فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۴۶۱ تا ۱۷٬۴۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش می کوشیم با هدف ارتقای کیفی رویکرد فرهنگی به قرآن کریم، الگوی گرایشی رشد فرهنگی انسان از دیدگاه قرآن را بیان کنیم. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی سامان یافته، و بر حسب دستاورد یا نتیجه تحقیق، از نوع توسعه ای - کاربردی، و از لحاظ هدف تحقیق، از نوع اکتشافی، و به لحاظ نوع داده های مورد استفاده، یک تحقیق کیفی است. این نوشتار «ضرورت شناسی قرآن پژوهی فرهنگی» را آغازگاهی برای تبیین هر چه بهتر مسأله می داند. «نقش ریشه ای قرآن کریم در اصلاح فرهنگی»، «حاکمیت رویکرد سکولار در فرهنگ پژوهی»، «ایجاد درک مشترک از دیدگاه فرهنگی قرآن» و «خلق تصویری ذهنی از آینده مطلوب فرهنگی از دیدگاه قرآن»، از مهم ترین ضرورت ها در این زمینه است. نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان می دهد که «معنویت گرایی»، «خردگرایی»، «عمل گرایی» و «علم گرایی»، اضلاع چهارگانه رشد فرهنگی انسان در بعد گرایشی از دید قرآن است که پیوست فرهنگی هر کدام از آن اضلاع، تمام عرصه های فرهنگی را پوشش می دهد.
روش بهره گیری از عمومات و مطلقات در حل مسائل مستحدثه
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ششم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۹
7 - 32
حوزههای تخصصی:
کاربرد عمومات و مطلقات کتاب و سنت در حلّ مسائل فقهی اجمالاً از اصول مفروض نزد دانشیان فقه و اصول است، اما شیوه مواجهه با مسائل مستحدثه در استفاده از عمومات و مطلقات و ضوابط به کارگیری آن ها از مباحث مورد نیاز در فقه مسائل جدید و مورد مطالبه پژوهشگران فقهی در این زمینه است. این مقاله عهده دار تبیین یک مرحله اساسی در بهره گیری از عمومات و مطلقات برای حل مسائل مستحدثه است؛ یعنی شناخت کامل گونه های عمومات و مطلقات در مواجهه با مسائل مستحدثه و روش استفاده از آن ها در حالت های مختلف. نوآوری این مقاله ضمن ارائه و تبیین دو روش عرفی و عقلی، ارائه همه صورت های مختلف عمومات و مطلقات در مواجهه با مسائل مستحدثه در یک ساختار منطقی و بیان روش مناسب در هر کدام از آن صورت هاست.
روش شناخت فقهی موضوعات عرفی
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ششم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۹
33 - 60
حوزههای تخصصی:
موضوعات عرفی بخش عمده ای از موضوعات احکام فقهی را به خود اختصاص داده اند که شناخت روشمند آن ها در استنباط احکام فقهی نقش به سزایی دارد. آنچه در شناخت موضوعات عرفی حائز اهمیت است رویکرد فقهی در فرایند شناخت آن هاست؛ بدین معنا که باید جنبه هایی از موضوعات مدِّ نظر متصدیان شناخت کاوش شود که در استنباط احکام فقهی مؤثرند. شناخت فقهی موضوعات عرفی دست کم شامل تشخیص مراحلی چون نوع، مفهوم، ملاکات و مصادیق آن ها می شود که این مقاله تلاش دارد این مراحل را به صورت روشمند ترسیم نماید. یافته های این مقاله حکایت از این دارد که اولین گام در شناخت موضوعات احکام، تشخیص نوع آن هاست و برای دستیابی به این مهم باید تعریف روشنی از موضوعات عرفی ارائه گردد. موضوعات عرفی در دو دسته منصوص و غیر منصوص جای می گیرند که شناخت هر یک از مراحل و انواع مدِّ نظر، روش و قواعد مخصوص به خود را می طلبد. این مقاله برای تشخیص نوع موضوعات منصوص دو قاعده اصالت عدم نقل و اصالت عدم تقیید و برای تشخیص مفهوم آن ها به سیزده نکته مهم اشاره کرده و در پایان به روش شناخت انواع موضوعات غیر منصوص پرداخته است.
از فقه الحدیث تا انسان شناسی فرهنگی: قرائتی مردم شناختی از احادیث تربت و بازسازی یک گفتمان هویتی در تشیع نخستین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال دوازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
۳۱۳-۳۳۸
حوزههای تخصصی:
ماجرای کربلا و شهادت امام حسینR و یارانشان یکی از وقایع تاریخی بود که نقش اصلی را در شکل دهی هویت جمعی شیعه در سده نخست هجری ایفا کرد. بی تردید پس از این حادثه تاریخی، هر امر مربوط به آن به مثابه یادمان و نمادی هویتی گرامی داشته می شد. شاید در این میان یادمان های زیارتی و مادی(آبجکتیو= Objective) نقشی محوری داشت. در فرایند احیای یاد و جایگاه حضرت حسینR، تربت و خاک مزار ایشان، جایگاهی برجسته یافت و امامان شیعه تلاش کردند آن را ابزاری برای احیای جنبه های جسمانی و روحانی شیعیان مطرح کنند. با اینکه حضرت علی بن الحسینR در انعکاس و برجسته سازی واقعه کربلا جایگاهی متمایز داشت، کهن ترین گزارش ها در خصوص تربت مزار حضرت حسینR مربوط به عصر پس از ایشان بود. گزارش های متعددی حاکی از شکل گیری گفتمان «تربه الحسین» در نیمه اول سده دوم هجری است که در آن ها، احادیث صادقینv مهم ترین جایگاه را دارد. این گزارش ها از نظر محتوا و تعداد، به شکلی است که بر اساس آن، با ظن بسیار قوی می توان شکل گیری گفتمان «تربه الحسین» را در نیمه اول سده دوم هجری تاریخ گذاری کرد. علاوه بر آن، جایگاه این گفتمان و مؤلفه های آن حاکی از یک گفتمان مردم شناختی ناشناخته شیعی در قرون متقدم است. این پژوهش نشان خواهد داد چگونه فقه الحدیث می تواند با استفاده از نگاه های مردم شناختی گسترش یابد و درک بهتری از متن ها و فرامتن های یک حدیث ارائه کند. این پژوهش با مطالعه گروه احادیث تربت نشان خواهد داد که فقه الحدیث در صورت ورود به عرصه انسان شناسی فرهنگی، علاوه بر فهم متن در سطوح ادبی و واژگانی می تواند به کشف و معرفی گفتمان های انسان شناختی در دوره صدور این گزارش ها نیز مبادرت ورزد. این مقاله با تفقه در احادیث تربت از زاویه دید انسان شناختی، گفتمان تربه الحسین در نخستین سده های اسلامی را به مثابه یکی از مؤلفه های هویتی تشیع نخستین، بازسازی و بازشناسی خواهد کرد.
مروری بر پژوهش های انجام شده در موضوع علم و عقل در حوزه فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر، پژوهش های متعددی با رویکرد مروری در حوزه های علوم انسانی به زبان فارسی به نگارش درآمده ، اما در حوزه ی فلسفه اسلامی به این امر کمتر پرداخته اند. نوشتار حاضر به منظور مرور تولیدات علمی در زمینه ی پایان نامه ها و مقالات موجود سال های 1380تا 1399، در دو محور علم و عقل از دیدگاه ملاصدرا نگارش یافته است. پرسش پایه ای جستار حاضر آن است که دغدغه مندی پژوهشگران فلسفه، معطوف به کدام زمینه است؟ دستاورد نوشتار حاضر آن است که میزان فراوانی پژوهشها در مسأله علم است و بیشترین موضوع مورد علاقه پژوهشگران در زمینه ی عقل از دیدگاه معرفت شناسی است که عمدتا به تطبیق نظر ملاصدرا با دیگر فلاسفه پرداخته اند و مسأله مهم معنا و کارکرد عقل که مغالطه در کارکردهای مختلف را در پی دارد مورد غفلت قرار گرفته یا کمتر مورد توجه بوده است و عقلانیت که بر اساس معانی مختلف مشترک لفظی است مشترک معنوی تلقی شده و چالشها و مغالطه هایی را منجر شده است که در پژوهش و پژوهشهای مستقل آینده قابل بررسی است. درحوزه علم و عقل به پژوهش های انجام شده در سایر کشورهای اسلامی و غیر آن توجه نشده ورویکرد پژوهشگران سایر کشورها به حوزه مسائل فلسفه اسلامی مورد بی توجهی قرار گرفته است.
رابطه ایمان و عشق: نقد و بررسی اندیشه های فوئرباخ در کتاب «جوهر مسیحیت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب «جوهر مسیحیت»، یکی از آثار برجسته فوئرباخ در زمینه دین پژوهی است. لزوم اهتمام ویژه به این اثر، به دو دلیل است: اولاً منبع اثربخشی در تأملات بسیاری از اندیشمندانِ ماتریالیست و منتقدِ دین بوده؛ ثانیاً فوئرباخ در این کتاب، منتقدانه به تحلیل آموزه های کلام مسیحی پرداخته و از قِبَل آن، اندیشه هایش را در مورد ادیان مطرح کرده است. پنداره تقابل عشق و ایمان در مسیحیت از مباحث اصلی کتاب «جوهر مسیحیت» است که مفاد آن تلویحاً به همه ادیان تسری داده می شود. فوئرباخ در آسیب شناسی وضعیت انسان مدرن، در ادعایی بی سابقه عامل اصلی «از خودبیگانگی»، «خشونت»، «واگرایی» و «رذایل اخلاقی» را کم اعتنایی ادیان به عشق فراگیر و نیز تأکیدشان بر ایمان دینی می پندارد. چالش اصلی پیش رو، ارزیابی همین ادعای فوئرباخ است و یافته ها نشان می دهند که تحلیل های وی در این کتاب به رغم کاستی ها، در مواردی تأمل برانگیز و بسیار چالشی هستند. البته انتقادات فوئرباخ متوجه جوهر و حقیقت دین نیست؛ بلکه او فقط تفاسیر و معرفت دینی را هدف نقد خود قرار می دهد.
مسئله درد و رنج حیوانات در اندیشه متکلمان مسلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واقعیت درد و رنج حیوانات در صحنه طبیعت، زمینه ساز شبهه ای ذیل مسئله «شر» شده که ملحدان آن را شاهدی بر وجود شرور گزاف می دانند که با وجود خداوند، یا اوصاف او ناسازگاری دارد. حل این ناسازگاری همواره برای خداباوران مورد توجه بوده است؛ اما متکلمان اسلامی به سبب تأکید بر توحید و انتساب اوصاف مطلق «علم»، «قدرت» و «خیرخواهی محض» برای خداوند با مشکل جدی تری مواجهند. با تفحصی کتابخانه ای ملاحظه می شود که سیر تاریخی پاسخ گویی به این مسئله در عبارات متکلمان اسلامی بسیار متفاوت است. از انکار حشر حیوانات و قائل شدن به تناسخ یا بی اهمیت خواندن سرنوشت آنها برای خداوند گرفته تا اعتقاد به حشر و اختلاف در مکلف یا غیرمکلف بودن آنها، در این مجموعه دیده می شود. طبق بیان علامه طباطبائی در المیزان، به نظر می رسد که حیوانات، هرچند در سطحی ضعیف تر، مُدرک، مختار و مکلف اند و آلام آنها با عوض دهی در معاد و پرورش روح توجیه می شود.
تفسیر تطبیقی روایی سوره کوثر از دیدگاه مفسران فریقین(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سوره کوثر، از جهت کوتاه بودن و کمی تعداد آیات و نیز از نظر اعجاز بلاغی، ادبی و محتوایی آن و همچنین به علت شرافت و عزت و منزلتی که در درون مایه و عنوان آن نهفته، همواره مورد توجه مفسران فریقین بوده است. این سوره در شمار سوره هایی است که مکی بودن و مدنی بودن آن به دلیل تعدد و کثرت روایات درباره شأن و اسباب نزول، مورد اختلاف قرار داشته و در میان مفسران از سوره هایی مختلف فیه از نظر مکان نزول و شأن نزول قرار گرفته است. از این جهت پرداختن به آن با نگرش روایی تطبیقی برای تقریب و وحدت فریقین مهم و اساسی است. این مقاله با تجمیع روایات فریقین، به یک اشتراک مفهومی از نظر شأن و مکان نزول و مفاهیم واژگان «کوثر»، «ابتر»، «صلاه» و «نحر»، رسیده است که نزدیک شدن و وحدت نظر دو مذهب در برخی از مسائل اختلافی را به دنبال دارد.
تحلیل انتقادی مبانی قرآن بسندگی در شبه قاره هند(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹شماره ۱۲
193 - 214
حوزههای تخصصی:
سنّت نبوی، یکی از مبانی مهم شرع مقدس اسلام و پاسداری از آن بر همگان بایسته است؛ اما در پاره ای از دوران، برخی مکاتب فکری اسلامی در اعتبار احادیث نبوی تشکیک کرده اند. «قرآنیون شبه قاره» یکی از فِرقی است که چنین اندیشه ای را در میان مسلمانان بسط و گسترش داده است. در این جریان، دانشمندان به تبعیت از «شاه ولی اللّه» در قرن هجدهم و «سَراحمدخان» در قرن نوزدهم میلادی به بازنگری احادیث پیامبرa پرداختند و در قرن بیستم، «چکرالوی» توانست فرقه ای نو به نام «قرآنیون» تأسیس کند؛ آنان به دلایلی همچون: 1. عدم وحیانی بودن سنّت پیامبرa؛ 2. عدم شارع بودن پیامبرa؛ 3. شبهه ناک بودن صداقت اخلاقی صحابه؛ 4. ناصحیح بودن حفظ و انتقال احادیث؛ 5. جعلی بودن بسیاری از احادیث؛ 6. استقلال قرآن در تفسیر خود؛ 7. تبیین مناسک دینی به وسیله عقل؛ 8. عدم نیاز به احادیث با توجه به نزول آیه «اکمال»، سنّت نبوی را به عنوان یکی از مصادر تشریع، فاقد اعتبار دانسته و قرآن را یگانه مرجع اطمینان بخش از سوی خداوند معرفی کردند. از همین روی، در این نوشتار کوشش شده با روش توصیفی تحلیلی، مبانی اهل قرآن تبیین و تحلیل شود.
بررسی روایت «صفوه هذا الکتاب» در تفسیر ثعلبی و منابع شیعه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
امام علی (ع)، سرآمد مفسران و نسبت به دیگر صحابه، پیشتاز در تفسیر آیات قرآن هستند. روایات بسیاری از ایشان در تفسیر قرآن به دست ما رسیده است. ازجمله این روایات، حدیثی است که در تبیین مقاصد حروف مقطعه نقل شده که به حدیث «صفوه هذا الکتاب حروف التهجی» معروف شده است. ثعلبی مفسر بلندآوازه اهل سنت این حدیث را در تفسیر خود نقل نموده و دیدگاه خویش را بر آن استوار می کند. غالب مفسران و محدثان شیعه نیز این حدیث را از امام علی علیه السلام نقل کرده اند. هدف پژوهش پیشِ رو، بررسی تطبیقی این حدیث در تفسیر ثعلبی با منابع شیعه و یافتن اختلافات و مصدر اصلی روایت است. مقاله حاضر به روش توصیفی – تحلیلی با رویکرد تطبیقی به بررسی روایت «صفوه هذا الکتاب حروف التهجی» در " الکشف و البیان " و تطبیق آن با منابع شیعه پرداخته است. یافته ها و نتایج تحقیق نشان می دهد حدیث در هیچ کدام از منابع شیعه به سند شیعی نقل نشده است و تمامی نقل ها به شیوه های گوناگون به روایات "عامه" می رسد. برخی از مفسران آن را به صورت مستقیم و برخی با واسطه از سایر مفسران یا محدثان شیعه از اهل سنت بیان نموده اند. طبرسی، حویزی، فیض کاشانی و برخی دیگر مستقیم و غالباً با عبارت«روت العامه» حدیث را ذکر کرده اند. آملی، بروجردی و اصفهانی و... حدیث را با واسطه طبرسی یا دیگران نقل نموده اند.
معناشناسی ساختاری مفهوم شجاعت در منابع روایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شُجاعَت از فضائل اخلاقی است که به معنای دلیری آمده و در علم اخلاق از آن به عنوان حد وسط بی باکی و ترس یاد می شود. با توجه به اهمیت م سئله شجاعت در حیات بشر و اثرگذاری فراوان آن در رشد و تعالی مادی و معنوی او، بایستگی شناسایی حیطه م عنایی آن، به خصوص در محدوده منابع اسلامی ، بیش ازپیش، معین می گردد. مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با تأکید بر حوزه معناشناسی ساختاری بر آن است که در یک فرایند منظّم به بررسی شبکه ای معنای واژه شجاعت بپردازد. بر اساس یافته های این پژوهش با بررسی دامنه معنایی و روابط هم نشینی و جانشینی واژه شجاعت در منابع دینی، مفهوم «شجاعت» با تعدادی از مفاهیم همچون «صدق و راستی»، «ازخودگذشتگی»، «تن ندادن به ذلت»، «نام جویی»، «همت»، «غیرت»، «تسلط بر نفس»، «حمیّت»، «بخشندگی»، «حلم» و «خردمندی» رابطه اشتدادی دارد. مفاهیم «نصرت»، «فضیلت» و «ایستادگی» نیز با مفهوم «شجاعت» رابطه توزیعی دارند. همچنین، مفهوم «شجاعت» با مفاهیمی مانند «جبن» و «عدم دوراندیشی» رابطه تقابلی دارد؛ لذا از طریق شجاعت می توان آن دسته از خصلت هایی که با این مفهوم رابطه اشتدادی دارند را تقویت و از آفت خصائصی چون «جبن» و «عدم دوراندیشی» که با این خصیصه رابطه تقابلی دارند در امان ماند.
چرایی ارسال اسناد شیعی روایات پیامبر (ص) در کتب اربعه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹شماره ۱۳
111 - 128
حوزههای تخصصی:
اسناد احادیث پیامبر | در کتب اربعه، به شکل های گوناگونی ثبت شده است. یکی از این گونه ها، اسنادی است که راوی شیعیِ غیر معصوم و غیر معاصرِ آن حضرت، از ایشان حدیثی نقل کند؛ این نوع از احادیث، «مرسل» نام دارند. ضرورت پژوهش در این گونه اسناد بدین سبب است که بررسی و تحلیل چرایی ارسال موجب اعتماد پیداکردن به برخی از احادیث مرسل می شود و زمینه ساز برای پاسخ گویی به شبهه کم توجهی شیعه به اتصال سند است. مأموریت پژوهش حاضر، کشف چرایی اسناد مرسل شیعی احادیث پیامبر | در کتب اربعه و هدف آن، ارائه تحلیلی از چرایی ارسال این اسناد می باشد. بستر سازی برای رسیدن به برخی آثار علم الحدیثی مانند روش شناسی محدثانِ متقدم و اعتبارسنجی اسناد روایات از فواید این مقاله به حساب می آید. این مقاله توانسته با بررسی طبقه روات، موضوع و محتوای روایات و ارائه نُه دلیل و تحلیل آن، از چرایی ارسال اسناد شیعی روایات پیامبر | پرده برداری کند؛ احراز صحت متن و غیرفقهی بودن روایت نزد صاحبان کتب اربعه، ذکر سند در کتب دیگر مؤلف، اعتماد به کتاب راوی اول و... از نتایج این تحقیق است.
الوظائف التربویه للفرق بین الرجل والمرأه «تأکیدا على نهج البلاغه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الرابعه خریف و شتاء ۱۳۹۹ (۱۴۴۲ق) العدد ۱ (المتوالی ۷)
161 - 149
حوزههای تخصصی:
على الرغم من أن التعالیم الفلسفیه و کذلک علم الأحیاء و علم النفس الحدیث قد تناولت مسأله الاختلافات الجنسیه التی تمیز المرأه عن الرجل، إلا أن هذه التعالیم غیر قادره على شرح جمیع أبعاد هذا الاختلاف و وظائفه ؛ لذلک، بالنظر إلى أن الاختلاف الجنسی بین الرجل و المرأه و وظائفه التربویه قد حظیت بتأکید التعالیم الدینیه، و خاصه نهج البلاغه، فمن الضروری إعاده النظر فی هذه المسأله و إعاده شرحها بناءً على هذه المصادر. و فی هذا الصدد، أعادت هذه المقاله قراءه قضیه الفروق الجنسیه بین الرجل و المرأه و وظائفها التربویه القائمه على التعالیم الإسلامیه مع الترکیز على نهج البلاغه و ذلک بتوضیح جدید حیث تتمثل إنجازاتها فی مایلی : تتمثل الفروق الجنسیه بین الرجل و المرأه فی ثلاثه مستویات : الجسدیه و النفسیه و الروحیه. تکشف هذه الفروق الثلاثه وظائف تربویه مختلفه و متنوعه لدى المرأه و هی: الجمال و اللطافه و العمل المناسب و الأناقه و الفن و الأنس و الهدوء و الإثاره و الرحمه و الحکمه و المشارکه الاجتماعیه.
طرق التحری فی مصداقیه نهج البلاغه فی وحده القیاس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الثالثه ربیع و صیف ۱۳۹۹ (۱۴۴۱ق) العدد ۲ (المتوالی ۶)
141 - 152
حوزههای تخصصی:
یعتبر کتاب نهج البلاغه أحد کتب المذهب الشیعی للحدیث حیث کان محل إهتمام المفکرون الإسلامیون منذ البدایه. ومع ذلک،لقد شکک البعض فی موثوقیه الکتاب بسبب النواقص الوثائقیه والنصیه وأیضا الشکوک التی أثیرت من قبل المعارضه. حاولت الدراسه الحالیه تقییم موثوقیه إنتساب نهچ البلاغه لأمیر المؤمنین (ع) من خلال إجراء طرق التحری والتحقیق فی مصداقیه هذا الکتاب حیث تعتمد الطرق هذه علی ثلاث محاور وهی الموثوقیه والمصدر والنص. لهذا الغرض، قام الباحث بمراجعه نقدیه للطرق السابقه وعرض مناهج جدیده أثناء تقییمها. أظهرت نتائج هذه الدراسه أن مراجعه وثائق نهج البلاغه ودراسات المصدر وعلم التألیف وعلم الأسلوب وعلوّ المضمون تعتبر الطرق الخمس التی تثبت مصداقیه نهج البلاغه وتؤکد إنتسابه الی امیرالمومنین (ع) .من بین الطرق المذکوره تعتبر الطریقتین لمراجعه وثائق نهج البلاغه وإسلوبیه نهج البلاغه لهما فعالیه أکبر فی تحری المصداقیه وسوف تکون أقل محدودیه فی التحقق من مصداقیه نهج البلاغه
اخلاق باور و اصول معرفتی در پژوهشهای تقریبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر تأثیر بر نخبگان و فرهیختگان مذاهب مختلف اسلامی برای ایجاد همفکری و تقریب بین آنها است. در این صورت، چنین اتفاقی بر دیگر افراد جامعه نیز تأثیرگذار بوده و در نهایت امت واحد اسلامی سامان می یابد. روشن است که هر پژوهش تقریبی می تواند بستری برای همدلی بین فرهیختگان مذاهب مختلف به شمار آید. این نوشتار کوشیده است به تحقق پژوهشی موفق یاری رساند. برای این مهم ابتدا «اخلاق باور به تقریب مذاهب اسلامی» را تبیین نموده و بیان داشته است که شواهد و قراینی برای ضرورت تقریب مذاهب وجود دارد که سبب می شود فرد به چنین ضرورتی باور داشته و در قبال آن مسئول باشد. همچنین اصولی معرفتی از قبیل انسجام گزاره ها و وجود باورهای مبنایی و پایه را معرفی و تبیین می نماید. نتیجه سخن اینکه معرفی چنین اصولی می تواند بستر را برای اعتنا و اعتماد فرهیختگان و اندیشمندان پیرو مذاهب مختلف اسلامی فراهم آورد، تا در نتیجه با سبکی علمی تر امر تقریب بین مذاهب اسلامی را مورد توجه قرار دهند.
بررسی روایی و درایی روایات تفسیری فریقین ذیل آیه «سلام علی ال یاسین»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیه 130 سوره صافات: « سَلاَمٌ عَلَى إِلْ یَاسِینَ » از جمله آیاتی است که در قرائت و تفسیر آن اختلاف نظر وجود دارد. این آیه طبق قرائت متواتر و جمهور مردم و هفت قرائت از قرائات ده گانه یعنی قرائت ابن کثیر مکی، عاصم، حمزه و کسائی کوفی، ابوعمرو بصری، یزید مخزومی و خلف بن هشام بغدادی، به صورت «إل یاسین» قرائت می شود، اما سه نفر از قاریان ده گانه: نافع مدنی، ابن عامر دمشقی و یعقوب حضرمی آن را به صورت «آلِ یاسین» خوانده اند. در روایات تفسیری، مصداق «اِل یاسین» و «آلِ یاسین»؛ الیاس نبی، الیاس و پیروانش، آل محمد و ادریس نبی بیان شده است. این جستار به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی و نقد آراء تفسیری و نقد سندی و متنی آن دسته از روایاتی که مصداق آن دو را ادریس، پیروان الیاس یا آل محمد مطرح کرده اند، نشان داده است که طبق سیاق آیه فقط الیاس نبی(ع) مصداق «اِل یاسین» است.
تقوای قضاوت
حوزههای تخصصی:
بررسی ملاک های تشخیص قتل خطای محض در فقه امامیه و حقوق موضوعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
53 - 79
حوزههای تخصصی:
قتل خطای محض قتلی است که بدون قصد وقوع فعلی بر شخص گرچه قصد فعل وجود داشته باشد و بدون قصد به قتل رسیدن او واقع می شود. بنابراین اگر قصد انجام دادن فعل نسبت به مقتول و نیز قصد وقوع قتل (قصد فعل و قصد نتیجه) وجود نداشته باشد، قتل از نوع خطای محض است. با توجه به تعریف قتل خطای محض، همان طوری که در مقاله خواهیم دید، در این نوع قتل، مرتکب قتل، نه قصد انجام دادن فعل نسبت به مقتول را داشته است و نه قصد نتیجه، یعنی قتل را و تحقق چنین قتلی بنا بر قانون مجازات اسلامی سابق و لاحق دایرمدار قصد است، پس در صورتی عمل از نوع خطای محض محسوب می شود که نه نتیجه حاصل از عمل، مقصود باشد و نه قصد انجام دادن فعلی نسبت به مقتول وجود داشته باشد.
نگاهی نو به حکم فقهی «جهاد زن»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
81 - 104
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی دنیای امروز و گوناگونی عرصه جنگ ها سبب شده است که موضوع جهاد زن در معرض مناقشه های علمی و فقهی واقع شود. برابر آموزه های فقهی، جهادی که از زن برداشته شده، جهاد ابتدایی بوده نه جهاد دفاعی و در خصوص جهاد ابتدایی، یکی از مسائل مطرح جامعه امروزی، وجوب حضور زن در گسترش دین و ارزش های اسلامی و دست یافتن به فضایلی است که می تواند در این عرصه به دست آورد. از این رو جهاد ابتدایی یا جهاد دعوت به معنای «شروع جنگ به واسطه مسلمانان تحت شرایط و ضوابط خاص بدون وجود حمله ای از سوی مشرکان و صرفاً برای دعوت آنان به اسلام»، طبق نظر بسیاری از فقها، درباره زنان غیرواجب شمرده شده است. در تحقیق حاضر به بررسی، تنقیح و راستی آزمایی حکم عدم وجوب جهاد ابتدایی بر زنان پرداخته ایم و بر آنیم تا مسیری برای اثبات وجوب جهاد بر زنان بیابیم؛ همچون اطلاقات ادله وجوب جهاد یا انصراف نهی از جهاد زنان به حالتی که زنان در جهاد ابتدایی به نحو تن به تن وارد عمل شوند، وگرنه وجوب آن با این مبنا که زنان نقش های مؤثر دیگری همچون پرستاری از مجروحان و پخت غذا برای جنگجویان را ایفا کنند، ثابت است.
تبیین پیوستگی آیات سوره سبأ براساس روش نیل رابینسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوستگی آیات در سوره های قرآن از دیرباز مورد توجه قرآن پژوهان و دانشمندان علوم قرآنی بوده است. از آنجا که در نگاه نخست، ارتباط و پیوستگی میان الفاظ و عبارات قرآن خیلی روشن نبوده و ممکن است پیام قابل درکی از آن دریافت نشود لذا برخی قرآن را از ارتباط ساختاری برخوردار نمی دانند. مقاله پیش رو، سوره سبأ را از این دیدگاه مطالعه موردی قرار داده و بر اساس مدل ارتباطی نیل رابینسون (Neal Robinson)، که بر پایه تکرار شدن الفاظ استوار است، به تحلیل امکان پیوستگی آیات این سوره پرداخته است. با تعیین بخش های سوره، مشخص شد که اگر تنها بخش های پنج گانه مورد بررسی قرار گیرد صرفاً رابطه تقارن بین بخش اول و پنجم در سوره نمایان خواهد بود ولی چنانچه بخش ها بر اساس ارتباط معنایی به چند زیربخش تقسیم شوند، نظم معکوس بین زیربخش های سوره خود را نشان خواهد داد. زیر بخش اول از بخش اول و زیر بخش آخر از بخش آخر یعنی آیات ابتدایی و انتهایی سوره نیز به عنوان تابلوی افتتاح و اختتام سوره هستند. از رابطه نظم معکوس در سوره سبأ می توان رابطه ولایت با معاد را مشخص نمود.