تحلیل زمینه ای (علل و پیامدهای) هم باشی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
225 - 271
حوزههای تخصصی:
هم باشی به عنوان یکی از نمودهای مدرنیته در روابط خانوادگی، بیانگر تغییرات هنجاری و ساختاری در الگوی روابط عاطفی میان زوجین است. این پژوهش با هدف واکاوی زمینه ها، راهبردها و پیامدهای هم باشی در شهر تهران انجام شده است و می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که این پدیده در چارچوب چه شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شکل می گیرد. برای دستیابی به این هدف، از روش نظریه ی زمینه ای (گرندد تئوری) استفاده شده و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از افراد دارای تجربه هم باشی گردآوری و از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. یافته های پژوهش، در چارچوب نظریه ی «رابطه ی ناب» آنتونی گیدنز، نشان می دهند که هم باشی بازتابی از گذار نسلی، فردگرایی، سیالیت روابط عاطفی و کمرنگ شدن پیوندهای سنتی در بستر مدرنیته ی شهری است. در سطح علّی، عواملی همچون مهاجرت به کلان شهر، تجربه های شکست خورده از ازدواج رسمی، فشارهای اقتصادی، کمرنگ شدن نظارت خانوادگی، و باور به برابری جنسیتی در انتخاب این سبک زندگی نقش دارند. تعاملات میان هم باشان نیز بیشتر بر استقلال فردی، نیازهای عاطفی متقابل و ساختارهای برابر مبتنی است. در عین حال، این سبک رابطه با پیامدهایی چون بی ثباتی روانی، طرد اجتماعی، و محرومیت از حمایت های قانونی همراه است.