فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
1 - 54
حوزههای تخصصی:
کلمات مقترن یا مصاحب یا همایی به معنی همراهی دو واژه است که غالباً در کنار هم آورده می شود؛ و از منظر زبان شناسی اجتماع عناصری است که تمایل خاصی به ظاهرشدن در کنار یکدیگر دارند و احتمال باهم آمدن آن ها قابل پیش بینی است. در قرآن هم بخش وسیعی از آن هم انواع کلمات مقترن است که بسیاری از آن مخصوص خود قرآن و ادبیات عرب سابقه نداشته است. در این پژوهش تلاش شده ضمن ارائه تعریف دقیق و جامع از کلمات مقترن و معیارهای تعیین آن، انواع مختلف آن در قرآن کریم کشف و تبیین نماییم. پژوهش پیش رو، با روش تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای در پی تحقیق این هدف نگارش یافت. یافته های تحقیق نشان می دهد هم نشینی واژگانی و مقترن، درک آیات قرآن را آسان تر کرده و نکات مبهمی را روشن کرده است. بعضی کلمات مقترن واژه محور بوده و در هم نشینی خود کلمات بسیاری زیادی را می پذیرند و ظهور اسلام و معجزه جاوید آن یعنی قرآن باعث به وجود آمدن اصطلاحات و کلمات باه م آوای ی یا مقترن شده و در نکات تفسیری، توصیف خداوند و قیامت، فهم آیات و استخراج احکام اعتقادی، فقهی، اجتماعی نقش اساسی داشته است.
واکاوی سیره فردی و عبادی امام موسی کاظم (ع)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف توصیف و تبیین سیره فردی و عبادی امام موسی کاظم (ع) به روش تحلیلی- اسنادی انجام شد با مراجعه به منابع معتبر و متنوع دینی انجام شد. امام موسی کاظم (ع) درجایگاه یکی از انوار الهی باید همواره مورد توسل و تمسک قرار گیرد و سبک زندگی او به عنوان سبک زندگی خدایی شناخته شده و به کار گرفته شود تا بتوان به هدف آفرینش یعنی، انسان اخلاقی و خدایی، دست یافت. سیره امام موسی کاظم(ع) امتداد سیره نبوی و الگویی الهی برای زندگی فردی و اجتماعی است که با عبادات مستمر، تقوا و اخلاق مداری، سبکی از زندگی خدایی را معرفی می کند. این سیره بر هدایت فردی، اصلاح جامعه و تحقق انسانیت و اخلاق تأثیرگذار بوده و به عنوان استانداردی تربیتی و اخلاقی برای شیعیان مطرح است. پیروی از این سیره در ابعاد عبادی و اخلاقی می تواند انسان های متعهد و جامعه ای اخلاقی تربیت کند.
نقش استعاره مفهومی ساختاری در موافقت سنجی تعبیری روایات با آیات
حوزههای تخصصی:
روایات از منابع اصیل و بنیادین در فهم دین به شمار می روند؛ ازاین رو بررسی صحت آن ها از طریق کشف نظام ارجاعی میان روایات و آیات و شناخت جایگاه این میراث گران سنگ در منظومه جهان بینی اسلامی، همواره اهمیت داشته و دارد. ویژگی های معرفتی منحصربه فرد عصر حاضر، بهره گیری از روش های نوین معناشناختی شناختی را در این زمینه ضروری ساخته است. یکی از عرصه های مهم در معناشناسی شناختی، بررسی نظام «موافقت تعبیرى» میان آیات و روایات است؛ آن هم به عنوان متونی چندلایه، در چارچوبی استعاری و با رویکردی مقایسه ای و داورانه، که از آن با عنوان «موافقت استعاری» یاد می شود. درک این نظام، پذیرش استعاره ها و معارف دینی را، به ویژه در حوزه های انتزاعی و اعتقادی همچون جایگاه اهل بیت^، خردمندانه تر و قابل فهم تر می سازد. پژوهش میان رشته ای حاضر، با تکیه بر نظریه موافقت تعبیرى، امکان کشف و اثبات نظام ارجاعی در موافقت استعاری روایات را به شیوه ای توصیفی تحلیلی بررسی می کند. این مطالعه با تمرکز بر انواع استعاره های مفهومی به ویژه درباره اهل بیت (ع) گونه های گوناگون رابطه شبکه ای میان روایات و آیات را شناسایی کرده است؛ رابطه هایی که ضمن تبیین ضرورت و کارآمدی این نوع مطابقت ها، درک ژرف تری از متون دینی درباره مقام اهل بیت (ع) فراهم می سازند. نمونه های بررسی شده، نشان از ارتباط گسترده میان قرآن و روایات دارند؛ همچنان که کشف استعاره های ساختاری مانند «زندگی، سفر یا تجارت یا مزرعه است»، پیوندی شبکه ای میان مفاهیمی چون صراط، هادی، زاد، مرکب، خریدار و فروشنده، کالا و ثمن، سود و زیان، زارع، بذر، دانه و محصول را با آیات قرآن شکل می دهد که نشانگر وجود نظام ارجاعی دقیق در موافقت استعاری ساختاری است. همچنین، در استعاره های جهتی و وجودی نیز موافقت هایی میان مضمون روایت و استعاره قرآنی مشاهده می شود. نکته ای نوآورانه در این پژوهش، توجه به «رابطه طولی» در موافقت های استعاری است که مبنای شکل گیری استعاره های فرعی دیگر در روایات قرار می گیرد؛ استعاره هایی که اعتبار آن ها نیز از این مسیر قابل اثبات است؛ ازجمله : صراط و هادی به عنوان ائمه (ع)، توشه سفر به مثابه محبت اهل بیت (ع)، مرکب سفر همانند کشتی اهل بیت (ع)، و بذر و دانه به عنوان نماد معرفت ائمه (ع).
واکاوی پادگفتمان های حاکم بر مناظره امام صادق (ع) و ابن أبی العوجاء
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات عربی دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
107 - 126
حوزههای تخصصی:
دوران امامت امام صادق (ع)، با توجه به فضای سیاسی متزلزل آن عصر، با نهضت ها و جنبش های فکری متعددی همراه بود. ایشان با بهره گیری هوشمندانه از این شرایط، در مسیر روشنگری افکار عمومی و معرفی مکتب اصیل اسلامی، از شیوه های علمی گوناگون، به ویژه مناظره با اندیشمندان برجسته مکاتب مختلف استفاده کرد. یکی از مناظره های مهم ایشان، در موضوع توحید، با ابن أبی العوجاء، ملحدی مادی گرا و از دانشمندان زبردست آن زمان، صورت گرفت. پژوهش حاضر با هدف تبیین راهبردها و استراتژی های امام صادق× در ارتقای فکری جامعه خویش، و با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد نشانه معناشناسانه، به بررسی کارکردهای پادگفتمان ها در فرایند تغییر معنا و تحکیم و تثبیت آن در این مناظره می پردازد. در واقع، این پژوهش به واکاوی پادها یا همان راهبردهایی می پردازد که در قالب چتر گفتمانی و حاشیه امن معنایی، نقطه ثقل گفتمان مرکزی را تقویت و تثبیت می کنند. بر این اساس، مقاله پیش رو در پی پاسخ به این پرسش است که امام صادق (ع) چگونه با بهره گیری از پادسازی، فرایند تغییر معنا را هدایت کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ایشان با ژرف نگری و دقت، از پادهای متنوعی چون پرسشگری، ارجاعی، تأکیدی، تأملی، تمثیلی و همسویی، متناسب با اندیشه ابن أبی العوجاء، برای تقویت هسته مرکزی گفتمان خود بهره برده و مخاطب را به شکست و سکوت در برابر حقیقت کشانده است.
لذت طلبی و اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
37 - 64
حوزههای تخصصی:
بی تردید لذت طلبی، شأنی تمامیت خواه دارد و می تواند یکسره، زندگی انسانی را در بر بگیرد و معنا و مفهومی لذت گرایانه به آن بدهد. این مسئله موجب شده تا این سؤال مطرح شود که به لحاظ اخلاقی، لذت طلبی تا چه حد صحیح است؟ و در ساحت نظری چه نسبتی می تواند بااخلاق داشته باشد؟ آیا لذت طلبی می تواند امری موجه و اخلاقی باشد؟ روش تحقیق، در این مقاله توصیفی - تحلیلی است. یافته های تحقیق نشانگر این است که نسبت اخلاق و لذت طلبی از مسیر بررسی غایت انگاری لذت و ماهیت لذت طلبی (حسن فعلی) ترسیم می شود. علی رغم اینکه گروهی از فیلسوفان اخلاق تا آنجا پیش رفته اند که لذت را خوب ذاتی تلقی کرده اند و معیار ارزش اخلاقی و حکم اخلاقی را به آن وابسته دانسته و اخلاقی لذت گرا را سامان داده اند؛ اما لذت نمی تواند خوب ذاتی و ملاک و معیار ارزش اخلاقی باشد و اعمال لذت طلبانه تنها در مواردی، می توانند اخلاقی تلقی شوند. طبق آموزه های اسلامی نیز؛ هرچند لذت امری شر و بد نیست و لذات اخروی حقیقی و اصیل اند؛ اما بااین حال غایت قصوی نیست.
نقد و بررسی تعریف خیر و شر در الهیات مدرن با تأکید بر دیدگاه جان هاسپرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۳
۲۸-۷
حوزههای تخصصی:
الهیات مدرن به عنوان الهیات لیبرال، در برابر الهیات کلاسیک است. در این مکتب، آموزه های الهیات کلاسیک به چالش کشیده شده است. یکی از مباحث کاربردی الهیات مدرن در مسئله شر، تبیین خیر و شر به لذت و درد، و رابطه آن با انکار الهیات کلاسیک، ازجمله توحید اسلامی است. دکتر جان هاسپرس، رئیس دپارتمان فلسفه دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، با تبیین تعریف خیر و شر در دو حیطه «فرااخلاقی» و «اخلاق هنجاری» درصدد تعریف خیر و شر برآمده و مدعی انکار خدای الهیون است. مسئله اصلی این تحقیق، تبیین و بررسی و نقد اندیشه جان هاسپرس در حوزه تعریف خیر و شر است. روش تحقیق، گردآوری داده ها، مطالعات کتابخانه ای، و تحلیل انتقادی مطالب بر اساس منابع موجود در آثار جان هاسپرس است. طبق یافته های تحقیق، هاسپرس اثبات می کند که خیر همان لذت است؛ و شر، ترابطی همسو با رنج دارد و در سه مقوله «اصالت لذت»، «متعلق لذت و رنج» و «همسان انگاری شر و رنج» به نقد این مدعیات پرداخته شده است.
نظریه الفاظ مشکک راه حل فارابی و ابن سینا در مواجهه با چالش ارسطویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
425 - 441
حوزههای تخصصی:
نظریه تشکیک در میان فلاسفه مسلمان بسیار محل بحث و نظر بوده است. شواهد حضور این نظریه تا فارابی و ابن سینا قابل ردگیری است. مسئله مقاله حاضر آن است که نظریه الفاظ مشکک میراثی ارسطویی است یا نه؟ و همچنین طرح این نظریه جهت حل کدام مشکل بوده است؟ دیدگاه ارسطو نسبت به الفاظ و بویژه لفظ «موجود» با مراجعه به آثارش مورد کاوش قرار گرفته است و سپس با نگاه فارابی و ابن سینا در باب الفاظ مقایسه شده است. همچنین ادعای خواجه نصیرالدین طوسی مبتنی بر اینکه این نظریه توسط فلاسفه یونانی نیز طرح شده است، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. ارسطو الفاظ را صرفا به الفاظ همنام و هم معنی تقسیم می کند و هیچ اشاره ای به الفاظ مشکک نمی کند. فارابی الفاظ مشکک را در ذیل الفاظ هم معنی و ابن سینا در منطق الشفاء، این الفاظ را در ذیل الفاظ همنام قرار می دهد. با این حال الفاظ مشکک را همنام صرف محسوب نمی دارد بر خلاف الفاظ متشابه و مشترک که همنام صرف هستند. الفاظ متشابه فاقد معنای واحد اما دارای مشابهتی هستند و الفاظ مشترک فاقد معنای واحد و همچنین فاقد مشابهت هستند. در این مقاله نشان داده می شود که تقسیم بندی ارسطویی از الفاظ در مواجهه با الفاظی همانند «موجود» ناکارآمد است. نظریه الفاظ مشکک راه حلی برای حل این مشکل بوده است.
ملاکات حجیت معرفت شناختی تجربه دینی با تأکید بر دیدگاه ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
177 - 192
حوزههای تخصصی:
این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، ملاک های حجیت معرفت شناختی تجربه دینی را با تأکید بر اندیشه ابن عربی مورد بررسی قرار می دهد. ابتدا به تصویری اجمالی از تجربه دینی پرداخته و سپس به این نکته توجه می شود که با چه ملاک و میزانی می توان بر تجربیات دینی صحه گذاشت؟ آیا تجربه دینی می تواند خدا و حتی حقیقتی مانند "تجرد روح-من" را اثبات کند و استدلال یا شاهد و دلیلی بر وجود خداوند و روح مجرد باشد، به طوری که انسان بتواند اعتقاد خود به خدا و تجرد روح را بر آن استوار کند و اساس دینداری متدینان قرار گیرد؟ تجربه ها در رتبه واحدی نیستند، بلکه به سه قسم درجه بندی می شود؛ تجربه دینی عامه مؤمنان، تجربه عرفانی عارفان و تجربه معصومان. در حجیت معرفتی تجربه معصومان و تفسیر و تعبیرشان هیچ خطایی نیست، بلکه برترین نوع و بالاترین درجه معرفت است؛ اما در تجربه دینی متدینان و عارفان، عروض خطا ممکن است و چون تجربه های غیر معصوم، مصون از خطا نیست، برای داوری صحت و سقم مکاشفات و مدعیات تجربه گرایان و عارفان، معیارهایی لازم است که متقن و مطمئن باشد. در نگاه ابن عربی، مؤسس و بنیانگذار عرفان نظری، با توجه به آثار و تألیفاتش، به ویژه فتوحات و فصوص الحکم و برخی از نوشته های دیگر، گزارش تجارب به دو صورت از طریق معصوم و از طریق غیر معصوم میسر است که هر کدام با شرایطی، حجیت و اعتبار دارند. نگارنده در صدد است این مسئله را مورد بررسی و زوایای بحث را مورد کاوش قرار دهد.
بازتاب عقل عملی در کلام اجتماعی با تکیه بر آرای شهید آیت الله محمدباقر صدر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
24 - 53
حوزههای تخصصی:
علم کلام عهده دار ارائه نظام منسجم از باورهای دینی در چارچوب رابطه انسان با خداوند متعال در ظرف عالم هستی و اجتماعات انسانی است. در این راستا شاخه کلام اجتماعی عهده دار ترسیم ساختارها، مناسبات فکری و رفتاری و الگوهای تعاملی میان انسان ها در بستر جامعه بر پایه باورهای دینی و نیز اصلاح و ارتقای باورمندی دینی اجتماع است که در این باره از روش های عقلی و نقلی بهره می گیرد. در روش شناسی کلام اجتماعی، عقل عملی، نقشی محوری و اصیل در استنباط و تولید گزاره ها دارد. در این پژوهش ضمن تبیین دو نظریه «حق الطاعه» و «منطقه الفراغ» مربوط به اندیشمند معاصر اسلامی شهید آیت الله محمدباقر صدر در حوزه کلام اجتماعی به واکاوی روش شناختی با محوریت عقل عملی پرداخته شده تا از این رهگذر جایگاه، قلمرو، ابعاد و میزان کارایی عقل عملی در فهم و تولید نظریه ها و مسائل در حوزه کلام اجتماعی در قالب این نظریه ها آشکار شود و زمینه های ارتقا و توانمندی روش عقلانی در بخش عقل عملی در بارورسازی و کارآمدی دانش کلام اجتماعی در حل مسائل اجتماعی در عرصه باورها و اعتقادات فراهم آید. این پژوهش با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی و بهره گیری از روش های تحقیق توصیفی و اکتشافی به ترسیم هویت عقل و کارکردهای آن در دانش کلام اجتماعی در قالب چهار نظریه مذکور تدوین گشته است.
قلمرو دانش قرآن بر مبنای آیه «ما فرّطنا فی الکتاب من شیء»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سفینه سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۳ «ویژه پژوهش های حدیثی»
174 - 186
حوزههای تخصصی:
نگارنده بر اساس آیه « مَا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِنْ شَیْءٍ » قلمرو دانش قرآن را توضیح می دهد. ابتدا نکاتی از آیه و احادیثی در تبیین آن را بیان می دارد، آنگاه بیان تفسیر نمونه و تفسیر المیزان ذیل آیه با نقد و بررسی آنها آمده است.
واکاوی اصطلاح فقهی جزایی کیفرضغث از منظرآموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
123 - 136
حوزههای تخصصی:
کیفر ضغث یکی از مسائلی است که در حقوق اسلامی و فقه جزائی مورد توجه ویژه واقع شده است. این مسئله در اسلام دارای اهمیت بسیار زیادی بوده و براساس آموزه های قرآنی و فقهی شکل گرفته است. در این پژوهش اصطلاح فقهی کیفرضغث در راستای بهبود نظام قانونی برمبنای ادله نقلی و اصول تعیین کننده جدید و مقررات این کیفرمورد بررسی و ارزیابی قرارمی گیرند. این اصول به عنوان مبناهای اصلی در تنظیم قوانین جزائی در خصوص کیفر ضغث مورد استفاده قرار می گیرند. همچنین، اصول قرآنی مرتبط با اعمال حدود و یمین نیز مورد بررسی قرار می گیرند. با بهره گیری از منابع فقهی و قرآنی مربوط به مسئله ضغث، پژوهش حاضر به اهمیت رعایت اصول فقهی در تنظیم قوانین جزائی و اصول قرآنی دراعمال حدود ویمین تأکید می کند.نتایج نشان می دهند که اصول فقهی می توانند بهبود نظام حقوقی درخصوص کیفرضغث را ترویج کنند و از جمله تأثیرگذارترین اصول در این زمینه، تعقل و توجه به مصلحت های فردی و شخصی وعمومی هستند در نهایت، پژوهش حاکی از اهمیت تأثیراصول فقهی و قرآنی درتنظیم کیفر ضغث است و پیشنهاد می دهد که نظام حقوقی با رعایت این اصول بهبود یابد.
قاعده فقهی لزوم تصویب قوانین خانواده بر پایه «معروف»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳۸
11 - 38
حوزههای تخصصی:
در تلاش برای تبیین احکام، حقوق و تکالیف زوجین، بهترین مسیر، تعیین اصل و قاعده است و حلِّ بسیاری از مسائل اختلافی و صدور احکام برای مسائل جدید با تأسیس قاعده ممکن خواهد شد. براساس آیات قرآن، به ویژه آیه شریفه «لَهُنَّ مثلُ الذی علیهِنَّ بِالمعروفِ» خداوند معیار «معروف» را در اختیار قرار داده است تا مسلمانان باتوجه به آن قوانین موردنیاز را تصویب کنند. معنای اصطلاحی معروف در حوزه خانواده مطابقت با چهار عنصر «عقل»، «شرع»، «اخلاق» و «عرف» است و وجود عنصر «عرف» به تنهایی، چنانچه با مخالفت جدی سایر عناصر مواجه نباشد، کافی است. این نوشته با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی و به شیوه اسنادی پس از بررسی دقیق معنای معروف و کشف معنای اصطلاحی آن در حوزه خانواده، به تبیین مفاد قاعده، مستندات، گستره قلمرو و نوعی یا شخصی بودن معیارِ معروف پرداخته است.
الکلام السياسي عند السيد ابن طاووس، مع الترکيز على کتاب «کشف المحجة»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۲ صیف ۲۰۲۴ العدد ۲
105 - 133
حوزههای تخصصی:
یرتبط اسم السید ابن طاووس عادهً ب «مقتله» الشهیر، المعروف ب «اللهوف»، أو بالأدعیه والزیارات الشیعیه، بینما لم تحظَ الأبعاد والجوانب العملیه والنظریه الأخرى المتعلقه به بالاهتمام والتأمل الکافیین. إن حیاته وعصره من جهه، وآراؤه ونظریاته السیاسیه والاجتماعیه الخاصه والمثیره للتأمل من جهه أخرى، تستحق الدراسه والبحث العمیق، وتهدف هذه المقاله إلى دراسه الفکر السیاسی للسید ابن طاووس مع الالتفات إلى الأسس «الکلامیه» والسیاق التاریخی والاجتماعی الذی عاش فیه. لذلک، رغم إمکانیه الحدیث عن «الکلام السیاسی» للسید ابن طاووس، إلا أنه لا یمکن إغفال دور وتأثیر الظروف والملابسات التاریخیه والاجتماعیه فی هذا السیاق. تعتمد منهجیه البحث لدینا على التحلیل والتفسیر مع الترکیز على النصوص، مستندهً إلى المصادر المکتبیه. وترکز هذه المقاله على کتاب «کشف المحجه لثمره المهجه» الذی یتضمن آراؤه الکلامیه والسیاسیه والاجتماعیه ویُعتبر أهم أعماله فی هذا المجال. یبدأ المؤلف فی هذا الکتاب بشرح أسسه الکلامیه، ثم یتطرق إلى طرح آرائه وتوصیاته السیاسیه والاجتماعیه. الفکر السیاسی للسید ابن طاووس لا یمکن فصله بشکل کبیر عن فکره الکلامی. وفقًا لأسسه الکلامیه، فإن الحکومه حق للإمام «المعصوم» أو لأولئک الذین یعملون بناءً على مبادئه ونهجه. ومع ذلک، فإن ابن طاووس لا یغفل مقتضیات الزمان؛ إلا أنه حتى ولو ظهرت البراغماتیه أو مراعاه المصالح فی فکره وسلوکه السیاسی، فإنها تظل مستندهً إلى مبدأ «التکلیف» والتزامه بتحقیق رضا الله والقرب منه.
درنگی در دلالت روایات «کلب الصید» با تکیه بر دیدگاه امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
29 - 57
حوزههای تخصصی:
از مباحثی که از دیرباز در کتب فقها موردبحث بوده، بیع کلاب است؛ ازآن رو که عمده دلیل این مسئله، روایات است و ظاهر آن ها جواز بیع کلب «صید» است مشهور فقهای متقدّم، بیع کلاب نافع دیگر را جایز ندانسته اند، برخی هم مانند شیخ مفید جواز را اختصاص به صید سلوقی داده اند، در مقابل مشهور متأخران با دقت در روایات و جمع بندی امارات، به این نتیجه رسیده اند که «صید» در روایات، عنوان مُشیر برای تمام کلابی است که دارای منفعت محلله مقصوده باشند. یکی از ابتکارات فقهی امام خمینی در همین باب است که با دقت نظر در روایات باب به این نتیجه رسیده است که تمامی کلابی که منفعت محلله داشته باشند داخل در عنوان «صید» شده و عنوان اساسی صحت بیع، ملکه صید است. پژوهش حاضر پس از بررسی دیدگاه فقها به تفصیل دیدگاه امام خمینی را بررسی کرده و درنهایت با دلایلی که ارائه داده یکی دیگر از احتمالات ایشان را تقویت کرده و به این نتیجه رسیده که عنوان محوری روایات، «معلّم» بودن است و فروش هر کلبی که در جهات محلله مقصوده آموزش ببیند جایز است و «صید» هم یکی از این مصادیق است.
مالیخولیا و شیوه درمان آن از دیدگاه ابن سینا (رویکردی فلسفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۱
5 - 23
حوزههای تخصصی:
مسئله رابطه نفس ناطقه با بدن و واسطه بودن روح بخاری، به شکل گیری مباحث فلسفی فراوانی در این زمینه منجر شده است. یکی از این مواردْ علل و نشانه های بیماری های روانی، مانند افسردگی مالیخولیائی است که از دیدگاه ابن سینا مهم ترین دلیل به وجود آمدن آن و مؤثرترین شیوه درمان آن را باید در رابطه نفس ناطقه با بدن جست و جونمود. افسردگی مالیخولیا به معنای انحراف افکار و صورت های ذهنی انسانی از مسیر صحیح است که در این حالت انطباق مفاهیم علمی با خارج مختل می شود و لذا شخص در افکار و پندارهای نادرست خود غرق می گردد. این بیماری روانی دارای مراتب مختلفی است که در شدیدترین حالت آن، یعنی مانیا، ادراکات فرد بیمار تا حد زیادی از عالم واقعیت منحرف می گردد، دائماً به مردگان می اندیشد و ممکن است خود را فوت شده تلقی نماید. ازنظر ابن سینا علت اصلی این بیماری را باید در ضعف روح بخاری جستجوکرد که این ضعف موجب ضعف ارتباط نفس با بدن می شود. ریشه این ضعف نیز غلبه مزاج سودائی در مغز است که باعث اختلال در عملکرد روح بخاری به عنوان رابط نفس و بدن می شود. درمجموع نحوه مواجهه ابن سینا با افسردگی مالیخولیا نشان دهنده روی کرد جامع وی در مواجهه با اختلالات روانی است. روی کردی که هم در مبانی فلسفی وی و هم شواهد و مطالعات تجربی ریشه دارد.
تحلیل گفتمان استدلال نامه بیست و هفتم نهج البلاغه از منظر کاربردشناسی تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«استدلال» در زبان، با تکیه بر خصیصه کاربردشناختی گفتمان که کاربردشناسی تلفیقی نامیده می شود با درنظرگرفتن ویژگی زبانی و بافتی، روش های تأثیرگذاری بر دریافت کننده در اقناع خردها را بر اساس گفتگوی سازنده تبیین می کند. این نظریه مبتنی بر دیدگاه "دوکرو"، ویژگی اساسی را در کارکرد ارتباطی زبان و بعد استدلالی آن می داند آن گونه که گفتمان با ابزارهای زبانی و در فرایند چینش دلایل براساس توان اثربخشی بر مخاطب در صدد به وجود آوردن تغییراتی در نگرش اوست. این نظریه با الهام از نظریه «کنش های زبانی» کمک می کند تا ساختار زبانی از طریق روابط، عوامل و نردبان استدلالی، فرایند استدلال را در گفتمان بررسی کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی نامه 27 نهج البلاغه می پردازد. نتایج نشان می دهد که آن حضرت با توجه به بافت زبانی و موقعیتی و پیش انگاره های مخاطبان در نامه، در قالب سازه های زبانی گام به گام، به صورت تفصیلی خاصی، حجت ها را در پلکان استدلالی ساختار زبانی ترسیم کرده اند؛ از همین رو انواع قوانین آن (نفی و نقیض) همچنین روابط و عوامل استدلالی (حروف عطف و ادات حصر) در جهت اقناع مخاطب بسته به بافت گفتمان و هدف از اقناع به کار رفته اند. تصاویر بلاغی از بینامتنیت، تکرار، تضاد و استعاره نیز در راستای کارکرد استدلالی گفتمان می باشند.
The Soul-Body Relationship in the Views of Plato and Mullā Ṣadrā
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۴,No ۱, Issue ۷, (۲۰۲۴)
128 - 151
حوزههای تخصصی:
The connection between the soul and the body has always been acknowledged by philosophers, as seeing, hearing, remembering, recalling, thinking, experiencing joy and sadness, and enjoying, while being psychological phenomena, are deeply influenced by the body. Without the nervous, glandular, and muscular effects, these psychological events cannot occur. Similarly, psychological states have a significant impact on the body and human organism, a point often highlighted by psychologists and philosophers. This study, using a descriptive-analytical and comparative method, aims to examine Plato's and Mullā Ṣadrā's views on the soul and its relationship with the body. Based on the findings, Plato makes a distinction between the soul and the body, but believes in their reciprocal influence on one another. He identifies the soul with the essence of humanity and views the body as a foreign entity after death. Mullā Ṣadrā, however, sees the relationship between the soul and the body as a union, where each represents a stage in the existence of a single reality called "human." He believes that the soul and the body mutually affect each other, and in its initial emergence, the soul is corporeal, later reaching the state of abstraction through substantial motion. The soul's attachment to the body is intrinsic, and the soul remains a soul only while connected to the body. Overall, this study shows that although Mullā Ṣadrā has been influenced by Plato in some aspects, he also presents his unique perspectives in this area.
Manichaean Jacob, Seth, and Arhant: A Comparative Textual Analysis of the Transformation of Three Apostles into Angels(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
With a comparative textual approach, the present study tries to show how the previous termini technici and concepts have been redefined in Manichaeism, which was able to create celestial angels from certain earthly apostles, prophets, and sages, and why the function of any of the Manichaean figures is not equivalent to the function of their counterparts in other religions. After describing and determining the nature and function of the famous Semitic prophets Jacob and Seth, and the Buddhist sage Arahant, this study tries to find a satisfactory answer to why the Manichaeans considered these originally pre-Manichaean characters as angels. For the first time, the present survey paves the way for the hypothesis and logical speculation that syṭ ʻSeth the angelʼ is the angelic form of šytyl ʻSeth the prophet/ apostleʼ and ʾhryndws ʻArhant the angelʼ is the angelic form of (ʾ)rhnd/t ʻArhant the sageʼ and ultimately proves that the Manichaeans used each of these in two different contexts to refer to the two concepts ʻmessenger, prophet, sageʼ and ʻangelʼ simultaneously, which are two sides of the same coin.
آسیب شناسی سرمایه اجتماعی حج در اندیشه قرآنی امام خامنه ای (مد ظله)(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
میقات حج دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۸)
83 - 115
حوزههای تخصصی:
حج، علاوه بر نقش مولد و حافظ سرمایه اجتماعی، خود یک سرمایه اجتماعی پایدار و بی پایان برای جهان اسلام است که به طور مستمر در حال گسترش می باشد. بااین وجود عواملی وجود دارند که در حج ضربه های سنگینی بر سرمایه اجتماعی جهان اسلام وارد می کند ازاین رو نوشتار حاضر، بر آن است که با استفاده از منابع کتابخانه ای و با شیوه توصیفی و تحلیلی به آسیب شناسی سرمایه اجتماعی جهان اسلام در حج بپردازد و با استفاده از منابع علم جامعه شناسی و همچنین منابع دینی و فرمایشات امام خامنه ای (مدظله العالی) آفات و آسیب های بالقوه و بالفعل سرمایه اجتماعی جهان اسلام را معرفی، تبیین و ریشه یابی نماید تا با شناخت و رفع موانع سودآوری و ثمربخشی این سرمایه عظیم راه را برای وحدت و یکپارچگی امت اسلام و درنهایت اعتلا و سربلندی مسلمین در جهان هموار نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل پیچیده و مرتبطی وجود دارند که به سرمایه اجتماعی جهان اسلام در حج آسیب می رسانند که بخشی از آن مثل شبکه خواهی و تبعیض علیه سایرین معلول رشد نامناسب یا کارکردهای منفی سرمایه اجتماعی است و بخش دیگر آن مستقیماً عناصر و مؤلفه های سرمایه اجتماعی اسلام را هدف قرار داده و بدان ضربه وارد می کنند .
مطالعه کیفی علل دین گریزی نوجوانان پسر در خانواده های مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
37 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر کشف مؤلفه های دین گریزی در بین نوجوانان پسر بود. این پژوهش کیفی از نوع نظریه زمینه ای ساخت گرایی اجتماعی چارمز (2005) بود. برای نمونه گیری از روش هدفمند از نوع متجانس استفاده شد. معیار تعداد شرکت کنندگان بر اساس اشباع نظری بود؛ به این منظور، پس از مراجعه به هفت مدرسه پسرانه مذهبی اصفهان، تعداد 10 دانش آموز با توجه به ملاک های ورودِ علاقه به همکاری، اجازه ضبط و پیاده سازی مصاحبه ها و بازه سنی 15 تا 18 سال و ملاک های خروجِ نداشتن مشکلات جسمانی و روان شناختی حاد و نداشتن تمایلات دین گریزی، انتخاب شد. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته از نوع کانونی استفاده شد. تحلیل نظریه زمینه ای به روش چارمز (2014) سه مؤلفه را آشکار کرد؛ الف) چیستی دین گریزی حاوی سه کد محوری بود که عبارت بودند از: 1) میل به تصمیم گیری بر اساس تشخیص فردی، 2) انتخاب دین در جایگاه یکی از انواع ارزش های زندگی، 3) رفتار کردن بر اساس تشخیص های فردی؛ ب) طبقه چرایی دین گریزی با کدهای محوری؛ 1) علل فردمدار (با کدهای بازِ بیدار شدن غرایز، کنجکاوی و نصیحت گریزی، ناتوانی از مدیریت غرایز) و 2) علل دیگرمدار (با کدهای بازِ دوستان و خانواده، نقش جامعه و رسانه و برخوردهای اجتماعی) و ج) طبقه چگونگی دین گریزی با کدهای محوری: 1) همرنگی با جماعت (با کدهای بازِ همرنگی با دوست و همرنگی با خانواده)، 2) پیداکردن شواهد خلاف برای دین داری (برداشت به نفع دین گریزی از رویدادهای اجتماعی، بیش تعمیم دهی به نفع دین گریزی) و 3) پیدا کردن شواهد موافق برای دین گریزی (خطایابی از دینداران و برداشت های خود مؤید از دین). با توجه به نتایج حاصل، می توان گفت برای اصلاح دین گریزی راهبردهایی باید طراحی شوند که هر چهار بُعد دین گریزی را پوشش دهند؛ در غیر این صورت، ممکن است، راهبردهای اصلاحی نتیجه لازم را نداشته باشند.