format in the Imamiyyah and the Zaydiyyah method. So, the categorization of Shi'ite movements is as following: Imam Hussein's revenge and revenge revolts, Zaydiyya uprisings, movements that led to the formation of the government, and contemporary Shi'ite movements.
چالش های استقرار نظام پارلمانی در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر صورت سازماندهی نهادهای حاکمیتی در جمهوری اسلامی ایران به نظام پارلمانی دغدغه ای است که در سال های اخیر مطرح بوده است. با توجه به هزینه های تغییر نظام سیاسی و لزوم اصلاحات چشمگیر تقنینی-ساختاری در فرض اهتمام به پیاده سازی نظام پارلمانی و همچنین، نحوه ساخت سیاسی در نظام حقوق عمومی ایران و یافته های ناهمگون کارآمدی پارلمانی یا ریاستی در ادبیات تطبیقی و نفی مطلوبیت ذاتی هر یک، در کنار تردید در تطابق پذیری نتایج مطالعات در سایر نظام ها به لحاظ ماهیت علی حده و زیرساخت های مجزا، در مجموع می توان مخاطراتی را در فرایند تغییر نظام سیاسی پیشاروی نظام جمهوری اسلامی در سطوح مختلف مشروعیت، ثبات، وجهه دمکراتیک و کارایی در کمین این طرح کلان دانست. بنابراین، در شرایط کنونی می توان با اعمال اصلاحاتی در قانون اساسی و رویکردها به ویژه در خطوط فرهنگ سیاسی، تحزب و انتخابات، اهداف خود را در متن نظام فعلی با سرعت، هزینه کرد و ریسک کمتری مطالبه کرد.
The British Self and Continental Other: The Question of British National Identity in the 2016 Referendum(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The UK’s departure from the EU is a pivotal moment in the history of Europe. The United Kingdom and the European Union has a longstanding relationship going back to 1973; however, against all expectations, in a referendum on June 23, 2016, the British people voted to leave the EU. According to the referendum result, more than 51.9% of the voters voted to leave. There is a hypothesis that British national identity can be the source of UK hostility to European integration. The main question to be posed here is that, how the unique formation of British identity drove the majority of people to vote in favour of leaving the EU in the 2016 referendum. In order to achieve this objective, Social Identity Theory has been applied as the main theoretical framework. Moreover, this study employed a qualitative methodology, and data was gathered from the existing survey polls such as Ipsos MORI, Eurobarometer and British Social Attitudes (BSA) surveys. The findings of this paper indicated that British identity has not been Europeanised as much as other European countries yet, and Britain’s weak sense of European identity was a key contributor to the Brexit vote.
نقش اشتراکات ایران و عراق در شکل گیری همگرایی در حوزه انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۴ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۵)
74 - 51
حوزههای تخصصی:
ایران و عراق، دو کشور همسایه با اشتراکات متعدد بوده و هستند که روابط پر فراز و نشیبی داشته و حتی در تاریخ روابط خود، یک دوره جنگ را هم تجربه کرده اند. پس از سال 2003 با سقوط رژیم بعث و حضور شیعیان و اکراد در ساختارهای قدرت عراق، با پر رنگ شدن نقش اشتراکات دوکشور فصل جدیدی در روابط ایران و عراق بخصوص در زمینه همکاری های اقتصادی بویژه در بخش انرژی ایجاد شد.این مقاله به بررسیهمگرایی اقتصادی دو کشور در حوزه انرژی خواهد پرداخت و بدنبال پاسخ به این پرسش است که اشتراکات مذهبی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی ایران و عراق چه نقشی در شکل گیری همگرایی اقتصادی دو کشور در حوزه انرژی داشته اند؟ برای پاسخ به این پرسش ضمن بهره گیری از آمارها و داده های مستند، از روش توصیفی، تحلیلی استفاده شده و هدف آن است که ابعاد مختلف شکل گیری همگرایی اقتصادی ایران و عراق مورد بررسی قرار گیرد. نتیجه کلی مقاله نشان می دهد که اشتراکات مذهبی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی ایران و عراق باعث نزدیک شدن دیدگاههای سران دو کشور در جهت همراستایی منافع و شکل گیری و تدوام همگرایی اقتصادی دو کشور در حوزه های مختلف از جمله انرژی شده است.
بررسی مقایسه ای سرمایه های روحانیت در دوره صفویه و قاجاریه(با استفاده از نظریه بوردیو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲)
115 - 141
حوزههای تخصصی:
روحانیت به دلیل در اختیار داشتن سرمایه های مختلف فرهنگی، نمادین، اجتماعی و اقتصادی، همواره در جامعه ایرانی دارای جایگاه والایی بوده است. این موقعیت هرچند پس از رسمی شدن مذهب تشیع در دوره صفویه تثبیت شد، ولی در دوره های بعد با فراز و فرودهایی همراه بوده است. به همین منظور پژوهش حاضر، به بررسی تاریخی و مقایسه ای سرمایه های روحانیت در دوره های صفویه و قاجاریه با استفاده از نظریه بوردیو پرداخته است. سؤال پژوهش عبارت است از اینکه، با ورود به دوره قاجاریه، سرمایه های روحانیت نسبت به دوره صفویه با چه تحولاتی مواجه شده است؟ در ادامه این فرضیه مطرح شده که با توجه به شروع مدرنیزاسیون و ایجاد اصلاحات در زمینه های گوناگون و نوگرایی در دوره قاجاریه، سرمایه های سنتی روحانیت تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته و تضعیف شده اند. برای پاسخ به سؤال پژوهش سرمایه های فرهنگی، نمادین، اجتماعی و اقتصادی روحانیت در دوره صفویه و قاجاریه بررسی و مقایسه شده اند. پژوهش حاضر سرمایه های روحانیت را در این دو مقطع زمانی با رویکردی مقایسه ای و تطبیق نظریه بر مورد و با گردآوری منابع به شیوه کتابخانه ای مورد تحلیل و مقایسه قرار داده است.
بررسی مقایسه ای مواجهه دولت ها با اپیدمی کرونا از منظر سرمایه اجتماعی (آمریکا، انگلیس و ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شیوع اپیدمی کرونا و به هم ریختگی نظم جهانی در پی آن، نظام های سیاسی مختلف در مواجهه با این پدیده تصمیم های متفاوتی اتخاذ کردند. نکته قابل تامل، نوع مواجهه کشورهای غربی با این پدیده است که طبق شاخص های سازمان بین الملل، بانک جهانی و صندوق بین الملل پول بالاترین درجه های حکمرانی متعلق به آنان می باشد. در حالیکه آمارهای سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد نظام حکمرانی این کشورها و همراهی جامعه با تصمیمات اتخاذ شده توسط حاکمان سیاسی با موفقیت همراه نبوده است. از طرفی جمهوری اسلامی ایران نیز بیش از یک سال است که با این پدیده مواجه شده است. اما در این میان نوع برخورد حاکمیت با مردم و حضور نهادهای مردمی و رهبری دینی آن و نقش رهبری در بسیج عمومی و همگانی در مبارزه با کرونا نوع جدیدی از حکمرانی مبتنی بر آموزه های اعتقادی و مسئولیت پذیری اجتماعی را به نمایش گذاشت. در این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش هستیم که از منظر سرمایه اجتماعی نقش ایران و غرب (ایالات متحده و انگلیس) در مواجه با کرونا چگونه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد جمهوری اسلامی حول محوریت نقش رهبری توانست سرمایه های اجتماعی چون بسیج و نهادهای نیمه دولتی و مردمی را فعال و در راستای مدیریت کرونا و خدمت رسانی به جامعه و کمک به کادر درمان به کارگیری کند، در مقابل، آمریکا و انگلیس به دلیل نداشتن چنین ظرفیت هایی در مدیریت کرونا کارنامه ضعیفی ارائه دادند