فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۸۲۱ تا ۱۴٬۸۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه: تعلیم و تربیت انتقادی بر خردورزی، نقد و تغییر به عنوان هدف های ارزشمند آموزشی توجه می کند و سعی دارد شرایط واقعی اجتماعی تربیت را کشف کند، به همین سبب به نقادی اندیشه نیازمند است. بررسی های انجام شده نشان می دهد آموزش تفکرد انتقادی روی خودتنظیمی و اهمال کاری دانش آموزان مؤثر است. سؤال مورد بررسی این است که آیا تقویت و آموزش تفکر انتقادی روی درونی و بیرونی بودن اهداف انتخابی نیز مؤثر باشد؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش تفکر انتقادی بر جهت گیری درونی و بیرونی هدف دانش آموزان مقطع متوسطه انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر زاهدان تشکیل دادند؛ و نمونه پژوهش شامل 30 آزمودنی که به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای تصادفی انتخاب شدند سپس به طور تصادفی نمونه انتخابی در دو گروه 15 نفری گمارده شدند و در پایان بطور تصادفی یک رگوه به عنوان گروه آزمایش و یک گروه به عنوان گروه کنترل انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه راهبردهای انگیزشی پنتریج و همکاران (۱۹۹1) بود. ابتدا افراد هر دو گروه مورد پیش آزمون قرار گرفتند و سپس آزمودنی های گروه آزمایش 12 جلسه آموزش تفکر انتقادی از طریق پرتکل آموزشی تفکر انتقادی براساس دیدگاه های هایپر فیشر و مایزر (2012) آموزش دیدند در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین میانگین های نمرات جهت گیری درونی و بیرونی هدف در گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (01/0 P< ). تأثیر آموزش تفکر انتقادی بر جهت گیری درونی و بیرونی هدف دانش آموزان در مرحله پیگیری تداوم داشته است. نتیجه گیری: آموزش تفکر انتقادی بر جهت گیری درونی و بیرونی هدف دانش آموزان مؤثر بود. آموزش دانش آموزان برای استفاده مؤثر از توانایی ها، عملکرد آنان را بهبود بخشیده و موجبات تصمیم گیری و اندیشیدن منطقی را در آنان فراهم می سازد.
الگوی ساختاری رابطه بین الگوهای ارتباط والد-فرزند و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجیگری سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر سبک های دلبستگی در رابطه بین الگوهای ارتباط والد- فرزند با طرحواره های ناسازگار اولیه بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی تمام واحدهای علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 97-1396 به تعداد 196100 نفر بود. به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای دانشکده های ادبیات و علوم انسانی، علوم پایه و فنی مهندسی انتخاب و حجم نمونه به پیشنهاد میشل 1993 و با در نظر گرفتن نسبت 10 تا 20 آزمودنی به ازای هر متغیر و احتمال ریزش 420 نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از مقیاس الگوی ارتباط والد- فرزند باقری (1392)، نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ 1998 و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور (1987) جمع آوری و بعد از حذف 58 پرسشنامه مخدوش و داده پرت، داده ها با روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ساختاری پژوهش برازش مناسبی دارد و تنها سبک دلبستگی دوسوگرا می تواند در سطح 99 درصد اطمینان رابطه بین الگوی ارتباطی آزادی مدار را با طرحواره های حوزه بریدگی و طرد (229/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (241/0 =β)، محدودیت های مختل (150/0 =β)، دیگرجهت مندی (208/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (159/0 =β) و نیز رابطه بین الگوی ارتباطی امنیت مدار را با طرحواره های حوزه بریدگی و طرد (375/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (396/0 =β)، محدودیت های مختل (246/0 =β)، دیگرجهت مندی (340/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (260/0 =β) میانجیگری کند. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج می توان با آموزش الگوهای درست ارتباط والد-فرزند به والدین، مانع شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه و آسیب های ناشی از آن شد.
بررسی رابطه بین دلزدگی زناشویی و سبک های دلبستگی معلمان مرد متأهل دوره ابتدایی منطقه عشایر شهرستان لردگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین دلزدگی زناشویی و سبک های دلبستگی معنوی در معلمان مرد متأهل دوره ابتدایی منطقه عشایر شهرستان لردگان بود. جامعه آماری در این تحقیق شامل معلمان مرد متأهل دوره ابتدایی منطقه عشایر شهرستان لردگان در سال تحصیلی 98-1397 که تعداد کل آن ها 206 نفر می باشد با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده تعداد140 نفر از معلمان در پژوهش شرکت داده شدند. پرسشنامه های پژوهش شامل دلزدگی زناشویی پینز (1996) و سبک دلبستگی کولینز و رید(1990) بودند. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که تمام روابط بین متغیرهای موجود معنادار بوده اند. همچنین دلبستگی نزدیک بودن، دلبستگی اضطرابی، خستگی جسمی و از پا افتادن عاطفی 29 درصد واریانس دلزدگی زناشویی را تبیین کرده اند. نتایج تحلیل رگرسیون به روش گام به گام نشان می دهد که می توان دلزدگی زناشویی (65/6= F و 019/0= P ) را بر اساس سبک های دلبستگی اضطرابی و نزدیک بودن پیش بینی کرد. بیشترین سهم در پیش بینی دلزدگی زناشویی مربوط به سبک دلبستگی اضطرابی با 168/0= ß، سهم بعدی مربوط به سبک دلبستگی نزدیک بودن که دارای سهمی برابر با 163 /0= ß می باشد. اما سبک دلبستگی وابستگی هیچ سهمی نداشته بنابراین از هر دو مدل حذف شده است.
نقش تمایزیافتگی خود و عوامل اقتصادی با میانجیگری تعارضات خانوادگی در پیشگیری از آسیب های روانی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۷
143 - 170
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تمایز یافتگی خود و عوامل اقتصادی با میانجیگری تعارضات خانوادگی در پیشگیری از آسیب های روانی و اجتماعی انجام شد. روش انجام پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود.جامعه آماری تحقیق ، کلیه افراد متاهل شهر بندرعباس بودند که با توجه به جدول مورگان و کرجسی تعداد 420 خانواده به عنوان حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای سهمیه ای انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تجدید نظر شده تعارضات زناشویی ثنایی و همکاران ، پرسشنامه نقش عوامل اقتصادی در تعارضات خانواده ، فرم کوتاه پرسشنامه تمایز یافتگی خود ، پرسشنامه چند وجهی شخصیتی مینه سوتا MMPI ، پرسشنامه سنجش نگرش نسبت به آسیب های اجتماعی بود. یافته های پژوهش نشان داد، بین تمایز یافتگی خود و آسیب روانی رابطه وجود دارد اما بین تمایز یافتگی خود و تعارضات خانواده و نگرش نسبت به آسیب های اجتماعی رابطه معنی داری وجود ندارد. همچنین عوامل اقتصادی بر افزایش تعارضات خانواده و آسیب های روانی و اجتماعی نقش دارد، و در نهایت تعارضات خانواده نقش پیش بینی کنندگی بر آسیب های روانی و اجتماعی دارد.نتایج پژوهش حاضر نشان داده است که تمایزیافتگی خود می تواند آسیب های روانی را پیش بینی کند ، همچنین عوامل اقتصادی فاکتور خوبی برای پیش بینی تعارضات خانواده و آسیب های روانی و اجتماعی است.
مقایسه همجوشی فکر- عمل، سبک های اسناد و کنترل توجه در بیماران مبتلا به اختلالات وسواسی- جبری و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۵
175 - 192
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور مقایسه همجوشی فکر- عمل، سبک های اسناد و کنترل توجه در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری و افسردگی صورت گرفت. این پژوهش از نوع پس رویدادی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری و افسردگی بود که به کلینیک های روان پزشکی و درمانگاه های تخصصی اعصاب و روان شهر شیراز مراجعه کرده و از طرف متخصصین تشخیص اختلال وسواسی- جبرییا افسردگی اساسی دریافت کردند. از جمعیت آماری فوق دو گروه 30 نفری مبتلابهاختلالوسواسی- جبری وافسردگی اساسی با روشنمونه گیری هدفمند به عنوانآزمودنیانتخابشدند. برای جمع آوری داده ها از ابزا رهای مقیاس تجدید نظر شده همجوشی فکر- عمل، پرسشنامه سبک های اسناد و مقیاس کنترل توجه استفاده شد. داده هایپژوهشبه وسیلهتجزیهوتحلیلواریانسچندمتغیری(مانوا) مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که همجوشی فکر- عمل اخلاقی در افراد مبتلا به افسردگی و همجوشی فکر- عمل احتمال برای دیگران و خود در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری بیشتر بود. سبکاسناد برایرویدادهایمثبتدرافراد مبتلا بهاختلالوسواسی- جبریدرونی،پایداروکلی امادرافراد مبتلا به افسردگی بیرونی،ناپایدارواختصاصیبود. همچنین سبکاسنادبرایرویدادهایمنفی درهر دوگروه(گروه افسرده به میزان بیشتری)درونی،پایداروکلیبود. به علاوه بینگروه هایوسواسی- جبری وافسردگی ازلحاظ کنترل توجه و ابعاد آن تفاوت معنی داری وجود نداشت.ازسویدیگر با توجه به میانگین ها هر دو گروه کنترل توجه کمی داشتند.
تأثیر آموزش تحمل پریشانی بر توانایی تنظیم هیجانی و بهبود ﻧﺎرسایی ﻫیﺠﺎﻧی مبتلایان به اختلال نیمه بالینی خودارضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودارضایی مکمل تمایل جنسی است که نیازی به وجود شریک جنسی نیست و به دلیل تغییرات هورمورنی دوران نوجوانی به طور ناگهانی، افزایش می یابد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش تحمل پریشانی بر نارسایی ﻫیﺠﺎﻧی، تنظیم هیجانی، و تحمل پریشانی آزمودنی های 11 تا 14 سال دچار اختلال نیمه بالینی خودارضایی (4 فرد مبتلا به صورت تک بررسی) انجام شد. روش : در تک بررسی آزمایشی از نوع خط پایه چندگانه، فرایند درمان 8 جلسه ای بر روی چهار آزمودنی انجام شد. چهار بیمار سرپایی مبتلا به اختلال نیمه بالینی خودارضایی، قبل، حین، و پس از درمان با استفاده از پرسشنامه نارسایی هیجانی (تورنتو، 2005)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۱) و ﺗﺤﻤﻞ ﭘﺮیﺸﺎﻧﯽ ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ (علوی، 2011) ارزیابی شدند و برای عینی سازی میزان بهبودی از فرمول درصدی بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش تحمل پریشانی به بهبود هیجانات، افزایش تنظیم هیجانی، و تحمل پریشانی منجر شد و میزان بهبودی در تأثیر نارسایی هیجانی 44/48 درصد، در تنظیم هیجانی 50/29 درصد، و در ﺗﺤﻤﻞ ﭘﺮیﺸﺎﻧﯽ ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ 58/39 درصد بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش تحمل پریشانی باعث می شود که آزمودنی های مبتلا به اختلال خودارضایی بتوانند هیجانات مثبت و منفی خود را شناسایی کنند و در نتیجه نارسایی هیجانی در آنها، کاهش یافته و توانایی تنظیم هیجان و سطح تحمل تنیدگی، افزایش می یابد.
اثر بخشی تعاملی آموزش راهبردهای خودگردان-فراشناختی و خود پنداره تحصیلی بر مولفه های تاب آوری و هیجانات مثبت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
141 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تعاملی آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان-فراشناختی وخودپنداره تحصیلی برمولفه های تاب آوری تحصیلی و هیجانات تحصیلی مثبت دانش آموزان انجام گرفت. روش: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهر تبریز بودند. نمونه آماری این پژوهش شامل 60 نفر از دانش آموزان بودند که از طریق مطالعه مقدماتی و غربالگری با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و با استفاده از روش جایگزینی هدفمند در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس عاملی چندمتغیره استفاده شد. نتایج: آموزش راهبردهای خودگردان فراشناختی موجب افزایش و بهبود مؤلفه های تاب آوری تحصیلی و هیجانات مثبت تحصیلی شده است و اثر تعاملی متغیرها در تمامی مولفه های تاب آوری و هیجانات مثبت تحصیلی معنی دار بود. نتیجه گیری: با آموزش راهبردهای خودگردانی فراشناختی و همچنین توجه به نقش تعاملی خودپنداره تحصیلی می توان تاب آوری تحصیلی و هیجانات مثبت تحصیلی را افزایش داد. این پژوهش دارای تلویحاتی برای مدیران، معلمان و مشاوران مدرسه است که می توانند از نتایج آن برای بهبود پیشرفت دانش آموزان استفاده نمایند
بررسی نقش میانجی رضایت شغلی در رابطه بین سبک های دلبستگی و تعهد سازمانی در کارکنان اداره بهزیستی شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک دلبستگی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی در کارکنان اداره بهزیستی شهریار صورت گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان شاغل در اداره بهزیستی شهرستان شهریار بود که در مجموع 148 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان به دست آمد که 118 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه سبک دلبستگی کالینز و رید (1990)، رضایت شغلی هاكمن و اولدهام (1975) و پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و میر (1996) را شامل می شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون همزمان و تحلیل مسیر توسط نرم افزارهای آماریSPSS و Lisrel استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که رابطه ی بین سبک دلبستگی ایمن با رضایت شغلی و تعهد سازمانی مثبت معنادار، بین سبک دلبستگی اجتنابی با رضایت شغلی و تعهد سازمانی منفی معنادار بود. رابطه ی بین سبک دلبستگی اضطرابی با رضایت شغلی معنادار نبود، امّا رابطه ی آن با تعهد سازمانی معنادار بود. نتایج تحلیل رگرسیون به روش همزمان نشان داد که سبک دلبستگی ایمن با مقدار (540/0 =ß 1 و 324/0 =ß 2 ) و سبک دلبستگی اجتنابی با مقدار (267/0- =ß 1 و 217/0- =ß 2 ) پیش بین معنادار رضایت شغلی و تعهد سازمانی بودند. نتایج تحلیل مدل مسیر نیز نشان داد که تنها اثرات سبک دلبستگی ایمن با رضایت شغلی و تعهد سازمانی مورد تأیید قرار گرفت. به طوری که، سبک دلبستگی ایمن نه تنها به صورت مستقیم، بلکه به طور غیرمستقیم از طریق میانجیگری متغیر رضایت شغلی بر تعهد سازمانی اثر معنادار داشت. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی به ویژه دلبستگی ایمن نقش مهمی در رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان بهزیستی ایفا می کند.
اثر بخشی درمان پردازش مجدد هولوگرافیک بر معنای زندگی، ترس از ارزیابی منفی و نشخوار فکری زنان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
49 - 70
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثر بخشی درمان پردازش مجدد هولوگرافیک بر معنای زندگی، ترس از ارزیابی منفی و نشخوار فکری زنان افسرده انجام گرفت. این پژوهش در چارچوب یک مطالعه آزمایشی تک موردی همراه با طرح خطوط پایه چندگانه انجام شد. نمونه این پژوهش دو زن دارای تشخیص افسردگی از بین مراجعه کنندگان اورژانس اجتماعی شهرستان بادرود بود که تحت 12 جلسه درمان پردازش مجدد هولوگرافیک قرار گرفتند. هر دو آزمودنی دوهفته قبل از شروع جلسات پرسشنامه های معنای زندگی استیگر و همکاران (2006)، ترس از ارزیابی منفی لری (1983) و نشخوار فکری نولمن-هوکسیما و مورو (1991) را تکمیل نمودند. در ادامه یک روز قبل از جلسه اول و همچنین در جلسات چهارم و هشتم ودوازدهم و در نهایت یک ماه بعد از پایان جلسات به منظور پیگیری پرسشنامه ها در اختیار آزمودنی ها قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل نموداری و تعیین درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا استفاده شد. یافته ها نشان داد پیشرفت های بالینی و آماری معناداری در بهبود معنای زندگی، ترس از ارزیابی منفی و نشخوار فکری بعد از درمان بدست آمد (01/0>p). در پیگیری هم پیشرفت های بدست آمده در طول درمان حفظ شد که نشان از پایداری اثر مداخله می داد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گیری کرد که درمان پردازش مجدد هولوگرافیک بر افزایش معنای زندگی، و کاهش ترس از ارزیابی منفی و نشخوار فکری زنان افسرده تأثیر معنی داری دارد.
نقش تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها در پیش بینی ناهماهنگی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هشتم تیر ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۳۷)
111-120
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها در پیش بینی ناهماهنگی های شناختی صورت گرفته است. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در سال تحصیلی 98-1397 بود. در مطالعه حاضر، 200 دانشجو دختر و پسر (100 دانشجو دختر و 100 دانشجو پسر) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس تعامل فرا اجتماعی با فرد مشهور (بوکارنی و براون، 2007)، مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور (مک کاتچئون و همکاران، 2002) و پرسشنامه ناهماهنگی شناختی مرتبط با افراد مشهور محقق ساخته استفاده شد. داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل گردیدند. نتایج نشان داد، تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها با ناهماهنگی شناختی مرتبط با افراد مشهور همبستگی مثبت دارند. همچنین تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها به صورت معناداری قادر به پیش بینی ناهماهنگی های شناختی مرتبط با افراد مشهور می باشند. بر طیق نتایج، تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها، عواملی بسیار مهم در ناهماهنگی شناختی به شمار می روند. بدین معنا که افزایش درآمیختگی با افراد مشهور مورد علاقه منجر به افزایش ناهماهنگی شناختی پرستشگران افراد مشهور در مقابل شناخت های ناخواستنی در مورد افراد مشهور مورد علاقه شان می گردد.
رابطه احساس غربت با احساس تنهایی و نگرش به ارتباط با غیر هم جنس در دانشجویان غیربومی ساکن در خوابگاه های دانشگاه سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه احساس غربت با احساس تنهایی و نگرش به ارتباط با غیر هم جنس در دانشجویان غیربومی ساکن در خوابگاه های دانشگاه سیستان و بلوچستان بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان پسر و دختر غیربومی ساکن در خوابگاه های دانشگاه سیستان و بلوچستان بود. نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه های احساس غربت آرچر و همکاران (1998)، احساس تنهایی راسل و همکاران (1978) و نگرش و گرایش به ارتباط با غیرهم جنس کردلو (1380) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره انجام گرفت. طبق یافته ها، بین نمره کلی احساس غربت و زیرمقیاس های دلبستگی به خانه و نارضایتی از بودن در دانشگاه با احساس تنهایی ارتباط مستقیم و معنادار گزارش شد و نارضایتی از بودن در دانشگاه پیش بینی کننده معناداری برای احساس تنهایی دانشجویان بود (05/0> P ). بین مولفه های احساس غربت با نگرش به ارتباط با غیرهم جنس ارتباط معناداری گزارش نشد (05/0< P ). به طور کلی احساس غربت پیش بینی کننده معناداری برای احساس تنهایی بود، اما نتوانست نگرش به ارتباط با غیر هم جنس را تبیین نماید. با این وجود، توجه به مشکلات دانشجویان غیربومی در برنامه های آموزشی دانشگاه ها ضروری به نظر می رسد.
مقایسه انعطاف پذیری شناختی، اجتناب شناختی و ناگویی خلقی در دانش آموزان پسر با و بدون اختلال لکنت زبان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مبتلایان به لکنت مانند سایر افراد مستعد رنج بردن از ترس ها، استرس، نگرانی ها و اضطراب هستند. هدف: هدف از این پژوهش مقایسه انعطاف پذیری شناختی، اجتناب شناختی و ناگویی خلقی در دانش آموزان پسر با و بدون اختلال لکنت زبان مقطع متوسطه شهر تهران است. روش: روش این پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی ۹۷-۱۳۹۶ تشکیل دادند. از میان نواحی آموزش و پرورش، ناحیه ۱۸ به صورت تصادفی انتخاب و از بین تمامی مدارس ناحیه آموزشی مذکور، تعداد ۳۰ دانش آموز پسر دارای اختلال لکنت زبان به روش نمونه گیری هدفمند و ۳۰ دانش آموز پسر بدون لکنت زبان به روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان حجم نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسش نامه های انعط اف پ ذیری ش ناختی دنیس و ون دروال، اجتناب شناختی سکستون و داگاس، ناگویی خلقی تورنتو و شدت لکنت رایلی استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که نمرات میانگین دانش آموزان دارای اختلال لکنت در مقایسه با همتایان عادی در انعطاف پذیری شناختی پایین تر، اما در اجتناب شناختی و ناگویی خلقی بالاتر است (۰/۰۵ p< ). نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به اختلال لکنت نسبت به همتایان عادی خود در متغیرهای انعطاف پذیری شناختی ضعیف تر و در اجتناب شناختی و ناگویی خلقی نسبت به افراد عادی بالاترند.
ساخت و اعتباریابی مقیاس بهزیستی روان شناختی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی موانع محیطی در تربیت دینی فرزندان
حوزههای تخصصی:
تربیت دینی به عنوان یکی از ابعاد تربیت، از آغاز اسلام دچار موانعی برای دستیابی به مبانی دینی بوده است. ازجمله این موانع، موانع محیطی است که نابهنجاری خانواده، مدرسه، دوستان، اجتماع و محیط طبیعی را شاملمی شود. فرد در تعامل با محیط، رشد م یکند و دچار گرای شهای متفاوت با دین و یا متعارض با آن م یشود. پژوهشحاضر با توجه به اهمیت عنصر محیط برای متصدیان امر تربیت، به جهت عملکرد موفق در انجام برنام هها، به بررسیموانع محیطی در تربیت دینی فرزندان م یپردازد و بیانگر این مطلب است که محیط نامناسب، سبب انحراف از مسیردرستِ تربیت م یشود. بنابراین، با کاوش در این مسئله، در جهت برطرف نمودن موانع و کاستن آسیب ه ای محیطبر تربیت دینی گام بر م یدارد. روش کار این مقاله، کتابخان های اسنادی و به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده ازمنابع مورد نیاز تربیتی است.
مقایسه فراخنای ارقام در کودکان با و بدون اختلال یادگیری غیرکلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر فراخنای ارقام را در بین کودکان اختلال یادگیری غیرکلامی و عادی مورد بررسی قرار داده است. طرح پژوهش از نوع علی-مقایسه ای بود و جامعه پژوهش را دانش آموزان مقطع ابتدایی پایه چهارم و پنجم تشکیل می دادند. برای این منظور، 60 دانش آموز مقطع ابتدایی با میانگین سنی بین 83/10 که تعداد 30 نفر دارای اختلال یادگیری غیرکلامی که از طریق مقیاس گلدستین غربال شدند به صورت نمونه گیری هدفمند دردسترس از مراکز اختلال یادگیری و 30 نفر دانش آموز عادی به صورت نمونه گیری تصادفی ساده در سال 1395 در شهر تهران انتخاب شدند و خرده مقیاس فراخنای ارقام وکسلر کودکان بر روی آن ها انجام شد. نتایج حاصل از آزمون من ویتنی یو نشان داد که بین دو گروه کودکان اختلال یادگیری غیرکلامی و کودکان عادی تفاوت معناداری از لحاظ حافظه عددی مستقیم و حافظه عددی معکوس وجود دارد، بدین ترتیب که کودکان گروه عادی از لحاظ فراخنای حافظه عملکرد بهتری نسبت به کودکان گروه اختلال یادگیری غیرکلامی دارند . هم چنین نتایج آزمون t مستقل نشان داد که کودکان عادی نسبت به کودکان دارای اختلال یادگیری غیرکلامی در سطح بالاتری از نظر نمره فراخنای ارقام قرار دارند. معنی دار بودن تفاوت بین دو گروه کودکان اختلال یادگیری غیرکلامی و کودکان عادی از لحاظ فراخنای ارقام هم در حافظه عددی مستقیم و هم در حافظه عددی معکوس شواهد روان شناختی خوبی را در تایید یافته های پژوهشی مربوط به نارسایی های حافظه کاری در حوزه نارسایی های تحولی از جمله اختلا ل های یادگیری غیرکلامی فراهم کند.
اعتباریابی و هنجاریابی پرسش نامه های شخصی تی - شغلی DISC و HPI در بین کارکنان سازمان پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر ابزارهای موجود برای سنجش شخصیت در کشور به منظور قضاوت درباره افرادی به کار می روند که در محیط های بالینی ارزیابی می شوند. این ابزارها در محیط های سازمانی کاربرد چندانی ندارند؛ ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نیم رخ ساز شخصیت (مؤسسه یادگیری کارلسون، 1994)، پرسش نامه شخصیت هوگان (هوگان و هوگان، 1995)، بررسی اعتبار ملاکی هم زمان این ابزارها با تیپ نمای مایرزبریگز (مایرز و بریگز، 1962) و HEXACO اشتون و لی، 2000) در دو مطالعه مستقل انجام شده است. نمونه مطالعه اول شامل 230 نفر و مطالعه دوم شامل سیصد نفر می شود که از میان کلیه کارکنان شرکت پالایش و پخش فراورده های نفتی اصفهان با روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از شاخص های رتبه درصدی، تحلیل عوامل تأییدی و ضریب هم بستگی پیرسون تحلیل شده اند. یافته ها از تأیید اعتبار ملاکی پرسش نامه های و حکایت می کند. در این پژوهش هنجارهای دو ابزار اصلی شخصیت در محیط سازمانی برای نخستین بار به دست آمده است. هنجارهای مذکور در فعالیت های مهم منابع انسانی، ازجمله گزینش کارکنان، طبقه بندی شغلی و نظام جانشینی، کاربرد دارند.
رابطه انطباق پذیری و سنگر مسیر شغلی کارکنان مراکز درمانی: نقش میانجی ادراک موفقیت مسیر شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ادراک موفقیت مسیر شغلی (موفقیت ذهنی و رضایت مسیر شغلی) در رابطه بین انطباق پذیری و سنگر مسیر شغلی کارکنان مراکز درمانی انجام شد و یک پژوهش کمی از نوع هم بستگی بود. جامعه آماری شامل کارکنان مراکز درمانی جنرال وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در شهر اصفهان بود. از این جامعه، سه مرکز درمانی و نمونه ای به حجم 367 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و متناسب با حجم رسته درمانی و اداری انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس های سنگر مسیر شغلی، خودارزیابی عملکرد مسیر شغلی، رضایت مسیر شغلی و انطباق پذیری مسیر شغلی بود. نتایج مدل سازی معادله ساختاری نشان داد که انطباق پذیری مسیر شغلی با سنگر مسیر شغلی به طور مستقیم رابطه منفی معنادار داشت (01/0>p)، اما به طور غیرمستقیم از طریق موفقیت ذهنی و رضایت مسیر شغلی با سنگر مسیر شغلی رابطه مثبت معنادار داشت (0001/0>p). یافته ها حاکی از نقش میانجی ادراک موفقیت مسیر شغلی در رابطه بین انطباق پذیری و سنگر مسیر شغلی بود. به طور کلی انطباق پذیری مسیر شغلی به کاهش سنگر مسیر شغلی منجر می شود؛ از طرفی انطباق پذیری مسیر شغلی با افزایش ادراک موفقیت مسیر شغلی، می تواند به افزایش سنگر مسیر شغلی نیز منجر شود.