فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۸۱ تا ۱٬۶۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۱
49 - 89
حوزههای تخصصی:
سرطان ها برای زنان تجربه ای ناراحت کننده و دشوار محسوب می شود. با وجود چالش های متعدد ناشی از این بیماری، به ویژه برای زنان متأهل، مطالعات محدودی به بررسی این چالش ها پرداخته اند. پژوهش حاضر با هدف تبیین چالش های تجربه شده توسط زنان از ابتلا به سرطان های زنانه، به روش کیفی و با تکنیک تحلیل تماتیک انجام شد. فرایند انجام مطالعه از آذر 1402 شروع شده و جمع آوری داده ها و انجام مطالعه تا خرداد 1403 به طول انجامیده است. نمونه گیری به صورت هدفمند بر روی ۲۴ زن متأهل مبتلا به سرطان های زنانه ساکن در شهر قم صورت گرفت؛ مشارکت کنندگان در رده سنی ۲۰ تا ۶۵ سال قرار داشتند. در این پژوهش، در مجموع، ۹ مقوله ی اصلی و33 مضمون فرعی شناسایی گردید و تم نهایی «بدکارکردی چندجانبه» به عنوان جمع بندی تجارب زیسته ی مشارکت کنندگان استخراج شد.تم های اصلی در هر مرحله شامل موارد زیر بودند: در مرحله ی اول، مواجهه ی اولیه ی دردناک با بیماری؛ در مرحله ی درمان، تهدید نقش همسری، آشفتگی روحی، آسیب پذیری عاطفی، کاهش حمایت خانوادگی، محدودیت ساختاریافته ی خدمات، کیفیت خدمت دهی کادر درمان؛ و در مرحله ی پس از درمان، تهدید جایگاه نقش همسری-مادری، دلهره ی روانی و مادی بازگشت بیماری. نتایج نشان داد زنان متأهل مبتلا به سرطان های زنانه، از لحظه ی اطلاع از بیماری تا بعد از درمان، با چالش های مختلفی روبه رو می شوند. شناخت این چالش ها می تواند درک مناسبی از مسائل این گروه از زنان در هر مرحله ارائه دهد تا متخصصان، در کنار درمان های پزشکی، با توجه به این مسائل، برنامه های کمکی مؤثر و جامع تری برای بهبود وضعیت سلامتی آنان در ابعاد همه جانبه طراحی کنند.
تجربه فعالیت تشکلی دختران دانشجو در دهه های هشتاد و نود شمسی با تأکید بر جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
51 - 75
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به مطالعه تجربیات دخترانی می پردازد که در دهه های هشتاد و نود شمسی عضو انواع تشکل ها و انجمن های دانشجویی بوده اند. در این پژوهش با استفاده از نظریه دیدگاه و استراتژی فمینیستی، به طور هدفمند با 27 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه های تهران، امیرکبیر و الزهرا که از اعضای تشکل های انجمن اسلامی، بسیج دانشجویی، شورای صنفی و انجمن های علمی بودند، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. تحلیل تماتیک داده ها نشان می دهد که ساختارهای از پیش موجود تشکل ها مقوم جنسیت زدگی است و زنان در برهمکنش های تشکلی عمدتاً نادیده گرفته می شوند، در حالی که لابی های مردانه دانشجویان پسر با استادان و مسئولان دانشگاه برسازنده موقعیت فرادست و آینده ساز برای آنان است. با آن که رانت عضویت در تشکل ها برای مردان بیشتر است، اما تجربه عضویت در انجمن ها و تشکل های دانشجویی برای دختران، حتی در محافظه کارترین آنها، تجربه ای توانمندساز است و به رغم کلیشه ها و تبعیض های جنسیتیِ همچنان موجود، فعالیت تشکلی و نیز تصدی سمت ها در میان دختران در دهه نود بیشتر شده است. با وجود افزایش آگاهی های جنسیتی در گذر زمان، در سال های انتهایی دهه نود فضای کار تشکلی محدودتر و بسته تر شده است. یافته ها نشان می دهند که رکود و انفعال در حیات انجمنی دانشگاه دختران را بیش از پسران در معرض تجربه فشار و طرد قرار می دهد.
تحلیل معنا شناختی «قول» در قرآن و نقش اقوال مطلوب در ارتباطات اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴ (پیاپی ۱۶)
40 - 71
حوزههای تخصصی:
در بررسی مسائل اجتماعی جامعه، نوع گفتگوی افراد در موقعیت های مختلف یک موضوع چالش برانگیز است. این پژوهش با هدف بررسی واژه پرتکرار «قول» در قرآن کریم به عنوان راهکاری برای دستیابی به روش های درست مذاکره و گفتگو انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، قرآن کریم بوده و با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معناشناسی انجام شده است. با استفاده از تحلیل روابط همنشینی و جانشینی به دنبال یافتن روش های مناسب ارتباط زبانی با افراد مختلف جامعه برای تأثیرگذاری بیشتر بوده ایم. یافته های پژوهش نشان می دهد که قول در قرآن دارای گستره معنایی وسیعی است که نه تنها گفتار بلکه هر نوع ابراز مقصود، اعم از فعل، ظن، اشاره و عقیده را در برمی گیرد. همچنین، قرآن با ارائه انواع مختلف قول (معروف، لیّن، بلیغ، کریم، سدید، میسور) یک چارچوب جامع برای ارتباطات انسانی ارائه می دهد که بر اساس موقعیت های مختلف اجتماعی تنظیم شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مخاطب شناسی در آیات قرآن نقش حیاتی در برقراری ارتباط مؤثر دارد. قرآن به طور خاص برای هر موقعیت ارتباطی نوعی گفتار را توصیه می کند مثلاً در مواجهه با افراد سرکش، استفاده از قول لیّن (نرم و ملایم) تأثیر بیشتری دارد. در موقعیت هایی مانند روابط اجتماعی و خانوادگی، قول معروف (احترام آمیز) پیشنهاد می شود و در مواقعی که نیاز به احترام به دیگران است، قرآن به استفاده از قول کریم تأکید می کند. این الگوهای متنوع گفتاری که در قرآن آمده است، نشان می دهند که قرآن توجه ویژه ای به ویژگی های اجتماعی و شخصیتی مخاطب دارد و بر اساس آن برای هر موقعیت دستوراتی خاص برای گفتار و رفتار ارائه می دهد. درنهایت، استفاده از این روش های مختلف گفتاری می تواند به حل چالش های ارتباطی در جامعه، به ویژه در مذاکرات، کمک نماید.
تبیین تفاوت های باروری در استان های ایران با استفاده از روش آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخلاف سیاست گذاری و تلاش های دولت جهت افزایش باروری در کشور، میزان باروری کل طی دو دهه گذشته روندی کاهشی داشته است. تحقیق حاضر با هدف مشخص نمودن وزن تعیین کننده های باروری در استان های ایران و ارائه پیشنهادهای سیاستی مرتبط با آن انجام شد. برای این منظور از روش ریاضی آنتروپی شانون و خوشه بندی - K میانگین استفاده شد. نتایج نشان داد که سرانه تولید ناخالص استان ها بالاترین ضریب وزنی را در بین تعیین کننده های باروری دارد. تاثیرگذاری شاخص های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی بر باروری در بین استان ها متفاوت است. استان هایی که ضرایب بالاتری را در شاخص های اجتماعی و جمعیتی کسب کرده بودند، از میزان باروری بالاتری نیز برخوردار هستند. نکته مهم اینکه استان هایی مانند سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی و خراسان جنوبی که در تابع اقتصادی مقادیر پایینی را کسب نمودند، دارای میزان های باروری بالای سطح جایگزینی هستند. این یافته ها آشکار می سازد که سیاست گذاران برای افزایش باروری در هر استان، بایستی بر شاخص هایی متمرکز شوند که در آن استان بالاترین تأثیر را داشته اند. لذا سیاست گذاری منطقه ای بایستی به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. در ضمن استان های البرز، سمنان، گیلان، کرمانشاه، ایلام و اصفهان، نمرات پایینی در تابع کلی کسب کرده اند و باید در اولویت سیاست گذاری جمعیتی قرار بگیرند.
نقش واسطه ای بهزیستی روانشناختی در رابطه سرمایه روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان روانشناسی دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
398 - 408
حوزههای تخصصی:
هدف: دوره ی تحصیلی دانشگاهی به واسطه حضور عوامل متعدد، دوره ای فشارزاست و از آنجا که شیوع فرسودگی تحصیلی در مراکز آموزشگاهی روبه افزایش است، توجه به عوامل موثر در فرسودگی تحصیلی اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای بهزیستی روانشناختی در رابطه سرمایه روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان روانشناسی دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 انجام شد.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان روانشناسی دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 می باشد. تعداد اعضای نمونه 220 نفر در نظر گرفته شد که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات اصلی این پژوهش با استفاده از پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی ریف (1989)، پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و آولیو (2007) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (1997) به دست آمد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیلی و آمار استنباطی (مدلسازی معادلات ساختاری) استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین سرمایه روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان روانشناسی دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که بهزیستی روانشناختی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و فرسودگی تحصیلی نقش واسطه ای دارد.
بحث و نتیجه گیری: یافته های این مطالعه اهمیت بهزیستی روانشناختی به عنوان یک عامل واسطه ای در رابطه بین سرمایه روانشناختی و فرسودگی تحصیلی را نشان می دهد. این موضوع نشان می دهد که تقویت بهزیستی روانشناختی می تواند به کاهش فرسودگی تحصیلی در میان دانشجویان کمک کند.
مصرف فرهنگی رسانه ها و تغییرات هویتی: پیمایشی درباره منطقه اورامانات استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 13
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه تحلیل رابطه بین مصرف رسانه ها و تغییرات هویتی است. به بیان دیگر، می کوشد برهم کنش ابعاد هویتی بر یکدیگر و رابطه آنها با میزان مصرف رسانه ها را مطالعه کند. این پژوهشِ کاربردی که از نوع توصیفی- علی است با روش پیمایش (از نوع مقطعی) انجام پذیرفته و برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استاندارد سلگی و همکاران (1394) سود جسته است. جامعه آماری چهار مرکز شهرستان منطقه اورامانات در کرمانشاه که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و طبق فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر به دست آمد. یافته ها نشان می دهد که در ماتریس همبستگیِ چهار بُعد هویت، رابطه مستقیم و معنی داری بین هویت قومی و ملی با هویت دینی وجود دارد. همچنین بین هویت دینی و هویت جهانی این رابطه معکوس و معنی دار است. رابطه بین هویت ملی و مصرف رسانه ملی (تلویزیون) مثبت، و بین این بُعد از هویت و مصرف شبکه های ماهواره ای کُرد زبان معکوس است. آن چه هویت قومی نامیده می شود با ماهواره های کُردزبان رابطه مستقیم و معنی داری دارد. همچنین بین هویت دینی با میزان مصرف ماهواره های کُردزبان رابطه معکوس و با تلویزیون سراسری رابطه مثبتی وجود دارد که این دو متغیر روی هم حدود 7 درصد از تغییرات هویت دینی را تبیین کرده اند. نهایتاً هویت مدرن با میزان مصرف تلویزیون سراسری رابطه معکوس و با ماهواره رابطه مثبت و معنی داری داشته است که در مجموع این دو متغیر حدود 5 درصد از تغییرات هویت مدرن را پیش بینی کرده اند. از دیگر نتایج این پژوهش این که در سلسله مراتب هویتی، هویت قومی پاسخگویان با میانگین 4 بیشترین و هویت مدرن با میانگین 88/3 کمترین بوده است. از نظر ارجحیت هویتی پاسخگویان در وهله اول خود را مسلمان، بعد کُرد و سپس ایرانی دانسته اند. از نظر مصرف رسانه نیز میزان استفاده پاسخگویان از رسانه های رسمی مثل تلویزون و شبکه استانی بسیار کم بوده است و به شدت از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی جدید استفاده می کنند.
پیامدهای اجتماعی تورم؛ واکاوی تجربه کاربران ایرانی توئیتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تورم مزمن و پایدار در ایران به عاملی کلیدی در دگرگونی های اجتماعی عمیق تبدیل شده است. شبکه اجتماعی توئیتر به مثابه آینه ای از تجربه های زیسته، بازتاب دهنده تأثیرات چندلایه تورم بر ساختارهای اجتماعی است. این پژوهش، پیامدهای اجتماعی تورم را از دریچه گفتمان کاربران ایرانی در توئیتر با استفاده از روش کیفی و تحلیل محتوای قراردادی شیء یه و شانون (۲۰۰۵) بررسی کرده است. داده ها شامل ۲۶۰ توئیت مرتبط با پیامدهای اجتماعی تورم بودند که با استفاده از نرم افزار مکس کیودا ۱۸، کدگذاری، دسته بندی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تورم با ایجاد فشارهای اقتصادی چندلایه، سه مقوله اصلی از پیامدهای اجتماعی را شکل می دهد: شکاف و تغییر قشربندی اجتماعی، انفجار نارضایتی اجتماعی و گسست اجتماعی. در مقوله نخست، تورم با شکل دادن تضاد طبقاتی مدرن در قالب سقوط طبقاتی، دو قطبی سازی و ظهور طبقه ملاک شهری، ساختار سنتی قشربندی را دگرگون ساخته است. مقوله دوم بر ناامیدی نهادینه شده، مشروعیت یابی اعتراضات و مهاجرت استراتژیک به عنوان راهبرد بقا تأکید دارد. این ناامیدی، ذهنیت جمعی ایرانیان را شکل داده و بی اعتمادی به نهادهای حکومتی، بستر جنبش های اعتراضی و خروج نخبگان را فراهم کرده است. مقوله سوم، کاهش انسجام اجتماعی، شکاف نسلی، افزایش نابرابری اجتماعی و افت سرمایه اجتماعی را بازتاب می دهد که تاب آوری جامعه در برابر بحران ها را تضعیف کرده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که جامعه ایران نه تنها با کمبود منابع اقتصادی، بلکه با کمبود امید اجتماعی روبه رو است و مهاجرت به مثابه «پروژه نجات» بلندمدت، نشانه ای از زوال امید به بهبود اوضاع داخلی است.
تحلیل زمینه ای (علل و پیامدهای) هم باشی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
225 - 271
حوزههای تخصصی:
هم باشی به عنوان یکی از نمودهای مدرنیته در روابط خانوادگی، بیانگر تغییرات هنجاری و ساختاری در الگوی روابط عاطفی میان زوجین است. این پژوهش با هدف واکاوی زمینه ها، راهبردها و پیامدهای هم باشی در شهر تهران انجام شده است و می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که این پدیده در چارچوب چه شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شکل می گیرد. برای دستیابی به این هدف، از روش نظریه ی زمینه ای (گرندد تئوری) استفاده شده و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از افراد دارای تجربه هم باشی گردآوری و از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. یافته های پژوهش، در چارچوب نظریه ی «رابطه ی ناب» آنتونی گیدنز، نشان می دهند که هم باشی بازتابی از گذار نسلی، فردگرایی، سیالیت روابط عاطفی و کمرنگ شدن پیوندهای سنتی در بستر مدرنیته ی شهری است. در سطح علّی، عواملی همچون مهاجرت به کلان شهر، تجربه های شکست خورده از ازدواج رسمی، فشارهای اقتصادی، کمرنگ شدن نظارت خانوادگی، و باور به برابری جنسیتی در انتخاب این سبک زندگی نقش دارند. تعاملات میان هم باشان نیز بیشتر بر استقلال فردی، نیازهای عاطفی متقابل و ساختارهای برابر مبتنی است. در عین حال، این سبک رابطه با پیامدهایی چون بی ثباتی روانی، طرد اجتماعی، و محرومیت از حمایت های قانونی همراه است.
مطالعه تطبیقی الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی در بستر شاخص های توسعه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه و پیشرفت از دغدغه های اصلی هر کشوری است که می تواند در قالب سند و یا الگویی برای نهادهای ذیربط ابلاغ شود. نظر به اهمیت نگاه توسعه محور در امر سیاستگذاری ، نظام جمهوری اسلام ایران نیز با طرح سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت که به عنوان سند توسعه و پیشرفت ایران در سال های آینده ذیل مبانی نظری سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، علمی و اسلامی تدوین شده است، در صدد تحقق اهداف پبشرفت و توسعه برآمده است. این پژوهش ذیل یک مطالعه تطبیقی، میزان انطباق مقولات استخراج شده از سند الگوی پیشرفت با شاخص های توسعه اجتماعی ISD را مورد ارزیابی قرار می دهد. یافته های این پژوهش به ما می گوید که بیشترین میزان انطباق مقولات این سند با شاخص های فعالیت مدنی و باشگاه ها و انجمن ها و کمترین میزان انطباق نیز با شاخص های برابری جنسیتی و شمول اقلیت ها می باشد. نظر به یافته های این پژوهش بنظر می رسد علیرغم اهمیتی که در سند الگوی پیشرفت به شاخص هایی مانند فعالیت مدنی و باشگاه ها و انجمن ها شده است، اما در واقعیت بستر لازم برای فعالیت آزادانه ی کنشگران مدنی فراهم نمی باشد. ضمن اینکه عدم پردازش لازم به شاخص هایی مانند برابری جنسیتی و شمول اقلیت ها، نیاز به اصلاح و تعدیل نگاه جنسیتی و تبعیض آمیز این سند را بوضوح نشان می دهد.
طراحی و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ادراک بد دلی زناشویی شوهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
71 - 90
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه بد دلی زناشویی شوهر در زنان متاهل انجام شد. طرح پژوهش از جمله طرح های پژوهشی آمیخته بود. که در بخش اول پژوهش با روش کیفی پدیدارشناسی و مطالعه ادبیات پژوهش، پرسشنامه بد دلی زناشویی شوهر طراحی گردید و در بخش دوم با روش توصیفی-همبستگی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه طراحی شده بررسی گردید. جامعه آماری پژوهش کیفی پدیدارشناختی شامل ه 25 نفر زن دارای تجربه بد دلی زناشویی و همچنین 5 نفر از مشاوران حوزه خانواده و طلاق بودند که با شیوه نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند .. سپس، 650 نفر از زنان متاهل به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی بر روی آنان انجام شد. داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. تایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که پرسشنامه بد دلی زناشویی یک ابزار 40 گویه ای و دارای سه مولفه رفتاری، هیجانی و هنجاری-اجتماعی می باشد و 40/56% از واریانس بد دلی زناشویی شوهران را تبیین می کند. تحلیل عاملی تاییدی نیز بنشان داد که شاخص برازش مدل سه عاملی در سطح مطلوبی قرار دارد. نتایج حاصل انشان می دهد پرسشنامه کفایت لازم را دارد و ابزار مناسبی برای سنجش بد دلی زناشویی شوهران می باشد.
بررسی جامعه شناختی رابطه میزان و نوع استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و سبک زندگی شهروندان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۴
173 - 194
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر همه جوامع به درجات متفاوتی با ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی مجازی مواجه شده و ابعاد مختلف سبک زندگی افراد در معرض این تحولات قرار گرفته اند که جامعه ایران نیز از این تحولات بی بهره نبوده است. در نوشتار حاضر رابطه میزان و نوع استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و سبک زندگی شهروندان مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه شهروندان زن و مرد 44-15 ساله شهر تهران می باشد که از این میان تعداد 384 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. روش های آماری پژوهش، آزمون پیرسون و رگرسیون می باشد. نتایج به دست آمده از پژوهش حاکی از آن است که بین متغیر شبکه های اجتماعی مجازی و سبک زندگی و ابعاد آن شامل مصرف فرهنگی، مدیریت بدن، فعالیت فراغتی و الگوی خرید رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. بین شبکه های اجتماعی مجازی و الگوی تغذیه همبستگی معنی داری مشاهده نشده است. همچنین شبکه های اجتماعی مجازی به واسطه تأثیرگذاری بر متغیرهای مصرف گرایی، الگوپذیری و تجمل گرایی بر سبک زندگی تأثیر داشته است. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نشان داد که همه متغیرهای مستقل تحقیق تأثیر معنی داری خود را بر سبک زندگی حفظ کرده اند. در مجموع 42% از تغییرات سبک زندگی شهروندان با میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی قابل تبیین است.
شناسایی فرصت ها و تهدیدهای روابط عمومی الکترونیک در دانشگاه از دیدگاه دانشجویان علوم ارتباطات شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر «شناسایی فرصت ها و تهدیدهای روابط عمومی الکترونیک در دانشگاه از دیدگاه دانشجویان علوم ارتباطات شهر تهران» است. روش پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه گرداوری شده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر، دانشجویان کارشناسی ارشد و مقطع دکتری رشته علوم ارتباطات در شهر تهران است که 225 نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده اند.نتایج پژوهش بر اساس آزمون های آماری (دوجمله ای، فریدمن) نشان می دهد که رتبه بندی فرصت ها و تهدیدها از دیدگاه پاسخ دهندگان معنادار است و به بیان دیگر دانشجویان علوم ارتباطات رتبه بندی متفاوتی از فرصت ها و تهدیدهای روابط عمومی الکترونیک دارند. از دیدگاه آنان متغیرهای «صرفه جویی در هزینه ها»، «رهایی از قید و بند محدودیت های زمانی و مکانی» و «حذف بروکراسی اداری» به ترتیب بیشترین اولویت را به عنوان فرصت در روابط عمومی الکترونیک داشته اند و از طرف دیگر متغیرهای «کافی و مساوی نبودن آموزش عمومی جهت استفاده از فناوری های اطلاعاتی»، «کمبود و نقصان زیرساخت های لازم و اساسی در بحث فناوری های اطلاعاتی» و «کامل نبودن امنیت در روابط عمومی الکترونیک» به ترتیب بیشترین جایگاه را به عنوان تهدید در روابط عمومی الکترونیک داشته اند. بر اساس نتایج حاصل از آزمون های آماری «برگزاری کارگاه های آموزشی، تهیه سیستم های کامپیوتری، افزایش امنیت نرم افزاری، استفاده از شبکه های اجتماعی، اپلیکیشن ها، وب سایت و سامانه ابری» از راهکارهایی هستند که می توانند به کاهش تهدیدات احتمالی کمک کنند و فرصت ها را افزایش دهند.
سلبریتی ها و جذب افکار عمومی: بررسی نقش الگوهای مورد استفاده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله ضمن بررسی شاخص های عینی به دنبال درک رفتار سلبریتی ها در فضای مجازی است که چگونه بر مخاطبان و افکارعمومی تأثیر می گذارند. مطالعه پیشینه تحقیقات منجر به استخراج شاخص های دهگانه ای شد که سلبریتی ها برای ایفای نقش در شبکه اجتماعی و جذب طرفداران استفاده می کنند. فرض پژوهش این است که بین این الگوها و جذب افکار عمومی رابطه وجود دارد.روش پژوهش: روش پژوهش از نوع پیمایشی است. جامعه ی آماری پژوهش کاربران ایرانی فعال در اینستاگرام و دنبال کننده 10 نفر از سلبریتی های فعال و شاخص می باشند. از فرمول کوکران برای محاسبه حجم نمونه جوامع نامعین استفاده شد. پژوهشگر پرسشنامه را برای 40 نفر از دنبال کننده های هر سلبریتی ارسال نمود که در مجموع 400 پرسشنامه تکمیل و دریافت شد که مشخص شد هر کاربر میانگین 9/5 سلبریتی را دنبال و 3/5 ساعت را در شبکه های اجتماعی می گذراند.یافته ها: براساس یافته ها بین الگوهای مورداستفاده سلبریتی ها و جذب افکارعمومی به میزان 0/759در مقیاس همبستگی پیرسون رابطه معنادار وجود دارد، که براساس جنسیت تفاوت معنادار نیست، اما براساس سطح تحصیلات تفاوت معنادار است و افراد با تحصیلات پایین تر بیشتر از افراد با تحصیلات بالاتر تحت تأثیر سلبریتی ها قرار می گیرند. از شاخص های دهگانه "تقلید و الگوبرداری" و "سبک زندگی" قوی ترین ارتباط و بیشترین تأثیر را بر افکارعمومی می گذارند.نتیجه گیری: یافته ها نظریات چارچوب نظری همچون جامعه نمایشی، مصرف فرهنگی و رابطه فرااجتماعی را تایید می کند و سلبریتی ها در بستر رسانه های اجتماعی جدید، نه تنها منشا سرگرمی هستند، بلکه با تأثیر زیاد بر نگرش و افکارکاربران، نقش قابل توجهی در جذب و شکل دهی افکارعمومی ایفا می کنند. موضوعاتی که سلبریتی ها مطرح می کنند ازنظر افکارعمومی بااهمیت است و میزان حضور در شبکه های اجتماعی و دنبال کردن صفحات سلبریتی ها می تواند برای کاربران الگوسازی کند و نه تنها در شکل دهی به جریان افکار عمومی موثر هستند، بلکه آن ها را تقویت یا تضعیف می کنند بنابراین لزوم توجه به این مسئله و پیامدهای آن برای سیاستگذاران و متخصصان رسانه را آشکارتر می سازد.
راهکارهای قرآنی مواجهه رسانه ملی با اخبار جعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ بهار ۱۴۰۳شماره ۶۵
67 - 92
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر مواجهه و مقابله با اخبار جعلی به یکی از اصلی ترین کارویژه های رسانه های رسمی از جمله صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. در این راستا بهره گیری از مضامین قرآنی می تواند راهگشا باشد، زیرا قرآن کریم الگوی موفقی در مواجهه با اینگونه اخبار و اطلاعات است. تحقیق حاضر نحوه این مواجهه را شناسایی و چگونگی به کار بستن آن در رسانه ملی را بررسی نموده است. این تحقیق با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده و داده های این تحقیق از نوع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد مواجهه قرآن کریم با اخبار جعلی در حوزه شناختی از طریق «تبیین»، «تکذیب»، «تنزیه» و «دشمن شناسی»، در حوزه احساسی از طریق«تحذیر»، «تحقیر»، «توبیخ»، «تهدید» و «روحیه بخشی» و در حوزه رفتاری از طریق «آمادگی و استطاعت»، «الگودهی و الگوسازی»، «تبیّن»، «تغییر موضوع» ، «تنبه»، «ترمیم» و «مماثلت» صورت گرفته است. نتایج تحقیق و تفسیر یافته ها حاکی از این است رسانه ملی باید از طریق «تبیین»، «تکذیب»، «آموزش/ ارتقای سواد رسانه ای»، «استفاده از جاذبه های رسانه ای اقناعی»، «مدیریت صحیح پوشش خبری»، «مطالبه گری و مطالبه سازی»، «بهره گیری از قالب های گوناگون برنامه سازی»، «ایجاد واحد ویژه اخبار جعلی» و «ایجاد سکوی دیجیتال» با اخبار جعلی مواجهه نماید.
نقش سازمان های مردم نهاد در بازتوانی اجتماعی معتادان بهبود یافته در شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، سازمان های مردم نهاد افزایش زیادی داشته است.این سازمان ها در حوزه های مختلف از جمله حمایت و بازتوانی اجتماعی معتادان فعالیت داشته اند. لذا این پژوهش با هدف پاسخ به این پرسش که «سازمان های مردم نهاد چه نقشی در بازتوانی معتادان بهبود یافته به جامعه دارند»، انجام شد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لخاظ روش،کمی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه معتادان بهبود یافته و استفاده کننده از خدمات سازمان های مردم نهاد در شهر تهران بود. شیوه نمونه گیری، تصادفی ساده وحجم نمونه ۳۰۰ نفر بود. ابزارگردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بود. نتایج آزمون همبستگی نشان داد بین میزان حمایت اجتماعی، ارضای نیازها، مشارکت اجتماعی و نظارت اجتماعی بر افزایش بازتوانی اجتماعی معتادان، رابطه معنادار مستقیمی وجود دارد. یافته ها نشان داد که بین سازمان های مردم نهاد و بازتوانی اجتماعی، همبستگی مثبت و معنی دار (۵۳۲/۰) وجود دارد.این امر بیانگر این است که هر چه میزان خدمات و حمایت های ارائه شده توسط این سازمان ها افزایش یابد، بازتوانی اجتماعی نیز بهبود می یابد. همچنین، همبستگی مثبت و معنی داری که بین حمایت اجتماعی (۴۳۲/۰)،کنترل اجتماعی (۴۲۱/۰)، ارضای نیازها (۲۹۶/۰) و مشارکت اجتماعی (۳۵۴/۰) با بازتوانی اجتماعی وجود دارد،نشان دهنده این است که افزایش هر یک از این متغیرها می تواند به بهبود بازتوانی اجتماعی کمک کند. ضریب بتای ۰.۴۵۳ برای سازمان های مردم نهاد به این معنی است که این متغیر تأثیر مثبت بر بازتوانی اجتماعی دارد. درنتیجه می توان گفت سازمان های مردم نهاد با ایجاد شبکه های حمایتی، فراهم کردن امکانات برای ارضای نیازهای اساسی معتادان بهبود یافته و ارتقای فرصت های مشارکت اجتماعی، بستری مناسب برای بازتوانی اجتماعی فراهم می کند.
آسیب شناسی نقش آموزه های شفاهی در عدم ثبات رهجویان در برنامه معتادان گمنام از منظر مبانی دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
117 - 137
حوزههای تخصصی:
از منظر بسیاری از ناظران حوزه اعتیاد، برنامه معتادان گمنام، موفق ترین برنامه برای بهبودی افرادی است که قصد غلبه بر مسأله اعتیاد به مواد مخدر را دارند. برنامه ای متشکل از شبکه حمایتگر به عنوان پایه ای محکم برای آینده ای روشن که به عنوان آخرین مأمن معتادان، امیدوارانه توجه شمار زیادی از آنان را به خود جلب کرده است. اما، این برنامه به رغم کنترل مصرف مواد مخدّر در مراحل اولیه، می تواند رهجویان را دستخوش عوارض ناگوار اعتقادی کند و به وسوسه منجر به مصرف و عود عمیق اعتیاد بیانجامد؛ عوارضی که افزون بر ریشه داشتن در مبانی معرفتی این برنامه، ممکن است برآمده از کج فهمی و تفسیر غلط متون رسمی از سوی افراد راهنما باشد. بنابراین، مقاله حاضر درصدد پاسخ به این سؤال است که آموزههای شفاهی جلسات ان.ای چه نقشی در عدم ثبات و بازلغزش رهجویان دارد؟ این مقاله با تحلیل متون رسمی انجمن ان. ای و نیز داده های به دست آمده از مشاهده مشارکتیِ حضور و عضویت ده ساله در جلسات انجمن، برآن است تا توأم شدن آموزه های شفاهی منبعث از فقدان معرفت دینی، درک سطحی از متون انجمن و عدم تطابق این متون با فرهنگ دینی جامعه ایران را از منظر دینی آسیب شناسی کند. براساس نتایج این تحقیق، عواملی مانند «فهم و تفسیر غلط از متون توسط گروه های مرجع»، «معنویت سکولار خارج از چارچوب شریعت»، «نفوذ جریان های کاذب معنویت گرا» و «فضای دگم و تغییرناپذیر حاکم بر جلسات» که توسط آموزههای شفاهی به اعضاء منتقل می شود، تأثیر اساسی بر لغزش و عدم ثبات رهجویان برنامه معتادان گمنام دارند.
تأثیر شبکه های اجتماعی بر اقناع تبلیغات انتخاباتی (مطالعه موردی انتخابات مجلس دهم در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
793 - 830
حوزههای تخصصی:
نقش روزافزون شبکه های اجتماعی آنلاین در شکل گیری کنش های اجتماعی-سیاسی افراد، اهمیت مطالعه تأثیر این شبکه ها بر انتخابات را به عنوان مهم ترین عرصه رقابت سیاسی آشکار می سازد. این پژوهش به بررسی نحوه اثرگذاری کاربری شبکه های اجتماعی بر تصمیم گیری افراد در فرایند چارچوب سازی رسانه ای در زمان انتخابات می پردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که آیا کاربری شبکه های اجتماعی، اثرپذیری از چارچوب سازی مراجع و فرایندهای سنتی اثرگذار بر کنش سیاسی رأی دهندگان را متحول ساخته است؟ برای پاسخ از روش کیفی استفاده شده است. تجربه زیسته رأی دهندگان از تأثیر فضای مجازی بر شکل گیری چارچوب های گفتمانی مؤثر بر کنش سیاسی و نحوه رأی دهی آنان، از طریق مصاحبه های عمیق جمع آوری و با روش تحلیل گفتمان "پدام" تحلیل شده است. پژوهش بر دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در تهران متمرکز بوده و نمونه گیری از کنشگرانی که به لیست اصلاح طلبان (لیست پیروز) رأی داده اند، صورت گرفته است.نتایج تحلیل نشان می دهد در زمینه هویت یابی، فضای مجازی نقش تأسیسی کمرنگی در مورد هویت سیاسی در انتخابات مجلس دهم داشته و باید نقش تقویتی آن را بیشتر مدنظر قرار داد. با این حال، با توجه به ماهیت هیجانی و زودگذر رقابت های انتخاباتی، همین میزان از هویت سازی نیز می تواند قابل توجه باشد. شواهدی از تأثیر فضای مجازی در برساختن هویت اعتدالی یا تعدیل گرایش های سیاسی نیز مشاهده شده است. این یافته ها حاکی از تقویت جریان "مقاومت تفسیری" در برابر چارچوب سازی فضای مجازی است. به این معنا که کاربران شبکه های اجتماعی، صرفاً پذیرنده منفعل پیام های سیاسی نیستند، بلکه به طور فعال در تفسیر و بازتعریف این پیام ها مشارکت می کنند. این نتایج نشان می دهد که رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و رفتار سیاسی پیچیده تر از آن است که صرفاً بتوان آن را به تأثیرگذاری یک طرفه تقلیل داد. در عوض، این رابطه متقابل و پویا است، که در آن کاربران نقشی فعال در شکل دهی به گفتمان های سیاسی و تصمیم گیری های خود ایفا می کنند.
بررسی میزان ارتباط بین مؤلفه های تبدیل مصرف کنندگان فرهنگ به مشارکت کنندگان فرهنگ در صنایع دستی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
91 - 117
حوزههای تخصصی:
چکیدهتحقیق حاضر میزان ارتباط مؤلفه ای تبدیل مصرف کنندگان به مشارکت کنندگان فرهنگ را بررسی کرده است. تحقیق از نوع همبستگی است و از بین 702 نفر فعال این عرصه، نمونه ای 250 نفری را به شیوه در دسترس انتخاب کرده است. با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس (3smart pls) میزان ارتباط بین مؤلفه ها آزموده شده است که طبق نتایج، ضریب مسیر (s) بین مؤلفه شرایط علّی و تبدیل مصرف کنندگان فرهنگ به مشارکت کنندگان فرهنگ در صنایع دستی به مقدار 0.919 و اعداد معناداری (t) 15.428 است. ضریب مسیر (s) بین مؤلفه تبدیل مصرف کنندگان فرهنگ به مشارکت کنندگان فرهنگ و راهبردها در صنایع دستی به مقدار0.732 و اعداد معناداری (t) 9.420 است. ضریب مسیر (s) بین شرایط زمینه ای و راهبردها به مقدار 0.741 و اعداد معناداری (t) 9.894 است. ضریب مسیر (s) بین شرایط مداخله ای و راهبردها به مقدار 0.804 و اعداد معناداری (t) 10.586 است. ضریب مسیر (s) بین راهبردها و پیامدها به مقدار 0.521 و اعداد معناداری (t) 7.909 است. مدل برازش قوی دارد و بین مؤلفه های تبدیل مصرف کنندگان فرهنگ به مشارکت کنندگان فرهنگ در صنایع دستی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
فرهنگ گفت و گو در خانواده با ارائلأ الگوی ارتباطی چهره به چهره در کنترل جرایم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی پلیس سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۲)
55 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه الگوی ارتباطی چهره به چهره در کنترل جرایم اجتماعی با خلق گفت و گوهای مؤثر از سوی والدین جهت استحکام پیوند های درون خانواده است. طراحی و اعتبارسنجی مدل به روش آمیخته و جمع آوری داده ها با مصاحبه و پرسشنامه انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر، خبرگان و روان شناسان خانواده و خانواده های شهر کرمانشاه هستند که با نمونه گیری هدفمند و سپس نمونه گیری تصادفی، حجم نمونه براساس قاعده کلاین، 200 نفر تعیین شده است. با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و رتبه بندی عوامل با معادلات ساختاری تفسیری، ابعاد متفاوت الگو مشخص شدند که عبارتند از: احترام، درک متقابل اعضاء، تخصیص وضوح، آگاهی و اجرای مناسب نقش ها، روابط کلامی و غیر کلامی مستقیم، شناخت و تأمین نیازها، صمیمت اعضاء، ارزش های دینی، باورهای منطقی، حل مسأله، فرزند پروری مناسب، مشورت بین اعضاء. در همین راستا، در رتبه بندی نتایج مشخص شد که دو عامل «شناخت و تأمین نیازها» و «صمیمت بین اعضاء»، بالاترین جایگاه را به خود اختصاص می دهند.
تحلیل پدیدارشناختی فرهنگ خوابگاهی: تجربیات و ادراکات دانشجویان دختر از زندگی خوابگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۶)
125 - 166
حوزههای تخصصی:
فرهنگ خوابگاهی به عنوان زیرمجموعه ای از فرهنگ دانشگاهی موضوعی بسیار مهم است، چراکه به طور مستقیم بر زندگی فردی و اجتماعی دانشجویان تأثیرگذار است. به رغم اهمیت این موضوع، در کشور ما سیاست گذاران آموزش عالی چندان به آن نپرداخته اند. هدف این مقاله، بیان چالش ها و فرصت های زندگی خوابگاهی دانشجویان دختر است. این تحقیق با روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی صورت گرفته است. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 10 نفر از دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه دانشگاه ارومیه که حداقل دو ترم و حداکثر پنج ترم سابقه حضور در خوابگاه را داشتند، انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شده است. مصاحبه ها تا زمان اشباع ادامه یافتند و با روش کولایزی مورد تحلیل و تجزیه قرار گرفتند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که زندگی در خوابگاه های دانشجویی برای دختران دانشجو همراه با چالش های و فرصت های متعددی است. چالش های زندگی خوابگاهی از دیدگاه دختران دانشجو عبارت اند از: نداشتن حریم خصوصی، بی نظمی در ساعت خواب وبیداری، بی ثباتی شخصیت، کم بودن امکانات خوابگاهی، فشار روحی روانی و به حاشیه رفتن درس خواندن. در کنار این چالش ها، دانشجویان به فرصت های زندگی خوابگاهی هم اشاره کرده اند. فرصت هایی چون استقلال فردی، تکامل شخصیت، کسب تجارب زندگی اجتماعی، خود مدیریت زندگی و تقویت روحیه همکاری، بخشی از مهم ترین فرصت هایی بودند که دانشجویان به آن اشاره کرده اند؛ بنابراین بر مبنای این یافته ها فرهنگ خوابگاه های دانشجویی در کنار چالش ها و مشکلاتی که برای دانشجویان ایجاد می کنند می توانند فرصت ها و زمینه های ارتقای توانمندی و مهارت های زندگی اجتماعی دانشجویان را فراهم کنند تا منجر به رشد فردی و اجتماعی دانشجویان شود.