فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۰۲۱ تا ۱۷٬۰۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
نگاهی به چرخه و اپیزود در اختلال دوقطبی تند چرخش: یک چالش تشخیصی و پژوهشی
نقش واسطه ای مکانیزم های دفاعی در رابطه بین آسیب های دلبستگی و نشانه های اضطراب و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه ای مکانیزم های دفاعی در رابطه بین آسیب های دلبستگی و نشانه های اضطراب و افسردگی صورت گرفت. از 406 شرکت کننده (242 پسر و 164 دختر) در پژوهش خواسته شد مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI؛ بشارت، 1392، 2011)، مقیاس افسردگی، اضطراب، تنیدگی (DASS؛ لاویباند و لاویباند، 1995) و پرسشنامه سبک دفاعی (DSQ؛ اندروز، سینگ و باند، 1993) را تکمیل کنند. نتایج تحلیل مسیر مدل فرضی پژوهش با داده های مشاهده شده برازش مطلوبی داشت و نشان داد که رابطه بین آسیب های دلبستگی و نشانه های اضطراب و افسردگی رابطه ای غیرخطی است و مشخص می کند که آسیب های دلبستگی از طریق مکانیزم های دفاعی بر نشانه های اضطراب و افسردگی اثر می گذارد. بر این اساس، توجه به مکانیزم های دفاعی در کنار آسیب های دلبستگی برای پیشگیری از اختلال های اضطرابی و افسردگی و ارتقای سطح سلامت روانی افراد جامعه اهمیت فراوان دارد.
شیوه های والدگری و پرخاشگری: نقش واسطه ای سبک های حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه ای سبک های حل مسئله در رابطه بین شیوه های والدگری و پرخاشگری در دانش آموزان دوره متوسطه انجام شد. شرکت کنندگان، شامل 300 نفر (152 دختر و 148 پسر) از دانش آموزان دبیرستان های شهرستان مرودشت بودند که بر اساس روش نمونه برداری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. به منظور بررسی متغیرهای پژوهش، هر یک از شرکت کنندگان، پرسشنامه شیوه های والدگری آلاباما (فریک، 1991)، سبک های حل مسئله (کسیدی و لانگ، 1996) و پرخاشگری (باس و پری، 1992) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد از بین شیوه های والدگری شیوه تنبیه قادر به پیش بینی معنا دار سبک های حل مسئله سازنده و غیرسازنده و مشارکت پدر تنها قادر به پیش بینی سبک سازنده بود. در مورد سبک های حل مسئله هم مشاهده شد که فقط سبک غیرسازنده به طور معنا دار پرخاشگری را پیش بینی می کند و سبک حل مسئله غیرسازنده در رابطه بین شیوه والدگری تنبیهی و پرخاشگری نقش واسطه گری سهمی دارد. یافته های پژوهش شامل کاربردهای نظری و عملی برای تقویت سبک های سازنده حل مسئله و شیوه های والدگری مناسب برای مهار پرخاشگری در دانش آموزان است.
پیش بینی نشانه های درونی سازی و برونی سازی در نوجوانان بر اساس ادراک محتوا و فرایند خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی نشانه های درونی سازی و برونی سازی نوجوانان بر اساس محتوا و فرایند خانواده آنان انجام شد. به این منظور 295 دانش آموز (148 دختر و 147 پسر)، با استفاده از روش نمونه برداری خوشه ای از مدارس مناطق 6 و 10 شهر تهران انتخاب شدند و به پرسشنامه خودگزارش دهی نظام سنجش مبتنی بر تجربه آشنباخ (آشنباخ و رسکورلا، 2001)، مقیاس محتوای خانواده (سامانی، 1387) و مقیاس فرایند خانواده (سامانی، 1387) پاسخ دادند. نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین زیر مقیاس های محتوا و فرایند خانواده و نشانه های درونی سازی و برونی سازی شده نوجوانان رابطه معنادار وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نشان داد که بر اساس مؤلفه های محتوا و فرایند خانواده می توان 22 درصد واریانس نشانگان درونی سازی و 14 درصد واریانس نشانگان برونی سازی را در نوجوانان پیش بینی کرد. با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد هر گونه نارسایی در فضا و شرایط روان شناختی خانواده از قبیل کنش های خانوادگی و ظرفیت های موجود در خانواده، آثار زیان باری بر رفتار و سلامت روانی فرزندان می گذارد و با توجه به شرایط ویژه نوجوانان بروز مشکلات رفتاری را در آنها تسهیل می کند.
مقایسه ی ابعاد گوناگون حافظه در بیماران مبتلا به نقص شناختی خفیف(نوع فراموشکار) و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادراک و تجربه زیسته زوجین از علل بروز جدایی عاطفی: مطالعه ای به روش پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف تحلیل ادراک و تجربه زیسته زوجین در خصوص علل بروز جدایی عاطفی انجام شده است. روش : این پژوهش از نوع مطالعات کیفی بود که بر پایه رویکرد پدیدارشناسی انجام گردید. داده ها، با استفاده از 20 مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با زنان و مردان متأهل یا دارای تجربه تأهل در2 شهر قم و تهران جمع آوری شده و به روش کُدگذاری نظری، تحلیل شدند. مشارکت کنندگان مبتنی بر تجاربشان در زندگی مشترک، ضمن توصیف علل شکل گیری و تشدید جدایی عاطفی زوجین، راه های پیشگیری و بهبود آن را پیشنهاد دادند. یافته ها: تحلیل عمیق تجربه زیسته مشارکت کنندگان، به شناسایی 10 مقوله فرعی و در نهایت دسته بندی آن ها در قالب 4 مقوله اصلی (زمینه های اصلی) منتج گردید. یافته ها نشان می دهد که چهار زمینه عمده در شکل گیری و تشدید پدیده طلاق عاطفی شامل «چالش های روانی و اخلاقی»، «چالش های عاطفی و جنسی»، «چالش های اقتصادی»، «چالش های فناوری ارتباطات» است. نتیجه گیری : نتایج پژوهش تنوع و تعدد علل زمینه ساز جدایی عاطفی را نشان می دهد و بیانگر این است که این پدیده از علل مختلف و در هم تنیده ای تاثیر می پذیرد و به منظور کاهش پیامدهای ناگوار آن و زمینه سازی برای بهبود وضعیت موجود، ارتقای مهارت های زوجین در مواردی نظیر هوش هیجانی، ارتباطات اثربخش و تقویت مهارت های حل مسئله ضرورت دارد.
زمینه یابی ساختارهای شکل دهنده ی نگرشهای مسیر شغلی بی مرز در کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ بهار ۱۳۹۶ شماره ۶۱
80-111
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، زمینه یابی نگرش های مسیرشغلی بی مرز در کارکنان بود که با استفاده از پژوهش ترکیبی تبیینی از نوع مدل انتخاب شرکت کننده انجام شد. روش: جامعه آماری پژوهش، کلیه ی کارکنان شرکت های مهندسی شهر اصفهان بود. در مرحله ی کمی، 200 نفر از کارکنان به روش نمونه گیری خوشه ای و در مرحله ی کیفی، 15 نفر از کارکنان به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس نگرش های مسیرشغلی بی مرز، مقیاس شخصیت پیشتاز و مصاحبه عمیق بود. در بخش کمی پژوهش ابتدا ویژگی های روان سنجی مقیاس و ساختار عاملی آن با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی و افراد بی مرز و سنتی انتخاب شدند. در بخش کیفی، داده ها با استفاده از نظریه ی زمینه ای در سه سطح کد گذاری باز، کد گذاری محوری و کد گذاری گزینشی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان دهنده ی تایید مدل اندازه گیری دو عاملی مرتبه اول بود. بدین معنا که ذهنیت بی مرز و ترجیح تحرک سازمانی دو عامل مجزا و مستقل از یکدیگر می باشند. واکاوی داده ها در بخش تحلیل کیفی نشان داد که سازه های فردی مهمترین ساختار شکل دهنده ی نگرش های مسیرشغلی بی مرز است. این سازه ها شامل 28 مقوله در کارکنان بی مرز و 5 مقوله در کارکنان سنتی بود. نتیجه گیری: سازه های فردی، مهمترین ساختار شکل دهنده ی نگرش های مسیرشغلی بی مرز است که در غالب علل، راهبرد و پیامد قابل تبیین است.
شاخص های کاربردی در رويکردهای درماني اختلالات افسردگی مزمن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بر اساس مطالعات انجام گرفته پیرامون تدوین درمانی اختصاصی و کاربردی در اختلالات افسردگی مزمن، محدودیت ها و نیز نارسایی های متعددی وجود دارد و شناسایی شاخص های کاربردی در رويکردهای درماني قبلی می تواند موجب تدوین درمانی جامع و کاربردی در این اختلالات گردد.
مواد و روش ها: مقاله حاضر به روش مروری ساده (Narrative review) بود و بر این اساس، با بررسی تحقیقات پیشین مرتبط با این اختلالات، از پایگاه هایی مانند PubMed و ScienceDirect، رویکردهای درمانی و مهم ترین شاخص های کاربردی در درمان اختلالات افسردگی مزمن از 71 مطالعه مداخله استخراج گردید.
یافته ها: بر اساس بررسی نتایج مطالعات قبلی، دانش مربوط به اثربخشی درمان های روانی- اجتماعی بر اختلال افسردگی مزمن با کمبودهای فراوانی همراه است و اغلب نتایج تعمیم داده شده در افسردگی مزمن مربوط به افسردگی اساسی می باشد. روان درمانی روان پویشی، درمان شناختی- رفتاری (Cognitive behavioral therapy یا CBT)، روان درمانی بین فردی (Interpersonal psychotherapy یا IPT)، روان درمانی تحلیلی شناختی- رفتاری، گروه درمانی و درمان خانواده محور بر افسردگی مزمن مؤثر بود. هرچند نقاط ضعف عمده ای در هر کدام وجود داشت. زمان محدود، ارایه منطق صریح برای درمان، موضع فعالانه درمانگر، تمرکز بر روی مشکلات کنونی، خودبازبینی از تغییر و پیشرفت، ارایه تکالیف منظم و نگهدارای از دستاوردها، ترکیب دارو، روان درمانی و مداخله مبتنی بر خانواده، عناصر مشترک حاصل از بررسی درمان های صورت گرفته در درمان اختلالات افسردگی مزمن بود.
نتيجه گيري: در مقایسه با پژوهش در درمان افسردگی اساسی، پشتوانه تحقیقاتی در روان درمانی برای افسردگی مزمن به نسبت جوان می باشد و نیاز به تحقیق در این زمینه ضروری به نظر می رسد.
سنجش میزان اثربخشی کارگاه های آموزشی نیاز محور در ارتقاء دانش و مهارت تدریس اساتید دروس معارف اسلامی (دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
صاحب نظران برنامه درسی به نقش اساتید و مربیان بعنوان راهنما،تسهیل کننده و تضمین کننده یادگیری تاکید دارند.توانمندی اساتید در تدریس با روشهای یاد دهی و یادگیری فعال و بهره گیری از روشهای تدریس دانشجو محور یک ضرورت است.این مطالعه با هدف تعیین اثر بخشی کارگاههای آموزشی نیاز محور بر ارتقاء دانش و مهارت اساتید دروس دینی در دانشگاههای علوم پزشکی تهران انجام گرفت. روش ها: تحقیق حاضر ازنظر هدف، یک تحقیق کاربردی و از نظر روش یک مداخله ای است. جامعه آماری این مطالعه اساتید دروس دینی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران و با نمونه گیری به روش تصادفی به تعداد 139 نفر بود.در این مطالعه در قالب طرح تحقیق مداخله ای و اجرای کارگاه آموزشی اساتید با پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. اطلاعات مربوط به دانش و مهارت اساتید با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردید. یافته ها: نتایج حاکی از آن است که دوره آموزش کارگاهی برنامه ریزی درسی نیاز محور ازنظر افزایش دانش و آگاهی اساتید اثربخش بوده و تفاوت معنی داری بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون نمونه ها در سطح اعتماد 95 درصد وجود دارد. نتیجه گیری: برخورداری از دانش و مهارتهای تدریس در کنار هنر معلمی از الزامات کار معلمان بخصوص برای معلمان تازه کار و اساتید دروس دینی می باشد. برگزاری کارگاههای توانمند سازی اولیه و تداوم آن و همچنین ارزشیابی دوره ای آن پیشنهاد می گردد.
مشکلات رفتاری و درمان های روان شناختی، اثربخشی درمان تعاملی والد-کودک بر پرخاشگری کودکان، یک کارآزمایی کنترل شده تصادفی مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی درمانی شیوه ای از فرایند تغییر رفتار در کودک است که بر تعامل والدین و کودک مبتنی می باشد. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی گروه درمانی رابطه والد-کودک بر کاهش پرخاشگری در کودکان دارای والدین تحت درمان نگهدارنده با متادون می باشد. در یک کارآزمایی بالینی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل، در خلال آذر ماه 1393 لغایت آبان ماه 1394 ، از میان خانواده های دو والد تنی دارای مادر تحت درمان متادون مراجعه کننده به دو کلینیک درمان متادون در تهران که دارای فرزندانی در بازه سنی 8-5 سال بودند، 85 مادر به طور هدفمند انتخاب شدند و پس از انجام غربالگری بر اساس شاخص پرخاشگری،50 کودک که بر اساس پرسشنامه پرخاشگری شهیم و با توجه به نقطه برش مفروض بالاترین نمرات را کسب نمودند، پس از انجام مصاحبه بالینی وارد فرایند پژوهش شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی و از طریق نرم افزار اکسل آفیس در دو گروه آزمایش و کنترل تخصیص یافتند (هر گروه 25 نفر). برنامه درمانی بر اساس مدل لندرث و براتون به مدت 10 جلسه 45 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه شد و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. دو هفته پیش و پس از فرایند درمان آزمودنی ها توسط پرسشنامه پرخاشگری (میزان پاسخ دهی=94%) مورد ارزیابی قرار گرفتند. از فرایند جلسات درمانی رونوشت برداشته شد و داده های کیفی به وسیله نرم افزار اطلس تی آی 5 تحلیل شدند. همچنین داده های کمی با استفاده از آزمون کای اسکوئر و تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بازی درمانی موجب کاهش شاخص پرخاشگری در هر سه مولفه جسمانی، کلامی و رابطه ای در کودکان می شود (001/0>p). یافته ها این تحقیق می تواند در اثرگذاری مداخلات روان شناختی به عنوان رویکردی مستقل و یا مکمل در کنار درمان های دارویی در کودکان دارای اختلالات رفتاری و روان پزشکی حائز اهمیت و دارای کاربردهای بالینی باشد.
نقش واسطه ای دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین روان سازه های ناسازگار اولیه با ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناگویی هیجانی مشکلات زیادی را در زندگی شخصی و اجتماعی فرد ایجاد می کند. نقش روان سازه های ناسازگار اولیه در بروز و تداوم این مشکلات چیست؟ دشواری تنظیم هیجان، چه نقشی در رابطه احتمالی بین روان سازه های ناسازگار اولیه و ناگویی هیجانی ایفا می کند؟ به منظور یافتن پاسخ چنین پرسش هایی، هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین روان سازه های ناسازگار اولیه و ناگویی هیجانی بود. تعداد 287 نفر (158 زن، 129 مرد) از دانشجویان متاهل ساکن شهرستان ارومیه به شکل داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20)، فرم کوتاه پرسشنامه روان سازه یانگ (YSQ-SF) و مقیاس دشواری تنظیم هیجان (DERS) را تکمیل کردند. نتایج پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین روان سازه های ناسازگار اولیه، ناگویی هیجانی و دشواری تنظیم هیجان همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین روان سازه های ناسازگار اولیه و ناگویی هیجانی نقش واسطه ای دارد. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که رابطه روان سازه های ناسازگار اولیه و ناگویی هیجانی یک رابطه خطی و تک بعدی نیست، و دشواری تنظیم هیجان در این رابطه نقش واسطه ای دارد.
پیش بینی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با استفاده از انعطاف پذیری ذهن، بازداری و توجه پیوسته در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری ذهن، بازداری و توجه پیوسته) در پیش بینی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دختر است. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر متوسطه شهرستان خورموج هستند که در سال 94 – 95 تحصیل کرده اند. نمونه پژوهش شامل 117 نوجوان دختر مقطع متوسطه دوم است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. ابزارهای پژوهش مقیاس راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، نرم افزارهای ویسکانسین، استروپ و عملکرد پیوسته می باشند. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که انعطاف پذیری و بازداری پیش بینی کننده سرزنش خود؛ انعطاف پذیری، بازداری و توجه پیوسته پیش بینی کننده نشخوارگری؛ انعطاف پذیری شناختی و بازداری شناختی پیش بینی کننده راهبرد تمرکز مجدد مثبت؛ انعطاف پذیری شناختی و توجه پیوسته، پیش بینی کننده ارزیابی مجدد و توجه پیوسته و بازداری پیش بینی کننده توسعه دیدگاه بوده است. همچنین بازداری شناختی توانسته است که میزان فاجعه سازی را در نوجوانان گروه نمونه پیش بینی کند. نتایج: این نتایج رهنمودهایی به منظور بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با استفاده از کارکردهای اجرایی را ارائه می دهد.
بررسی وضعیت سلامت معنوی دانشجویان پردیس خودگردان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال 1395(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: سلامت معنوی، یکی از بُعدهای مهم سلامت در انسان و رویکردی مهم در ارتقای سلامت عمومی محسوب می شود. با توجه به اهمیت نقش این بُعد سلامت، پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت سلامت معنوی دانشجویان پردیس خودگردان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال 1395 صورت گرفته است روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است. جامعه ی پژوهش شامل 346 نفر از دانشجویان پردیس خودگردان (پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی) دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال 95 است، که به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ی 20 سؤالی استاندارد معنوی (alutzian-Elison ) بود. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آزمون پارامتریک T-test و نیز آزمون تحلیل واریانس، تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته ها نشان داده که از بین متغیّرهای جمعیت شناختی (جنس، سن، محل تولد، وضعیت تأهل، وضعیت مسکن، ترم و رشته ی تحصیلی) فقط متغیّر جنس با میانگین نمره ی سلامت معنوی ارتباط معناداری دارد و نمره ی سلامت مذهبی دانشجویان بالاتر از نمره ی سلامت وجودی آنان است. نتیجه گیری: با توجه به فرهنگ غالب مذهبی در جامعه ی ایرانی، انتظار تأثیرهای مذهبی که منبع سازگاری محسوب می شود، طبیعی است. ازاین رو، ضرورت دارد که در حمایت از جوانان به بُعد معنوی آنان توجه شود، تا شاهد تأثیر این گونه مراقبت ها و ایجاد احساس آرامش و تسریع بهبودی در بیماران باشیم.
تحلیل نقش دین و نهادهای دینی در سیاست گذاری ایدز در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴
89-102
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: بیماری ایدز پدیده یی اجتماعی است که در بررسی آن باید به فرهنگ، سنت و باورهای دینی جامعه توجه خاصی کرد. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش دین در سیاست گذاری کنترل ایدز در ایران صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش، کیفی ازنوع تحلیل محتوا و با رویکرد استقرایی است که در آن از منظر عوامل مؤثر بر سیاست گذاری؛ با 30 نفر از سیاست گذاران، افراد مطلع کلیدی، ذی نفعان و بیماران؛ مصاحبه ی نیمه ساختاریافته صورت گرفت و حدود 21 سند سیاستی بررسی شد. داده های به دست آمده نیز به روش تحلیل چارچوب و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: بعد از فرایند کدگذاری، حدود 300 کد اولیه استخراج شد. این کدها بعد از بررسی های مکرر در سه حیطه ی ذیل مجزا شد: نقش دین و عوامل پیش برنده و بازدارنده ی آن در سیاست ها؛ نقش های متفاوت روحانیت در قالب مرجع دینی، سیاست مدار و مشاور؛ و همچنین چگونگی ایفای نقش نهادها و مؤسسه های دینی در فرایند سیاست گذاری ایدز. نتیجه گیری: دین و طرز تفکر (ایدئولوژی) برآمده از آن، کارکردهای پیش برنده و بازدارنده ی پرقدرتی در اجرای برنامه های کنترل و پیشگیری از ایدز دارد. بی توجهی به جنبه ی مذهبی جامعه ی ایرانی، سبب اثربخشی اندک سیاست ها و به دست نیامدن نتیجه ی مناسب در کنترل ایدز شده است.
تأثیر هیپنوتراپی مبتنی بر نیرومندسازی ایگو بر افسردگی اساسی زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنان سرپرست خانوار به دلیل دشواری ها فراوان و تعدد نقش، یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه به شمار می آیند و در معرض ابتلا به اختلالات روانی مانند افسردگی قرار دارند. بنابراین نیازمند پشتیبانی های بیشتر، ازجمله درمان های روان شناختی و برنامه های توانمندسازی هستند. هیپنوتراپی بر پایه نیرومندسازی ایگو می تواند راهبرد کارآمدی هم به عنوان برنامه توانمندسازی و هم به عنوان شیوه ای برای کاهش نشانه های افسردگی باشد. بنابراین، این پژوهش که از نوع آزمایشی است با هدف شناخت تأثیر هیپنوتراپی مبتنی بر نیرومندسازی ایگو بر افسردگی زنان سرپرست خانوار انجام شد. شرکت کنندگان در این پژوهش 30 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی بودند که به طور تصادفی در گروه آزمایشی و گروه گواه قرار گرفتند. برای گروه آزمایش هشت جلسه هیپنوتراپی مبتنی بر نیرومندسازی ایگو انجام شد. میزان افسردگی و نیرومندی ایگو به وسیله مقیاس افسردگی بک و مقیاس روان شناختی نیرومندی های ایگو اندازه گیری شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه گیری های مکرر که به وسیله SPSS نسخه 20 انجام گرفت نشان داد در گروه آزمایش تفاوت معنی داری بین پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری از نظر نیرومندی ایگو و افسردگی وجود دارد (01/0 > p)؛ اما در گروه گواه تفاوتی دیده نشد. این پژوهش نشان می دهد که هیپنوتراپی مبتنی بر نیرومندسازی ایگو می تواند در درمان افسردگی و افزایش نیرومندی ایگو مؤثر باشد.
اثربخشی مداخله درمانی اصلاح سوگیری های شناختی (CBM) بر ترک سیگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله اصلاح سوگیری های شناختی (سوگیری توجه و گرایش به سیگار) بر کاهش وابستگی به سیگار در افراد سیگاری اجرا شد. طرح پژوهش کارآزمایی تصادفی کنترل شده با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری های یکماهه و دوماهه بود. جامعه پژوهش کلیه مردان سیگاری در تابستان سال 1395 در شهر گرگان بودند. تعداد 60 نفر افراد سیگاری واجد شرایط تعیین و به گونه تصادفی به گروه آزمایش و گروه کنترل گمارده شدند. پرسشنامه سنجش وابستگی به سیگار (فاگرستروم) و تکالیف سنجش شناخت های ناآشکار (تکلیف گرایش-اجتناب، سنجش سوگیری توجه و تکلیف تداعی ضمنی) بر روی افراد هر دو گروه اجرا شد. سپس به گروه آزمایشی تکالیف مربوط به بازآموزی شناخت های ناآشکار (تکلیف بازآموزی گرایش- اجتناب و اصلاح سوگیری توجه) در طی 10 جلسه آموزش داده شد، درحالیکه گروه کنترل تنها مداخله هایی دارونما دریافت کردند. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تفاوت های معنی داری بین دو گروه در میانگین نمره های وابستگی به سیگار (فاگرستروم) و نیز تکالیف گرایش-اجتناب و سوگیری توجه در پس آزمون، پیگیری یکماهه و دوماهه نشان داد، اما در تداعی ناآشکار تفاوتی ایجاد نشد. مداخله درمانی اصلاح سوگیری های شناختی از طریق تاثیر بر اصلاح شناخت های ناآشکار گرایش- اجتناب و اصلاح سوگیری توجه افراد سیگاری منجر به کاهش وابستگی به سیگار در بزرگسالان سیگاری می گردد و می توان از این مداخله در برنامه های ترک سیگار به گونه موثر بهره جست.
بررسی نقش تربیت اسلامی در تأمین سلامت اجتماعی در دوره تأدیب(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روش توصیفی _ تحلیلی به بررسی نقش اصول و روش های تربیت اسلامی در تأمین سلامت اجتماعی، در دوره تأدیب می پردازد. جامعه آماری، منابع مرتبط با موضوع تحقیق است که به روش نمونه گیری هدفمند انجام شده است. در بخش توصیفی، اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری و تجزیه و تحلیل به صورت کیفی و یادداشت برداری صورت گرفت. برای دستیابی به پاسخ پرسش های پژوهش، ضمن مطالعه پیشینه، منابع مرتبط با موضوع تربیت اسلامی و سلامت اجتماعی مطالعه گردید. یافته های پژوهش حاکی از این بود که رویکرد سلامت اجتماعی در دوره تأدیب، شامل مقوله های مشارکت اجتماعی، همبستگی اجتماعی، پذیرش اجتماعی و شکوفایی اجتماعی، عدم خشونت، عدم سرقت و دزدی، رعایت حقوق افراد، رضایت از زندگی و امنیت اجتماعی است. اصل تربیتی عزت، موجب مشارکت اجتماعی، پذیرش اجتماعی، شکوفایی اجتماعی و عدم سرقت؛ اصل فضل، سبب مشارکت اجتماعی؛ اصل عدل، باعث شکوفایی اجتماعی، امنیت اجتماعی و عدم خشونت؛ اصل تغییر ظاهر، موجب پذیرش اجتماعی و امنیت اجتماعی، و اصل مسئولیت سبب پذیرش اجتماعی، عدم سرقت و امنیت اجتماعی می گردد.
اثربخشی آموزش تکنیکهای ذهن آگاهی بر سلامت عمومی دختران مقطع راهنمایی شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ذهن آگاهی ، آگاهی پذیرا و عاری از قضاوت از آنچه در لحظه جاری در حال وقوع است تعریف می گردد. هدف از مطالعه حاضر، اثربخشی آموزش تکنیک های ذهن آگاهی بر سلامت عمومی دختران مقطع راهنمایی شهر اراک بود. روش: روش تحقیق آزمایشی وطرح پژوهش دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون بود.جامعه آماری،شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی شهر اراک بود.نمونه گیری به شیوه خوشه ای و با حجم ۳۰ نفرانتخاب شد. افرادی که در پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ-۲۸) بیشترین نمره را کسب کرده بودند،انتخاب گردید، که به روش تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند .گروه آزمایش هشت جلسه ذهن آگاهی را در فاصله زمانی پیش آزمون و پس آزمون دریافت کرد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها:یافته های تحقیق با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.داده ها حاکی از تفاوت معنادار بین نتایج پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایشی بود. به عبارتی دیگر، آموزش ذهن آگاهی بر سلامت عمومی دختران و خرده مقیاس های اضطراب و بی خوابی،افسردگی و عملکرد اجتماعی موثر بوده است و شرکت در این دوره آموزشی ، به کاهش میانگین گروه آزمایش در اضطراب و آشفتگی روانشناختی منجر شده است.
بررسی تأثیر آموزش جنسی بر افزایش دانش جنسی والدین و احساس کفایت آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش جنسی بر افزایش دانش تربیت جنسی و احساس کفایت والدین انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش نیمه تجربی کلیه والدین شهر ارومیه بودند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای تعداد 30 زوج به عنوان نمونه انتخاب شدند که 15 زوج به شیوه تصادفی در گروه آزمایش و 15 زوج در گروه کنترل گنجانده شدند. گروه آزمایش، تحت آموزش تربیت جنسی کودک قرار گرفتند و به گروه کنترل هیچ گونه آموزشی داده نشد. برای اندازه گیری متغیرهای تحقیق از آزمون محقق ساخته دانش جنسی والدین و پرسشنامه احساس کفایت در پرورش کودک اوهان و جانستون استفاده شد. از میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل کواریانس برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. بر اساس نتایج مطالعه، میانگین نمره دانش والدین و احساس کفایت بعد از آموزش نسبت به میانگین نمره قبل از آموزش، در گروه آزمایش افزایش نشان داد در حالی که میانگین نمره دانش و احساس کفایت والدین گروه گواه در پیش آزمون و پس آزمون ثابت بود. بنابراین بسته آموزشی طراحی شده، بر افزایش دانش والدین از تربیت جنسی کودک و احساس کفایت والدین مؤثر است. با توجه به یافته های به دست آمده از این بررسی می توان نتیجه گرفت که انجام مداخله آموزشی بر مبنای آموزش جنسی می تواند موجب افزایش دانش تربیت جنسی و احساس کفایت و صلاحیت والدین گردد