فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۹۶۱ تا ۱۶٬۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی بر اساس ارزش اهمیت و هزینه ی مربوط به تکلیف بود. در راستای هدف فوق، از جامعه ی آماری دانش آموزان پایه ی دهم اداره آموزش و پرورش ناحیه 2 شهر تبریز، نمونه ای متشکل از 350 دانش آموز دبیرستانی (175 پسر و 175 دختر) با استفاده از روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شد. آزمودنی ها مقیاس تعلل ورزی تاکمن و مقیاس ارزش تکلیف را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماریspss و روش تحلیل همبستگی گشتاوری پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج همبستگی پیرسون بین متغیرهای مورد مطالعه نشان داد که بین تعلل ورزی تحصیلی با ارزش اهمیت رابطه ی منفی معنی دار و بین تعلل ورزی تحصیلی با هزینه ی مرتبط با تکلیف رابطه ی مثبت معنی دار وجود دارد. هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که هزینه ی مرتبط با تکلیف، پیش بینی کننده ی معنی دار تعلل ورزی تحصیلی می باشد. این یافته ها می توانند در خدمات آموزشی و مشاوره ای، توسط معلمان، مشاوران و والدین به کار گرفته شوند.
بررسی نقش میانجی گر سبک های دفاعی در رابطه بین سطح تحول من و رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر تأثیر ویژگی های شخصیتی در روابط زناشویی توجه زیادی را به خود جلب کرده است چراکه شخصیت مهمترین و زیربنایی ترین مسأله در نارضایتی زناشویی است. باتوجه به اهمیت این موضوع پژوهش حاضر به بررسی نقش میانجی گر سبک های دفاعی در رابطه بین سطح تحول من با رضایت زناشویی می پردازد. این تحقیق در مقوله طرح های همبستگی از نوع پیش بینی قرار می گیرد. بدین منظور از بین جامعه آماری، 200 نفر از دبیران ساوجبلاغ با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و داده ها با استفاده از پرسشنامه های سبک های دفاعی DSQ ، آزمون تکمیل جملات SCT و پرسشنامه رضایت زناشویی ENRICH جمع آوری و مدل مفروض با استفاده از تکنیک تحلیل مسیر مورد آزمون قرار گرفت. نتایج حاصل از همبستگی و تحلیل رگرسیون نشان دادند که سطح تحول به طور غیرمستقیم با میانجی گری سبک های دفاعی بر رضایت زناشویی (ضریب تأثیر= 21/0) تأثیر معنادار داشت. لذا می توان بر نقش برجسته شخصیت و مولفه های آن از جمله سطح تحول من و سبک های دفاعی در تعیین رضایت زناشویی تأکید کرد و در جهت تدوین برنامه های پیشگیری، آموزشی و درمانی با تأکید بر عوامل شخصیتی تلاش کرد.
اثربخشی القای زیرآستانه جلوه های هیجانی چهره بر خلق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲۷
35 - 48
حوزههای تخصصی:
: القای هیجان، در غیاب آگاهیِ هشیارانه، از محرک های فراخوان آن هیجان ها، موضوعی بوده است که علاقه بسیاری را به خود جلب نموده است. پردازش های هیجانی، بدون آگاهی هشیارانه، نقش مهمی در تعاملات اجتماعی بشر بازی می کنند. لذا، این مطالعه، با هدف تعیین تأثیر القای زیرآستانه جلوه های هیجانی چهره بر خُلق، انجام شد. روش: در این مطالعه ی نیمه تجربی که روی دانشجویان دانشگاه گیلان انجام شد پس از جلب رضایت مشارکت کنندگان و تکمیل پرسش نامه دموگرافیگ و مقیاس خلق مثبت و منفی، افراد به صورت تصادفی به سه گروه مداخله (15 نفر) تقسیم شدند و در سه گروه مداخله القای زیرآستانه جلوه های هیجانی چهره بر خلق، صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان دهنده تایید فرضیه های پژوهش بود. چهره های زیرآستانه ای شاد، خلق منفی را کاهش و خلق مثبت را افزایش می دهند، همچنین چهره های زیرآستانه ای غمگین، خلق منفی را افزایش و خلق مثبت را کاهش می دهند. نتیجه گیری: ادراک زیرآستانه ای چهره ها، در خلق جاری افراد در آزمایشگاه تأثیرگذار است، لذا می توان از نتایج این پژوهش در زمینه های درمانی و بالینی اختلالات خلقی در دانشجویان استفاده کرد.
بررسی نقش پیش بینی کنندگی سرسختی روان شناختی و تحمل ابهام در تاب آوری نیروهای نظامی
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۸ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۰
91 - 90
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تاب آوری، سازه ای است که در سال های اخیر به عنوان یکی از متغیرهای مرتبط با سلامت و بهزیستی انسان، به ویژه در کارکنان نظامی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بینی کنندگی سرسختی روان شناختی و تحمل ابهام در تاب آوری نیروهای نظامی انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع همبستگی است که در قالب رگرسیون انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان نظامی اعم از کادر و وظیفه یکی از سازمان های نظامی تشکیل می دهد. نمونه موردمطالعه نیز شامل 263 نفر است که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سرسختی اهواز (کیامرثی و همکاران، 1377)، تحمل ابهام بودنر (1962) و تاب آوری کانر- دیویدسون (2003) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج: یافته های حاصل از تحلیل، نشان دهنده آن است که بین سرسختی روان شناختی و تحمل ابهام با تاب آوری در نیروهای نظامی، رابطه مثبت وجود داشته و این متغیرهای پیش بین، توانایی پیش-بینی و تبیین بخشی از واریانس تاب آوری را در نیروهای نظامی دارد (0/100
بررسی حافظه گذشته نگر و آینده نگر و توانایی شناختی بر اساس ابعاد شخصیتی نظریه حساسیت به تقویت گری: گرایش رفتاری و بازداری رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه ابعاد مختلف حافظه شامل حافظه گذشته نگر و آینده نگر و توانایی شناختی در سه گروه شخصیتی مبتنی بر نظریه حساسیت به تقویت بود. به این منظور، ابتدا 358 نفر از دانشجویان از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از دانشگاه بوعلی سینا انتخاب شدند . سپس مقیاس سیستم های مغزی/رفتاری به منظور پاسخگویی در بین آنها توزیع گردید تا پاسخ دهند. پس از تحلیل نتایج اولیه تعداد 51 نفر از آنان بر اساس تحلیل خوشه ای در پرسش نامه سیستم های مغزی/رفتاری انتخاب شده و درنهایت به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، شرکت کنندگان در ابعاد حافظه گذشته نگر و آینده نگر و توانایی شناختی مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از شاخص های توصیفی، تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون های تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین سه گروه شخصیتی تفاوت معناداری در ابعاد حافظه و توانایی شناختی وجود دارد. به این صورت که گروه با حساسیت سیستم بازداری رفتاری بالا در مؤلفه های حافظه گذشته نگر، آینده نگر، حافظه عمومی، توانایی نام بردن عملکرد بهتری داشتند؛ گروه با حساسیت بالای سیستم جنگ-گریز-انجماد نمرات بالاتری در حافظه آینده نگر و حافظه عمومی داشتند. نتایج نشان داد که بیش فعالی و کم فعالی سیستم های مغزی/رفتاری می تواند رابطه نزدیکی با توانایی حافظه و سایر توانایی های شناختی داشته باشد. به نظر می رسد توانایی های شناختی می تواند تحت تاثیر سیستم های مغزی مرتبط با حساسیت به تقویت قرار گرفته و به این وسیله کارکردهای شناختی تغییر یابند.
اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر اضطراب اجتماعی کودکان کم توان ذهنی با اختلال ادراک بصری غیروابسته به حرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: کودکان کم توان ذهنی دارای اختلال های گوناگون هستند. شناسایی مشکلات آنان و عوامل مرتبط با آن و در نظر گرفتن مداخله های درمانی و آموزشی می تواند در حمایت و راهنمایی این کودکان و خانواده های شان توسط سازمان های حمایتی مورد استفاده قرار گیرد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر اضطراب اجتماعی کودکان کم توان ذهنی با اختلال ادراک بصری غیروابسته به حرکت انجام شد.
رابطه ی بین هراس اجتماعی، سلامت معنوی و رضایت از زندگی با اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین هراس اجتماعی، سلامت معنوی و رضایت از زندگی با اعتیاد به اینترنت در دانشجویان می باشد. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است.برای انجام تحقیق ، 374 نفر از دانشجویان کرمان به روش تصادفی _طبقه ای بر اساس جنسیت انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ (1996)، هراس اجتماعی کانور (2004)، سلامت معنوی پولوتزین و الیسون (1982) و رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985) استفاده گردیده است. برای تحلیل داده ها از آزمون های t مستقل ،ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه گام به گام استفاده شده است. یافته ها نشان داد بین هراس اجتماعی، سلامت معنوی و رضایت از زندگی با اعتیاد به اینترنت دانشجویان رابطه معنی دار وجود دارد.
کلید واژه ها: هراس اجتماعی، سلامت معنوی، رضایت از زندگی، اعتیاد به اینترنت، دانشجویان.
تاثیر آموزش روش غنی سازی محیطی به والدین در بهبود ارتباط و اجتماعی شدن کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: اتیسم نوعی اختلال عصبی_ تحولی دوران کودکی است. کودک با اختلال طیف اتیسم در مهارت های اجتماعی و ارتباطی با مشکلات گوناگونی مواجه است و رفتارهای تکراری و کلیشه ای بسیار دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش روش غنی سازی محیطی به والدین در بهبود ارتباط و اجتماعی شدن کودکان با اختلال طیف اتیسم انجام شد.
تأثیر آموزش مهار توجه بر سو گیری توجه و حساسیت اضطرابی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال اضطراب اجتماعی یکی از مهم ترین علل سازش نایافتگی های دانش آموزان است. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش مهار توجه بر سو گیری توجه و حساسیت اضطرابی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود.
ویژگی های روانسنجی پرسشنامه شکوفایی (HFQ) در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روان شناسی مثبت به عنوان رویکردی جدید در حیطه روانشناسی بر سلامت روان و ارتقاء بهزیستی تاکید دارد. در حقیقت روانشناسی مثبت علم شادکامی و شکوفایی انسان است، در این راستا یکی از عوامل مهم در موفقیت انسان ها شکوفایی می باشد. شکوفایی ترکیبی است از احساس خوب و کارکرد موثر در زندگی که با سطح بالای بهزیستی روانی مترادف است و سلامت روان را به طور خلاصه نشان می دهد. هدف اساسی این مقاله بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه شکوفایی دانشجویان ایرانی (HFQ) بر مبنای مدل سلیگمن می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال 94 می باشد. نمونه ی مورد بررسی 300 دانشجو (135 دختر و 165 پسر) است که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها از روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، همبستگی پیرسون و همبستگی سؤال- نمره کل و تحلیل پایایی به کمک نرم افزارهای SPSSV22 و LISRELV8.80 استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی ساختار چهار عاملی HFQ را مورد تائید قرار داد. نتایج اعتبار همگرای پرسشنامه شکوفایی (HFQ) از طریق اجرای همزمان آن با پرسشنامه های ""خودشکوفایی اهواز"" و "" شکوفایی دینر"" و اعتبار واگرای آن از طریق ""پرسشنامه افسردگی بک"" بررسی و مورد تائید قرار گرفت. ضریب پایایی پرسشنامه شکوفایی (HFQ) برای عامل های هیجانهای مثبت، روابط، معنایابی، پیشرفت و کل پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ به ترتیب 82/0، 61/0، 77/0 ، 78/0 و 90/0 به دست آمد. در نهایت با توجه به ضرایب روایی و پایایی مطلوب، سهولت اجراء، نمره گذاری و تعبیر و تفسیر و همچنین زمان اندک برای پاسخگویی می توان گفت پرسشنامه شکوفایی (HFQ) واجد شرایط لازم برای استفاده در پژوهش های روان شناختی به منظور اندازه گیری میزان شکوفایی است و پیشنهاد می شود در مطالعات آتی به منظور تعیین میزان شیوع شکوفایی در جامعه دانشجویی مورد استفاده قرار گیرد.
الگویی ساختاری از نقش واسطه ای خودتنظیمی و دانش و آگاهی در ارتباط بین نگرش به فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندسازی در استفاده از آنها توسط مدیران مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه الگویی ساختاری از رابطه بین نگرش به فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندسازی در آنها با توجه به نقش واسطه ای خودتنظیمی، دانش و آگاهی مدیران مقطع متوسطه شهر اصفهان است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران مدارس متوسطه دخترانه شهر اصفهان، به تعداد 250 نفر تشکیل می دهد که به علت محدود بودن، از روش سرشماری استفده شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. ابزار پژوهش پرسش نامه محقق ساخته بر اساس متغیرهای پژوهش می باشد که از پنج مولفه توانمندسازی در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات ، دانش و آگاهی از فناوری ها، خودتنظیمی در استفاده از فناوری ها و میزان استفاده از فناوری ها تشکیل شده است. به منظور بررسی روایی پرسش نامه از روایی صوری استفاده شد و به منظور بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار آماری SPSSو PLS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد نگرش به استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات اثری مستقیم و مثبت و معنادار بر میزان استفاده از آن ها دارد و این متغیر نیز به نوبه خود اثری مستقیم و مثبت و معنادار در استفاده از آنها دارد. علاوه بر این مشاهد شد که این دو متغیر نیز اثری مستقیم، مثبت و معنادار بر توانمندسازی در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات دارند. همچنین مشاهده شد که خودتنظیمی و دانش و آگاهی از فناوری اطلاعات و ارتباطات نقشی واسطه ای در ارتباط بین نگرش به فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندسازی در استفاده از آنها دارد.
رابطه خودپنداره بدنی و تحریف های شناختی با بی اشتهایی و پراشتهایی عصبی در بیماران مبتلا افسردگی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال افسردگی یک بیماری عودکننده با پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، جسمانی و روانی بسیار است، یکی از این پیامدهای منفی وجود مشکلات مربوط به خوردن می باشد. به همین منظور پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه خودپنداره بدنی و تحریف های شناختی با بی اشتهایی و پراشتهایی عصبی در بیماران مبتلا افسردگی صورت گرفت. روش کار: روش پژهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مبتلا به افسردگی بستری در بیمارستان های ایثار و فاطمی و بیماران مراجعه کننده به کلینیک های روانپزشکی و روانشناسی شهر اردبیل در سال 1395 بودند که به روش نمونه گیری مرحله ای تعداد 41 نفر (26 نفر دارای بی اشتهایی عصبی و 15 نفر دارای پر اشتهایی عصبی) انتخاب شدند. برای گرد آوری اطلاعات از مقیاس اختلالات تغذیه اهواز، ترس از تصویر بدن لیتلتون و تحریف های شناختی بین فردی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده گردید. برای این منظور از نرم افزار آماری SPSS استفاده شد. یافته ها: بین خودپنداره بدنی رابطه منفی معنادار و بین تحریف های شناختی (و همه ابعاد آن) رابطه مثبت معنادرای با بی اشتهایی و پراشتهایی عصبی به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسون نشان داد خودپنداره بدنی و تحریف های شناختی 36 درصد توانایی پیش بینی بی اشتهایی و 40 درصد توانایی پیش بینی پراشتهایی عصبی در بیماران مبتلا افسردگی را دارند. نتیجه گیری: این نتایج بیان می کنند که وجود مشکل در خودپنداره بدنی و تحریف های شناختی می توانند در افزایش اختلالات خوردن (اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی) تاثیر گذار باشند.
تأثیر هشت هفته تمرینات ثبات دهنده مرکزی بر میزان انگیزه درونی بیماران پارکینسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شیوع بیماری پارکینسون در سال های اخیر به خصوص در میان سالمندان افزایش یافته است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر 8 هفته تمرینات ثبات دهنده مرکزی بر میزان انگیزه درونی بیماران پارکینسون بود. روش: طرح تحقیق، نیمه تجربی و میدانی بود که آزمودنی ها در دامنه سنی 55-75 سال و با سطح بیماری خفیف تا متوسط از مقیاس هون و یار (H&Y) به صورت در دسترس و تصادفی به دو گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. مداخله به مدت 8 هفته و در هر هفته 3 جلسه تمرینی ثبات دهنده مرکزی برگزار شد. در این تحقیق از پرسش نامه انگیزش درونی (مک آئولی و همکاران، 1989) استفاده شد. برای توصیف داده ها از میانگین و انحراف استاندارد برآمده از آزمون های توصیفی و برای تغییرات بین گروه ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که گروه آزمایش دارای برتری معنی داری به لحاظ آماری در شاخص های انگیزه کلی، شایستگی ادراک شده، علاقه و لذت و کوشش و تلاش داشته است. نتیجه گیری: احتمالاً در پژوهش حاضر، افزایش تجربیات حرکتی و همچنین بهبود قوای جسمانی منجر به افزایش انگیزه درونی (علاقه و لذت، شایستگی ادراک شده، کوشش) شد.
مقیاس هسته ارزشیابی خود: شکل گیری یک سازه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۵۱
245 - 256
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اعتبار، روایی و ساختار عاملی مقیاس هسته ارزشیابی خود (جاج، ارز، بونو و تورسن، 2003) در دانشجویان دانشگاه آزاد اجرا شد. 622 نفر دانشجو (198 مرد، 424 زن) با روش نمونه برداری چندمرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس هسته ارزشیابی خود (جاج و دیگران، 2003)، زمینه یاب دیدگاه های شخصی (مؤسسه سرسختی، 1985)، مقیاس حرمت خود (روزنبرگ، 1965)، مقیاس خودکارآمدی تعمیم یافته (جاج، لاک، دورهام و کلاگر، 1998)، مقیاس درونی بودن، افراد قدرتمند و شانس (لوینسون، 1981)، شاخص مقابله جوانان (مک کوبین، تامپسون و الور، 1996)، مقیاس نوروزگرایی سیاهه شخصیت آیزنک (آیزنک و آیزنک، 1968) و سیاهه افسردگی بک (بک و بک، 1972) پاسخ دادند. ساختار عاملی این مقیاس با روش تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی تعیین شد. یافته ها نشان داد که مقیاس هسته ارزشیابی خود همسانی درونی مناسب دارد. مقدار آلفای کرونباخ و اعتبار بازآزمایی دو هفته ای آن به ترتیب 867/0 و 818/0 به دست آمد. همبستگی مثبت معنادار مقیاس هسته ارزشیابی خود با زمینه یاب دیدگاه های شخصی، حرمت خود روزنبرگ، خودکارآمدی تعمیم یافته و شاخص مقابله جوانان نشان دهنده روایی همگرا و همبستگی منفی معنادار این مقیاس با مقیاس نوروزگرایی و سیاهه افسردگی حاکی از روایی واگرای این مقیاس بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی بیانگر ساختار تک عاملی این مقیاس بود. یافته های پژوهش نشان می دهد که نسخه فارسی مقیاس هسته ارزشیابی خود ویژگی های روان سنجی مطلوب دارد
نقش کارکردهای اجرایی و افکار خود آیند منفی در تبیین دشواری در تنظیم هیجان نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش کارکردهای اجرایی به عنوان عامل شناختی/ عصب شناختی و افکار خود آیند منفی به عنوان عامل شناختی/ روان شناختی در دشواری در تنظیم هیجان نوجوانان است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر متوسطه ی دوره اول شهر بوشهر که در سال تحصیلی 94 – 95 مشغول به تحصیل بودند. از بین این دانش آموزان تعداد 128 نفر (دامنه سنی آن ها حداقل 12 و حداکثر 16 بود) از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان، پرسشنامه افکار خود آیند منفی و نرم افزارهای کامپیوتری ویسکانسین، استروپ و عملکرد مداوم جهت سنجش کارکردهای اجرایی استفاده شد. برای تحلیل داده ها ی این پژوهش نیز از روش آماری رگرسیون همزمان و گام به گام استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که از بین مؤلفه های کارکردهای اجرایی، بازداری شناختی پیش بینی کننده فقدان آگاهی هیجانی بود و همچنین از بین مؤلفه های افکار خود آیند منفی ناسازگاری شخصی پیش بینی کننده تمام ابعاد شامل عدم پذیرش پاسخ هیجانی، دشواری در رفتار هدفمند، فقدان آگاهی هیجانی، دسترسی محدود به راهبردها و عدم وضوح هیجانی است و همچنین خود پنداشت منفی پیش بینی کننده فقدان آگاهی هیجانی است. نتایج پژوهش حاضر، نقش افکار خود آیند منفی و کارکردهای اجرایی را در دشواری های تنظیم هیجانی نوجوانان را برجسته می کند، لذا یافته های این پژوهش می تواند کاربردهای بالینی داشته و در برنامه های آموزشی مربوط به تنظیم و کنترل هیجان مؤثر واقع شود.
أثیرات بازی های دیجیتال بر پرخاشگری: بررسی رویکردهای مختلف و نتیجه گیری های متضاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال سوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۲
111-127
حوزههای تخصصی:
بازی های دیجیتال بخش مهمی از سرگرمی گروه های مختلف به ویژه نوجوانان و جوانان را تشکیل می دهد. بااین حال، همواره نگرانی هایی درباره تأثیرات منفی بازی ها ازجمله اشاعه رفتار پرخاشگرانه در بازیکنان وجود داشته است. نظریه ها و یافته های موجود درباره تأثیر بازی ها بر پرخاشگری، ناهمگون و بعضاً در تضاد است. در این مقاله با مطالعه اسنادی و فرا تحلیل ادبیات تحقیق رویکردهای اصلی بررسی تأثیرات بازی ها نسبت به اثرات بازی های دیجیتال بر رفتار پرخاشگرانه در زندگی واقعی را بررسی کردیم و نشان دادیم که چرا در یافته های علمی نسبت به تأثیرات بازی ها تناقض وجود دارد. همچنین نشان دادیم که چرا دو رویکرد اصلی در بررسی تأثیرات بازی ها بر رفتار پرخاشگرانه که عبارت اند از رویکرد علوم اجتماعی و رویکرد علوم انسانی در تعارض آشکار قرار دارند. به این نتیجه رسیده ایم که لزوماً انجام بازی های دیجیتال منجر به اعمال و افکار پرخاشگرانه در دنیای واقعی نمی گردد.
مطالعه همدلی شناختی در دانش آموزان با پرخاشگری ارتباطی و آشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پرخاشگری یکی از مشکلات رفتاری است که در دوره کودکی بروز یافته و می تواند به همدلی با دیگران آسیب جدی وارد کند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف مقایسه همدلی شناختی بین دو گروه پرخاشگری ارتباطی و پرخاشگری آشکار صورت پذیرفت. روش: طرح پژوهش، توصیفی از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل دانش آموزان دارای پرخاشگری دوره متوسطه اول شهر اصفهان در سال تحصیلی 93-1392 بود. به منظور این پژوهش 120 دانش آموز از جامعه مذکور به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده، مقیاس همدلی اساسی جولیف و فارینگتون (2006) و مقیاس گزینش همسالان کرک و گرات پیتر (1995) بود. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین میانگین نمره همدلی شناختی دو گروه پرخاشگر ارتباطی و پرخاشگر آشکار تفاوت معنادار وجود دارد (0/05 > p )؛ بدین معنا که میزان همدلی شناختی در گروه دانش آموزان دارای پرخاشگری ارتباطی بیشتر از گروه پرخاشگری آشکار بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر همدلی شناختی در گروه پرخاشگری آشکار کمتر از گروه پرخاشگری ارتباطی بود که می تواند ناشی از آن باشد که افراد با پرخاشگری آشکار به دلیل عدم بهره مندی از همدلی کافی، میزان پرخاشگری بیشتری را بروز می دهند.
مقایسه تنیدگی والدگری و آشفتگی روان شناختی مادران کودکان مبتلابه اختلال اوتیسم و تأخیرتحولی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مادران کودکان مبتلابه اختلال اوتیسم با چالش هایی مواجه هستند که باعث افزایش تنیدگی و علائم هیجانی در این مادران می شود. پژوهش حاضر به منظور مطالعه تنیدگی والدگری و آشفتگی روان شناختی مادران کودکان مبتلابه اوتیسم و تأخیرتحولی انجام شد . روش : طرح پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان 11-6 ساله مبتلابه اختلال اوتیسم مراجعه کننده به مراکز توان بخشی و دانش آموزان مدارس با نیازهای ویژه شهر تبریز در سال تحصیلی 94-1393 بود که تعداد 100 نفر از آنها (50 نفر مادر کودک مبتلابه اوتیسم و 50 نفر مادر کودک با تأخیرهای تحولی) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مقیاس های رفتار غیرعادی کودکان (1986)، نسخه کوتاه آزمون علائم روانی (1973) ، مقیاس کارکرد انطباقی واینلند (1984)، و شاخص تنیدگی والدگری (1967) توسط مادران تکمیل و داده های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شد . یافته ها: نتایج به دست آمده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که بین مادران کودکان مبتلابه اوتیسم و کودکان با تأخیرتحولی در هر دو متغیر وابسته تفاوت معنی داری وجود دارد (P<0/05) . همچنین نتایج نشان داد که میانگین نمرات مادران کودکان مبتلابه اوتیسم به طور معناداری بالاتر از نمرات میانگین مادران کودکان با تأخیر تحولی است (P<0/05). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد تنیدگی والدگری و آشفتگی روان شناختی در بین مادران کودکان مبتلابه اوتیسم در مقایسه با مادران کودکان با تأخیرهای تحولی بیشتر است که احتمالاً ناشی از مشکلات رفتاری زیاد و کارکردهای انطباقی پایین در بین این کودکان است که ضرورت دارد موردتوجه قرار گیرد .