فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۷۴۱ تا ۱۴٬۷۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی کتاب های درسی دوره متوسطه دوم از نظر توجه به مؤلفه های پیشگیری از وابستگی به مواد انجام شد. روش این پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا بود. جامعه پژوهشی شامل همه کتاب های درسی دوره متوسطه دوم بود که در سال1397 چاپ شده است. نمونه گیری انجام نشد و همه جامعه پژوهشی بررسی شد. ابزار جمع آوری اطلاعات سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بود که روایی آن به وسیله متخصصان و کارشناسان مربوطه تایید شد.یافته های پژوهش نشان داد که فراوانی مؤلفه های رویکرد پیشگیری از وابستگی به مواد، در دوره متوسطه دوم در رشته علوم تجربی 197 مورد، در رشته علوم انسانی 173 مورد و در رشته ریاضی 165 مورد است. در پایه های دهم و یازدهم توجه کافی به مؤلفه های رویکرد پیشگیری از وابستگی به مواد نشده است. همچنین در کتاب های درسی دوره متوسطه دوم به مؤلفه های «جرم و قوانین مرتبط با وابستگی به مواد»، «سابقه تاریخی مصرف موادمخدر»، «نقش استعمار در گسترش موادمخدر» هیچ اشاره ای نشده است. بر این اساس پیشنهاد می شود در کتاب های دوره متوسطه دوم (به ویژه در پایه های دهم و یازدهم) توجه بیشتری به مؤلفه های پیشگیری از وابستگی به مواد شود.
تحول ادراک دیداری و فرافکنی در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تحولی ادراک دیداری و فرافکنی در دانش آموزان بود. 129 دانش آموز(۶۰ پسر، ۶۹ دختر) از منطقه ۲ تهران در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۷، بااستفاده از روش نمونه برداری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها شامل ۴۴ نفر در مقطع پیش دبستانی، 42 دانش آموز کلاس اول و 43 دانش آموز کلاس سوم بودند. طرح پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود و آزمودنی ها آزمون تصاویر درهم آندره ری(ری، ۱۹۴۱) و آزمون ترسیم درخت (کخ، ۱۹۴۹) را کامل کردند. سپس تحلیل واریانس تک متغیری و چندمتغیری و آزمون همبستگی پیرسون به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد که ادراک دیداری و فرافکنی کودکان با افزایش سن و مقطع تحصیلی تحول می یابد. همچنین نتایج نشان داد که کودکان با سنین مختلف از نظر ادراک دیداری و فرافکنی با هم تفاوت دارند و عملکرد آنها با افزایش سن بهبود پیدا می کند.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی زوجی بر ارتقاء احساسات مثبت زوجین جوان شهر بوشهر
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش پیش از ازدواج با تأکید بر ذهن آگاهی بر احساسات مثبت زوجین انجام گرفت. جامعه و نمونه این پژوهش زوجین شهر بوشهر است که جهت کلاس های آموزشی قبل از ازدواج به مراکز بهداشت شهر بوشهر مراجعه نموده اند. 34 زوج 35-20 ساله مراجعه کننده داوطلب با گمارش تصادفی 17 زوج در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش عبارت اند از: پرسشنامه ی احساسات مثبت اُلری (1975). روش پژوهش طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. سپس با آزمون تحلیل کوواریانس داده ها تجزیه وتحلیل شدند نتایج تحلیل کوواریانس نشان می دهد که مداخله به شیوه ی ذهن آگاهی زوجی بر احساسات مثبت زوجین و دوره ی پیگیری تأثیر مثبت و معناداری دارد (05>p).
نقش ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی در پیش بینی سلامت روان مادران دارای کودک کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ششم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۸)
176-187
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وجود کودک کم توان ذهنی در یک خانواده، سلامت روانی اعضای آن را به خطر می اندازد، با این وجود متغیرهای دیگری نیز در تبیین وضعیت روان شناختی والدین این کودکان نقش ایفا می کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی با سلامت روانی مادران دارای کودک کم توان ذهنی بود. روش: تعداد 92 نفر از مادران دارای حداقل یک فرزند کم توان ذهنی آموزش پذیر در دامنه سنی 6 تا 14 سال به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. روش نمونه گیری به صورت در دسترس بود. آزمودنی ها به پرسشنامه ای متشکل از مقیاس های ذهن آگاهی ( براون و ریان، 2003) ، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (زیمت، دهلم، زیمت و فارلی، 1998) ، افسردگی، اضطراب و تنیدگی (لاویبوند و لاویبوند، 1995) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد ذهن آگاهی با ابعاد افسردگی، اضطراب، و تنیدگی، رابطه معنی دار و معکوسی دارد (0/01 P< )؛ یعنی میزان بالای ذهن آگاهی با سطح پایین افسردگی، اضطراب، و تنیدگی، همراه است. اما بین حمایت اجتماعی و سلامت روان، رابطه معنی داری به دست نیامد. نتایج همچنین نشان داد که ذهن آگاهی توانست به صورت معنی داری افسردگی (بتا= 0/50) و اضطراب (بتا= 0/46) مادران را پیش بینی کند (0/001 P< )، اما تنیدگی مادران توسط هیچ کدام از متغیرهای ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی، پیش بینی نشد. نتیجه گیری: از آنجا که نگهداری از کودک کم توان ذهنی، تنیدگی، اضطراب، و افسردگی مادران را افزایش می دهد، بنابراین لزوم طراحی مداخلات روان شناختی مبتنی بر افزایش ذهن آگاهی، ضروری است.
اثربخشی امیددرمانگری گروهی مبتنی بر نظریه ی اسنایدر بر کیفیت زندگی مردان با ناتوانی جسمی - حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم بهار (خرداد) ۱۳۹۸ شماره ۷۵
317-326
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات مختلف نشان دادند که امیددرمانگری اثرات معنی داری بر بهبود کیفیت زندگی، امید و بهزیستی روانشناختی، حرمت خود و کاهش تنیدگی، اضطراب و افسردگی افراد دارد. آیا این درمان می تواند بر بهبود کیفیت زندگی مردان دارای ناتوانی جسمی - حرکتی نیز مؤثر باشد؟ هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی امیددرمانگری گروهی مبتنی بر نظریه اسنایدر بر کیفیت زندگی مردان ناتوان جسمی - حرکتی بود. روش : این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی مردان ناتوان جسمی - حرکتی تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر کامیاران در سال 95-1394 تشکیل می دادند.تعداد 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، امیددرمانگری (اسنایدر، 2000) را طی 8 جلسه دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسشنامه ی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1991) استفاده شد. داده ها با روش آماری کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: امیددرمانگری بر کیفیت زندگی مردان ناتوان جسمی - حرکتی تأثیر معنی داری داشت (0/01> p ). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت امیددرمانگری گروهی می تواند در افزایش کیفیت زندگی افراد ناتوان اثربخش باشد.
نقش ناگویی طبعی، برانگیختگی وهوش هیجانی در پیش بینی عود اختلال سؤمصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم تابستان (تیر) ۱۳۹۸ شماره ۷۶
467-477
حوزههای تخصصی:
زمینه: عود در سوء مصرف کنندگان مواد شیوع بالایی دارد، اما آیا ناگویی طبعی، برانگیختگی و هوش هیجانی می توانند نقشی در پیش بینی آن داشته باشند؟ هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش ناگویی طبعی، برانگیختگی و هوش هیجانی در پیش بینی عود اختلال سوء مصرف مواد بود. روش: روش پژوهش توصیفی - همبستگی و از بین مراجعه کنندگان به مراکز ترک اعتیاد 120 نفر به روش هدفمند انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس های پیش بینی بازگشت به مصرف مواد رایت وهمکاران (2001)، ناگویی طبعی تورنتو(1994)، برانگیختگی بارت (2004) و هوش هیجانی برادبری و گریوز (2005) جمع آوری شد و با کمک آزمون های پیرسون و رگرسیون تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ناگویی طبعی، دشواری در تشخیص احساسات، نمره کلی برانگیختگی و ابعاد برانگیختگی حرکتی و برانگیختگی شناختی با عود مصرف رابطه مثبت معنی دار، برانگیختگی عدم برنامه ریزی، هوش هیجانی، خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط با عود مصرف رابطه منفی معنی داری دارند (0/01 p< ). و از بین آنها برانگیختگی عدم برنامه ریزی و حرکتی و مدیریت روابط از مؤلفه های هوش هیجانی توانستند عود مصرف را پیش بینی کنند (0/01 p< ). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت با افزایش ناگویی طبعی و برانگیختگی کلی، عود مصرف مواد افزایش یافته و با افزایش هوش هیجانی از عود مصرف کاسته می شود.
اعتیاد و روان شناسی مثبت گرا، بررسی اثربخشی درمان مثبت گرا بر شاخص شدت اعتیاد در مردان وابسته به مت آمفتامین، یک کارآزمایی بالینی تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هشتم شهریور ۱۳۹۸ شماره ۶ (پیاپی ۳۹)
183-190
حوزههای تخصصی:
روان شناسی مثبت گرا شاخه ای نوین از علم روان شناسی به شمار می آید که تکیه بر توان مندی ها را جایگزین نگاه آسیب شناختی نموده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بهزیستی درمانی بر شاخص شدت اعتیاد در مردان وابسته به محرک انجام شد. در یک مطالعه تجربی تک سایت در قالب کارآزمایی بالینی تصادفی با گروه کنترل و پیش آزمون و پس آزمون پنجاه مرد (سنین 45-18 با میانگین سنی: 4/29) در فاز پرهیز از مصرف مت آمفتامین از بین مددجویان بستری در کمپ اقامتی (مواد محرک) شهرکرج با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و با استفاده از نرم افزار اکسل آفیس به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی(25= n ) و کنترل (25= n ) تخصیص داده شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه هفتگی (هر جلسه 50 دقیقه) تحت درمان گروهی بهزیستی رایف قرار گرفت و گروه کنترل صرفا درمان های روتین مرکز را دریافت نمود. سپس، دو گروه در دو نوبت پیش آزمون و پس آزمون توسط پرسشنامه شدت اعتیاد (میزان پاسخ دهی=92%) مورد ارزیابی قرار گرفتند. از شرکت کنندگان دو بار در هفته تست ادرار با آستانه مفروض سی صد نانوگرم در میلی لیتر به منظور احراز اطمینان از پایبندی به پرهیز از مصرف به عمل آمد. داده ها توسط آزمون تحلیل کواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین داده های کیفی حاصل از ارزیابی های دموگرافیک کدگذاری و به کمک ابزار تحلیل داده های کیفی Atlas.ti-5.2 مورد تحلیل قرار گرفتند. تحلیل داده ها نشان داد که بهزیستی درمانی تاثیر معناداری بر بهبود شاخص شدت اعتیاد با فاصله اطمینان 4/26 (95/33-85/18) ایفا نموده است (01/00> p ). یافته های این پژوهش می تواند در ارزیابی، طرح ریزی مداخلات درمانی و مسیر پژوهش های آتی در مصرف کنندگان مت آمفتامین سودمند باشد.
نقش هیجان های پیشرفت در بهزیستی جسمانی با میانجیگری خودارزیابی مثبت و احساس های بدنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بهزیستی جسمانی (Physical well-being) از ملاک های اصلی کیفیت زندگی است و هیجان ها (Emotions) از عوامل مهمی هستند که زمینه بهزیستی جسمانی را فراهم می کنند. ازاین رو، در مطالعه حاضر رابطه هیجان های پیشرفت با بهزیستی جسمانی دانش آموزان و شناخت فرایندهای ارتباطی بین آن ها مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران بود. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی (1146 نفر) انتخاب شدند. پرسشنامه هیجان های پیشرفت (Achievement Emotions Questionnaire یا AEQ)، مقیاس بهزیستی جسمانی (Physical well-being scale)، مقیاس خودارزیابی مثبت (Self-evaluation scale) و مقیاس احساس های بدنی (Bodily sensation scale) برای گردآوری داده ها استفاده شد. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، چولگی و کشیدگی) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و روش مدل یابی معادلات ساختاری) در نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شد. یافته ها: مدل بهزیستی جسمانی در نمونه پژوهش برازنده بود (073/0=RMSEA، 78/2=χ2/df). مسیر هیجان های پیشرفت و بهزیستی جسمانی مثبت و معنادار بود. اثر خودارزیابی مثبت بر بهزیستی جسمانی و اثر احساس های بدنی بر بهزیستی جسمانی نیز مثبت و معنادار بود. همچنین، خودارزیابی مثبت و احساس های بدنی در رابطه بین هیجان های پیشرفت با بهزیستی جسمانی نقش میانجی داشتند. نتیجه گیری: هیجان های پیشرفت نقش مهمی در تعیین بهزیستی جسمانی دانش آموزان دارا هستند. مسیرهای شناختی (خودارزیابی مثبت) و عاطفی (احساس های بدنی) حمایت گر این رابطه هستند. شناخت و توجه به این متغیرها عاملی کلیدی در بهزیستی جسمانی دانش آموزان است.
مقایسه تأثیر درمان شناختی-رفتاری با درمان روانی-اجتماعی بر پاسخ های نشخواری و نگرشهای ناکارآمد مبتلایان به افسردگی مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش مقایسه تأثیر درمان شناختی -رفتاری با درمان روانی-اجتماعی بر پاسخ های نشخواری و نگرشهای ناکارآمد مبتلایان به افسردگی مزمن بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با دوگروه آزمایش، بود. جامعه آماری پژوهش تمامی بیماران مبتلاء به افسردگی مزمن بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند از میان مراجع کنندگان به مراکز مشاوره و یا مطب روانپزشکان شهر اصفهان تعداد 30 نفر انتخاب شد و سپس براساس تخصیص تصادفی افراد به دو گروه آزمایش با درمان روانی-اجتماعی و شناختی-رفتاری، (هرگرو15نفر) گمارده شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه های نگرشهای ناکارآمد (DAS) و پاسخ های نشخواری(RRS) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل آزمون واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان میدهند؛ میزان نشخوار فکری و نگرش های ناکارآمد با هر دو درمان کاهش یافته است. اما بین دو درمان در میزان نشخوار فکری تفاوت معنی داری وجود داشته و اثربخشی درمان روانی-اجتماعی به نسبت درمان شناختی-رفتاری بیشتر بوده است. اما بین دو درمان در نگرش های ناکارآمد تفاوت معنی داری وجود نداشته است. همچنین اثربخشی درمان روانی-اجتماعی در مردان در مقایسه با زنان بیشتر بوده است.
تبیین افسردگی بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و احساس انسجام در مادران دارای فرزند مبتلا به اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هشتم شهریور ۱۳۹۸ شماره ۶ (پیاپی ۳۹)
103-112
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین افسردگی بر اساس مولفه های انعطاف پذیری روانشناختی و حس انسجام در مادران دارای فرزند مبتلا به اوتیسم انجام شده است. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش در برگیرنده کلیه مادران دارای فرزند اوتیسم شهر تهران در سال 1396 بود که به روش نمونه گیری در دسترس از انجمن اوتیسم ایران انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر شامل سؤال های پرسشنامه افسردگی بک (1994)، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و احساس انسجام آنتونوسکی (1987) بود. سپس، داده ها از طریق نرم افزار SPSS.v21 و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شد. بر اساس یافته های پژوهش، ارتباط معناداری بین مؤلفه های احساس انسجام و انعطاف پذیری روان شناختی با افسردگی مادران وجود دارد (05/0 > P ). همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد متغیرهای کنترل پذیری، ادراک کنترل پذیری و ادراک توجیه رفتار به ترتیب 19 درصد تغییرات افسردگی را پیش بینی می کنند. با توجه به یافته های پژوهش، احساس انسجام و انعطاف پذیری روان شناختی نقش کلیدی در افسردگی مادران دارند. بنابراین، با طراحی مداخلات روان شناختی بر اساس این متغیرها می توان افسردگی را در این مادران بهبود بخشید. مضامین نظری و کاربردی نتایج ارائه شده در پژوهش حاضرمورد بحث قرارگرفته است
اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک کوتاه مدت گروهی بر کیفیت زندگی دختران نوجوان با علایم اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی اجرای گروهی فنون رفتار درمانی دیالکتیکی به صورت کوتاه مدت بر کیفیت زندگی نوجوانان دختر دارای علایم اختلال شخصیت مرزی بود. در یک طرح نیمه آزمایشی پس از غربالگری ، از میان افراد حائز شرایط و54 نفرحاضر به شرکت در پژوهش شدند که بر اساس سطح نمره به روش تصادفی ساده به دو گروه مساوی تقسیم شدند، گروه آزمایش رفتار درمانی دیالکتیکی را به شیوه گروهی فشرده( طی 12 جلسه دو ساعته ، هفته ای 3 بار) دریافت کردند، در حالیکه گروه کنترل درمانی دریافت نداشتند. شرکت کنندگان مقیاس کیفیت زندگی را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری تکمیل کردند. داده های بدست با آزمون تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج تفاوت های معناداری را میان دو گروه در پس آزمون برای میانگین مولفه های: 1- عملکرد جسمی(0.003) 2- محدودیت نقش/هیجانی(0.042)3- انرژ ی/ خستگی(0.001)4- بهزیستی هیجانی(0.001)5- عملکرد اجتماعی(0.003) 6- درد(0.001) 7- سلامت عمومی(0.001) و نیز نمره کل کیفیت زندگی(0.003) نشان داد. در پیگیری 4 ماهه نیز این نتایج در مولفه های عملکرد جسمی(0.013)، عملکرد اجتماعی(0.030)، شاخص کل کیفیت(0.049) زندگی پایدار بودند.
تأثیر آموزش هوش معنوی بر خود پنداره دانش آموزان دختر دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش هوش معنوی بر خودپنداره دانش آموزان دختر دوره متوسطه انجام شد. این مطالعه با روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه ناحیه یک آموزش وپرورش شهر کرج بود که تعداد آن ها 2325 نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه هوش معنوی کینگ و پرسشنامه خود پنداره دولت آبادی استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش هوش معنوی در بین ابعاد شش گانه خودپنداره بر ابعاد جسمانی، آموزشی، عقلانی و خلق و خوی دانش آموزان تأثیر معناداری داشته و بر ابعاد اخلاقی و اجتماعی تأثیر معناداری ندارد. در نتیجه می توان گفت هوش معنوی بر خودپنداره دانش آموزان تأثیر دارد و توجه به هوش معنوی در برنامه درسی به دانش آموزان در شکل گیری و بهبود خود پنداره مثبت کمک کند.
اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مبتنی - بر ذهن آگاهی به مادران بر سرزندگی فرزندان با اختلالات ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم پاییز (مهر) ۱۳۹۸ شماره ۷۹
829-838
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات متعددی اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی را در زمینه های مختلف نشان داده است اما آیا آموزش ذهن آگاهی به مادران بر سرزندگی فرزندان با اختلالات ویژه یادگیری آنها مؤثر است . هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به مادران بر سرزندگی فرزندان اختلال یادگیری آنها در شهر تهران انجام شد. روش: پژوهش شبه آزمایشی و از نوع طرح های پیش آزمون پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را تمام مادران و دانش آموران ۸ تا ۱۲ ساله ی دارای اختلال یادگیری شهر تهران تشکیل می دادند که از بین آنها ۵۶ نفر (۲۸ مادر و ۲۸ کودک) به شیوه نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، آزمون ترسیمی سرزندگی (فیروزی، ۱۳۹ ۳ ) بود که قبل و بعد از مداخله و در مرحله ی پیگیری ۳ ماهه بروی هر دو گروه گواه و آزمایش اجرا شد. آزمودنی های گروه آزمایش در هشت جلسه دوساعته تحت درمان شناختی رفتاری - مبتنی بر ذهن آگاهی باگلز (۲۰۱۰) قرار گرفتند . گروه گواه هیچ گونه آموزش درمانی ویژه ای دریافت نکرد. یافته ها : تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که اگرچه آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به مادران بین نمرات سرزندگی فرزندان در گروه آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری ایجاد نکرد اما در طول دوره آموزش ذهن آگاهی مادران گروه آزمایش در حال افزایش و اثر اصلی درون گروهی زمان (پس آزمون، پیش آزمون و پیگیری) در گروه آزمایش به لحاظ آماری در سطح احتمال (0/05> P ) معنادار بود. نتیجه گیری: این به این معنی است که آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر روی سرزندگی کودکان با اختلالات ویژه یادگیری تأثیر گذاشته است اما برای تغییرات معنی دار به زمان بیشتری نیاز است.
اثربخشی درمان فراشناختی بر راهبردهای کنترل فکر زنان سرپرست خانوار شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم پاییز (آبان) ۱۳۹۸ شماره ۸۰
949-956
حوزههای تخصصی:
زمینه: مرور پژوهشی نشان می دهد که درمان مبتنی بر فراشناختی بر متغیرهای مختلفی تأثیر دارد و همچنین زنان سرپرست خانوار در راهبردهای کنترل فکر دچار مشکل هستند؛ اما مسأله این است که درمان فراشناختی بر راهبردهای کنترل فکر زنان سرپرست خانوار چه تأثیری دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان فراشناخت بر راهبردهای کنترل فکر زنان سرپرست خانوار شهر تهران انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. از جامعه زنان سرپرست خانوار شهر تهران در سال 1397، 40 زن سرپرست خانوار به صورت دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان فراشناختی ولز (2000) دریافت کردند. راهبردهای کنترل فکر با پرسشنامه راهبردهای کنترل فکر ولز ودیویس (1994) سنجیده شد و داده های پژوهش با استفاده از کواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج کواریانس نشان دادکه درمان فراشناختی بر افزایش راهبردهای کنترل فکر و مؤلفه های توجه برگردانی، کنترل اجتماعی و ارزیابی مجدد زنان سرپرست خانوار تأثیر معنی داری دارد (0/001≥ p ). نتیجه گیری: به منظور بهبود راهبردهای کنترل فکر و مؤلفه های آن یعنی توجه برگردانی، کنترل اجتماعی و ارزیابب مجدد زنان سرپرست خانوار می توان از درمان فراشناختی بهره گرفت.
الگوی رفتاری حضرت خدیجه کبری(علیها السلام) در ارتباط با همسر داری
حوزههای تخصصی:
لزوم شناخت الگوی کامل در تعاملات رفتاری همسران، موجب استحکام و بالندگی مهم ترین نهاد جامعه، یعنیخانواده م یشود. در این گستره، حضرت ا مالمؤمنین خدیجه کبری؟عها؟ به عنوان یکی از بهترین الگوها معرفی می شود.سیره ایشان در رابطه با همسر، معرف معیار ارزشی در این موضوع است. در این خصوص، از منابع تاریخی _ روایی بهشیوه کتابخانه ای بهره برده شده و از روش توصیفی _ تحلیلی، در ارائه مطالب، کمک گرفته شده است. در سیره رفتاریآن حضرت، یافته هایی چون درایت، نواندیشی و معنویت جویی، از مهم ترین اصول ارزشی در انتخاب شریک و همراهزندگی است. نیکو شوهرداری کردن در هنگام بروز سختی ها و برقراری روابط کلامیِ مورد علاقه با همسر، فرزندپروری،اطاعت پذیری و نگرش ارزش مدارانه نسبت به همسر، نمون ههایی از جلوه های بارز همسرداری خدیجه کبری(علیها السلام)است.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی همسران جانبازان
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
51 - 64
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همسران جانبازان ازنظر تعامل و ارتباط با جانباز از ویژگی های روان شناختی و اثرات نامطلوب رفتاری و شناختی او متأثر می شوند که این امر می تواند به طور جدی، انعطاف پذیری روان شناختی همسران جانباز را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی در همسران جانبازان انجام شد. روش: در این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل، 32 نفر از همسران جانباز مراجعه کننده به کلینیک شهر تهران در سال 1396 که از میزان انعطاف پذیری شناختی ضعیفی برخوردار بودند، به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (در هر گروه 16 نفر). مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، طی 8 جلسه (هرجلسه 120دقیقه) برای گروه آزمایش انجام شد. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI) استفاده شد و داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس با تعدیل اثر پیش آزمون مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج : یافته ها نشان داد که فرضیه های پژوهش مبنی بر تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی همسران جانبازان مورد تأیید قرار گرفته است و همسران جانبازان گروه آزمایش نسبت به جانبازان گروه کنترل در پس آزمون به طور معنی داری، انعطاف پذیری شناختی بیشتری داشتند (05/0 P <). بحث: آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی همسران جانبازان، اثربخش است و باعث افزایش انعطاف پذیری شناختی در آنان می شود.
نقش سبک های دلبستگی، سبک های عشق ورزی و ابرازگری هیجان در پیش بینی شادکامی معلمان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای معلمان، حیاتی است که در محل کار احساس شادکامی کنند؛ زیرا عملکرد بهتری خواهند داشت. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش سبک های دلبستگی، سبک های عشق ورزی و ابرازگری هیجان در پیش بینی شادکامی معلمان متأهل انجام شد. روش تحقیق حاضر توصیفی - مقطعی و از نوع همبستگی بود. تعداد 260 نفر از معلمان شهرستان رودسر با روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای از میان 30 مدرسه به طور تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های شادکامی آکسفورد، سبک های دلبستگی بشارت، ابرازگری هیجان کینگ و ایمونز و سبک های عشق ورزی استرنبرگ پاسخ دادند. تحلیل های همبستگی نشان دادند شادکامی با سبک دلبستگی ایمن، سبک عشق ورزی صمیمت، شور و اشتیاق و تعهد و ابرازگری هیجان، رابطه مستقیم دارد و با سبک دلبستگی ناایمن و دوسوگرا رابطه معکوس دارد. نتایج آزمون t استیودنت نشان دادند میانگین گروه مردان در مقایسه با زنان ازنظر شادکامی به طور معنی داری بیشتر است. تحلیل رگرسیون در گروه مردان نشان داد سبک دلبستگی ایمن و سبک عشق ورزی تعهد به طورمثبت و معنی دار و سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا به طور منفی 40 درصد از واریانس نمرات شادکامی را پیش بینی می کند. در گروه زنان نیز مشخص شد سبک دلبستگی دوسوگرا به طور معکوس و ابرازگری هیجان به شیوه مستقیم 52 درصد از نمرات شادکامی را پیش بینی می کند. در مجموع، سبک های دلبستگی، عشق ورزی متعهدانه (به طور خاص در مردان) و ابرازگری هیجان (به طور خاص در زنان) می توانند با اثرگذاری بر نحوه تعاملات و ارتباطات، شادکامی جامعه معلمان را تبیین کنند.
بررسی نقش شیوه های دل بستگی و سلامت روانی در روابط میان فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت شیوه های دل بستگی و سلامت روانی در زمینه های گوناگون زندگی ازجمله روابط میان فردی، به ویژه روابط زناشویی و روابط خانوادگی که از ارج بیشتری برخوردار است، در پژوهش حاضر به بررسی نقش شیوه های دل بستگی و سلامت روانی در روابط میان فردی دانشجویان پرداخته خواهد شد. روش طرح پژوهشی حاضر توصیفی از نوع رگرسیون چندگانه است. جامعه آماری شامل همه دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی بودند که به کتابخانه این دانشکده مراجعه می کردند. از این جامعه، به شیوه غیر احتمالی از نوع در دسترس، شمار 100 نفر (50 دختر و 50 پسر) انتخاب و به پرسشنامه های مهارت های ارتباطی بارتون (1990)، سلامت روانی گلدبرگ (1972) و آزمون دل بستگی هازن و شیور (1987)، پاسخ دادند. داده ها از طریق ابزار آماری رگرسیون چندگانه به شیوه ورود استاندارد، تحلیل گردید. فرضیه مدل حاضر، به طورکلی در سطح (001/0p
اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه ای بر شناخت اجتماعی، کنترل مهاری و اجتناب شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۱۷)
89 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه ای بر شناخت اجتماعی، کنترل مهاری و اجتناب شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی است. روش: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پسر دارای اختلال ریاضی پایه ششم ناحیه یک شهر تبریز در سال تحصیلی 98-97 بودند که از جامعه حاضر تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و در دو گروه مداخله و کنترل (15 نفر برای هر گروه) قرار گرفتند. گروه مداخله در معرض توانبخشی شناختی رایانه ای قرار گرفت و گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از آزمون های شناخت اجتماعی، کنترل مهاری، اجتناب شناختی و آزمون کی مت ریاضی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که توانبخشی شناختی رایانه ای بر شناخت اجتماعی، کنترل مهاری و اجتناب شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی تأثیر دارد و باعث افزایش شناخت اجتماعی و کاهش کنترل مهاری و اجتناب شناختی در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری: به کارگیری توانبخشی شناختی رایانه ای بر دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی پیشنهاد می گردد.
آزمون نقش میانجی هوش عاطفی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و کارگریزی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف آزمون نقش میانجی هوش عاطفی در رابطه بین سرمایه روان شناختی و کارگریزی شغلی انجام شد. روش پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی 120 کارمند دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد می باشد. بر اساس جدول کرجسی-مورگان 92نفربه شیوه تصادفی ساده بعنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش عبارتست از پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز (2007) با 24 گویه و پرسشنامه هوش عاطفی گلادسون (2009) با 20 گویه و پرسشنامه کارگریزی شغلی رافعیان (1392) با 10 گویه که دارای روایی صوری و محتوایی بودند. پایایی بوسیله آلفای کرونباخ به ترتیب 81/0، 88/0 و 71/0 بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 18 و PLS استفاده شد. با توجه به مقدار بدست آمده برای GOF به میزان 0.257، برازش مناسب مدل کلی تأیید می شود. مقدار ضریب مسیر میان سرمایه روان شناختی و هوش عاطفی 64/0 است. مقدار ضریب مسیر بین هوش عاطفی و کارگریزی شغلی 61/0- است. یافته ها نشان داد بین سرمایه روان شناختی و کارگریزی شغلی با نقش میانجی هوش عاطفی رابطه وجود دارد.