ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۴۴۱.

پیش بینی فرسودگی شغلی براساس استرس کاری و قرارداد های روانشناختی در کارگران شرکت های شهر صنعتی کاوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۳
هدف پژوهش حاضر پیش بینی فرسودگی شغلی براساس استرس کاری و قراردادهای روانشناختی در کارگران شرکت های شهر صنعتی کاوه بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کارگران شرکت های شهر صنعتی کاوه در سال 1403 تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه 370 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه های استرس شغلی چن و همکاران (JSQ، 2022)، قرارداد روانشناختی لی و همکاران (PCQ، 2024) و پرسشنامه فرسودگی شغلی ایرفان و همکاران (JBQ، 2023) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان بود. یافته ها نشان داد که بین قراردادهای روانشناختی و استرس کاری با فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود دارد و دو متغیر استرس کاری و قراردادهای روانشناختی در مجموع 9/17 درصد واریانس فرسودگی شغلی را تبیین می کنند (05/0>P). بنابراین، با توجه به رابطه معنی دار قراردادهای روانشناختی و استرس کاری با فرسودگی شغلی مشاوران و برنامه ریزیان می توانند در مسیر بهبود فرسودگی شغلی در کارگران حرکت کنند.
۱۴۴۲.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر شادکامی توأم با آرام سازی عضلانی بر کیفیت زندگی و علایم بیماران مبتلا به سندروم مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر شادکامی توأم با آرام سازی عضلانی بر کیفیت زندگی و علایم بیماران مبتلا به سندروم مالتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران زن ام اس بستری و یا دارای مشکلات حرکتی شدید در شهرستان اهواز بود که در نیمه نخست سال 1401 به مراکز درمانی مراجعه نمودند. از این بین تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در گروه آزمایش و گواه به صورت تصادفی جایگذاری شدند (15 نفر در هر گروه). شناخت درمانی مبتنی بر شادکامی توأم با آرام سازی عضلانی در 6 جلسه 2 تا 5/2 ساعته در گروه آزمایش انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی مخصوص بیماران ام اس (MSIS-29) و مقیاس وضعیت ناتوانی گسترش یافته کورتزک (EDSS) (۱۹۸۳) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون در کیفیت زندگی و علائم بیماران مبتلا به سندروم مالتیپل اسکلروزیس گروه آزمایش و گواه در سطح 05/0 تفاوت معناداری وجود دارد. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که درمان شناخت درمانی مبتنی بر شادکامی توأم با آرام سازی عضلانی بر کیفیت زندگی و علائم بیماران مبتلا به سندروم مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس موثر بود.
۱۴۴۳.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر تصویرسازی ارتباطی و زوج درمانی به روش گاتمن بر دوسوگرایی در ابراز هیجان در زوجین دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۱
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر تصویرسازی ارتباطی و زوج درمانی به روش گاتمن بر دوسوگرایی در ابراز هیجان در زوجین دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره عرفان شهر تهران در سال 1403 بود. حجم نمونه شامل 30 زوج (هر گروه 10 زوج/ 20 نفر) بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. پرسشنامه دوسوگرایی در ابراز هیجانات (AEQ) کینگ و امونز (1990) و پرسشنامه تجدید نظر شده تعارضات زناشویی(MCQ-R) ثنایی (1387) ابزار پژوهش بودند. گروه تصویرسازی ارتباطی 8 جلسه 90 دفیقه ای و گروه گاتمن 9 جلسه 90 دقیقه ای مداخله دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون هر دو مولفه دوسوگرایی در ابراز هیجان با پس آزمون و پیگیری معنادار است (01/0>P) و بین پس آزمون و پیگیری ابراز استحقاق (بر خلاف هیجان مثبت) تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). تفاوت گروه های آزمایش با گروه گواه معنادار بود (05/0>P) و در ابراز استحقاق گروه تصویرسازی ارتباطی در مقایسه با گروه گاتمن میانگین کمتری کسب کرد (05/0>P). هر دو مداخله پژوهش احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود دوسوگرایی در ابراز هیجان زوجین هستد ولی برای ابراز استحقاق درمان تصویرسازی ارتباطی اثربخش تر است.
۱۴۴۴.

تدوین و ارزیابی مداخله مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی برای ارتقای رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول با رویکرد نقشه نگاری مداخله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۸
زمینه: کیفیت رابطه معلم-دانش آموز نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی و بهزیستی روانی دانش آموزان دارد. اما اغلب مداخلات مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی بر بهبود این روابط در دوران کودکی متمرکز بوده و دوره حساس نوجوانی کمتر بررسی شده است. بعلاوه، بیشتر این مداخلات در فرهنگ های فردگرای غربی توسعه یافته اند و تعمیم آن ها به فرهنگ های جمع گرا مانند ایران، نیازمند پژوهش بومی است. هدف: این پژوهش با هدف تدوین و ارزیابی اثربخشی یک برنامه مداخله ای هشت جلسه ای، مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی و با استفاده از رویکرد نقشه نگاری مداخله، به منظور ارتقای کیفیت رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول انجام شد. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان و دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. از این جامعه، 5 مدرسه و از هر مدرسه، ۳۲ معلم به روش نمونه گیری در دسترس و از میان دانش آموزان هر معلم، ۸ نفر روش تصادفی انتخاب شدند. معلمان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در برنامه مداخله ۸ جلسه ای شرکت کردند که براساس رویکرد نقشه نگاری مداخله و با محوریت بهبود ارتباطات معلم-دانش آموز تدوین شده بود. ابزارهای پژوهش شامل نسخه اصلاح شده پرسشنامه رابطه معلم-دانش آموز (جعفرپور و همکاران، 1403) و پرسشنامه ذهنی سازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2018) برای معلمان و پرسشنامه ادراک از حمایت معلم (بنزن و همکاران، ۲۰۱۷) و مقیاس احساس تعلق به مدرسه (براون و ایوانز، ۲۰۰۲) برای دانش آموزان بود. داده ها به کمک روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS25 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد این مداخله تأثیر معناداری بر بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز (01/0 >p) داشت. همچنین، دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، افزایش معناداری در ادراک حمایت معلم (01/0 >p) و احساس تعلق به مدرسه (01/0 >p) نشان دادند و معلمان، نمره بالاتری در مهارت های ذهنی سازی (01/0 >p) کسب کردند. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مداخله مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی در بهبود روابط معلم–دانش آموز در مقطع متوسطه اول، پیشنهاد می شود که از این رویکرد در محیط های آموزشی برای تقویت کیفیت ارتباطات و ایجاد محیط یادگیری حمایتی استفاده شود.
۱۴۴۵.

اثربخشی طرحواره درمانی بر رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی طرح واره درمانی بر رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول در منطقه ۵ شهر تهران در سال 1403 بود که از این جامعه تعداد 20 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند و سوالات پرسشنامه های رفتارهای هنجارگریز تحصیلی کلارک و همکاران (BIS-II؛ ۲۰۱۵) و تکانشگری بارت (INE-R؛ پاتون و همکاران، ۱۹۹۵) را تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش مداخله طرح واره درمانی را طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه ای به صورت گروهی و هفته ای یک جلسه دریافت کردند. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در متغیرهای رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری، بین دو گروه در مراحل پیش آزمون پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p) و طرح واره درمانی توانست به شکل معناداری نمرات هر دو متغیر را کاهش دهد. همچنین، نتایج آزمون بونفرونی حاکی از آن بود که این کاهش نه تنها بلافاصله پس از مداخله، بلکه در دوره پیگیری نیز حفظ شده است (05/0>p). بر این اساس می توان گفت استفاده از طرح واره درمانی می تواند در کاهش رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول به کار رود.
۱۴۴۶.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر شدت درد و تحمل پریشانی در دانشجویان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۵
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر شدت درد و تحمل پریشانی دانشجویان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. از میان جامعه آماری که کلیه دانشجویان زن با اختلال ملال پیش از قاعدگی در دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی تهران در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند، تعداد 32 دانشجوی زن با نمونه گیری هدفمند و با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی دریافت کردند، ولی گروه کنترل برنامه ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل مقیاس درجه بندی شدت درد و مقیاس تحمل پریشانی بود. ارزیابی ها در پیگیری 3 ماهه نیز انجام شد. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. طبق یافته ها ذهن آگاهی بر شدت درد و تحمل پریشانی این مبتلایان اثر داشت و باعث کاهش شدت درد و افزایش تحمل پریشانی شد و نتایج در پیگیری 3 ماهه باقی ماند. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که آموزش ذهن آگاهی می تواند به عنوان روشی برای کاهش شدت درد و افزایش تحمل پریشانی مبتلایان به اختلال ملال پیش از قاعدگی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۴۴۷.

مرور نظام مند و تحلیل مداخلات مبتنی بر نظریه دلبستگی برای بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز: یافته های جهانی، چالش ها و توصیه هایی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۸۷
کیفیت رابطه معلم-دانش آموز تأثیرات قابل توجهی بر نتایج تحصیلی و غیرتحصیلی دانش آموزان دارد و نظریه دلبستگی، به عنوان چارچوبی کارآمد برای توسعه مداخلات اثربخش با هدف بهبود کیفیت این رابطه شناخته شده است. این پژوهش مروری با هدف بررسی نظام مند وضعیت فعلی مداخلات مبتنی بر نظریه دلبستگی برای بهبود کیفیت رابطه معلم–دانش آموز در سطح جهان و ایران، تحلیل و مقایسه محتوای این مداخلات، و ارائه توصیه هایی برای کاربرد در شرایط ایران انجام شد. با استفاده از رویکرد نظام مند پریزما، 24 پژوهش واجد شرایط انتخاب و محتوای 19 مداخله ی معرفی شده در آن ها بررسی شدند. یافته ها نشان داد که توسعه مداخلات در این زمینه با چالش های قابل توجهی همراه است. نتایج حاکی از آن بود که مداخلات متنوع موجود، عمدتاً در فرهنگ های فردگرای غربی توسعه یافته اند و تاکنون مداخله ای متناسب با نیازها و ویژگی های فرهنگی ایران طراحی نشده است. همچنین در سطح جهانی، کمبود مداخلات برای مقاطع بالاتر از ابتدایی و عدم توجه کافی به نیازهای تحولی دانش آموزان شناسایی شد. این نتایج بر ضرورت توسعه مداخلات مبتنی بر نظریه دلبستگی، متناسب با فرهنگ و نیازهای تحولی دانش آموزان در ایران تأکید دارد. یافته های این پژوهش می تواند راهگشای سیاست گذاران آموزشی، پژوهشگران و معلمان در توسعه مداخلات اثربخش برای بهبود رابطه معلم-دانش آموز در کشور باشد.
۱۴۴۸.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر خستگی بیماران خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر خستگی بیماران خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری زنان بیمار خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی شهر تهران در پاییز سال 1402 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر انتخاب و سپس در 2 گروه آزمایش (هر گروه 20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه های آزمایش تحت طرحواره درمانی (8 جلسه 90 دقیقه ای) و ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (8 جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس شدت خستگی (FSS) کروپ و و همکاران (1989) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش خستگی داشته است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس اثربخشی بیشتری بر کاهش خستگی داشته است (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که طرحواره درمانی با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش خستگی بیماران خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس است.
۱۴۴۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روان رنجورخویی، احساس انسجام و مدیریت استرس در افراد مبتلا به فشارخون بالا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روان رنجورخویی، احساس انسجام و مدیریت استرس در افراد مبتلا به فشارخون بالا در شهرستان گمیشان 1401 انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی بیماران مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به مراکز خدمات بهداشتی و درمانی گمیشان در سال 1401 بودند که از میان آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه 60 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت و گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های احساس انسجام آنتونووسکی (1991)، پرسشنامه ی ویژگی های شخصیتی نئو (1985) و مقیاس استرس درک شده (1983) بود. داده های پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و استفاده از نرم افزار spss نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روان رنجورخویی، احساس انسجام و مدیریت استرس در افراد مبتلا به فشارخون بالا اثربخش است (05/0>P). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به بهبود روان رنجورخویی، احساس انسجام و مدیریت استرس در افراد مبتلا به فشارخون بالا کمک می کند.
۱۴۵۰.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار بر آشفتگی های روان شناختی در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
زمینه: مراقبین بیماران مبتلا به سرطان به دلیل چالش ها و عوامل استرس زا در معرض خطرات مرتبط با بار مراقبین قرار می گیرندکه اثرات روانشناختی زیادی از جمله آشفتگی های روانشناختی را در پی دارد. بر اساس پیشینه، درمان شناحتی رفتاری و درمان هیجان مدار هر کدام بر آشفتگی های روانشناختی مؤثر است، اما در زمینه کاربرد این درمان ها و مقایسه آن ها در آشفتگی های روانشناختی در جامعه مورد تحقیق شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار بر آشفتگی های روانشناختی در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بود که از خدمات بنیاد نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان (مکسا) شهر مشهد در سه ماه آخر سال 1402 برای بیماران خود بهرمند می شدند. از جامعه آماری مذکور تعداد 45 نفر دارای شرایط ورود به پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شدند. سپس به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفره، (30 نفر در 2 گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه) جایگزین شدند. از مقیاس پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران، 2002) جهت جمع آوری اطلاعات و به عنوان پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری استفاده شد. پروتکل ها شامل درمان شناختی رفتاری (یونگ و همکاران، 2001) به صورت 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار و درمان هیجان مدار (گرینبرگ، 2006) به صورت 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار بودند؛ در حالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی و نرم افزار SPSS نسخه 27 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان دادکه بین گروه های آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری وجود داشت؛ و هر دو درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار باعث کاهش آشفتگی های روانشناختی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان مؤثر شد (05/0 >p). همچنین براساس نتایج بدست آمده درمان هیجان مدار در بهبود آشفتگی های روانشناختی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان اثربخشی بیشتری از درمان شناختی رفتاری دارد (05/0 >p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش با هر دودرمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار، می توان آشفتگی های روانشناختی را در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بهبود داد. یافته های مذکور می تواند برای انتخاب نوع درمان، یاریگر درمانگران باشد.
۱۴۵۱.

مقایسه اثربخشی درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر فراهیجان های زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۴۶
زمینه: اختلال مصرف مواد یکی از اختلال های روانشناختی شایع، مزمن و عودکننده است که باعث پیامدهای جسمی، روانی و اجتماعی مختلفی برای زنان مبتلا در پی دارد و پیامدهای آن در زنان نامطلوب تر از مردان است. بررسی ادبیات پژوهش نشان می دهد که این اختلال بر فراهیجان و ابعاد آن اثر دارد. درمان های مختلفی مانند درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی برای اختلال مصرف مواد و عوامل مرتبط با آن ازجمله فراهیجان انجام شده است اما توجه کمتری به مقایسه این درمان ها شده است. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر فراهیجان های زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک (شیشه) شهر زاهدان در سال 1400 بود. نمونه آماری این پژوهش شامل 45 نفر از افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد بهاران شهر زاهدان در شش ماهه دوم سال 1400 بود. از بین شرکت کنندگان 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از اجرای مرحله پیش آزمون دریک جلسه مشترک، به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری گروه درمان ماتریکس، گروه درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی و گروه گواه جایگزین شدند. قبل از اجرای مداخله ها از هر سه گروه با استفاده از مقیاس فراهیجان (میتمانسگروبر و همکاران، 2009) پیش آزمون به عمل آمد. پس از پایان دوره درمان، هر سه گروه مورد پس آزمون قرار گرفته و دو ماه بعدازآن آزمون مرحله پیگیری اجرا شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، علاوه بر شاخص های آمار توصیفی (شامل میانگین، انحراف معیار) از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اثربخشی دو درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر ابعاد فراهیجان با گروه کنترل و همچنین بین دو درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی تفاوت وجود دارد. بعلاوه اثربخشی درمان ماتریکس نسبت به درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر ابعاد بیشتر است (001/0 >p). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هر دو درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر ابعاد فراهیجان زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک مؤثر هستند، اما اثربخشی درمان ماتریکس بر ابعاد فراهیجان بیشتر است. ازاین رو پژوهشگران می توانند از این روش درمانی برای کاهش و افزایش ابعاد فراهیجان افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک استفاده کنند.
۱۴۵۲.

اثربخشی الگوی تلفیقی از سبک های یادگیری مشارکتی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان پایه پنجم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۲۵
زمینه: با وجود اهمیت پیشرفت تحصیلی در ریاضی و اثربخشی شناخته شده سبک های یادگیری مشارکتی، اغلب پژوهش ها به ارزیابی سبک های منفرد پرداخته اند. در نتیجه، یک خلأ پژوهشی مشخص در زمینه بررسی تأثیر الگوهای تلفیقی-مشارکتی وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ، به ارزیابی تأثیر یک الگوی یادگیری ترکیبی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی می پردازد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی الگوی تلفیقی از سبک های یادگیری مشارکتی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان پایه پنجم دبستان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه پنجم شهر اهواز در سال تحصیلی 1402-1403 بود. نمونه پژوهش 30 نفر از دانش آموزان پایه پنجم شهر اهواز بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در این مطالعه از پرسشنامه پیشرفت تحصیلی ریاضی (دارش و همکاران، 1999) و پروتکل الگوی تلفیقی یادگیری مشارکتی محقق ساخته، در قالب یک برنامه ۱۰ جلسه ای ۹۰ دقیقه ای به گروه آزمایش استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون مانکووا، بین گروه های آزمایشی و گواه در مؤلفه های درک و فهم (001/0 >P، 87/84 =(23 و 3)F)، انتخاب راهبردها (001/0 >P، 53/25 =(23 و 3)F)، محاسبه و ارزیابی و حل مسئله (001/0 >P، 57/42 =(23 و 3)F) و نمره کل پیشرفت تحصیلی ریاضی با (001/0 >P، 09/156 =(23 و 3)F) در دو موقعیت پیش آزمون و پس آزمون تفاوت وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد الگوی تلفیقی یادگیری مشارکتی، تأثیری معنادار بر بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی دارد. پیشنهاد می شود معلمان از راهبردهای این الگوی تلفیقی برای طراحی فعالیت های کلاسی و تقویت یادگیری عمیق در ریاضی استفاده کنند. همچنین به برنامه ریزان درسی و سیاست گذاران توصیه می شود که این پروتکل آموزشی را به عنوان یک مدل کارآمد برای تدوین بسته های یادگیری و برگزاری دوره های بازآموزی معلمان در جهت ارتقای کیفیت آموزش ابتدایی مد نظر قرار دهند.
۱۴۵۳.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور بر ابرازگری هیجانی و الگوهای ارتباطی در زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۷۳
زمینه: تعارض زناشویی با سلامت روانی ضعیف و کاهش بهزیستی روانشناختی مرتبط است و یک عامل خطر برای سلامت روان از جمله اختلال افسردگی و اضطرابی است. عوامل متعددی از جمله ابرازگری هیجانی و الگوهای ارتباطی بر آن تأثیر می گذارد. همچنین، مطالعات نشان می دهد که ابراز هیجان مثبت و منفی و الگوهای ارتباطی ناکارآمد با رضایت زناشویی مرتبط است. هدف: هدف از این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور بر ابرازگری هیجانی و الگوهای ارتباطی در زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری یک ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مراجعه کننده دارای تعارض زناشویی به مرکز مشاوره روان پلاس شهر مشهد در سال ۱۴۰۲ بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه، ۴۵ نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض زناشویی (ثنائی و همکاران، ۱۳۸۷)، پرسشنامه ابرازگری هیجانی (کینگ و آمونز، ۱۹۹۰) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی (سالاوی و کریستنسن، ۱۹۸۳) بودند. گروه های آزمایش به مدت دو ماه، هرهفته به مدت ۹۰ دقیقه درمان را دریافت کردند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج بیانگر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور در مقایسه با گروه گواه بر الگوهای ارتباطی و ابرازگری هیجانی در آزمودنی ها بود (05/0 p<). همچنین، طبق نتایج آزمون تعقیبی، بین دو مدل درمانی در متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0 p>). نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور موجب بهبودی در تعاملات، افزایش کیفیت ارتباط و نحوه ابراز هیجان زنان شده است.
۱۴۵۴.

رابطه خودکارآمدی تحصیلی و تنیدگی تحصیلی با خوش بینی تحصیلی در دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۹
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خودکارآمدی تحصیلی و تنیدگی تحصیلی با خوش بینی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان که در سال 1403-1402 در حال تحصیل بودند شامل است. بدین منظور 108 نفر از دانشجویان به شیوه دردسترس، انتخاب شدند و به پرسش نامه های خودکارآمدی تحصیلی شر و حسین چاری، تنیدگی تحصیلی ادراک شده زاژاکووا و همکاران و خوش بینی تحصیلی شییر و کارور، پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t مستقل تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین خودکارآمدی تحصیلی با خوش بینی تحصیلی (226/0=r، 018/0p=) یک همبستگی مثبت و معنادار وجود داشت و بین تنیدگی تحصیلی با خوش بینی تحصیلی (309/0-r=، 001/0p=) یک هبستگی منفی و معنادار وجود داشت. بین خودکارآمدی تحصیلی و تنیدگی تحصیلی (379/0-r=، 000/0p=) یک رابطه منفی و معنادار وجود داشت و همچنین بین میانگین خودکارآمدی تحصیلی، تنیدگی تحصیلی و خوش بینی تحصیلی دانشجویان دختر با پسر تفاوت معناداری وجود نداشت. بنابر یافته های پژوهش می توان با ایجاد امکانات لازم جهت افزایش خودکارآمدی تحصیلی، که منجر به افزایش خودکارآمدی تحصیلی و کاهش تنیدگی تحصیلی دانشجویان می شود و به تبع آن باعث پیشرفت تحصیلی و در نهایت پیشرفت شغلی آنان در آینده می شود، گام های بلندی به سوی پیشرفت جامعه برداشت.
۱۴۵۵.

اثربخشی مداخله پردازش هیجانی بر کارکرد شناختی و پریشانی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله پردازش هیجانی بر بهبود کارکرد شناختی و کاهش پریشانی روان شناختی در بزرگسالان بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری پنج ماهه بود. شرکت کنندگان شامل ۳۰ فرد بزرگسال ساکن تهران بودند که به صورت داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ۹۰ دقیقه ای مداخله پردازش هیجانی شرکت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسش نامه نارسایی های شناختی (CFQ) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری جمع آوری شدند. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-27 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که اثر اصلی گروه بر کارکرد شناختی معنادار بود (F(1,28)=15.46, p=.001, η²=.35) و گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابل توجهی در عملکرد شناختی نشان داد. همچنین اثر گروه بر پریشانی روان شناختی نیز معنادار گزارش شد (F(1,28)=18.97, p<.001, η²=.40) و گروه آزمایش کاهش معناداری در سطح پریشانی تجربه کرد. آزمون بونفرونی نشان داد که تغییرات در مراحل پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون در هر دو متغیر معنادار بود، ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که مداخله پردازش هیجانی می تواند به عنوان روشی مؤثر در بهبود عملکرد شناختی و کاهش پریشانی روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد و این اثرات تا پنج ماه پس از درمان نیز پایدار باقی می ماند.
۱۴۵۶.

تدوین مدل پرسه زنی اینترنتی بر اساس پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با نقش میانجی توانایی تصمیم گیری در دانش آموزان دورۀ متوسطه دوم دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۷
مقدمه: اعتیاد به گوشی های هوشمند از مشکلات رایج دانش آموزان است که عوامل متعددی در آن نقش دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای توانایی تصمیم گیری بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی - همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند (1300N=) که از بین آن ها 300 نفر که نمره 53 یا بالاتر در پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) داشتند به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های پرسه زنی اینترنتی استودارت (2016)، مقیاس توانایی تصمیم گیری ملبورن (1997)، مقیاس جذب شناختی آگاروال و کاراهانا (2000)، پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) و مقیاس پریشانی روان شناختی لاویبوند و لاویبند (1995) بود. یافته ها: نتایج نشان داد مدل از برازش خوبی برخوردار بوده، رابطه پریشانی روان شناختی (14/0 β=، 001/0=P) و جذب شناختی (17/0 β=، 001/0=P)با پرسه زنی اینترنتی غیرمستقیم و معنادار است و علاوه بر این پریشانی روان شناختی (34/0-β=،001/0=P) و جذب شناختی (46/0-β=، 001/0=P) با میانجی گری توانایی تصمیم گیری اثر غیرمستقیم و معناداری بر پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند داشتند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که در تأیید فرضیات پژوهش پریشانی روان شناختی و جذب شناختی به شیوه های مستقیم و غیرمستقیم پرسه زنی اینترنتی دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند را تحت تأثیر قرار می دهند و نقش فعالی در رفتار پرسه زنی اینترنتی دارند. کلمات کلیدی : پریشانی روان شناختی، جذب شناختی، توانایی تصمیم گیری، پرسه زنی اینترنتی.
۱۴۵۷.

مقایسه ی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی اسلامی و درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی نوجوانان دارای رفتار پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۸
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی اسلامی و درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی نوجوانان دارای رفتار پرخطر انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر رشت در سال 1402 بود که از بین آن ها، 45 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (15 نفره) تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005، DTS) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد هر دو گروه مهارت های زندگی اسلامی و ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس نسبت به گروه کنترل بر متغیر تحمل پریشانی و مؤلفه های آن اثربخش تر هستند (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای متغیر تحمل پریشانی و مؤلفه های آن، تفاوت معنادار (05/0>P)؛ و نشان دهنده اثربخشی بیشتر ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس نسبت به آموزش مهارت های زندگی اسلامی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت درمان ذهن آگاهی یک مداخله اثربخش تر از مهارت های زندگی اسلامی بر افزایش تحمل پریشانی نوجوانان دارای رفتار پرخطر می باشد.
۱۴۵۸.

بازنمایی عصبی واژگان بویایی در پردازش استعاره های مفهومی در مغز زنان بر پایه داده های تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۹
مقدمه: مطالعات عصب شناسی کمک شایانی به گسترش دانش ما از نحوه پردازش واژه ها در مغز نموده اند. در جهت بدنمندسازی کلمات حسی، همواره سعی بر این بوده است که ارتباط این واژه ها با نحوه ادراک حس های مختلف مورد بررسی قرار گیرد. یک سیستم حسی که پژوهش درباره بازنمایی های نورونی معانی واژه هایش مورد غفلت واقع شده است سیستم بویایی است. از این رو این مطالعه با هدف بازنمایی عصبی واژه های حس بویایی در استعاره های مفهومی انجام شد. روش کار: بانک داده ای از 48 جمله مربوط به استعاره های مفهومی حس بویایی و 48 جمله مربوط به جملات تحت اللفظی تشکیل گردید و نحوه پردازش این جملات در مغز با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش، بیست و شش آزمودنی در سنین 20 تا 35 سال، همگی خانم های سالم راست دست شرکت کردند و فعالیت های مغزی آنها در حین مواجهه با تصاویر جملات ثبت گردید. یافته ها: مقایسه آماری بین عملکرد مغزی در حین مواجهه با استعاره ها و جملات تحت اللفظی حاکی از این بود که تنها در هنگام پردازش استعاره ها نواحی حس بویایی ثانویه فعالیت هایی را در بازنمایی های حسی_حرکتی و ادراکی نشان می دهند. فعالیت قشر اوربیتوفرونتال (ناحیه بویایی ثانویه) به منظور همگرایی اطلاعات مدالیته های بویایی، چشایی و بینایی در مطالعات دیگر نیز دیده شده است. نتیجه گیری: با توجه به عدم فعالیت معنا دار در مناطق مربوط به پردازش هیجانات و همچنین مناطق اولیه بویایی، ما بر این باور هستیم که شاید فقدان خوشایندی حس بویایی در جملات استعاره ای دلیل این امر می باشد. امید است که این یافته ها بتواند راه گشای درک بهتر مکانیسم مغزی مربوط به پردازش واژگان فارسی گردد.
۱۴۵۹.

نقش میانجی تاب آوری روانشناختی در رابطه ترومای دوران کودکی با رفتارهای خود آسیبی غیرخودکشی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه و هدف: بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشت عمومی گسترده با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی کوتاه مدت یا بلندمدت برای کودکان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای تاب آوری روان شناختی بین ترومای دوران کودکی و رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی نوجوانان بود. روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری مطالعه حاضر تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل مقطع متوسطه دوم شهر بم در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با توجه به جامعه آماری حداقل حجم نمونه 330 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، پرسش نامه رفتارها و کارکردهای خود جرحی (خانی پور، 1393) و فرم کوتاه پرسش نامه ترومای دوران کودکی برنشتاین و فینک (1998) بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ترومای دوران کودکی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی اثر مستقیم دارد (0/05>P). ترومای دوران کودکی اثرات پیش بینی غیرمستقیم قابل توجهی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی از طریق تاب آوری روان شناختی (β=-0/157،p< 0/05) داشت. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، نوجوانان با ترومای دوران کودکی در صورت اکتساب ظرفیت بالای تاب آوری روان شناختی می توانند کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی کنند.
۱۴۶۰.

بررسی چالش های مشاوران در هدایت تحصیلی دانش آموزان معلول جسمی وحرکتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه و هدف: هدایت تحصیلی دانش آموزان دارای کم توانی جسمی–حرکتی، با وجود اهمیت چشمگیر آن، همواره با چالش های متعددی برای مشاوران همراه بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی عمیق به بررسی این چالش ها می پردازد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تبیین چالش های پیشِ روی مشاوران در فرآیند هدایت تحصیلی دانش آموزان دارای کم توانی جسمی–حرکتی بوده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. افق زمانی تحقیق سال های ۱۴۰۲–۱۴۰۳ و افق مکانی آن شهرهای تهران، کرج، هشتگرد، قزوین، ارومیه و گلستان را دربرمی گیرد. جامعه پژوهش شامل مشاورانی بود که دارای تجربه کاری در هدایت تحصیلی دانش آموزان با کم توانی جسمی و حرکتی بودند. نمونه گیری به صورت غیرتصادفی و هدفمند انجام شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق، نیمه ساختاریافته و اکتشافی استفاده شد و تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها به استخراج ۳۲ مضمون فرعی در قالب ۹ مضمون اصلی منجر شد. مضامین اصلی شامل ناکارآمدی آزمون های رغبت و توانایی، محدودیت در امکان انتخاب رشته و مسیر شغلی، نگرش های غیرواقع بینانه والدین، ناسازگاری های نگرشی و عاطفی دانش آموزان، ضعف دانش و مهارت های تخصصی مشاوران، فقدان امکانات فیزیکی و تجهیزات سازگار، نبود ظرفیت و زیرساخت های حمایتی در فرآیند انتخاب رشته، ضعف همکاری و هماهنگی نهادی، و نیز نابرابری های ساختاری و تبعیض آموزشی بود. نتیجه گیری : یافته های پژوهش نشان می دهد که رفع موانع و چالش های مرتبط با نقش مشاوران در هدایت تحصیلی دانش آموزان دارای کم توانی جسمی و حرکتی، مستلزم اتخاذ اقدامات اصلاحی و هدفمند در سطوح سیستماتیک، محیطی و آموزشی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان