فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۷۲۱ تا ۱۳٬۷۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ آذر و دی ۱۴۰۰ شماره ۵ (پیاپی ۱۹۱)
307 - 329
حوزههای تخصصی:
امکان سنجی نهاد قانون گذاری عرفی در منظومه فقاهتی شیعه با تأکید بر اندیشه امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹۲
123 - 152
حوزههای تخصصی:
گذار از فقه به قانون (تقنین فقه) بدون تبیین «روش» تحویل یکی به دیگری، به انجام نمی رسد؛ اما پیش از آن، باید «امکان» تبدیل فقه به قانون و یا به تعبیری، تأسیس نهاد قانون گذاری عرفی، در نظام شرعی به اثبات برسد. اهمیت این امر هنگامی است که بدانیم در نظام سیاسی جمهوری اسلامی، مجلس وظیفه تقنین را بر عهده دارد و باید از لحاظ فقهی، قانون گذاری توسط مجلس تجویز شده باشد. سؤال اصلی امکان سنجی نهاد قانون گذاری عرفی در منظومه فقاهتی شیعه است و مهم ترین مانع نظری در این عرصه نظریه «جامعیت فقه» است؛ اما اگر انگاره منظور، با نگاه اجتهادی تفسیر گردد، می یابیم که نه تنها منافاتی با قانون گذاری عرفی ندارد، بلکه آن را تأیید و تأکید می نماید و جامعیت فقه، مانع تبدیل فقه به قانون و تأسیس نهاد قانون گذاری نیست. در مقاله حاضر تلاش شده تا با روش تحلیل و مطالعه کتابخانه ای، این موضوع با رویکردی بر اندیشه امام خمینی بررسی شود و نتیجه آن گشودن راه برای جایگیری مفهوم مدرن قانون در منظومه فقهی شیعه از منظر مصالح نوعیه و رعایت حقوق ملت است با عنایت به اینکه تشخیص مصالح نوعیه امری فرا فقهی است که در حوزه افتاء و حکم حکومتی قرار نمی گیرد.
بررسی نسبت میان حقوق فرهنگی و آزادی بیان با رویکردی به دیدگاه امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹۲
153 - 167
حوزههای تخصصی:
بر اساس کرامت ذاتی انسانی و به اقتضای استقلال فردی وی، آزادی بیان ارزشی ذاتی است. اگرچه حق بر آزادی بیان به عنوان یکی از حقوق مدنی و سیاسی در نظام حقوق بشر و مباحث مقرون به دموکراسی شناخته شده است، اما با مداقه بر مفهوم وسیع آن مشتمل بر فرآورده های مکتوب، کلامی و هنری، به عنوان یکی از مؤلفه های مؤثر در حقوق فرهنگی، مطرح خواهد بود. بسیاری از حق ها و آزادی های انسانی یا در مجموعه حق های فرهنگی قرار دارند یا برای تحقق صحیح آن ها به حقوق فرهنگی نیاز است. مسئله اصلی این نوشتار واکاوی نسبت میان آزادی بیان و حقوق فرهنگی است. دستیابی به مبنای حق آزادی بیان در ساختار حقوق فرهنگی نیازمند به مداقه بر جایگاه این حق در نظام حقوقی اسلام، ایران و گذری بر اسناد بین المللی است. با توجه به تأثیر دیدگاه های امام در تثبیت حقوق اساسی ملت، بررسی رویکرد ایشان در خصوص آزادی بیان و مبنا و ملاک فرهنگ در اندیشه ایشان، در ترسیم این ساختار راه گشا خواهد بود.
پیش فرض های فلسفی دانش پزشکی در تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۹
3 - 33
حوزههای تخصصی:
همه علوم از جمله علوم تجربی، بر مجموعه ای از مبانی و اصول فلسفی مبتنی هستند. تصوری که انسان از هستی و روابط کلی میان پدیده ها دارد، در سطوح گوناگون فعالیت او به ویژه در چگونگی شناخت پدیده ها اثرگذار است. علی رغم تأثیرگذاری این اصول و مبانی فلسفی بر ذهن و فکر دانشمندان، اما در خود علوم تجربی از آن ها بحث نمی شود؛ بلکه وجود آن ها مسلم و مفروض تلقی می گردد. علم طب در تمدن اسلامی، یکی از موفق ترین و بارزترین علوم تجربی است که از این قاعده مستثنا نبوده و این دانش نیز بر پایه اصول و مبانی فلسفی پزشکان مسلمان، تدوین شده و توسعه یافته است. این مقاله با بررسی و تحلیل منابع پزشکیِ پزشکان مسلمان، پیش فرض های فلسفی را که آگاهانه یا ناآگاهانه مورد توجه و استفاده آن ها بوده و یا اگر به طور صریح در کانون توجه و مطالعه آن ها نبوده، اما زیربنای تبیین علمی آن ها را تشکیل می داده است، با روش تحلیل محتوا استخراج و تبیین می نماید.
تحلیل شخصیت و جایگاه خضر از منظر قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداوند برای هدایت انسان ها افرادی را برگزیده و به نبوت برخی از آنان در قرآن تصریح کرده است. ولی پیامبر بودن بعضی از افراد مانند حضرت خضر(ع) به روشنی بیان نشده است. این مسئله زمینه ای شده تا بین دانشمندان اسلامی درباره شخصیت، نبوت و جایگاه و مقام ایشان اختلاف ایجاد شود. برخی از عرفا بر این باورند که عنوان «خضر» یک مقام معنوی است، نه یک شخصیت عینی؛ ولی بسیاری از دانشمندان اسلامی بر این باورند که حضرت خضر موجودی حقیقی و عینی است. این دسته نسبت به فرشته یا انسان بودن وی و همچنین نبوت، ولایت و عبد صالح بودن او با یکدیگر اختلاف نظر دارند. مقاله حاضر در عین توصیف کامل دیدگاه های مذکور، با تحلیل و بررسی آیات قرآنی و روایات به این نتیجه دست پیدا کرده که آن حضرت انسان حقیقی و عینی بوده لیکن نبوت ایشان از آیات و روایات قابل اثبات نیست. ولی می توان از آیات قرآنی مقام ولایت را برای ایشان اثبات نمود.
اعجاز علمی در سوره تکویر و نقد تطبیق آن بر حوادث و پیشرفت های عصر حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
391 - 367
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم افزون بر آنکه آموزه های الهی در معارف دینی را به بشر می آموزد، حقایق و اسرار عالم هستی را نیز باز می گوید و این امر «اعجاز علمی قرآن» را شکل می دهد و نشانه وحیانی بودن آن است. سوره تکویر از نخستین سوره های نازله است که در آن فضایِ رو به روشنائی جاهلیت، همگام با تبیین رستاخیز و حسابرسی، از امور کیهانی سخن می گوید و حوادث پایان هستی را به تصویر می کشد. آیات این سوره، نمونه هایی گویا و باشکوه از رازگویی قرآن است، اما قابلیت انطباق آن ها با پدیده هایی از عصر حاضر برخی را به تفسیرهای نادرست کشانده است. این مقاله با روشی توصیفی تحلیلی و با توجه به دیدگاه های قرآن پژوهان، لغت دانان و سیاق سوره، به بیان تفسیر درست آیات علمی سوره تکویر پرداخته و تفسیرهای نادرست را به نقد کشیده و اثبات کرده است، این تفسیرها با شأنیت و سیاق قرآن کریم و تعبیرات به کار رفته در آیات سازگار نیستند.
تحلیل بُعد غیرمادی انسان در قرآن بر پایه معناشناسی و بازخوانش واژگان «نفس، روح و قلب»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
547 - 527
حوزههای تخصصی:
نفس شناسی پدیده ای است که قدمتی به طول تاریخ دارد. برخی بر این باور بودند که انسان جز همین ظاهر مشهود نیست و بعضی حقیقت اصلی انسان را جوهری بسیط و ذاتی مجرد می دانند که بدن تنها نقش مرکبی برای اوست. در زمینه بُعد غیرمادی انسان، دانشمندان اسلامی از واژگانی چون «نفس»، «روح» و «قلب» استفاده می کنند. در قرآن اصطلاح نفس تنها در بُعد غیرمادی انسان به کار نرفته است، بلکه همه وجود انسان اعم از بُعد مادی و غیرمادی هردو را دربرمی گیرد. واژه روح نیز به معنای رایج امروزی آن نیست و از هم نشینی آن با واژه «امر» می توان دریافت که روح، سازوکار اجرایی، تنظیم کننده و جاری کننده امور عالَم در مخلوقات و در واقع رابط میان امر و خلق است. با بررسی دقیق تمام آیات مربوط به قلب این نتیجه حاصل می شود که در قرآن کریم این قلب است که نماینده بُعد غیرمادی انسان است و کنترل کننده قوای اوست.
تحلیل انتقادی رویکردهای تفسیری ذیل آیه «أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از برداشتهای رایج از عبارت قرآنی «أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ» که متکی به نگاه های برخی مفسران است، تعبیر به خشونت، بی رحمی، قساوت و ... در برابر کفار است. این برداشت می تواند منجر به تجویز رفتارهای خشونت آمیزی شود که مستند به قرآن تلقی می شوند، در حالی که پذیرش تجویز خشونت ورزی نسبت به غیر هم کیش آسان نیست و نیاز به بررسی جدی دارد. این مقاله ضمن بررسی تفاسیری از قرون مختلف به تحلیل انتقادی این برداشت پرداخته و در نهایت با تکیه بر واکاوی واژگانی و سایر دلالت های </em>قرآنی و عقلی به دنبال ارائه تفسیری راهگشا برای این آیه است. واکاوی این واژه و نیز لغات متشابه آن نشان می دهد که «شده» با لغاتی که بار خشونتی دارند هیچ اشتراک معنایی ندارد. به علاوه در نقد برداشت مذکور، دلایل قرآنی و کلامی نیز می توان ارائه داد، از جمله توصیفات قرآن درباره پیامبر و صلح طلبی او، ویژگی جهانی بودن دین اسلام و نیز استلزام تعامل با کفار به هدف هدایتگری. حاصل این بررسی ها ما را به تفسیری صحیح تر رهنمون می کند. واژه «شده» به معنای صلابت و اعم از آن است. مومنان در برابر کافران استوار و نفوذناپذیرند. این معنا با مقاوم بودن سازگار است و نه مهاجم بودن. این معنا با مثلی از انجیل که در ادامه آیه آمده نیز هماهنگ است. دانه ای که جوانه می زند و قوت و کثرت و بالندگی آن موجب شگفتی کشاورز می شود. این مطلب وقتی با مفهوم «اشداء علی الکفار» پیوند می خورد، استحکام، صلابت و نفوذ ناپذیر بودن مومنان را بهتر تفسیر می کند.
بررسی و تبیین وجه تسمیه خطبه اشباح با تکیه بر نظریه یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رومن یاکوبسن از بنیان گذاران مکتب زبان شناسی نقش گرای پراگ معتقد است که هر ساخت زبانی دارای هدفی است که بایستی با در نظر گرفتن اهداف ارتباطی آن تبیین شود و ساخت های زبانی با توجه به محوریت هریک از شش رکن پیام شامل: گوینده، شنونده، پیام، زمینه پیام، مجرای ارتباطی و اجزای پیام، به ترتیب شش کارکرد، عاطفی، ترغیبی، ادبی، ارجاعی، همدلی و رمزگان دارند. خطبه اشباح متشکل از مجموعه ای از جمله های ارجاعی است که با هدف تعلیمی ایراد شده است؛ در مورد وجه تسمیه این خطبه بین شارحان اختلاف نظرهایی وجود دارد. پژوهش پیش رو با هدف شناخت چرایی نامگذاری خطبه اشباح و اثر فرایند ارتباط کلامی بر این نامگذاری و با فرض این که این نامگذاری در واقع محدودیت ادراکی بشر و علم امام به این امر بوده، سامان یافته است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی با رویکرد زبان شناختی است که در پرتو آن به بررسی ارکان پیام های این خطبه بر اساس نظریه رومن یاکوبسن پرداخته شد تا به این ترتیب به این پرسش پاسخ داده شود که با بهره گیری از کدام ویژگی ارتباط کلامی، امام(ع) این درک را در مخاطب از محدودیت ادراکی بشر ایجاد نموده است؟ در نهایت فرض مذکور اثبات شد و مشخص گردید که امام(ع) با استفاده از امکان صدق و کذب پیام های ارجاعی، موفق به ایجاد درک وجدانی از محدودیت ادراکی بشر در مخاطب گردیده است.
نفس در رسائل اخوان الصفاء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۸
21 - 40
حوزههای تخصصی:
مسأله نفس یکی ازمسائل مهم فلسفی است که در طول تاریخ بشرموردتوجه فیلسوفان وحکیمان چه درغرب و چه درسرزمین های اسلامی قرارگرفته است. درطول تاریخ بشر درمورد ماهیت و وجود نفس نظریه های گوناگونی از جانب اندیشمندانی مختلف همچون ارسطو،افلاطون،ابن سینا،و دیگر حکمای بزرگ مطرح شده است. پژوهش حاضر بر آن است تا مسائل مربوط به نفس شناسی مانندتعریف نفس، تجرد نفس، قوای نفس، حدوث وبقا ء نفس ونحوه ارتباط نفس و بدن و سرانجام آن ازدیدگاه اخوان الصفاء مورد بررسی قرارگرفته است. اخوان الصفاء تحت تأثیر افلاطون و دیگر فلاسفه پیرو آن از قبیل نوافلاطونیان و در پی آن در جهان اسلامی تحت تأثیر فلاسفه اسلام، نفس راجوهری روحانی، آسمانی، نورانی، زنده به ذات خود، فعال بالطبع، قابل تعلیم، دانای بالقوه، فعال دراجسام وبه کارگیرنده آنها می دانند. کیفیت ارتباط نفس مجرد با بدن مادی مهم ترین مسأله ازمسائل نفس شناسی است. اخوان الصفاء نفس وبدن را دوجوهرمتمایز دانسته، نفس را مجرد و بدن رامادی می دانند.
قاعده معاونت بر اثم و عدوان از منظر فقه امامیه و حقوق
منبع:
مطالعات دین پژوهی سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۹
35 - 59
حوزههای تخصصی:
معاونت یعنى، فعلى از فاعل یا مباشر صادر شود و فردى مقدمات آن فعل را فراهم کرده باشد. معاونت بر اثم یعنى، ایجاد مقدمه اى از مقدمات فعل غیر، اگرچه تهیه مقدمات از روى قصد نباشد و فاعل نیز در انجام فعل مستقل باشد. اثم در لغت به معنای گناه، بزه، ذنب و عدوان به معنای ظلم و ستم، بدخواهی و بی عدالتی است. قرآن مجید تعاون در اثم و عدوان را نهی و تعاون در بر و تقوی را مقرر می کند و می فرماید: «تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعانوا علی الاثم و العدوان» (مائده: 2). در تعریف معاونت برخى می گویند که این آیه بر حرمت اعانت در اثم و عدوان دلالت دارد و غیر از تعاون است. اعانت این است که کسى دیگرى را یارى دهد، ولى تعاون عبارت است از همکارى دو یا چند نفر یا یک گروه با یکدیگر. به تعبیر دیگر، تعاون از باب تفاعل است و نیاز به دو فاعل دارد. قاعده حرمت برا ثم و عدوان یکی از قواعد فقهی است که در مقاله حاضر نگارنده ابتدا مدارک و مستندات این قاعده را از قرآن و روایات ارائه می کند و حکم عقل و اجماع را بیان می کند و به معانی لغوی و اصطلاحی لغات این قاعده را تشریح می کند و حکم این قاعده در فقه و حقوق را بیان داشته و به رابطه معاونت و شرکت در جرم و وجود افتراق و اشتراک آن می پردازد. در پایان نیز به معاونت در معاملات نامشروع در فقه و حقوق پرداخته است.
الحجر على الصغیر عند المذاهب الإسلامیه الخمسه: البیع أنموذجاً
منبع:
مطالعات دین پژوهی سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۹
93 - 111
حوزههای تخصصی:
إنّ الحجر على الصغیر هو المنع من التصرف فی ماله وهو من الأبحاث الفقهیه التی بحثها فقهاء المذاهب الإسلامیه الخمسه، وهو من الأمور المتفق علیها بل المجمع علیها فی الجمله عندهم. فالصغیر الذی لم یبلغ سواء وجد أباه أم لا محجور علیه حتى یبلغ رشیداً. ولقد تناول البحث أدله الحجر على الصغیر وهی الکتاب، والسنه والإجماع وهذه الأدله متفق علیها عند الفقهاء. أما بالنسبه لعنوان حکم بیع الصغیر، والمراد به الحکم الوضعی من صحه وبطلان، فلقد تعرض البحث لهذا العنوان کأنموذج للحجر علیه عند المذاهب الإسلامیه، واختلف فقهاء المذاهب حول صحه بیع الصبی وهم على أربعه أقوال. فالقول الأول هو عدم صحه بیعه مطلقاً وهو قول مشهور الإمامیه، الشافعیه، وروایه عن أحمد بن حنبل. أما الثانی فهو صحه البیع بشرط الإجازه، وهو قول کل من الحنفیه والمالکیه والحنابله وقسم من علماء الإمامیه، مع اعتبار الإمامیه صفه تمییز الصبی بینما الباقی لم یعتبروه. بینما القولان الأخیران، فأحدهما ذهب إلى جواز بیعه إن بلغ عشرا وهو أحد الأوجه المذکوره عند الإمامیه، والآخر هو جواز بیعه مع الاضطرار وهو رأی ابن حزم. واتفقت المذاهب بزوال الحجر عن الصغیر بالبلوغ والرشد. أما البلوغ فله أسباب، تاره مشترکه بین الذکور والإناث کالإنبات للشعر، والاحتلام، والسن، وأخرى مختصه بالنساء کالحیض والحمل. أما الإنبات فهو أماره وعلامه على البلوغ عند کلّ من مشهور الإمامیه ومَذْهَبُ المالکیه والحنابله، وَرِوَایَهٌ عَنْ أَبِی یُوسُفَ من الحنفیه. وهولیس بأماره مطلقا عند أبی حنیفه وفی روایه عن مالک. أما عند بعض علماء الإمامیه فهو دلیل على البلوغ ولیس فقط أماره. بینما ذهبت الشافعیه وبعض علماء المالکیه إلى أن الإنبَاتَ بُلُوغٌ فِی بَعْضِ الصُّوَرِ دُونَ بَعْضٍ. واتفقت المذاهب فی سببیه الاحتلام. أما السنّ، فهو دلیل على البلوغ عند فقهاء المسلمین وخالف فیه مالک. مع ملاحظه اختلافهم فی تحدید سنّ البلوغ فاتفقت الإمامیه مع جمهور فقهاء العامه بأنّ سنّ البلوغ عند الصبی هو خمس عشره سنه، واختلفت مع أبی حنیفه حیث ذهب إلى ثمانی عشره سنه. أما حول سنّ بلوغ الأنثى، ذهب جمهور فقهاء العامه إلى أنّ سن بلوغها هو خمس عشره سنه بینما الإمامیه إلى تسع سنین. أما أبو حنیفه فقد جعل سن بلوغ الأنثى سبعه عشره سنه.
دیدگاه محمد شحرور درباره اقتضائات سنّت رسولی و سنّت نبوی و نقد آن برپایه دیدگاه های جوادی آملی
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد دیدگاه های نواندیشان معاصر در تفسیر آیات قرآن دستاورد های شایان توجهی دارد. در مطالعه حاضر، با روش توصیفی تحلیلی به این مسئله پرداخته می شود که دیدگاه های شحرور درباره اقتضائات سنّت نبوی و رسولی در تفسیر آیات قرآنی چیست و چه ناهم سویی هایی با بینش های کلامی عبدالله جوادی آملی، به مثابه یک متکلم و مفسر شیعه معاصر، دارد. محمد شحرور، هم چون یکی از فعّالان گفتمان قرآن بسندگی معاصر، در کتاب السنه الرسولیه والسنه النبویه: رؤیه جدیده، آیات قرآن را به دو مجموعه آیات رسالت و آیات نبوت تقسیم می کند و بر این باور است که تبعیّت از پیامبر (ص) تنها اختصاص به موضوعاتی دارد که در آیات رسالت گنجانده شده اند و این آیات عموماً دربردارنده مواعظ، وصایا و حدود است. براین اساس آیاتی که دربردارنده خطابی به پیامبر (ص) با گزاره «یا أَیهَا النَّبِی» است بر آن دلالت دارد که این فرمان مختصِّ معاصران پیامبر بوده است و به نسل های پس از وی تسرّی نمی یابد. این در حالی است که جوادی آملی، هم چون یک مفسر و متکلم معاصر شیعی، بر جایگاه نبی در اِخبار بی واسطه از خدا تأکید می کند و سامان دهی حیات معنوی و اجتماعی مردم بر اساس چنین اخبارهایی را ضروری می شمارد. نیز، با تأکید بر برخورداری پیامبر (ص) از کمال معرفت یقینی و مصونیت از گناه و خطا در عرصه اَعمالِ شخصی و اجتماعی تبعیت مطلق از او را ضروری می داند.
تحلیل روایات تفسیری فریقین پیرامون مفهوم گریه آسمان و زمین در آیه 29 سوره دخان(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۲
133 - 153
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوا به بررسی روایات تفسیری فریقین درباره گریه آسمان و زمین ذیل آیه 29 سوره دخان پرداخته است. بر اساس این روایات، آسمان و زمین در مرگ مؤمنان، پیامبران، صالحان، حضرت یحیی و امام حسین(ع) گریه می کنند. در مقابل، برای موجودات خبیثی نیز چون فرعون گریه نکردند و این نشان از حقارت آنهاست. با آنکه بر پایه آیاتی که به هدایت موجودات اشاره دارند، تمامی موجودات دارای شعور هستند. برخی از اندیشمندان گریه موجودات فاقد شعور همچون آسمان و زمین را مشکل دانسته و آن را به گریه اهل آسمان ها و زمین توجیه کرده اند. برخی نیز آن را تعبیری کنایی شمرده اند. برخلاف تلقّی غیر حقیقی بودن، روایات فراوانی در منابع روایی فریقین به شکل مستفیض نقل شده که بر اساس آنها، پس از شهادت امام حسین(ع) وقایعی همچون سرخی افق به هنگام طلوع و غروب خورشید رخ داد. این وقایع بر گریستن حقیقی اجزای هستی به ویژه آسمان و زمین بر امام حسین(ع) اشاره دارند. در این میان، تمامی موارد بیان شده که مفسران فریقین در مفهوم آیه ذکر کرده اند، به عنوان مصداق های برای گریه در آیه محسوب می شود. هر چند گریه آسمان ها و زمین بر امام حسین(ع) مصداق اتمّ تلقی می گردد.
تحلیل تطبیقی چالش دوگانگی عیسای قرآن و مسیح عهدین در اندیشه مفسران فریقین
حوزههای تخصصی:
حضرت عیسی(ع) از ویژگی های منحصربه فردی در قرآن برخوردار است، اما با مسیح عهدین در سه محور مهم بشارت داده شدگی، بار معنایی مسیح و ماموریت تفاوتی آشکار دارد. بر خلاف قرآن، مسیح عهدین به ویژه عهدجدید شخصیتی است که انبیاء پیشین همواره به ظهور او بشارت داده اند و او همان پادشاه داودی و منجی بنی اسرائیل است. پیام اصلیش فراخوان ورود به ملکوت است و مرگش کفاره گناهان مومنان؛ و در آخرالزمان به عنوان منجی نهایی نقش اصلی را در حاکمیت ملکوت خداوند ایفا می نماید. سه رویکرد کلی در تحلیل این تعارض وجود دارد: یکم: تفسیر مسیحی از آیات پیرامون حضرت عیسی(ع)، دوم: عدم آشنایی پیامبر(ص) با مفهوم مسیحی واژه «مسیح»، و یا جایگزینی تدریجی چهره مسیحیایی پیامبر اسلام(ص) و سوم: تردید در تفسیر مسیحی این واژه و بشارت داده شده بودن حضرت عیسی. نوشتار پیش رو با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی به بررسی ابعاد و تحلیل این مساله در اندیشه مفسران مسلمان پرداخته است. به باور نگارندگان، رهیافت سوم که توسط علامه طباطبایی و لوئی فتوحی مطرح شده بهترین تبیین را ارائه می دهد و نتیجه آن پذیرش تحریف لفظی و معنوی گسترده و زودهنگام در کتاب مقدس مسیحیان است.
بررسی لزوم یا عدم لزوم حفظ استطاعت مالی در صورت فقدان استطاعت غیرمالی در حج(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
79 - 106
حوزههای تخصصی:
یکی از شروط وجوب حج، استطاعت و یکی از اقسام آن استطاعت مالی است. هرچند برخی احکام در این شرط توسط عرف یا حتی عقل قابل درک است؛ اما از آنجاکه اصل تأسیس این شرط توسط شارع متعال بیان شده است، در وهله نخست معیار کلمات شارع متعال است. یکی از مسائل مهم در استطاعت مالی، لزوم حفظ یا عدم لزوم حفظ آن در صورت نبود شروط دیگر استطاعت است. برای لزوم حفظ استطاعت مالی به ادله ای مانند اجماع، عقل، وجوب حفظ مقدمات مفوته، لزوم لغویت تشریع وجوب حج، ظهور ادله استطاعت، اخبار و... استدلال شده است. در مقابل برای عدم وجوب حفظ استطاعت مالی نیز به ادله ای مانند جزء العله بودن استطاعت مالی، فعلی بودن استطاعت و... استدلال شده است. در این نوشتار از روش کتابخانه ای بهره برده ایم و با توجه به ادله لزوم تقدیم حج، صرف تحصیل استطاعت مالی در حفظ آن کافی است و تحقق شروط دیگر استطاعت لزومی ندارند.
نقدی بر انگاره تفکیک خلافت از امامت (تأملی بر دیدگاه های دکتر مصطفی محقق داماد)
منبع:
نظام ولایی سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴
45-60
حوزههای تخصصی:
دکتر مصطفی محقق داماد در اظهار نظری پیرامون نسبت خلافت (حکومت) و امامت، ابراز کرده است که خلافت از امامت جداست، خلاف امری دنیوی و غیر مقدس و امامت امری دینی-اخروی و مقدس است و صلح امام حسن(ع) را به عنوانی شاهدی بر این مدعا، قرار داده است. این ظهار نظر واکنش هایی را در محیط حوزه علمیه قم به دبنال داشته است. البته این سخنان مسبوق به مطالب دیگری است که وی در مناسبات و موضوعاتی مختلف اظهار نظر کرده و دیدگاه های خاص خود را درباره علم و دین و انکار اقتصاد اسلامی، یا درباره ایمان و کفر و آثارش در حقوق شهروندی، یا درباره امر به معروف و نهی از منکر شرح داده و ادله ای اجمالی بر آنها اقامه کرده است.اهمیت بحث علمی در این محورها به حدی زیاد است که ناچاریم پاسخی به پاسخ ها بیافزاییم و انحراف بزرگی را که در مسیر بحث علمی پدیدآمده است، متذکر شویم.ما در اینجا تنها در دو محور («امامت و خلافت» و «علم اقتصاد و امکان اسلامی شدن آن») به بررسی مطالب می پردازیم و محورهای دیگر را به مجالی دیگر وا می گذاریم.
بازاندیشی آثار نسب نامشروع در فقه امامیه و نظام حقوقی- قضایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال سی ام تیر ۱۴۰۰ شماره ۲۸۳
49-64
حوزههای تخصصی:
نسب ناشی از نکاح شرعی و قانونی مستلزم صحت است و آثاری از قبیل ارث، نفقه، ولایت قهری، حضانت و غیره بر آن مترتب می شود. با این حال ممکن است طفلی بی گناه در نتیجه عمل زنای والدین قانون شکن خود تولد یابد. در استنباط از ماده 1167 قانون مدنی مبنی بر ترتب یا عدم ترتب آثار حقوقی بر نسب چنین کودکی، میان اندیشمندان فقه و حقوق اختلافات نظری عدیده ای به وجود آمد و در این خصوص آراء مختلفی نیز از سوی محاکم صادر گردید. در غایت امر این تهافت آراء به صدور رأی وحدت رویه قضایی شماره 617 03/04/1376 هیئت عمومی دیوان عالی کشور منتهی گردید. در این جستار که به روش توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای نگارش یافته، سعی شده به بررسی این مسئله در فقه و نظام حقوقی قضایی ایران پرداخته شود. دیدگاه الحاق طفل به زانی که مخالف قول مشهور فقیهان امامیه و مطابق نظر فقهای معاصر می باشد و به ویژه منطبق با فتوای امام خمینی ره بوده که براساس آن، تحولی عظیم در حقوق ایران به وجود آمد، ترجیح دارد و قوی تر است. ازاین رو، به دلیل وجود نصّ خاص، غیر از ارث، همه آثار حقوقی بر نسب نامشروع نیز مترتب می گردد.
ارتباط اخلاق با سیاست از دیدگاه اسلام، با تأکید بر سیره سیاسی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و امیرمؤمنان علی علیه السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال سی ام مرداد ۱۴۰۰ شماره ۲۸۴
11-22
حوزههای تخصصی:
اخلاقی کردن سیاست به معنای تنظیم روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بر پایه اخلاق و عدالت است. اخلاق سیاسی به دنبال وارد کردن بایدها و نبایدهای اخلاقی در حوزه سیاست است. در این تحقیق با روش تحلیلی توصیفی به ارتباط اخلاق با سیاست از دیدگاه اسلام پرداخته ایم و از این رهگذر به سیره سیاسی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و امیرمؤمنان علی علیه السلام نگاهی خواهیم انداخت. هدف از پژوهش، اثبات نگاه متعالی اسلام به اخلاق و نهادینه کردن آن در سیاست است؛ به ویژه اینکه این رویکرد در سیره دو معصومی که حکومت کرده اند، به روشنی مشاهده شده است. با نگاهی به سیره حکومتی و سیاسی این دو بزرگوار می توان به این نتیجه رسید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و امیرمؤمنان علیه السلام رویکرد یگانگى اخلاق و سیاست را نهادینه کردند؛ چراکه اساس اندیشه سیاسی اسلام بر پایه اندماج و آمیختگی اخلاق و سیاست و بناکردن قدرت سیاسی بر پایه های استوار اخلاق و انسانیت است. در دوران پانزده ساله حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و امیرمؤمنان علیه السلام جلوه های گوناگونی از اندماج و آمیختگی اخلاق و سیاست را مشاهده می کنیم.
بازتاب خود و دیگری در رمان عباد الشمس (با تکیه بر تحلیل گفتمان انتقادی ون دایک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژانر رمان مقاومت فلسطین مجموعه متنوعی از صداهای ملت بحران زده و محروم از جوش وخروش زندگی است که نویسندگان آن در تلاشند تا از ابزار زبانی در برجسته سازی نگرش ها و عقاید سیاسی خویش در قالب ادبی مدرن بهره وافری جسته و رابطه واقعی وحقیقی میان انگاره های خویش و بافت های بیرونی رمان را به بهترین شکل برای مخاطب ترسیم نمایند. پژوهش حاضر در همین راستا، رمان «عباد الشمس» اثر سحر خلیفه، رمان نویس شهیر فلسطینی را با روش گفتمانی – انتقادی و بر مبنای تحلیل گفتمان انتقادی ون دایک مورد بررسی قرار داده تا از ایدئولوژی نویسنده در بیان واقعیت های زندگی ملت در بند اهریمن، پرده بگشاید و فلسطینیان را به عنوان انسان هایی که باتمام وجود برای باز پس گیری سرزمین شان پیکار می نمایند، به جهانیان بشناساند. نویسنده در این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این سؤال است که چگونه می توان با کمک استراتژی های ون دایک، سطح اندیشگانی نویسنده رمان را درباره فلسطینیان با هویت «خودی» و اشغالگران فلسطین با هویت «دیگری» مورد کنکاش قرار داد؟ نتایج نشان می دهد که از کاربست استراتژی های زبانی، مؤلفه های وجهیت، انگاره های ذهنی، گواه نمایی، برجسته سازی و انتخاب واژگانی بیشترین بسامد را برای بازنمایی چهره خودی و دیگری، در رمان مذکور داشته که حکایت از سوگیرانه بودن گفتمان سحر خلیفه در پرداختن به مسائل فلسطین دارد.