فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۲۱ تا ۲٬۶۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۷, Issue ۳ - Serial Number ۲۱, Summer ۲۰۲۴
43 - 54
حوزههای تخصصی:
Objective : This study aimed to investigate the effectiveness of mindfulness-based stress reduction (MBSR) training on pain beliefs and dimensions of anger in women with rheumatoid arthritis.
Method : The research design was quasi-experimental with a pre-test-post-test and a control group. The statistical population of the study consisted of women with rheumatoid arthritis referred to medical centers in Tabriz City in 2022. The sample included 25 women with rheumatoid arthritis selected through convenience sampling based on inclusion and exclusion criteria, who were then randomly assigned to two groups. The research instruments used were Williams and Thorne's Belief in Pain Questionnaire and Spielberger's State-Trait Anger Questionnaire, which were provided to both groups to collect the required data. The control group remained on the waiting list, while the experimental group underwent MBSR training over eight weekly sessions (90 minutes per week) following Jon Kabat-Zinn's approach. The research data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA).
Results : The results indicated significant differences between the MBSR and control groups in pain beliefs and anger. Specifically, MBSR treatment led to a reduction in pain-related beliefs and anger in the experimental group ( P <0.001). Eta-squared values showed that 76.3%, 71.8%, 74.4%, and 69.6% of the variance in pain beliefs and anger could be attributed to the effects of MBSR, respectively.
Conclusion : Based on the findings, mindfulness-based stress reduction (MBSR) training can be considered as a complementary and protective treatment technique for patients with chronic and painful conditions such as rheumatoid arthritis.
رابطه سبک رهبری تحولی تبادلی مدیران با هویت اخلاقی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر کرج
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر رابطه سبک رهبری تحولی تبادلی مدیران با هویت اخلاقی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر کرج می باشد. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. در این مطالعه توصیفی جامعه آماری را کلیه مدیران و دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کرج در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد. جهت انتخاب حجم نمونه به صورت تصادفی خوشه ای از مدیران و دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کرج که دارای شرایط ورود به مطالعه (داشتن یک سال سابقه خدمت برای مدیران، داشتن رضایت در شرکت در پژوهش) تعداد 100 مدیر و 100 دانش آموز پسر مقطع متوسطه دوم بر اساس جدول مورگان و با توجه به حجم کل جامعه انتخاب شد. نتایج نشان داد که بین سبک رهبری تحولی تبادلی با هویت اخلاقی همبستگی مثبت و معناداری در سطح (0/0001) وجود دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت بین سبک رهبری تحولی تبادلی مدیران با هویت اخلاقی دانش آموزان رابطه وجود دارد که این مهم می تواند موردتوجه سازمان آموزش وپرورش و معلمان قرار گیرد.
تعیین کننده های سیاسی سلامت
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۵۵۸-۵۴۵
حوزههای تخصصی:
تعیین کننده های سیاسی سلامت شرایط ساختاری و محرک های اجتماعی را ایجاد می کنند که بر همه پویایی های دخیل در سلامت تأثیر می گذارند- ازجمله شرایط محیطی نامناسب؛ حمل ونقل ناکافی؛ محله های ناامن؛ مسکن نامناسب، فقیرانه و ناپایدار؛ و فقدان گزینه های غذایی سالم. در سطح جهانی، نمونه های مکرر از نقشی که این تعیین کننده های سیاسی- از طریق اقدام یا عدم اقدام و سیاست گذاری دولت - در پیامدهای سلامت و امید به زندگی، به ویژه در جوامعی که منابع کمتری دارند، بازی می کنند می توانند در حال حاضر و همچنین در طول تاریخ مشاهده شوند. مهم تر از همه، تعیین کننده های سیاسی سلامت چیزی بیش از صرفاً جدا و متمایز از تعیین کننده های اجتماعی سلامت هستند: آن ها به عنوان محرک های تعیین کننده های اجتماعی سلامت عمل می کنند که بسیاری از مردم از قبل کاملاً از آن ها آگاه هستند و به خوبی با آن ها آشنا هستند. تعیین کننده های سیاسی سلامت شامل فرآیند سیستماتیک ساختار روابط، توزیع منابع و اجرای قدرت می باشند که به طور هم زمان به روش هایی عمل می کنند که یا متقابلاً یا یکدیگر را تقویت می کنند یا بر یکدیگر تأثیر می گذارند تا فرصت هایی را شکل دهند که یا عدالت در سلامت را ارتقا بخشند یا نابرابری ها در سلامت را تشدید کنند. تعیین کننده های سیاسی سلامت، یک راه علاج جهانی برای نابرابری ها در سلامت هستند. تمرکز بر تعیین کننده های سیاسی خانه های بهداشت بر روی علل اساسی است که تعیین کننده های اجتماعی سلامت ر ا ایجاد، حفظ و تشدید می کنند که نابرابری ها در سلامت پایدار و ویرانگر را به وجود می آورند و تشدید می کنند که مشاهده، تجربه، پژوهش و گزارش می شوند. این مقاله با استفاده از لنزهای نظری و عملی برای بهبود نابرابری ها در سلامت که همچنان جوامع را در سراسر جهان فرامی گیرند، بسیاری از آسیب های تاریخی را که در طول تاریخ رخ داده اند، زمینه سازی می کند و یک چشم انداز منحصربه فرد در مورد وضعیت فعلی را ارائه می دهد و یک مسیر محسوس به سوی آینده ای عادلانه تر را پیشنهاد می دهد. علاوه بر این، به منظور از بین بردن تهدیدهای وجودی برای هر ملت و همه جمعیت ها، در نظر گرفتن این چارچوب جدید در تمام سطوح حکومت که به بهبود پیامدهای سلامت برای هر ملتی مربوط می شود، امری ضروری است.
پیش بینی دسترسی آسان به مواد مخدر بر اساس عوامل جامعه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۱
233 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف: : هدف پژوهش حاضر پیش بینی دسترسی آسان به مواد مخدر بر اساس عوامل جامعه شناختی بود. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مصرف کنندگان مواد شهر اصفهان در سال 1400 بود که از این بین 200 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های محقق ساخته شامل احساس آنومی اجتماعی، کنترل اجتماعی، محرومیت نسبی، گسیختگی نظام خانواده و دسترسی آسان به موادمخدر بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که احساس آنومی اجتماعی، کنترل اجتماعی، محرومیت نسبی و گسیختگی نظام خانواده به ترتیب بیشترین تأثیر را بر دسترسی آسان به مواد مخدر داشتند. در مجموع، این متغیرها 19/2 درصد از تغییرات دسترسی آسان به مواد مخدر را تبیین نمودند. نتیجه گیری: زمانی که بین هنجارها و نهادهای اجتماعی تضاد حاصل شود، نظام گسیختگی به وجود می آید و به دلیل فقدان کنترل اجتماعی، نوعی گسیختگی نظارتی در سطح خانواده و اجتماع شیوع یافته و دسترسی به توزیع مواد مخدر را ممکن می سازد. در این میان، بحران هویت یابی، سست شدن روابط اعضا با خانواده خود، افزایش گرایش به همسالان و دوستان و الگویابی باعث گرایش به این امر می گردد.
بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر افزایش مهارت های حل مسئله و کاهش اختلالات یادگیری در دانش آموزان دبستانی
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۶۱۶-۶۰۹
حوزههای تخصصی:
اختلالات یادگیری و ضعف در مهارت های حل مسئله ازجمله چالش های رایج در دانش آموزان دبستانی هستند که می توانند بر پیشرفت تحصیلی و سلامت روانی آنان تأثیر منفی بگذارند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری (CBPT) بر بهبود مهارت های حل مسئله و کاهش اختلالات یادگیری در دانش آموزان دبستانی انجام شد. این مطالعه از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه آماری شامل 60 دانش آموز دختر و پسر دبستانی با اختلالات یادگیری بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت بازی درمانی شناختی-رفتاری قرار گرفت، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه حل مسئله دزوریلا و گلدفرید و مقیاس تشخیصی اختلالات یادگیری بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بازی درمانی شناختی-رفتاری تأثیر معناداری بر بهبود مهارت های حل مسئله و کاهش اختلالات یادگیری در گروه آزمایش داشت (p<0.05). یافته ها نشان می دهد که CBPT می تواند به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر در مدارس مورداستفاده قرار گیرد و به دانش آموزان کمک کند تا بر مشکلات یادگیری غلبه کرده و توانایی های شناختی و رفتاری خود را ارتقا دهند. این پژوهش بر اهمیت طراحی برنامه های مبتنی بر بازی و مداخلات روان شناختی در محیط های آموزشی تأکید دارد.
مدل ساختاری انگیزه پیشرفت بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده با نقش واسطه ای خودناتوان سازی تحصیلی در دانش آموزان دارای اضطراب تحصیل دختر دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش طراحی یک مدل ساختاری برای پیش بینی انگیزه پیشرفت بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده با متغیر میانجی خودناتوان سازی تحصیلی در دانش آموزان دارای اضطراب تحصیل دختر دوره دوم ابتدایی بود.روش این پژوهش از نظر هدف توصیفی از نظر نوع همبستگی بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی دارای اضطراب تحصیل بودند. از طریق غربال و فرمول کوکران 140 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه اضطراب تحصیل گادزلا (1991)، انگیزش پیشرفت هرمنس (1970)، الگوهای ارتباطی خانواده فیتزپاتریک (2002) و پرسش نامه خودناتوان سازی جونز و رودولت (1982) بود. برای تحلیل داده ها از طرح های پیشرفته همبستگی (تحلیل مسیر) از طریق اسمارت پی ال اس استفاده شد.نتایج نشان داد الگوی ارتباطی خانواده (جهت گیری هم نوایی و گفت و شنود) بر انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای اضطراب تحصیل رابطه معناداری داشت. جهت گیری هم نوایی رابطه غیرمستقیم و جهت گیری گفت وشنود رابطه مستقیم بر انگیزه پیشرفت تحصیلی داشت. همچنین الگوهای ارتباطی خانواده با نقش واسطه ای خودناتوان سازی تحصیلی بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان رابطه معناداری داشت.در مجموع در این تحقیق نشان داده شد که الگوهای ارتباطی خانواده نقش مهمی در انگیزه پیشرفت دانش آموزان دارای اضطراب تحصیل دارد.
اثربخشی آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری بر تغییر سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی مادران کودکان دبستانی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش اثربخشی آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری بر تغییر سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی مادران کودکان دبستانی شهر تهران موردبررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران دانش آموزان مدارس دولتی مقطع دبستان منطقه 3 شهر تهران که در سال 1393-94 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر از این جامعه بود، که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب گردید. و افراد به طور گمارش تصادفی به دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه تقسیم شد. برای سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی، به ترتیب پرسشنامه هازن شیور برای دل بستگی و پرسشنامه الکسیس جی. واکر و لیندا تامپسون برای مقیاس صمیمیت به کاربرده شد. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است که پس ازآنتخاب گروه آزمایش و گواه، مداخله آزمایشی (آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری) بر روی گروه آزمایش به مدت 10 جلسه ی 70 دقیقه ای و یک جلسه در هفته اجرا گردید، و پس از اتمام برنامه ی آموزشی از هر 2 گروه پس آزمون به عمل آمد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده علاوه بر آمار توصیفی از آمار استنباطی تحلیل کوواریانس یک راهه استفاده شد و یافته های به دست آمده نشان داد که آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری باعث بهبود سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شده است. و نتیجه می گیریم که این آموزش ها می تواند بر بهبود سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی مؤثر باشد.
Developing and Validating the Educational Package of Wisdom and Its Effectiveness on Self-compassion and Psychological Well-being of Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Wisdom can be understandd as a psychological competence in facing difficult and ambiguous or unsolvable problems of life and helps people endure or cope with complex and uncertain life conditions in the future. Also, wisdom is based on experience. Experience in itself is not necessarily effective, but lessons learned from successes and failures that people gain are helpful. The present study was conducted with the aim of investigating the effectiveness of the educational package of wisdom and self-compassion and psychological well-being in students. Also, this research is semi-experimental with a pre-test and post-test design with a control group. The statistical population was all undergraduate students of psychology at Azad University, Rodehen branch, in the academic year of 2021-2022 Among them, 45 students have been randomly replaced in control and experimental groups. The research tool included Nef self-compassion questionnaire and Rif psychological well-being. For this purpose, the educational package of wisdom was first designed and compiled based on the theoretical foundations and also the existing packages according to the target group and was approved by the experts. Then, from both control and experimental groups, in a pre-test session, including the implementation of research tools, the students of the experimental group were taught wisdom training package during 8 90-minute sessions, 2 sessions per week And finally, after the completion of the training sessions, a post-test was taken from both groups. The data were analyzed using analysis of covariance test in SPSS26 software.
بررسی نقش واسطه ای نیازهای بنیادین روان شناختی در ارتباط بین سرمایه های روان شناختی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی نقش واسطه ای نیازهای بنیادین روان شناختی در ارتباط بین سرمایه های روان شناختی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان بود. این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و ازنظر روش شناسی نیز توصیفی-هم بستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه موردمطالعه را دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر تهران تشکیل می دادند که تعداد 330 نفر از آن ها به روش در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های بهزیستی تحصیلی تومینین-سوینی و همکاران (2012)؛ سرمایه روان شناختی لوتانز (2007) و نیازهای بنیادین روان شناختی دسی و رایان (2000) استفاده شد. داده های گردآوری شده در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون، معادلات ساختاری و بوت استرپینگ) به کمک نرم افزارهای Spss-27 و Amos-24 مورد تفسیر قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که مدل مفهومی پژوهش از برازندگی مطلوبی برخوردار بوده و سرمایه های روان شناختی و نیازهای بنیادین روان شناختی بر بهزیستی تحصیلی اثر مستقیم قابل توجهی دارند. هم چنین سرمایه های روان شناختی به صورت غیرمستقیم و از طریق میانجی گری نیازهای بنیادین روان شناختی نیز بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان اثرگذار هستند. با توجه به نتایج این پژوهش می توان با برگزاری کارگاه ها و کلاس های آموزشی، نسبت به ارتقای سطح سرمایه های روان شناختی و ارضای نیازهای اساسی دانش آموزان اقدام نمود و از این طریق بر عملکرد و بهزیستی تحصیلی آن ها اثر گذاشت.
بررسی رابطه سلامت معنوی، تنظیم هیجانی و دلبستگی به خدا با کیفیت زندگی پرستاران
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۵۴۴-۵۳۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سلامت معنوی، تنظیم هیجانی و دلبستگی به خدا با کیفیت زندگی پرستاران انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود، جامعه آماری شامل کلیه پرستاران غرب استان مازندران در سال 1401 بود. از این میان 150 نفر با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ کیفیت زندگی (SF-36)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گراس (ERQ)، پرسشنامه سلامت معنوی پولوتزین و الیسون (SWBS) جمع آوری شدند. نتایج نشان داد بین سلامت معنوی با کیفیت زندگی پرستاران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/05 = p)، بین تنظیم هیجانی و ابعاد آن مانند ارزیابی مجدد شناختی و بازداری هیجانی با کیفیت زندگی پرستاران رابطه معناداری وجود دارد (0/05 = p)، همچنین بین دلبستگی به خدا با کیفیت زندگی پرستاران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/05 = p)، همچنین سلامت معنوی، تنظیم هیجانی و دلبستگی به خدا قابلیت پیش بینی معنادار کیفیت زندگی پرستاران را دارد (0/05 = p). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت، افزایش سلامت معنوی، ارزیابی مجدد شناختی و دلبستگی به خدا و کاهش بازداری هیجانی با افزایش معنادار کیفیت زندگی پرستاران همراه است.
تدوین و آزمون الگویی از برخی پیامدهای شغلی سبک های دلبستگی سازمانی اضطرابی و اجتنابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۶
127 - 137
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین و آزمون الگویی از اثر سبک های دلبستگی سازمانی اضطرابی و اجتنابی بر بهزیستی شغلی وافسردگی شغلی با میانجی گری عملکرد انطباقی انجام شد. طرح پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کارکنان سازمان آب و فاضلاب شهر اهواز بودند. نمونه پژوهش شامل 200 نفر از این کارکنان بود که باروش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های دلبستگی سازمانی (فینی و همکاران،2020)، عملکرد انطباقی (کاربانی – وارونی و همکاران،2010) ، بهزیستی روانشناختی در محیط کار (داگنایس-دمایس و ساوی،2011)و افسردگی شغلی (بیانکی و شونفلد،2020) استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از از مدل الگویابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای Spss-24 و Amos-24 و روش بوت استراپ استفاده شده است. نتایج نشان دادند که الگوی طراحی شده از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین یافته ها نشان دادندکه مسیرهای دلبستگی سازمانی اضطرابی به عملکرد انطباقی، بهزیستی شغلی و افسردگی شغلی در سطح 0/001 معنادار بودند. علاوه بر آن مسیرهای دلبستگی سازمانی اجتنابی به عملکرد انطباقی، بهزیستی شغلی و افسردگی شغلی 0/001 معنادار بودند. همچنین نتایج تحلیل مسیرهای غیرمستقیم نشان دادند که عملکرد انطباقی اثرات دلبستگی سازمانی اضطرابی و اجتنابی بر بهزیستی شغلی و افسردگی شغلی را میانجی گری نمود. بنابر این می توان نتیجه گرفت که عملکرد انطباقی توانسته است تأثیر دلبستگی سازمانی اضطرابی و اجتنابی را بر بهزیستی شغل و افسردگی شغلی تبیین کند.
آموزش مفاهیم طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت بر سازگاری پس از طلاق و سرمایه روان شناختی زنان مطلقه دارای فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۲)
505 - 514
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت بر سازگاری پس از طلاق و سرمایه روانشناختی زنان مطلقه دارای فرزند انجام شد. تحقیق حاضر یک طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مطلقه تحت پوشش پایگاه های خدمات اجتماعی شهر کرمانشاه در سال 1402-1403 تشکیل داد. نمونه پژوهش 30 زن سرپرست خانوار بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود و خروج به پژوهش انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری مطالعه حاضر پرسشنامه های سرمایه روانشناختی لوتانز و پرسشنامه سازگاری پس از طلاق فیشر بود. گروه آزمایش 12 جلسله ۹۰ دقیقه ای پروتکل طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت را دریافت کرد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس آمیخته و براساس رعایت مفروضه های آن صورت گرفت. نتایج نشان داد که پروتکل طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت بر سرمایه روانشناختی و سازگاری پس از طلاق اثربخش (0/01>p) است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که یافته های این مطالعه از اثربخشی پروتکل طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت، حمایت می کند.
ارائه مدل گرایش به اعتیاد دانشجویان بر اساس سبک های فرزندپروری با نقش میانجی گری خودتنظیمی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۳
182 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر الگویابی ساختاری گرایش به اعتیاد دانشجویان بر اساس سبک های فرزندپروری با نقش میانجی گری خودتنظیمی هیجانی بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان در نیمسال دوم سال تحصیلی 1401-1400 بود. از بین جامعه آماری 340 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (گروس و جان، ۲۰۰۳)، پرسشنامه گرایش به اعتیاد (وید و بوچر، 1992) و پرسشنامه سبک فرزندپروری (بامریند، ۱۹۷۲) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، به وسیله نرم افزار SPSS و Amos ویرایش 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که سبک فرزندپروری مستبدانه بر خودتنظیمی هیجانی (05/0p<، 533/0-β=) و گرایش به اعتیاد (05/0p<، 437/0β =) دانشجویان دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته به ترتیب 4/28 و 1/19 درصد از واریانس این متغیرها را تبیین کند. همچنین سبک فرزندپروری مقتدرانه بر خودتنظیمی هیجانی (05/0p<، 545/0β=) و گرایش به اعتیاد (05/0p<، 462/0-β =) دانشجویان دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته به ترتیب 5/29 و 3/21 درصد از واریانس این متغیرها را تبیین کند. در ادامه سبک فرزندپروری سهل گیرانه بر خودتنظیمی هیجانی (05/0p<، 426/0-β =) و گرایش به اعتیاد (05/0p<، 518/0β =) دانشجویان دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته به ترتیب 1/18 و 8/26 درصد از واریانس این متغیرها را تبیین کند. در نهایت خودتنظیمی هیجانی بر گرایش به اعتیاد (05/0p<، 547/0-β =) دانشجویان دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته 9/29 درصد از واریانس این متغیر را تبیین کرده و در رابطه سبک های فرزندپروری با گرایش به اعتیاد دانشجویان نیز نقش میانجی معنادار ایفا کند (05/0p<). با توجه به نقش میانجی معنادار خودتنظیمی هیجانی، می توان با بکارگیری مداخلات موثر همانند آموزش خودتنظیمی هیجانی از بروز گرایش به اعتیاد در نزد دانشجویان کاست.
اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر رفتارهای پرخطر و رفتارهای خود آسیب رسان در زنان دارای سابقه مصرف مواد
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
90 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر رفتارهای پرخطر و رفتارهای خود آسیب رسان در زنان دارای سابقه مصرف مواد بود. جامعه آماری شامل زنان دارای سوء سابقه مصرف مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر مشهد بود. تعداد ۳۰ نفر از این زنان با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در گروه های آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARS) و مقیاس اظهارات مربوط به خودآسیبی (ISAS) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با تحلیل کوواریانس چند متغیره انجام شد. نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت بر کاهش رفتارهای پرخطر و رفتارهای آسیب رسان به خود تأثیر معناداری دارد (0.05>P). به نظر می رسد که درمان متمرکز بر شفقت برای کاهش رفتارهای پرخطر و رفتارهای آسیب رسان در زنان دارای سابقه مصرف مواد موثر است. استفاده از این مداخله به درمانگران و مشاوران پیشنهاد می شود.
فراتحلیلی بر پژوهش های مربوط به رویکرد معنا درمانی بر امید به زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۲
۴۷-۳۲
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، تعیین میزان اثربخشی رویکرد معنادرمانی بر امید به زندگی بود. روش: این پژوهش با استفاده از تکنیک فراتحلیل و با یکپارچه کردن نتایج پژوهش ها مختلف، اندازه اثر رویکرد معنادرمانی را مشخص کرد. جامعه آماری شامل تمامی مقالات در حیطه اثربخشی رویکرد معنادرمانی بر امید به زندگی بود که تعداد انها 15 مورد بود که در مجموع 12پژوهش قابل قبول از لحاظ روش شناختی انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آن ها انجام شد. منابع جستجوی داده ها، پایگاه اطلاعات علمی، پایگاه مجلات تخصصی نور، بانک اطلاعات نشریات ایران و پرتال جامع علوم انسانی بود. تجزیه و تحلیل داده ها و محاسبه اندازه اثر با استفاده از نرم افزار CMA3 و شاخص gهجز انجام شد. یافته ها: یافته های حاصل از این فراتحلیل نشان داد که میزان تأثیر رویکرد معنادرمانی بر امید به زندگی (76/1) است (001/0>P) که مطابق جدول کوهن اندازه ی اثر بزرگ ارزیابی می شود. نتیجه گیری: به نظر می رسد که رویکرد معنادرمانی می تواند به عنوان روشی مناسب برای بر ارتقا امید به زندگی در مراکز درمانی و آموزشی استفاده شود. شماره ی مقاله: ۲
مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران-15: پرسشنامه، روش اجرا و نمره گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
463 - 465
حوزههای تخصصی:
مقياس کمالگرايي چندبعدي تهران-15 (TMPS-15)، نسخه کوتاه مقياس کمالگرايي چندبعدي تهران-30 (بشارت، 1386الف، 2011) است و بر حسب و بر اساس مقياسهاي قبلي (فروست و همکاران، 1990؛ فلت و هويت، 2002; هويت و فلت، 1991الف) توسط بشارت (1386ب) ساخته شده است. اين مقياس، سه بعد کمالگرايي خودمحور، کمالگرايي ديگرمحور و کمالگرايي جامعهمحور را در اندازههاي پنج درجهاي ليكرت از نمرة 1 تا 5 ميسنجد. حداقل و حداکثر نمره فرد در زيرمقياسهاي سهگانة آزمون به ترتيب 5 و 25 است. ضرايب آلفاي کرونباخ زير مقياسهاي کمالگرايي خودمحور، کمالگرايي ديگرمحور و کمالگرايي جامعهمحور در نمونهاي متشکل از پانصد دانشجوي دانشگاه تهران، به ترتيب 91/0، 89/0 و 85/0 محاسبه شد که نشانه همساني دروني خوب مقياس است. ضرايب همبستگي بين نمرههاي 104 نفر از آزمودنيها در دو نوبت با فاصله دو تا چهار هفته براي سنجش پايايي بازآزمايي محاسبه شد. اين ضرايب براي کمالگرايي خودمحور، کمالگرايي ديگرمحور و کمالگرايي جامعهمحور به ترتيب 87/0 =r، 83/0 =r و 85/0 =r در سطح 001/0 p < معنادار بودند که نشانه پايايي بازآزمايي رضايت بخش مقياس است. روايي همزمان مقياس کمالگرايي چندبعدي تهران-15 از طريق اجراي همزمان مقياس مشکلات بينشخصي-60 (IIP-60؛ بشارت، 1388الف؛ هرويتز و همکاران، 1988)، مقياس سلامت رواني (MHI-28؛ بشارت، 1388ب؛ ويت و وير، 1983) و زير مقياسهاي نوروزگرايي و برونگرايي مقياس شخصيتي NEOPI-R (کاستا و مک کرا، 1992) در مورد آزمودنيها محاسبه شد. نتايج ضرايب همبستگي پيرسون نشان داد که بين نمره آزمودنيها در زير مقياس کمالگرايي خودمحور با مشکلات بينشخصي (47/0)، بهزيستي روانشناختي (56/0-)، درماندگي روانشناختي (53/0) و نوروزگرايي (61/0) در سطح 001/0 p < همبستگي معنادار وجود دارد. نتايج همچنين نشان داد که بين نمره آزمودنيها در زير مقياس کمالگرايي ديگرمحور با مشکلات بينشخصي (21/0)، بهزيستي روانشناختي (33/0-)، درماندگي روانشناختي (24/0)، نوروزگرايي (25/0) و برونگرايي (21/0-); و بين نمره آزمودنيها در زير مقياس کمالگرايي جامعهمحور با بهزيستي روانشناختي (29/0-)، نوروزگرايي (25/0) و برون گرايي (40/0-) در سطح 001/0 p < همبستگي معنادار وجود دارد. اين نتايج روايي همزمان مقياس کمالگرايي چندبعدي تهران-15 را تاييد مي کنند (بشارت، 1386ب).
مقایسه تمایزیافتگی خود و علاقه اجتماعی در افراد وابسته به آمفتامین و افراد عادی
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه تمایزیافتگی خود و علاقه اجتماعی در افراد وابسته به آمفتامین و افراد عادی انجام شده است. مواد و روش کار: پژوهش کنونی به شیوه علی -مقایسه ای صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه افراد مصرف کننده آمفتامین در کمپ های ترک اعتیاد در شهر تهران و افراد عادی شامل عموم جامعه در سال 1402 بودند. تعداد حجم نمونه طبق جدول مورگان 150 نفر برای هر گروه محاسبه گردید که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه تمایزیافتگی خود اسکورون و فریدلندر (1998) و مقیاس علاقه اجتماعی بود. برای تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از میانگین تحلیل، واریانس چند متغیری و t دوگروهی انجام شد و جهت تحلیل موارد ذکرشده از نرم افزار SPSS26 استفاده شد. یافته ها: میانگین نمره تمایزیافتگی و علاقه اجتماعی در افراد عادی مقدار بیشتری را نشان داده و این میزان برای واکنش پذیری عاطفی، گریز عاطفی و هم آمیختگی با دیگران نیز برقرار بوده و فقط در مورد جایگاه من مصرف کنندگان آمفتامین میزان بیشتری را در مقایسه با افراد عادی نشان دادند. بحث و نتیجه گیری: ضروری است که متخصصین، نهادها و سازمان هایی که در این زمینه می توانند نقشی ایفا کنند، با جدیت بیشتر و بر مبنای دانش و پژوهش های روزآمد در زمینه کاهش گرایش به اعتیاد با کار بر روی متغیرهای تأثیرگذار در سطح جامعه گام بردارند.
مقایسه کارکرد اجرایی کودکان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق اخلالگر با کودکان بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۱)
283 - 292
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر، مقایسه کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق اخلالگر با تاکید بر بازداری پاسخ، سازماندهی و تصمیم گیری-برنامه ریزی با همتایان سالم بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی علی-مقایسه ای بود و جامعه آماری آن شامل کلیه کودکان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق اخلالگر و کودکان بهنجار شهر تبریز در بازه سنی 12-8 سال بود. با همکاری یکی از مراکز مشاوره پس از انجام غربالگری به وسیله مصاحبه تشخیصی بالینی مبتنی بر DSM-5، 30 نفر از کودکان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق اخلالگر به روش سرند کردن انتخاب شدند. 30 کودک بهنجار نیز به روش نمونه گیری تصادفی از نظر سن و جنسیت با گروه بیمار همتا شدند. داده ها با آزمون عصب روانشناختی و شخصیتی کولیج با پاسخدهی والدین کودکان بدست آمد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد و نتایج نشان داد که دوگروه از نظر هر سه مولفه کارکرد اجرایی با یکدیگر تفاوت دارند و این تفاوت به نفع گروه بهنجار است. به عبارتی، کودکان بهنجار در مقایسه با کودکان دارای اختلال مذکور، از مشکلات مربوط به حوزه های بازداری پاسخ، سازماندهی و تصمیم گیری – برنامه ریزی کمتر رنج می برند. یافته های پژوهش حاضر تلویحات قابل توجهی در خصوص نقش این اختلال در تخریب کارکرد اجرایی و ضرورت تدوین روشهای درمانی متمرکز بر نقایص کارکرد اجرایی در این گروه در بر دارد.
مقایسه نتایج تحلیل سؤالات طیف لیکرت با نظریه کلاسیک آزمون و نظریه سؤال پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
146 - 183
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی سؤالات طیف لیکرت با دو رویکرد نظریه کلاسیک آزمون و نظریه سؤال پاسخ و قرار دادن نتایج این دو رویکرد در کنار یکدیگر و پاسخ به این سؤال است که «آیا نتایج این دو رویکرد همسو بوده یا اینکه در تضاد با یکدیگرند؟». روش پژوهش از نوع توصیفی و از حیث تحلیل داده ها یک روش تحلیل ثانویه است. ابزار پژوهش 3 خرده مقیاس برونگرایی، گشودگی و مسئولیت پذیری آزمون شخصیت نئو فرم کوتاه (NEO-FFI) بود. آزمودنی های موردمطالعه در این پژوهش 977 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه اول بودند که با حذف افراد در مرحله غربالگری داده ها، درنهایت تحلیل سؤالات برونگرایی بر روی اطلاعات 783 نفر آزمودنی، تحلیل سؤالات گشودگی بر روی اطلاعات 763 نفر آزمودنی و تحلیل سؤالات مسئولیت پذیری نیز بر روی اطلاعات 784 نفر آزمودنی انجام شد. نتایج تحلیل های آماری نشان داد که هرچه همسانی درونی سؤالات بالاتر باشد نتایج دقیق تر و معتبرتری از مدل مدرج پاسخ به دست می آید و برای سؤالات با همسانی درونی پایین از طریق این مدل باید بسیار محتاط عمل کرد، زیرا ممکن است آستانه سؤالات را به صورت وارونه نشان داده یا ضریب تشخیص سؤالات را منفی یا مثبت کاذب نشان دهد. درمجموع کاربرد هم زمان روش های مختلف تجزیه وتحلیل آماری به تحلیل بهتر و رسیدن به نتایج دقیق تر کمک خواهد کرد.
Predicting academic enthusiasm based on social adequacy and parenting styles considering the mediating role of social support in students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: The purpose of this study was to predict academic enthusiasm based on social adequacy and parenting styles, considering the mediating role of social support in students. Method: In terms of the purpose of this research, it is of an applied type and in terms of data collection methods, it is of a descriptive correlational type. The statistical population in this research includes all the high school students of the 2nd district of Ardabil. the statistical sample of the research also includes 368 students (172 girls and 196 boys) of high schools in the 2nd district of Ardabil. They are selected by stratified sampling method. Research questionnaires include; The social support questionnaire (Vaux et al., 1986), the 30-question parenting style questionnaire (Baumrinds, 1973), the academic enthusiasm scale (Fredericks et al., 2004) and the social adequacy questionnaire (Fellner et al., 1990) were used, and the validity and reliability have been proven by psychologists and professors in this field. SPSS-16 software, Pearson's correlation method and multiple linear regression analysis were used to check the correlation between variables. Findings: The findings indicate that the mediating role of social support in the relationship between academic enthusiasm and social adequacy and parenting styles of students is positive and significant (P < 0.001). Conclusion: According to the findings, it can be said that social adequacy and parenting styles can predict students' academic enthusiasm due to the presence of social support.