فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
193 - 217
حوزههای تخصصی:
در عرف مسلمانان، «حورالعین» به عنوان همسران بهشتی بسیار زیبا و جوان مطرح است و در زمره نعمت هایی شمرده می شود که برخی آن را به عنوان جنس مؤنث و مخصوص مردان بهشتی دانسته اند و گروهی اعتقاد دارند، هم دارای جنس مؤنث بوده و هم مذکر، که هم مردان مؤمن و هم زنان مؤمن از آن متنعم می شوند و اختصاص آن به یک گروه از بهشتیان و محروم دانستن گروه دیگری از آن، دور از انتظار است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، از دریچه آیات و روایات به بررسی جنسیت حورالعین پرداخته و با نقد و بررسی چهار نظر موجود راجع به جنسیت حورالعین به این نتیجه رسیده که با توجه به واژه شناسی و کاربردهای قرآنی و روایی، سیاق و شواهد موجود، جنسیت در مورد حورالعین مطرح نیست و تزویج با حورالعین به معنای هم نشینی و قرین بودن با آن هاست و حورالعین پاداش همه مؤمنان اعم از زن و مرد است. همچنین در قرآن علاوه بر حورالعین، زنان بهشتی نیز هستند که ویژگی های منحصربه فردِ خود را دارند و مهم ترین نکته ای که در این راستا وجود دارد عدم دقت مفسران و مترجمان در تفاوت قائل نشدن بین حورالعین و زنان بهشتی است، چه این که اوصاف مطرح شده برای این زنان را برای حورالعین در نظر گرفته اند.
«دلالت های مستقل قرآنی» در روایات اهل بیت (علیهم السلام) ( چیستی، جایگاه روایی، گونه شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
170 - 206
حوزههای تخصصی:
ازجمله مسائل مغفول در پژوهش های حدیثی، نگاه کارکرد شناسانه به روایات تفسیری و استنادات قرآنی اهل بیت (علیهم السّلام) است. غلبه نگاه معنا شناسانه در کنار خدشه به اعتبار این گونه روایات زمینه ساز مهجور ماندن بسیاری از روایات و عدم بهره مندی از آن ها شده است. ازجمله روایاتی که می توانند نقش بسزایی در فرایند تفسیر قرآن کریم ایفا می کند؛ روایاتِ حاوی مدالیل مستقل از سیاق مجموعی آیات قرآن کریم (روایات مستفاد) است که در این راستا جستار حاضر با نگاهی کارکرد شناسانه و باهدف دستیابی به ویژگی های این گونه روایات و گونه شناسی آن ها به روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته است و بدین نتیجه دست یافته است که روایات مذکور دارای ویژگی هایی چون؛ «گسترش مدالیل آیات قرآنی»؛ «تعلیمی بودن»؛ «کثرت استفاضه ای»، «استنطاقی بودن» هموار کننده امکان نگاه کارکرد شناسانه به تراث روایی شیعه است و از سویی تأثیر الهام بخش این گونه روایات برای نگارنده بزرگ تفسیر المیزان، در معرفی یک قاعده تفسیری نقلی مهم و معتبر تحت عنوان «اعتبار و حجیت دلالی هر جمله ی تامه الإفاده یا مستقلّه قرآنی» امکان استخراج اصول و قواعد تفسیری از روایات را گوشزد می کند
تأثیر داستان های فلسفی بر درک کودکان از مفهوم عین الربطی معلول به علت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
133 - 115
حوزههای تخصصی:
نحوه پرورش تفکر منطقی در کودکان، امروزه به دغدغه مشترک جهانی بدل شده و در جهان رویکردها و اصول متفاوتی در این امر وجود دارد. در رویکردی که مبنای پژوهش حاضر است، همراه با رشد مهارت تفکر در کودکان، آموزش مفاهیم فلسفی خصوصاً مفاهیم حکمت متعالیه مهم تلقی می گردد؛ چراکه رشد تفکر برمبنای صحیح، بهتر از رشد تفکر بدون پایه است. از میان مبانی این حکمت، اعتقاد به نحوه رابطه موجودات با خداوند به عنوان علت هستی بخش، از مهم ترین مسائلی است که می تواند بر ارتقای درک توحیدی و ایجاد بنیان های اعتقادی قوی در کودکان مؤثر باشد. همچنین اثبات امکان آموزش این مفهوم دشوار در مقیاسی کوچک، راه را برای آموزش مفاهیم دیگر در مقیاس های گسترده تر هموار می کند. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و میدانی، ضمن بررسی این مسئله از دیدگاه فلاسفه اسلامی، به بررسی تأثیر دو طرح داستانی در القای مبنای صحیح در این زمینه پرداخته است. هدف این تحقیق تعیین تأثیر داستان های مذکور بر درک کودکان از رابطه عین الربطی معلول به علت است. در این بررسی نیمه تجربی، یک گروه پانزده نفره از کودکان سیزده تا شانزده سال به صورت تصادفی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرارگرفتند. نتایج نشان داد، دو طرح داستانی که برای القای مفهوم عین الربطی معلول به علت به کودکان 13 تا 16 ساله نگاشته شده بود (با در نظر گرفتن نتایج حاصل پیش آزمون و پس آزمون و سنجش آن با استفاده از آزمون t وابسته) در رسیدن به هدف موفق بوده و درک کودکان از این مفهوم را افزایش داده است. از اثبات امکان انتقال یکی از دشوارترین مفاهیم فلسفی به کودکان در مقیاسی کوچک، این نتیجه را می توان گرفت که اگر متخصصان این زمینه با همکاری نویسندگان ماهر به این عرصه ورود کنند و داستان هایی جذاب برای کودکان نوشته شود؛ می توان مفاهیم مهم فلسفه اسلامی را به کودکان انتقال داد و از این طریق، اعتقادات آنها را با مفاهیم صحیح پایه ریزی نمود.
دفاعیه ای بر واقع انگاری زمان: واکاوی و نقد نظریه ناواقع گرایی مک تاگرت در متافیزیک زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۴)
119 - 140
حوزههای تخصصی:
استدلال مک تاگرت مشهورترین استدلالی است که در فلسفه معاصر به سود غیرواقعی بودن زمان مطرح شده است. وی دو مدل برای تبیین زمان مطرح می کند: سری آ و سری ب. سری آ مدلی است که زمان را بر اساس سه مفهوم گذشته، حال و آینده تبیین می کند. سری ب مدلی است که زمان را بر اساس الگویی دوگانه از مفهوم «قبل تر» و «بعدتر» تبیین می کند. مک تاگرت سری ب را در تبیین تغییر که شرط تحقق زمان است ناتوان می داند، و سری آ را واجد تناقضی درونی قلمداد می کند، بنابراین با رد امکان واقعی بودن هر دو مدل، غیرواقعی بودن زمان را نتیجه می گیرد. در این نوشتار، به واکاوی و نقد دیدگاه مک تاگرت می پردازیم و با الهام از روش تحلیل زبانی ویتگنشتاین متأخر نشان می دهیم که اولاً برخی از امور را نمی توان با یک مدل نظری تبیین کرد، و بنابراین زمان بر اساس تأملات نظری و شهودهای زبانی واقعیتی است که در چند قلمرو هستی شناختی تحقق دارد. ثانیاً سری «ب» تبیین گر تغییر است. همچنین سری آ متناقض نما نیست. در این دیدگاه، وجه عینی زمان را سری ب تبیین می کند و وجه ذهنی آن را سری آ. بنابراین زمان واقعیتی است که در سطوح مختلف هستی تحققی خاص دارد و نمی توان تنها با یک مدل مانند سری آ یا سری ب آن را تبیین کرد.
تأملی بر دیدگاه علامه طباطبایی در فرآیند صدور عمل اختیاری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
11 - 34
حوزههای تخصصی:
تحلیل فرآیند عمل اختیاری انسان از مباحث جدید فلسفه عمل است. مسأله اصلی این مقاله آن است که سخنان پراکنده علامه طباطبایی در این موضوع را به گونه ای سامان دهد که نسبت آن اولاً با نظریه اعتباریات و ثانیاً با رویکرد وجودی علامه که برآمده از حکمت متعالیه است، روشن شود. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی به سراغ آثار مکتوب علامه رفته است. نوآوری مقاله عبارتست از :1. دیدگاه علامه منطبق با مبانی دیگر او تنظیم شده است. 2. با توجه به این نظریه، به برخی پرسش های جدی عرصه «عمل» پاسخ هایی نوین ارائه شده است. 3. شکاف بین نظر و عمل، با استناد به نظریه اعتباریات و چگونگی جمع میان عوامل شناختی و غیرشناختی در فرآیند تحقق عمل، تبیین شده است. 4. نقدهایی به دیدگاه علامه وارد شده است. یافته های پژوهش: علامه با دخالت دادن حقیقت اعتبار در فرآیند تحقق فعل اختیاری، توانست شکاف بین نظر و عمل را با شیوه ای نوین مرتفع سازد. همچنین مفهوم «التفات» نقش محوری در اتصال بین مبادی غیرمعرفتی و معرفتی عمل دارد. با این حال به نظریه علامه دو اشکال وارد است: نخست آنکه باید به جای اعتبار ضرورت وجود از اعتبار ضرورت ایجاد استفاده کرد و دیگر آنکه اعتبار حسن بر اعتبار وجوب مقدم است.
دراسة مشاكلة الشكل والمضمون في قصيدة إلي أمّ كلثوم لأحمد شوقي من منظار الأسلوبية الأدبية(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
111 - 126
حوزههای تخصصی:
یتأثّر الشکل والمضمون فی الشعر ببعضهما بعضاً. فکلما حظی الترکیب الشکلی للشعر بالانسجام والتناسب اللازمین مع المعنى، خلص الشعر إلی الخلود والتحمّس وزیاده تأثیر المعنی. من أجل الکشف عن مدی التلاؤم بین الشکل والمضمون، فإنّ أفضل طریقه متأصله فی الدراسات اللغویه هو تحلیل النص، بناءً علی الأسلوبیه الأدبیه التی تعنى بدراسه النص الأدبی بشقّیه الشکلی والمضمونی. من هنا، یسعی هذا البحث علی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی، إلی معالجه مشاکله الشکل والمضمون فی قصیده إلی أمّ کلثوم ، لأحمد شوقی. لقد اعتمد الشاعر فی هذه القصیده علی البحر البسیط الثقیل، للتعبیر عن الحزن والثقل النفسی الذی توازیه ذات الشاعر العاشقه والمتحسّره، کما أنّه استفاد من قافیه "الهاء" المفتوحه مع "ألف" الإطلاق، والتی تدل علی الآهات المکبوته. فی الموسیقی الداخلیه، تبیّن أنّ التکرار الصوتی المتمثّل فی الأصوات الصفیریه مثل "السین" ومجاورتها ل "الهاء" خلق موسیقی حزینه، تتلاءم والجو النفسی للشاعر. فی المستوی المعجمی، فاختار کلمات موحیه بالحزن والتحسّر الذی حل به بسبب إعراض الحبیبه عنه، ومنها: "حَمامَهَ الأیکِ، والشَّجو، والدُّجَى، واللَّیل، والبکاء وشَکوی، وأیام الهَوى، وآه". أضفت هذه المفردات على القصیده طابعا ممیزا من الصدق والواقعیه. فی المستوی البلاغی، رأینا أنّ التشبیهات والاستعارات التی استخدمها شوقی لیست زخرفاً معلقا بها، بل إنّها ثمره لحاجه التعبیر. وهذا یدل علی أنّ التصنع البدیعی لا یفرض علی هذا النص الشعری. فی المستوی الترکیبی، یتبیّن لنا أنّ الجمل الفعلیه بالزمن الماضی سائده علی جسد النص؛ لأنّ الشاعر یسترجع الذکریات التی عاشها، إلا أنّها أصبحت کالحلم. بالإضافه إلی ذلک، فقد لجأ شوقی إلی بعض الأسالیب الإنشائیه کالاستفهام الإنکاری، للتأکید علی طهاره الحبیبه وعفتها واحتشامها.
دیجیتال سازی منابع حدیثی / گزارش آیین رونمایی نرم افزار «جامع الأحادیث - نسخه 4»
حوزههای تخصصی:
آیین رونمایی از نرم افزار «جامع الأحادیث - نسخه چهارم» در روز دوشنبه، هفدهم شهریور 1404ش در سالن اجتماعات مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)، با حضور جمعی از طلّاب، فضلا و پژوهشگران حوزه و به ویژه با حضور محقّقان عرصه علوم حدیث و نیز با حضور برخی مسئولان مراکز فرهنگی و پژوهشی، در قم برگزار شد.
در این جلسه، ابتداء جناب حجّت الاسلام و المسلمین آقای باشتنی، مدیر گروه حدیث و رجال مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)، به بیان انگیزه ها و اهداف تولید نسخه جدید نرم افزار جامع الأحادیث پرداخت و قابلیت ها و امکانات این برنامه را تشریح کرد.
در ادامه مراسم، جناب حجّت الاسلام و المسلمین بهرامی، مدیر مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، با اشاره به پیشینه فعّالیت های مرکز، بر اهمّیّت تولید نرم افزارهای تخصّصی در خدمت حوزه های علمیه تأکید نمود. وی گفت: «رسالت اصلی این مرکز، آسان سازی دسترسی محقّقان به منابع اصیل و ایجاد تحوّل در روش های پژوهش دینی است.» دکتر بهرامی ضمن معرّفی قابلیت های نرم افزار جدید حدیثی، آن را گامی مهم در ارتقاء پژوهش های اسلامی دانست و افزود: «این مرکز با بهره گیری از فنّاوری های نوین، درصدد است میراث حدیثی اهل بیت (ع) را به شیوه ای روزآمد در اختیار محقّقان و دانش پژوهان قرار دهد.»
سخنران و میهمان ویژه این مراسم، حضرت آیت الله اعرافی، مدیر حوزه های علمیه کشور بود که ضمن تبریک میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام صادق (ع)، به نقش بی بدیل حضرت رسول اکرم (ص) در بنیان گذاری تمدّنی نوین اشاره کرد و اظهار داشت که رسالت حوزه امروز، پیروی از سیره معرفتی و اخلاقی پیامبر است. وی در ادامه، با اشاره به تحوّلات فنّاوری و ظهور هوش مصنوعی، این پدیده را دارای ابعاد علمی، معرفتی، اجتماعی و اخلاقی دانست و تصریح کرد: «حوزه های علمیه باید هم زمان با بیم ها و امیدها، با ارائه نظریه و تدوین اسناد راهبردی، نقش فعّالی در هدایت این عرصه ایفا کنند.»
در پایان این جلسه، از نرم افزار جامع الأحادیث نسخه 4، با حضور میهمانان رونمایی شد. در این نوشتار، گزارش برگزاری این مراسم و گزیده بیانات سخنرانان برنامه، ارائه می شود.
Assessing the Needs of Disabled Pilgrims in Religious Places: A Case Study of the Holy Shrine of Imam al-Rida
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
51 - 68
حوزههای تخصصی:
The desire to be present in religious places is not confined to any one group; all members of society wish to visit and benefit from the spiritual atmosphere of such sites. This desire is steadily increasing among diverse social groups. Persons with disabilities are among these groups; due to the limitations they face, they have fewer opportunities to be present in crowded places. This article seeks to identify the important needs of disabled pilgrims when visiting the Shrine of Imam al-Rida (PBUH). It employs a mixed qualitative–quantitative approach, drawing upon documents and theoretical studies, expert interviews, and content analysis. Six principal dimensions and thirty-one components of need were identified, followed by analysis of their causal relations using fuzzy cognitive mapping. According to the findings, accessibility facilitation, environmental adaptation, and rehabilitation constitute the three main dimensions of need, each with associated components that point to practical strategies.
نقدی بر دو رمان ملّت عشق و عارف جان سوخته برمبنای کتاب پلّه پلّه تا ملاقات خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
199 - 238
حوزههای تخصصی:
شخصیّت های بزرگ و تأثیرگذار در سطح جهانی نه تنها متون ادبی ایشان مخاطبان را مجذوب خود کرده؛ بلکه فارغ از آثار خلّاق، خودِ شخصیّت به دلیل جامعیّت و پیچیدگی های ناشناخته و معمّاگونه درونی، زمینه گفتگو و طرح اندیشه ها و آراء متفاوت را فراهم کرده است. در این جستار سه متن که تقریباً در قالب و نوع زندگی نامه نویسی (زندگینامه داستانی و رمان زندگی نامه ای) است، به شیوه نقد و مقایسه تطبیقی و برمبنای نظریه اقتباس لیندا هاچن مورد بررسی قرارمی گیرد. پلّه پلّه تا ملاقات خدا زندگی نامه داستانی مولاناست که عبدالحسین زرّین کوب عین حوادث و رویدادهای زندگی وی را با زبانی ساده و روان و بدون دخل وتصرّف و فارغ از عناصر و تکنیک های رمان نویسی امروز نقل کرده است. ولی دو متن دیگر عارف جان سوخته و ملّت عشق در قالب رمان زندگی نامه ای با دخل وتصرّف نویسندگان روایت می شود. در روشنگری مفهوم عشق و تفکیک مراتب مختلف آن، الیف شافاک همانند نهال تجدّد موفق نشده است. زیرا نویسنده مفهوم عشق را به هر نوع رابطه ای نزدیک و دوستانه میان دو نفر، فارغ از جنبه الوهیتِ عشق و جوهرگرانبهای آن -که در همه کائنات ساری و جاری است و در آدمی به صورت خاص و منحصر به فرد ظهورمی کند- تعمیم می دهد. نهال تجدّد ارتباط مولانا و شمس را کاملاً روحانی و فراتر از ارتباطات مادی و مبتنی بر سنخیّت روحی به تصویرکشیده است و از این جهت درخور تحسین است. از محاسن برجسته رمان ملّت عشق نوگرایی در شیوه روایت دو زندگی موازی هم است که تاکنون در مورد زندگی مولانا چنین شیوه ای دنبال نشده است.
ضرورت نیاز به راهبر عرفانی در اندیشه یوحنا صلیبی با نظری بر چرایی وقوع هواجس شیطانی در مسیر سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
321 - 354
حوزههای تخصصی:
یوحنا صلیبی (1542-1591) اصلاحگر بزرگ فرقه کرملیان و از بزرگ ترین عرفای مسیحی قرن شانزدهم میلادی است که تألیفات وی علاوه بر آنکه به لحاظ ادبی جزو آثار درخشان ادبیات اسپانیا محسوب می شود، به دلیل جنبه تعلیمی آن ها در عرفان مسیحیت بسیار تأثیرگذار بوده است. وی یک عارف واصل است که در آثار خود، در مقام یک راهبر عرفانی، با دقتی کم نظیر، مسیر نیل به اتحاد را به سالکان طریق نشان داده است. تأملی در آثار و تألیفات یوحنا گواه این نکته است که دغدغه وی در تمامی چهار اثر ارزشمندش، بر سه بخش مهم استوار بوده است: 1. شرح مراتب و مراحل سلوک؛ 2. شرح حالات، مصائب و ابتلائات نفس؛ 3. شرح راهکارهای عملی رهایی از رنج و نیل نفس به مقصود . بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی ضرورت نیاز به راهبر عرفانی در اندیشه یوحنا صلیبی است که خود، یکی از بزرگ ترین راهبران عرفانی در مسیحیت است و در این بین، با بهره گیری از شیوه توصیفی تحلیلی، به پاسخ گویی به این پرسش ها پرداخته شده است که ضرورت نیاز به راهبر عرفانی و علت وقوع هواجس شیطانی در مسیر سلوک در اندیشه یوحنا صلیبی چیست؟ بدین ترتیب، با تأکید بر این نکته که ازنظر یوحنا، نخستین و بهترین راهبر عرفانی نفس، خود خداوند است، شیوه های تعلیمی یوحنا در مقام یک راهبر عرفانی نیز بررسی شده است.
واکاوی تحلیلی- انتقادی دیدگاه های الهیاتی ریچارد روبنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
55 - 77
حوزههای تخصصی:
هولوکاست تکاپویی جدی در میان الهی دانان یهود برانگیخت و اندیشه های ریچارد روبنشتاین از نتایج چنین تکاپویی است. به اعتقاد او، پس از آشویتس باور به «خدای تاریخ» دیگر از حیث عقلانی و اخلاقی قابل دفاع نیست و تمام تئودیسه های سنتی ناپذیرفتنی اند، ازاین رو کوشید الهیات یهودی را با عنایت به واقعیت های جهان مدرن بازسازی کند. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی انتقادی به تبیین بازتفسیرهای بنیادین روبنشتاین از مفاهیم محوری الهیات یهودی می پردازد. مطابق تحلیل نویسندگان، این بازتفسیر را می توان حول پنج آموزه سامان داد: حضور یا غیب خدا، شرّ و تئودیسه، عهد کتاب مقدسی، معنای تاریخ و امکای بقای ایمان. به اعتقاد روبنشتاین، اکنون در عصر مرگ خدا هستیم و باید در جست وجوی الهیاتی انضمامی رفت. دستگاه فکری او با تاکید بر «مرگ خدای تاریخ»، به سمت درکی طبیعت گرایانه از الوهیت، که از آن با تعبیر «هیچِ مقدس» یاد می کند، متمایل گشت. مطابق تحلیل روبنشتاین، می توان از دو شرّ طبیعی و مدرن سخن گفت. شرّ طبیعی جزوی از جهان گشوده به روی ماست و به ناگزیر باید زندگی را با همه لحظات خلق و سازندگی و نیز با لحظات تخریب و زوال آن پذیرفت. شرّ مدرن نه بازگشت به بربریت که محصول مستقیم فرایندهای مدرنیته نظیر عقلانیت ابزاری، سکولاریزاسیون و مدیریت «جمعیت مازاد» است. این تحلیل از شرّ مدرن، روبنشتاین را به سمت دیدگاه های جنگ طلبانه ای سوق داد که واکنش سایر اندیشمندان را در پی داشت. نقدهایی از قبیل تقلیل گرایی در تحلیل مدرنیته، نادیده گرفتن نقش عوامل انسانی در بروز وقایعی چون هولوکاست و همسو شدن با گفتمان های اسلام هراسانه، از جمله آن نقدها می باشد.
دیدگاه ابن عربی در باب بازتاب اصل وحدت وجود بر ارزشمند شدن روابط اجتماعی انسانها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
153 - 172
حوزههای تخصصی:
اندیشه «وحدت وجود» یکی از بنیادی ترین ارکان عرفان نظری ابن عربی است که بر یگانگی مطلق وجود و تجلی آن در صور گوناگون هستی تأکید دارد. این نگرش، نه تنها برداشتی عرفانی و الهیاتی از رابطه انسان با خداوند ارائه می دهد، بلکه می تواند به عنوان مدلی اخلاقی-اجتماعی نیز مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی به بررسی قابلیت های اندیشه وحدت وجود در ارتقای کیفیت روابط اجتماعی انسان ها می پردازد. بر مبنای این دیدگاه، همه موجودات، جلوههای گوناگون حقیقتی واحدند و همین وحدت ذاتی، پایه ای برای پذیرش دیگران، کاهش تعارض و گسترش تفاهم فراهم می آورد. این بینش می تواند مبنای ارزش هایی چون احترام به کرامت انسان، محبت بی قید، عدالت اجتماعی و همزیستی مسالمت آمیز در جامعه قرار گیرد. اندیشه ابن عربی با نفی مرزهای خشک میان خودی و غیرخودی، زمینه ای برای نوعی انسان گرایی معنوی فراهم می آورد که از دل عرفان اسلامی بر می خیزد. در دنیای امروز که با بحران هویت، خشونت و گسست های اجتماعی مواجه است، بازخوانی این اندیشه می تواند پاسخی مؤثر به نیاز بشر برای بازسازی روابط انسانی باشد. در نهایت، وحدت وجود می تواند به عنوان الگویی اخلاقی، پیونددهنده معرفت عرفانی و کنش اجتماعی تلقی شود.
Tracing the Roots of Human Suffering Based on the Qur'anic Dichotomy of "Ḍank" and "Kabad"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۲
117 - 137
حوزههای تخصصی:
The Qur'an is a divine book of guidance that addresses the factors of human felicity, as well as the roots of challenges, suffering, and hardship. This article traces the origins of human suffering in this world and its continuation into the intermediary and hereafter realms, examining the dichotomy between " Ḍank " and " Kabad " from the perspective of Qur'anic commentaries. The primary research question is: ‘Based on semantic analysis, what is the relationship between inherent and acquired human suffering, and how these concepts can be utilized to present a cognitive model of suffering in human life?’ The research method is analytical, conducted by examining the context of the verses, lexicons, and the views of both early and late exegetes. The findings indicate that " Kabad " denotes inherent and creational suffering that encompasses all human beings from birth to death, regardless of faith or disbelief, and serves as part of the path of spiritual development and growth. In contrast, " Ḍank " represents an acquired suffering resulting from turning away from the remembrance of God and distancing oneself from divine guidance; it has consequences both in worldly life and in the hereafter. The results of this study suggest that understanding the distinction between these two concepts can lead to the proposal of Qur'anic strategies for managing life's sufferings. Ultimately, this differentiation has led to the presentation of a dual strategic outlook for an active and meaning-making confrontation with the phenomenon of suffering in human existence. The innovation of this research, compared to previous studies, lies in offering a semantic, systematic, and educational reading of this Qur'anic dichotomy and the approach to its management
تبیین نیازهای اخلاقی معنوی نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان: تحلیل کاربردی مبتنی بر چهار اصل اخلاق پزشکی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۱)
90 - 119
حوزههای تخصصی:
نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان با چالش های اخلاقی و معنوی درهم تنیده ای روبه رو هستند که می تواند کیفیت زندگی، کرامت انسانی و مشارکت آنان در تصمیم گیری های درمانی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین این نیازهای اخلاقی–معنوی در چارچوب اصول چهارگانه اخلاق پزشکی و اصل مکمل کرامت انسانی بود. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی ترکیبی (نظریه داده بنیاد و تحلیل مضمون) انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۳ نوجوان (۹ تا ۱۹ سال)، والدین و مراقبان معنوی گردآوری و با کدگذاری و الگوی شش مرحله ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته ها: نیازهای اخلاقی–معنوی نوجوانان در پنج محور اختیار، سودرسانی، نازیان مندی (عدم آسیب)، عدالت دوسویه و کرامت انسانی قابل تبیین است. نوجوانان عدالت را هم در بُعد اخلاقی (توزیع عادلانه امکانات، رفع تبعیض) و هم در بُعد معنوی (پرسش از عدل الهی) تجربه کردند و کرامت انسانی را به صورت ملموس در روابط با خانواده، دوستان و تیم درمان مطالبه نمودند. والدین و مراقبان نیز بر ضرورت حمایت اخلاقی–معنوی برای کاهش رنج، تقویت امید و کاهش تعارضات اخلاقی تأکید کردند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، تلفیق اصول اخلاق پزشکی با بُعد معنوی می تواند چارچوبی بومی و کاربردی برای ارتقای کیفیت مراقبت از نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان فراهم آورد.
استنباط حکم مدیون معسر از سنت فعلی معصوم (ع) با تأکید بر فتاوای امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
31 - 55
حوزههای تخصصی:
در تمامی ادیان و مکاتب و نظام های حقوقی، بدهکار موظف به تأدیه بدهی خود است. حال اگر مدیون دچار اعسار و تنگدستی شده و قادر به ادای دین خود نباشد، حکم چیست؟ پژوهش حاضر با روش تحلیلی - توصیفی و با بهره مندی از ابزار کتابخانه ای، فتاوای فقهای امامیه را ذیل سنت فعلی معصوم (ع) با تأکید بر فتاوای امام خمینی در این مسئله بررسی کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی آن است که معصوم (ع) در عمل نسبت به مدیون معسر چه شیوه ای در پیش گرفته و فقها از آن عمل چه فتوایی استخراج کرده اند. سنت فعلی بخشی از سنت و حاکی از فعل امام (ع) به قصد تشریع است که در استنباط احکام شرعی کمتر به آن توجه شده است. نتیجه پژوهش آن است که غالب فقهای امامیه ازجمله امام خمینی معتقدند به مدیون معسر باید مهلت داده تا تنگدستی خود را با کار برطرف و دین خود را ادا کند؛ در مقابل برخی معتقدند معسر باید تحویل غرماء داده شود تا به هر طریق می خواهند او را مجبور به کار کنند و هرکدام از آنان به یکی از روایات سنت فعلی استناد می کنند. با توجه به این نکات، عدم جمع بین روایات مختلف و ترجیح یکی بر دیگری منجر به برداشت های متفاوت فقها شده و هرکدام به یکی از افعال معصوم استناد کرده اند. به عبارت دیگر، مورد روایات مختلف یکسان نبوده و بنابراین معصوم شیوه متفاوتی در پیش گرفته است؛ اما در همه آن ها لزوم ادای دین مشخص است. ازاین رو درک چرایی عمل معصوم در آن مورد خاص، به همراه بررسی دیگر مستندات فعلی و قولی می تواند فقیه را به حکم جامع تری برساند؛ بنابراین فتوای فقهایی همچون امام به فعل معصوم و چرایی انجام آن نزدیک تر است و طبق فتوای آنان مبنی بر عدم تحویل مدیون به غرماء درهرصورت، قول به تفکیک میان وقتی که مدیون صاحب حرفه است با وقتی که صاحب حرفه نیست هم قابل قبول نیست.
دیوِ صاحب نگین (جستجوی خاتم سلیمان نبی در تاریخ و ادب)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
89 - 107
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، جستجویی است در منابع ادبی و تاریخی و تفسیری و عرفانی متقدم درباب منشأ وماهیت و روایات داستان «انگشتری یا خاتم سلیمان نبی». در متون متقدم ادب فارسی و نیز در بعضی متون تاریخی و تفسیری و عرفانی کهن (اعم از فارسی و عربی)، به «خاتم» سلیمانِ نبی اشاره بسیار و روایات و حکایاتی نیز در پیوست و شرح واقعه «خاتم و سلیمان و دیو» نقل شده است. در این منابع، در بابِ «منشأ روشن و نخستینِ» اصل ماجرای «خاتم سلیمان» و چگونگی راه یافتن «روایت وحکایت های آن» به متون ادبی و تفسیری و تاریخی، اشاراتی مستقیم و اظهاراتی صریح بیان نشده است. در قرآن کریم و کتاب مقدس نیز که اصیل ترین و مقدس ترین منابع دینی و تفسیری اند، نامی از خاتم سلیمان به میان نیامده است و دقیقاً هم معلوم نیست اساس روایات و حکایاتی که درباره نگین سلیمان و جزئیات آن نگین در منابع کهن تاریخی و تفسیری و ادبی بیان می شود، از چه مأخذ یا مآخذی نقل شده است. این مقاله، تلاشی است در پی بردن به پاسخ همین پرسش.
میرزا حسن رشدیه و مصایب فروش کتاب در عهد قاجار
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
میرزا حسن رشدیه چهره ای شناخته شده در تاریخ معاصر ایران است. او از پیشگامان تأسیس مدارس نوین در ایران به حساب می آید و یک تنه انقلابی را در نوسازی آموزش در ایران رقم زد. زندگی و خاطرات او هم از سوی وابستگان به او و هم از طرف محققان تا حدی بررسی و واکاوی شده است. این نوشتار اما به جنبه ای کمترشناخته شده از زندگی او پرداخته است. رشدیه در کنار مدیریت مدارس مختلف، از راه فروش کتاب هم کسب درآمد می کرد و بخشی از هزینه های مدارس را به این ترتیب پوشش می داد؛ اما همیشه کارها آن طور که باید پیش نمی رفت و مشکلاتی در کار بود. بررسی اسناد بکر و بررسی نشده قضایی نشان می دهد رشدیه شکایتی را از یک کلاهبرداری در فروش کتاب هایش در عدلیه ثبت و پیگیری کرده است. این نوشتار، راوی مستند این ماجراست که در جای خود تأمل برانگیز است و نشان می دهد که پیشبرد کارهای خطیر فرهنگی در تاریخ معاصر ایران تا چه اندازه می توانست با سختی همراه باشد. منابع اصلی این نوشتار رونوشتی از پرونده رشدیه در آرشیو عدلیه است که برای نخستین بار در اینجا مجال انتشار یافته است. همچنین تلاش شده است افزون بر به دست دادن روایتی مختصر از این پرونده، بازنویسی و تصاویر گزیده ای از این اسناد برای اهداف پژوهشی در اختیار خوانندگان قرار گیرد.
طومار(11) نردبان شکسته (4): تحلیل انتقادی مصادر اسطوره حفظ کتاب شمائل البخاری ابوجعفر ورّاق(1)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
347 - 375
حوزههای تخصصی:
عادل عزازی، در کتاب «طعون و شبهات الشیعه الإمامیه حول صحیح البخاری و الرد علیها» به حافظه بی نظیر بخاری در حفظ حدیث باورمند است، و این ویژگی را به عنوان افتخاری بی همتا برای بخاری در میان حفّاظ حدیث مطرح می کند. اخبار نویسنده ای به نام ابوجعفر ورّاق در کتاب «شمائل البخاری»، مستند اصلی عزازی و همفکران پیشین وی همچون عبدالسلام مبارکفوری، عبد الستار شیخ و عبد الغنی عبد الخالق در ادعای بی نظیر بودن حافظه حدیثی بخاری هست. سنجشِ اعتبار و وثاقت کتاب «شمائل البخاری» با رویکرد نقد تاریخی مدرن، مسئله اصلی این مقاله است. برای این هدف، چارچوب نظری پژوهش در محورهایی چون «نقد تاریخی منابع: مفهوم و ضرورت، گونه شناسی مصادر اسطوره حفظ، معیارهای اعتبار سنجی کتاب «شمائل البخاری» و اصل شهرت مولف اثر» تبیین شده است. به دلیل گستردگی بحث، این مقاله به تحلیل معیارهای ارزیابی «شهرت مولفِ» کتاب «شمائل البخاری» اختصاص یافته است، امکان، ضرورت و چگونگی این ارزیابی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عزازی در استناد به کتاب «شمائل البخاری»، رویکرد نقد مصادر تاریخی را رعایت نکرده است، برای او احراز و اثبات شهرت ابوجعفر ورّاق به عنوان مولف کتاب «شمائل البخاری» مسئله نبوده است از این رو به جای تحقیق در این مسئله به تقلید از مبارکفوری و دیگران بسنده کرده است. این امر، بنا نهادن انگاره اسطوره حفظ بر خلاف موازین نقد تاریخی مدرن است، چرا که شهرتِ مولف، نخستین اصل در اعتبار سنجی منابع تاریخی کهن است. رویکرد عزازی، آسیب جدی به اعتبار ادعای او درباره حافظه حدیثی بخاری وارد ساخته و جایگاه کتابش را از یک پژوهش علمی به یک اثر تبلیغی و ترویجی تنزل داده است.
موضوع شناسی تطبیقی علمی و فقهی وقت تعلق زکات خرما با رویکرد فقه پاسخگویی(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
99 - 123
حوزههای تخصصی:
در منابع اجتهادی و فتوایی فقها، در خصوص زمان تعلق زکات غلات اربعه، به ویژه خرما، ابهاماتی وجود دارد که پاسخ گویی دقیق به پرسش های مربوط به این مبحث را با چالش مواجه ساخته است. ازاین رو، بررسی مبانی و معیارهای فقها در تعیین وقت تعلق زکات غلات، به ویژه معیار «بدوّ صلاح» در خرما، ضرورتی جدی دارد. پرسش نخست آن است که مراد فقها از «بدوّ صلاح» دقیقاً چیست و این عنوان در چه زمانی محقق می گردد؟ همچنین آیا «بدوّ صلاح» با صدق عنوان «تمر» بر خرما تفاوت دارد؟ در مواردی نیز فقها، «احمرار» یا «اصفرار» را به عنوان معیار تحقق زکات معرفی کرده اند. باید دید مراد از این عناوین چیست و آیا این معیارها مفهومی متفاوت از «بدوّ صلاح» یا «صدق عنوان تمر» دارند یا خیر. در این نوشتار، ابتدا عناوینی که از سوی فقها برای بیان زمان تعلق زکات مطرح شده مورد واکاوی قرار گرفته و در مرحله بعد، معنای دقیق این اصطلاحات فقهی روشن می شود. سپس اشتراکات و تفاوت های این معیارها تحلیل می گردد تا درنهایت، با ارائه جمع بندی به صورت روشن و دقیق، مسیر پاسخ گویی برای کارشناسان فقهی هموار می گردد؛ به گونه ای که در مواجهه با پرسش های مرتبط با این بحث، بتوانند با تکیه بر فهمی عمیق، پاسخی علمی، منقح و استوار ارائه دهند.
نفی اماریت «سن» برای بلوغ دختران با تأکید بر بررسی در پرتو مبانی کلامی اجتهاد(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
172 - 201
حوزههای تخصصی:
مشهور فقیهان امامیه، سن نه سالگی را از امارات شرعی بلوغ دختران دانسته اند که امروزه غالب دختران نه ساله بالغ نیستند و برخی سن سیزده سالگی را از امارات شرعی بلوغ دختران دانسته اند که به دلیل معتبر نیاز دارد. این مقاله در صدد بررسی صحت سن نیست، بلکه در صدد بررسی این پرسش است که با توجه به تأثیر امور فراوانی مانند وراثت ، شرایط جغرافیایی ، کم و کیف تغذیه ، ویژگی های جسمانی و روان شناختی و ... در سن بلوغ، و تفاوت فراوان سن در بلوغ دختران ، آیا به طور اساسی سن (نه سالگی یا غیر آن ) را می توان اماره ثابتی دانست که شارع مقدس آن را برای بلوغ قرار دهد یا اینکه اماره قرار دادن، امری متغیر برای امری جاودانه مشکل ثبوتی دارد؟ در صورت دوم، سن که در روایات نشانه بلوغ دانسته شده چگونه قابل توجیه است؟ در این مقاله اثبات شده که اساساً سن (نه سالگی یا غیر آن ) را نمی توان اماره ثابتی دانست که شارع مقدس آن را برای بلوغ قرار دهد، درنتیجه باید گفت سنی که در روایات، درباره بلوغ دختر وارد شده ، از شأن بیان حکم شرعی صادر نشده واماره ای جاودانه نیست بلکه صادر از شأن غیر تبلیغی معصوم و درنتیجه حکمی شرعی نیست.