فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۶۸۱ تا ۵٬۷۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
181 - 199
حوزههای تخصصی:
ثمره حب حق در شناخته شدنش بعد از تعین پذیری و کثرت در قوس نزول، در حرکت از کثرت به وحدت ، در قوس صعود برای بازگشت به حق است. در قوس صعود نقش باطنی را حبّ و نقش ظاهری را شناخت و معرفت مخلوق ایفامی-نماید. درواقع قوس صعود را حق با حبّش در باطن مخلوق می پیماید. کمال جذبه های خلقت در قوس نزول، خلق جوهره انسان کامل است و کمال عینی آن جذبه و ظهور آن جوهره در قوس صعود، انسان کامل است.مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف پاسخ به این سوال است که ازدیدگاه ابن عربی چگونه حبّ الهی می تواند در هرمرتبه عامل اصلی رسیدن به مرتبه فناء فی الله وبقاء بالله باشد، ارتباط حبّ حق به شناخته شدن در قوس نزول و غایت حبّ الهی در قوس صعود را بررسی می نماید. در نهایت به این نتیجه می رسد که در سایه حبّ می توان غایت قوس نزول وغایت قوس صعود را تنها در انسان کامل و به واسطه او محقق دانست. عشق وحبّ حق تعالی به ظهور انسان کامل به عنوان تجلی تامّ و اتمّ اسماء و صفاتش نیز غایت حرکت حبّی در قوس نزول است، همچنان که اتحاد و فنای در حق که تنهاطریقش حبّ حقیقی انسان کامل است، به عنوان غایت این حرکت درسیرصعودی بیان شده است. لذا عشق هم طریق و هم غایت دو قوس نزول و صعود است.
الروافد الفلسفية للسرديات الحديثة وإشكالية امتلاك المعرفة لتوظيفةا في الخطابات المقدّسة(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دراسه الأصول الابستیمولوجیه والفلسفیه التی رافقت المناهج النقدیه، هی السبیل الذی یمكّننا من استیعاب النظریات النقدیه الوافده والوقوف على أبرز مفاهیمها التنظیریه وإجراءاتها التطبیقیه قبل إعمالها فی الساحه النقدیه، حیث ینبغی أن لا ننظر إلى مناهج مثل السردیات على أنها مجرد أدوات نقدیه یتوسل بها فی تحلیل الخطابات الأدبیه، إذ هی استثمرت مجموعه من الروافد الفلسفیه فی بناء مشروعها النقدی، والتی تبدأ من أرسطو لتصل إلى آفاق حدیثه متجلیه فی نظریات ما بعدالحداثه، وتكمن جذورها فی مجموع الفلسفات الموضوعیه، والوضعیه المنطقیه، والظواهریه الهیجلیه، ومبادئ كانط الذاتیه. من هذا المنطلق، تتحدد غایه بحثنا فی بیان مدى أهمیه الوعی بالأسس الفلسفیه للسردیات وإشكالیه امتلاك المعرفه لفهم النصوص الأدبیه، خاصه الخطاب القرآنی المقدس بتوظیف إجراءاتها النقدیه، باعتماد المنهج الوصفی-التحلیلی وذلك عن طریق رصد لأهم الخلفیات الفلسفیه التی رافقت السردیات فی مسیرتها التاریخیه ودراسه توظیفها فی بعض النماذج النقدیه. ویصل البحث إلى أن هناك مقولات یستفید منها المنهج السردی فی بناء مشروعه النقدی مثل موت المؤلف، الإطاحه بالذات الإنسانیه التی أدت إلى دحض الشخصیه فی الروایه، لا نهائیه المعنى وغیرها من المقولات التی لا تتفق وبناء النص القرآنی، وحضور المؤلف فیه، والشخصیات الحیه الحاضره التی تتحرك فی فضاء قصصه، التی لایمكن عدها كائنات ورقیه منسوجه من التخیّل، کما تظهر هذه الإشکالیه فی دراسه موضوع السارد فی الخطاب القرآنی معتمده علی النموذج السردی؛ إذ مسّت بقدسیه هذا الخطاب نتیجه توظیف المنهج توظیفا میکانیکیاً دون الالتفات إلی تباعد طبیعه السارد القرآنی والإنسان المؤلف السارد فی النصوص البشریه. ورغم أن البحث لاینفی إمكانیه الاستفاده من الإجراءات التحلیلیه التی جاءت بها السردیات فی مرحلتی البنیویه وما بعدها، خاصه مع العلم بأن توظیفها یمكننا من تحقیق بعض النتائج الفنیه، ولكنه یؤكد على لزوم استیعاب النماذج النقدیه فی أصولها الفلسفیه وأبعادها الإبستمولوجیه للتطرق إلى دراسه الخطاب القرآنی على أساس استخدام آلیات البحث السردی الحدیث فی سبر أغواره، لأن توظیف هذا المنهج اختیار معرفی وإیدیولوجی لا تنفصل نتائجه عن مقدماته.
صادر اول از دیدگاه امام خمینی (ره)
منبع:
معارف حکمی جامعه سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸
45 - 62
حوزههای تخصصی:
نخستین مخلوق بدون واسطه از خداوند، صادر اول است که از مباحث مهم فلسفی- عرفانی به شمار می رود و در این مسئله، بین عرفا و فلاسفه، اختلاف نظر وجود دارد.هرکدام از فلاسفه و عرفا با توجه به چشم انداز خود آن را حل و فصل کرده اند فلاسفه یونانی و به تبع آن فلاسفه اسلامی عقل اول را صادر نخست از مبدأ فیض میدانند در حالی که اهل معرفت در افقی بالاتر نسبت به فلاسفه،مشیت مطلق یا فیض مقدس را با دلایل خاص خود به عنوان مبدأ صدور کثرات معرفی می کنند نوشتار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی از منابع فلسفی- عرفانی، صادر اول را از منظر امام خمینی(ره) در چهار محور پیگیری می کند: قاعده الواحد، ماهیت، اقوال و ویژگی ها و درنهایت، مصداق صادر اول. پس از آن نتیجه می شود که حضرت امام(ره) با رویکرد عرفانی خود، مصداق صادر اول را وجود منبسط می داند که همان حقیقت نوریه محمدیه(ص) است. این حقیقت، فاقد حدود و ماهیت است؛ زیرا شیء صاحب ماهیت، قابلیت و لیاقت ندارد تا از نامحدود صادر شود.
وحدت ملاک فقهی و حقوقی و اخلاقی میان معدوم کردن جنین فریزشده با سقط جنین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناباروری که یکی از مشکلات مهم جوامع انسانی است، به کمک یکی از دستاورد های دانش پزشکی، یعنی فریز کردن جنینِ حاصل از لقاح مصنوعی و خارج رحمی سلول جنسی والدین، تا حدودی حل شده است. فریزکردن و نگهداری جنین در بانک های انجماد موجب ایجاد مسائل فقهی و حقوقی و اجتماعی در این زمینه خواهد شد که یکی از آن ها وجود ملاک های مشترک میان معدوم کردن جنین فریز شده و سقط جنین است. پرسش اساسی در این پژوهش این است: آیا میان معدوم کردن جنین های فریز شده، که قسمی از جنین های آزمایشگاهی اند، با سقط جنین ازلحاظ فقهی و حقوقی و اخلاقی وحدت ملاک وجود دارد؟ روش پژوهش حاضر اسنادی کتابخانه ای و نوع تحقیق توصیفی تحلیلی است و با مطالعات به عمل آمده مشخص شد که میان معدوم کردن جنین فریزشده و سقط جنین ازاین جهت وحدت ملاک وجود دارد که جنین فریزشده به عنوان نطفه منعقدشده خارج رحمی مانند جنین داخل رحم، انسانی بالقوه است که توانایی بالفعل شدن را دارد و دارای حق حیات و کرامت انسانی است؛ زیرا انسان ازمنظر قانونی اززمان تشکیل کوچک ترین جزء وجودی دارای حق حیات و احترام است و ازبین بردن آن در هر مرحله، خلاف اخلاق و شأن انسانی جنین و خلاف رابطه امانت میان والدین و جنین بوده و صحیح نیست. همچنین ازبین بردن انسان در هر مرحله، موجب نقض یکی از اغراض نکاح یعنی فرزندآوری است که از ملاک های مشترک معدوم کردن جنین فریزشده و سقط جنین است؛ بنابراین، حرمت اتلاف در هر دو صادق است و انعقاد نطفه داخل رحم (امر شایع) یا خارج از آن مبدأ خلقت انسان بوده، و حداقل مرتبه انسانیت در آن طی شده است و شرط برخورداری جنین از حق تمتع (حق حیات)، انعقاد نطفه و زنده متولدشدن است؛ بنابراین شکل گیری و تکامل در رحم خصوصیتی ندارد که حق حیات منحصر به جنین در رحم باشد. از این منظر برخی از فقها قائل به وجوب احتیاط به حفظ جنین های فریزشده هستند و معدوم کردن جنین های فریزشده را در حکم سقط جنین و مستلزم پرداخت دیه می دانند.
دراسه اللغه الروائیه وأشکالها فی روایه الصبّار لسحر خلیفه علی ضوء تصنیف عبد الملک مرتاض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سحر خلیفه الروائیه المعاصره الفلسطینیه تعدّ إحدی الروائیات المتمیزات على الصعیدین العربی والعالمی؛ حیث لاقت روایاتها شهره واسعه فی العالم بأسره بسبب التزامها بالواقع الفلسطینی وخاصه المقاومه والقضایا الاجتماعیه وقضایا المرأه، وأیضاً توظیفها بناءاً لغویاً أخاذاً یحرّک مشاعر القارئ ویجعله مشدوداً بأحداث الرواِیه. وفی روایه الصبار (المنشوره بعد نکبه عام 1967م) التی نحن بصدد دراستها، عاجلت فیها سحر خلیفه القضایا التی واجهها المجتمع الفلسطینی بعد هذه النکبه، تقوم الروائیه بتوظیف بناء لغوی تختلف غالباً مستویاته فی أشکال سردها اختلافاً یجدر بنا أن ندرسه اعتماداً علی المنهج الوصفی- التحلیلی، علی ضوء تصنیف الأدیب والناقد الجزائری عبد الملک مرتاض. ومن النتائج التی توصّلنا إلیها، هی: إنّ سحر خلیفه وظّفت جمیع الأشکال السردیه التی یذکرها عبد الملک مرتاض فی کتاب نظریه الروایه؛ أی: النسیج السردی، الحوار، والمناجاه، کما وظّفت جمیع الضمائر السردیه (ضمیر الغائب، ضمیر المخاطب وضمیر المتکلم) فی روایتها، وضمیر الغائب هو الأکثر استعمالاً فی سردها للأحداث. کما تعتمد سحر خلیفه غالباً فی سردها القائم علی ضمیر الغیاب، علی لغه فصیحه متوسطه المستوی، وعندما ترید أن تسلّط الأضواء علی أجواء الحوار الذی یجری بین الطرفین داخل السرد، هی تتأرجح بین توظیف اللهجه الدارجه واللغه الفصیحه البسیطه، وعندما تترک المجال للشخصیات أن یتحاوروا مع بعض، نجد أنّ الشخصیات الغیر مثقفه تستخدم أکثر الأحیان لغه سوقیه عامیه ملحونه، والشخصیات المثقّفه تستخدم لغه فصیحه مبسّطه.
بررسی تطبیقی اشتراکات رفتاری و اخلاقی خوارج با جریانات تکفیری معاصر
حوزههای تخصصی:
خوارج را می توان نخستین مصداق جریان تکفیری به شمار آورد که در خلال جنگ صفین متولّد و موجب ایجاد اختلاف در میان مسلمانان و ضربه های جبران ناپذیر به جامعه اسلامی شد. بیش از سیزده قرن پس از ظهور این فرقه، امروزه شاهد ظهور مصادیق دیگری از جریان های تکفیری سلفی هستیم که ریشه در آموزه های ابن تیمیه و محمّد بن عبدالوهاب دارد. پرسش این است که چه اشتراکات رفتاری و اخلاقی میان خوارج آن زمان و جریانات تکفیری معاصر وجود دارد. در این مقاله، تلاش شده است به گونه مستند و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، این اشتراکات در بُعد اخلاقی و رفتاری، بررسی و احصا شود. یافته های تحقیق نشان می دهد کشتن افراد بی گناه و اسارت زنان و کودکان، دوستی با دشمنان اسلام به رغم دشمنی با مسلمین، سفاهت و سبک سری، تفرقه افکنی میان مسلمین، غارتگری و راهزنی، خشونت و تندخویی، تظاهر به زهد در عین دنیاطلبی، اصرار بر جمود و تنگ نظری، مهم ترین موارد اشتراک رفتاری و اخلاقی میان خوارج و جریانات تکفیری معاصر بوده که برایند دو عنصر جهل و تحجّر، مولد اصلی این جریانات است.
بررسی امکان اتّصاف هوش مصنوعی به شرایط معتبره مجتهد در فقه امامیه و مذاهب اربعه اهل سنّت
حوزههای تخصصی:
شرایط تصدی منصب اجتهاد در فقه اسلامی، که اتفاقا در سالهای اخیر، به جهت بروز هوش مصنوعی، بیشتر مورد توجه قرار گرفته، در نگاه اول، ممکن است بر اوصاف و ویژگیهای انسانی و غیرقابل انطباق بر ماشین تصور شود؛ ولی در نگاه دقیقتر، باید هریک از شرایط را به طور مجزا، نسبت به غرض و مقصود شارع، مورد واکاوی قرار داد. لذا در این پژوهش، با تکیه بر منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی شرایط معتبر برای مرجعیّت در فقه فریقین، امکان اتّصاف هوش مصنوعی به هریک از این شرایط، مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت و به دست آمد که شروط اتفاقی مشترک، بلوغ، اسلام عدالت و اجتهاد و شروط اختلافی عبارتند از رجولیت ، حیات و اعلمیّت است. لذا هوش مصنوعی با توانایی پردازش گسترده و اجتناب از گرایش های شخصی می تواند شروط عقلایی چون اجتهاد، اعلمیّت و عدالت نظری را احراز کند، اما فاقد شرایط جسمانی و معنویِ بلوغ، حیات، ایمان و ولایت مندی است. بنابراین، اگرچه در فقه امامیه اهلیت اجتهادی هوش مصنوعی، بخاطر فقدان ایمان و حیات مرجع، مورد تردید است اما طبق مبانی اهل سنت، فتاوای حاصل از هوش مصنوعی قابل اعتنا و حجّیت شرعی است.
مرجعیت ظهورات قرآنی با حفظ حجیت خبر واحد در تفسیر(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
75 - 106
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به عنوان تنها کتاب آسمانی جاودان و سالم از تحریف و نیز متقن ترین منبع، از مرجعیت علمی ویژه ای در دانش های اسلامی برخوردار است. مسلماً جایگاه قرآن کریم وابسته به ظهورات آن است و سخن گفتن از این جایگاه بدون توجه به حجیت ظهورات قرآنی بی معناست. در نگاه اول، مخالفتی با حجیت و مرجعیت ظهورات قرآن وجود ندارد، لکن با توجه به وجود اشتراکات در مبانی و ادله این موضوع با مبحث حجیت خبر واحد در تفسیر قرآن، می توان ادعا کرد که دیدگاه، ادله و مبانی حجیت خبر واحد در تفسیر قرآن تأثیر جدی در تعیین مرجعیت ظهورات قرآنی دارد. این احتمال وجود دارد که انکار «امکان امضای شارع بر سیره عقلائیه در حوزه فهم» در «حجیت خبر واحد در تفسیر» و استدلال به «عدم امکان تعبد در حوزه فهم»، منجر به انکار «حجیت ظواهر غیر فقهی قرآن» گردد؛ زیرا حجیت ظواهر غیر فقهی، مبتنی بر امضای شارع بر سیره عقلائیه در حوزه فهم است که با انکار آن در حجیت خبر واحد، امکان امضای شارع در ظهورات نیز از بین خواهد رفت. در این صورت، نه تنها حجیت ظواهر غیر فقهی قرآن، بلکه مرجعیت علمی قرآن کریم به شدت تضییع خواهد شد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی به دنبال روشن کردن نقش «مبانی اصولی عدم حجیت خبر واحد در تفسیر» بر مرجعیت ظواهر قرآن کریم است و مباحث خود را در دو بخشِ نقش محدودکننده «مبانی اصولی عدم حجیت خبر واحد در تفسیر» و راه حل آن سامان داده است. نتایج به دست آمده در این دو بخش حاکی از آن است که اولاً، مبانی عدم حجیت خبر واحد در تفسیر، منجر به عدم حجیت تمام ظنون معتبره ازجمله ظواهر غیر فقهی قرآنی شده است که به ازبین رفتن مرجعیت قرآن کریم منتهی می گردد. نتیجه دیگر آنکه برای این مشکل، راه حل و تقریری نو، مبنی بر اعتبار ظنون منشأ گرفته از سیره های عقلائیه همچون خبر واحد و ظواهر غیر فقهی پیشنهاد شده است.
تحلیل نظام روایی گفتمان خطبه 221 نهجالبلاغه در پرتو سیر تقابلی، تعاملی و تطابقی نشانه معناها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
323 - 352
حوزههای تخصصی:
در نشانه معناشناسیِ گفتمان با عملیاتی معنایی مواجه هستیم که در آن معنا با توجه به تقابل، تعامل یا تطبیقِ نشانه های کُنشی، شَوشی یا تنشی از موقعیتی ویژه برخوردار می شود و سوژه را تحت تأثیر خود قرار می دهد. درنهایت مجموعه این عناصر در فضای گفتمان، با توجه به فضای پیوست و گسست گفتمانی شرایط انتقال معنا را از تقابلات معنایی به تعامل و تطبیق معنایی فراهم می سازند. در جستار حاضر با بهره گیری از رویکرد نشانه-معناشناسی نوین، به تحلیل و تطبیق فرآیند انتقال معنا در نظام های نشانه ایِ خطبه 221 نهج البلاغه پرداخته شد. پژوهش پیش رو درصدد است تا با روش توصیفی-تحلیلی، از منظر نظام های گفتمانی مؤلفه های شکل گیری فرآیندهای معنایی تقابلی، تعاملی و تطبیقی گفتمان را در کلام امام علی (ع) بررسی نماید. هدف پژوهش حاضر دریافت معنا در سطوح متفاوت گفتمانی و بررسی سیر انتقال نشانه های معنایی می باشد. درنتیجه؛ تحلیل نشانه-معناشناسی گفتمان مذکور نشان می دهد: تعامل میان گستره شناختی و فشاره عاطفی منجر به شکل گیری نظریه طرح واره تنشی می شود که برای تطبیق این پدیده زبانی کارآمد می باشد. در این طرح واره سوژه با انواع ساختار افزایشی، کاهشی، صعودی و نزولی برای دریافت «معنای مرگ و چگونگی رویارویی با آن» مواجه می شود. هم چنین ارتباط تعاملی و تطابقی نظام نشانه ای در این خطبه به گونه ای است که معنا تنها در صورتی قابل دریافت است که سوژه و دیگری به طور هم زمان حضور یابند.
تحلیل متن شناسی سوره جاثیه بر اساس نظریه کنش گفتار سِرل
حوزههای تخصصی:
نظریه کنش گفتار در پی تجزیه و تحلیل متن و بررسی منحصربه فرد چیدمان کلام در متون است. آستین اولین کسی بود که این نظریه را مطرح کرد و سپس به کوشش جان سرل توسعه و تکامل یافت. سرل انواع کنش گفتار را به پنج دسته اظهاری، ترغیبی، عاطفی، تعهدی و اعلامی تقسیم می کند. بررسی و تحلیل متن شناسی متون دینی از جمله قرآن کریم بر اساس این نظریه می تواند یکی از راه های درک و شناخت بهتر لایه های پنهان قرآن کریم و دیگر کتب دینی باشد. سوره جاثیه یکی از سوره های مکی قرآن است که علاوه بر در برداشتن آموزه های دینی و اخلاقی از شاکله نیرومندی در بُعد زبانی برخوردار است. پژوهش حاضر با درنظرگرفتن بافت و محتوای آیات سوره جاثیه، آن را از منظر کنش گفتاری مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. در این بررسی مشخص شده است بعضی پاره های گفتار این سوره بیش از یک کنش دارند. بر اساس تحلیل انجام گرفته تعداد زیاد کنش ترغیبی و اظهاری کاملاً قابل توجیه است؛ زیرا تبیین و دعوت مخاطب به دین توحید و هشدار شدید و تهدید کافران و گمراهان و همچنین دستورات داده شده برای ارشاد کافران، با استفاده از کنش ترغیبی صورت گرفته است. همچنین با کنش اظهاری به حقایق جهان هستی، مسئله توحید، نتیجه اعمال انسان، روشنگری او پرداخته و از روش مقایسه استفاده شده است. با استفاده از کنش عاطفی نیز، مخاطب تحت تأثیر قرار گرفته و احساسات او را برانگیخته است؛ در ضمن از کنش تعهّدی در این سوره استفاده نشده است.
بررسی و تحلیل مفهوم ادبیّت متن و مؤلفه های آن از نگاه ادونیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
1 - 18
حوزههای تخصصی:
مفهوم ادبیّت متن و مؤلفه های آن، یکی از بحث برانگیزترین موضوعات در حوزه نقد ادبی به شمار می رود که علی رغم تلاش های فراوان ناقدان و ادیبان هنوز برای آن تعریفی قطعی و مشخص ارائه نشده است؛ ادونیس نظریه پرداز و منتقد برجسته عرب، یکی از معدود ناقدانی می باشد که توانسته درباره ادبیّت نظریات جدیدی را مطرح سازد. دیدگاه های وی در این عرصه از حوزه ی تعاریفی محدود، پیرامون شعر خارج گشته و وارد حوزه وسیع تری یعنی تئوری ادبیات گردیده است؛ لذا در مقاله حاضر با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، مفهوم ادبیّت و مؤلفه هایش را این بار از نگاه ادونیس موردمطالعه قراردادیم. آنچه بر ضرورت انجام چنین پژوهشی تأکید می کند، آن است که یافتن دیدگاه ویژه ی ادونیس نسبت به موضوع ادبیّت و مؤلفه های آن زمینه ساز درک صحیح تر نظریه شعر وی و برجسته ساختن جایگاه منحصربه فردش به عنوان یک نظریه پرداز ادبی می گردد؛ ازاین رو هدف نگارندگان در این پژوهش تبیین سازی مفهوم ادبیت از منظر ادونیس می باشد که در راستای تحقق آن ابتدا، به تبیین مفهوم ادبیّت و مهم ترین مؤلفه های آن را با تکیه بر نظرات ناقدان عربی و غربی پرداختیم سپس از طریق مقایسه این مبانی، با نظریات ادبی ادونیس تلاش نمودیم تا به دیدگاه ادبیّت وی دست یابیم. نتایج پژوهش حاکی از آن می باشد که ادونیس در نظریه ادبیتش واژه ی شعریت را معادلی برای ادبیّت قرار داده و بمانند ناقدان غربی و عربی از ادبیّت به عنوان نظریه ای برای تأمل در داوری های زیبایی شناختی متن بهره گرفته است بعلاوه ازنظرش مرحله کتابت، به مثابه حلقه پیوند میان مرحله اول (شفاهی) با مرحله سوم، (نوگرایی ادبی) می باشد و شعر در این مرحله به ساختاری باز با دیدگاه های متعددی تبدیل می گردد
معنا و معیار عاملیت اخلاقی ماشین های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات شگفتی آور و شگرف در حوزه هوش مصنوعی و ظهور ماشین های هوشمند و سیستم ها و ربات های فراهوشمند، مرز و معیارهای انسان و ماشین را به چالش کشیده و به پرسش های فلسفی و اخلاقی جدیدی درباره امکان عاملیت اخلاقی ماشین های مصنوعی و انتساب مسئولیت اخلاقی به آنها دامن زده است. در این مقاله، پس از تبیین معنا و مؤلفه های عاملیت اخلاقی (خودآگاهی، خودمختاری، اراده آزاد، نیت مندی و مسئولیت پذیری)، به بررسی اهم دیدگاه ها درباره امکان عاملیت اخلاقی ماشین های پرداخته شده و اهم مبانی و مدعیات دو رویکرد اصلی در این زمینه بیان و بررسی شده است. برخی از صاحب نظران، ضمن نفی و انکار عاملیت اخلاقی ماشین ها، بر این باورند تنها انسان شروط و شرایط لازم برای عامل اخلاقی بودن را دارد و البته، برخی دیگر، ضمن بازنگری در معنای رسمی و سنتی عاملیت اخلاقی، به گونه و تقریری خاص از عاملیت اخلاقی محدود، تشکیکی و طیفی را پذیرفته و امکان اطلاق عامل اخلاقی به ماشین های فراهوشمند، بر این مبنا و معنا را موجه و مقبول دانسته و امکان اطلاق عامل اخلاقی را به ماشین ها و حتی حیوانات تعمیم و تسری می دهند. با استناد به محدودیت های کنونی ماشین های فراهوشمند و بی بهره بودن آنها از خودآگاهی و فقدان نیت مندی، شرایط لازم برای عاملیت اخلاقی کامل را نداشته و تنها به شکل مَجاز و مسامحی می توان امکان عاملیت اخلاقی محدود و ابزارگرایانه را برای رُبات ها و ماشینهای فرا/هوشمند در حوزه های خاص را پذیرفت.
فهم دین ها و تأثیر آن بر پیروان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات عملی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
127 - 147
حوزههای تخصصی:
بین درک از دین و آموزه های دینی و اعمال پیروان چه رابطه ای وجود دارد؟ آثار درک از دین بر فضای اجتماعی، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی جامعه انسانی کدام اند؟ دین بر زندگی مردم چه تأثیراتی دارد؟ به نظر می رسد که تعامل پیچیده ای بین نوع درک از دین و تمام ابعاد زندگی انسان ها وجود دارد. می توان در خصوص جنبه ها و آثار اجتماعی، شخصی، ذهنی و احساسی درک از دین ها بر پیروان آن ها به تأمل پرداخت. متفکران و فیلسوفان و پژوهشگران حوزه ادیان دیدگاه های متفاوتی در خصوص آثار و کیفیت درک دین بر رفتار پیروان شان دارند. هگل از تأثیرگونه و نوع خداشناسی متدینان بر رفتار ایشان با دیگران پرده برداشت. کارل مارکس تأثیر دین بر توده های مردم را تخدیر کننده ارزیابی کرد. ماکس وبر از رابطه بین نوع درک از دین و تأثیر آن بر اقتصاد جامعه سخن گفت در حالی که اریک فروم خدایان انسانی و ستمگر را مطرح می کند و معتقد است که این دو نوع خدا تأثیرات متفاوتی بر زندگی فردی و اجتماعی انسان ها دارند. برخی از پژوهشگران از تأثیر درک از دین بر رویکردهای صلح جویانه یا جنگ طلبانه پیروان سخن گفته اند.
امکان و روش بازسازی کتاب حدیثی حماد بن عثمان
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
5 - 36
حوزههای تخصصی:
در کتب فهارس به نگاشته های روایی فراوانی اشاره شده که بخش اعظم آن ها در طول زمان از بین رفته است. ازآن جاکه یکی از ملاک های قدما در اعتبار روایات، مصدر روایات است، وجود مصادر و منابعْ اهمیت دارد. ازاین رو مهم ترین گام در این مسیر بازسازی روشمند کتب مفقودشده است. حماد بن عثمان از فقیهان و محدثان طبقه دوم اصحاب اجماع است که کتاب وی مرجع بسیاری از کتب حدیثی شیعه از جمله کتب اربعه و منشأ صدور فتوا در اعصار گذشته تاکنون بوده است. این اثر که در فهرست شیخ طوسی با عنوان «کتاب» آمده است تا زمان ابن طاووس وجود داشته و او از آن با عنوان «اصل» یاد کرده است. لذا محتمل است بازسازی کتاب با احیای اصلی از اصول اولیه همراه باشد. در پژوهش حاضر که به روش فهرستی به بازسازی کتاب حماد برآمده است، مشخص گردید اصطلاح کتاب برای روایات حماد در فهرست شیخ طوسی عنوان عامی است که شامل اصل هم می شود. به علاوه، بنابه شواهد به دست آمده تعدادی کتب حدیثی مانند کتاب صلاه، کتاب زکات و غیره نیز برای حماد تأیید می شود.
علت انگاری علت های ذکر شده در ادله فقهی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱
117 - 142
حوزههای تخصصی:
مسئله علت انگاری یا حکمت انگاری علل شرعی با توجه به کثرت آنها در روایات و ظرفیت وسیعی که برای آنها در استنباط احکام شرعی وجود دارد از مهم ترین مباحث فقه و اصول به شمار آمده و از دیرباز محل اختلاف فقها و اصولیون بوده است؛ به گونه ای که در مواجهه با آنها دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. پژوهش حاضر با بررسی و تحلیل ادله مختلف و مبانی مورد پذیرش از سوی اصولیون در پی بررسی نقش علّیت علل منصوص و تأثیر آن در استنباط احکام شرعی است. یافته های پژوهش اثبات می کند اصل، این است که تمام علل مذکور در ادله نقلی به دلیل ظهور ادله و حکم عقل، نقش علّیت تامه را داشته و وجود آنها مثبت حکم شرعی است. حال اگر انحصار آن ثابت شود، نبودش نیز موجب نفی حکم است و اگر بر اساس قرائن علّیت ناقصه ثابت شد، باز هم نمی توان آن را بدون استفاده دانست، بلکه در صورت تجمیع تمام علل منصوص، می توان حکم شرعی را ثابت دانست.
عوامل مؤثر نظارت و کنترل درونی منابع انسانی در سازمان از منظر قرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
251 - 283
حوزههای تخصصی:
نظارت و کنترل منابع انسانی از مهم ترین عوامل موفقیت سازمان ها محسوب می شود. مدیران سازمان ها با برنامه ریزی، راه های دستیابی به اهداف را مشخص می کنند.در دنیای رقابتی امروز، سازمان ها برای بقا و رشد پایدار به سیستم های نظارت و کنترل منابع انسانی کارآمد و اثربخش نیاز دارد. سیستم های سنتی، با تمرکز بر جنبه های کمی و عملکردی، اغلب از ارزش های انسانی و اخلاقی غافل می مانند و این امر می تواند به کاهش رضایت شغلی، تضعیف انگیزه، و در نهایت، کاهش بهره وری منجر شود. قرآن کریم، با تأکید ارزش های معنوی و اخلاقی الگویی نوینی را برای طراحی سیستم های نظارتی ارائه می دهد و مدیران مسلمان را به انجام نظارت و کنترل منابع انسانی در سازمان سفارش می کنند. این امر حتی به سطح فردی نیز تسری می یابد، به گونه ای که فرد مسلمان توصیه می شود پیش از ارزیابی دیگران، خود را مورد ارزیابی و حسابرسی قرار دهد. هدف پژوهش بررسی عوامل مؤثر نظارت و کنترل منابع انسانی در سازمان از منظر قرآن و روش تحقیق به صورت استنطاقی شهید صدر صورت گرفته است یافته های تحقیق نشان می دهد که عوامل نظارت و کنترل از منظر قران نظیر ایمان مداری، عدالت مداری، اخلاق مداری، امانت مداری، مسئولیت پذیری، مشورت، آموزش شفافیت، وجدان کاری، بصیرت مداری، تنبیه و تشویق می تواند عامل تأثیرگذار در نظارت و کنترل منابع انسانی باشد و موجب بهره وی در سازمان ها می گردد.
تحلیل قرآنی مؤلفه های اثربخشی کار تیمی در سازمان
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
312 - 345
حوزههای تخصصی:
اثربخشی کار تیمی، یکی از موضوعاتی است که در مدیریت رفتار سازمانی و آن هم در مدیریت گروهی، مورد توجه بسیاری از صاحبان نظران و اندیشمندان دانش مدیریت، در دهه های اخیر، قرار گرفته و در این زمینه آثار و تألیفات قابل توجهی نیز صورت گرفته است. با توجه به اهمیت مسئله و این که، قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت، چه مؤلفه های را برای اثربخشی کار تیمی در سازمان پیشنهاد می کند؟ ازاین رو نویسنده سعی نموده با کنکاش در آموزه های وحیانی با روش تحلیلی – توصیفی مبتنی بر روش استنطاقی شهید صدر مسئله یادشده را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهد. یافته های تحقیق بیانگر آن است که اثربخشی کار تیمی از منظر قرآن دارای مؤلفه های همچون: حزب اللهی بودن، وحدت و همبستگی، مقابله با انحرافات، صداقت، مشورت، اجتناب از حسادت، سبقت و سرعت گرفتن در کارهای فردی و تیمی، اخوت و برادری است که اگر مؤلفه های مذکور در کار تیمی در سازمان ها مورد عمل واقع شود می تواند نتایج خوبی داشته و منتج به اثربخشی کار تیمی شود.
نقد و بررسی هفت اشکال بر نظریه حجیت اقتضایی قطع؛ دفاع از امکان ردع شارع(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱
9 - 40
حوزههای تخصصی:
وقتی شخصی به وسیله قطع، بی واسطه حکم شرعی را نزد خود حاضر دید، خود را ملزم به تبعیت از آن دانسته و این قطع برای او منجّزیت و معذّریت به بار می آورد. در چنین وضعیتی آیا شارع مقدس می تواند در قطع او تصرف کرده و آن را از حجّیت بیندازد؟ این پرسش از جمله مباحثی است که در شکل گیری دستگاه اصولی فقیه تأثیر زیادی دارد و باعث تغییر در استنباط فقهی در مسائل مختلفی مثل جواز بی اعتنایی وسواسی به قطعش می شود. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، اسنادی - نوشتاری و روش پردازش اطلاعات، توصیفی - تحلیلی است. مقاله حاضر از حیث پرداخت اصولی، گردآوری تمام اشکالات ممکن و ارائه نظریه نهایی دارای نوآوری است. قائلین به حجّیت ذاتی قطع هفت اشکال را بر نظریه حجّیت اقتضایی قطع وارد کرده اند. این اشکال ها عبارت اند از: وقوع تضاد یا تناقض، نقض حکم عقل، ترخیص در تجری یا معصیت، نقض غرض مولا، وقوع تسلسل، عدم انبعاث مکلف از ردع شارع به دلیل اعتقاد مکلف به وقوع تناقض نزد شارع و عدم انبعاث مکلف از ردع شارع به دلیل اعتقاد به عدم شمول خطاب نسبت به او. پژوهش حاضر تمام این هفت اشکال را مورد نِقاش قرار داده و در نتیجه گیری نهایی اصل نظریه حجیت اقتضایی قطع را پذیرفته و با ضمیمه تکمله ای به آن، بین جانب تعذیر و تنجیز فرق گذاشته شده است.
شخصیت های برجسته علوم قرآنی حوزه علمیه قم در سده اخیر؛ آیت الله محمدهادی معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
297 - 312
حوزههای تخصصی:
آیت الله محمدهادی معرفت (1309 1385) از علمای شناخته شده تفسیر و علوم قرآن حوزه علمیه قم در سده چهاردهم شمسی است. این مقاله با روش تحلیلی تاریخی به بررسی شخصیت علمی ایشان در عرصه علوم قرآن می پردازد. یافته های تحقیق حاکی است که غالب فعالیت های علمی آیت الله معرفت در زمینه علوم قرآن در حوزه علمیه قم رقم خورده و به ثمر رسیده است. او دارای تالیفات متعدد قرآن پژوهی و صاحب موسوعه «التمهید فی علوم القرآن» است که در جهان اسلام آوازه دارد. اندیشه ها و پژوهش های علمی قرآنی آیت الله معرفت دارای ویژگی اساسی است: مسئله محوری، نیازآگاهی، مکتب گرایی، انصاف مداری، تقریب گرایی، آینده نگری، آزاد اندیشی و نواندیشی. وی دیدگاه ها و نظرات تأثیرگذاری در برخی از مباحث علوم قرآن مانند جمع و تالیف قرآن، قرائات قرآن، نسخ قرآن، تاویل قرآن و صیانت قرآن از تحریف عرضه کرده است که مورد توجه و عنایت و رجوع پژوهشگران علوم اسلامی و قرآنی است. ایشان همچنین در زمینه علوم قرآن، به تربیت نسلی از فضلای جوان همت گماشت و زمینه ساز تأسیس مراکز آموزشی و پژوهشی متعدد در این رشته در قم و ایران شد.
نگاهی فقهی و تفسیری به آیه «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱستَطَعتُم مِّن قُوَّه»: تحلیل مؤلفه های قدرت در امنیت نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
447 - 480
حوزههای تخصصی:
امنیت نظامی یکی از اجزای کلیدی امنیت ملی کشورهای مختلف به شمار می آید و همواره به عنوان اولویتی اساسی مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با رویکردی تفسیری-فقهی به تحلیل آیه 60 سوره انفال پرداخته است تا با تأکید بر مؤلفه های قدرت، به چگونگی تأمین امنیت نظامی در اندیشه اسلامی بپردازد. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف استخراج آموزه های قرآنی در خصوص قدرت نظامی و نقش آن در حفظ امنیت و صلح انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که آیه 60 سوره انفال و تفاسیر مرتبط با آن، بر لزوم تقویت قدرت نظامی به عنوان عاملی بازدارنده تأکید دارند. در این راستا، عوامل متعددی از جمله قدرت کمی (نیروی انسانی و تجهیزات)، قدرت کیفی (تکنولوژی و تاکتیک های نظامی)، قدرت اطلاعاتی (جاسوسی، رمزنگاری و جنگ نرم)، قدرت لجستیکی و قدرت مالی به عنوان مؤلفه های اصلی قدرت نظامی شناسایی شده اند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تقویت قدرت نظامی در اندیشه اسلامی، نه به معنای آغاز جنگ و تجاوز، بلکه به عنوان ابزاری برای حفظ امنیت، دفع تجاوز و ایجاد توازن قوا در روابط بین الملل تلقی می شود. به عبارت دیگر، قدرت نظامی در اسلام، ابزاری دفاعی و بازدارنده است که در صورت لزوم برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی به کار گرفته می شود.