فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۷۸۱ تا ۱۴٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال هشتم دی ۱۳۹۸ شماره ۱۰ (پیاپی ۴۳)
161-170
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی مقیاس مسئولیت پذیری شخصی برای نوجوانان (مرگلر و شیلد، 2016) بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دوره ی متوسطه ی اول و دوم شهرستان فیروزآباد بودند که در سال 97-1396 به تحصیل اشتغال داشتند. شرکت کنندگان شامل300 دانش آموز (111 دختر و 189 پسر) متوسطه اول و دوم بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. این مقیاس پس از ترجمه فارسی و تایید روایی ترجمه مورد مطالعه ی مقدماتی قرار گرفت. نتایج تحلیل عامل اکتشافی حاکی از وجود دو عامل مجزای کنترل شناختی/پاسخ گویی و کنترل رفتاری/ هیجانی بود که بر روی هم 28/59 درصد واریانس کل نمرات را تبیین می کردند. پایایی ابزار نیز مطلوب بود و ضریب آلفای کرانباخ برای کنترل شناختی/پاسخ گویی برابر با 93/0 و برای کنترل رفتاری/ هیجانی 70/0 بدست آمد. نتیجه آن که این ابزار برای اندازه گیری مسئولیت پذیری شخصی دانش آموزان دوره ی اول و دوم متوسطه که در سنین نوجوانی قرار دارند با دو عامل مناسب به نظر می رسد
شکل گیری اختلال وسواس _ اجباری طهارت و نجاست بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی چگونگی شکل گیری اختلال وسواس اجباری طهارت و نجاست بر اساس منابع اسلامی است. بدین منظور این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام شد که پس از طی فرایند منبع شناسی و دسته بندی منابع و سپس تدوین، تنظیم، طبقه بندی، تلخیص و بیان مفهوم انبوهی از داده های گردآوری شده از این منابع و کاهش آنها به بخش های قابل کنترل و تفسیر، مبانی نظری این اختلال از منابع اسلامی استخراج شده و در مرحله بعد از مبانی نظری به دست آمده، چرخه شکل گیری این اختلال به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که بر اساس منابع اسلامی این اختلال دارای چرخه شکل گیری شش مرحله ای بدین ترتیب است: 1. قرار گرفتن در موقعیت وسواس اجباری طهارت و نجاست؛ 2. انتخاب؛ 3. وسوسه و اضطراب؛ 4. تمایل به وسواس؛ 5. انجام عمل وسواسی؛ 6. بازگشت به ابتدای چرخه و قرار گرفتن در موقعیت وسواس اجباری طهارت و نجاست.
رابطه دین داری و کمال گرایی والدین با سبک فرزندپروری والدین(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سبک های فرزندپروری اهمیت زیادی دارد. هدف کلی این پژوهش تعیین میزان رابطه دین داری با کمال گرایی و سبک های فرزندپروری است. روش پژوهش توصیفی همبستگی می باشد و برای آزمون فرضیات تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون، آزمون تحلیل واریانس (anova) و آزمون T استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه دین داری با فرزند پروری سهل گیرانه و آمرانه معنادار و مثبت می باشد. در مقابل رابطه کمال گرایی با فرزندپروری سهل گیرانه و آمرانه معنادار و معکوس می باشد. همچنین نتایج بیانگر این می باشد که میان دین داری و کمال گرایی با فرزندپروری مقتدرانه رابطه معناداری وجود ندارد.
The comparison of the motivation and personality risk profile in different substance use(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۲, Issue ۲ - Serial Number ۴, December ۲۰۱۹
89 - 100
حوزههای تخصصی:
Objective: This study investigates the different motives and substance use risk profile in opium and methamphetamine use. Method: The statistical sample includes Seventy-eight individuals with substance use history referred to drop-in center (DIC) that completed research instruments including demographic information (researcher-made questionnaire), substance use motives (Hecimovic, Barrett, Darredeau, and Stewart, 2014), and substance use risk profile scale (Woicik et al., 2009). Multivariate analysis of variance utilized for data analysis based on SPSS-24. Results: The results of the MANOVA indicated that availability, relaxation, enjoying, and sexual motives are significantly higher in individuals using methamphetamine. Also, the results of the substance use risk profile represent that there are significant differences in anxiety sensitivity, sensation-seeking, and impulsivity in opium and methamphetamine use. Conclusions: Findings indicate the important role of motives and substance use risk profile in the tendency to the different types of substances. These various motives and personality risk factors should be considered in educational settings and psychological treatment for different types of substance use, especially opiate or stimulating substances.
اثربخشی بازی درمانی بر عملکرد خواندن، مهارت های سازشی و مشکلات رفتاری دانش آموزان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ششم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۲۰)
200-214
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نارساخوانی یکی از مشکلات دانش آ موزان در دوران تحصیل است. این اختلال در زمینه های مختلف، تأثیرات منفی بر جای می گذارد و مانع پیشرفت تحصیلی می شود. هدف این پژوهش، اثربخشی بازی درمانی بر عملکرد خواندن، مهارت های انطباقی و مشکلات رفتاری دانش آموزان نارساخوان بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان نارساخوان پایه دوم ابتدایی شهر رشت در سال تحصیلی 96-95 بود که از بین آنها، 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و بر حسب شرایط ورود به پژوهش به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون نارساخوانی کرمی نوری و مرادی (1384)، مقیاس هوشی وکسلر کودکان (1974)، و مقیاس درجه بندی مهارت اجتماعی گرشام و الیوت (1990) استفاده شد. برنامه مداخله بازی درمانی در طول 10 جلسه به مدت 2 ماه بر روی گروه آزمایش اجرا شد و گروه گواه این مداخله را دریافت نکرده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بازی درمانی بر بهبود مؤلفه های عملکرد خواندن و مهارت های انطباقی و همچنین کاهش مشکلات رفتاری در گروه آزمایش به طور معنی دار مؤثر بوده است (0/001> P ) . نتیجه گیری : بر اساس نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی از طریق برقراری پیوند میان اطلاعات ادراکی و حرکتی و تعمیم دادن آنها به محیط اطراف خود، چهارچوبی مؤثر برای یادگیری های بیشتر فراهم می سازد .
اثر بخشی غیر دارویی رنگ، شدت نور، نوع و بافت مصالح محیط بر مبتلایان به دمانس از نوع آلزهایمر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در این مطالعه، تاثیرات سه مولفه رنگ، شدت نور، نوع و بافت مصالح بر مبتلایان به دمانس از نوع آلزهایمر با رویکرد عصب روان شناختی، بررسی شد. هدف، پاسخگویی به نیازهای محیطی مبتلایان به آلزهایمر، کاهش اختلالات شناختی، رفتاری و بهبود عملکرد های روزمره است. بررسی رنگ، شدت نور، نوع و بافت مصالح در یکپارچه سازی یا ادغام تفسیر ها در محیط درمانی بر اساس پیشینه ذهنی و اطلاعات شناختی این بیماران ، اهمیت بسیار دارد روش : تحلیل محتوای کیفی بر مبنای مرور ادبیات پژوهش های مرتبط با متدولوژی مداخله ای و با چک لیست ارزیابی ( Down and Black) و واجد شرایط شناخته شده، انجام شده است. یافته ها : تحلیل محتوای رنگ و نور هرکدام در 4 طبقه، نوع و بافت مصالح در دو طبقه دسته بندی شده است. نتایج: تحلیل یکپارچه بر تاثیر نوع و دمای رنگ، تاثیر نور طبیعی و مصنوعی به عنوان مولفه های غیر دارویی بهبودی بخش، دلالت می کند. بافت مصالح بیش از آنکه بر وضعیت فیزیولوژی مبتلایان تاثیر داشته باشد، نقش مهمی در ادراک مطلوب یا نامطلوب ذهنی و بصری دارد. تاثیر هم افزایی رنگ، شدت نور و بافت مصالح، می تواند ادراک معنایی محیط برای مبتلایان به دمانس و آلزهایمر را افزایش دهد.
اثربخشی بسته آموزشی خودفرمانی بر خود راهبری در یادگیری و سبک های تصمیم گیری دختران دوره متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته آموزشی خودفرمانی و تعیین اثربخشی آن بر خودراهبری در یادگیری و سبک های تصمیم گیری دانش آموزان متوسطه انجام گرفت. روش کار : روش پژوهش، نیمه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. ابتدا بسته آموزشی خودفرمانی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای تدوین، و سپس میزان نسبت روایی محتوا ( CVR ) و شاخص روایی محتوا ( CVI ) آن توسط متخصصین تعیین گردید. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، یک کلاس 22 نفره و یک کلاس 20 نفره دهم تجربی به ترتیب در گروه آزمایشی و گروه کنترل قرار گرفتند (که گروه آزمایشی دو نفر افت داشت). گروه آزمایشی در 8 جلسه 90 دقیقه ای، بسته آموزشی را دریافت نمودند و گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. یافته های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس، و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میزان شاخص روایی محتوا ( CVI ) برای تمامی هدف ها در بسته آموزشی بین 9/0 تا 1، و میزان نسبت روایی محتوا ( CVR ) برای تمامی هدف ها در پروتکل آموزشی بین 8/0 تا 1 به دست آمد. یافته ها نشان داد که بسته آموزشی خودفرمانی بیشترین اثربخشی را در متغیر خودراهبری یادگیری به ترتیب بر برنامه ریزی و اجرا، انگیزه یادگیری، خودپایشی و سپس ارتباطات میان فردی، و در سبک های تصمیم گیری، بیشترین تغییر را به ترتیب در سبکهای تصمیم گیری آنی، عقلانی و سپس سبک شهودی دانش آموزان داشته است. همچنین بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد که نشان دهنده ثبات اثرات یادگیری است. نتیجه گیری: بسته آموزشی خودفرمانی، توانایی ارتقاء مهارت های خودراهبری در یادگیری و همچنین کاهش سطح تصمیم گیری های آنی و افزایش سطح تصمیم گیری های منطقی دانش آموزان دوره متوسطه را دارد.
روابط چندگانه روان بنه های سازش نایافته اولیه، روابط خانوادگی، و شخصیت مادر با ناگویی هیجانی کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ششم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۸)
124-137
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سال های دبستان یکی از مهم ترین دوره های تحول است، چون بسیاری از قابلیت های کودک از جمله ابرازگری هیجانات در همین دوران پی ریزی می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط چندگانه بین روان بنه های سازش نایافته، شخصیت، و روابط خانوادگی مادر با ناگویی هیجانی در کودکان دبستانی انجام شد. روش : پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 220 مادر دارای کودک دبستانی شهر اصفهان در سال تحصیلی 95-96 بود که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسش نامه های پنج عاملی شخصیت (کاستا و مک کرا،1992)، فرم کوتاه روان بنه های سازش نایافته (ولبورن و همکاران، 2002)، روابط خانوادگی (بارنز، 1982) و ناگویی هیجانی کودکان دبستانی محقق ساخته. داده های گردآوری شده با روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که پنج حیطه روان بنه های سازش نایافته گوش به زنگی بیش از حد و مهار (001/0 P< )، محدودیت مختل (011/0 P< )، عملکرد مختل (011/0 P< )، دیگر جهت مندی (011/0 P< )، و حیطه بریدگی و طرد (001/0 P< ) با ناگویی هیجانی در کودکان دبستانی رابطه مثبت و معناداری دارد و پنج عامل شخصیت و روابط خانوادگی مادر با ناگویی هیجانی در کودکان دبستانی رابطه معناداری ندارد. همچنین از بین روان بنه های سازش نایافته اولیه تنها حیطه گوش به زنگی بیش از حد و مهار مادر و حیطه خودگردانی و عملکرد مختل مادر، توان پیش بینی ناگویی هیجانی در کودکان دبستانی را داشته است. نتیجه گیری: با توجه به این نتایج می توان گفت روان بنه های سازش نایافته مادران حالاتی منفی را در مادر ایجاد می کنند که به ناگویی هیجانی درکودکان آنان دامن می زند.
اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ششم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۸)
239-250
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کودک با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنش ی دارای نارسایی های کنشی و تحولی است که می تواند آسیب های جدی به بنیان خانواده و از جمله روابط مادر-کودک وارد کند. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. روش : پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل 20 نفر از مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی شهر اصفهان در سال 1396 بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) استفاده شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای، گروه درمانی مبتنی بر شفقت را دریافت کردند ولی گروه گواه مداخله ای را دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که روش گروه درمانی مبتنی بر شفقت موجب بهبود احساس قدرت درونی و تغییر در اهداف و اولویت های زندگی شده است، این در حالی است که بر احساس نزدیکی و صمیمیت با دیگران و تلاش برای حفظ روابط با دیگران، مؤثر نبوده است (05/0 p> ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که از درمان متمرکز بر شفقت می توان برای مدیریت، سازمان بندی، و اولویت دادن فعالیت ها در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی استفاده کرد.
مقایسه ی استرس ادراک شده ، راهبردهای تنظیم هیجان وانعطاف پذیری شناختی در بیماران دستگاه گوارش وافراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
82 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری های گوارشی یکی از مهم ترین و شایع ترین بیماری های مزمن غیرواگیر است که بار اقتصادی و فشارروانی زیادی را بر جامعه و سیستم بهداشتی و درمانی تحمیل می کند، در این راستا هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه استرس ادراک شده، راهبردهای تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی در بیماران دستگاه گوارش و افراد بهنجار بود. روش: پژوهش حاضر از نوع علی – مقایسه ای بود و جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران گوارشی مراجعه کننده به مطب های درمانی گوارش شهرستان بندر انزلی دربازه زمانی فروردین و اردیبهشت 1397 و همراهان آنها بود که از میان آنها 184 نفر( 92 نفراز بیماران و92 نفر از همراهان آنها ) به شیوه در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و به پرسشنامه های اطلاعات شخصی، استرس ادراک شده ی کوهن و همکاران (1983)، تنطیم هیجان گروس وجان (2003 ) و انعطاف پذیری شناختی دنیس ووندروال (2010) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین دوگروه در مؤلفه های استرس ادراک شده، انعطاف پذیری شناختی و ادارک کنترل پذیری (زیر مقیاس انعطاف پذیری شناختی) تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: بر اساس نتایج دست آمده از این مطالعه، توجه به ابعاد روانشناختی مرتبط با بیماری های دستگاه گوارش و به طور ویژه استرس وانعطاف پذیری شناختی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
اثربخشی درمان یکپارچه توحیدی (IT) بر اضطراب و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی استان یزد
حوزههای تخصصی:
در شرایط کنونی موفقیت تحصیلی برای خانواده ها، دانش آموزان و جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بنابراین شناخت عوامل مؤثر بر پیشرفت و سرزندگی تحصیلی ضروری به نظر می رسد. معنویت، یکی از عواملی است که پیش بینی می شود بر سرزندگی تحصیلی و همچنین اضطراب تأثیرگذار باشد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان یکپارچه توحیدی بر سرزندگی تحصیلی و اضطراب دانش آموزان دختر دوره پیش دانشگاهی استان یزد بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی استان یزد در سال 97-96 بودند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391) و اضطراب اشپیلبرگر (1970) بود. از دانش آموزانی که نمرات پایینی در پرسشنامه سرزندگی تحصیلی و همچنین نمرات بالایی در پرسشنامه اضطراب به دست آوردند، 30 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. درمان یکپارچه توحیدی به مدت 8 جلسه 120 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه شد. پس از اتمام جلسات درمانی داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره در نرم افزار آماری SPSS-22 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد که درمان یکپارچه توحیدی به میزان معناداری باعث افزایش سرزندگی تحصیلی و کاهش اضطراب دانش آموزان شده است؛ بنابراین توصیه می شود که به منظور افزایش سرزندگی تحصیلی و کاهش اضطراب دانش آموزان از این درمان استفاده شود.
برندینگ و رقابت در عرصه جهانی با تاکید بر تصاویر ذهنی شهروندان مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : در آغاز قرن بیست و یکم، جهانی شدن به عنوان یکی از مهم ترین بحث های علمی جامعه بشری سبب شد تا شهرها در فضای رقابتی شدید برای کسب منافع اقتصادی قرار بگیرند. برای حضور مؤثر در این رقابت، شهرها باید دارای برندهایی به عنوان پارادایم جدید بازاریابی شهری باشند و به جذب سرمایه بپردازند. یکی از راه های شناسایی این برندها، بهره مندی از تصاویر ذهنی ساکنین شهر است. روش : پژوهش حاضر که از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش کیفی است، درصدد است با استفاده از تصویر ذهنی فعلی شهروندان "دِنا"ی شهر مشهد و مؤلفه های قابل برند شدن آن به عنوان دومین کلان شهر مذهبی جهان را شناسایی کند و با شناسایی قسمت های فراموش شده آن راهکارهایی برای استفاده از حداکثر توان شهر ارائه کند. با استفاده از نمونه گیری هدفمند از شهروندان مشهد که در انتها تعداد آنها به 400 نفر رسید و توزیع آنها در مناطق 13گانه نیز رعایت شد، خواسته شد تا تصویر ذهنی خود را از شهر مشهد ترسیم و پنج نقطه از به یادماندنی ترین نقاط شهر را به ترتیب اولویت ذکر کنند. یافته ها: یافته ها نشان داد، مهم ترین عناصر یا برندهای شهر مشهد حرم رضوی، پارک ملت، میدان شهدا، کوهسنگی و وکیل آباد است. دِنای شهر عمدتاً به فضای اطراف حرم رضوی و مسیرهای منتهی به آن محدود شده است. درصد قابل توجهی از محدوده هویتی و قدیمی شهر نظیر بولوار شهید قرنی، فردوسی، معلم و عبدالمطلب به عنوان فضاهای گمشده در تصورات ذهنی شهروندان و دِنای شهر جایگاه مناسب نداشت. در صورت برندسازی آنها می توان منافع اقتصادی بسیار برای شهر و شهروندان ایجاد کرد. نتیجه گیری : نتایج نشان داد استفاده از ادراک و تصورات ذهنی ساکنین از شهر، نقش موثر در شناسایی فضاهای گمشده و ایجاد برندسازی در عرصه ملی و فراملی دارد که باید به صورت ویژه مورد توجه قرار گیرد.
تأثیر برنامه توانبخشی ورزشی تداومی و تناوبی هوازی بر افسردگی و اضطراب بیماران قلبی بعد از جراحی بای پس عروق کرونر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف هدف از انجام این پژوهش مقایسه تأثیر دو شیوه برنامه توان بخشی ورزشی بر اضطراب و افسردگی بیماران قلبی پس از جراحی بای پس عروق کرونر بود. مواد و روش ها روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و جامعه آماری نیز بیماران قلبی بعد از عمل بای پس عروق کرونری بودند که در ۳ ماهه نخست سال ۱۳۸۸ به مرکز قلب تهران برای عمل مراجعه کرده بودند. بدین منظور ۲۰ بیمار با روش نمونه گیری دردسترس (داوطلبانه) انتخاب شدند و در دو گروه ورزشی تمرین تداومی هوازی (۰۱n=) و تمرین تناوبی هوازی (۰۱n=) قرار گرفتند و به مدت ۸ هفته و هر هفته سه مرتبه در این پژوهش شرکت کردند. اضطراب و افسردگی آزمودنی ها در دو مرحله قبل و بعد از انجام برنامه و با استفاده از نسخه فارسی پرسش نامه کاستلو و کمری با روایی و پایایی قابل قبول اندازه گیری شد. آزمون آماری استفاده شده، آزمون تی مستقل و زوجی بود. نرم افزار آماری استفاده شده نسخه ۱۶ نرم افزار SPSS بود. یافته ها یافته ها نشان دهنده تأثیر معنی دار کاهنده هر دو برنامه ورزشی تداومی (قبل ۴۸/۵±۱۶/۸۹ در مقایسه با بعد ۷۸/۴± ۳۰/۸۲ ، ۰۰۸/۰=P) و تناوبی هوازی (قبل ۰۱/۵۷۰±/۸۳ در مقایسه با بعد ۸۰/۳±۳۰/۷۷، ۰۲۲/۰ =P) بر اضطراب و افسردگی بیماران بعد از عمل جراحی بای پس عروق کرونری بود و بین دو گروه تمرین ورزشی تفاوت معناداری در بهبود اضطراب و افسردگی دیده نشد (۳۸۱/۰ P=). نتیجه گیری درمجموع می توان گفت که هر دو شیوه برنامه ورزشی هوازی تداومی و تناوبی بر کاهش اضطراب و افسردگی بیماران بعد از عمل جراحی بای پس عروق کرونری تأثیر مثبتی دارد، ولی شواهدی وجود ندارد که نشان دهد بین نوع (تداومی، تناوبی، مقاومتی، ایروبیک و غیره) و شدت (کم، متوسط و شدید) و تأثیرات آن بر جنبه های روحی و روانی تفاوتی وجود داشته باشد. از این رو هر دو نوع برنامه برای مراکز بالینی و توان بخشی روان شناختی پیشنهاد می شود.
نقش انعطاف پذیری شناختی و حمایت اجتماعی ادارک شده در پیش بینی گرایش به خودکشی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ورود دانشجویان به محل تحصیل جدید، آنان را در معرض فشارهای روانی-اجتماعی از جمله خودکشی قرار می دهد که می تواند زمینه بروز نابهنجاری های متعددی را در آنان ایجاد نماید. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش انعطاف پذیری شناختی و حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی گرایش به خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی انجام گرفت. مواد و روش ها: روش پژوهش از نوع همبستگی بود. تمامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهر اردبیل در سال 96-1395 جامعه ی آماری این پژوهش را تشکیل می دادند که از میان آنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 220 دانشجو انتخاب شدند و به پرسشنامه ی، انعطاف پذیری شناختی ( CFI ) دنیس و وندروال، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمن و همکاران و گرایش به خود کشی ( SBQ-R ) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به روش همزمان استفاده شد. نتایج: یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و حمایت اجتماعی ادراک شده با گرایش به خودکشی دانشجویان همبستگی منفی معناداری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که به ترتیب 22 و 24 درصد از واریانس خودکشی توسط مولفه های انعطاف پذیری شناختی و حمایت اجتماعی ادراک شده پیش بینی می شود و همچنین مولفه های گزینه مختلف و حمایت دوستان سهم بیشتری نسبت به دیگر مولفه ها در ممانعت از گرایش به خودکشی دارد. نتیجه گیری: بنابراین؛ می توان نتیجه گرفت که انعطاف پذیری شناختی و حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی گرایش به خودکشی در دانشجویان تاثیرگذار است.
مقایسه عملکردهای شناختی در سیر اعتیاد: از تمایل تا ترک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۱
107-126
حوزههای تخصصی:
هدف : در سال های اخیر شیوع اعتیاد در جامعه ایرانی رو به افزایش است اما همه افراد درگیر این پدیده شوم نمی شوند. به نظر می رسد برخی آمادگی های محیطی، رفتاری، شخصیتی و شناختی در آسیب پذیری نسبت به اعتیاد سهیم باشند. پژوهش حاضر در راستای بررسی آمادگی های شناختی به مقایسه ی عملکردهای شناختی بازداری و برنامه ریزی در افراد معتاد، معتادین تحت درمان، دو گروه از نوجوانان با تمایل بالا و پایین به اعتیاد، و افراد سالم پرداخته است. روش : روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است. گروه نمونه این پژوهش 183 نفر بود که در 5 گروه جای می گرفتند. از این بین 30 نفر گروه معتاد و30 نفر افراد در حال ترک و تحت درمان با متادون به صورت در دسترس در شهر اراک انتخاب شدند. تعداد 30 نفر افراد سالم نیز انتخاب شدند. همه گروه ها به آزمون های استروپ و برج لندن پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره در بازداری شناختی نشان داد بین گروه سالم، تمایل بالا و پایین تفاوت وجود نداشت. دو گروه معتاد و تحت درمان نسبت به این 3 گروه عملکرد ضعیف تری داشتند و ضعیف ترین عملکرد مربوط به گروه معتاد بود. در برنامه ریزی شناختی ضعیف ترین عملکرد در گروه معتاد مشاهده شد. پس از آن گروه تحت درمان با حفظ فاصله معنادار از 3 گروه دیگر قرار داشت. گروه تمایل بالا، تمایل پایین، و سالم به ترتیب در مراتب بعدی قرار داشتند. نتیجه گیری: عملکردهای شناختی بین افراد معتاد، معتادین تحت درمان، دو گروه از نوجوانان با تمایل بالا و پایین به اعتیاد، و افراد سالم متفاوت است.
مقایسه خودنظم دهی در نیمرخ های مختلف انگیزشی دانشجویان علوم پزشکی: تحلیل فرد – محور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : در جریان یادگیری، متغیرهای زیادی مثل انگیزش، عزت نفس و سبک های یادگیری می توانند بر یادگیری تاثیر بگذارند. در این میان، شواهد پژوهشی نشان داده که انگیزش یکی از عوامل مهم در بهبود عملکرد دانشجویان است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نیمرخ انگیزش دانشجویان با استفاده از رویکرد فرد-محور و مقایسه خودنظم دهی با توجه به این نیمر خ ها انجام گرفته است. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع علی-مقایسه ای است. نمونه آماری پژوهش حاضر دانشجویان علوم پزشکی ارومیه بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS از روش تحلیل خوشه ای، تحلیل واریانس یک راهه بهره گرفته شد. یافته ها: براساس نتایج حاصل از تحلیل خوشه ای، سه خوشه انگیزشی برای دانشجویان به دست آمد: 38/2 در خوشه کمیت پایین، 38/7 درصد در خوشه کمیت متوسط، 25 درصد در خوشه کمیت بالا قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که خوشه کمیت پایین نسبت به خوشه های کمیت متوسط و بالا خودنظم دهی سطح پایین تری دارند ( p<0/01 ). نتیجه گیری : یافته های به دست آمده می تواند به مسئولین حوزه آموزش کمک نماید تا با طراحی برنامه های مداخله ای تربیتی در ارتقا و یا حفظ انگیزش دانشجویان به ویژه دانشجویان سال آخر، در طول سال های تحصیلی اقدامات موثری را انجام دهند.
نقش واسطه ای راهبرد تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین توکل به خدا و سرسختی روان شناختی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سرسختی مجموعه ای از ویژگی های است که به عنوان مقابله با رویدادهای استرس زا تعریف شده است که تحت تأثیر متغیرهای فردی همچون شخصیت، انگیزش و متغیرهای اجتماعی همچون بافت خانواده قرار می گیرد. این پژوهش، با هدف تبیین سرسختی روان شناختی بر اساس توکل به خدا با واسطه گری راهبرد های شناختی تنظیم هیجان، در میان دانشجویان انجام گرفته است. بدین منظور، نمونه ای مشتمل بر 381 نفر از بین دانشجویان دانشگاه یاسوج، به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب گردید و به مقیاس های از قبیل مقیاس سرسختی اهواز، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و مقیاس توکل به خدا پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج حاکی از این بود که سرسختی روان شناختی، تحت تأثیر توکل به خدا و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان قرار دارد. بدین صورت که مؤلفه های توکل به خدا اثر مستقیم و غیرمستقیم به واسطه راهبردهای تنظیم هیجان بر سرسختی داشتند. با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود زمینه افزایش توکل به خدا در دانشجویان فراهم شود و مشاوران نیز به این مهم اهتمام ورزند.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اسنادهای ارتباطی دختران بازمانده از ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسناد تعبیرهایی است که افراد برای رویدادها دارند و بخش برجسته ای از تجربه ذهنی فرد از رویدادها هستند. اسناد نه تنها روی احساس افراد درباره پیوندشان تأثیر می گذارد، بلکه رفتارشان را هم تحت تأثیر قرار می دهد. لذا با توجه به این تعبیر و اسناد ها، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اسنادهای ارتباطی دختران بازمانده از ازدواج انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دختران بازمانده از ازدواج شهر کازرون در سال ۱۳۹۶ با تعداد 363 نفر بود. نمونه این پژوهش شامل ۳۰ نفر از دختران بازمانده از ازدواج شهر کازرون بود که نمونه گیری از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فینچام و برادبوری (۱۹۹۲)، استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با به کارگیری نرم افزار اس پی اس اس-23 و آزمون تحلیل کوواریانس (آنکووا) انجام شد. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اسنادهای ارتباطی تائید گردید. بدین ترتیب که درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش اسنادهای ناکارآمد شده است. ازاین رو مطابق یافته های این پژوهش مداخله پذیرش و تعهد به دختران بازمانده از ازدواج توانسته است اسنادهای آنان را در مورد ارتباطات بهبود دهد.
تبیین رابطه ابعاد سرمایه های روانشناختی و مؤلفه های همدلی عاطفی با میانجی گری هوش زیباشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم بهار (اردیبهشت) ۱۳۹۸ شماره ۷۴
171-180
حوزههای تخصصی:
زمینه: زیباشناسی یکی از مفاهیمی است که اخیراً مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است. در این راستا، پرسش اصلی بدین صورت مطرح می گردد که آیا بین ابعاد سرمایه های روانشناختی (امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و کارآمدی) و مؤلفه های همدلی عاطفی (شناختی، اجتماعی و هیجانی) با میانجی گری هوش زیباشناسی رابطه معنادار وجود دارد یا خیر؟ هدف: هدف این پژوهش تبیین رابطه ابعاد سرمایه های روانشناختی و مؤلفه های همدلی عاطفی با میانجی گری هوش زیباشناسی دانش آموزان دوره متوسطه بود. روش: طرح این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. 205 دانش آموز دوره متوسطه شهر تویسرکان به شیوه نمونه گیری خوشه ای طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و آولیو (2007)، پرسشنامه های زیباشناسی رشید و حسنوند (1393) و همدلی عاطفی بارون - کوهن (2003) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین ابعاد سرمایه های روانشناختی با مؤلفه های همدلی عاطفی ارتباط معنادار وجود دارد (0/001> P ). همچنین از بین متغیرها و مؤلفه های مورد بررسی زیباشناسی بر همدلی هیجانی بیشترین تأثیر و کارآمدی بر زیباشناسی کمترین تأثیر را داشت. نتیجه گیری: با تغییر در هر یک از مؤلفه های سرمایه های روانشناختی، مؤلفه های همدلی عاطفی افراد تغییر می کند و البته هوش زیباشناسی افراد به عنوان یک میانجی، در این زمینه اثرگذار است.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر نشخوار ذهنی و اضطراب اجتماعی زنان دارای وسواس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم تابستان (مرداد) ۱۳۹۸ شماره ۷۷
617-625
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال وسواس یک بیماری جدی و ناتوان کننده اما قابل درمان است. نشخوارهای ذهنی و اضطراب اجتماعی از جمله مسائل روانشناختی رایج در بیماران وسواسی است. اثربخشی آموزش ذهن آگاهی در حیطه های مختلف ثابت شده است اما بر نشخوار ذهنی و اضطراب اجتماعی بیماران وسواسی مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر نشخوار ذهنی زنان دارای وسواس انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. در میان زنان دارای وسواس مراجعه کننده به کلینیک های شهر تهران در نیمه اول سال 1398 به روش در دسترس 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. شرکت کنندگان مقیاس نشخوار ذهنی نولن هوکسما و مارو (1993) و مقیاس اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2000) تکمیل کردند. جلسات آموزش ذهن آگاهی (کابات زین، 2003) در 8 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد اما برای گروه گواه، هیچگونه مداخله ای اعمال نشد. داده ها با روش تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش ذهن آگاهی باعث کاهش نشخوارهای ذهنی و اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش شد (0/005 (p< . نتیجه گیری: می توان به منظور کاهش نشخوار ذهنی و اضطراب اجتماعی بیماران وسواسی و بهبود آنها از آموزش ذهن آگاهی استفاده کرد.