فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۸۱٬۲۴۸ مورد.
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
131 - 144
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تبیین معنایی و مولفه های اسقاط ضمان با تأکید بر آموزه های حقوق اسلامی از موارد بسیار ضروری در حقوق موضوعه ایران به شمار می آید. از آنجایی که مسقطات ضمان در امور کیفری در قیاس با امور مدنی بالاخص در خصوصیت تحقق گرایی و کاربردپذیری با ابهام و عدم صراحت مواجه است، این پژوهش با هدف تشریح موارد مشترک آثار رفع مسئولیت مدنی و کیفری ضمان است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: ابهام زدایی مصادیق و آثاردرموضوع مسقطات ضمان علاوه بر کاربردپذیری در حقوق مدنی در قوانین با رویکرد کیفری مسکوت نمانده و دارای مقرره های خاص در مباحث سرقت، رفع ضمان پزشک، عدم قصاص قاتل و. . . است.
نتیجه: وحدت ملاک مسقطات ضمان در دو حوزه مدنی و کیفری تا حدودی برابر است و افتراق چندانی با یکدیگر ندارند. و مصادیق مسقطات ضمان(اذن، اقدام، تحذیر، احسان، استیمان)، یکسان سازی فرآیندی با متکی شدن مصادیق مشترک و هماهنگی شناختی در نگرش ها نسبت به مسقطات ضمان قابل تصوراست.
مفهوم شناسی دو واژه «إستَنکَفَ» و «إستَکبَر» در آیه 172 سوره نساء
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به برخی از واژگان قرآن تصور می شود که آنها مترادف هستند و در جهت تاکید کلام خداوند بیان شده اند، اما با تحقیق و تفحص در کلام لغت شناسان این تصور منتفی می شود و معنای جدیدی از آیه فهمیده می شود.مقاله پیش رو در صدد است با تفحص و تدبر در مفاد و مضامین آیه 172 سوره نساء، لطائف نظم معنایی و اصطلاحی حاکم بر واژگان؛ استنکف و استکبر را به دقت مورد واکاوی و بررسی قرار دهد تا با بازبینی پس زمینه های ادب لسانی حاکم بر ظرافت این دو واژه، شائبه ترادف معنایی را از آنها بزداید. برای دستیابی به این منظور، مطالعه حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از روش کتابخانه ای به رشته تحریر در آمده است. دستاوردهای پژوهش نشان داده است که اکثر مفسران و مترجمان در معنای آنها اختلاف داشته اند. یافته های تحقیق نشان دهنده این است که استنکاف از «نکف» به معنای غده است و طبیعتاً هر غده ای تهی از ورم نیست، بنابراین در ترجمه فارسی نیز، باید لفظی مانند؛ باد به غبغب انداختن استفاده شود تا معنای کلام را به درستی منتقل کند و ارادی بودن این امر را نیز به شنونده برساند. استکبار نیز دعوی بزرگی داشتن می باشد، به همین دلیل برای بنده شایسته نیست که استکبار بورزد و خود در مقام کبریایی خالق در بیاورد.
بررسی خلود در عذاب و شبهات آن از دیدگاه علامه طباطبائی و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲۰
94 - 79
حوزههای تخصصی:
خلود در عذاب یکی از مسائل مربوط به معاد و کیفر الهی است که هریک از اندیشمندان به مقتضای مبانی فکری خود در پی تبیین آن برآمده اند. عده ای قائل شدند که خلود در دوزخ، مساوی خلود در عذاب نیست و مخلدین در دوزخ پس از اینکه مدتی عذاب می بینند، عذاب با طبع آنها سازگار شده و به عذب تبدیل می شود، در مقابل عده ای قائلند که عذاب به هیچ عنوان برای مخلدین در دوزخ گوارا نخواهد شد. مسئله تحقیق این نوشتار بررسی دیدگاه علامه طباطبائی و شهید مطهری در این مسئله و بررسی شبهات پیرامون آن با توجه به نظر این دو اندیشمند است که به روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده و یافته های تحقیق نشان می دهد که از دید این اندیشمندان خلود در عذاب امری قطعی است و کفار، منافقان و مشرکان معاند تا ابد در عذاب خواهند بود؛ همچنین در پاسخ به شبهات مخالفان خلود در عذاب مشخص می گردد که این مسئله با رحمت، عدل و حکمت الهی ناسازگار نیست و آیاتی را که ایشان در جهت عدم دوام عذاب ذکر کرده اند همه قابل خدشه است.
نقش انتظار فرج در زندگی انسان معاصر با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۱
61 - 72
حوزههای تخصصی:
انتظار فرج موعود از فراگیرترین آموزه های دینی است که دامنه آن بخش گسترده ای از ابعاد زندگی انسان معاصر را دربر گرفته است. بی تردید انتظار فرج، نقش بسزایی در ارتقای کیفیت زندگی انسان معاصر دارد، اما متأسفانه بسیاری از مردم، به دلیل ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی حاکم، فرصت های لازم برای بهره برداری از این انتظار را نمی یابند و تحت فشارهای مختلف قرار دارند. ازاین رو تحقیق حاضر درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که نقش انتظار فرج در زندگی انسان معاصر با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی چیست؟ داده های این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد که آسایش و آسودگی زندگی، گشایش در مشکلات، عزیز شدن نزد اهل بیت، تخلق به اخلاق اسلامی و ارتقای علمی، تجلی عبودیت، سرزندگی و امید و شوق آفرینی، صبوری در برابر مشکلات و استحکام خانواده، ترویج حیا و عفت در جامعه، مصلح اجتماعی و اصلاحگری جامعه، تواضع و فروتنی و اجتناب از تکبر، ترویج فرهنگ شجاعت و شهادت، ازجمله آثار انتظار فرج موعود در زندگی انسان معاصر است.
تبیین قاعده اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست در مرافعات اشخاص نسبت به ملی نمودن اراضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
79 - 92
حوزههای تخصصی:
امروزه مبانی اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست محملی برای پدید آمدن حق بر محیط زیست به عنوان یکی از موضوعات مهم در نظام بین المللی و قوانین داخلی کشورها است. مشکلاتی مانند گرمایش زمین و سوراخ شدن لایه ازون بواسطه قطع جنگل ها و از بین رفتن گیاهان نادر، آلودگی های زیست محیطی، باران اسیدی و کاهش منابع آب، علاوه بر تخریب محیط زیست، زندگی انسان را نیز تهدید می کند. اگرچه جرایم زیست محیطی به عنوان جرایم بدون قربانی شناخته می شوند، اما به ندرت به صورت کامل مورد توجه قرار می گیرند. با این اوصاف در این تحقیق به ارتباط این موضوع با مالکیت افراد و ملی نمودن اراضی توجه می شود. مالکیت افراد نسبت به اموالشان در همه ی جوامع همواره مورد توجه بوده و هست. از گذشته تا حال کاملترین حق عینی در حقوق ما حق مالکیت می باشد و این حق همیشه قابل احترام و تکریم بوده و هیچ کس نمی تواند به حق مالکیت دیگری تجاوز کند؛ پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که در مواردی که دولت(اداره منابع طبیعی) در راستای اجرای قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع مصوب 1۳41 و قوانین بعدی ، با بررسی سابقه و سنجش موقعیت یک محدوده مشخص از اراضی با معیارهای مشخص و از پیش تعیین شده، مبادرت به صدور برگه ی به نام «برگ تشخیص» انجام می گیرد و ادعای مالکیت نسبت به زمینی را دارد . آیا بار اثبات این ادعا بر دوش دولت(اداره منابع طبیعی) است یا بر دوش مالک شخصی ملک؟ در این زمینه نتایج تحقیق نشان دادند که مبنای اخلاقی درباره ارزش ذاتی محیط زیست در بحث اراضی ملی بر اساس ایجاد عدالت میان رابطه انسان و اراضی لحاظ شده و رویه مالکیت افراد در دو بحث تقصیر و قصور دولت و اشتباه مأمور مجری در تشخیص مستثنیات مهمترین عوامل در مرافعات اشخاص نسبت به اراضی ملی هستند.
تطوّر رابطه مرید و مراد در ژانر عرفانی (با نگاه ویژه به رمان رساله درباره نادر فارابی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
93 - 114
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، سیر تطوّر رابطه مرید و مراد از روایت های ادیان ابراهیمی تا ادبیات معاصر مبتنی بر ژانر عرفانی را مورد بررسی قرارداده است. مسئله اصلی این است که براساس چه سازوکاری رابطه مرید و مراد از زمان حضرت آدم تاکنون به شیوه های مختلف دستخوش تغییر و بازتولیدشده است. برپایه این، در پژوهش پیش رو با شیوه تحلیلی- اسنادی به سیر تطوّر رابطه مرید و مراد می پردازیم که چگونه آن رابطه نابِ بی واسطه کم کم متحوّل شده است تا هدف از معرّفی و بررسی این تطوّر در ژانر عرفانی تبیین شود. بدین منظور ابتدا تعریفی از ژانر عرفانی ارائه شد؛ سپس رابطه مرید و مراد را در روایت های ادیان ابراهیمی و عرفان اسلامی مورد بررسی قراردادیم و بعد از آن به صورت اجمالی به چگونگی تحوّل این رابطه در روایت های معاصر پرداختیم و در نهایت با نگاه ویژه، رمان رساله درباره نادر فارابی را که نوع جدیدی از عرفان معاصر می باشد، واکاوی کردیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در دوران مدرنیته، افکار فلاسفه و اندیشمندانِ مدرن با تفکّرات دینی و عرفانی گره می خورد و منجر به ظهور گونه ای جدید از عرفان می شود که در ساختار رابطه مرید و مراد نیز تأثیرمی گذارد. کلیدواژه ها: ژانر عرفانی، رابطه مرید و مراد، رساله درباره نادر فارابی.
نزهه المجالس و علاءالدین فریبرز شروانشاه
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
71 - 88
حوزههای تخصصی:
مجموعه رباعیات نزههالمجالس که به همت جمال خلیل شروانی در نیمه اول قرن هفتم در منطقه شروان گرد آمده، دربردارنده حدود چهار رباعی کهن فارسی است. این رباعی نامه گرانقدر، طبق آنچه در قصیده آخر نسخه خطی دیده می شود، برای مجلس خاص علاءالدین شروانشاه فراهم شده است. اغلب محققان، این شروانشاه را علاءالدین فریبرز فرزند گرشاسب نامیده اند؛ ولی برخی دیگر، او را علاءالدین فرامرز فرزند گشتاسب معرفی کرده اند. در مقاله حاضر، به تعیین هویت مُهدی الیه کتاب بر اساس سکه های به دست آمده از دوران حکومت حاکم شروان در نیمه اول قرن هفتم پرداخته ایم. طبق این اسناد، آن کسی که در فاصله 622 تا 652 قمری حاکم شروان بوده، علاءالدین ابوالمظفر فریبرز بن گرشاسب بن فرخزاد نام داشته است. در سکه هایی که به نام او ضرب شده، نام سه تن از خلفای بنی عباس، یعنی الناصر لدین الله (575-622 ق)، المستنصر بالله (623-640 ق) و المستعصم بالله (640-656 ق) دیده می شود. طبق این اسناد، فرامرز و گشتاسب، دگرگشته فریبرز و گرشاسب محسوب می شود و چنین افرادی در سلسله شروانشاهان وجود خارجی نداشته اند. به احتمال زیاد، نزههالمجالس بعد از 632 قمری به علاءالدین فریبرز اهدا شده است.
تحلیل فلسفی و کلامی نابرابری، عدالت و شرور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
151 - 175
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائلی که در جهان معاصر با آنها مواجه ایم، مقوله نابرابری است. پرسش اصلی این مقاله آن است که علل نابرابری کدام است و راه های رفع نابرابری ها کدام است؟ یکی از مهم ترین متفکرانی که در این زمینه تأمل کرده است، تامس نیگل است. او علل نابرابری را به چهار مقوله مهم تقسیم کرده است: تبعیض، طبقه، استعداد و کوشش. در گام اول این چهار علت به دقت تحلیل شده است. در گام دوم برای اساس نظریه عدالت رالز برای هر کدام از این علل، راه های رفع پیشنهاد شده است. اصل آزادی های اساسی برابر برای رفع نابرابری حاصل از تبعیض و اصل برابری فرصت برای رفع نابرابری های حاصل از طبقه و اصل تفاوت برای رفع نابرابری های حاصل از استعداد و کوشش پیشنهاد شده است. البته با نگاه به اندیشه های اسلامی به ویژه اندیشه آیت اله مطهری سعی شده است نقد و زاویه نگاه دیگری نیز در کنار دیدگاه های این متفکران آورده شود؛ لذا شهید مطهری ضمن اشاره به تفاوت های طبیعی و تفاوت آن با نابرابری های اجتماعی، ایجاد یک مساوات مطلق را رد و برای نابرابری های اجتماعی توزیع مجدد مواهب و مضرات را پیشنهاد می کند.
پاسخ بر اشکالات نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
183 - 202
حوزههای تخصصی:
تحلیل ادراکات اعتباری از مباحث بنیادین معرفت شناسی و فلسفه علم شمرده می شوند. علامه طباطبایی به جهت خلط نشدن این نوع ادراکات با ادراکات حقیقی و پاسخ به مغالطات در این زمینه به تحلیل و تبیین ویژگی های ادراکات اعتباری پرداخته و نحوه شکل گیری آن ها را بر اساس نظریه سکاکی در بحث حقیقت و مجاز توضیح داده است. نگارندگان در ابتدا با روش توصیفی-تحلیلی به ارائه تصویری روشن -و به دور از پیچیدگی های پژوهش های مرتبط- از نظریه اعتباریات علامه طباطبایی پرداخته اند؛ در مرحله بعدی، به تحلیل و پاسخ چهار اشکال اصلی پرداخته شد که به ترتیب عبارتند از: مستدل نبودن و نداشتن منطق لازم و ریشه ای یک نظریه؛ تایید نسبیت مطلق گزاره های اخلاقی توسط عبارات ایشان در مقاله ششم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ انکار رابطه هست ها و باید ها به سبب اعتباری دانستن مطلق بایدها و نبایدهای میان نفس و افعال آدمی و متزلزل شدن پایه های اخلاق، فقه و... ؛ عدم علم نفوس در ظرف توجه به این اعتبارات که فعل نفس هستند. نوآوری مقاله حاضر اولاً در آن است که نشان دهد بدون رجوع به سایر آثار علامه طباطبایی و با تاکید بر کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نیز می توان به اشکالات پاسخ داد؛ ثانیاً تاکید و تحلیل بر اقسام سه گانه اعتباریات کرده و روشن می سازد در برخی از اشکالات وارد بر نظریه اعتباریات علامه طباطبایی مغالطه اشتراک لفظی صورت گرفته است.
بازخوانی دیدگاه مقدس اردبیلی در ارتکاب قتل با سحرهای نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سحر از پدیده هایی است که در تمام ادوار تاریخی مورد بحث بوده و در گذر زمان و تغییر جوامع بشری به روش های مختلفی به منصه ظهور درآمده است، سحر که از منظر اسلام جز در مواردی حرام دانسته شده با تصرف در اشخاص، اشیا یا امور، سبب عملی خارق العاده می گردد؛ در تمام اعصار خصوصاً عصر کنونی، ساحران با روش هایی نوین سحر از جمله جادوی سیاه، برخی از درجات هیپنوتیزم، برخی از بازی های رایانه ای و... تاثیراتی را بر اذهان و روان افراد می گذارند که گاه این تاثیرات جان افراد را فرامی گیرد، از این رو این سوال اساسی طرح می گردد که آیا ممکن است ساحر با سحر خود، جان شخصی را بگیرد و او را به قتل رساند؟ در صورت امکان راه اثبات چنین قتلی و مجازات مرتکب آن چیست؟ بر این اساس، جستار حاضر با روش توصیفی تحلیلی در نظر فقها بدین برآیند دست یافته که مشهور فقها ضمن پذیرش واقعیت داشتن سحر، وقوع قتل به سحر را ممکن دانسته و اثبات چنین قتلی را با اقرار ساحر به آن می پذیرند و مجازات مرتکب آن را به لحاظ نوع قتل، قصاص یا دیه می دانند؛ اما از دیدگاه مشهور، اثبات چنین قتلی با شهادت بینه بر این امر، مورد پذیرش قرار نمی گیرد، حال آن که مقدس اردبیلی، اثبات قتل با سحر با شهادت بینه را ممکن برشمرده و قائل به پذیرش این شهادت است؛ البته قائلین به واقعیت نداشتن سحر، امکان وقوع قتل با سحر را نپذیرفته اند، ولی با اقرار ساحر بر چنین قتلی نظر به کشتن ساحر از باب حد داده اند.
مطالعه تطبیقی نظریه سهروردی با نور در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تطبیق نظریه سهروردی با نور در قرآن انجام شده است. همچنین به دنبال ارائه چارچوبی نوین برای تطبیق نظریات فلسفی با قرآن است. برای دستیابی به این هدف، یک فرایند چهارمرحله ای اجرا شد. در گام اول، با رجوع به آثار سهروردی، دستاورد حکمت اشراق در قالب یک گزاره مبنایی و اساسی تعیین شد. در گام دوم، ضمن مطالعه پیشینه موضوع، نحوه بهره برداری سهروردی از مصادیق نور در قرآن بررسی شد. در مرحله سوم، گزاره منتخب و آیات متناظر با آن بررسی و تحلیل شد. مرحله آخر با تطبیق و تحلیل گزاره منتخب با شبکه مفهومی «نور» در قرآن به سرانجام رسید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که نخست، سهروردی بنیان مکتب اشراقی خود را براساس قرآن طراحی نکرده، ولی ادبیات این نظریه وامدار قرآن بوده؛ ازاین رو از آیات قرآن به صورت ذوقی، تلمیح و استشهاد بسیار بهره برده است. دوم، در قرآن واژه «وجود» به خداوند اطلاق نشده و قرآن نقشی ویژه برای صفت نور در میان سایر صفات الهی رقم زده است؛ بنابراین می توان نور بودن خداوند برای آسمان ها و زمین، یعنی کل گیتی، را با تعبیر «نورالانوار» سهروردی تطبیق داد.
Analyzing the Contextual Relationship between Science and the Quran in Establishing Islamic Human Sciences(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most critical and challenging issues regarding revealed human sciences and the comprehensiveness of Quranic teachings is the possibility of an Islamic human science in terms of Quranic content. Examining the content and issues of the Quran and science can be done with various purposes, but the present study, using a descriptive-analytical method, aims to answer the doubt about the impossibility of revealed human science. The results indicated that different views exist in this area. Some, assuming that religious issues and, consequently, Quranic teachings are separate from human science issues, believe that the relationship between them is one of contradiction. Others accept contextual overlap but consider the relationship to be one of opposition. A third view argues that their relationship is one of agreement, but the instances of agreement are minimal, making the realization of revealed human science impossible. According to these theories, a revealed human science is fundamentally impossible. Therefore, each of these theories represents a fundamental question and underlying doubt in this arena, and until these are answered, talking about such a science that can be both human and revealed is not logical. The finding of this paper is to address the fundamental flaws of the aforementioned three views as competing viewpoints and to prove the possibility of revealed human sciences as the chosen viewpoint, which we will address with an interpretative approach and a library-based method.
گسترۀ مقایسه ورزی در الهیات مقایسه ای: مقایسۀ «الهیات ها» یا مقایسۀ «دین ها»؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
123 - 140
حوزههای تخصصی:
گستره محتواهای مورد مقایسه در الهیات مقایسه ای هنوز دچار ابهام است. پرسش این است که آیا در الهیات مقایسه ای، فقط «الهیات ها» با هم مقایسه می شوند یا «دین ها» که الهیات ها فقط بخشی از آنها هستند. هدف پژوهش، رفع این سردرگمی است. برای پاسخ به این پرسش، پس از معرفی رویکرد غالب به الهیات مقایسه ای، ابتدا چهارچوب مفهومی دو اصطلاح دین و الهیات، تاآنجاکه به این پژوهش ارتباط می یابد، توضیح داده می شود؛ سپس با تکیه بر ادبیات مکتوب و شفاهی موضوع، گستره محتواهای مورد مقایسه در الهیات مقایسه ای مشخص می گردد. پژوهش به این نتیجه می رسد که در الهیات مقایسه ای نیز همانند دین شناسی مقایسه ای، این «دین ها» هستند که مورد رجوع و مقایسه قرار می گیرند و آنچه الهیات مقایسه ای را از دین شناسی مقایسه ای متمایز می کند، محدود بودن محتوای مورد مقایسه به صرف الهیات ها نیست؛ بلکه هنجاری بودگی الهیات مقایسه ای و غیرهنجاری بودگی دین شناسی مقایسه ای است. برای سازگار کردن عنوان مضیق «الهیات» مقایسه ای با امر موسعی که در عمل اتفاق می افتد، دو راهکار وجود دارد: نخست توسعه معنای «الهیات»؛ دوم لحاظ معنای مصدری «اندیشیدن درباره خدا و دین» برای این اصطلاح. راهکار دوم موجه تر می نماید.
حق حیات و سلب حیات (سقط) جنین در آیات و روایات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
81 - 100
حوزههای تخصصی:
یکی از حقایق آفرینش، حیات و زندگی است. مراد از حیات در قرآن، «حیات مادی» است، اما در ادبیات قرآنی، حیات انسانی در بستری از حقایق مادی و غیرمادی شکل گرفته که شامل حیات ایمانی و حیات جاودانه اخروی می شود. حق حیات، به معنای حق برخورداری هر انسانی از حیات مادی در هر مرحله ای از زندگی، از انعقاد نطفه تا زندگی در این دنیاست. این مقاله با رویکرد توصیفی، تحلیلی و مطالعه اسنادی، به بررسی حق حیات و یا سلب آن از جنین انسان در آیینه آیات وحی و روایات اهل بیت می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از این است که انسان مصنوع پروردگار است؛ این صنع الهی دارای حرمت و حق حیات است، سلب بی دلیل حیات انسان از هر کیش، آیین، سن و یا جنسیتی خطای نابخشودنی است. جنین هم انسانی بالقوه و برخوردار از حق حیات است. ادیان الهی، به ویژه اسلام به ازدواج، فرزندآوری و تکثیر نسل و زاد و ولد تشویق کرده و آن را امری مطلوب دین و خدای متعال می دانند؛ ازاین رو حفظ حیات انسان مخلوق خدای متعال و فرزندان به عنوان عطیه الهی لازم و ضروری است. سلب بی دلیل حیات انسان ها، به ویژه کودکانی که هنوز به دنیا نیامده اند، خلاف آموزه های دینی و فلسفه خلقت انسان هاست؛ زیرا قرآن و برخی روایات از قطع بقای نسل و کشتن فرزندان به دلیل ترس از فقر نهی کرده، و قتل نفس و سلب حیات را خلاف کرامت انسانی می دانند.
طراحی و ساخت الگوی تحلیلی- تطبیقی تأمین اجتماعی با رویکرد اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نظام های تأمین اجتماعی در کشورهای مختلف با بحران های جدی مواجه هستند که سؤالاتی مهم در مورد پایداری و ضرورت این نظام ها مطرح کرده است. پرسش اصلی این است که چگونه می توان یک نظام تأمین اجتماعی پایدار داشت و آیا چنین تمهیداتی لازم است؟ منابع مالی آن از کجا تأمین می شود و چه دامنه و شمولی باید داشته باشد؟ این بحران ها انگیزه هایی برای تحول این نظام ها ایجاد کرده است. اسلام به عنوان دینی جامع، الگویی متمایز از رفاه و تأمین اجتماعی ارائه می دهد که می تواند جایگزینی مناسب برای الگوهای موجود باشد. این تحقیق با تحلیل مضامین قرآنی و روایات معصومین(ع) به تبیین الگوی تأمین اجتماعی اسلام پرداخته است. بر اساس یافته ها، تأمین اجتماعی در اسلام به عنوان یک حق اجتماعی تلقی می شود که با تحقق آن، عدالت اجتماعی نیز محقق می شود. اسلام بر مسئولیت اجتماعی افراد شامل حمایت از نیازمندان، نوع دوستی و برادری تأکید دارد؛ همچنین احسان و نیکوکاری به عنوان یک ارزش مطرح است. منابع مالی تأمین اجتماعی در اسلام متنوع و فراگیر بوده و عمدتاً جنبه داوطلبانه دارد و به دولت وابسته نیست. شمول این نظام نیز گسترده تر از الگوهای رایج است و افراد غیرشاغل را نیز دربر می گیرد.
کارکرد نظام نمادی در فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی: چارچوب تحلیلی مقاوم سازی اقتصادی کشور(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی این پرسش اصلی می پردازد که نمادسازی چگونه می تواند به عنوان یک مکانیسم فرهنگی، در خدمت ارتقای فرهنگ اقتصاد مقاومتی و افزایش مقاوم سازی اقتصادی جامعه قرار گیرد؟ برای پاسخ به این پرسش، از روش تحلیل نظری مبتنی بر چارچوب های تعاملی و سلسله مراتبی استفاده شده است. در این چارچوب، تعامل پویای نمادها، هنجارها، باورها و ارزش ها در دو سطح ارتباطی و سلسله مراتبی تحلیل می شود. یافته اصلی مقاله نشان می دهد که نمادها از طریق مکانیسم های ارتباطی (انتقال ارزش ها) و مشارکتی (تقویت همبستگی اجتماعی)، نقش محوری در نهادینه سازی مؤلفه های کلیدی اقتصاد مقاومتی ایفا می کنند. بازطراحی نظام نمادین موجود با استفاده از راهبردهای سه سطحی شناختی (بنیادی)، ارزشی و هنجاری (میانی) و عملیاتی (رفتاری)، به ایجاد فرهنگ اقتصادی مطلوب و مقاوم در برابر چالش های داخلی (تقابل نمادهای غالب مانند مصرف گرایی با اهداف اقتصاد مقاومتی) و خارجی (تحریم) کمک می کند. این راهبردها با ایجاد چرخه های بازخوردی مثبت، همسویی نمادها، هنجارها، باورها و ارزش ها را تسهیل می کنند. در نهایت، مقاله با ارائه توصیه های سیاستی، بر لزوم مدیریت هوشمندانه نظام نمادین برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی تأکید می کند.
نقد و تحلیل روایات صحیحین در خصوص حذف آیه رجم از قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
166-183
حوزههای تخصصی:
ادعای تحریف قرآن از طرف برخی افراد یکی از موضوعات مهم و حساس در طول تاریخ اسلام بوده که پذیرش این عقیده ضمن ایجاد تشکیک در آموزه های اعتقادی، می تواند موجب چالش در شکل گیری فرهنگ، اخلاق و و قوانین جامعه اسلامی باشد. در جهت رفع این انگاره از ساحت قرآن باید روایاتی بررسی شود که به حذف یا زیادت آیه یا سوره ای اشاره شده و باعث این ادعای سست گردیده است. از جمله این روایات، روایت «عمر بن خطاب» است که مشعر به حذف آیه ی موهوم رجم از قرآن کریم است که به شکل های مختلفی از جمله «الشَّیْخُ وَ الشَّیْخَهُ إِذَا زَنَیَا فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّهَ» روایت شده است. این پژوهش ضمن احصای طرق مختلف روایت، به روش توصیفی_ تحلیلی، به بررسی اشکالات متنی، محتوایی و سندی آن پرداخته است. بررسی نگاشته پیش رو حکایت از آن دارد که در حیطه متنی، آیه موهوم در روایت مذکور از جهات مختلف لفظی و دستوری با ادبیات عرب و اسلوب بیانی حاکم بر قرآن سازگار نبوده، و نیز از بعد محتوایی نمونه ای مانند این آیه و یا مصداقی در حکم آن نیست و به گمان بعضی این احتمال می رود که متن مورد بحث در اصل سنتی باشد که در زمان پیامبر اکرم(ص) وضع شده باشد. همچنین بررسی های سندی نشان می دهد که با توجه به مرفوع بودن اسناد، تمام طرق این روایت در زمره روایات ضعیف جای می گیرد. و نتیجه اشکالات وارده، روایت را از حیث اعتبار ساقط می باشد.
معناشناسی تاریخی واژه «حنیف» و شناسایی تحول معنایی آن با تأکید بر نفی ارزش های موهوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
219 - 245
حوزههای تخصصی:
واژه «حنیف» یکی از واژگان غریب قرآن کریم است که تاکنون پژوهش های متعددی درباره آن سامان یافته است. دلیل غرابت معنایی این واژه آن است که معنای ریشه ای واژه «حنیف»، «منحرف» و «نجس» است، درحالی که در قرآن کریم این واژه به معنای «موحّد» به عنوان وصف حضرت ابراهیم(ع) به کار رفته است. روشن است این تحول معنایی عمیق، با توجه به مخاطب خاص و با هدف مشخصی رخ داده است. شناسایی این تحول معنایی و دلیل کاربرد «حنیف» در معنای «موحّد»، مسئله این پژوهش است. برای پاسخ به این پرسش، از روش معناشناسی تاریخی استفاده می شود. واژه «حنیف»، در برخی آیات در گفتمان جدلی بین قرآن و اهل کتاب برای انکار باورهای نژادپرستانه و خرافی بنی اسرائیل به کار رفته است. استفاده از دانش معناشناسی تاریخی می تواند دلایل تحول معنایی واژه «حنیف» را در ارتباط با دو مؤلفه معنایی «سلامت» و «ابراهیم»(ع) تبیین نماید. هدف از کاربرد واژه «حنیف» به جای واژه «موحّد»، در قرآن کریم به چالش کشاندن باورهای نژادپرستانه و خرافی اهل کتاب، ارزش های غیرواقعی و بنیان نهادن یک نظام اندیشه موحدانه و عقلانی، در اندیشه اسلامی بوده است. فهم معنای التزامی و تاریخی واژه «حنیف» به عنوان مهم ترین و اصلی ترین ارزش قرآنی، می تواند دلیل کاربرد این وصف را برای حضرت ابراهیم(ع) در قرآن با توجه به بافت متنی تبیین نماید. معنای التزامی واژه «حنیف» می تواند ارزش های موهوم نژادپرستی، جنسیتی، مکانی و مادی را نفی کند و ارزش حقیقی توحید را اثبات نماید.
مفهوم شناسی و مصداق یابی «دابّه الأرض»؛ بر پایه شواهد درون متنی و برون متنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
171 - 192
حوزههای تخصصی:
«دابّه من الأرض» در آیه 82 سوره نمل ذکر شده است. عموم مفسران اهل سنت آن را حیوانی خارق العاده دانسته اند که در آستانه قیامت خروج خواهد کرد و برخی از ایشان تنها جنبه حیوانی دابّه را پذیرفته و درباره جزئیات آن توقف کرده اند. اما در تفاسیر شیعه، اغلب امام علی، مصداق دابّه و زمان خروج او آستانه قیامت یا رجعت ذکر شده است. طبق هر دو نظر، دابّه با مردم گفت وگو نموده، یا آنان را مجروح و یا به نسبت ایمان و کفرشان علامت گذاری می کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر شواهد درون متنی، شامل سیاق و آیات هم موضوع و نیز شواهد روایی و تاریخی، به نتایجی نو در چگونگی اثبات مفهوم و مصداق «دابّه الأرض» دست یافته است. بر این اساس، نتیجه پژوهش این است که مصداق مفهوم دابّه، امام علی و زمان خروج او نیز جنگ بدر بوده است که ایشان نقش تعیین کننده در آن نبرد داشته و موجب هلاکت ده ها تن از سران مشرک گردیده است.
مفهوم شناسی ثبات قدم فردی و جمعی از منظر تربیت قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۸
91 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مفهوم شناسی ثبات قدم فردی و جمعی از منظر تربیت قرآنی است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری پژوهش 389 آیه قرآن کریم با واژگان مرتبط با ثبات قدم بود. با روش نمونه گیری هدفمند، 34 آیه نمونه پژوهش را تشکیل دادند. در این پژوهش شش مضمون کلیدی به عنوان مولفه های ثبات قدم در تربیت وحیانی استخراج شد: ایمان و امید به عوامل غیبی، شجاعت و خطرپذیری، تمرکز برداشته ها، قوت اراده، بزرگی و اهمیت هدف، فضای انگیزشی و وحدت بخش. بر این اساس تعریف ثبات قدم عبارت است از «تداوم حرکت به سمت هدف بلندمدت به گونه ای که فرد در مسیر رسیدن به آن مهم ، دارای نشاط روحی توامان با پذیرش رنج ها است و در موقعیت تحریک کننده به ترک عمل، پایدار مانده و با شوق، اراده قوی و باور به نصرت الهی تمامیت تلاش خود را بکار می گیرد». ثبات قدم درتربیت قرآنی دارای دو بعد فردی و جمعی است که در مفهوم جمعی، تربیت به گونه ای در افراد رقم می خورد که با سه شاخصه اشتیاق فراگیر، الگوگیری از اهل استقامت، هم افزایی بردبارانه و محبت محور، ضعف ها به کمک توان جمعی جبران گردیده و حرکت تا تحقق هدف مداومت خواهد داشت.