فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۹۰۱ تا ۱۴٬۹۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره سیزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
125-138
حوزههای تخصصی:
سرطان در کودکان ، عامل استرس زای غیر قابل پیش بینی محسوب می شود که بر زندگی کودک تاثیرات روانشناختی بسیاری برجای می گذارد. درک دیدگاه کودکان از شرایطی که در آن قرار گرفته اند به ارائه بهتر خدمات و رفع موانعی که از سوی کودک در پذیرش درمان اثرگذار است، نقش دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و درک دیدگاه کودکان مبتلا به سرطان در مورد بیماری آنها بود. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به روش تحلیل محتوا صورت گرفت و در آن تعداد 20 کودک 4-12 ساله بستری و مبتلا به انواع مختلف سرطان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت. دیدگاه کودکان در خصوص بیماری سرطان و پیامدهای آن، با استفاده از تحلیل محتوای نقاشی ها و مصاحبه های نیمه ساختار یافته ضبط شده، مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها به طور مستمر و همزمان با جمع آوری اطلاعات و به شیوه ی مقایسه ای، با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت گرفت. حدود 1020 کد از پیاده سازی مصاحبه های ضبط شده و نقاشی های ترسیم شده ی کودکان به صورت کدگذاری باز مشخص شد. داده های کدگذاری شده در نهایت در 5 مقوله کلی خلاصه شدند که عبارت بودند از: 1. اشتغال ذهنی نسبت به محل درمان، 2. اشتغال ذهنی با مشکلات جسمانی ناشی از بیماری و درد، 3. رشد پس آسیبی مثبت، 4. پیامدهای منفی ناشی از بیماری، 5. پیامدهای خانوادگی ناشی از ابتلا به بیماری، 6. نگاه کودک به روند بیماری.
تدوین مدلی برای پیش بینی نشانگان ضربه عشقی در دانشجویان بر اساس ویژگی های شخصیتی، طرح واره های ناسازگار اولیه و کیفیت روابط دلبستگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف ضربه عشقی در دانشجویان پدیده ای رایج است که باعث مسائل تحصیلی و روان شناختی در آن ها می شود. این پژوهش با هدف تعیین نقش ویژگی های شخصیتی، طرح واره های ناسازگار اولیه و کیفیت روابط دلبستگی در پیش بینی نشانگان ضربه عشقی انجام شد. مواد و روش ها روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد رودهن با شکایت تجربه شکست عاطفی بودند. تعداد 200 نفر نمونه با روش هدفمند انتخاب شدند. افراد بر اساس نمره برش مقیاس نشانگان ضربه عشق غربالگری شدند و به پرسش نامه های پژوهش پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری و با نرم افزار لیزرل انجام شد. یافته ها یافته های مدل معادلات ساختاری نشان داد شاخص ریشه میانگین مجذورات تقریب برابر 047/0 است و مدل برازندگی خوبی دارد. نتیجه گیری مدل پیشنهادی مربوط به عوامل پیش بینی کننده نشانگان ضربه عشقی، برازنده داده هاست و ویژگی های شخصیتی، طرح واره های ناسازگار اولیه و کیفیت روابط دلبستگی، نشانگان ضربه عشقی را پیش بینی می کنند.
مقایسه انتظارات از ازدواج در افراد مهرطلب و افراد مهربان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هشتم تیر ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۳۷)
121-130
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی انتظارات از ازدواج در بین افراد مهرطلب و افراد مهربان صورت گرفته است. روش پژوهش همبستگی بوده است. به این منظور تعداد 130 دانشجو ( 75 دختر و 55 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی در این پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه انتظار از ازدواج و دو پرسشنامه محقق ساخته مهرطلبی و مهربانی بود. جهت تحلیل داده ها از روش توصیفی (میانگین، انحراف معیار)، آزمون t و آزمون تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین انتظارات از ازدواج افراد مهرطلب و غیر مهرطلب وجود داشته که افراد مهرطلب انتظارات بالاتر و ایده آل گرایانه تری به ازدواج داشته اند. علاوه بر این تفاوت معناداری بین انتظارات از ازدواج افراد مهربان و بیش از حد مهربان (طرحواره ایثار) وجود دارد که در افراد بسیار مهربان که دارای طرحواره ایثار هستند این انتظارات بالاتر و ایده آل گرایانه تر می باشد. بنابراین مهرطلبی و مهربانی بیش از حد می تواند انتظارات از ازدواج را تحت تاثیر قرار داده و توقعات ایده آل گرایانه ای نسبت به ازدواج ایجاد کند. بنابراین شناخت ریشه های مهرطلبی و مهربانی (طرحواره ایثار) می تواند به افراد کمک کند که تا با رفع موانع مرتبط با آنها به انتظارات واقع بینانه تری از ازدواج دست یابند.
بررسی فرآیند شناخت اجتماعی در بیماری اسکیزوفرنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبتلایان به بیماری اسکیزوفرنی دارای اختلالاتی در شناخت اجتماعی هستند که با بروز مشکلاتی در یافتن احساسات، احساس نزدیکی با دیگران، استنتاج افکار و برخورد هیجانی با دیگران نمود می یابد. اختلالات شناخت اجتماعی در امور ارتباطی با دیگران مداخله می کنند و از عناصر موثر در تعیین میزان اختلال در کارکردهای روزانه در چنین افرادی است. در این مقاله، ما به بررسی یافته های جدید در حوزه ی شناخت اجتماعی و عصب شناسی می پردازیم و فرآیند های اجتماعی مختل شده در بیماری اسکیزوفرنی را مورد بررسی قرار می دهیم. همچنین احساس همدلی را که یک کارکرد پیچیده ِ ی شناختی اجتماعی است؛ مورد بررسی قرار می دهیم و همچنین به بررسی اختلالات آن در اسکیزوفرنی می پردازیم.
طراحی و ارزیابی اثربخشی مداخله رفتاری بر کاهش قلدری جسمانی و بهبود پیوند با مدرسه در دانش آموزان: روی آورد مدرسه محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قلدری مدرسه محور در مدارس سراسر دنیا به عنوان یک نگرانی جدی مطرح شده است؛ بنابراین استفاده از راهبردهای مداخله ای کارآمد به منظور مدیریت رفتارهای قلدری در مدارس برای پژوهشگران و روان شناسان، ضرورت دارد. مداخله در زمینه قلدری نیازمند اتخاذ روی آوردی مدرسه محور است که دانش آموزان قلدر، همسالان، و معلمان را در برگیرد؛ در نتیجه هدف پژوهش حاضر طراحی و ارزیابی اثربخشی مداخله رفتاری مدرسه محور بر رفتار قلدری و پیوند با مدرسه دانش آموزان قلدر بود. روش: در پژوهش حاضر، طرح شبه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه مورد استفاده قرار گرفت. آزمودنی های پژوهش شامل 30 دانش آموز قلدر، 15 دانش آموز طرفدار قلدر، و 4 معلم پایه پنجم ابتدائی از مدارس دولتی شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، خوشه ای تک مرحله ای، و روش غربالگری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل فرم نام گذاری همسالان (پکاریک و همکاران، 1976)، فرم نام گذاری معلمان (ورتایمر-لارسون و همکاران، 1991)، فرم نام گذاری طرفداران قلدر (سالمیوالی و همکاران، 1996)، مقیاس قلدری ایلی نویز (اسپلج و هولت، 2001)، و مقیاس پیوند با مدرسه (سرنکویچ و جوردانو، 1992) بود. همچنین، مداخله رفتاری مدرسه محور در هشت جلسه یک ساعته و در طی 8 هفته به صورت گروهی اجرا شد. از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله رفتاری مدرسه محور به طور معنی داری باعث کاهش قلدری و کتک کاری و همچنین، افزایش دلبستگی به معلم و مدرسه، و مشارکت تحصیلی دانش آموزان قلدر شده است (0/001 p˂ ، 9/78=F ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر مداخله رفتاری مدرسه محور از طریق آموزش مدیریت رفتار به قلدرها، معلمان، و طرفداران قلدر، بر کاهش مؤلفه های قلدری و بهبود پیوند با مدرسه، اثربخش است و می تواند به عنوان روش مداخله مناسب برای کودکان واجد رفتارهای قلدری جسمانی استفاده شود. به علاوه، یافته های این پژوهش می تواند برای مشاوران مدارس، روان شناسان تربیتی، و معلمان در بهبود پیوند با مدرسه کودکان،کمک کننده باشد .
امید به آینده، روابط دلبستگی، و مشکلات هیجانی- رفتاری در کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کار کودکان یک موضوع مهم جهانی است، زیرا بر بهزیستی جسمی، روانی، و اخلاقی کودکان تأثیر می گذارد و کودکان شاغل در معرض خطرات جسمی، تنش، و مشکلات روانی-اجتماعی قرار دارند. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف مقایسه امید به آینده، روابط دلبستگی، و مشکلات هیجانی- رفتاری در کودکان کار با سایر همسالان انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پس رویدادی بود. برای انتخاب نمونه از مؤسسه کودکان کار شهرستان رشت 50 نفر در دامنه سنی 10 تا 12 سال و از میان همسالان آنها از یک مدرسه هم جوار نیز 50 نفر به روش در دسترس و بر حسب شرایط ورود به پژوهش، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، مقیاس امید کودکان (اشنایدر و همکاران، 1997)، پرسشنامه روابط دلبستگی (هالپرن و کاپنبرگ، 2006)، و پرسشنامه مشکلات رفتاری راتر کودکان - ویژه والدین و معلمان (راتر، 1975) بر روی گروه ها اجرا شد. برای تحلیل داده ها نیز از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که نمره شاخص کلی امید به آینده در گروه کودکان کار نسبت به سایر همسالان به طور معناداری کمتر (0/002> P ) است و نمره کلی مشکلات هیجانی-رفتاری از دیدگاه والدین (0/003> P ) و از دیدگاه معلمان (0/001> P ) در گروه کودکان کار نسبت به سایر همسالان، به طور معناداری بیشتر است. همچنین نتایج نشان داد که میانگین نمره تمامی خرده مقیاس های روابط دلبستگی، به غیر از واکنش هیجانی در کودکان کار از سایر همسالان به طور معناداری کمتر (0/001> P )، و میانگین نمره تمامی خرده مقیاس های مشکلات هیجانی-رفتاری از دیدگاه معلمان در کودکان کار نسبت به سایر همسالان به طور معناداری بیشتر است (0/002> P ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر، می توان گفت که شرایط سخت زندگی کودکان کار باعث می شود تا حمایت لازم و کافی را از خانواده و والدین حامی دریافت نکنند و این خلأ، موجب عدم شکل گیری دلبستگی ایمن با والدین شده و میزان امید به آینده را در آنها کاهش می دهد. از سویی دیگر، محیط کار برای کودکان سرشار از بدرفتاری های جسمی و جنسی است که موجب بروز مشکلات هیجانی-رفتاری در آنها می شود.
تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش شفقت به خود، تحمل پریشانی، و تنظیم هیجان در دانش آموزان با اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ششم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۲۰)
173-187
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ا ضطراب اجتماعی یکی از ناتوان کننده ترین اختلالات اضطرابی است که در زندگی شخصی، تعاملات اجتماعی، زندگی حرفه ای، و سایر ابعاد زندگی فرد، سازش نایافتگی ایجاد می کند. در این ارتباط پژوهش حاضر با هد ف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش شفقت به خود، تحمل پریشانی، و تنظیم هیجان در دانش آموزان با اختلال اضطراب اجتماعی انجام شده است. روش: در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه مبتلابه اختلال اضطراب اجتماعی شهر تهران در زمستان 1395 بودند که از بین آنها تعداد 60 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفرِ آزمایش و گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل چهار پرسشنامه استاندارد اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000)، شفقت به خود (نوربالا، 1392)، تحمل پریشانی (سیمون و همکاران، 2005)، و تنظیم هیجان (گارنفکس و همکاران، 2001) بوده است . برنامه درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در 8 جلسه برای گروه آزمایش انجام شد. در پایان داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش شفقت به خود، افزایش تحمل پریشانی، و تنظیم هیجان دانش آموزان تأثیر داشته است. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که میزان تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اضطراب اجتماعی (288/817 F= ، 0/535= η ، 0/05 p< )، افزایش شفقت به خود کلی (149/196 F= ، 0/62= η ، 0/05>p ) ، تحمل پریشانی کلی (352/88 = F ، 0/56= η ، 0/05>p ) ، و تنظیم هیجان (185/842 F= ، 0/57= η ، 0/05>p ) معنادار بوده است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان گفت در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به دانش آموزان آموخته می شود که به جای اجتناب فکری و عملی از افکار و موقعیت هایی که در در جمع با آنها روبرو می شوند با افزایش پذیرش روانی و ذهنی نسبت به تجارب درونی، با اضطراب اجتماعی مقابله کنند. همچنین رویارویی فعال و مؤثر با افکار و احساسات، تغییر نگاه نسبت به خود، و بازنگری در ارزش ها و اهداف زندگی را می توان از عوامل اصلی مؤثر در روش درمان پذیرش و تعهد دانست.
اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر یوگا بر کاهش پاسخهای نشخوار فکری در زنان مضطرب شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر یوگا بر کاهش نشخوار فکری زنان مضطرب بود. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بود. در این پژوهش جامعه آماری شامل کلیه بانوان مراجعه کننده به باشگاههای ورزشی شهرستان کرمانشاه برای ثبت نام در کلاسهای یوگا بودند . پس از تکمیل پرسشنامه اضطراب بک و پاسخهای نشخوار فکری توسط بانوان واجد شرایط در شرکت مطالعه بر اساس ملاک های ورود و خروج، 30 نفر از آنها انتخاب شدند و بطور تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایگزین شدند. افراد گروه آزمایش 16 جلسه ی 75 دقیقه ای ( هفته ای 2 جلسه) تحت تمرینات ذهن اگاهی مبتنی بر یوگا قرار گرفتند. داده های پژوهش از طریق دو پرسشنامه اضطراب بک (1999) و پرسشنامه پاسخ های نشخوار فکری نولن-هوکسما (1991) جمع آوری شد و با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار spss-23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین دو گروه از نظر نشخوار فکری تفاوت معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج بدست آمده می توان گفت یوگا رویکرد مؤثری بر کاهش نشخوار فکری است.
نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اگرچه رابطه بین سابقه آسیب (History of trauma) و نشانه های شخصیت مرزی (Symptoms of borderline personality) به خوبی تأیید شده است، اما توجه اندکی به نقش عوامل میانجی این رابطه شده است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive emotion regulation strategies) و مقابله های معنوی (Spiritual coping) در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی بود. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 200 زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهر نیشابور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس شخصیت مرزی (Borderline Traits Scale یا BTS)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، پرسشنامه سابقه آسیب (Trauma History Questionnaire یا THQ) و پرسشنامه مقابله معنوی (Spiritual Coping Questionnaire یا SCQ) را تکمیل کردند. داده های پژوهش به کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL و با استفاده از روش همبستگی پیرسون و روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که مدل ارائه شده در مورد نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی از برازش قابل قبولی برخوردار است. بعلاوه، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار و مقابله های معنوی منفی میانجی رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی هستند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بر اهمیت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار و مقابله های معنوی منفی در ایجاد نشانه های شخصیت مرزی پس از آسیب تأکید دارد.
نقش سرگردانی ذهنی و سفر ذهنی در زمان در پیش بینی ترس از شادی دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ترس از هیجان های منفی نقش مهمی در تنظیم هیجان ناسازگار دارد و زمانی که چنین هیجان هایی تجربه می شوند افراد ممکن است درگیر اجتناب از هیجان شوند. بر این اساس مطالعه حاضر باهدف بررسی نقش سرگردانی ذهنی (Mind wandering) و سفر ذهنی در زمان (Mental time travel) در پیش بینی ترس از شادی (Fear of happiness) انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر بیرجند در سال تحصیلی 97-1396 بود. تعداد اعضای نمونه 500 نفر در نظر گرفته شد. برای انتخاب نمونه روش نمونه گیری خوشه ای بکار رفت. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس ترس از شادی (Fear of Happiness Scale یا FHS)، پرسشنامه سرگردانی ذهنی (Mind-Wandering Questionnaire یا MWQ) و مقیاس سفر ذهنی در زمان (Mental Time Travel Scale یا MTTS) انجام شد. برای بررسی فرضیه های پژوهش از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین سرگردانی ذهنی و ترس از شادی همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد. همچنین، بین سفر ذهنی در زمان (گذشته و آینده) و ترس از شادی رابطه منفی و معنی دار وجود دارد (01/0p<). ترس از شادی از طریق سرگردانی ذهنی، سفر ذهنی در زمان گذشته و سفر ذهنی در آینده پیش بینی می شود. به علاوه، سه مدل روی هم 19 درصد واریانس ترس از شادی را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده نقش سرگردانی ذهنی و سفر ذهنی در زمان (گذشته و آینده) در پیش بینی ترس از شادی است؛ بنابراین در نظر گرفتن نقش این متغیرهای پیش بین توسط متخصصان، درمانگران و برنامه ریزان به هنگام کار با دانشجویان و به طور خاص در مراکز مشاوره ای و درمانی ضروری به نظر می رسد.
فراتحلیلی بر پژوهش های مربوط به اثربخشی برنامه های آموزش والدین بر اختلالات برونی سازی در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷۰
35-58
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این فراتحلیل، تعیین میزان اثربخشی برنامه های آموزش والدین بر اختلالات برونی سازی شده در کودکان بود. روش: این پژوهش با استفاده از تکنیک فراتحلیل و با یکپارچه کردن نتایج تحقیقات مختلف، اندازه اثر برنامه های آموزش والدین را مشخص می نماید. در مجموع 21 پژوهش قابل قبول از لحاظ روش شناختی انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آن ها انجام گرفت. منابع جستجوی داده ها، پایگاه اطلاعات علمی( SID )، پایگاه مجلات تخصصی نور( Noormags )، بانک اطلاعات نشریات ایران( Magiran ) و پرتال جامع علوم انسانی( ensani.ir ) بود. تجزیه و تحلیل داده ها و محاسبه اندازه اثر با استفاده از نرم افزار CMA2 و شاخص g هجز انجام شد. یافته ها: یافته های حاصل از این فراتحلیل نشان داد که میزان تاثیر برنامه های آموزش والدین بر اختلالات برونی سازی (17/1) است(001/0> P ) که مطابق جدول کوهن اندازه اثر بزرگ ارزیابی می شود. بالاترین اندازه اثر (63/8-) است (001/0> P )که این اندازه اثر بزرگ (بالاتر 8/0) ارزیابی می شود. پایین ترین اندازه اثر نیز (07/0) است(03/0> P ) که این اندازه اثر کوچک (کمتراز 2/0) ارزیابی می شود. نتیجه گیری: به نظر می رسد که برنامه های آموزش والدین می تواند به عنوان روشی مناسب برای کاهش پیامدهای ناشی از اختلالات برونی سازی در مراکز درمانی و آموزشی استفاده شود.
درک و بیان حروف اضافه مکانی و غیرمکانی در کودکان مبتلا به آسیب ویژه زبانی در مقایسه با کودکان طبیعی در چارچوب زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انقلاب نورونی در نظریه زبانی به درک ماهیت و عملکرد مغز و ذهن و پیوند آنها با بدن در چارچوب نظریه شناختی دریچه ای نوین گشوده است. واژه های فضایی که حروف اضافه مکانی را نیز شامل می شوند، در زبان های مختلف ریشه در طرحواره های تصویری دارند. بنابراین هدف این پژوهش چگونگی درک و بیان حروف اضافه مکانی در مقایسه با غیر مکانی ها در کودکان مبتلا به آسیب ویژه زبانی و کودکان طبیعی بود. روش کار: آزمودنی ها شامل 8 کودک 5 تا 8 ساله فارسی زبان مبتلا به آسیب ویژه زبانی بود که با گروه شاهد (8 کودک همتای سالم) مقایسه شدند. نمونه ها با استفاده از آزمون محقق ساخته درک و کاربرد حروف اضافه ساده که پایایی و روایی آن از طریق پیش آزمون 60 کودک 5 تا 8 ساله فارسی زبان سالم محاسبه شد، ارزیابی شدند. در نهایت، داده ها با استفاده از آزمون T و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند . یافته ها: نتایج نشان داد میزان درک و کاربرد حروف اضافه ساده مکانی در کودکان مبتلا به آسیب ویژه زبانی کمتر از کودکان طبیعی بود. همچنین در کودکان مبتلا به آسیب ویژه زبانی میزان درک و کاربرد حروف اضافه غیرمکانی کمتر از میزان درک و کاربرد حروف اضافه مکانی بود. نتیجه گیری: از آن جا که حروف اضافه مکانی، واژه های فضایی هستند و ریشه در طرحواره های تصویری دارند، بنابراین در چارچوب زبان شناسی شناختی در تأیید عملکرد غیرحوزه ای مغز، کودکان مبتلا به آسیب ویژه زبانی در درک و استفاده از حروف اضافه مکانی اختلالات کمتری نسبت به غیرمکانی ها نشان دادند.
ارائه یک مدل جهت تبیین تعارضات خانوادگی در خانواده های دارای کودکان نقص توجه همراه با بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۷
207 - 224
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون مدل علی جهت تبیین تعارضات خانوادگی در خانواده های دارای کودکان نقص توجه همراه با بیش فعالی بر روی 250 نفر از مادران مراجعه کننده به روانشناسان و مشاوران شهرستان شیراز که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند انجام شد. روش این پژوهش توصیفی – همبستگی است، جهت جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه نشانه های بیماری دراگاتیس، مقیاس محیط خانواده موس و همکاران و سیاهه رفتاری کودک آخنباخ و همکاران استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار AMOS و SPSS استفاده گردید. یافته ها نشان داد که مشکلات رفتاری کودکان اثر مستقیم و معنی داری هم بر پریشانی مادر و هم بر تعارضات خانوادگی دارد، پریشانی مادر اثر مستقیم و معنی دار بر تعارضات خانوادگی دارد و همچنین اثرغیر مستقیم از مشکلات رفتاری کودکان به تعارضات خانواده از طریق پریشانی مادر نیز معنی دار به دست آمد. در کل داده ها نشان داد که مدل پیشنهادی با069/0 RAMSE=برازش گردید. بنابراین نتایج فوق نشان می دهد که مدل فوق به دلیل توجه کردن به نقش عوامل تاثیر گذار مسیری مهم در جهت افزایش سلامت و استحکام خانواده باشد.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه سبک تغذیه ای والدین واردل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۷
45 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش اعتباریابی پرسش نامه سبک تغذیه ای والدین است که دارای 27 گویه و چهار عامل است. پرسش نامه سبک تغذیه ای والدین ، ابزاری است برای سنجش شیوه ای که والدین برای تغذیه کودک خود به کار می برند. پس از ترجمه و تایید روایی محتوایی توسط کارشناسان، 298 مادر از کودکان ۶ تا ۱۱ سال به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از مدارس ابتدایی نواحی چهارگانه شیراز انتخاب شدند و از آن ها آزمون به عمل آمد. برای بررسی روایی سازه از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده شد. بر اساس نتایج تحلیل عاملی اکتشافی چهار عامل استخراج شد. تعداد دو گویه که بار عاملی معناداری بر روی عامل مکنون خود نداشتند، حذف شدند و در نهایت 25 گویه در چهار عامل دسته بندی شد. نتایج مربوط به ضرایب پایایی ابعاد این مقیاس نشان میدهد که ضرایب آلفای کرونباخ در دامنه 74/0 تا 85/0 قرار دارد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی برای مدل چهار عاملی، برازشی مناسب نشان داد. نتایج حاصل از بررسی پایایی مرکب عوامل نشان می دهد که این ضریب برای این چهار سبک در دامنه 71/0 تا 86/0 قرار دارد. نتایج این پژوهش از روایی و پایایی مطلوب این مقیاس در جمعیت بهنجار ایرانی حمایت می کند.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه هویت جنسیتی/ ملال جنسیتی برای نوجوانان و بزرگسالان در نوجوان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی، پایایی و روایی پرسشنامه نارضایتی جنسیتی و هویت جنسی در دختران نوجوان اصفهان بود. طرح این پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بود. از بین جامعه آماری با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 400 دانش آموز دختر 16 تا 18 ساله مدارس مقطع متوسطه دوم اصفهان، به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سلامت روان، پرسشنامه هویت جنسی و مقیاس نارضایتی جنسیتی و هویت جنسی استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از آلفای کرانباخ، پایایی بازآزمون، تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی و روایی همزمان استفاده شد. پایایی بازآزمون و همسانی درونی به ترتیب 0/92 و 0/93 به دست آمد. ساختار عاملی مقیاس نارضایتی جنسیتی و هویت جنسی با استفاده از هردو شیوه تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تأییدی بررسی شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با روش تحلیل مولفه های اصلی و چرخش واریماکس حاکی از وجود چهار عامل در این مقیاس بود که این عوامل در مجموع 63/44 درصد از واریانس کل را تبیین نمودند و نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد الگوی چهار عاملی این مقیاس دارای برازندگی مناسبی است. ضرایب همبستگی نشان داد که روایی همزمان مقیاس نارضایتی جنسیتی و هویت جنسی، با دیگر ابزارهای مذکور در حد مطلوبی بود. نتایج این مطالعه نشان داد مقیاس 27 سوالی نارضایتی جنسیتی و هویت جنسی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است.
ساخت و بررسی روایی پرسشنامه سوءرفتار و غفلت آموزشی (فرم دانش آموز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ششم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۸)
211-222
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سوءرفتار و غفلت آموزشی، سازه های مطرح شده جدید در متون علمی هستند که نبود ابزار معتبر برای اندازه گیری آنها، مطالعه این حوزه مهم روان شناسی را با مشکلاتی مواجه کرده است. پژوهش حاضر با هدف ساخت و تعیین روایی پرسشنامه سوءرفتار و غفلت آموزشی (فرم دانش آموز) انجام شد. روش: این پژوهش، توصیفی است که جامعه آماری آن شامل تمامی دانش آموزان پایه های چهارم تا ششم ابتدایی شهر ارومیه در سال تحصیلی 96-1395 بودند و تعداد 386 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه مورد مطالعه، انتخاب شدند و به گویه های پرسشنامه طراحی شده برای سوءرفتار و غفلت آموزشی، پاسخ دادند. یافته ها: نتایج بررسی روایی ابزار با روش تحلیل عاملی اکتشافی، عوامل سوءرفتار آموزشی و غفلت آموزشی را تأیید کرد و مقادیر بارهای عاملی و شاخص های برازش نیز در مدل تحلیل عاملی اکتشافی مورد تأیید قرار گرفت. همچنین اعتبار این پرسشنامه نیز با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای دو عامل پرسشنامه، 91/0 و 92/0 محاسبه شد که بسیار مطلوب و قابل پذیرش است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت ارزیابی سوءرفتار و غفلت آموزشی به ویژه در دانش آموزان ابتدایی، می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه ساخته شده، ابزاری مناسب و معتبر برای ارزیابی این حیطه در دانش آموزان ابتدایی است.
تعیین اثربخشی آموزش تئوری انتخاب بر مسولیت پذیری و امیدواری دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
165 - 174
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف، بررسی تعیین تاثیر آموزش تئوری انتخاب بر میزان مسئولیت پذیری و سطح امیدواری در دانشجویان دختر انجام گرفت. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه دانشجویی دانشگاه که در سال 1396 1395در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان مشغول به تحصیل تشکیل دادند، که تعداد جامعه آماری که مجموعاً 529 نفر بودند و نمونه آماری30 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب ومطالعه گردید. جهت جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از پرسشنامه های امیدواری و پرسشنامه مسئولیت پذیری استفاده شد، ابزار اندازه گیری میزان مسئولیت پذیری پرسشنامه 42سوالی گاف بود، و برای سنجش میزان امیدواری از پرسشنامه 12 ماده ای اشنایدر استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس یکراهه (انکوا) وچند متغیره (مانکوا) استفاده شد و داده ها با نرم افزار spss تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از کواریانس نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری( 01/0P < ) وجود دارد، و آموزش تئوری انتخاب موجب افزایش مسئولیت پذیری و امیدواری در دانشجویان دختر شده است ( 01/0P < ). نتیجه گیری: بنابراین میتوان گفت، آموزش نظریه انتخاب با افزایش روابط مثبت، افزایش مسولیت پذیری و شیوه های صحیح ارضاء نیازهای اساسی انسان منجر به امید و مسولیت پذیری بیشتر می شود.
مقایسه تأثیر درمان مثبت نگری وجودگرا و درمان مثبت نگر ایرانی- اسلامی بر سرمایه عاطفی دانش آموزان دختر دارای اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ششم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۲۰)
112-125
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرمایه عاطفی یکی از جدیدترین سازه هایی است که می تواند به دانش آموزان دختر برای غلبه بر مشکلات خود، کمک قابل توجهی کند . این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر درمان مثبت نگری وجودگرا و درمان مثبت نگر ایرانی- اسلامی بر سرمایه عاطفی دانش آموزان دختر دارای اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پژوهش، سه گروهی دومرحله ای (پیش آزمون و پس آزمون) بود. نمونه مورد مطالعه شامل 45 نفر از دانش آموزان دختر مبتلابه اضطراب اجتماعی در دامنه سنی 15 تا 18 سال و مقطع متوسطه دوم شهر اردستان در سال 1396 بوده است که با انتساب تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) جایدهی شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2000) و پرسشنامه سرمایه عاطفی گل پرور ( 1395) در مراحل پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. گروه درمان مثبت نگری وجود گرا به مدت 10 جلسه و گروه درمان مثبت نگری ایرانی- اسلامی به مدت 11 جلسه تحت درمان قرار گرفته اند و گروه گواه هیچ گونه درمانی دریافت نکرده است. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین درمان مثبت نگری وجودگرا و درمان مثبت نگر ایرانی- اسلامی با گروه گواه در سرمایه عاطفی و سه مؤلفه آن یعنی عاطفه مثبت، احساس انرژی، و شادمانی در پس آزمون، پس از کنترل پیش آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (0/01> p )؛ اما بین درمان مثبت نگر ایرانی-اسلامی با درمان مثبت نگر وجودگرا در سرمایه عاطفی و مؤلفه های آن تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: بر پایه یافته های این پژوهش، به نظر می رسد که درمان مثبت نگری وجودگرا و درمان مثبت نگر ایرانی- اسلامی به دلیل یاری دختران دارای اضطراب اجتماعی برای مقابله با اضطراب خود، می تواند موجب ارتقاء سرمایه عاطفی آنها شود.
اثر توان بخشی شناختی رایانه ای بر بهبود اختلال شناختی خفیف وظرفیت حافظه کاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۳ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۹۲)
371-387
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر توانبخشی شناختی رایانهای بر بهبود اختلال شناختی خفیف و ظرفیت حافظه کاری زنان سالمند انجام گردید. این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون _پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه به شمار میرود. آزمودنیها 16 نفر از زنان سالمند با اختلال شناختی خفیف و ظرفیت پایین حافظه کاری (65) سال به بالا در خانه سالمندان مهرپویان شهر بهبهان درسال 1397 بود. که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. هر گروه شامل 8 نفر بود. برای ارزیابی آزمون مختصر معاینه وضعیت روانی (MMSE) (فولشتاین وهمکاران، 1975) و آزمون ظرفیت حافظه کاری (دانیمن و کارپنتر، 1980) به کار رفت. گروه آزمایش، با استفاده از نرمافزار توانبخشی حافظه، 8 جلسه آموزش دیدند و گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. دادهها با آزمون تحلیل واریانس مختلط تحلیل شدند. نمرات آزمون مختصر معاینه وضعیت روانی و ظرفیت حافظه کاری گروه آزمایش، به طور چشمگیری افزایش یافت.در نتیجه توانبخشی رایانهای اثر قابل ملاحظهای بر بهبود اختلال شناختی خفیف و ظرفیت حافظه کاری زنان سالمند داشت
پیش بینی سرزندگی بر پایه سبک های کنارآمدن و باورهای دینی در زنان سرپرست خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم تابستان (تیر) ۱۳۹۸ شماره ۷۶
459-465
حوزههای تخصصی:
زمینه: سرزندگی از ابعاد روان درستی زنان سرپرست خانواده است که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. سبک های کنارآمدن با تنیدگی و باورهای دینی در پیش بینی سرزندگی زنان سرپرست خانواده چقدر نقش دارند؟ در این زمینه خلاء پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف پیش بینی سر زندگی بر پایه سبک های کنارآمدن و باورهای دینی در زنان سرپرست خانواده انجام شد. روش: روش تحقیق از نوع همبستگی بود. از جامعه آماری تمامی زنان سرپرست خانواده شهرستان یزد با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 200 نفر انتخاب و پژوهش بر روی آنها اجرا شد. پرسشنامه های پژوهش شامل سرزندگی رایان و فردریک (1997)، سبک های کنارآمدن با تنیدگی اندلر و پارکر (1990) و باورهای دینی کندلر و همکاران (2003) بود. پس از جمع آوری اطلاعات، داده های تحقیق با استفاده از آزمون های پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین سرزندگی با سبک کنارآمدن اجتنابی همبستگی منفی و با مسأله مدار و باورهای دینی همبستگی مثبت وجود دارد. رگرسیون چندگانه نشان داد از بین سبک های کنارآمدن تنها سبک زندگی مسأله مدار توانست به پیش بینی معنی دار سرزندگی بپردازد (0/001 p< ). همچنین باورهای دینی نیز توانست به پیش بینی معنی دار سرزندگی بپردازد (0/001 p< ). نتیجه گیری: سرزندگی زنان سرپرست خانواده با باورهای دینی و سبک کنارآمدن مسأله مدار قابل پیش بینی است؛ بنابراین از طریق تقویت باورهای دینی و سبک کنار آمدن مسأله مدار می توان سرزندگی این زنان را بالاتر برد.