فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۰۱ تا ۲٬۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش جنسی و آموزش ارتباط زناشویی بر تعهد زناشویی در زنان متاهل مهاجر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کﻨﺘﺮل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان متاهل ایرانی در سال 1402-1401 بودند که طی 5 سال اخیر به کشور امارات مهاجرت کرده بودند. تعداد 45 نفر به صورت دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تجدید نظر شده تعارضات زناشویی (MCQ-R) ثنایی (1387) و پرسشنامه تعهد زناشویی (DCI) آدامز و جونز (1997) بود. یکی از گروه های آزمایش آموزش جنسی را در 10 جلسه 2 ساعته و گروه آزمایشی دیگر نیز آموزش ارتباط زناشویی را در قالب 10 جلسه 2 ساعته به صورت هفته ای یکبار دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. نتایج نشان داد که گروه آموزش جنسی به غیر از مولفه شخصی (05/0>P) بر مولفه های اخلاقی و ساختاری تعهد زناشویی اثربخشی معنادار نداشته است (05/0<P). گروه آموزش ارتباط زناشویی بر هر سه مولفه تعهد زناشویی اثربخشی معنادار و پایداری داشته است (01/0>P). در نهایت، گروه آموزش ارتباط زناشویی در مقایسه با آموزش جنسی بر هر سه مولفه تعهد زناشویی اثربخشی معنادار و پایداری داشته است (01/0>P). نتایج نشان می داد که آموزش ارتباط زناشویی، احتمالا مداخله کارآمدتری در مقایسه با آموزش جنسی برای بهبود تعهد زناشویی زناشویی زنان متاهل مهاجر بوده است.
نقش سلامت معنوی، قدردانی از بدن و فریب ادراک شده تبلیغات در شبکه های اجتماعی در پیش بینی گرایش به عمل زیبایی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
65 - 80
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر پیش بینی گرایش به عمل زیبایی زنان متقاضی جراحی زیبایی بر اساس سلامت معنوی، قدردانی از بدن و فریب ادراک شده تبلیغات در شبکه های اجتماعی بود.
روش: طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی زنان متقاضی جراحی زیبایی (بدون ضرورت طبی) مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی در شهر مشهد در سه ماه اول سال 1402 بودند که از میان نمونه، 120 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به پرسش نامه های گرایش به عمل زیبایی و فریب ادراک شده تبلیغات در شبکه های اجتماعی، مقیاس سلامت معنوی (SWBS) و مقیاس قدردانی از بدن (BAS) پاسخ دادند. بررسی و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام، با کمک نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که فریب ادراک شده تبلیغات در شبکه های اجتماعی رابطه مثبت معنادار و سلامت معنوی و قدردانی از بدن رابطه منفی معناداری با گرایش به عمل زیبایی دارند. با ورود متغیرهای پیش بین مشخص گردید هر سه متغیر سلامت معنوی (322/0- =β)، قدردانی از بدن (344/0-=β) و فریب ادراک شده تبلیغات در شبکه های اجتماعی (353/0=β) حدود 38 درصد از واریانس گرایش به عمل زیبایی را تبیین می کنند، البته متغیر فریب ادراک شده تبلیغات در شبکه های اجتماعی وزن بیشتری در تبیین گرایش به عمل زیبایی دارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر این مضمون مهم را برای پژوهشگران و متخصصین حوزه سلامت روان مشخص ساخت که رسانه های اجتماعی مهم ترین نقش را در گرایش به عمل زیبایی دارند.
نقش فضیلت ها در سلامت روان با میانجی گری خودمراقبتی و ادراک استیگمای کمک طلبی روانشناختی در مشاوران و روانشناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین مدل سلامت روان براساس فضیلت ها و با نقش میانجی خودمراقبتی و ادراک استیگمای کمک طلبی روانشناختی در کارشناسان سلامت روان انجام شد. روش پژوهش از نوع همبستگی است و جامعه آماری را مشاوران و روانشناسان شهر تهران در سال 1400 تشکیل دادند که از میان آنها 316 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های نیرومندی منش، سلامت عمومی، خودمراقبتی و استیگمای کمک طلبی روانشناختی بود. داده ها با روش معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند اثر مستقیم فضیلت ها (خرد، شجاعت، انسانیت، عدالت، میانه روی و تعالی) بر سلامت روان، خودمراقبتی و ادراک استیگمای کمک طلبی روانشناختی معنادار است. همچنین، اثر مستقیم خودمراقبتی و ادراک استیگمای کمک طلبی روانشناختی بر سلامت روان نیز معنادار است. درخصوص اثرات غیرمستقیم متغیرها، فضیلت ها به واسطه افزایش خودمراقبتی و نیز کاهش ادراک استیگمای کمک طلبی روانشناختی بر سلامت روان مشاوران و روانشناسان اثر غیرمستقیم و مثبت دارند. توجه به نقش فضیلت ها، خودمراقبتی و استیگمای کمک طلبی روانشناختی در سلامت روان مشاوران و روانشناسان می تواند زمینه ساز آگاهی بیشتری درخصوص عوامل موثر بر ارتقای سلامت روان در این جامعه باشد.
نقش میانجی پذیرش نقش های جنسیتی در رابطه بین توانمندی های منش و شادکامی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ بهمن ۱۴۰۳ شماره ۱۱ (پیاپی ۱۰۴)
۱۱۴-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی پذیرش نقش های جنسیتی در رابطه بین توانمندی های منش و شادکامی در زنان انجام شد. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه دانشجویان دختر شهر تهران در سال 1401 بودند؛ 300 نفر به روش نمونه گیری در دسترس از 5 دانشگاه در این مطالعه مشارکت داشتند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه نگرش به نقش جنسیتی (ATGRQ؛ کیانی و همکاران، 1387)، پرسشنامه ارزش های فعال در عمل (VIA-IS؛ پترسون و سلیگمن، 2004) و پرسشنامه شادکامی آکسفورد (OHQ؛ ارگایل، 1989) انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است؛ همچنین نتایج نشان داد که توانمندی های منش و پذیرش نقش های جنسیتی بر شادکامی به طور معنادار اثر مستقیم داشت (05/0>P)؛ همچنین توانمندی های منش به طور مثبت بر پذیرش نقش های جنسیتی اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتیجه دیگر از آزمون بوت استرپ نشان داد که پذیرش نقش های جنسیتی بین توانمندی های منش و شادکامی به طور معنادار نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که توانمندی های منش به صورت مستقیم و با میانجی گری پذیرش نقش های جنسیتی بر شادکامی زنان اثر دارد.
مدل ساختاری باور به دنیای عادلانه بر اساس حمایت اجتماعی با نقش میانجی طرحواره های هیجانی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
117 - 138
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گر طرحواره های هیجانی در رابطه بین باور به دنیای عادلانه و حمایت اجتماعی انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و از نوع معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به کلینیک های تخصصی دیابت در تهران بود که 350 نفر به صورت تصادفی از میان مراجعه کنندگان سه ماه پاییز سال 1400-1399 به کلینیک دیابت تابان (منطقه 2 تهران) انتخاب شدند. این پژوهش به دلیل دوران پاندمی ویروس کووید-19 به صورت مجازی انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس باور به دنیای عادلانه (Dalbert و Sutton & Douglas)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده (Zimet et al.) و مقیاس طرحواره های هیجانی (Leahy) بود. داده های به دست آمده به روش تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که شاخص های برازش مدل پژوهش وضعیت مطلوبی داشت (9/0<GFI)، و طرحواره های هیجانی در رابطه بین باور به دنیای عادلانه و حمایت اجتماعی نقش میانجی ایفا کرد. این مدل 63 درصد از تغییرات باور به دنیای عادلانه را در بیماران دیابتی تبیین می کند. این بدان معنی است که طرحواره های هیجانی نقش میانجی گری در رابطه بین حمایت اجتماعی و باور به دنیای عادلانه دارد.
The Role of Personality Traits in Prediction of Perceived Rejection, Age Feeling, and Social Exclusion in Retirees
حوزههای تخصصی:
The aim of this study is to investigate the role of personality traits in prediction of perceived rejection, age feeling, and social exclusion among retirees in Zahedan city. The statistical population of this study includes all retirees in Zahedan city in 2021 – 2022, of which 123 people were selected as samples through the convenience sampling method. To collect data for this study, questionnaires on personality traits, cognitive health, perception of rejection, feeling of aging, and social isolation were used. Pearson correlation coefficient, stepwise multiple regression, and simple linear regression were used to analyze the research data. The results showed that the perception of rejection had a positive and significant correlation with neuroticism (p<.05) and a negative and significant correlation with extraversion, agreeableness, and conscientiousness (p<.01). However, there was no significant correlation between perceived exclusion and openness to experience. According to the results of the study, it can be concluded that personality traits play a significant role in predicting perceived exclusion, feeling of aging, and social isolation in retirees.
Analyzing the effects of ethical leadership and organizational politics on individual and team creativity, focusing on the mediating role of knowledge hiding
حوزههای تخصصی:
The purpose of the research is to analyze the effects of ethical leadership and organizational politics on individual and team creativity, focusing on the mediating role of knowledge hiding. The study is a descriptive-correlational survey and is applied in terms of purpose. The statistical population included employees of selected public organizations in the Eqlid County, totaling 950 individuals. 270 individuals were selected using a non-probability convenience sampling method based on the rule of thumb for SEM as the sample. To collect data, the following measures were used: Brown's et al. (2005) Ethical Leadership scale, the Organizational Politics scale by Kacmar and Carlson (1997), the Knowledge Hiding scale by Serenko and Bontis (2016), the Individual Creativity scale by Zhou and George (2001), and the Hanke's (2006) Team Creativity scale. The validity of scales was confirmed using the content validity, and the reliability was examined using Cronbach's alpha, yielding values of 0.89 for the Ethical Leadership, 0.82 for the Organizational Politics, 0.92 for the Knowledge Hiding, 0.87 for the Individual Creativity, and 0.85 for the Team Creativity. For data analysis, SEM and the AMOS software were used. The results of the study fitted the research model, indicating that ethical leadership and organizational politics have a significant negative impact on knowledge hiding. Additionally, knowledge hiding has a significant negative effect on both individual and team creativity of employees. By reducing knowledge hiding behaviors through ethical leadership and organizational politics, the level of creativity among employees at both individual and team levels increases.
اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان چندسیستمی در درمان مشکلات سلوک همراه با خودجرحی غیرخودکشی گرا: یک گزارش موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان چندسیستمی به عنوان یک درمان فشرده خانواده محور و بر پایه اجتماع است که باهدف بهبود مشکلات سلوک و خودجرحی غیرخودکشی گرا یک نوجوان مبتلابه اختلال سلوک انجام شده است. مواد و روش ها درمان جو یک نوجوان ۱۷ ساله بود که ملاک DSM IV-TR برای اختلال سلوک همراه با رفتارهای خودجرحی غیرخودکشی گرا (NSSI) را داشت. یک خط پایه ۴ هفته ای و طرح اندازه گیری مکرر ( در ضمن ۵ ماه مداخله و ۳ ماه پیگیری) به کار گرفته شد. از خرده مقیاس های قانون شکنی و پرخاشگری نظام های ارزیابی مبتنی بر تجربه آخنباخ (ASEBA) و نیز آزمون گویه هایی درباره خودجرحی (ISAS) در خلال دوره های خط پایه، درمان و پیگیری استفاده شد. یافته ها MST-BI به بهبودی در رفتارهای قانون شکنانه، پرخاشگرانه و نیز کاهش در رفتارهای خودجرحی غیرخودکشی گرا انجامید. این دستاوردهای درمانی در دوره 3 ماه پیگیری ماندگار بودند. نتیجه گیری MST-BI توانایی درمان مشکلات سلوک و رفتارهای خودجرحی غیرخودکشی گرا در میان نوجوانان دچار اختلال سلوک را دارد. ۶۰۰,۱
Investigating the effectiveness of based-on-mentality schema therapy on feelings of loneliness, depression and self-concept of unmarried girls over 40 years old in Khorram Abad city(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: The present study aimed to investigate the effectiveness of schema therapy based on mentality in reducing feelings of loneliness and depression, as well as improving self-concept, among single women over 40 years of age in Khorramabad.
Methods: This study employed a semi-experimental design with pre-test and post-test measurements, including experimental and control groups. The statistical population consisted of all single women over the age of 40 who had never been married as of 2022. A random sampling method was used to select 30 participants. The instruments used for data collection included the UCLA Loneliness Scale, the Beck Depression Inventory, and the Beck Self-Concept Scale. The intervention consisted of schema therapy based on mentality.
Results: The results from both multivariate and univariate analysis of covariance indicated that the schema therapy based on mentality had a significant impact on reducing feelings of loneliness and depression and improving self-concept (P < 0.001).
Conclusion: Based on the findings of this study, it can be concluded that schema therapy based on mentality effectively reduces feelings of loneliness and depression while enhancing the self-concept of single women.
The Effectiveness of Imago therapy on Emotional Orientation in the Sexual Relation, Sexual Self-efficacy, and Sexual Intimacy of Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of this study was to evaluate the effectiveness of Imago therapy training on emotional orientation, sexual self-efficacy and sexual intimacy of married women. Methods and Materials: A quasi-experimental pretest-posttest control design was used in this study. The study focused on all women in Alborz province, Iran in 2021. Through purposeful sampling, 30 eligible individuals were selected and randomly assigned to either an experimental group or a control group, with 15 women in each group. The experimental group received ten sessions of Imago therapy, while the control group remained on a waiting list. The data collection tools included the Emotional Orientation in Sexual Relations Questionnaire (Aliabadian & Hassanzadeh, 2018), the Sexual Self-Efficacy Questionnaire (Vaziri & Lotfi, 2012), and the Sexual Intimacy Questionnaire (Shahsiah, 2010). Data analysis involved descriptive and inferential statistics in SPSS 22, with a significance level of 0.05.Findings: Based on the results achieved, it can be concluded that every factor displayed noteworthy F values (P<0.01). Consequently, the affirmation of imago therapy training's influence on emotional orientation, sexual self-efficacy, and sexual intimacy of married women was confirmed.Conclusion: According to Imago therapy, the subjects in the experimental group demonstrated a considerable impact on their levels of sexual longing, confidence in their sexual abilities, and emotional intimacy. Counselors and clinical psychologists in appropriate centers are advised to incorporate communication imaging training (Imago therapy) as a means of enhancing both sexual self-assurance and emotional connection about women's sexual relationships.
رابطه برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی دانشجویان زن متأهل با توجه به نقش تعدیل گری هوش هیجانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۵
229-263
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برنامه درسی، اصلی ترین عنصر نظام آموزش عالی و بنیادی ترین ابزار برای فراهم آوری دانش، تجربه و مهارت دانشجویان برای عرضه خدمات به جامعه است. به عنوان قلب این نظام، نقش مهمی در تحقق اهداف داشته و ترسیم کننده نقشه ها و اهداف دارند. از طرفی خشونت جنسی یکی از خشونتهایی است که می تواند سلامت زنان را دچار آسیب کند. نظام آموزشی به واسطه برنامه درسی با عناوین نوع دوستی و گرایشهای انسان دوستانه می تواند زمینه های بروز خشونت را کاهش دهد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی دانشجویان زن متأهل شهرستان گرگان با توجه به نقش میانجی هوش هیجانی بود. روش: این پژوهش از طریق روش همبستگی انجام شد و جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانشجویان متأهل مشغول به تحصیل در دانشگاههای سطح شهرستان گرگان در سال تحصیلی 2020-2019 بود. حجم نمونه این پژوهش برابر با 150 نفر بود که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گرداوری داده ها شامل: پرسشنامه برنامه درسی پنهان (HCQ) ایمانی (2012)، همسرآزاری (WAQ) قهاری و همکاران (2005) و مقیاس هوش هیجانی (MSEIS) شاته و همکاران (1998) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته: مدل رابطه بین برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی با نقش میانجی هوش هیجانی دارای برازش مطلوب است؛ بنابراین مدل پژوهش وضعیت برازش مناسبی دارد و بین برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی با نقش میانجی هوش هیجانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بحث: هرچقدر افراد از هوش هیجانی بیشتری برخوردار باشند بیشتر تحت تأثیر برنامه درسی پنهان قرار می گیرند؛ چراکه برنامه درسی پنهان بخشی مهم و تأثیرگذار از فرآیند آموزشی است که به سادگی قابل درک نیست، ولی بر جنبه های گوناگون آموزشی و تربیتی دانشجویان تأثیرگذار است.
هنجاریابی مقیاس اعتماد/بی اعتمادی/زودباوری معرفتی در جمعیت نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتماد معرفتی به معنی معتبر و متناسب دانستن اطلاعاتی است که از سمت دیگران می آید و با عوامل آسیب شناسی و درمانی روابطی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی پایایی، ساختار عاملی پرسشنامه اعتماد/بی اعتمادی/اعتبار معرفتی و روایی همگرا و واگرای این مقیاس از طریق رابطه بین نمرات EMTCQ (برای مثال، موضع معرفتی یک فرد) و دلبستگی، عملکرد انعکاسی، امنیت روانی و خودکارآمدی عمومی در دو مطالعه بود. در مطالعه اول، تعداد 510 آزمودنی و در مطالعه دوم، تعداد 310 آزمودنی شامل گروه سنی 14 تا 63ساله به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. آزمودنی های مطالعه اول در پلت فرم آنلاین پرسآل به پرسش های مقیاس EMCTQ و ویژگی های جمعیت شناختی (سن، جنس، سطح تحصیلات) و در مطالعه دوم، به پرسش های مقیاس EMCTQ و دلبستگی، عملکرد انعکاسی، امنیت روانی و خودکارآمدی عمومی پاسخ دادند. نتایج این مطالعه نشان داد مدل سه عاملی اعتماد/بی اعتمادی/اعتبار معرفتی در تحلیل عاملی اکتشافی و همچنین تأییدی، از برازش مطلوب برخوردار است. ضریب آلفای کرونباخ بیشتر از 70/0 و در حد رضایت بخش بود. ضریب بازآزمایی این پرسشنامه پس از سه ماه فاصله زمانی بین 69/0 تا 80/0 بود. بررسی ضرایب همبستگی نشان داد نمرات اعتماد/بی اعتمادی/اعتبار معرفتی با عملکرد انعکاسی و خودکارآمدی عمومی رابطه ای مثبت و معنادار دارند. این رابطه بیانگر اعتبار همگرا مقیاس است. ساختار عاملی، اعتبار و پایایی پرسشنامه اعتماد/بی اعتمادی/اعتبار معرفتی برای کاربردهای پژوهشی و تشخیص های بالینی در حد قابل قبول هستند و می توان گفت پرسشنامه یادشده ابزاری مفید و معتبر برای انجام پژوهش های مرتبط با اعتماد معرفتی در حوزه های مختلف رابطه است.
مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی، درمان راه حل محور و تمرینات استقامتی بر سبک های حل مسئله دانش آموزان دختر با اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی، درمان راه حل محور و تمرینات استقامتی بر سبک های حل مساله دانش آموزان دختر با اختلال اضطراب اجتماعی است. طرح این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل ناهمسان و پیگیری یک ماهه است. جامعه آماری دانش آموزان دختر مقطع دوم متوسطه نواحی سه گانه آموزش و پرورش شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1401-1402 بودند از این جامعه 60 دانش آموز مبتلا به اضطراب اجتماعی به صورت غربالگری و با توجه به ملاک های ورود به مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در 4 گروه 15 نفری (سه آزمایش و یک کنترل) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اضطراب اجتماعی (کانور، 2000) و سبک های حل مساله(دزوریلا و همکاران، 2002) بود. داده ها با نرم افزار SPSS23 و آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد درمان فراشناختی، درمان راه حل محور و تمرینات استقامتی سبب افزایش سبک های حل مسئله کارآمد و کاهش سبک های حل مسئله ناکارآمد در مبتلایان به اضطراب اجتماعی شده است و از بین سه درمان، درمان فراشناخت در سبک های حل مساله کارآمد و فراشناخت و راه حل محور در سبک های حل مسئله ناکارآمد نسبت به تمرینات استقامتی اثربخش تر بوده اند (P≤0.05). بر مبنای این یافته ها می توان گفت که هر سه الگوی درمانی می توانند در نمونه بالینی ایرانی به کار گرفته شوند.
اثربخشی طرحواره درمانی بر کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن در زنان متقاضی جراحی های زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ زمستان (بهمن) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۳
۲۱۶-۱۹۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: اهمیت روزافزون جذابیت ظاهری، نگرانی از شکل بدن و ترس از ظاهر جسمانی می تواند در اقدام به جراجی زیبایی مؤثر باشد. تاکنون اثربخشی شیوه های مختلفی بر متغیرهایی مانند شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن مورد بررسی قرار گرفته است ولی در این میان اثربخشی طرحواره درمانی مورد توجه پژوهشگران نبوده است. بنابراین ضروری است تأثیر این مداخله برای بهبود وضعیت روانشناختی در افراد متقاضی جراحی زیبایی بررسی شود. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن در زنان متقاضی جراحی های زیبایی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعه کننده به کلینیک زیبایی در شهر تهران در 9 ماهه اول سال 1400 بودند که که از بین آن ها کلینیک فاطمه زهراء تهران به عنوان نمونه با شیوه در دسترس انتخاب شد و از میان مراجعه کنندگان به آن مرکز 30 نفر با توجه به معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ و همکاران، 2006) به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. تمامی شرکت کنندگان به وسیله پرسشنامه های چند بعدی کمال گرایی (هویت و فلت، 1991)، شرم از تصویر بدن (دوارت و همکاران، 2014) و ترس از بدریختی بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن بود (05/0 p<). همچنین نتایج مربوط به اثر تعاملی بین زمان و گروه نشان می دهد که این اثر در تمامی متغیرها معنی دار است (05/0 >p). بنابراین بین سطوح مختلف زمان و سطوح مختلف گروه ها تعامل وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی طرحواره درمانی، لزوم تمرکز بر این درمان به عنوان یکی از درمان های کمکی، حمایتی و توانبخشی در کنار درمان دارویی در کاهش پیامدهای ناشی از کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری پیشنهاد می شود.
اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی نسبت به نشانه های سیگار بر تصمیم گیری مخاطره آمیز و کنترل مهاری در افراد سیگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
234 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اصلاح سوگیری شناختی نسبت به نشانه های سیگار بر تصمیم گیری مخاطره آمیز و کنترل مهاری در افراد سیگاری اجرا گردید. روش : تحقیق حاضر به شیوه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش شامل کارمندان سیگاری شاغل در ادارات دولتی شهر بوشهر در سال 1399 بودند. نمونه پژوهش شامل 40 نفر از کارمندان مذکور بودند که با استفاده از روش گمارش تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش در برنامه 8 هفته ای اصلاح سوگیری شناختی نسبت به نشانه های سیگار کشیدن شرکت نمودند. داده ها به وسیله آزمون خطرپذیری بادکنکی، پرسش نامه کنترل مهاری و نرم افزار تکلیف کاوش نقطه، در دو مرحله قبل و بعد از مداخله، جمع آوری گردید و برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که مداخله معطوف به اصلاح سوگیری شناختی نسبت به نشانه های سیگار باعث کاهش معنی دار تصمیمات مخاطره آمیز (01/0 p>) و افزایش کنترل مهاری (01/0 p>) در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل گردید. نتیجه گیری: با توجه به نقش موثر مداخله اصلاح سوگیری شناختی بر کاهش تصمیم گیری مخاطره آمیز و هم چنین افزایش کنترل مهاری می توان از آن در کاهش مشکلات شناختی و هیجانی افراد سیگاری بهره برد.
راهبردهای سنجش اثربخشی درس تربیت بدنی در دوران پساکرونا: با تاملی بر وضع موجود و مطلوب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سنجش اثربخشی فعالیت های درس تربیت بدنی در مدارس بخصوص در دوران کرونا که آموزش به صورت مجازی در شبکه شاد دنبال شد از دغدغه های اصلی معلمان و دانش آموزان بود. برای اثربخشی هر چه بیشتر فعالیت های تربیت بدنی در مدارس، طراحی و تدوین یک برنامه ریزی استراتژیک برای دوران کرونا و بخصوص در حال حاضر در دوران پساکرونا ضروری به نظر می رسد. این مطالعه با هدف بررسی راهبردهایی به منظور سنجش اثربخشی درس تربیت بدنی با تمرکز بر دوره ابتدایی در دوران پساکرونا با تاملی بر وضع موجود و وضع مطلوب انجام شده است. این پژوهش به روش کیفی و به صورت توصیفی تحلیلی انجام شده که برای گردآوری اطلاعات، از منابع اینترنتی و کتابخانه ای شامل کتب و مقالات فارسی و لاتین با بهره گیری از کلیدواژگان پژوهش استفاده شده است. براساس مبانی نظری و تحقیقات پیشین مهمترین چالش های درس تربیت بدنی دوران کرونا مشخص گردید در ادامه نیز با آسیب شناسی دقیق و عمیق از شناخت تمامی ابعاد موضوع، راهبردهایی موثر و کاربردی به منظور تبدیل چالش ها به فرصت و اثربخشی درس تربیت بدنی در دوران پساکرونا ارائه شد. نتایج موید این نکته مهم است که ایجاد سازوکار مناسب در شبکه شاد و استفاده از امکانات موجود در این برنامه، توجیه و آموزش معلمان، توجه به روش های فعال یاددهی-یادگیری و رعایت اصولی مراحل تدریس درس تربیت بدنی موجب اثربخشی درس تربیت بدنی در دوران پساکرونا خواهد شد.
نقش خانواده در اصلاح رفتار کودکان از منظر متون اسلامی «با تأکید برساحت های شناختی،گرایشی و رفتاری»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
147 - 192
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش خانواده در اصلاح رفتارکودکان از منظر متون اسلامی« با تأکید بر ساحت های شناختی، گرایشی و رفتاری » صورت گرفته است. روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی قیاسی بوده و به منظور گردآوری اطلاعات، از روش کتابخانه ای به شیوه متن خوانی و فیش برداری استفاده شده است. روش پژوهش برای دست یابی به هدف اول، «تحلیل مفهومی» و برای دست یابی به هدف دوم « روش استنتاجی ازنوع « قیاس عملی» است. یافته های تحقیق شاملِ نقش شناختی خانواده از منظرمتون اسلامی درساحت الهی ( از جمله تقویت باور به توحید و معاد و شناخت اولیای الهی)، نقش شناختی خانواده از منظر متون اسلامی در ساحت فردی( به طور مثال افزایش خودآگاهی، فکرپروری ، آشنایی با فضایل اخلاقی)، نقش شناختی خانواده از منظر متون اسلامی در ساحت جمعی(فرهنگ پذیری، ادب آموزی)؛ و نیز نقش گرایشی خانواده از منظرمتون اسلامی در ساحت الهی( نظیرِ گرایش به معنویات، توجه به نعمت های الهی)، نقش گرایشی خانواده ازمنظرمتون اسلامی درساحت فردی ( مانندِ تقویت خودباوری و ایجاد روحیه قناعت)، نقش گرایشی خانواده از منظر متون اسلامی در ساحت جمعی( از جمله تقویت احساس مسئولیت، یاری گری)؛ و همچنین نقش رفتاری خانواده از منظر متون اسلامی در ساحت الهی( نظیرِ توکل به خداوند، رعایت تقوای الهی)، نقش رفتاری خانواده از منظر متون اسلامی درساحت فردی ( به عنوان مثال حیا و صبر)، نقش رفتاری خانواده از منظر متون اسلامی در ساحت جمعی( مانندِ امر به معروف و نهی از منکر، انفاق و زمینه سازی برای ازدواج جوانان)می باشد.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر فاجعه پنداری و بهزیستی ذهنی در افراد بهبودیافته از بیماری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۹۵)
151 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر فاجعه پنداری و بهزیستی ذهنی در افراد بهبودیافته از بیماری کووید-19 بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بهبودیافتگان از بیماری کووید-19 که در سه ماه دوم سال 1400 از بیمارستان امام رضا (ع) در مشهد، مرخص شده بودند، بود که از بین آنان تعداد 24 نفر، 12 نفر در گروه گواه و 12 در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های فاجعه پنداری سولیوان و همکاران (1995، PCS) و بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو (2003، SWS) و پروتکل درمان پذیرش و تعهد هیز و همکاران (2006) در 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای دو بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون فاجعه پنداری و بهزیستی ذهنی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای بهبودیافتگان دوره کووید-19، مورد توجه قرار داده شود.
اثربخشی تمرین های مبتنی بر تقویت چندحسی کنترل شناختی بر کاهش مشکلات حافظه و توجه در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۹۵)
255 - 264
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تمرین های مبتنی بر تقویت چندحسی کنترل شناختی بر کاهش مشکلات حافظه و توجه در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی شهر تهران در سال 1401 بود. حجم نمونه تعداد 30 نفر از کودکان مرکز توانبخشی پایا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت همتا قرار داده شدند و گروه آزمایش در معرض فعالیت های مبتنی بر تقویت چندحسی کنترل شناختی قرار گرفت و گروه کنترل تحت برنامه مداخله ای قرار نگرفت. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس هوشی وکسلر کودکان (2013) و مقیاس درجه بندی اسنپ سوانسون نولان و پلهام (1980) نسخه چهار (SNAP-IV) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل کواریانس چند متغیری بود. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون توجه و حافظه در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح معناداری 01/0 وجود داشت. می توان نتیجه گرفت که تمرینات مبتنی بر تقویت چندحسی کنترل شناختی تاثیر قابل قبولی در بهبود مشکلات حافظه کاری و دقت و توجه کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی داشته است.
مقایسه بازداری پاسخ و جابه جایی توجه میان کودکان دچار اختلال اضطراب جدایی و اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ تیر ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۷)
1 - 10
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو کارکرد اجرایی جابه جایی توجه و بازداری پاسخ در کودکان دچار اختلال اضطراب جدایی و اضطراب امتحان انجام شد. پژوهش حاضر از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهرستان ساری، که دارای تشخیص اضطراب جدایی و امتحان بودند، در سال ۱۴۰۳-1۴۰۲ تشکیل داده اند. از کل جامعه، ۱۵۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ۷۵ نفر از افراد در گروه اضطراب جدایی و ۷۵ نفر در گروه اضطراب امتحان قرار گرفتند. جهت گردآوری داده ها از مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (SCAS؛ ۱۹۹۷)، پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون (۱۹۵۸)، آزمون رایانه ای رنگ-واژه استروپ (SWCT؛ ۱۹۳۵) و آزمون رایانه ای دسته بندی کارت های ویسکانسین (WCST؛ ۱۹۴۸) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که بین افراد با اضطراب جدایی و افراد با اضطراب امتحان در مؤلفه جابه جایی توجه (۰۰۱/۰P=) تفاوت معنادار وجود داشت (05/0P<). اما در مؤلفه بازداری پاسخ (۲۲۵/۰P=) بین دو گروه نمونه تفاوتی دیده نشد (05/0P˃). بنابراین می توان گفت، جابه جایی توجه در افراد با اضطراب جدایی و افراد با اضطراب امتحان تفاوت دارد.