فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
سیره پژوهی اهل بیت سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
71 - 96
حوزههای تخصصی:
در خوانش تمدنی آموزه های رضوی با موضوعات مختلفی روبه رو هستیم که واکاوی و درنگ در آنها راهی مناسب برای دست یافتن به منظومه اندیشه تمدنی امام رضا(ع) به شمار می رود. این جستار بر آن است موضوع ستم گری و ستم ستیزی را که پدیده ای دیرین و دارای ظهور و بروز در خردترین تا کلان ترین سطوح زندگی فردی و اجتماعی انسان هاست، در گستره آموزه های رضوی به بررسی بنشیند. این مهم پس از گزینش 26 گزاره مرتبط با این موضوع از مجموعه روایات منقول از حضرت رضا(ع) و نمایه زنی آنها در نرم افزار «مکس کیودا» صورت گرفته است. در مرحله بعد 38 نمایه به دست آمده در چهار محور اصلیِ چرایی ستم گری، پیامدهای ستم گری، چرایی ستم ستیزی و پیامدهای ستم ستیزی دسته بندی شده است. پس از توضیح و تبیین محورهای فرعی ذیل چهار محور اصلی، با رویکردی تمدنی عوامل مؤثر بر پیدایش و رواج ستم گری و نیز ستم ستیزی در قالب سه مؤلفه مهم تمدنی یعنی نظام اندیشگی، حکومت و مناسبات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به جایگاه کانونی نظام اندیشگی در یک تمدن، و نقش محوری خداباوری و خداناباوری در آن، می توان ایمان به خدا را از دیدگاه امام رضا(ع) اصلی ترین عامل ستم گریزی و ستم ستیزی و ضعف ایمان به خدا را اصلی ترین عامل ستم گری در یک تمدن شمرد.
رهیافتی تطبیقی بر مؤلفه های معنایی«خروج» در قرآن کریم با تکیه بر روابط مفهومی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
63 - 94
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های مؤثر برای درک عمیق تر و کشف ظرافت های معنایی متون دینی، تحلیل روابط مفهومی واژگان و بررسی دقیق ساختارهای معنایی آنهاست. این رویکرد بویژه در تحلیل متون قرآنی که از غنای زبانی و معنایی برخوردارند، اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با رویکردی نظام مند در تحلیل معناشناسی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به شناسایی و تحلیل معنایی مفهوم «خروج» و کلماتی که بیشترین مؤلفه های معنایی مشترک با این مفهوم دارند، پرداخته است. ننایج تحقیق نشان می دهند: «خروج» به معنای عمومی ظهور و بروز است. «بروز» به معنای خروج و ظهور پس از پنهانی بودن است که بیشتر به صحنه های جنگ و نبرد اشاره دارد. «بُزوغ» به آغاز طلوع و ظهور و شکافتن تدریجی تأکید دارد. «شروق» بر جهت و مکان طلوع دلالت دارد. «طلوع» به معنای ظهور و بروز، نیز برآمدن و اشراف پیداکردن است. «ظهور» به معنای آشکارشدن پس از پنهان بودن است. «بُدُوّ» به هر چیزی اطلاق می شود که یک باره و ابتدایی به وجود آمده، کاری نو و جدید آغاز کرده است. «فطور» به معنای شکافتن و گشودن چیزی سخت و محکم به طور طولانی است. با وجود اشتراک معنایی در مفهوم کلی «خروج»، این واژگان دارای تفاوت های معنایی ظریفی هستند که تأثر مهمی در کاربرد دقیق آنها در بافت های مختلف قرآنی دارند. این تفاوت ها نه تنها در درک معنای دقیق آیات، بلکه در تفسیر و تأویل آنها نیز نقش بسزایی ایفا می کنند.
تقیه در سیره عملی امام سجاد(ع): بازخوانی تطبیقی برجسته ترین روایات و پاسخ به چالش پارادوکس دروغگویی تقیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰
199 - 244
حوزههای تخصصی:
تقیه، به عنوان یکی از آموزه های بنیادین در اندیشه امامیه، همواره در کانون بحث های کلامی، فقهی و سیاسی قرار داشته است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که نسبت این آموزه با سیره عملی امامان معصوم (ع)، به ویژه امام سجاد (ع) و چگونگی بازتاب آن در روایات فریقین، کمتر به صورت مستقل و تحلیلی موردتوجه قرار گرفته است. هدف مقاله حاضر آن است که باهدف واکاوی نقش تقیه در سیره امام سجاد (ع) و بررسی تطبیقی روایات منتخب از منابع شیعه و اهل سنت، تلاش دارد تصویری روشن از کارکرد تاریخی، اجتماعی و اعتقادی این آموزه ارائه دهد. روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر نمونه پژوهی روایات برجسته ای است که ازنظر سند، دلالت و زمینه صدوری، قابلیت مقایسه تطبیقی دارند. همچنین، با بهره گیری از قواعد اصولی مانند تعارض ادله، به شبهات کلامی مطرح شده پیرامون تقیه، نظیر پارادوکس دروغ گویی پاسخ داده شده است. یافته های مقاله نشان می دهد که تقیه در سیره امام سجاد (ع)، نه تنها به منزله واکنشی اضطراری برای حفظ جان، بلکه راهبردی فرهنگی و تدریجی برای استمرار گفتمان امامت در عصر اختناق بوده است؛ راهبردی که در قالب انتقال گزینشی معارف، تربیت یاران و تعامل محتاطانه با حاکمان زمان، ساختاری هوشمندانه و هدفمند داشته و از منظر عقلانیت دینی، قابل دفاع است. نتیجه نهایی آن است که تقیه در سیره امام سجاد (ع) نه تنها امری اضطراری و حفاظتی، بلکه راهبردی حکیمانه، تدریجی و فرهنگی برای بقای مکتب اهل بیت (ع) در شرایط سرکوب بوده است. تلفیق تحلیل روایات، اصول فقه و پاسخ گویی به شبهات، نشان می دهد که این آموزه از انسجام درونی و کارآمدی تاریخی بالایی برخوردار بوده و در چارچوب عقلانیت دینی قابل دفاع است.
بررسی جایگاه ایران در تاریخ نگاری رسمی بحرین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
145 - 1565
حوزههای تخصصی:
تحولات بحرین همواره ارتباط نزدیکی با رویدادهای داخلی ایران داشته که بازتاب آن در اسناد رسمی و تاریخی دیده می شود. پس از استقلال بحرین تعریف نسبت حکام جدید آن با فرهنگ و تاریخ قدیم ایرانیانی که قرن ها به عنوان اتباع ایران در بحرین حضور داشتند اهمیت یافت. حکام جدید بحرین برای تعریف هویت جدیدی از این کشور راهکارهای متفاوتی را در پیش گرفتند که در تاریخ نگاری رسمی نمود بارزی یافته است. این پژوهش در پی آن است که با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بررسی متون تاریخ نگاری رسمی بحرین به این سوال پاسخ دهد که ایران در تاریخ نگاری رسمی بحرین چه جایگاهی دارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد نگارندگان تاریخ رسمی بحرین گفتمانی برای غیریت سازی از ایرانیان و شیعیان شکل دادند که با تاکید بر عناصر عرب/سنی، عناصر ایرانی/ شیعی را به حاشیه می راند تا تاریخ بحرین را همچون یک کشور مستقل قدیمی روایت کند.
تحلیل تطبیقی بنیادهای عقلانی خودآگاهی در فلسفه ابن سینا و سیدنی شومیکر ازعلم حضوری تا مصونیت از خطا به واسطه همانندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
549-573
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی، بنیادهای عقلانی خودآگاهی را در دو دستگاه ابن سینا و سیدنی شومیکر بازسازی می کند تا منشأ «امتیاز گفتار نخست شخص» در داوری های فاعلی و مرز آن با احکام مشاهده محور یا آیینه ای روشن شود. مسئله این است که چرا در گزاره هایی مانند «من درد دارم» تعیینِ صاحبِ حالت از خطای همانندسازی مصون است، اما در موقعیت هایی مانند داوری آیینه ای «من رنگ پریده ام» که بر بازتاب بصری تکیه دارد، این مصونیت تضعیف می شود. هدف مقاله، صورت بندی الگوی دوسطحی «حضور/ارجاع» و نگاشت «صاحب/محتوا» است تا نشان دهد چگونه می توان هم «مصونیت بنیادیِ صاحبِ آگاهی» را در شرطِ امکان محفوظ داشت و هم «خطاپذیری محتوایی» را در شرطِ اعتبار تبیین کرد. روش، تحلیل متن محور منابع اصلی است: در سوی ابن سینا، نظریه «علم حضوری» و اندیشه آزمایی «انسان معلّق» مبنای تبیین «حضور بدوی» به منزله شرط امکان التفات و داوری است؛ در سوی شومیکر، «ارجاع غیرتوصیفیِ من»، اصل «مصونیت از خطای همانندسازی» (IEM) و «اقتدار شخصِ اول» با تصریح «بافت حساس بودن» داوری ها، واکاوی می شود. یافته ها نشان می دهد سطح وجودیِ حضور، بنیان وجودشناختی تعیین «صاحب آگاهی» است و سطح منطقی_هنجاریِ ارجاع، سازوکار زبان شناختی-منطقیِ تحقق همان تعیین را در احکام فاعلی توضیح می دهد. بدین سان، «صاحب» از خطای ارجاعی مصون می ماند، در حالی که «محتوا» (نوع، شدت، علت یا متعلّق تجربه) سنجش پذیر و نیازمند «کالیبراسیون معرفتی» باقی می ماند. نتیجه، مرزبندی دقیق دامنه بافت حساس IEM و پرهیز از خلط سطح وجودشناختی و معناشناختی در تحلیل خودآگاهی و هویت شخصی است و همچنین معیارهای عملی ارزیابی اعتبار احکام اول شخص در بافت های درون نگری، حافظه ای، گواهی و آیینه ای را فراهم می کند.
مدل کیهان شناختی جهان نوسانی استاینهارت و دلالت های الحادی آن تحلیلی انتقادی در پرتو فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
417-438
حوزههای تخصصی:
براساس باور سنتی متکلمان توحیدی، خداوند جهان را از عدم خلق کرده و عالم ازلی نیست. در دیدگاه مقابل پل استاینهارت- یکی از برجسته ترین فیزیکدانان معاصر- با ارائه «مدل جهان نوسانی» جهان را متشکل از دوره های بی پایان کیهانی دانسته و با تأکید بر وجود جهانی بدون آغاز، درصدد ارائه تصویری از ازلیت عالم و بی نیازی از فرضیه خدای خالق است. این مقاله ابتدا مدل کیهانی جهان نوسانی استاینهارت را معرفی و تبیین کرده و پیامدهای فلسفی-الهیّاتی آن را استخراج کرده و بر اساس فلسفه صدرایی آن را تحلیل و بررسی می کند. استاینهارت بی نیازی از نقطه آغاز را دال بر نفی ضرورت خالق بیرونی دانسته و مسئله خلقت را به تحلیلی صرفاً علمی فرو می کاهد. دراین سو در فلسفه اسلامی، ملاصدرا نیز گاهی تفسیر ادواری از ساختار کیهان مطرح می کند اما دیدگاه نوین وی از حدوث عالم، امکان بازخوانی مدل نوسانی را در چارچوبی توحیدی فراهم می آورد. این مقاله نشان می دهد که فهم ما از «حدوث» در حکمت متعالیه، می تواند ساختار نوسانی عالم را به عنوان تبیینی از تجلی مستمر نظام علّی مطلق بازخوانی کند و تعارض ظاهری میان ابدیت در مدل فیزیکی و حدوث زمانی را حل نماید.
قواعد حاکم بر قراردادهای الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
199 - 214
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: توسعه بکارگیری وسایل نوین فناوری اطلاعات در انعقاد قرارداد و تردید در اعتبار و صحت قراردادهای الکترونیکی قانونگذاران کشورهای مختلف و سازمانهای منطقه ای و بین المللی را بر آن داشته است و قوانین و مقررات متنوعی را در این زمینه وضع نمایند؛ کما اینکه در ایران نیز قانون تجارت الکترونیکی در سال ۱۳۸۲ به تصویب رسیده است. هدف مقاله حاضر، بررسی قواعد حاکم بر قراردادهای الکترونیک است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: یافته ها نشان داد در قوانین مدونه ایران در خصوص بسیاری از مباحث قراردادهای الکترونیکی خلاء وجود دارد و گاهی قانونگذار در قوانین مربوطه ساکت است و تصریحی ندارد. با وجود اختلافاتی که در تخییری یا امری بودن ماده 968 قانون مدنی و در نتیجه آن امکان آزادی اراده طرفین در تعیین قانون حاکم وجود دارد، می توان قائل بر تخییری بودن این ماده بود و آزادی طرفین بر تعیین قانون حاکم را به رسمیت شناخت. ماده ۲۷ قانون داوری تجاری ایران نیز ناظر بر تخییری بودن این ماده از قانون مدنی است و به موجب آن طرفین می توانند قانون حاکم بر قرارداد را آزادانه انتخاب نمایند. رژیم انتخاب قانون حاکم در اتحادیه اروپا مختلط است.
نتیجه: در حقوق ایران، متعاقدین می توانند توافق نمایند که تعهدات ناشی از قرارداد تابع قانون ایران باشد.
سوءاستفاده از حقوق خانوادگی در روابط زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده بنیادی ترین نهاد اجتماعی است که روابط حاکم بر آن، مبتنی بر اخلاق، ایمان، حقوق و تکالیف متقابل میان اعضای خانواده است. به رغم وجود مهر و عاطفه میان زوجین، گاه یکی از زوجین به جهت امتیازی که قانون به او بخشیده ست، از موقعیت خود به ضرر دیگری استفاده می کند، به عبارتی مطابق قاعده لاضرر از حق خویش سوءاستفاده می کند. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، سعی دارد ضمن تبیین حقوق خانوادگی در روابط زوجین به حقوق قانونی زوجین اعم از اختصاصی یا مشترک، به همراه مصادیق و راهکارهای مقابله با سوءاستفاده از این حقوق بپردازد. در میان این حقوق، حق طلاق و حق ریاست مرد بر خانواده بیش از دیگر حقوق مورد سوءاستفاده قرار گرفته است که جهت جلوگیری از این سوءاستفاده، به راهکارهایی می توان اشاره کرد؛ ازجمله: محدودکردن صلاحیت اعمال حق، طلاق قضایی و شرط توکیل در طلاق. سپس حقوق قراردادی میان زوجین که موجب شروط ازپیش مکتوب و درج شده در قرارداد (شروط استاندارد) یا شروطی که زوجین در قرارداد قید کرده اند (شروط تکمیلی) تحلیل و واکاوی شده است. درنهایت، اسناد تنظیمی پس از عقد نکاح یا شروط توافق شده پس از عقد نکاح و اعتبار و عدم اعتبار آن ها به عنوان توافق مستقل یا شروط ضمن عقد، درصورت عدم مخالفت با نظم عمومی، اخلاق حسنه و نظر مشهور، به استناد ماده 10 قانون مدنی می تواند معتبر باشد که همراه با رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری نقد و بررسی شده است. . نتایج حاکی از آن است که قانونگذار باید برای جلوگیری از تضییع حقوق خانوادگی، مواد قانونی با ضمانت اجرایی در قانون خانواده ایجاد کند.
آیه 34 سوره نساء: تفسیر تطبیقی فضل الرحمن و خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ» (نساء: 3۴) از مهم ترین آیات اجتماعی حقوقی در تبیین نقش و مسئولیت زنان و مردان در خانواده است که با ظهور چالش های جدید، نیاز به بازنگری در تفسیر آن افزایش یافته است. فضل الرحمان، با روش تاریخی اجتماعی و نظریه دوحرکتی، قوامیت را در چارچوب زمانه نزول تفسیر می کند. خامنه ای، با رویکرد اجتهادی و عقلانیت اسلامی، سعی دارد از قوامیت فهم متناسب با شرایط اجتماعی امروز ارائه دهد. هدف این مقاله بررسی مبانی روش شناختی این دو اندیشمند در فهم و تفسیر آیه 3۴ سوره نساء است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که هر دو دانشور، با وجود تفاوت در مبانی و روش ها، اتفاق نظر دارند که زن و مرد نسبت به یکدیگر برتری ذاتی ندارند. اختلاف نظرشان این است که فضل الرحمان بر نقش اقتصادی مردان تأکید دارد و بر این باور است که با شرکت زن در تأمین هزینه زندگی، برتری مرد کاهش می یابد. خامنه ای قوامیت را ناشی از تفاوت های طبیعی و مکمل بودن زن و مرد می داند و اعتقاد دارد که مردان، بدون برتری ذاتی، مسئولیت تأمین معیشت خانواده را بر عهده دارند.
تبیین قاعده اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست در مرافعات اشخاص نسبت به ملی نمودن اراضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
79 - 92
حوزههای تخصصی:
امروزه مبانی اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست محملی برای پدید آمدن حق بر محیط زیست به عنوان یکی از موضوعات مهم در نظام بین المللی و قوانین داخلی کشورها است. مشکلاتی مانند گرمایش زمین و سوراخ شدن لایه ازون بواسطه قطع جنگل ها و از بین رفتن گیاهان نادر، آلودگی های زیست محیطی، باران اسیدی و کاهش منابع آب، علاوه بر تخریب محیط زیست، زندگی انسان را نیز تهدید می کند. اگرچه جرایم زیست محیطی به عنوان جرایم بدون قربانی شناخته می شوند، اما به ندرت به صورت کامل مورد توجه قرار می گیرند. با این اوصاف در این تحقیق به ارتباط این موضوع با مالکیت افراد و ملی نمودن اراضی توجه می شود. مالکیت افراد نسبت به اموالشان در همه ی جوامع همواره مورد توجه بوده و هست. از گذشته تا حال کاملترین حق عینی در حقوق ما حق مالکیت می باشد و این حق همیشه قابل احترام و تکریم بوده و هیچ کس نمی تواند به حق مالکیت دیگری تجاوز کند؛ پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که در مواردی که دولت(اداره منابع طبیعی) در راستای اجرای قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع مصوب 1۳41 و قوانین بعدی ، با بررسی سابقه و سنجش موقعیت یک محدوده مشخص از اراضی با معیارهای مشخص و از پیش تعیین شده، مبادرت به صدور برگه ی به نام «برگ تشخیص» انجام می گیرد و ادعای مالکیت نسبت به زمینی را دارد . آیا بار اثبات این ادعا بر دوش دولت(اداره منابع طبیعی) است یا بر دوش مالک شخصی ملک؟ در این زمینه نتایج تحقیق نشان دادند که مبنای اخلاقی درباره ارزش ذاتی محیط زیست در بحث اراضی ملی بر اساس ایجاد عدالت میان رابطه انسان و اراضی لحاظ شده و رویه مالکیت افراد در دو بحث تقصیر و قصور دولت و اشتباه مأمور مجری در تشخیص مستثنیات مهمترین عوامل در مرافعات اشخاص نسبت به اراضی ملی هستند.
تأملی در دیدگاه علامه طباطبایی در خصوص عدم ارتباط تولیدی میان ادراکات اعتباری و حقیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
1 - 18
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در حوزه ی ادراکات اعتباری عدم ارتباط تولیدی آن ها با ادراکات حقیقی است که علامه طباطبایی مطرح کرده است. بر این اساس، امکان استنتاج قضایای حقیقی از اعتباری و بالعکس نفی می شود. دلیل عمده ی این مدعا تغییرپذیری اعتباریات، ثبات ادراکات حقیقی و فقدان رابطه ی نفس الامری میان موضوع و محمول در اعتباریات است. بر اساس تحلیل پژوهش حاضر از نظر منطق صورت، استنتاج در برخی فروض تشکیل شده از ادراکات حقیقی و اعتباری بدون اشکال است و نبود رابطه ی نفس الامری در اعتباریات موجب سلب رابطه ی منطقی میان خود آن ها و بین آن ها و ادراکات حقیقی نیست. همچنین، هرچند مواد استدلال در اعتباریات یقینی نیستند، در فرض وجود اعتباریاتی ثابت، استفاده از مواد یقینی در استدلال تشکیل شده از اعتباریات بدون مانع است. ضمن آنکه ثابت نبودن ادراکات اعتباری، درصورتی که کبری و نتیجه هر دو اعتباری باشد، موجب بروز اشکال نخواهد بود؛ زیرا، مادامی که اعتبار در کبری وجود دارد، اعتبار نتیجه هم وجود خواهد داشت.
Semiotics of ‘Doors’ at the Entrances of Islamic Pilgrimage Shrines Based on the Peircean Model
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
21 - 31
حوزههای تخصصی:
Human beings are meaning-generators, and their pursuit of meaning manifests through interpreting “signs.” Architectural elements can be perceived as signs capable of conveying valuable and significant messages. The more precise the semiotic interpretation of architectural elements, the deeper the understanding of their meaning. Since entry into any space necessitates passing through its door, the door functions as a connector between different realms, as an intermediary between a given place’s exterior and interior. Given the unique architectural significance of doors at entrances of Islamic pilgrimage shrines, they can be interpreted as meaningful signs. “Being at the shrine” can be understood as a form of human presence, which is materialized at entrances of Islamic pilgrimage shrines, particularly through the focal point of the door. The door marks the beginning of a transition into a sacred space, and numerous rituals are associated with this entry point. These rituals emphasize the commencement of the rites of entrance and initiation into a holy site. This study applies semiotic analysis based on Peirce’s model to examine the architectural element of the door as a meaningful sign. It seeks to answer the following questions: How can the physical characteristics of an entrance be interpreted both as a response to functional necessity and as a meaning-generating sign in the forms of index (namāya), symbol (namād), and icon (shamāyil)? Additionally, what concepts are semantically aligned with the door concerning the entrances of Islamic pilgrimage shrines? The research is based on a library study for data collection and employs a descriptive-analytical method to interpret the semiotics of doors. The findings indicate that the architectural element of the door, beyond its functional essence, encapsulates profound meanings. Semiotics offers a powerful tool for enhancing this architectural element’s understanding and deep analysis, allowing for a more precise interpretation. The primary function of the door as a sign is to establish a communicative space between the exterior and the interior. The door facilitates guidance and invitation into the sacred environment by dividing the spatial domain into inside and outside. Moreover, the first rites of initiation and presence commence here—placing the hand on the chest, expressing reverence, offering salutations, and seeking permission to enter. Therefore, the door is the gateway to the realm of presence and encounter. In the entrance of Islamic pilgrimage shrines, the door can be interpreted as a symbolic manifestation of the Divine Name al-Hādī (the Guide), the Imam’s guidance, the Perfect Man’s station, and the mediator of Divine Grace
انتقال میراث حبشی به جزیرهالعرب توسط مهاجران مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
102 - 83
حوزههای تخصصی:
حبشه سرزمینی کهن در شرق قاره آفریقا و دارای تمدن باسابقه ای بیش از دو هزار سال است. این سرزمین نخستین پناهگاه گروهی از اصحاب پیامبر خدا(ص) بود. اسلام پیش از آنکه در جزیره العرب بسط یابد، در جریان نخستین هجرت مسلمانان، به حبشه وارد شد. هجرت مسلمان به این سرزمین، نقطه عطفی در تاریخ گسترش اسلام قلمداد می شود. اما پرسشی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که آیا مهاجران پس از بازگشت به حجاز چیزی از میراث و آداب و رسوم حبشیان را با خود منتقل کرده اند؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی گزارش های موجود پرداخته است. در ماجرای هجرت، عده ای از مسلمانان به امر پیامبر(ص) به حبشه مهاجرت کردند تا در سایه حمایت نجاشی قرار گیرند. حبشه سرزمین ناشناخته ای برای اعراب نبود و آنان قبل از اسلام برای تجارت به آنجا رفت و آمد داشتند. مسلمانان مهاجر به حبشه تا سال هفتم هجری یعنی 15 سال در حبشه زیستند و به علت اقامت طولانی به طور طبیعی تحت تأثیر محیط اجتماعی آنجا قرار گرفتند. در نتیجه پس از بازگشت، بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی این سرزمین را وارد جزیرهالعرب نمودند. پژوهش حاضر درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که: اقامت پانزده ساله مسلمانان در حبشه، منجر به انتقال چه میراثی از حبشه به جامعه اسلامی شده است؟ در موضوع مهاجرت به حبشه و انعکاس آن در منابع، پژوهش هایی انجام شده است، اما به صورت تخصصی، موضوع انتقال میراث حبشه به جزیره العرب کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مهم ترین این میراث عبارت بودند از: مهریه چهار هزار درهمی. در دوره پیامبر اکرم(ص) مهریه زنان دوازده و نیم اوقیه معادل تقریبی پنج هزار درهم یا پانصد دینار بود و برخی از سنت ایشان تبعیت می کردند. در دوره خلفای راشدین نیز بیشتر مسلمانان تابع سنت رسول اکرم(ص) بودند. در دوره امویان مهریه اغلب چهار هزار درهم بود و برخی خلفا نیز بر این میزان مهریه تأکید بسیار داشتند. درباره ریشه این مبلغ در منابع آمده که پیامبر اکرم(ص) با ارسال پیکی به سوی نجاشی، درخواست ازدواج با ام حبیبه از زنان مهاجر به حبشه را نمود. نجاشی برای ام حبیبه چهار هزار درهم یا چهارصد دینار مهریه را تعیین نمود. این کار وی سنتی بخصوص در دوره اموی شد؛ چرا که ام حبیبه خواهر معاویه، موسس سلسله امویان بود. به نظر می رسد این موضوع باعث شد تا برای بالا بردن جایگاه خاندان معاویه و خواهرش در نزد مسلمانان میزان مهریه ام حبیبه را معیاری برای مهریه همه زنان مسلمان قرار دهند. تابوت سرپوشیده دومین میراثی است که از حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد. تابوت در میان اعراب پیش از اسلام مرسوم بود، اما شکل سرپوشیده آن سنتی برگرفته از فرهنگ حبشه بود که در همان اوایل دوره اسلامی و در جریان رحلت حضرت فاطمه(س) رواج یافت. روایت مربوط به تابوت در منابع به صورت های مختلف نقل شده است. هرچند اختلافاتی در مورد راویان و حتی اینکه اولین تابوت سرپوشیده برای چه کسی ساخته شد، به چشم می خورد، اما همه منابع متفق هستند که اسماء بنت عمیس اولین بار این تابوت را طبق آنچه که از مراسم تدفین حبشی ها آموخته، آموزش داده است. روایت شده که حضرت فاطمه(س) به اسماء دختر عُمَیس فرمود: چه ناپسند است تابوت هایى که براى زنان مى سازند؛ زیرا در آن پوششى روى بدن مى افکنند و اندام میّت براى مردم مشخص است. اسماء قطعه چوب هاى تازه اى خواست و آن ها را صاف کرد و محکم به یکدیگر بست و آنگاه پارچه اى روى آن انداخت. حضرت فاطمه (س) با دیدن آن تابوت فرمود: چه تابوت زیبایى که مرد بودن و یا زن بودن در آن مشخص نمى شود. حضرت از او خواست که برای او نیز چنین تابوتی ساخته شود. از آنجایی که اکثر منابع نیز به ساخت اولین تابوت برای حضرت فاطمه(س) اشاره دارند، می توان نتیجه گرفت که اولین تابوت به سبک حبشه ای ها مربوط به تابوت حضرت فاطمه(س) بود. سومین میراثی که توسط مهاجران حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد، برخی داروهای گیاهی بود. به عنوان نمونه در بیمارى رسول خدا(ص) و ضعف جسمانی ایشان، معجونی گیاهی به دهان آن حضرت مالیدند. معجونی که از مخلوط چند داروی گیاهی ساخته شده بود. این معجون را نیز اسماء دختر عمیس از سرزمین حبشه آموخته بود.
ثنائية المكان الروايي وفاعليتةا في رواية "الحصاد" لعبدالحميد جودة السحار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
61 - 83
حوزههای تخصصی:
یعتبر المکان من أهم المکوّنات السردیه فی الروایه وازداد تعلق القراء بهذا الجنس الأدبی، نظراً للعلاقه التی تربط الإنسان بالمکان بوصفه ملجأ یأوی إلیه ویحتمی به، فیؤدّی دوراً بارزاً فی الروایه والخطاب السردی بما یحتویه من أثاث ودیکور ورسم فهی تفاصیل دقیقه تؤسس المکان وتجمع شتاته وتضفی علیه طابعاً جمالیّاً کما أن الثنائیات المکانیه تمثل أحد الجوانب الهامه فی التحلیل البنیوی لقراءه النص ونقده وتنتهی إلی الکشف عن العلاقه القائمه بین مختلف الشخصیات المتواجده فی الروایه وأفکار کاتب الروایه و تجاربه التی یحملها النص إلی جانب العناصر الروائیه الأخری. عبد الحمید جوده السحار، من أبرز أصحاب الروایه المصریه وهو الأدیب القصصی والکاتب المسرحی وله دور کبیر فی مجال الروایات الإسلامیه المعاصره ومن أبرز روایاته، الحصاد ذات الطابع الاجتماعی والسیاسی. واختار السحار فیها من الحیاه الواسعه العریضه فتره تاریخیه هامّه من تاریخ مصر تبدأ قبل الحرب العالمیه الأولی وتجری أحداثها فی أماکن مختلفه ومتعدده منها مغلقه ومفتوحه وألیفه ومعادیه ومقدسه ومدنسه، وترتبط هذه الأمکنه بالشخصیات المختلفه. یهدف المقال إلی دراسه الثنائیات المکانیه بما فیها المفتوحه والمغلقه والألیفه والمعادیه والمقدسه والمدنسه وأثرها علی شخصیات روایه «الحصاد»، بغیه الکشف عن البنیه المتحکمه فی النص الروائی، معتمداً علی المنهج الوصفی-التحلیلی. یحکی قسم من النتائج أن السحار اهتمّ کثیراً بالثنائیات المکانیه، والمکان عنده یتخذ قیمته الحقیقیه من خلال علاقته بالشخصیات الروائیه والمشاعر التی تبدیها إزاء ثنائیات متنوعه کالخوف والأمن والترح والفرح والعدل واللامساواه والتوفیق والإحباط والنجاح والانکسار والیأس والأمل فی المستقبل والتمنع بالحیاه ومعاناه الظلم والاستبداد والضیق والخناق والحریه وانعدامها والاطمئنان و اللااستقرار.
آموزۀ توبه در اسلام از دیدگاه علامه طباطبائی و شهید مطهری و مقایسه آن با آموزه های مسیحیت
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
155 - 187
حوزههای تخصصی:
موضوع توبه در نسبت با سعادت و کمال انسان به معنای بازگشت به مسیر هدایت است؛ بر همین اساس به عنوان یکی از آموزه های اساسی و اصلی ادیان الهی به مناسبت های مختلف و از دیدگاه ها و ابعاد مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نگرش همسان یا ناهمسان ادیان الهی می تواند به فهم عمیق تر این مفهوم کمک کند؛ بر همین اساس در این نوشتار تلاش کردیم تا با استفاده از روش کیفی و با رویکرد تحلیل محتوا مفهوم توبه را در قرآن کریم و انجیل مقایسه کنیم. نتایج به دست آمده در این مقایسه حاکی از آن است که در هر دو کتاب مقدس قرآن و انجیل، توبه به عنوان بازگشت از عمل قبیح و گناه معرفی شده است و نتایج مترتب بر آن بخشش گناهان و نیل به سعادت و رستگاری و رسیدن به بهشت جاویدان است؛ اما تفاوت ها ضمن جامعیت بیان قرآن به چند موضوع اساسی مربوط است: مطابق آیات قرآن متعلق توبه گناهان آدمی است؛ اما مطابق انجیل، گذشته از گناهان، توبه مشمول گناه ذاتی و جبلی انسان نیز می شود. مطابق آیات قرآن توبه به دو نوع توبه عبد و معبود تقسیم می شود؛ اما چنین تقسیمی در اناجیل وجود ندارد. در قرآن و سنت اسلامی برای توبه و مغفرت الهی واسطه ای میان انسان و خداوند وجود ندارد؛ اما در سنت مسیحی، دستگاه کلیسا واسطه بخشش و فیض است. همچنین در وجوب و شرایط قبول توبه نیز تفاوت هایی میان قرآن و انجیل وجود دارد.
تحلیل تلفیق مفهومی صراط مستقیم از دیدگاه تفاسیر فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
266 - 285
حوزههای تخصصی:
تلفیق مفهومی ازچارچوب های معناشناسی است که بر پیدایش و تبیین مفهوم یا ساختار نوظهور تأکید دارد. در این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی تلاش بر این است که با استفاده از نظریه تلفیق مفهومی در سایه تفاسیر فریقین واژه صراط مستقیم مورد واکاوی دقیق قرار گیرد و خلأ پژوهشی در این زمینه بر ضرورت این تحقیق می افزاید. پس از تحلیل داده های پژوهش در چهارچوب نظریه تلفیق مفهومی و بر اساس منظومه معرفتی تفاسیر فریقین مشخص گردید که این واژه مرکبی است که برای معنا و مفهوم یافتن آن نیازمند معانی جزئی تر و درعین حال بی بدیل است؛ به عبارتی صراط مستقیم حقیقت واحدی از سنخ معنا است نه مصداق که از اجزایی تشکیل یافته و شاکله آن با هفت سازه؛ روش راه، راهنمای راه، رونده راه، رفیق راه، هدف راه و قانون و مقررات راه ساخته می شود که جمع این معانی، انگاره ای بدیع از این واژه را بر اساس نظرات مفسرین فریقین روایتگری می کند که نبود یکی از این سازه ها در معنای این واژه خلل ایجاد می کند. روش راه همان دین حنیفی است که هسته مرکزی معنای صراط مستقیم است که خوانش آن با کمک قوانین و مقرراتی که در کتب آسمانی تصویرگری شده است؛ توسط راهنمایان راه مستقیم (پیامبران و امامان) صورت می پذیرد و سالک مسیر به مثابه حلقه واصلی است که باید در این راه مستقیم با رفیقان راه قدم بردارد و در پایان به هدف نهایی راه که بهشت موعود و رضایت پروردگار است خواهد رسید؛ به عبارتی تمامی حلقه های پیشینی و پسینی این راه تکمیل گر معنای صراط مستقیم هستند.
مناسبات علمی دارالعلم طرابلس با مدرسه بغداد در قرن پنجم هجری (با تأکید بر دانش فقه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
33 - 57
حوزههای تخصصی:
مدرسه بغداد در قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم، مرکزی مهم برای مناظره و اجتهاد بود که اندیشه های فقهی امامیه را با مکاتب اهل سنت و معتزله درآمیخت. شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی، سه چهره برجسته این مدرسه، با به کارگیری روش های نوین اصول فقه، فقه امامیه را از سطح نقلی به مرحله عقلانی و اجتهادی ارتقا دادند. دارالعلم طرابلس، که در نیمه اول قرن پنجم توسط بنی عمار در شام تأسیس شد، با حضور و مهاجرت دانش آموختگان مدرسه بغداد به این مرکز علمی، تحت تأثیر عمیق آن قرار گرفت. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مدرسه بغداد بر دارالعلم طرابلس، می کوشد پاسخ دهد چگونه این مدرسه زمینه رشد فقه امامیه در طرابلس را فراهم کرد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است که ابعاد تاریخی و تمدنی موضوع را بررسی می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد دارالعلم طرابلس از نظر روش شناسی عقلانی و اجتهادی و همچنین در محتوای علمی، به ویژه در تدریس، تفسیر و تألیف، متأثر از مدرسه بغداد بوده است. سبک فکری و آثار شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی، به عنوان منابع آموزشی اصلی، نقش کلیدی در شکل گیری تفکر فقهی این مرکز داشته اند، و این تأثیر در آثار و مناظرات فقهای برجسته ای چون کراجکی، ابن براج و اسعد بن ابی روح به وضوح قابل مشاهده است.
امنیت اطلاعات در جمهوری اسلامی ایران ؛ رویکرد فقهی - سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسناد بین المللی ثابت نموده است که توانایی تولید و استفاده امن از اطلاعات، تأثیر مستقیمی بر موفقیت برنامه های توسعه در جهان امروز داشته، فرصت های جدیدی را در اختیار کشورها قرار می دهد؛ لذا با عنایت به ضرورت تأثیرگذاری تحقیقات بر اراده و تصمیم مدیران اجرایی، پژوهش حاضر سعی نموده است تا با روش کیفی و تحلیل اسناد کتابخانه ای به سؤالاتی در خصوص امنیت اطلاعات و زمینه های فقهی - سیاسی مرتبط با آن در ساختار جمهوری اسلامی پاسخ دهد. بنابراین هدف گذاری خود را بر پاسخ به این پرسش که "با توجه به مبانی فقهی - سیاسی در ساختار جمهوری اسلامی ایران، امنیت اطلاعات از چه جایگاهی برخوردار است؟" معطوف نموده است. در این راستا، تدابیر سیاسی و حقوقی مرتبط با امنیت اطلاعات و تأثیر اصول اسلامی و فقهی بر آن بررسی شده است. ضمن اینکه بررسی نقش حقوق فردی و حریم خصوصی به عنوان متغیرهای مؤثر بر سیاست گذاری های امنیتی امروز و آینده موردتوجه ویژه ای قرار گرفته اند؛ بدین رو با برشمردن تدابیر جمهوری اسلامی، برخی گزاره برگ های برجسته حقوقی و سیاسی آن مورد واکاوی موشکافانه تری قرار گرفته و با عنایت به هویت دینی جمهوری اسلامی ایران مبانی فقهی - حقوقی این تدابیر بررسی شده است. در نهایت باتکیه بر داده های دست یافته اولویت احترام به حریم شخصی اطلاعات شهروندان در شریعت اسلامی؛ حرمت هرگونه تجسس در آن بدون دلیل موجه قانونی و شرعی؛ الزام به احترام به حقوق شهروندی و امنیت روانی ناشی از آن و مسئولیت مدنی و کیفری نقض این مهم ثابت گردیده است.
تحلیل نقش سیاست گذاری فرهنگی در حکمرانی زمینه ساز ظهور
منبع:
جامعه مهدوی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
130 - 165
حوزههای تخصصی:
آموزه مهدویت در بعد اجتماعی، افقی روشن برای تاریخ بشر ترسیم می کند که تحقق آن، مشروط به ایجاد آمادگی های فردی و اجتماعی است. «حکمرانی زمینه ساز» الگویی از زمامداری است که رسالت اصلی خود را بسترسازی برای تحقق این آرمان جهانی تعریف می کند، مستلزم ابزارهای کارآمد تحول است. در این میان، سیاست گذاری فرهنگی به دلیل تأثیرگذاری عمیق بر لایه های زیرین هویت، باور و رفتار جامعه، راهبردی ترین ابزار این نوع حکمرانی شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف تبیین این رابطه و پاسخ به این پرسش اساسی انجام شده است که یک سیاست گذاری فرهنگی کارآمد، چگونه و با تمرکز بر کدام مؤلفه ها می تواند به شکل گیری و تثبیت ارکان حکمرانی زمینه ساز ظهور منجر شود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و ماهیت توصیفی - تحلیلی سامان یافته است. داده های مورد نیاز از طریق تحلیل محتوای نظام مند متون بنیادین اسلامی (قرآن و روایات)، به ویژه ادبیات مرتبط با ویژگی های یاران و جامعه عصر ظهور، و همچنین اسناد حوزه سیاست گذاری فرهنگی استخراج شده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که سیاست گذاری فرهنگی می تواند از طریق شش کارکرد محوری، به صورت مستقیم در تحقق حکمرانی زمینه ساز نقش آفرینی کند: ۱) هویت سازی ایمانی: طراحی سیاست هایی برای تعمیق هویت توحیدی و مقابله با بحران معنا. ۲) ارتقای سرمایه عقلانی: تدوین برنامه هایی برای ترویج خردورزی. ۳) نهادینه سازی عدالت: به کارگیری ابزارهای فرهنگی جهت تبدیل عدالت به یک ارزش محوری و مطالبه عمومی. ۴) تزکیه و تعالی اخلاقی: سیاست گذاری برای ترویج فضایل اخلاقی و مسئولیت پذیری اجتماعی. ۵) فرهنگ سازی حقوقی: تبیین و ترویج فرهنگ احترام به حقوق انسانی و الهی در همه سطوح جامعه. ۶) جهت دهی به توسعه: ارائه الگویی از پیشرفت که در آن، توسعه مادی در خدمت تعالی معنوی و رشد همه جانبه انسان قرار گیرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که میان کیفیت سیاست گذاری فرهنگیِ یک نظام و میزان موفقیت آن در ایفای نقش «زمینه سازی برای ظهور»، همبستگی معناداری وجود دارد.
مفهوم شناسی و مصداق یابی «دابّه الأرض»؛ بر پایه شواهد درون متنی و برون متنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
171 - 192
حوزههای تخصصی:
«دابّه من الأرض» در آیه 82 سوره نمل ذکر شده است. عموم مفسران اهل سنت آن را حیوانی خارق العاده دانسته اند که در آستانه قیامت خروج خواهد کرد و برخی از ایشان تنها جنبه حیوانی دابّه را پذیرفته و درباره جزئیات آن توقف کرده اند. اما در تفاسیر شیعه، اغلب امام علی، مصداق دابّه و زمان خروج او آستانه قیامت یا رجعت ذکر شده است. طبق هر دو نظر، دابّه با مردم گفت وگو نموده، یا آنان را مجروح و یا به نسبت ایمان و کفرشان علامت گذاری می کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر شواهد درون متنی، شامل سیاق و آیات هم موضوع و نیز شواهد روایی و تاریخی، به نتایجی نو در چگونگی اثبات مفهوم و مصداق «دابّه الأرض» دست یافته است. بر این اساس، نتیجه پژوهش این است که مصداق مفهوم دابّه، امام علی و زمان خروج او نیز جنگ بدر بوده است که ایشان نقش تعیین کننده در آن نبرد داشته و موجب هلاکت ده ها تن از سران مشرک گردیده است.