فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۰۱ تا ۵٬۷۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
27 - 44
حوزههای تخصصی:
اخلاق از مؤلفه های بسیار مهم در شکل دهی و انسجام فرهنگی جامعه است؛ تا آنجا که رسول اکرم (ص) از جمله رسالت های مهم خود را کامل نمودن مکارم اخلاق برشمرده است. در این پژوهش، با هدف دستیابی به جزء کوچکی از نظام ارزشی اخلاقی از فقه اسلامی، به بررسی امکان الزام پذیری امور اخلاقی، تحت ضوابط فقهی و اصولی امامیه پرداخته شد و با روش توصیفی و تحلیلی - پس از سنخ شناسی الزامات فقهی و اخلاقی -اتهام نسبیت گرایی اخلاقی به اندیشمندان مسلمان، نقد و رد شده است. در ادامه، فرایند الزام پذیری فقهی امور اخلاقی از حیث حکم اولی واکاوی شد و با تطبیق مسئله بر «خُلف وعده» به عنوان یک نمونه از امور اخلاقی که قابلیت پذیرش الزام فقهی را داراست؛ روشن شد که فقه امامیه این قابلیت را دارد که به برخی از امور اخلاقی الزام کند و در راستای این الزام، «نیّت» مانع نخواهد بود.
مفهوم سازی نام نگاشت "قرآن" در نهج البلاغه بر اساس نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاهیم دینی عمدتا امور انتزاعی هستند، لکن به مقتضای فهم انسان مادی و ذهن محدودش، با زبان استعاره بیان شده اند. قرآن معجزه ی پبامبر اسلام و یکی از دو ثقلی اکبری است که تمسک به آن سعادت انسان را تضمین می کند. حقیقت قرآن، مفهوم معنوی والایی است و ویژگی های منحصر بفردی دارد که خارج از چارچوب سخنان معصومین (ع) درک صحیح و جامعی از آن به دست نمی آید. این پژوهش در پی آن است که کاربست نظریه ی استعاره مفهومی در معرفی حقیقت قرآن و خصایص آن را در کلام حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه مورد واکاوی قرار دهد. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و بر اساس نظریه ی استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون تدوین شده است. از یافته های تحقیق استنباط می شود چون قرآن کریم حقیقت عظیمی است، امام علی(ع) برای شناساندن مفاهیم والای آن به مخاطب، از ابزارهای مختلف زبانی بهره برده تا مفاهیم انتزاعی پرشماری قرآن را به مخاطب خود بفهماند. از رهگذار این پژوهش دانسته شد که در نهج البلاغه ۱۴ استعاره مفهومی برای معرفی قرآن و ویژگی های والای آن به کار رفته که امیر المؤمنین (ع) در هر استعاره مولفه هایی را در حوزه مبدا که نزد مخاطب شناخته شده تر بوده، در نظر گرفته و آنها را به قرآن کریم نسبت داده است.
انسان شناسی خوف از خدا مبتنی بر دیدگاه علامه طباطبایی: رویکرد روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفاوت نگرش محققان به ماهیت انسان، نه تنها زمینه و زیربنای توصیف و تبیین ویژگی های شخصیتی است، بستری برای شناسایی و معرفی حالات نفسانی نو در انسان است. با توجه به تفاوت دیدگاه علامه طباطبایی با برخی از روان شناسان و اندیشمندان غربی درخصوص خاستگاه هیجان ترس، هدف این مقاله، شناسایی ویژگی های انسان شناسی در پدیدآیی هیجان خوف از خدا است. روش پژوهش، کیفی و از روش تحلیل کیفی محتوای متون دینی با تمرکز بر توصیف، تبیین و تحلیل استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان دادند خوف از خدا بهنجار و از انواع خوف حزم است که به هرگونه ترس، بیم و دلواپسی به خاطر خدا که برآمده از احتیاط باشد، اشاره دارد. همچنین، خوف از خدا دارای دو قسم، خوف در توازن با رجا و خوف از مقام الهی است. علاوه بر این، پدیدآیی خوف از خدا مبتنی بر چهار ویژگی در انسان است. یک: هدفمندی، دو: خصوصیات وجودی انسان (وابستگی و پیوستگی)، سه: انسان موجودی با انگیزه دفع ضرر و چهار: مراتب معرفت انسان از توحید که علامه طباطبایی به هر کدام از آنها تأکید داشته است. نتایج نشان دادند خاستگاه ترس از خدا نه تنها عوامل طبیعی بیرونی (همچون رعد و برق) نیست، وابسته به برخی از ویژگی های ماهیت معلولی انسان، اصل جهت مندی و عدم استقلال فرد نسبت به هستی قلب و درونمایه های آن است.
تحلیل پیامدها، معیارها و مصادیق اسراف از منظر روایات
منبع:
مطالعات حدیث پژوهی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
64 - 85
حوزههای تخصصی:
اسراف به معنى وسیع کلمه هرگونه تجاوز از حد در هر کارى است که انسان انجام مى دهد ولى غالبا این کلمه در مورد هزینه ها و خرجها گفته مى شود.اسراف و تبذیر مورد مذمت و نکوهش اسلام قرار گرفته است و قرآن کریم با عبارت هاى گوناگون، مسلمانان را از این بلاى خانمان سوز بر حذر داشته است و می فرماید: که خداوند مسرفان را دوست نمى دارد.روایات اهل بیت (ع) برای پیامدهایی برای اسراف بیان نموده که به دو گونه تقسیم می شود: پیامدهای دنیوی که از جمله کم برکتی، زوال نعمت، فقر، نابودی امکانات... می باشند و پیامدهای اخروی که از جمله خشم الهی، ذلت و خواری در قیامت، ورود در آتش جهنم می باشند.اگر چه اسراف به معناى گسترده هرگونه تجاوز از حد در هر کارى است که انسان انجام مى دهد اما بیشتر در مورد هزینه ها و خرج هاى مالى گفته مى شود. بنابراین، مصرف هر گونه کالایی که حرمت شرعی دارد، نوعی اسراف است. از سوی دیگر، تشخیص موضوع های گوناگون احکام، بیشتر به عهده عرف و مکلف گذاشته شده است؛ در عین حال، برای ضابطه مند کردن تشخیص عرفی، در روایات اهل بیت (ع) چهار چیز (تضییع، امکانات مادی بیش از نیاز، صرف مال در معصیت و عدم رعایت اولویت در به کاری گیری سرمایه های شخصی و ملی) معیارهای اسراف بیان شده است.
نقش عوامل فرهنگی اجتماعی در سبک های تصمیم گیری مصرف کنندگان کالای ایرانی و وارداتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
108 - 128
حوزههای تخصصی:
افزایش روزافزون کم توجهی به تولیدات داخلی و ترجیح مصرف کالاهای خارجی، آسیب های جبران ناپذیری به ساختار اقتصاد کشور وارد کرده است. آشنایی تولیدکنندگان خارجی با مبانی و عوامل فرهنگی اجتماعی تأثیرگذار بر تصمیم و انتخاب های مصرف کننده و ضعف پژوهش در حوزه نگرش، تصمیم گیری و رفتار مصرف کنندگان در داخل کشور از عوامل تشدیدکننده این روند شناخته می شود. بر این اساس پژوهش حاضر کوشیده است سبک تصمیم گیری مصرف کنندگان در انتخاب کالای ایرانی یا وارداتی و عوامل فرهنگی اجتماعی مؤثر بر آن را به روش توصیفی تحلیلی تبیین نماید. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن بود که مصرف کنندگان در مراحل خرید لزوماً از الگوی پردازش اطلاعات استفاده نمی کنند؛ بلکه از سبک های تصمیم گیری مشخصی که ریشه در عوامل متعدد فرهنگی و اجتماعی دارند، پیروی می نمایند. یافته ها نشان داد که عواملی همچون باورها و ارزش های اجتماعی، باورهای اخلاقی، منزلت اجتماعی، گروه گرایی و ملی گرایی، عزت نفس ملی، نگرش به کشور مبدأ و مادی گرایی در سبک تصمیم گیری افراد برای انتخاب کالای داخلی یا وارداتی مؤثر است. این یافته ها به خوبی نقش مهم عوامل فرهنگی اجتماعی را در پیش بینی سبک های تصمیم گیری نشان می دهد و می تواند اطلاعات مناسبی به برنامه ریزان و تولیدکنندگان داخلی ارائه نماید.
مبانی عدالت در حکمت نظری و عملی بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
5 - 22
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، اثبات عدالت در اراده تکوینی و به تبع آن در اراده تشریعی خداوند بود. این پژوهش بنیادی و نظری و با تحلیل داده ها از قرآن کریم و منابع حدیثی شیعه انجام گرفت. با تحلیل داده ها نتیجه حاصل شد که چه به روش عقلی و چه با تتبع نقلی، بنیاد حکمت نظری بر فهم عدالت الاهی در تکوین می باشد و بر اساس پذیرش این اصل که بازگشت ارزش ها و تجویز ها به هست ها و نیست ها می باشد؛ ازاینرو بنیاد حکمت عملی بر حکمت نظری، استوار است. بنابراین فهم چگونگی جریان عدالت الاهی در تشریع، مبتنی بر فهم اعتدال چه در عالم اسماء و چه مراتب عوالم خلقی است. بر این اساس و از باب تناظر انسان کامل با جهان هستی، انسانی که مکلف به هدایت و راهبری دیگران شده بایستی، خود در اعتدال کامل قوای خیالیه و وهمیه و حتی حسیه تحت تدبیر عقل باشد و به هر میزان که در این امر موفق باشد می تواند اعتدال را به عیال و عشیره و مُدن تسری دهد. نتیجه اینکه، شرط هر عمل اصلاحی اجتماعی، قبول ضرورت ایجاد اعتدال معقول در قوای جوانحی و جوارحی خواهد بود، همانگونه که خالق تکوین این اعتدال را در آیات تکوینی خود متجلی ساخته است.
تبیین حکمرانی خوب در قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران با استفاده از الگوی سایبرنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ ویژه نامه ۱۴۰۳ شماره ۵
269 - 286
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یک دستگاه قضایی کاردان، عادل و قانونمند از مؤلفه های اصلی حکمرانی خوب است و حکمرانی خوب نیز به نوبه خود از عوامل اساسی توسعه است. هدف از پژوهش حاضر تبیین دو شاخص از شاخص های حکمرانی خوب در قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران در الگوی سایبرنتیک است.مواد و روش ها: مقاله حاضر نظری و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.یافته ها: یافته های تحقیق بیانگر این امر است مرلفه های حکمرانی خوب از قبیل پاسخ گویی، شفافیت، مسئولیت پذیری آن گونه که باید در حقوق اساسی ایران برای عملکرد و وظایف قوه قضائیه تعریف و لحاظ نشده است. البته در قانون اساسی بر رعایت حقوق شهروندی، آزادی، برائت و مصونیت شهروندان تأکید شده است؛ اما در خصوص پاسخ گویی و نظارت بر قوه قضائیه به عنوان مؤلفه های حکمرانی خوب، سازوکار مشخصی تعریف نشده است.نتیجه: با تحلیل و بررسی پژوهش های مرتبط، مؤلفه های مختلف الگوی سایبرنتیک از جمله نظارت و کنترل، تعاملات، تنوع تصمیم و تصمیم گیری مشارکتی، نتایج پژوهش نشان داد که شاخص های حکمرانی خوب هم پوشانی زیادی با بسیاری از مؤلفه های الگوی سایبرنتیک دارند و می توانند شرایط لازم جهت ایجاد تغییرات و همچنین آمادگی قوه قضائیه برای رشد خلاقیت و نوآوری در انجام وظایف و عملکرد بهتر کاری و دقت در تصمیم گیری را ایجاد کنند.
الزامات و راهکارهای الهیات عملی برای مواجهه با چالش های معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات عملی سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
184 - 208
حوزههای تخصصی:
ادیان سنتی در عصر مدرن و پسامدرن با چالش های جدی در حفظ اعتبار و مرجعیت خود مواجه بوده اند. این چالش ها ناشی از تغییرات اجتماعی، فرهنگی و فناوری است که نیاز به بازنگری در رویکردهای دینی را ضروری می سازد. در این راستا، الهیات عملی به عنوان شاخه ای ضروری برای تقویت حضور دین در زندگی روزمره انسان معاصر شکل گرفته است. این حوزه با هدف پاسخ گویی به نیازهای جدید جامعه، درون مایه ها و ظرفیت های خاصی را در خود جای داده است. مقاله ی حاضر با روشی توصیفی تبیینی، به تحلیل راهکارهای الهیات عملی در مواجهه با چالش های انسان معاصر پرداخته است و در انتها به مصادیقی عینی از پیاده سازی این رویکرد در جوامع اسلامی اشاره می کند. الهیات عملی می کوشد با رویکردی انتقادی و خلاقانه به چالش ها پاسخ دهد تا همچون نیرویی مثبت در دنیای پیچیده ی امروز عمل کند. از طریق مشارکت اجتماعی، تولید منابع و متون جدید، تدوین راهبردهای آموزشی و بهره گیری از رسانه های مختلف، به دنبال تقویت تفاهم، همزیستی مسالمت آمیز و ایجاد جامعه ای پایدار و اخلاقی است.
بررسی انتقادی نظریه تطابق معارف برهان و عرفان با قرآن (نقد و بررسی نظریه حکمت متعالیه در روش کشف معارف دینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
109 - 130
حوزههای تخصصی:
تعیین و تبیین روش کشف معارف دینی و شیوه ارزیابی آن ها از مسائل مهم دین شناسی است. در این باره این سئوال مطرح است که آِیا معارف بشری غیردینی در فهم و کشف معارف دینی نقش دارد یا خیر. در پاسخ به این مسئله ازسوی دانشمندان اسلامی دیدگاه های گوناگون پدید آمده است. بر اساس برخی دیدگاه ها، معارف بشری هیچ نقشی در کشف معارف دینی ندارند و طبق دیدگاهی دیگر، همه معارف بشری در این باره موثرند. دیدگاه دیگری نیز بر تباین و جدایی معارف دینی از فلسفه و عرفان تأکید دارد. یکی از دیدگاه هایی که در پاسخ به این مسئله طرفداران زیادی پیدا کرده است، دیدگاه حکمت متعالیه است. طبق این دیدگاه نه تنها فلسفه و عرفان که از علوم بشری به شمار می آید در کشف معارف دینی نقش دارد، بلکه برهان (فلسفه)، عرفان و قرآن یکی بوده و محتوای فلسفه و عرفان با محتوای قرآن کریم انطباق دارند. در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی این دیدگاه از جهات مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
حقوق مالی و اقتصادی زنان در فقه و حقوق با تأکید بر مالکیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
35 - 50
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در جهت تضمین جایگاه زن در جامعه و خانواده، حقوق مالی متنوعی برای زن مورد شناسایی قرار گرفته است که هدف از پژوهش حاضر نیز شناخت و تببین آثار حقوق مزبور می باشد.
مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده و روش آن به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و ابزار جمع آوری اطلاعات نیز بصورت کتابخانه ای است.
یافته ها: زن به واسطه جایگاه مختلفی که در مناسبات با دیگران پیدا می کند از حقوق مالی متفاوتی متمتع می گردد؛ به واسطه تنوع مزبور و تفاوت در آثار، ارائه طبقه بندی برای حقوق مالی و اقتصادی زن بسیار دشوار می باشد. طبقه بندی حقوق از جهت تفسیر حقوق و تعیین قلمرو آن ها و همچنین حل موضوعات راجع به تعارض، تزاحم، سکوت و اجمال قوانین و مقررات از اهمیت بسزایی برخوردار است.
ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
نتیجه: نتایج پژوهش نشان می دهد که با توجه به این که نظام اسلام در بدو ظهور با عرف های متعددی از جامعه عرب جاهلیت مواجه بود که کنار زدن دفعی آن ها امکان پذیر نبود، یکی از راهکارهای در دسترس، تعدیل عرف های مزبور از طریق جعل عناوین جدید و اضافه نمودن مصادیق حقوق مالی و اقتصادی زنان بود. الگوی طراحی شده برای نظام حقوق مالی و اقتصادی زن در فقه امامیه و نظام حقوقی ایران بر پایه الگوی حمایتی می باشد.
تحلیل راهکارهای تقویت حیا و عفاف بر اساس آموزه های قرآن و حدیث
حوزههای تخصصی:
حیا و عفت به عنوان مکانیسم های محافظتی در ابعاد روانی و اجتماعی عمل کرده و بر پایه اصولی چون ایمان، اعتدال و مسئولیت پذیری استوارند. در سطح فردی، ایمان به عنوان محور اصلی با ایجاد حس مسئولیت پذیری در برابر خداوند، بازدارنده ی تمایلات ناسالم شناخته می شود. همچنین، اعتدال در ارضای غریزه جنسی با تأکید بر ازدواج به موقع، راهکاری تعادلی محسوب می شود. در سطح خانوادگی، خانواده به عنوان نخستین نهاد تربیتی، مسئول انتقال ارزش ها از طریق الگوسازی رفتاری، رعایت حریم خصوصی و آموزش اصول اخلاقی است. آیاتی مانند ضرورت اجازه گیری کودکان برای ورود به حریم والدین و تفکیک بستر خواب فرزندان، بر حفظ سلامت روانی کودکان تأکید دارد. در سطح اجتماعی، ایجاد فضای سالم با رعایت حجاب، کنترل نگاه به نامحرم و پرهیز از عوامل تحریک کننده مورد توجه است. آیات و روایات، حجاب را ابزاری برای صیانت از کرامت زن و کاهش تعرضات اجتماعی معرفی می کنند. چالش ها شامل نفوذ رسانه های غیراخلاقی و تغییر الگوهای فرهنگی است که اجرای این راهکارها را دشوار می سازد. پیشنهادها مبتنی بر همکاری نهادهای آموزشی، خانواده و حکومت، تولید محتوای اخلاق محور و تقویت قوانین حمایتگر است. در نهایت، تلفیق آموزه های دینی با نیازهای جامعه ی معاصر، گامی ضروری برای تحقق جامعه ای متعادل و عفت مدار است.
چاپ نوشت (۱۳): نخستین تلاش ها برای راه اندازی کتابخانه های عمومی و ملی در دوره قاجار
حوزههای تخصصی:
مؤلف در این مقاله به معرفی اولین کتابخانه عمومی کشور در شهر تبریز پرداخته و ضمن اشاره به چگونگی تأسیس و شکل گیر این کتابخانه به فعالیت ها، مؤسس، ریاست کتابخانه، واقفان و ... نیز اشاره می نماید. در این مقاله در ادامه به کتابخانه ملتی مرکز ایرانی به عنوان اولین کتابخانه ملی ایران که در طهران دوره مظفری تأسیس می گردد نیز اشاره و چند و چون تأسیس، ریاست آن، واقفان و تنوع کتاب ها و ... نیز پرداخته می شود و در پایان فهرستی از اولین کتاب های این دو کتابخانه ارائه می گردد.
ادیان عربستان در دوران پایانی باستان: بازخوانی بر پایه شواهد مادی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۰۵)
207 - 271
حوزههای تخصصی:
از کاوش های باستان شناختی که در شبه جزیره عربستان انجام شده، شواهدی فراوان کشف شده اند که تصور ما از عربستان پیشااسلامی را دگرگون می کنند. تصویر رایج در نامیدن آن به دوران «جاهلیت» تجلی یافته، که در آن دست کم دو انگاره مهم هست؛ نخست اینکه در عربستان حکومتی مرکزی وجود نداشته و هرج ومرج قبیلگی تا ظهور اسلام فراگیر بوده است؛ دیگر اینکه بت های متعدد به طور فراگیر تا ظهور اسلام پرستش می شدند. در مقابل، در متون کتیبه شناختی داده هایی فراوان یافت می شوند که تصویری روشن تر از وضعیت سیاسی و گرایش های دینی عربستان پیشااسلامی ارائه می کنند. در این نوشتار، ابتدا وضعیت سیاسی عربستان در دوران پایانی باستان در پی سلطه تدریجی پادشاهی حمیر بر سراسر شبه جزیره به اجمال مرور می شود؛ سپس با بررسی نمونه هایی از شواهد فراوان مادی از سه قرن پیش از اسلام پیشینه باور به خدای یگانه مرور و نام خدای یگانه در میان اعراب یهودی و مسیحی بررسی می شود. در نتیجه این بررسی، مشاهده می شود که از حدود دو قرن پیش از اسلام نه تنها شاهدی بر پرستش خدایان چندگانه در کتیبه های یافت شده از مناطق مختلف شبه جزیره دیده نمی شود، بلکه شواهدی فراوان بر یهودیت و مسیحیت یافت شده اند که در آنها تنها خدای یگانه، با نام ها و تعابیر مختلف یاد شده است.
حکمت متعالیه در آیینه الشواهد الربوبیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه که به قلم مؤسس حکمت متعالیه صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی به رشته تحریر درآورده شده است، در واقع عصاره اى افکار فلسفی و بخصوص کتاب مطولش به نام الاسفار الاربعه همان حکیم و چکیدهای آرا فلسفی-عرفانی مکتب حکمت متعالیه می باشد که آثار این فیلسوف و افکار فلسفی-عرفانی-دینی اش، در همه دنیا، اعم از شرق و غرب معروف و تاثیرگزار است. اما بر اساس محتوی و مطالبی که کتاب شواهد با عناوین چون مشهد، شاهد، اشرق و... پوشش می دهد به نظر می رسد که نظر نهایی مؤسس حکمت متعالیه و آرا فلسفی اش را در در بر می گیرد. این کتاب با محتواى پر از حکمت و معرفت عقلى و دینى و عرفانی، از قدیم الایام در مدارس و حوزه هاى علمیه، کتاب درسى و مرجع اهل حکمت و عرفان بوده است. این أثر فلسفی که بر اساس استدلال های حکمت صدرایی به موضوعات فلسفی پرداخته است، در توسعه یافتن حکمت گامی بزرگ بوده، لذا شروح و تعلیقات زیادی بر آن نوشته شده و برای آگاه شدن از استدلال و براهین فلسفی این حکمت، حکمای ماهر و حاذق، به آن مراجعه کرده و هرکس به نوبه خود و به مقدار استعدادش از آن بهرمند شده است.
حادثه فیضیّه در نوروز 1342 خورشیدی
منبع:
دانش ها و آموزه های قرآن و حدیث سال ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
127 - 132
حوزههای تخصصی:
رژیم شاهنشاهی اصول شش گانه ای را جهت اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در تاریخ 6 بهمن 1341 با رأی گیری از مردم به تصویب رساند و آن را «انقلاب سفید» نامید. روحانیون که محتوای این اصول را مغایر با احکام اسلامی و رفراندوم را ساختگی می دانستند، به شدّت با آن مخالفت کردند. امام خمینی نوروز 1342 خورشیدی را به دلیل در نظر نگرفتن احکام اسلامی از سوی رژیم، عزای عمومی اعلام کرد.
تقنيات الصورة الفوتوغرافية في رواية «جوع العسل» لزهران القاسمي(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الهدف والمقدمه: تهدف هذه الدراسه لإبراز النقاط المحوریه المتمثله بتقنیات الصوره الفوتوغرافیه، وإظهار الفواعل الدرامیه لها، کی تنتج عنصر الحرکه والنظم فی النص القصصی، إمّا من خلال الصور الاستذکاریه أو الإتیان بإطار یتمیّز بعنصر السرد الروائی. ولإبراز مدى تفاعل المرسل مع مقومات الصوره الفوتوغرافیه وقواعدها فی السرد الروائی، وإیجاد حدث درامی من خلال تصویر البیئه المحیطه بالشخصیات الرئیسه للروایه، وهذا ما یقترن فی الکتابه بالکلمات. تعیین بعض التفاصیل المتعلقه بالنص السردی کقُرب وبُعد الأشیاء فی زوایا الإطار، وتجسید خطوط الأفق فی تصاویر البیئه الجبلیه والصحراویه، واستبعاد وتقریب العناصر لاستشعار العمق الفراغی فی الصور. الفنون البصریه أو الفنون المرئیه هی التی تُنتج للمتلقی أعمال فنیه ضخمه، ثم یقوم النقاد والمتخصصون فی کل مجال من تلک الفنون بتقییمها حسب آلیاتها الفعّاله وما تقدمه من مفاهیم قیّمه للمتلقی، وفقاً للغه المرئیه التی تلهمه بأفکار ورموز، وأحیاناً دلالات معقده غیر سطحیه بهدف تخلید بعض الأحداث التاریخیه، والموضوعات الأدبیه والاجتماعیه، والسیاسیه، وما شابهها، و الأثر الفنی الواحد کفیل بإیضاح قضیه یصعب شرحها باللغه المکتوبه أو المنطوقه، وهذا ما یدل على مهاره استیعاب الفنان فی اختیار الأسالیب البصریه المتناسبه مع إدراک المتلقی. ونجدر بالذکر أهم الفنون المرئیه ذات الصله بالأدب الروائی؛ فن الرسم، والمسرح، السینما، خاصه الفوتوغرافیا. تعتبر الصور الفوتوغرافیه أهم عناصر اللغه المرئیه فی العصر الراهن، حیث یقوم الفنان بتوظیفها لنقل الأحاسیس والمعلومات کأداه إشاریه، وقد تلعب هذه الصور دوراً مهمّاً فی توحید الأفراد والشعوب المختلفه؛ لأنّها تحتوی على لغه مرئیه یتفق علیها جمیع أقشار المجتمعات البشریه. إنتاج الصور أمر ضروری لتخلید الحضارات الإنسانیه بصوره دقیقه، فنرى أنّ للصور الفوتوغرافیه مکانه مرموقه فی عصرنا الحالی نظراً لمواکبتها التطورات التقنیه منذ القرن التاسع عشر، لذا تُستخدم لأغراض جمه؛ وثیقه ومستند، وعمل فنی، وخطاب بصری، أو للتعبیر عن الحالات النفسیه. إنّ الخلفیه التی تتمیّز بها الصور الفوتوغرافیه هی محاوله الإنسان لتسجیل نشاطاته العلمیه وواقعه الاجتماعی، وفی هذه الحاله قد یحل الفنان محل الراوی الذی یروی الحدث بواسطه الرؤیه المرئیه.المنهجیه: تناول هذا البحث تقنیات وأنماطاً متعدّده للصور الفوتوغرافیه وفقاً للمنهج الوصفی- التحلیلی والتداولی، فکشف عن تفاعل النص الروائی مع آلیات الصوره الفوتوغرافیه وکیفیه تمکّن المرسل من إیصال الفکره المتجلیه من الوحدات البنائیه الأساسیه للسرد، إلى المرسل إلیه.المستجدات: تتسم روایه "جوع العسل" لزهران القاسمی بقواعد فوتوغرافیه عدّه حیث یجسّد فیها الراوی ثیمات الصور الفوتوغرافیه لما لها من قدره على التفاوض مع الأحداث وخاصه فی القرى العمانیه. وظف القاسمی تقنیه الصوره الفوتوغرافیه لتجسید الحیاه الاجتماعیه والمعیشیه فی بعض القرى العمانیه، والترکیز على أعمال النحالین الثلاث فی البیئه الجبلیه ورحلات بحثهم عن العسل الجبلی، وإظهار أسلوب الحیاه فی هذه المناطق کالسهول، والأودیه، والفلاه، وسفوح الجبال، وتحدیداً تخوم الجبل الأبیض وسلسله جبال الحلوى، أو تجسید الثقافه العمانیه خاصه فی المناسبات المختلفه المتجلیه فی الحفلات المتنوعه، وطریقه اللبس، والأکل، واللهجه، والموسیقى، والجوانب الدینیه.البحث والنتائج: تقدم الصوره الفوتوغرافیه نظره شامله للمرسل إلیه، وتُعبّر عن أفکار المصوّر وکیفیه خیاراته لبعض العناصر وترتیبها فی الإطار، وهذا الأمر یُعبر عن قدره الصوره المرئیه على مد جسور التواصل بین أنا الفردیه والجماعیه. وقد تعالج الصوره الواحده قضایا عدّه من المجتمع البشری من خلال نشرها على مواقع التواصل أو الصحف والمجلات والکتب، وبوصفها لغه مرئیه تنضم للخطاب البصری المندمج بالخطاب اللسانی لتکمله الفکره السائده؛ لأنّ المرسل إلیه لا یمکنه تحلیل الخطاب المرئی دون اللجوء للخطاب اللسانی واللغه المکتوبه للکشف عن الأبعاد المختلفه لها کالبُعد الاجتماعی أو السیاسی والاقتصادی والنفسی والإرشادی والسیمیائی وخاصه الأدبی، لتعالقه التام بالصوره المرئیه والواقع الملموس، لذا نوعیه العلاقه بین السرد الروائی المشبع بالتقنیات المرئیه، والخطاب البصری، خاصه الصوره الفوتوغرافیه بین أخذ وعطاء، فغالباً ما نرى أنّ النقاد السینمائیین یقومون بتحلیل اللقطات المأخوذه من الفیلم وفقاً للنص الروائی المقتبس قبل تحوله لشریط فلمی. من أهم النتائج التی توصل إلیها البحث هی أنّ الإحاطه بهذه التقنیات یثری الصوره ویجعلها حریه لإیصال الفکره المشترکه بین جمیع الصور، وبالتالی إیجاد معنى نفسی یتولّد من الصور التی لها ملامح فوتوغرافیه وفقاً للقواعد المفروضه فی هذا المجال. یقوم السارد فی بعض الفقرات بتوظیف عناصر عدّه للصوره المرئیه کی یسهّل وصول المعنى المعمق للمتلقی، فتظهر فی الصوره کتل عملاقه أثناء وصف المشهد وتستحوذ على مساحه عملاقه من الإطار، ومن خلال تسجیل بعض الأحداث الروائیه وفقاً لقواعد الصوره تمکّن السارد من إظهار میزات اللغه المرئیه، کشدّ انتباه المتلقی وتبیین التفاصیل المتعلقه بالمسافه داخل إطار الصوره من خلال استبعاد العناصر وتقریب أشیاء أخرى. إنّ بعض الصوره الفوتوغرافیه المعروضه فی هذه الروایه تعمل کخطاب بصری لتوثیق الأحداث المنسیه وتتضح بواسطتها المسافات المحدده بین الأشیاء فی الإطار خاصه فیما یتعلق بعناصر الطبیعه المذکوره فی الروایه کالجبال والأودیه والزهور الجبلیه و...، وفقاً للقاعده الأفقیه، أو إظهار العناصر المتمیزیه فی مقدمه الصوره، واستخدام هذا الأسلوب یساعد المرسل لإیصال مدى أهمیه العنصر المقدَّم، کما أنّ من خلال قاعده عین المشاهد تمکّن الراوی من تجسید امتداد حدود الرؤیه، فی هذه الحاله یتراءى للمتلقی وکأنّه یبحث عن نقطه نهائیه فی المساحه الممتده، فهذه القاعده تعطی المتلقی شعور المشارکه والمشاهده فی الحدث، من هذا المنطلق یتشعّب البحث لمحاور عدّه تصب فی هذا المسار کقاعده الأفق والمقدمه وعین المشاهد والأنماط التکراریه والعمق الفراغی.
سيميائيّة العتبات النصّيّة في رواية «القنافذ في يوم ساخن» لفلاح رحيم (وفق نظريّة بيرس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
370 - 406
حوزههای تخصصی:
تُعدّ العتبات النصیّه مجموعه من العناصر النصیّه والمحیطه بالنصّ المرکزی التی تؤدّی دورًا محوریًا فی توجیه القارئ وإعداده ذهنیاً وجمالیاً للتفاعل مع النص السردیّ. وتشمل هذه العتبات مجموعه من المکوّنات المهمه التی تُمهّد للنصّ وتضیء أفق القراءه، ومن أبرزها العنوان الرئیس الذی یشکّل البوابه الأولى للدخول إلى عالم النصّ، والعناوین الفرعیه التی تنظّم المحتوى وتکشف عن محاوره، بالإضافه إلى الإهداء الذی یعکس أبعاداً وجدانیّه وشخصیّه، والتصدیر الذی یُعدّ مدخلاً تأملیاً وفکریّاً یُضیء بعض الإشکالیات المطروحه فی النص. وقدأصبحت دراسه هذه العتبات ظاهره نقدیّه بارزه تعرّضت لاهتمام النقاد، لاسیّما فی مجال السیمیائیّات. یهدف هذا البحث إلى دراسه عتبات روایه «القنافذ فی یوم ساخن» لفلاح رحیم، الروائیّ العراقیّ، وذلک فی ضوء المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ، معتمداً على أدوات نظریه بیرس السیمیائیّه فی تحلیل العلامات والدلالات التی تنبثق من العتبات النصیّه بوصفها مداخل تمهیدیه ذات طابع إرشادی وجمالی فی آنٍ واحد. توصّلت الدراسه إلى أنّ العنوان فی هذه الروایه، یمثّل علامه رمزیّه تحمل دلالات عمیقه تشکّل مفتاحاً جوهریاً لفهم مضمون الروایه واستیعاب أبعادها. إهداء الروایه إلى الشهید «کامل شیاع» علامه رمزیّه تشیر إلى قیم المقاومه والوعی الوطنی وتجربه المنفى والعوده فی ظلّ التحدیات السیاسیّه. التصدیرات المستخدمه فی الروایه تتراوح بین العلامات الرمزیّه والأیقونیه وتدلّ علی غیاب الوحده الوطنیه وتعمیق مشاعر الاغتراب والانفصال فی الوطن والمنفی.
تحلیل انتقادی اومانیسم براساس مفهوم «حی متأله» و نظریه «تفسیر انسان به انسان» از منظر آیت الله جوادی آملی
حوزههای تخصصی:
شناخت انسان و جایگاه او در نظام هستی همواره یکی از مهم ترین دغدغه های اندیشمندان به شمار می آید. اومانیسم، با تکیه بر اصل خودبسندگی انسان، او را به عنوان منبع و معیار اصلی ارزش و معنا معرفی می کند؛ به همین دلیل مدعی اند که می توانند به بهترین نحو ممکن ارزش و کرامت انسانی، عدالت، معنا، اخلاق و حقوق بشر را تأمین کنند. در مقابل، نظریه بدیع «تفسیر انسان به انسان» آیت الله جوادی آملی و تعریف قرآنی «حی متأله»، که برآمده از آن است، در پی ایجاد چارچوبی جامع و استوار در حوزه انسان شناسی است. هدف پژوهش، دستیابی به پاسخ این پرسش است: ارزش و کرامت واقعی انسان در کدام تبیین –انسان شناسی اومانیستی یا انسان شناسی مبتنی بر تعریف «حی متأله»– به نحوی اصیل و پایدار تأمین می شود؟ روش تحقیق این پژوهش توصیفی-تحلیلی است. نتایج پذیرش تعریف انسان به عنوان «حی متأله» در نقد اومانیسم در هفت محور خلاصه می شود: امکان بازتعریف کرامت انسانی؛ نقد مفاهیمی چون آزادی، فردگرایی، اخلاق و غایت گرایی اومانیستی؛ بحران معنا و در نهایت عدم جامعیت تعریف انسان در تفکر اومانیستی. یافته های پژوهش نشان می دهد که از منظر آیت الله جوادی آملی، اومانیسم در تعریف انسان جانب افراط و تفریط را طی نموده است. از یک سو با ترجیح خواسته های طبیعی انسان بر خواسته های متعالی، او را تا مرز حیوان پایین آورده و از سوی دیگر با معیار قراردادن انسان، او را به جای خدا معرفی کرده است. انسان، برخلاف ادعای اومانیسم، جانشین خداست و نه جایگزین او؛ بدین جهت کرامت او نیز به سبب مقام خلافت الهی است. رویکرد قرآنی آیت الله جوادی آملی در تعریف انسان، افق جدیدی برای تبیین «چگونگی وصول انسان به کرامت حقیقی» می گشاید و درعین حال، با نقد جدی «خودبسندگی انسان»، زمینه ساز غنای نظری و عملی در مطالعات انسان شناسی خواهد بود.
النقد السوسیولوجی لروایه «عالم بلا خرائط» لجبرا إبراهیم جبرا وعبدالرحمن منیف (إعتماداً على منهج غولدمان البنیوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعدّ النقد السوسیولوجی من الطرق الفعاله لنقد النّصوص الأدبیّه لاسیّما الروایات. ویبحث فی هذا المنهج عن إستکشاف العلاقه بین بنیه الروایه ومحتواها بظروف وتحوّلات المجتمع والبیئه الّتی ولدت فیها، ویتمّ نقد ودراسه کیفیه الإنعکاس الفنی وصدی المجتمع فی العالم الخیالی والأدبی. وتعتبر الروایه أفضل جنس للدراسه السیاسیه والاجتماعیه لتاریخ البلدان المعاصر وهی فی الحقیقه التعبیر الفنی عن أحداث البیئه الاجتماعیه. إنّ مناقشه بنیه العمل الأدبی وإیجاد علاقته بمجمل الظروف الاجتماعیه للمجتمع الّذی خُلقت فیه الروایهُ فی تلک الفتره الزّمنیه المحدده هو الهدف الأساسی للنقد الاجتماعی. وإنّ مؤلفی روایه «عالم بلا خرائط» فی العالم الخیالی لِعملهما المشترک مع التمثیل الفنی لتفاصیل حربی 1948 و1967 وقد تعاملا بذکاءٍ شدیدٍ مع سوسیولوجیه الناس فی عصرهم وفی نثرهم الإفتراضی والخیالی، قدّما رؤیتهما النقدیه لقضایا العالم العربی الراهنه. و قد تناولت هذه الدراسه محتوى الروایه وعلاقتها المتبادله بالمجتمع اعتماداً علی المنهج الوصفیّ- التّحلیلیّ وبالرجوع إلی نماذج غولدمان البنیوی وکشفت عن هیئه واضحه للرؤیه الکونیّه للمؤلفین وتطبّقها مع طبقتهم الاجتماعیه. ونتائج هذه الدراسه تشیر إلی أنّ المؤلّفین فقد حاولا ترسیم قضایا ومشاکل عصرهم الکبری فی مکان عموریه الخیالی الّذی لا یمکن رسمها فی أیّ خریطه جغرافیه بحسب الدلاله المجازیه لعنوان الروایه (عالم بلا خرائط) بحیث تصبح رمزاً لکلّ مدن العالم العربی الهامّه ویمکن تعمیم قضایاها السیاسیه والاجتماعیه التی هی مفیده للجمیع.
قدرت سیاسی و تحول هویت شهری قاهره در عصر ایوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
۱۰۴-۷۷
حوزههای تخصصی:
با روی کار آمدن صلاح الدین ایوبی در 567 دوران تاریخی جدید و متفاوتی در تاریخ شهر قاهره آغاز شد. در آن دوره قاهره پایتخت دولت جدید حاکم بر مصر شد اما بافتار شهری آن تحت تأثیر سیاست های ایوبیان اعم از توسعه شهری و تغییر بافتار اجتماعی و مذهبی آن، دگرگون شد و از شهری فاطمی اسماعیلی به شهری سنی ایوبی تغییر یافت. از این رو، این سؤال مطرح می شود که در دوره ایوبیان (567-648) چگونه هویت تاریخی شهر قاهره تحول یافت؟ بنابر یافته های این پژوهش که با اتکاء بر روش شهر پژوهی تاریخی و با تأکید بر سه عنصر قدرت سیاسی، گستره جغرافیایی و هویت اجتماعی فرهنگی به انجام رسیده، قاهره در دوره ایوبیان در اثر اراده و قدرت سیاسی در سه بُعدِ توسعه عمرانی جغرافیایی، ساختار اجتماعی و بافتار فرهنگی دچار تغییر و تحول بنیادین شد. علاوه بر تخریب و از میان بردن مظاهر تمدنی و فرهنگی عصر فاطمی، قلعه الجبل بر روی کوه المقطّم ساخته شد و به جای قاهره فاطمی مرکز اداری و سیاسی شهر شد. همچنین، با بنای سور صلاح الدین، قاهره بزرگ ایجاد شد که مشتمل بر قاهره فاطمی، فسطاط، قطائع و قلعه الجبل بود. همچنین با حمایت حاکمان ایوبی مدارس متعددی در قاهره تأسیس و این شهر مرکز فرهنگی اهل سنت شد.