فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
ذهن تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲
5 - 30
حوزههای تخصصی:
فلسفه علم سلوک پس از پرسش از چیستی مبدأ عمل سلوکی در انسان، به عقل سلوکی می رسد. لیک عقل سلوکی چیست؟ چگونه مبدأ عمل سلوکی است؟ بدین جهت این نوشته، نخست به نگاه حکمای الهی به جایگاه عقل عملی در وادی سلوک توجه می دهد. آنگاه به نگاه عارفان به ویژگی های عقل عملی در سلوک می پردازد. سپس جایگاه سلوک را در نظریه قانون اخلاق استاد علی عابدی شاهرودی تشریح می کند. آنگاه به روش تحلیلی و بر پایه داده های فلسفی و عرفانی و دینی آن بزرگان به تبیین ماهیت و اقسام و مراتب عقل سلوکی می پردازد و در ماهیت، آن را عقل شناختاری - انگیختاری دانسته که دارای معرفتی با خاصیت عملی – سلوکی است و به واقعیت های سلوکی موجود در حقیقت قلبی تعلق می گیرد. در کنار این تعریف به نه مسأله جهت تبیین موضوع مقاله پرداخته و از حقیقت قلبی و منطقه روحانی و جنود خصالی و عقلی، اقسام عقل سلوکی سخن گفته و مراتب عقل سلوکی را که عبارتند از تجلیه، تخلیه، تحلیه، تعلیه و فنا، تبیین کرده است
بازشناسی و تحلیل روش های قرآن پژوهی مستشرقان با تأکید بر دایرة المعارف قرآن (EQ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل روش های اصلی محققان غربی در مطالعات قرآنی می پردازد. با توجه به اینکه دایرهالمعارف قرآن را می توان مجموعه ای جامع از مطالعات قرآنیِ غربیان دانست، پژوهش حاضر به بررسی این مسئله پرداخته که هر یک از روش های نویسندگان EQ در تحلیل متن قرآن، چه مبانی و چه نتایجی دارد. در این راستا، روش های مورد استفاده در دو شاخه کلیِ مطالعه تاریخی و مطالعه ادبی دسته بندی و تحلیل می گردد. در بخش روش تاریخی، دو رویکرد جامعه شناسیِ تاریخی و روان شناسیِ تاریخی بررسی شده است. روش تحلیلِ ادبی نیز، که به درون مایه متن و بیان سبک، ساختار و تغییرات تدریجی آن در طول زمان می پردازد، تحلیل شده است. این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است و برای هر یک از این دو روش، نمونه هایی از دایرهالمعارف قرآن ارائه شده و در پایانِ هر بخش، نقدهایی بر آن ها مطرح نموده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که روش تاریخی با چالش هایی همچون: تحمیل مقولات اجتماعی مدرن بر متون کلاسیک؛ تقلیل مفاهیم دینی به وقایع تاریخی؛ تأکید صرف بر واقعیت های محسوس و بی توجهی به مسئله «معنا» و تلاش برای اثبات اثرپذیری قرآن از فرهنگ و عقاید عرب جاهلی مواجه است. از سوی دیگر، روش ادبی نیز با دو نقد اساسیِ پیچیدگی اصطلاحات و عدم ارائه دستاوردهای کاربردی برای الهی دانان روبه روست. در نهایت، این پژوهش تأکید دارد که مطالعه قرآن نیازمند بهره گیری از رویکردهای متنوع و تسلط بر تمامی روش های تولید معنا و اثرگذاری آن هاست تا بتوان به درک جامع تر و روش مندتری از این متن مقدس دست یافت
وجوه معنایی اِبن در قرآن کریم با روی کرد معناشناسی تاریخی: تکمله ای بر سنّت تفسیری وجوه و نظائر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اِبن از جمله کهن ترین واژه های سامی است که با درنظر گرفتنِ اَشکال مختلف صرفی، 162 بار در 132 آیه از قرآن کریم به کار رفته است. تصور غالب نزد عالمان لغت و تفسیر آن است که اِبن واژه ای تک وجهی در قرآن کریم است که تنها بر معنای پسر (فرزند مذکّر) دلالت دارد. به همین جهت است که در کتب وجوه و نظائر باب مستقلّی درباره آن گشوده نشده، و برخلاف واژه های هم حوزه نظیر أب و اُمّ و أخ به بحث درنیامده است. بااین حال مُداقّه در کاربردهای قرآنیِ واژه اِبن ازیک سو و پی جویی هم زادهای آن در زبان های سامی از سوی دیگر نشان از آن دارد که برخلاف تصور اولیه، اِبن واژه ای با وجوه معنایی متعدد است. بر همین اساس، در پژوهش حاضر کوشش می شود با بهره بردن از روش معناشناسی تاریخی، سابقه واژه اِبن و سیر تحولات معنایی آن از زبان های نیا تا عربی قرآنی کاویده، و وجوه معناییِ آن در قرآن کریم بازشناخته شود. برآیند این پژوهش آن است که کاربردهای قرآنی واژه اِبن نه بر یک معنا، که بر چهار معنا دلالت دارد که عبارتند از: پسر (فرزند مذکّر)، فرزند (اعمّ از فرزندان ذُکور و اِناث)، عضوی از یک جماعت، و مَرد.
کارآمدی هوش مصنوعی در سلامت تحت لولی قواعد بین المللی از منظر کاربردها و حدود حقوقی
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
حقوق سلامت به معنای تامین شرایط لازم برای تحقق سلامتی افراد جامعه بوده و هدف آن حمایت و حفاظت از بشر در مقابل خطرات ناشی از محیط زیست می باشد. هوش مصنوعی در حوزه پزشکی و سلامت، به عنوان یکی از پرکاربردترین و مهمترین فناوری های دنیای امروز، به طور گسترده ای استفاده می شود. با توجه به پیشرفت روز افزون تکنولوژی و نیاز رو به افزایش جامعه به خدمات بهداشتی و درمانی، استفاده از هوش مصنوعی در حوزه پزشکی و سلامت، به عنوان یک راه حل موثر و دقیق در پردازش و استحصال نتایج برای بهبود کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی، بسیار مهم و حیاتی است. البته اگر فعالیت اینگونه سیستم ها تحت ضوابط و مقررات الزام آور جهان شمول قرار نگیرد ممکن است در تمامی حوزه ها از جمله در عرصه حقوق سلامت نیز مخرب و تهدید آمیز باشد. به همین منظور دولت ها با درنظر گرفتن این امر مهم، تکنولوژی های نوظهور، از جمله هوش مصنوعی را به طور چشمگیری در حوزه های مختلف زندگی انسانی وارد نموده اند تا بتوانند از چنین پتانسیلی در جهت الگوهای دقیق علمی برای سلامتی انسان بهره گیرند. یکی از حوزه هایی که هوش مصنوعی تأثیر قابل توجهی دارد، حوزه پزشکی و سلامت و مدیا طب تجهیز است. از تشخیص بیماری ها تا پیش بینی نتایج درمانی، هوش مصنوعی در این حوزه انقلابی را رقم زده است. این تکنولوژی نوآورانه امکاناتی را به دسترس پزشکان و حوزه سلامت می آورد که تاثیرات عمده ای را در تشخیص، درمان و مدیریت بیماری ها دارد. به همین منظور با درنظرداشت حائز اهمیت بودن این مسئله، جستار کنونی مقوله کارآمدی هوش مصنوعی در سلامت تحت لوای قواعد بین الملل از منظر کاربردها و حدود حقوقی را در قالب مطالعات کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی-توصیفی در بوته نقد و بررسی قرار داده است. یافته های حاصل از پژوهش بیانگر آن است که هوش مصنوعی می بایست در خدمت سلامت جامعه در قالب یک دستیار و ابزار نوین و کارآمد باشد تا بتوان ذیل این مسئله، اعتلای حق بر سلامت افراد را تأمین نمود.
جایگاه حق بر محیط زیست کودکان در حقوق ایران با توجه به اسناد بین المللی و حقوق بشری
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 18
حوزههای تخصصی:
حق بر محیط زیست سالم به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر، نقشی حیاتی در تضمین سلامت، رشد و تکامل همه جانبه کودکان، ایفا می کند.کودکان به دلیل ویژگی های جسمی و روانی خاص و وابستگی به محیط پیرامون،در برابر آلودگی ها و تخریب های زیست محیطی آسیب پذیرتر هستند.اسناد بین المللی حقوق بشر و به طور خاص کنوانسیون حقوق کودک،به طور فزاینده ای بر لزوم شناسایی و تضمین این حق برای کودکان و تعهد دولت ها به فراهم آوردن محیطی مناسب برای رشد آنان تأکید می کنند. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه تطبیقی، به ارزیابی جایگاه حق بر محیط زیست کودکان در نظام حقوقی ایران می پردازد.هدف اصلی،تبیین وضعیت این حق در قوانین داخلی ایران و مقایسه آن با تعهدات مندرج در اسناد بین المللی و حقوق بشری است. هرچند اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حفاظت از محیط زیست را وظیفه ای همگانی تلقی می کند و برخی قوانین پراکنده به جنبه هایی از سلامت و حمایت از کودکان اشاره دارند،اما حق محیط زیست کودکان به صورت یک حق مستقل، صریح و جامع در نظام حقوقی ایران شناسایی نشده و فاقد ضمانت اجرای کافی و سازوکارهای مؤثر برای پیشگیری،جبران خسارت و مشارکت کودکان در تصمیم گیری های زیست محیطی است؛در مقابل،اسناد بین المللی تعهدات روشن تری را برای دولت ها در جهت حفاظت فعالانه از محیط زیست کودکان و تضمین دسترسی آن ها به محیطی سالم،ایمن و پایدار ایجاد کرده اند. در نهایت،برای ارتقاء جایگاه حق محیط زیست کودکان در ایران،نیازمند تصریح این حق در قوانین داخلی، تدوین سیاست های جامع زیست محیطی،تقویت سازوکارهای نظارتی و اجرایی و همسوسازی بیشتر قوانین و رویه ها با استانداردهای بین المللی حقوق بشر وحقوق کودک هستیم.
سازوکارهای نظام عدالت کیفری در قبال پیشرفت های پزشکی (مطالعه موردی لقاح مصنوعی و رحم اجاره ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
33 - 46
حوزههای تخصصی:
در دهه های گذشته پیشرفت های حوزه پزشکی روزنه امید حل برخی مسائل زناشویی خانواده های نابارور، ازجمله فرزندآوری را فراهم نموده است. لقاح مصنوعی و رحم اجاره ای، ازجمله این تکنیک های مهم پزشکی اند که به رغم مزایا، چالش های فقهی و حقوقی مختلفی با آن ها همراه بوده است. هدف از این پژوهش نیز، پرداختن به این چالش ها و سازوکارهای نظام عدالت درخصوص آن ها بوده است. در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. عمده مواد خام پژوهش نیز آیات قرانی، روایات، متون فقهی و حقوقی و قانونی ایران و کشور فرانسه و مقالات و کتب مصوب و نگارشی است. یافته های پژوهش نشان داد باوجود تکنیک های مختلف تلقیح مصنوعی و رحم اجاره ای به صورت کلی حکم شرعی آن ها در فقه ذکر نشده است. از دیدگاه برخی فقها، برخی از این صور بدون ایراد شرعی قابل اجرا هستند. برخی محل اختلاف شدید و ممنوع اعلام شده اند. باتوجه به این که در هریک از این صور، اجماع فقها و موافقت شورای نگهبان ضروری است هنوز تا تدوین قانونی خاصی در زمینه صور ممنوعه فاصله داریم. تصویب «قانون نحوه اهدای جنین به زوج های نابارور» در سال های 83-1382 گامی مهم برای تحقق سازوکارهای فقهی و حقوقی این مسأله است. با این همه مسأله «اجاره رحم» هنوز مورد اختلاف فقها و حقوق دانان است، هرچند بنا به اصل برائت و تفسیر مضیق قواعد جزایی، نفس اجاره رحم جرم محسوب نمی گردد، با این همه لازم است با تدوین و تطابق مسائل فقهی با پیشرفت های پزشکی حوزه لقاح مصنوعی و رحم اجاره ای و بازتاب آن ها در حقوق پزشکی و حقوق خانواده، احتمال هنجارشکنی، بی قانونی و تضییح حقوق خانواده کاهش یابد.
A Critical Examination of Western Happiness-Oriented Theories Within the Framework of Islamic Ethics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲ , Issue ۴۲, Spring ۲۰۲۵
45 - 64
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: This paper critically examines Western, happiness-oriented theories through the framework of Islamic ethics. It aims to compare the conceptualization and pursuit of happiness in the works of Greek philosophers (Plato, Aristotle) and contemporary Western thinkers (Marcuse, Rand) with the perspectives of Muslim philosophers (Fārābī, Ibn Miskawayh, Ṭūsī). METHOD & FINDING: Using an analytical-descriptive approach, the study conducts a comparative analysis of the concept of happiness in selected philosophical traditions. The findings reveal that each thinker offers distinct interpretations of human nature, collective life, and the relationship with transcendence. Additionally, the influence of the socio-economic and cultural context of the contemporary West on happiness is highlighted. In contrast, Muslim philosophers present a more holistic view, linking happiness to spirituality and moral transcendence. CONCLUSION: The study concludes by emphasizing the need to revisit and revive certain concepts proposed by Muslim philosophers in the modern world. Reintegrating these Islamic perspectives could address the shortcomings of Western theories in defining and achieving human happiness.
کاربرد قاعده «قبح عقاب بلابیان» در حل مسائل معرفت اخلاقی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی امکان بهره گیری از قاعده عقلی قبح عقاب بلابیان در حوزه معرفت اخلاقی می پردازد. این قاعده که در علم اصول مبنای اصل برائت عقلی به شمار می رود، دلالت بر این دارد که در صورتِ نبودِ بیانِ روشن درباره حکمِ شرعیِ فعلی، هیچ گونه الزام یا استحقاق عقاب بر انسان مکلّف متوجه نخواهد بود. از آنجا که این قاعده اساساً عقلی است، می توان دامنه مفهومی آن را به قلمرو اخلاق نیز گسترش داد و آن را به مثابه معرفت عملی موجه در مواجهه با مسائل معرفت اخلاقی دانست. بر این اساس پژوهش حاضر سه هدف اصلی را دنبال می کند: 1. به کارگیری قاعده قبح عقاب بلابیان در مواجهه با شکاکیت معرفتی اخلاقی؛ 2. کاربست آن برای حل تردید اخلاقی در مقام عمل و 3. پاسخ به چالش تطبیق معرفت اخلاقی بر موضوعات مشتبه. فرایند پژوهش بدین شکل است که در بخش نخست، ماهیت قاعده قبح عقاب بلابیان و نقطه مقابل آن، یعنی قاعده دفع ضرر محتمل بررسی و سپس کارکرد این قاعده در حوزه معرفت اخلاقی تحلیل می شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که هرچند این قاعده در بافت شریعت اسلامی معنا و کارآمدی بیشتری دارد، می توان آن را در چارچوب اخلاق توحیدی و حتی سایر نظریه های اخلاقی به منزله ابزاری برای حل مسائل معرفت اخلاق یادشده به کار گرفت.
کالاانگاری خون و بیع آن از منظر فقه و حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
17 - 32
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیع خون یکی از مسائل مستحدثه است که مربوط به عصر حاضر می باشد. بنابراین حکم آن به صورت صریح در شرع مشخص نشده است هدف مقاله حاضر بررسی کالاانگاری خون و بیع آن از منظر فقه و حقوق است. مواد و روش ها: مقاله حاضر نظری و روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. مواد و روش تحلیل داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد ابتدا بر اساس دیدگاه بسیاری از فقها هرگونه معامله ای که موضوع آن اشیاء نجس از جمله خون، باشد حرام و باطل بوده است. اما اکنون به عنوان یکی از مسائل مستحدثه حکم به حلال بودن خرید و فروش خون داده شده است، چرا که دارای منافعی هم چون نجات جان انسان هاست و این منفعت حلال فراگیر است و هم اکنون در جامعه انسانی به عنوان یک منفعت کاملاً پذیرفته شده مطرح است، بنابراین خرید و فروش خون حلال است. نتیجه: نتیجه اینکه در حال حاضر، خون مانند اعضای بدن انسان مالیت داشته و جداسازی آن برای انتقال به دیگری در موارد ضرورت و گرفتن عوض در برابر آن جایز شمرده شده است. مالکیت نداشتن انسان بر اعضای خود نیز نمی تواند مانع بیع باشد؛ زیرا سلطنت داشتن او بر اعضا در صحت بیع کفایت می کند.
بررسی نقض تعهدات عقود مشارکتی بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
101 - 116
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: عدم بازپرداخت تسهیلات ناشی از عقود بانکی مشارکتی از معضلات پیش روی نام بانکی است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر، بررسی نقض تعهدات عقود مشارکتی بانکی است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد ضمانت اجراهای کنونی نقض عقود مشارکتی بانکی، از کارآیی لازم برخودار نیستند. نظام حقوقی ایران در خصوص ضمانت های اجرایی قرارداد دچار نوعی افراط و تفریط است زیرا درصورتی که متعهد به تعهدات قراردادی خود عمل ننماید (ولو آن تعهد، جنبه اساسی و اصلی داشته باشد)، متعهدله حق فسخ نداشته و تنها می تواند الزام متعهد به اجرای عین تعهد را درخواست نماید و حق فسخ اصولاً آخرین راه است. نتیجه: نظام ضمانت اجراهای نقض تعهدات قراردادی با چهار ایراد عمده مواجه است: 1- عدم کارآیی و باز دارندگی، 2- عدم تناسب میان درجه تخلف و ضمانت اجرای آن، 3- عدم پوشش تمام زیان های زیان دیده و نادیده گرفته شدن قاعده لاضرر و اصل جبران کامل خسارت، 4- عدم پیش بینی برخی راه حل ها، جهت کاهش آثار زیان بار اقتصادی نقض قرارداد نظیر اعطای حق فسخ تا تعلیق در نقض قابل پیش بینی یا انجام معامله جایگزین از سوی زیان دیده؛ در واقع ضمانت اجراهای قراردادی، کمتر مورد تحلیل اقتصادی قرار گرفته است.
إستراتيجيّة حنا مينة حول الحبّ والنضال ضدّ المستعمر الفرنسي في "صراع امرأتين": على ضوء منهج الخطاب النقدي لفيركلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
27 - 49
حوزههای تخصصی:
إنَّ تحلیل الخطاب یعدّ أحد المنهجیات المتقدّمه فی دراسه الخطاب والتی تتعامل مع اللغه، ویساعد بمساهمه النصّ والکلام علی خلق السلطه الاجتماعیّه والسیاسیّه. اهتم «حنا مینه» الروائی السوری (1924-1991) فی روایاته بالواقعیهِ الاجتماعیهِ وبالصراعِ الطبقی، وکان لجزءٍ من تجاربه الخاصه أثرٌ ممیزٌ فی کتاباته عن معاناهِ الناسِ الیومیهِ، حیث أنّه لم یتوقف عن تجسیدِ الواقعِ المرّ لطفولته، واعتبره ملهماً لروایاته. «صراع إمرأتین» وهی الجزء الثانی من روایته «حاره الشحادین». تطل الأحداث ممتزجه بألوان الحیاه وحبّ وغیره ووطنیه وتضحیه، یفتح حنا مینه وبأسلوبه السردی الممتع نافذه التاریخ على قصه النضال السوری البطولی ضد المستعمر الفرنسی ومساندیه من أهل اللاذقیه مصائر شخصیات متداخله خلال المطارده المثیره فی سوریا وأحیائها. یدور البحث فی ثلاث مستویات: الأوّل «مستوی الوصف» الذی یعالج النسج الخارجی للنصّ، الثانی «مستوی الشرح» الذی یبحث عن الإیدئولوجیا الموجود فی نصّ الروایه، الثالث «مستوی التفسیر» و هو دراسه النسج الداخلی للنصّ و تُعدّ الفکره و العاطفه مغزی هذا النصّ. المنهج الذی اعتمدناه فی هذه المقاله هو المنهج الوصفی-التحلیلی الذی یعالج روایه "صراع امرأتین" علی ضوء رؤیه نورمان فیرکلاف. من أهمّ النتائج التی وصل الیها هذا البحث، هی أنَّ الوصف فی بنیه نصّ الروایه یرکّز علی عنصر التکرار والتناص، وکذلک من جهه تشبیه العبارات التی تتمیّز الروایه عن سائرها. کان مستوى الشرح الذی یعبر عن أیدیولوجیه المؤلف، یروی لنا الکاتب عن کفاح السوریین ضد الاحتلال الفرنسی من خلال امرأتین سوریتین وصراعهما على التفوق فی الکفاح وفی نفس الوقت على قلب رجل. إنَّ مستوی التفسیر یبحث عن السیاق الظرفی فی هذه الروایه والروایه تدور فی اللاذقیه، فی السنه الأخیره من الحرب العالمیه الثانیه.
تحبيك الهوية المكانية في الرواية العراقية "ساعة بغداد"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دراسه الأماکن والمواقع البیئیه فی المجتمعات البشریه لا تختص بالدراسات الطوبونومیه أو الدراسات الجغرافیه فحسب، بل یمکن أن ندرس المکان من الناحیه الثقافیه والفکریه من منطلق الدراسات الأدبیه فی النقد الأدبی. الروایه کأثر أدبی اجتماعی، تسرد الأحداث وربما من منطلق بول ریکور وهایدن وایت تقوم بالتحبیک أو صیاغه الحبکه من الوقائع المتناثره إلى حکایه منسجمه. إذ تحبیک الأمکنه والأحداث المتعلقه بها، ترسیم لمعالمها الحیه، إذ تعلو صوتها بجانب الشخصیات لتمثل الحیاه فی تنوعها کلها کوسیله لتعزیز وإثراء الهویه وکوثیقه غیرتاریخیه. أما روایه ساعه بغداد لشهد الراوی -من أشهر الروایات العراقیه المعاصره -فتسرد حالات المجتمع العراقی فی أجواء الحرب وترکز على بغداد وأماکنها المختلفه کبؤره الأحداث لجعلها حبکه روائیه وترسم خلالها الصوره الفکریه والحضاریه والثقافیه کهویه أبناء الوطن. هذا المقال یهدف الی دراسه المعالم الدلالیه للمکان فی روایه ساعه بغداد بالمنهج الوصفی- التحلیلی، وتوصل إلی أن الروایه تحاول تحبیک التاریخ بربط الواقع والخیال لترسیم هویه المجتمع العراقی خاصه فی بغداد عبر الزمن من الماضی إلی المستقبل، وتحکی المعالم الحضاریه والفکریه والثقافیه عن المکان حسب التجربه المعاشه، إذ لا تنفصل هویه المکان عن هویه الفرد. تستعرض الروایه بغداد کمجال تخییلی ینبض بالحیاه، حیث تتحوّل الأمکنه إلى رموز دالّه على الذاکره الجماعیه، والانتماء لبناء الشخصیات وتکوین الوعی الجمعی. یُظهر البحث أن الروایه تمزج بین الواقعی والمتخیّل لتقدیم صوره أدبیه مقاومه تسرد عن بغداد وأماکنها، وتصوغ هویتها السردیه من عمق الألم والحنین والأمل. فالمکان فی الروایه، من المحله إلى برج المأمون ومن بیت الجده إلى حدیقه الزوراء وساعه بغداد، یُعاد تشکیله من خلال الذاکره الشخصیه للراویه، لیصبح وعاءً لحمولات ثقافیه وتاریخیه وشعوریه تعکس عمق التجربه الجماعیه للأهالی.
ماتریالیسم علمی در برابر رئالیسم معنوی: تحلیل انتقادی رویکرد اسپینوزا به وحی و معجزه از منظر حکمت متعالیه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۵)
71 - 88
حوزههای تخصصی:
تقابل میان جهان بینی علمی - مادی و نیاز انسان به معنای استعلایی یکی از چالش های اصلی دنیای معاصر است. باروخ اسپینوزا در مقام یکی از پیشگامان این بحث با ارائه یکی از اولین و پیچیده ترین صورت بندی های ماتریالیسم علمی کوشید تا دین را بر شالوده ای کاملاً طبیعت گرایانه بازسازی کند. این رویکرد به فروکاست «وحی» به محصول تخیل و «معجزه» به جهل بشر از علل طبیعی می انجامد. این مقاله با اتخاذ روش تحلیلی - انتقادی استدلال می کند که این پارادایم ماتریالیستی و فروکاست گرایانه از تبیین کامل ابعاد واقعیت عاجز است. برای اثبات این مدعا از مبانی «رئالیسم معنوی» علامه طباطبایی، جهان بینی ای که به واقعیت داشتن مراتب استعلایی هستی اذعان دارد، به مثابه چهارچوب نقد بهره برده می شود. تحلیل حاضر تضاد پارادایمی عمیقی را آشکار می سازد: هستی شناسی تک لایه و ضرورت گرای اسپینوزا در برابر جهان بینی ذومراتبی و هدفمند علامه، که وحی را شعوری استعلایی و معجزه را امری عقلانی و مبتنی بر خرق عادت تبیین می کند، قرار می گیرد. درنهایت، نتیجه حاصل آن است که چهارچوب علامه یک بدیل فلسفی استوار برای انسان مدرنی است که علم را می پذیرد، اما جهان بینی صرفاً مادی را از نظر وجودی و تبیینی ناقص می یابد و بدین ترتیب مداخله ای مستقیم در بحث داغ امروزی «علم در برابر دین» ارائه می کند.
مطالعه بینامتنی اثر پذیری گزاره ای آیات قرآن کریم در صحیفه سجادیه (شکل ها و کارکردهای برخی از آیات و دعاهای صحیفه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
230 - 252
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی اثرپذیری گزاره ای آیات قرآن کریم در صحیفه سجادیه با رویکرد بینامتنی می پردازد. امام سجاد (ع) در نیایش های خود، با به کارگیری سه سازوکار اصلی اقتباس لفظی، تلمیح و تصریح، آیات قرآن را در متن دعا بازآفرینی کرده اند. این تعامل بینامتنی، مبتنی بر نظریه ژولیت کریستوا، به صورت تکرار متن غایب (قرآن) در متن حاضر (صحیفه سجادیه) بدون تغییر محتوایی صورت گرفته است. روش تحقیق این مقاله توصیفی - تحلیلی است و داده ها از طریق مقایسه تطبیقی فرازهایی از صحیفه سجادیه با آیات مرتبط قرآن گردآوری شده اند. اثر پذیری گزاره ای، افزون بر حفظ اصالت متن قرآنی، کارکردهای چهارگانه تفسیر عملی مفاهیم قرآنی در قالب زبان دعا، تقویت غنای ادبی صحیفه سجادیه از طریق همنشینی با فصاحت قرآن، ایجاد پیوند معنوی بین مخاطب و معارف الهی، انتقال سلسله وار مفاهیم قرآنی به نسل های پسین را ایجاد کرده است. یافته ها نشان می دهد که اثر پذیری گزاره ای آیات با تعامل دوسویه در سه شکل اقتباس، تلمیح و تصریح در صحیفه سجادیه به کاررفته است.
Critical Review of ʿAllama Tabatabaʾi’s View of Intentionality
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۱, Issue ۷, (۲۰۲۵)
289 - 320
حوزههای تخصصی:
Intentionality, as a fundamental concept in the philosophy of mind, is essential to understanding how mental states are directed toward objects, concepts, or states of affairs. This article examines the theory of intentionality presented by ʿAllama Tabatabaʾi, with a focus on his Islamic philosophical framework. The research begins by defining the problem of intentionality, which concerns the nature, possibility, and content determination of mental states. We highlight how Tabatabaʾi’s grounding of intentionality in mental existence and immaterial knowledge provides a distinct perspective compared to contemporary naturalistic approaches. The study employs a qualitative, analytical, and comparative methodology, examining primary texts from Islamic philosophy, including works by Avicenna, Mullā Ṣadrā, and ʿAllama Tabatabaʾi, alongside modern Western discussions on intentionality. Through this critical lens, we identify Tabatabaʾi’s key contributions: the essential revelatory character of knowledge, the abstraction process in content determination, and the inseparable connection between mental existence and intentionality. The research findings reveal that while Tabatabaʾi’s model offers a metaphysically robust explanation of intentionality, it encounters significant challenges when evaluated in the context of contemporary cognitive science. Critiques include the lack of empirical testability, potential conceptual ambiguity for modern scholars unfamiliar with Islamic metaphysics, and the absence of a clear mechanistic explanation that aligns with materialist paradigms. Nevertheless, the article underscores the innovative nature of Tabatabaʾi’s approach in bridging classical Islamic thought with modern philosophical discourse. It also suggests potential interdisciplinary dialogues, especially with phenomenological perspectives that similarly emphasize the inherent directedness of consciousness. The findings contribute to a broader understanding of intentionality and open new avenues for future research on the integration of metaphysical and empirical frameworks in the philosophy of mind.
مطالعه تطبیقی روایت «هلاک ناپذیری امت؛ از پیامبر(ص) تا مسیح(ع)»؛ در گفتمان حدیثی فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۸)
152 - 179
حوزههای تخصصی:
در منابع روایی شیعه و اهل سنت، گزارشی به نقل از پیامبر(ص) با این مضمون آمده است که: «امتی که من اولین و عیسی(ع) آخرین آن باشد، هلاک نمی شود». گونه دیگری از این گزاره، نام مهدی(ع) را نیز به عنوان اوسط یا وسط این امت به شمار آورده است؛ همچنین در برخی منابع روایی شیعه، در کنار پیامبر(ص)، از دوازده امام یادشده است. حال در این میان، متن معیار و اصیل، کدام یک از گزاره هاست؟ پژوهه حاضر با در نظر گرفتن این اصل که احادیث غالباً در خلأ وارد نشده اند و می توانند با برخی از وقایع تاریخی مرتبط باشند، به گونه شناسی و تبارشناسی نقل های مختلف این روایت با رویکردی جریان شناسانه و گفتمان شناسانه می پردازد. نتایج نشان می دهد، متن معیار این گزاره در میان اهل سنت، در ضمنِ گزارشی از نبرد موته مطرح شده و در میان روایات شیعه که پیامبر(ص) و امامان(ع) را به عنوان نخستین این امت و مسیح(ع) را آخرین آن به شمار آورده، در ضمنِ اندیشه امامت قابل ردیابی است. در عین حال این گزاره در کنار گزاره اقتدای مسیح(ع) به امام مهدی(ع) در آخرالزمان، قابل تبیین بوده و معنای درستی می یابد. در این میان، گزارشی که مهدی(ع) را در میانه این امت معرفی می کند، ساختگی به نظر می رسد.
هگل و نزاع با ساختار انتزاعی ایدئالیسم آلمانی: در راستای از تحقیر درآوردن جهان واقع(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
40 - 69
حوزههای تخصصی:
نویسنده در این مقاله، با روش توصیفی - تحلیلی به بیان این مسئله می پردازد که در فلسفه فیلسوفان ایدئالیسم آلمانی - به جز هگل - توضیح واقعیت آن چنان که هست و دیدن حقیقت در آن و مبتنی کردن فلسفه به توضیح واقعیت موجود، غایب است. به واقع در فضای نگاه سوبژکتیو کانت و فیشته، عقلانیت و توضیح منطق معرفت شناسانه و هستی شناسانه به واقعیت عینی تعلق نمی گیرد، بلکه تنها سوژه دارای منطق مفهومی است که می تواند ایده را فهم یا حتی خلق کند - هرچند در کانت حس نقش تلنگر ایفا می کند؛ اما صاحب منطق درونی نیست - . بنابراین حوزه امور عینی یا ابژکیتو همواره ذیل صورت های عقلانی سوژه قرار می گیرد. در شلینگ، هویت طبیعت و به رسمیت شناسی آن در ساحت عقلانی پذیرفته می شود؛ اما توضیح این معقولیت در واقعیت، بازهم توسط مفهوم ابژکتیو امکان پذیر نیست، بلکه به شهودعقلانی فیلسوف واگذار می شود؛ در چنین حالتی، مفهوم، دوباره مبتنی بر آگاهی و عقلانیت سوژه قرار می گیرد؛ اما با هگل همه چیز متفاوت شده است و واقعیت از تحقیر بیرون می آید و مفهوم به منطق نفس الامر (یا ساحت عین) بازمی گردد. با تعریف جدیدی که هگل از مفهوم می دهد در نتیجه این مقاله، او می تواند معنای ایده و مطلق را نیز از حالت انتزاعی خارج کند و حوزه ابژکتیو را بار دیگر به موضوع فلسفه تبدیل کند و فلسفه را از سوژه محوری نجات دهد.
مطالعه ای تطبیقی در ارزیابی از رویکرد اسلامی در خصوص معنای زندگی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
131 - 160
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ابتدا سه دیدگاه عمده درباره معنای زندگی، به روش تحلیل مفهومی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است؛ ۱) دیدگاه طبیعت گرایانه و غیردینی؛ ۲) دیدگاه ناطبیعت گرایانه و هیچ انگارانه؛ و ۳) دیدگاه فراطبیعت گرایانه یا خداباورانه و دینی. سپس مسئله معنای زندگی در قالب این سه دیدگاه و در ابعاد هستی شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی نقد و بررسی شده است و درنهایت با به کارگیری روش تطبیقی، به این نتیجه رسیده ایم که ربطی وثیق میان باورهای دینی و باورمندی به معناداری حیات وجود دارد. همچنین نشان داده شد که پرسش از معنای زندگی کاملاً با مسئله آفرینش و خلقت انسان و هدفمنددانستن یا غیرهدفمنددانستن آن مرتبط است و نیز معلوم شد که در فرایند پاسخ به معنای زندگی، باورهای دینی ناظر به امر متعالی و هدفمندی خلقت، بستر معقولی را برای معناداردانستن حیات فراهم می کنند. دین اسلام با اصول مبنایی خود، به ویژه با ارائه ایده توحید، زمینه لازم برای ارائه پاسخی محکم و روشن به مسئله معنای زندگی را فراهم می کند و انسان را از سرگردانی و پوچی در زندگی نجات می دهد. درنهایت زندگی با شناخت خداوند و ارتباط بی واسطه با او معنادار می شود.کلیدواژه ها
شناسایی مسائل هوش مصنوعی مولد در سازمان ها با تأکید بر ابعاد اخلاقی و پایدار(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۱)
120 - 157
حوزههای تخصصی:
با رشد شتابان فناوری های هوش مصنوعی مولد و گسترش روزافزون کاربردهای آن در حوزه های گوناگون، ضرورت بررسی پیامدها و چالش های ناشی از به کارگیری این فناوری بیش از پیش آشکار شده است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل چالش های به کارگیری هوش مصنوعی مولد در سازمان ها بود. رویکرد پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بوده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان گردآوری شد. یافته ها نشان داد که چالش های شناسایی شده در قالب شش مضمون اصلی شفافیت و پاسخگویی، حقوقی، امنیتی و حاکمیتی، انسانی و فرهنگی، کیفیت و اعتبار محتوا و اقتصادی و عملیاتی دسته بندی می شوند. این شش حوزه در مجموع ۲۴ خرده مضمون را شامل می شوند که طیفی از مسائل فنی، حقوقی، سازمانی و اخلاقی را پوشش می دهند. بررسی عمیق تر نشان داد که بسیاری از این چالش ها ناشی از نبود چارچوب های حکمرانی اخلاقی و شفاف، ضعف کیفیت و تنوع داده های آموزشی، ابهام در فرآیند تصمیم گیری مدل ها، و عدم آمادگی سازمان ها از نظر فرهنگ و ساختار برای پذیرش فناوری های نوین است. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان راهنمای عملی برای مدیران، سیاست گذاران و توسعه دهندگان در مسیر بهره گیری مسئولانه و پایدار از هوش مصنوعی مولد مورد استفاده قرار گیرد.
آینه های شکسته (10): نگاهی به استعاره های دندان در ترجمه های تورات
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
249 - 257
حوزههای تخصصی:
از دشواری های ترجمه به ویژه در رابطه با متون کهن و در اینجا تورات عبری، انتقال مفاهیمی است که در قالب صنایع ادبی از جمله استعاره ها بیان شده اند؛ همچنین نظر به منظوم بودن حدود یک سوم تورات، دامنه این موضوع بسیار گسترده خواهد بود. استعاره های مرتبط با «دندان» در سراسر تورات حوزه معنایی گسترده و چندوجهی دارد؛ از جمله نماد قدرت، زیبایی، عدالت، خوی وحشی گری و بی رحمی به کار رفته است. این شماره از «آینه های شکسته» به بررسی چهار مورد در عاموس 4: 6، میکاه 3: 5، ایوب 13: 14 و 19: 20 متمرکز است. چنین می نماید که هر کدام از طیف های ترجمه، یعنی تحت اللفظی، تفسیری، آزاد و معنایی بسان آینه های شکسته بخشی از چندمعنایی متن مبدأ را منعکس کرده اند؛ به عبارتی تنها با دیدن آنها در کنار هم متن مبدأ برای مخاطب درک پذیر می شود.