ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۵۰۱.

ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آموزش ذﻫﻦ آﮔﺎﻫﯽ ﮐﻮدک ﻣﺤﻮﺭ ﺑﺮ ﺷﺎیﺴﺘﮕﯽ هیجانی و ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ دﺍﻧﺶ آﻣﻮزﺍﻥ پسر ﺑﺎ ﺍﺧﺘﻼل یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۰
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر شایستگی هیجانی و اجتماعی دانش آموزان پسر با اختلال یادگیری ویژه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی دارای اختلال یادگیری ویژه مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری آموزش وپرورش شهرستان آران و بیدگل در سال 1403-1402 بود. 30 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هرکدام 15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای مورداستفاده شامل پرسشنامه شایستگی هیجانی و اجتماعی (SECQ) زو و جی (2012) بود. گروه آزمایش در10جلسه 50 دقیقه ای هفته ای دو بار جلسات آموزش مهارت های ذهن آگاهی کودک محور را دریافت کردند و گروه گواه در لیست انتظار برای دریافت آموزش قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل ها نشان داد آموزش ذهن آگاهی کودک محور باعث افزایش شایستگی هیجانی و اجتماعی(671/14F= ، 001/0P<) و مؤلفه های آن در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه شده است. بنابراین آموزش ذهن آگاهی کودک محور را می توان در مدارس برای دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه مورداستفاده قرارداد.
۵۰۲.

مقایسه تأثیر نوروفیدبک و درمان شناختی-رفتاری بر افزایش تمرکز و توجه در کودکان با اختلال کم توجهی/فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۹۹
زمینه: اختلال کم توجهی/فزون کنشی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در کودکان است که می تواند تأثیرات قابل توجهی بر عملکرد تحصیلی و اجتماعی آن ها داشته باشد. بسیاری از تحقیقات به بررسی اثربخشی نوروفیدبک یا درمان شناختی-رفتاری به صورت جداگانه پرداخته اند و مقایسه ای مستقیم بین این دو روش انجام نشده است. بنابراین، نیاز به انجام مطالعاتی وجود دارد که به طور همزمان اثرات این دو روش را بر روی توجه و تمرکز کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه/بیش فعالی مقایسه کنند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی نورفیدبک و درمان شناختی- رفتاری بر افزایش توجه و تمرکز در کودکان دارای اختلال کم توجهی/فزون کنشی بود. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی، و از لحاظ روش شناسی نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان 7 تا 11 ساله دارای اختلال کم توجهی/ فزون کنشی مراجعه کننده به مراکز مشاوره طلوع، جوانه امید و طنین زندگی در شهرستان گچساران در سال 1403 بودند. شیوه نمونه گیری در این پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی ساده بود که با استفاده از روش تصادفی ساده 40 کودک پس از تشخیص اختلال انتخاب و وارد پژوهش شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه توجه و تمرکز (استروپ،1935) و آزمون کانرز معلمان (بروک و کلینتون،2007) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 بهره برداری شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اختلاف میانگین درمان های نوروفیدبک و درمان شناختی رفتاری در متغیر توجه و تمرکز در سطح معناداری قرار دارند به این صورت که درمان نوروفیدبک نسبت به درمان شناختی رفتاری تأثیر بیشتری بر توجه و تمرکز داشته است (001/0). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت درمان های نوروفیدبک و درمان شناختی- رفتاری بر بهبود توجه و تمرکز کودکان دارای اختلال کم توجهی/ فزون کنشی تأثیر معناداری داشته است که می تواند مورد توجه مراکز آموزش و پرورش، مربیان، معلمان و والدین این کودکان قرار گیرد. با توجه به تأثیر مثبت هر دو روش، می توان برنامه های درمانی ترکیبی طراحی کرد که از مزایای نوروفیدبک و درمان شناختی-رفتاری بهره برداری کند.
۵۰۳.

پیش بینی خشم پنهان بر اساس تنطیم هیجان رفتاری و خودانگاره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۲۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تنظیم هیجان رفتاری و خودانگاره در پیش بینی خشم پنهان در نوجوانان بود. مواد و روش: مطالعه حاضر از نوع همبستگی-توصیفی بود. جامعه آماری شامل نوجوانان ۱۳ تا ۱۸ سال ساکن شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود. با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی، تعداد ۴۱۰ نفر انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه خشم درون ریزی شده، پرسشنامه تنظیم هیجان رفتاری، و پرسشنامه خودانگاره بک بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شدند. یافته ها: بین خشم پنهان و تنظیم هیجان رفتاری رابطه منفی و معناداری مشاهده شد (r = -0.48, p < 0.01). همچنین، خشم پنهان با خودانگاره نیز همبستگی منفی و معنادار داشت (r = -0.41, p < 0.01). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که تنظیم هیجان رفتاری (β = -0.34, p < 0.01) و خودانگاره (β = -0.31, p < 0.01) به صورت معناداری توانستند ۲۹ درصد از واریانس خشم پنهان را تبیین کنند (R² = 0.29, F = 82.46, p < 0.01). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که تنظیم هیجان رفتاری و خودانگاره نقش معناداری در پیش بینی خشم پنهان نوجوانان دارند. تقویت مهارت های تنظیم هیجان و بهبود تصویر ذهنی از خود می تواند از راهبردهای مؤثر در کاهش خشم پنهان و پیامدهای روانی آن در نوجوانان باشد.
۵۰۴.

نقش واسطه ای استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند در رابطه بین استرس ادراک شده، ایستادگی، عزت نفس و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی دوره دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند در رابطه بین استرس ادراک شده، ایستادگی، عزت نفس و عملکرد تحصیلی انجام شد. روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دبیرستانی دوره دوم شهر اصفهان بود که 250 نفر از آنان به روش خوشه ای چند مرحله ای و براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به پرسشنامه های مقیاس استرس ادراک شده کوهن (1983)؛ مقیاس کوتاه اعتیاد به گوشی هوشمند کووان و همکاران (2013)؛ مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965)؛ مقیاس پایداری دارکوث و کیون (2009) و معدل تحصیلی پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است؛ همچنین تحلیل داده ها نشان داد رابطه منفی و معناداری بین استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند و استرس ادراک شده و رابطه مثبت و معنی داری بین ایستادگی و عزت نفس با عملکرد تحصیلی وجود دارد (05/0و001/0 p<). همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد استرس ادراک شده، ایستادگی و استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند بر عملکرد تحصیلی اثر مستقیم (01/0 p<) و استرس ادراک شده، ایستادگی و عزت نفس با میانجی گری استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند بر عملکرد تحصیلی اثر غیرمستقیم داشتند (001/0 p<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند مورد استفاده خانواده ها، مربیان، مدیران و سیاست گذاران آموزش و پرورش قرار گیرد تا در برنامه ریزی برای بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان این متغیرها را مدنظر قرار دهند و همچنین با توجه به استفاده زیاد نوجوانان از گوشی های هوشمند استراتژی های جهت پیشگیری و مداخله برای اعتیاد به گوشی های هوشمند در نظر گیرند.
۵۰۵.

نقش میانجی گر مشارکت ورزشی در رابطه اختلالات بد شکلی بدن با نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۵۵
زمینه: اختلالات بدشکلی بدن با نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت مرتبط است، اما نقش میانجی مشارکت ورزشی در این رابطه کمتر بررسی شده است. مطالعات پیشین نشان داده اند که نگرانی از تصویر بدنی می تواند منجر به اعتیاد به اینترنت شود، اما تأثیر فعالیت های ورزشی به عنوان یک عامل میانجی در این ارتباط نیاز به پژوهش بیشتری دارد. این مطالعه به بررسی این شکاف پژوهشی می پردازد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اختلالات بدشکلی بدن با نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت با نقش میانجی گر مشارکت ورزشی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان ورودی 1403-1404 دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر بود که از میان آن ها 210 نفر به عنوان نمونه به شیوه در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه مشارکت ورزشی (اکیلز و همکاران، 2001)؛ پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن (ربیعی و همکاران، 1390)؛ نگرانی از تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) و اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1996) بود. تحلیل های همبستگی در نرم افزار اس پی اس اس نسخه 27 و تحلیل های مربوط به مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اختلالات بدشکلی بدن با افزایش نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت ارتباط مثبت دارد (05/0 >P). مشارکت ورزشی به عنوان یک متغیر میانجی، این رابطه را تعدیل کرد و کاهش معناداری در اثرات بدشکلی بدن بر نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت ایجاد نمود (05/0 >P). به عبارت دیگر، ورزش منظم توانست با کاهش نگرانی های مرتبط با تصویر بدن، از شدت اعتیاد به اینترنت بکاهد. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که افزایش مشارکت در فعالیت های ورزشی می تواند به عنوان یک راهکار مؤثر برای کاهش نگرانی های ناشی از اختلال بدشکلی بدن و جلوگیری از اعتیاد به اینترنت مورد استفاده قرار گیرد. برنامه ریزی برای ترویج ورزش منظم، به ویژه در میان افراد با علائم بدشکلی بدن، می تواند به بهبود تصویر بدنی و کاهش وابستگی به فضای مجازی کمک کند. پیشنهاد می شود مداخلات روانشناختی و برنامه های سلامت عمومی، ورزش را به عنوان یک ابزار کمکی در کنار درمان های سنتی بدشکلی بدن و اعتیاد به اینترنت بگنجانند.
۵۰۶.

تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبکهای دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه و اهداف: ارتباط و حضور خداوند در زندگی انسان محدود به مکان و زمان نمی شود. نماز نیایش یا عملی است که با هدف برقراری ارتباط نزدیک با معبود انجام می شود. نگرش و التزام عملی به نماز بیان می کند که فرد تا چه حد در امور اعتقادی و عملی زندگی خود بر نماز پایبند است. یکی از متغیرهای پیش بینی کننده برای اعمال مذهبی و تجارب معنوی «سبک دلبستگی» است. کرک پاتریک ارتباط انسان با خدا را پیوندی می داند که با نظریه دلبستگی تبیین پذیر است و به عبارتی فرد ارتباط خود با مراقب اولیه را درون سازی کرده، و با شکل دهی نوع رابطه، نگرش خویش با دیگران و روابط اولیه زندگی خود، عقاید و باورهای دینی اش را اتخاذ می کند. سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی به خدا سه نوع سبک دلبستگی به خدا می باشند. نگرش معنوی به دیدگاه ها، باورها، ارزش ها و احساساتی اشاره دارد که فرد نسبت به مسائل معنوی، وجود خدا یا قدرتی فراتر از خود، هدف زندگی و رابطه خود با جهان هستی دارد. براساس پیشینه نظری و عملی پژوهش نگرش معنوی متغیری است که هم با التزام و نگرش عملی به نماز و هم سبک های دلبستگی به خدا ارتباط دارد، نگرش معنوی می تواند نحوه درک و تجربه فرد از ارتباط با خدا را شکل دهد و درنتیجه میزان پایبندی وی به اعمال عبادی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبک های دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی است. روش: این پژوهش از نوع بنیادی و داده های مورد استفاده کمّی است. روش آن با توجه به ماهیت موضوع، مطالعه توصیفی از نوع همبستگی مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه قرآن و حدیث در نیمسال دوم تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بودند. انتخاب نمونه به روش در دسترس انجام شد. داده ها با استفاده از مقیاس های «نگرش و التزام عملی به نماز» انیسی و همکاران (1389)، «دلبستگی به خدا» روات و کرک پاتریک (۲۰۰۲)، «سنجش نگرش معنوی» شهیدی و فرج نیا (۱۳۹۱)جمع آوری شدند. روش های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و همچنین روش مدل سازی معادلات ساختاری به شیوه حداقل مربعات جزئی در بخش آمار استنباطی و از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 27 و SmartPls نسخه 3 برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد میزان ضریب تعیین (R 2 ) که در داخل دایره متغیر ملاک یا وابسته اصلی مدل نشان داده شده است، 8/38 درصد از واریانس متغیر نگرش و التزام عملی به نماز از طریق متغیرهای پیش بین مدل، یعنی سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا و نگرش معنوی تبیین شده است. مقدار R 2 به دست آمده به عنوان ضریب تعیین متوسط قلمداد شده و نشان دهنده برازش متوسط مدل ساختاری پژوهش است. معیار Q 2 که قدرت پیش بینی یا تناسب پیش بینی مدل را نشان می دهد برای نگرش معنوی 243/0 و برای نگرش والتزام عملی به نماز 296/0 به دست آمد؛ بنابراین با توجه به مقادیر Q 2 به دست آمده قدرت پیش بینی مدل برای متغیرهای نگرش معنوی و نگرش و التزام عملی به نماز در حد متوسط است. نتایج ضرایب مسیر مستقیم بین سبک های دلبستگی به خدا به متغیر نگرش و التزام عملی به نماز معنادار نیستند و مقدار t بقیه ضرایب مسیر بزرگ تر از 96/1 بوده و در سطح 05/0 معنادار هستند. براساس نتایج حاصل شده ضرایب مسیر مستقیم بین دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا به نگرش و التزام عملی به نماز به ترتیب برابر 046/0، 093/0- و 002/0 بوده، و از نظر آماری معنادار نیستند ولی ضریب مسیر غیرمستقیم همین متغیرها از نظر آماری معنادار هستند؛ بنابراین می توان استنباط کرد که نگرش معنوی در ارتباط بین سبک های دلبستگی به خدا با نگرش و التزام عملی به نماز نقش میانجی کامل را دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی کامل نگرش معنوی برای درک بهتر و تقویت رفتار دینی مانند نماز باید به شکل گیری و توسعه نگرش معنوی نیز توجه ویژه شود. این نگرش به عنوان یک واسطه روان شناختی، انگیزه درونی لازم برای رفتار دینی مانند نماز را ایجاد می کند. این نگرش سبب معنا دادن به تجربه مذهبی می شود، نیروی درونی لازم برای تداوم و تعهد به اعمال عبادی را فراهم می سازد و عامل فعال کننده نیّت، انگیزه و التزام به نماز است. فرد ممکن است خدا را منبع امنیت بداند (دلبستگی ایمن)، اما تا زمانی که این تصویر در نگرش های عمیق معنوی نهادینه نشود به تعهد عملی در قالب اقامه نماز نمی انجامد. نگرش معنوی پل اصلی و ضروری بین رابطه درونی فرد با خدا (دلبستگی) و رفتار دینی او (نماز) است. افرادی با دلبستگی ایمن به خدا، خداوند را پناهگاهی امن می دانند؛ درنتیجه احساس حمایت، امنیت و معنا را از ارتباط با خداوند می گیرند، اما این احساس به تنهایی کافی نیست که الزام عملی به عباداتی مانند نماز ایجاد کند، بلکه نخست باید به یک «نگرش معنوی» نیرومند تبدیل شود. افراد با دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی به خدا، رابطه ای ناپایدار، گسسته یا توأم با ترس از خدا دارند که مانع شکل گیری یک بنیان معنوی پایدار می شود و درنتیجه التزام به عبادت نیز دچار ضعف خواهد بود. در پایان پییشنهاد می شود مطالع ات بیش تری ب ا مقیاس هایی متنوع و نمونه هایی مختلف انجام پذیرد تا بتوان به چنین یافته هایی عمومیت بخشید. تقدیر از مشارکت همکاران: نویسندگان با شکرگزاری از خداوند، از تمام افرادی که در این پژوهش همراه بوده اند کمال قدردانی و تشکر را دارند. نویسنده اول مسئولیت هدایت فرایند کلی پژوهش و نویسنده دوم مسئولیت طراحی، جمع آوری داده ها و تحلیل را برعهده داشته اند. تضاد منافع و تأمین مالی: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تضاد منافع در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی آنان تأمین شده است.
۵۰۷.

مطالعه پدیدارشناختی ادراک نوجوانان پسر از عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۲۰۳
مقدمه: عشق، بخشی جدایی ناپذیر تجربه انسانی است. ظرافت ها و پیچیدگی های عشق به طور گسترده در فرهنگ عامه، کتاب های خودیاری و پژوهش های دانشگاهی مورد شرح و بسط قرار گرفته اند. حضور یا فقدان عشق می تواند تأثیرات نیرومندی بر رضایت افراد از رابطه با جنس مخالف و سلامت روانی آنها به طور کلی داشته باشد. هر چند عشق رمانتیک ابتدا در دوره نوجوانی ظهور و بروز پیدا می کند، اطلاعات چندانی راجع به برداشت های فردی از عشق در میان دختران و پسران در طول دوره نوجوانی و بعد از آن در دست نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه عشق رمانتیک در میان نوجوانان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی (موستاکاس، 1994) صورت گرفت. جامعه مورد پژوهش از بین نوجوانان پسر ۱۷ تا ۱۹ ساله ساکن شهر تهران در بهار 1400 که تجربه رابطه رمانتیک داشتند، با استفاده از نمونه برداری هدفمند انتخاب شدند. نمونه گیری تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و با 12 مصاحبه تکمیل شد. داده ها با استفاده از مصاحبه های باز و نیمه ساختار یافته جمع آوری شد و با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پس از کدگداری داده ها، یافته ها در پنج مقوله اصلی (میل به تجربه های نو، جذابیت جسمی و روانی، دم غنیمت شماری، عدم تعهد، هویت و خودشناسی) و هفده مقوله فرعی به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، منجر به کشف الگویی از تجارب انسانی در دوره نوجوانی، فهم چگونگی پدیده عشق در میان نوجوانان و شناخت بیشتر این گستره از تحول شد.  
۵۰۸.

پیامدهای روانشناختی و تحصیلی ایام کرونا بر روی دانش آموزان و راهکارهای آن (روش آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۱
زمینه و هدف: همه گیری ویروس کرونا به تغییراتی در سراسر جهان و به خصوص در نظام تعلیم و تربیت منجر شد که این تغییرات در دوران پساکرونا، کشاکش ها و فرصت های متنوعی را برای نظام تعلیم و تربیت ایجاد کرد. بنابراین این پژوهش با هدف پیامدهای روان شناختی و تحصیلی ایام کرونا بر روی دانش آموزان و راهکارهای آن انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کمّی_ کیفی) بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان، معلمان، و والدین پایه ششم دبستان های استان اردبیل در سال تحصیلی1403-1402 بودند که در دو مرحله نمونه گیری انجام شد؛ در مرحله یکم 45 نفر از جامعه آماری مذکور (هر گروه 15 نفر) به صورت هدفمند انتخاب و داده های کیفی با روش مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. در مرحله دوم 90 دانش آموز از سه منطقه (نمین، خلخال، و پارس آباد) با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه کمّی انتخاب شدند و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جمعیت شناختی و آزمون تشخیص مشکلات رفتاری کودکان ایرانی (معتمدین و همکاران، 1400) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه به روش تحلیل مضمون و با نرم افزار MAXQDA- 20 و داده های کمّی با استفاده از تحلیل واریانس دوعاملی و آزمون خی دو با نرم افزار SPSS-23 انجام شد. یافته ها: در بخش کیفی نتایج نشان داد شش مضمون اصلی تحت عناوین آموزش و درمان، محیط اجتماعی و خانوادگی سالم، استفاده از آموزش الکترونیکی، پیشگیری از ویروس کرونا، توانمندسازی والدین و معلمان، و بالابردن کیفیت آموزشی به عنوان راهکارهای مؤثر در جهت کاهش پیامدهای روان شناختی و تحصیلی ایام کرونا است و در بخش کمّی، یافته ها نشان داد که شدّت مشکلات رفتاری دانش آموزان بعد از همه گیری ویروس کرونا افزایش یافته است. همچنین بین جنسیت و ابتلا به ویروس کرونا در مشکلات هیجانی_ رفتاری دانش آموزان تعامل وجود ندارد (485/2 χ²= ، 289/0=p) و بین وضعیت تحصیلی (301/6 χ²= ، 178/0=p) و روان شناختی (038/2 χ²= ، 729/0=p) دانش آموزان بعد از ایام کرونا در تعامل با جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج تحلیل واریانس دوعاملی نشان داد اثرات متقابل جنسیت و ابتلا به ویروس کرونا بر مشکلات هیجانی- رفتاری دانش آموزان پس از ایام کرونا معنادار نبود (688/0= (54, 1)F، 411/0= p، 013/0= η2). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده، ضرورت طراحی و اجرای مداخلات آموزشی و توانمندسازی معلمان را متناسب با نیازهای دانش آموزان در دوران پساکرونا نشان می دهد. همچنین نتایج این مطالعه می تواند به عنوان یک چارچوب نظری و عملی، راهنمای متخصصان تعلیم و تربیت، مشاوران، و درمانگران در ارائه خدمات بهینه به دانش آموزان قرار گیرد.
۵۰۹.

مقایسه کیفیت روابط بین فردی در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری - عملی و افراد بدون اختلال: جست و جوی اطمینان بیش از حد روابط بین فردی ادراک شده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
اهداف اطمینان جویی افراطی و تظاهرات بین فردی، در اختلال وسواس فکری- عملی (OCD) از موضوعاتی است که در سال های اخیر مورد توجه پژوهش ها قرار گرفته است. این پژوهش با هدف مقایسه کیفیت روابط بین فردی در افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی و افراد غیر مبتلا به وسواس فکری-عملی (OCD) انجام شد. مواد و روش ها طرح این مطالعه علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به OCD مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر یزد در پاییز سال ۱۳۹۷ و افراد غیرمبتلا در این بازه زمانی بود. 204 نفر (102 نفر از افراد مبتلا به OCD) و (102 نفر از افراد غیرمبتلا) به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه وسواس فکری-عملی ییل براون، پرسش نامه اطمینان جویی افراطی کبری و سالکوسکیس و پرسش نامه کیفیت روابط بین فردی پیرس استفاده شد و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره و همبستگی پیرسون تحلیل شد. یافته ها نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد کیفیت روابط بین فردی (9/633=P<0/05, df=1, F)، کیفیت روابط بین فردی با همسر (1=F=6/666 ,P<0/05, df) و کیفیت روابط بین فردی با والدین ( F=8/77 ,1=P<0/05, df) در افراد مبتلا به OCD و افراد غیرمبتلا دارای تفاوت معناداری است؛ به طوری که میانگین این متغیرها در افراد مبتلا به OCD بالاتر است. کیفیت روابط بین فردی با دوست در دو گروه دارای تفاوت معناداری نیست. همچنین یافته ها نشان داد کیفیت روابط بین فردی با منبع (P<0/001, r=0/343)، شدت (0/251=P<0/05, r) و دقت( 0/285=P<0/05, r) اطمینان جویی افراطی رابطه مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری نتایج مطالعه حاضر نشان داد کیفیت روابط بین فردی ادراک شده در مبتلایان به وسواس بالاتر از افراد غیرمبتلاست و رابطه آن با اطمینان جویی افراطی معنادار است. باتوجه به نقش اطمینان جویی افراطی و تطابق خانواده در تداوم نشانه های بیماری، شناسایی متغیرهای میانجی این رابطه می تواند موضوع پژوهش های آتی باشد.
۵۱۰.

اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، فشار مراقبتی و ناگویی هیجانی در مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۴۵
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، فشار مراقبتی و ناگویی هیجانی در مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر بود. روش شناسی: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مراقبان سالمندان مبتلا به آلزایمر، مراجعه کننده به انجمن آلزایمر ایران در شهر اراک در ماه های بهمن ماه 1402تا مرداد ماه 1403 تشکیل دادند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در گروه آزمایش (تحت برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی) (15 = N) و گروه کنترل (15 = N) گمارده شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه افسردگی، پرسشنامه فشار مراقبتی و پرسشنامه ناگویی هیجانی، در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چند متغیری انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در گروه تحت برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، میانگین نمره فشار مراقبتی و افسردگی همچنین ناگویی هیجانی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طرز معناداری کاهش پیدا کرده است (001/0 < P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند در بهبود فشار مراقبتی و افسردگی همچنین ناگویی هیجانی در مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر موثر باشد.
۵۱۱.

ارزیابی نسخه ایرانی پرسشنامه تشخیصی ساختاری روان پویشی عملیاتی شده: ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
مقدمه: در سال های اخیر تغییر پارادایم محسوسی در مورد تشخیص اختلالات شخصیت از رویکردهای طبقه بندی به سمت رویکردهای بعدی صورت گرفته است، به طوریکه مدل های جدید از رویکردهای بُعدی برای تشخیص اختلالات شخصیت استفاده کرده اند. هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی نسخه ایرانی پرسشنامه تشخیصی ساختاری روان پویشی عملیاتی شده انجام شد. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی، توصیفی و از نوع روان سنجی بود. جامعه شامل کلیه افراد ساکن شهر سنندج در سال ۱۴۰۳ بودندکه از این میان ۴۷۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه تشخیصی ساختاری روان پویشی عملیاتی شده(۲۰۰۸) پاسخ دادند. جهت بررسی پایایی داده ها ازآلفای کرونباخ به همراه امگای مک دونالد و جهت بررسی روایی سازه از تحلیل عامل تأییدی و اکتشافی با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 24 وJASP استفاده شد. یافته ها: در تحلیل عاملی اکتشافی، ۲۲ عامل استخراج شد که درمجموع ۷۷٪ از واریانس ۹۵ گویه پرسشنامه را تبیین کردند. تحلیل عاملی تأییدی توسط شاخص های ۹۶/۰CFI =، ۹۷/۰GFI = و۰۹۶/۰RMSEA = به دست آمد که همگی بیانگر برازش قابل قبول مدل بودند. پایایی درونی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ ۹۷۳/۰ و امگای مک دونالد ۹۷۱/۰ برای کل پرسشنامه و برای خرده مقیاس ها، به ترتیب در دامنه ای از ۸۵۰/۰ تا ۹۱۳/۰ و ۸۵۸/۰ تا ۹۱۷/۰ بود،که مطلوب است. نتیجه گیری: یافته ها نشان دهنده کفایت ویژگی های روان سنجی نسخه ایرانی پرسشنامه تشخیصی ساختاری روان پویشی عملیاتی شده است. پیشنهاد می شود از این ابزار در زمینه های بالینی و پژوهشی، به ویژه برای تشخیص، تدوین اهداف درمانی و ارزیابی اثربخشی مداخلات روان درمانی، مورداستفاده قرار گیرد.
۵۱۲.

پیش بینی مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بر اساس کنترل روان شناختی والدین و امنیت روانی نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۳۸۰
زمینه: در طول تغییرات دوره نوجوانی، نوجوانان ممکن است مشکلات هیجانی و رفتاری خاصی از خود نشان دهند. یکی از منابع مشکلات هیجانی و رفتاری در نوجوانان، بافت خانواده است. در مورد پیش بینی مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بر اساس کنترل روانشناختی والدین و امنیت روانی نوجوان خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، پیش بینی مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بر اساس کنترل روانشناختی والدین و امنیت روانی نوجوان بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهرستان آبیک (1726 نفر) در سال تحصیلی 1403-1402 بود که طبق جدول مورگان، 360 نفر از آنان با روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های خودگزارشی آخنباخ (آخنباخ، ۱۹۹۱)، کنترل روانشناختی وابسته مدار و پیشرفت مدار (سوننز و همکاران، ۲۰۱۰) و امنیت روانی (مازلو، ۲۰۰۴) بود. هم چنین، تحلیل داده های پژوهش با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام با بهره گیری از نسخه 26 نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد، کنترل روانشناختی والدین با مشکلات هیجانی رفتاری نوجوانان همبستگی مثبت معنادار دارد (05/0>P)، بنابراین با افزایش کنترل روانشناختی والدین، مشکلات هیجانی رفتاری نوجوانان افزایش می یابد. علاوه بر این نتایج حاکی از آن بود که امنیت روانی با مشکلات هیجانی رفتاری نوجوانان همبستگی منفی معنادار دارد (05/0>P)، بنابراین با افزایش امنیت روانی در نوجوانان، مشکلات هیجانی رفتاری آنان کاهش پیدا می کند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پبیشنهاد می شود، آموزش و آگاهی بخشی به والدین به جهت تعدیل کنترل روانشناختی و تقویت امنیت روانی در نوجوانان در دستور کار مشاوران مدرسه قرار گیرد تا نوجوانان در برابر مسائل و چالش ها، توانمندی بالاتری از خود نشان داده و بدین طریق از بروز مشکلات هیجانی و رفتاری در آنان پیشگیری شود.
۵۱۳.

نقش الگوهای ارتباطی خانواده و سبک های فرزندپروری در پیش بینی خودکشی با میانجی گری افسردگی در زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۵۹
خانواده یک کانون فرهنگی- اجتماعی مهم به شمار می آید و نقش مهمی در پیشگیری از مسائل آسیب زای افراد در آینده دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه ساختاری گرایش به خودکشی، الگوهای ارتباطی خانواده و سبک های فرزندپروری با میانجی گری افسردگی در زنان قربانی خشونت خانگی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل ۲۳۷ نفر از زنان قربانی خشونت خانگی که به ۳ مرکز بهزیستی، اورژانس اجتماعی و اورژانس اجتماعی صدرا در استان فارس مراجعه کرده بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه سبک های فرزندپروری (PSI)، الگوی های ارتباطی خانواده تجدید نظر شده (RFCP)، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک نسخه دوم (BDI-II) پاسخ دادند. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و AMOS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. طبق نتایج الگوی ارتباطی همنوایی، سبک های فرزندپروری مستبدانه و سهل گیرانه از طریق افزایش افسردگی منجر به افزایش گرایش به خودکشی، و الگوی ارتباطی گفت وشنود، سبک فرزندپروری مقتدرانه از طریق کاهش افسردگی منجر به کاهش گرایش به خودکشی می شود. به نظر می رسد تعامل و روش های تربیت ناسازگاری که والدین برای فرزندانشان در نظر می گیرند اثرات مخربی را بر رفتار، انتظارات و افزایش ریسک گرایش به خودکشی در آینده می گذارد.
۵۱۴.

پیش بینی و تبیین اضطراب جدایی و بیش فعالی کودکان ۲ تا ۷ سال بر اساس سبک های دلبستگی (ایمن، نا ایمن دوسوگرا و نا ایمن اجتنابی) والدین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف : تبیین معناداری اضطراب جدایی و بیش فعالی کودکان 2 تا 7 سال بر اساس سبک هایدلبستگی والدین در این مقاله بررسی شده است. روش : جامعه آماری این پژوهش، یک نمونه به حجم ۲۸۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس و با فرمول کوکران، از بین کودکان ۲ تا ۷ سال مهد کودک های منطقه ۱ شهر تهران انتخاب شدند. به کمک پرسشنامه های سبک دلبستگی کولینز و رید (۱۹۹۰)، نسخه والدین مقیاس اضطراب جدایی هان و همکاران (۲۰۰۳) و مقیاس درجه بندی اختلال نقص توجه بیشفعالی کانرز (۱۹۹۸)؛ اطلاعات جمع آوری شد و با کمک نرم افزار SPSS و ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان، تحلیل و روایی و پایایی آن تایید شده است. یافته ها :ارتباط بین اضطراب جدایی با سبک های دلبستگی به این شرح بود؛ اجتنابی ۴۳۸/۰ ، دوسوگرا ۵۴۲/۰ ، ایمن ۳۸۱/۰- . همچنین ارتباط بیش فعالی با سبک های دلبستگی در سطح خطای ۰۱/۰ به این شرح بود؛ اجتنابی ۲۲۹/۰ ، دوسوگرا ۳۸۳/۰ و ایمن ۳۷۷/۰- .نتیجه گیری : در این پژوهش مشخص شد که سبک دلبستگی ایمن والدین در کاهش هر دو متغیر اضطراب جدایی و بیش فعالی تاثیر چشم گیری دارد. و از آن طرف سبک های اجتنابی و دوسوگرا والدین، در افزایش اضطراب جدایی و بیش فعالی کودک موثر است.
۵۱۵.

اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان (EFT) بر نارضایتی از تصویر بدنی، تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری در زنان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی: یک مطالعه ی آزمایشی تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۲۰۷
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان در کاهش نارضایتی از تصویر بدنی، بهبود تنظیم شناختی هیجان و کاهش تکانشگری در زنان مبتلا به پرخوری عصبی بود. روش: در این پژوهش، طرح آزمایشی تک آزمودنی که شامل چهار شرکت کننده زن با سنین ۲۵ تا ۲۸ سال مبتلا به پرخوری عصبی بودند، به کار گرفته شد. هر شرکت کننده در طول سه ماه، ۸ جلسه درمان متمرکز بر هیجان را گذراند. ارزیابی ها در سه مرحله (خط پایه، در حین درمان و در پیگیری) با استفاده از ابزارهای استاندارد از جمه مقیاس پرخوری (گورمالی و همکاران، 1982)، پرسشنامه انعطاف پذیری تصویر ذهنی (ساندز و همکاران، 2013)، پرسشنامه تنظیم هیجانی شناختی (گارنفسکی و همکاران، 2006) و مقیاس تکانشگری بارت (پاتون و همکاران، 1995) انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های ترسیم دیداری، شاخص تغییرپایا، درصد بهبودی و درصد دادههای ناهمپوش استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر هیجان به طور معناداری پرخوری، نارضایتی از تصویر بدنی را کاهش داده، تنظیم هیجانی شناختی را بهبود بخشیده و تکانشگری را در زنان مبتلا به پرخوری عصبی کاهش داده است، و اثرات درمانی در مرحله پیگیری نیز حفظ شده است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که درمان متمرکز بر هیجان به طور مؤثری نارضایتی از تصویر بدنی، تنظیم هیجانی شناختی و تکانشگری را در زنان مبتلا به پرخوری عصبی بهبود می بخشد. این مطالعه پتانسیل EFT را به عنوان یک رویکرد درمانی ارزشمند برای این جمعیت برجسته می کند و نیاز به تحقیقات بیشتر با نمونه های بزرگتر برای تأیید این نتایج اولیه را مطرح می سازد.
۵۱۶.

بررسی نقش واسطه گری شناخت اجتماعی در بین ذهن آگاهی و اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای فردی شناخت اجتماعی در قالب یک مدل علی بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مدارس شاهد و ایثارگر شهر شیراز در سال تحصیلی 03-1402 تشکیل دادند که از این میان تعداد 278 نفر (124 دختر و 154 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس شناخت اجتماعی نجاتی و همکاران، ذهن آگاهی براون و ریان و اشتیاق به مدرسه وانگ و همکاران استفاده شد. برای بررسی روایی مقیاس ها از تحلیل عامل تاییدی و برای پایایی نیز از ضریب آلفای کرانباخ استفاده گردید که نتایج حاکی از مطلوب بودن روایی و پایایی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد، ذهن آگاهی تاثیر معنادار بر شناخت اجتماعی دارد. شناخت اجتماعی نیز دارای تاثیر معنادار بر اشتیاق تحصیلی بود. شناخت اجتماعی همچنین توانست نقش واسطه گری در بین ذهن آگاهی و اشتیاق تحصیلی داشته باشد. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که ذهن-آگاهی و اشتیاق تحصیلی دو مورد از عوامل اصلی برای بررسی پیشایندها و پیامدهای اشتیاق تحصیلی می باشند. شناخت اجتماعی همچنین توانست نقش واسطه گری در بین ذهن آگاهی و اشتیاق تحصیلی داشته باشد. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که ذهن-آگاهی و اشتیاق تحصیلی دو مورد از عوامل اصلی برای بررسی پیشایندها و پیامدهای اشتیاق تحصیلی می باشند. شناخت اجتماعی، ذهن آگاهی، اشتیاق تحصیلی. شناخت اجتماعی، ذهن آگاهی، اشتیاق تحصیلی. شناخت اجتماعی، ذهن آگاهی، اشتیاق تحصیلی. ذهن آگاهی اشتیاق
۵۱۷.

مقایسه زوج درمانی با رویکرد طرح واره درمانی با روش گاتمن در بهبود تعارضات زناشویی در زنان آستانه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۱۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه زوج درمانی با رویکرد طرح واره درمانی با روش گاتمن در بهبود تعارضات زناشویی در زنان آستانه طلاق انجام شد. روش شناسی: این پژوهش از انواع تحقیقات نیمه تجربی بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان در آستانه طلاق شهر همدان تشکیل داد. از جامعه آماری مذکور با توجه به روش تحقیق حجم 60 نفر از زنان دارای تعارض زناشویی انتخاب شدند و به 4 گروه (یک گروه آزمایش و یک گروه گواه برای طرح واره درمانی، یک گروه آزمایش و یک گروه گواه برای زوج درمانی به روش گاتمن) انتخاب و به صورت تصادفی تقسیم و برنامه مداخله اجرا، سپس پس آزمون اجرا شد. ابزار پژوهش شامل برنامه آموزش طرح واره درمانی (یانگ و گلوسکو و ویشار،1990)و برنامه زوج درمانی گاتمن بر اساس نظریه خانه امن رابطه (گاتمن و گاتمن، 2017) و پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی ذاکر و براتی (۱۳۸۷) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره با نرم افزار spss نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد بین دو گروه زوج درمانی با رویکرد طرح واره درمانی و روش گاتمن در بهبود تعارضات زناشویی تفاوت معنی داری دیده نمی شود. زوج درمانی با رویکرد طرح واره درمانی در بهبود تعارضات زناشویی تأثیر معناداری دارد. زوج درمانی با روش گاتمن در بهبود تعارضات زناشویی در زنان آستانه طلاق تأثیر دارد. زوج درمانی با روش گاتمن در بهبود تعارضات زناشویی تأثیر معناداری دارد. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که هر دو روش زوج درمانی با رویکرد طرح واره درمانی و روش گاتمن در بهبود تعارضات زناشویی زنان آستانه طلاق مؤثر هستند و تفاوت معناداری بین آن ها وجود ندارد.
۵۱۸.

نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این تحقیق متشکل از دانشجویان دانشگاه تبریز در سال 1403 بود که تعداد 220 نفر به روش نمونه گیری دردسترس، مشارکت داشتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015)، مقیاس ذهن آگاهی (MAAS؛ ریان و براون، 2003) و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ؛ هازان و شاور، 1987) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج اثرات مستقیم نشان داد که سبک های دلبستگی اضطرابی و اجتنابی به صورت مثبت و معنادار و سبک دلبستگی ایمن به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر داشتند (05/0>P). همچنین ذهن آگاهی به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج دیگر گویای این بود که دلبستگی های اضطرابی و اجتنابی به طور منفی و دلبستگی ایمن به طور مثبت بر ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشتند (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که دلبستگی های اضطرابی، اجتنابی و ایمن به طور معنادار با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر غیر مستقیم داشتند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی به صورت غیر مستقیم و با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر دارند.
۵۱۹.

اثربخشی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیص اختلالات هیجانی بر اضطراب امتحان دانش آموزان دختر، پس از همه گیری کووید19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۶
مقدمه: از جمله پیامدهای تعلیق فعالیت های آموزش حضوری در زمان همه گیری کرونا ویروس و پس از آن، افزیش اضطراب دانش آموزان بود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیص اختلالات هیجانی بر اضطراب امتحان دانش آموزان دختر شهر اصفهان است. روش: پژوهش مذکور از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با روش نمونه گیری در دسترس ۴۰ نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. مداخله، در قالب ۸ جلسه 90 دقیقه ای آموزش گروهی درمان فراتشخیص بود. جهت سنجش اضطراب امتحان، از پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون استفاده شد و تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) و با استفاده از نرم افزار SPSS24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که میانگین نمرات اضطراب امتحان در مرحله پس آزمون، به طور معنی داری در دو گروه آزمایش و کنترل متفاوت بود ( 46/0= اندازه اثر، 001/0p< ،و82/31= F). نتیجه گیری: به طورکلی، می توان از نتایج پژوهش حاضر نتیجه گرفت که آموزش گروهی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیص اختلالات هیجانی بر اضطراب امتحان دانش آموزان پس از پایان همه گیری کرونا ویروس، موثر بود.
۵۲۰.

اثربخشی توانبخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری، در برگیرنده کلیه نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی شهر تهران در سال ۱۴۰۲ بودند که تعداد حجم نمونه به صورت در دسترس ۴۰ نفر برآورد شد که به دو گروه آزمایش و کنترل ۲۰ نفره به شیوه تصادفی جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل آزمون حافظه فعال دانیمن و کارپنتر (۱۹۸۰، DWM)، آزمون توجه یا آزمون دقت تولز - پیرون (۱۹۸۶، TPT)، و فرم فارسی نسخه کودکان پرسش نامه نظم جویی شناختی هیجان (۲۰۰۷، CERQ-K-P) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و گواه در حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه وجود داشت (۰۵/۰P<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه مؤثر بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان