فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی جنبش های های سیاسی ،اجتماعی زنان در دوره انقلاب مشروطه و سیرتحولات تاریخی آنان با تکیه بر گفتمانهای غالب تاریخی است .سئوال این پژوهش این است که جایگاه جنبش های سیاسی ،اجتماعی زنان دردوران انقلاب مشروطه با تکیه برویژگیها ومطالبات زنان چگونه بودهاست ؟ هدف از این پژوهش بنا برگفتمانهای تاریخی دوره مشروطه ، نحوه حضور و مشارکت و شرایطی که جنبش های زنان با آن مواجه بودند از منظر ویژگی های جنبش ها و دستاوردهای آن ،پژوهش شده است. این پژوهش به فراخور روش مطالعات تاریخی ، با رویکردی تحلیلی - توصیفی ، ویژگیها و مطالبات زنان دردوره مشروطه است. درضرورت پرداختن به این پژوهش خلاء تحقیق در مورد مطالبات و ویژگیهای جنبش ها ی زنان به لحاظ رفتار های جمعی ، مبارزه سیاسی، اقدام مستقیم و غیر مستقیم می باشد.از یافته های تحقیق ، برخی کنشهای زنان نشان از حضور آنان درکنار اقشار مختلف جامعه با مطالبات اقتصادی در جریان جنبشهای مانند بلوای نان و .... است ومواردی هم به فراخور شرایط اختصاصی زنان در قالب جنبش اجتماعی، حرکت های زنان را از شکل انحصار گرایانه به سوی تشکل های جمعی ، انجمن ها و در دوره های بعد و تشکیل نهاد عمومی فراگیر سوق می دهد. کلید واژه : جنبش های اجتماعی ، سیاسی، زنان، انقلاب مشروطه ، ویژگیها و مطالبات.
چالش های تغییر سبک زندگی زنان محجبه در اینستاگرامی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه های اجتماعی نوپدیدی همچون اینستاگرام که برپایه ارتباطات تصویری و روایت زندگی روزمره قرار دارند، ارتباط زیادی با حوزه سبک زندگی کاربران پیدا کرده اند. مولفه محوری اینستاگرام تمرکز بر نمایش است که می تواند سبک زندگی نمایشی را گسترده کند. مسئله اصلی این مقاله، بازنمایی تعارض ها و چالش های بوجود آمده درسبک زندگی زنان محجبه چهره شده در اینستاگرام با عنوان حجاب استایل است. برای این کار با روش نشانه شناسی به تحلیل پیام آشکار و نهان پست های چهره های محجبه پرداخته و در نهایت با تحلیل مضمون به محورهای بازنمایی سبک زندگی ایشان دست یافتیم. با روش نمونه گیری هدفمند و نظری، 15 مورد انتخاب شد. یافته ها نشان می دهد، زنان محجبه فعال در اینستاگرام، با طی کردن سیر تحولی معنادار در حال تجربه تغییر سبک زندگی خود با عنوان فانتزی شدن، هستند که ذیل ده مولفه کلان قابل ردیابی است: حجاب و پوشش، عفاف در رفتار، حریم خصوصی، سیطره تفکرات فمینیستی، شهرت گرایی و سلبریتی شدن، رفاه و اشرافی گری، برجسته سازی سبک زندگی غربی، رقص و موسیقی، روزمره شدن و سرگرمی، دینداری فانتزی و ریاکارانه.
تبیین جامعه شناختی عوامل موثر بر بروز خشونت خانگی در بین زوجین ساکن در کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
116 - 141
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تبیین جامعه شناختی بروز شیوه های خشونت خانگی در میان متاهلین ساکن کلانشهر تبریز پرداخته است. هدف این تحقیق شناسایی و تبیین شیوه های بروز و همچنین عوامل موثر بر بروز انواع خشونت خانگی است.در این مقاله با استفاده از روش پیمایش استفاده شد. حجم نمونه 650 نفری با استفاده از نرم افزار Sample power بدست آمد که با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای نمونه ها انتخاب شدند. با استفاده از آزمون های مختلف نرم افزار spss داده های جمع آوری شده مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین متغیرهای پایگاه اجتماعی-اقتصادی با ضریب همبستگی (0.131-)، اعتیاد (0.426)، سرمایه فرهنگی(0.358-)، اختلاف سنی (0.496)، فضای مجازی (0.197)، بیماری عصبی (0.505) و پنهانکاری ( 0.679) با شیوه های بروز خشونت خانگی رابطه معنادار وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان که مدل رگرسیونی مرکب از 5 متغیر مستقل و شیوه دهگانه بروز خشونت خانگی مدل خطی مطلوبی است. مجموع متغیرهای پنهانکاری، فاصله سنی، اعتیاد، فضای مجازی و سرمایه اجتماعی نزدیک به 56 درصد تغییرات شیوه های بروز خشونت خانگی را پیش بینی می کند. با توجه به یافته های تحقیق می توان گفت که متغیرهای مستقل تحقیق توانایی تبیین شیوه های بروز خشونت خانگی را داشته اند.
تحلیل جامعه شناختی نقش مصرف شبکه های اجتماعی مجازی در جامعه پذیری جوانان در سال 1400 (مطالعه موردی: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
53 - 82
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش برای مطالعه جامعه شناختی نقش مصرف شبکه های اجتماعی مجازی در جامعه پذیری جوانان تهرانی در سال 1400 طراحی شده است.
روش: با توجه به نبود ابزار دقیق برای سنجش هریک از متغیرها، محقق با بعضی از متخصصان، مصاحبه انجام داده و ابزار مربوطه را از مصاحبه با حدود 12 نفر، که به صورت هدفمند از میان اعضای جامعه آماری (شامل جوانان بین 18 تا 30 سال ساکن تهران) گزینش شدند، طراحی کرده است. در مرحله بعدی، ابزار مورد آزمون های مختلف قرار گرفت و در نهایت، پرسشنامه بین 384 نفر از جوانان شهر تهران، توزیع شد. شیوه نمونه گیری در بخش کیفی، به صورت هدفمند و در حالت کمّی، به صورت تصادفی بوده است. داده ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 22 تحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داده اند که رابطه ای معنادار میان شبکه های اجتماعی مجازی و فرآیند جامعه پذیری وجود دارد و هرچه سطح استفاده از این شبکه ها بیشتر باشد، جامعه پذیری نیز محتمل تر می شود.
نتیجه گیری: شبکه های اجتماعی، جامعه پذیری اجتماعی را بیش از انواع دیگر جامعه پذیری تحت تاثیر قرار می دهند، درحالی که کمترین اثر را بر جامعه پذیری فرهنگی دارند. هریک از حالات شبکه های اجتماعی، نقش متفاوتی در فرآیند جامعه پذیری دارند. به این ترتیب که جامعه پذیری نخست از حالت ویدئویی، سپس تصویری و صوتی و در نهایت از حالت صوتی تاثیر می پذیرد.
جُستاری در دانش و هنر بومی دستبافته های کُرمانج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دست بافته های ایلی و عشایری، بخشی از نظام بافندگی و نمودی برجسته از هنرهای بومی این قشر است که در ساحت هنری و تجسمی، قابل توجه است. در این میان، دست بافته های کرمانجی در شمال خراسان بخشی از این نظام است که در بُعد زیباشناختی(طرح و نقش و رنگ)، از ظرفیت و قابلیت های دیداری(بصری) برخوردار است. از این رو، فرآیند آراستن متن دست بافته ها در پرتو مفهوم ساده بافی، ذهنی بافی، به سامان می رسد و دست آورد آن شکل گیری نقوشی است با ماهیت هندسی و شکسته. به واسطه نوع و ریخت نقش، سبک و قالب بیانی از اشکال و فرم ها به وجود می آید که از منظر تجسمی و دیداری می توان آن ها را در دو سبک انتزاعی و تجریدی، تعریف نمود. این رهیافت برای تمامی نقوش دست بافته های عشایری قابل تبیین است. از این رهگذر، پرسش مطروحه این است که انواع نقوش دست بافته های کرمانج کدام است و ویژگی های شاخص و معیارهای اطلاق سبک های انتزاعی و تجریدی به نقش ها و طرح های مذکور چیست؟ شناسایی، طبقه بندی و تحلیل انواع نقوش انتزاعی و تجریدی در دست بافته های کرمانج، هدف این پژوهش است. تحقیق پیش رو از نوع کیفی و توسعه ای و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. هم چنین شیوه گردآوری داده ها از نوع کتابخانه ای است. تحقیق پیش رو از نوع کیفی و توسعه ای و روش تحقیق
«دیگری» در آینه: تحول گفتمانی بازنمایی مهاجران افغانستانی در سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با بررسی هشت فیلم شاخص در بازه زمانی 1367 تا 1397، به تحلیل تحول گفتمان بازنمایی مهاجران افغانستانی در سینمای ایران می پردازد. رویکرد پژوهش، ترکیبی از تحلیل گفتمان انتقادی، نشانه شناسی فرهنگی و مردم شناسی تصویری است. هدف اصلی، کشف الگوهای پنهان در بازنمایی مهاجران، سازوکارهای قربانی سازی و مقاومت، و تحولات گفتمان «دیگری سازی» است. یافته ها نشان می دهد که بازنمایی مهاجران در سینمای ایران در چرخه ای سیال قرار دارد؛ از گفتمان قربانی سازی حماسی در دهه های 60 و 70، به غریب سازی در دهه 80، و سپس ظهور مقاومت خاموش و خودبازنمایی در دهه 90. این پژوهش با ارائه مفهوم «سینمای دیاسپورای درونی» و نظریه «چرخه بازنمایی متناقض»، الگویی نوآورانه برای تحلیل بازنمایی اقلیت ها ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد سینما، فضایی برای مقاومت فراهم می کند. این مطالعه با ترکیب روش های مردم شناختی و سینمایی، به درک عمیق تری از تحولات گفتمانی و سازوکارهای پنهان قدرت در سینمای ایران می پردازد. نتایج پژوهش می تواند به سیاست گذاران فرهنگی در کاهش کلیشه های رسانه ای و بهبود روابط بینافرهنگی کمک کند.
تجربه زیسته مادران در فضای کار اشتراکی در مساجد و تأثیر آن بر رشد خانواده و محلات
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی تجربه زیسته فضای کار اشتراکی مادران و کودکان «کاما» در مساجد انجام گرفته است. پژوهش به صورت کاربردی، کیفی و با استفاده از روش گراندد تئوری اجرا شد تا درک و برداشت مادران درباره استفاده از فضای کار اشتراکی مادر و کودک «کاما»، بررسی شود. همچنین در این تحقیق بررسی می شود تا چه اندازه «کاما» با حضور در مساجد، موفق به ایجاد بستری برای رشد و تعالی خانواده و ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی محلات می گردد. نمونه گیری به صورت هدفمند و با انجام مصاحبه های عمیق با 15 نفر از افرادی که این زیست بوم را مستقیماً تجربه کرده اند، انجام شده است. ازجمله عوامل علی و زمینه ای، چالش های اجتماعی و فرهنگی مادران، تأثیرات محیطی بر رشد و توسعه کودکان و نیاز به ایجاد محیط های حمایتی برای مادران و کودکان است. راهبردها شامل شناسایی و بهبود استراتژی ها و مداخلات برای حمایت از مادران و کودکان، بهبود و طراحی فضاهای مساجد به منظور تسهیل فعالیت ها برای مادران و کودکان و تقویت فرهنگ مشارکت است. برقراری فضاهای کار اشتراکی مادر و کودک «کاما» در مساجد، سبب بهبود در فرایند جذب مخاطب برای مسجد، افزایش مشارکت های اجتماعی مادران، تثبیت و رشد علاقه به مسجد و فرهنگ اسلامی در دل کودک و بهبود کیفیت زندگی مادران و کودکان شده است. این عوامل، راهبردها و نتایج می توانند زمینه ساز توسعه و بهبود مشارکت اجتماعی و فرهنگی مادران و کودکان در مساجد و محله های مختلف باشند.
بررسی احساس تعلق و معنا نسبت به خانه از دیدگاه هایدگر و بوردیو (در پی جابه جایی و کوچ های درون شهری در بعد مسافت کوتاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
27 - 50
حوزههای تخصصی:
جابجایی مکانی فرآیندی جدایی ناپذیر از بدوخلقت انسان است. اما در بافت شهری جوامع درحال توسعه، جابجایی به شکل کوچ های اجباری و ورود به محله های نوظهور، رخدادی قابل تامل در بستر فرهنگی است.تاثیرات دگرگونی های ناشی از توسعه به شکل مهاجرت های درون شهری در بعد مسافت کم، با تکیه بر دیدگاه هایدیگر و بورودیو درقالب تئوری های احساسی و عاطفی جامعه شناسی در چارچوب مفاهیم «احساس جدا افتادگی» و«احساس درخانه بودن یا نبودن»، برای رمزگشایی ذهنیت و تجربه زیسته کوچنده ها درمسیرحرکت آنها مورد توجه است. پیتربرگر و توماس لاکمن از احساس جداافتادگی به عنوان مکانیسم های یاد می کنند که منجر به « بحران معنا » شده اند . سوال قابل طرح این است آیا شهروند دارای تجربه مهاجرت درشهرموطن (با بعد مسافت کم )، با احساس جداافتادگی، عدم تعلق، « احساس در خانه نبودن» مواجه است؟ فرض ما این است که کنشکرشهری در پی جابجایی درون شهری» و ره آورد تغییرات ناشی از توسعه شهری، غم غربت و گذشته نگری را در موطن خود تجربه می کند. جامعه تحقیق ، در اینجا شهروند د ارای تجربه کوچ و جابجایی از محله های سنتی از غرب، جنوب غربی و هسته مرکزی تهران که وارد محله های ترکیبی و نوظهوری همچون باغ فیض(منطقه 5 شهرداری تهران)،می باشد به سخنی محله هایی که از قالب روستا شهر، بدرآمده و تن به ساختار و بافت امروزی داده اند . از این رو برای برای فهم ذهنیت و تجربه زیسته کوچنده ها ،با تکیه بر دیدگاه فلسفی هایدیگر و نظریات بورودیو به دلیل تغییر در سبک زندگی در چارچوب مفاهیم «احساس جدا افتادگی» و«احساس درخانه بودن یا نبودن» جامعه شناسی احساس رمزگشایی نماییم
تبیین عوامل و ویژگی های اقناع کننده گویندگان خبر در رسانه ملی ( ارائه الگویی برای انتخاب مناسب گویندگان خبر در بخش های مختلف خبری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گویندگان خبر به عنوان یکی از عناصر مهم رسانه ای، می توانند بسترهای جذب، اعتماد، اعتبار و اقناع مخاطب را فراهم آورند و این مهم تاثیر بسزایی در جلوگیری از خطرات احتمالی رسانه های معاند خواهد داشت. پژوهش حاضر سعی دارد با بررسی تاثیر ویژگی های فردی گویندگان خبر بر جلب اعتماد و اقناع مخاطب، مدلی برای انتخاب گویندگان شبکه های خبری ارائه نماید. روش پژوهش از نوع ترکیبی کمی و کیفی می باشد. جامعه مورد مطالعه مرحله اول پژوهش شامل 30 نفر از خبرگان حوزه اقناع و خبر برای شناسایی عوامل موثر بر اقناع کنندگی است و جامعه مرحله دوم نیز 384 نفر از مخاطبان برای سنجش و مقایسه میزان اقناع کنندگی گویندگان متفاوت هستند. از نظر پاسخ دهندگان در خصوص وضعیت موجود گویندگی، می توان به کاستی هایی همچون عدم یا کمبود جذابیت، تخصص، مهارت، علاقه به گویندگی، اهمیت دادن به ظاهر، آزادی عمل گوینده، ترس از انتقاد و شکست، همکاری و تعامل گروهی، اهمیت دادن به نظر و پیشنهاد دیگران، قبول انتقاد و پیشنهاد دیگران اشاره کرد. بر اساس آنچه از نظر پاسخ دهندگان و صاحبنظران اخذ شد گویندگی خلاق بهترین الگو برای فعالیت گویندگان در رسانه ملی است. دو محور اصلی فرایند گویندگی خلاق در رسانه ملی، خلاقیت گویندگان و اقناع مخاطبان هستند.
نقش اجتماعی طلبه انقلابی در منظومه فکری آیت اللّه خامنه ای
منبع:
فرهنگ پژوهش تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸ ویژه علوم اجتماعی
45 - 72
حوزههای تخصصی:
فهم دشمنان انقلاب اسلامی از رابطه حوزه های علمیه و حکومت دینی، موجب شکل گیری جریانی برای سکولارسازی حوزه های علمیه شد. پس از هشدار آیت الله خامنه ای و مطالبه انقلابی ماندن حوزه های علمیه، اصطلاحات «حوزه انقلابی» و «طلبه انقلابی» بیش از پیش مطرح شد. از مهم ترین شاخصه های طلبه انقلابی، حضور فعال در عرصه های اجتماعی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون، به واکاوی مطالبات و توقعات اجتماعی آیت الله خامنه ای از طلاب می پردازد و ضمن استخراج مضامین و ترسیم و تحلیل شبکه مضامین، ابعاد نقش اجتماعی طلبه انقلابی را در منظومه فکری آیت الله خامنه ای در سه بُعد سیاسی، فرهنگی و خدمات اجتماعی بررسی کرده است. بر اساس نتایج به دست آمده، مهم ترین مطالبات اجتماعی آیت الله خامنه ای از طلبه انقلابی؛ نگرش صحیح از رابطه اسلام و سیاست، داشتن آگاهی سیاسی و قدرت تحلیل، پاسداری از آرمان ها و دستاوردهای انقلاب، داشتن روحیه مبارزاتی، فهم صحیح از جایگاه تبلیغ داشتن، علم به دین و اوضاع جامعه، توجه به تهذیب نفس و مسائل اخلاقی و فهم صحیح از جایگاه تبلیغ داشتن است.
پیشران های کلیدی حکمرانی آکادمیک در نظام آموزش عالی ایران با رویکرد تحلیل تأثیر متقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
9 - 38
حوزههای تخصصی:
حکمرانی آکادمیک یک مفهوم نوظهور در نظام آموزش عالی است و به مجموعه ای از قوانین، سیاست ها و قواعدی اشاره دارد که مسئولیت ها و نقش های مختلف ذینفعان را تعیین می کند. در این نظام، دانشگاه ها به عنوان مراکز اصلی فعالیت در حوزه آموزش عالی، نقشی حیاتی دارند. این مفهوم در آموزش عالی ایران به عنوان یک عامل کلیدی در توسعه و پیشرفت دانشگاه ها و تحقق اهداف آموزش عالی تأثیر بسزایی دارد. با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی حکمرانی آکادمیک در آموزش عالی ایران طراحی و اجرا شده است. این مطالعه یک پژوهش ترکیبی اکتشافی بود که با استفاده از روش آینده پژوهی، بین سال های 1402 تا 1403 انجام شد. جامعه پژوهش شامل روسای دانشگاه های تهران و خبرگان آموزش عالی بود. در ابتدا با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان عوامل مؤثر بر حکمرانی آکادمیک در آموزش عالی شناسایی و سپس 22 عامل کلیدی در شش بعد اصلی تعیین شدند. در مرحله بعد با روش تحلیل ساختاری، پیشرانهای کلیدی حکمرانی آکادمیک در آموزش عالی ایران بررسی قرار گرفت و دو عامل "جهانی شدن" و "تعاملات بین المللی و مراودات سیاسی" بعنوان پیشرانهای کلیدی حکمرانی آکادمیک در آموزش عالی ایران شناسایی شدند.
شناسایی عوامل اجتماعی مؤثر بر فساد تقلب دانشگاهی دربین دانشجویان دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
109 - 137
حوزههای تخصصی:
دانشگاه به عنوان نهادی کلیدی در فرآیند شکل دهی شخصیت و سرمایه فرهنگی افراد، نقشی حیاتی در توسعه اجتماعی ایفا می کند. فساد در نظام آموزش عالی، به ویژه پدیده تقلب دانشگاهی، یکی از مسائل اساسی و نگران کننده برای دولت ها، جامعه علمی و افکار عمومی محسوب می شود؛ چراکه این فساد، هنجارهای بنیادین فعالیت های دانشگاهی را دچار اختلال کرده و موجبات انحطاط اخلاقی و کاهش اعتبار و حرمت نهاد دانشگاه را فراهم می آورد. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل اجتماعی مؤثر بر فساد تقلب دانشگاهی در میان دانشجویان دانشگاه تهران است که در چارچوب نظریه های انتخاب عقلانی و بازدارندگی انجام شده است. روش پژوهش پیمایشی و داده ها از طریق ابزار پرسشنامه محقق ساخته از ۴۱۲ دانشجوی دانشگاه تهران گردآوری شد. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که مؤلفه «نیازهای منفعت گرایانه» با ضریب تأثیر استاندارد 48/0 قوی ترین پیش بینی کننده فساد تقلب دانشگاهی است؛ بدین معنا که افزایش انتظارات منفعتی مبتنی بر محاسبات عقلانی و تحلیل هزینه- فایده؛ دانشجویان را به سمت انجام رفتارهای تقلبی سوق می دهد. در سطح کاربردی، نتایج پژوهش بر ضرورت مداخله های چند ساحتی تأکید دارد؛ از یک سو، باید انتظارات منفعت طلبانه دانشجویان نسبت به نظام آموزشی بازتعریف شود و از سوی دیگر، سازوکارهای بازدارنده مؤثرتر و پیوستگی فرهنگی و اخلاقی میان دانشجویان و نهادهای مرجع علمی و اجتماعی تقویت گردد.
رابطه استفاده از فضای مجازی با سرمایه اجتماعی افراد دچار معلولیت جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۹
1 - 34
حوزههای تخصصی:
امروزه دسترسی به اینترنت و فضای مجازی در بین همه اقشار جامعه گسترش روزافزونی یافته و ابعاد مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار داده است. هدف پژوهش بررسی رابطه استفاده از فضای مجازی بر سرمایه اجتماعی افراد دارای معلولیت است. روش پژوهش پیمایشی و جامعه آماری افراد دارای معلولیت جسمی، حرکتی، بینایی، شنوایی و صوت و گفتار تحت پوشش بهزیستی استان تهران است که با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998) استفاده شد. یافته ها نشان داد، استفاده افراد دارای معلولیت از فضای مجازی با اعتماد بین فردی، اعتماد تعمیم یافته، اعتماد نهادی، همیاری، حمایت اجتماعی و انسجام اجتماعی رابطه مستقیم و معناداری داشت. اما استفاده از فضای مجازی با مشارکت اجتماعی و روابط اجتماعی رابطه ی معکوس و معناداری داشت. به طورکلی 8/63 درصد از واریانس سرمایه اجتماعی توسط استفاده از فضای مجازی تبیین شده است. استفاده آموزشی و پژوهشی از فضای مجازی نسبت به سایر متغیرها، بیشترین تاثیر را بر سرمایه اجتماعی افراد دارای معلولیت تحت پوشش بهزیستی استان تهران داشته است. نتیجه اینکه هر چند استفاده از فضای مجازی موجب کاهش مشارکت و روابط اجتماعی حضوری افراد دارای معلولیت شده است. اما استفاده بیشتر از این فضا به خصوص در بعد آموزشی موجب همیاری، حمایت، اعتماد و انسجام اجتماعی افراد دارای معلولیت شده است.
تحلیل استانی عمومیت ازدواج زنان در ایران: کاربرد یادگیری ماشین در مدل سازی تابع بقا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
143 - 177
حوزههای تخصصی:
مطالعات مختلفی دگرگونی های ازدواج را در سطوح ملی و منطقه ای بررسی کرده اند، اما در سطح استان های کشور هنوز ناشناخته هایی وجود دارد. هدف این مقاله بررسی وضعیت عمومیت ازدواج زنان در استان های کشور با استفاده از روش جنگل تصادفی بقا به عنوان یکی از الگوریتم های رایج در یادگیری ماشین است. با استفاده از داده های طرح هزینه و درآمد خانوار از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۹ وضعیت عمومیت ازدواج زنان با تعریف یک سطح آستانه ای (نسبت ازدواج کمتر از ۹۵% برای زنان ۴۹-۴۵ ساله) مورد بررسی قرار گرفت. یافته های این تحقیق حاکی از آن است که در بین متغیرهای تحقیق، سطوح تحصیلی دبیرستان و دانشگاه بیشترین تأثیر را بر کاهش عمومیت ازدواج زنان داشته است. نسبت شهرنشینی در هر استان نیز متغیر تاثیر گذار دیگری بر کاهش عمومیت ازدواج زنان است. از مجموع ۳۱ استان کشور، ۱۱ استان تا پایان دوره مطالعه همچنان از عمومیت ازدواج برخوردار بودند اما نسبت ازدواج زنان ۴۹-۴۵ ساله در سایر استان ها به پایین تر از ۹۵% کاهش یافته است. بالابودن نسبت های ازدواج در اکثر استان هایی که اکنون از عمومیت ازدواج برخوردار نیستند، نشان دهنده وجود بستر مناسب برای تسهیل ازدواج و گسترش عمومیت آن در کشور است. در غیر این صورت انتظار می رود این روند در آینده نیز همچنان کاهشی باشد.
نابرابری درآمد و مشارکت اقتصادی زنان در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
413 - 448
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر نابرابری درآمد بر مشارکت اقتصادی زنان در 31 استان ایران طی دوره زمانی 1390-1399 است. بدین منظور ضریب جینی به عنوان شاخص نابرابری درآمد مورد استفاده قرار گرفته است و میزان باروری، نسبت باسوادی زنان و نسبت جمعیت زنان شهری به کل جمعیت زنان به عنوان متغیرهای کنترلی وارد مدل شده اند. نتایج حاصل از به کارگیری تکنیک های اقتصادسنجی مبتنی بر داده های پانلی حاکی از این است که نابرابری درآمد اثر مثبت و معناداری بر مشارکت اقتصادی زنان در استان های ایران دارد. همچنین، طبق نتایج با افزایش نسبت باسوادی و افزایش میزان باروری، مشارکت اقتصادی زنان در استان های ایران کاهش می یابد این در حالی است که نسبت جمعیت زنان در شهر به کل جمعیت زنان اثر مثبت و معناداری بر مشارکت اقتصادی زنان در استان های ایران دارد. با توجه به نتایج اجرای سیاست های بازتوزیعی دولت با هدف بهبود زیرساخت ها و خدمات عمومی می تواند علاوه بر کاهش نابرابری درآمد، افزایش مشارکت اقتصادی زنان را در استان های ایران به همراه داشته باشد.
Structural Explanation of Social Competence Based on Teacher-Student Interaction Styles with the Mediation of Basic Psychological Needs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aims to examine the structural relationships between teacher-student interaction styles, the fulfillment of basic psychological needs, and students' social competence among female middle school students in Lahijan city. Methods and Materials: A descriptive-correlational research design was employed, involving 203 female middle school students selected through cluster random sampling from two schools in Lahijan city during the 2023-2024 academic year. Data were collected using standard questionnaires: the Teacher-Student Interaction Questionnaire by Murray and Zvoch (2011), the Basic Psychological Needs Scale by Guardia, Deci, and Ryan (2000), and the Social Competence Questionnaire by Parandin (2006). Structural equation modeling (SEM) using Smart PLS software was utilized for data analysis to explore the hypothesized relationships. Findings: The study revealed significant positive relationships between teacher-student interaction styles and the fulfillment of students' basic psychological needs. Additionally, the fulfillment of these needs significantly mediated the relationship between teacher-student interactions and students' social competence. Positive interaction styles characterized by effective communication and trust were found to directly enhance students' social competence. The structural model fit indices indicated that the proposed model adequately explained the data, highlighting the critical role of supportive teacher-student interactions in promoting social competence. Conclusion: The findings underscore the importance of teacher-student interaction styles in fulfilling students' basic psychological needs, which in turn, enhances their social competence. Effective communication, trust, and support for autonomy are pivotal in creating a
لزوم رعایت تعادل در ترجمه اخبار؛ بررسی ترجمه عربی خبرهای منتشرشده در خبرگزاری های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳
229 - 255
حوزههای تخصصی:
ترجمه اخبار از زمان پیدایش روزنامه نگاری مدرن در اواسط قرن نوزدهم، یک عنصر حیاتی در تولید اخبار بوده است و در ایران نیز مورد توجه واقع شده است. اما نکته اصلی در ترجمه اخبار فارسی به زبان های دیگر، ناظر به رعایت نکردن چارچوب های زبان مقصد در این ترجمه هاست. این مقوله به معنای تحقق نشدن تعادل در ترجمه است که باعث شده است معنا به درستی منتقل نشود و یا حداقل با کاستی هایی انتقال یابد که در ترجمه اخبار فارسی به زبان عربی خود را نمایان کرده است. دلیل اصلی این اشکال، ناشی از رعایت نکردنِ اصول درست ترجمه و اسلوب ها و ساختارهای زبان عربی است که در قالب نظریه تعادل و مدل سه وجهی نقد ترجمه قابل بررسی است. این مقاله با هدف بررسی تحقق تعادل در ترجمه اخبار فارسی به زبان عربی در خبرگزاری های مطرح ایران، نگاشته شده است. برای تحقق این هدف 20 خبر ترجمه شده خبرگزاری های ایرنا و ایسنا به لحاظ مطابقت با زبان عربی از منظر رعایت دستور زبان، استفاده از کلمات و واژه های مناسب و جمله بندی متناسب با ذائقه عرب زبانان به روش تحلیل محتوای کیفی مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاصل، حکایت از این دارد که حذف بعضی از کلمات در ترجمه بدون وجود هرگونه دلیل موجه باعث لطمه زدن به مفهوم اصل خبر شده است. همچنین در اخبار ترجمه شده ی منتشره وجود مشکل نامانوس بودن جمله ها برای مخاطب عرب زبان مشاهده شده است که ناشی از ترجمه کلمات اشتباه، ترجمه کلمات بدون توجه به سیاق متن و خبر، اشکالات صرفی و نحوی، ترجمه کلمات بدون توجه به تشابه لفظی و توجه نکردن به روش های جمله بندی نویسندگان عرب است.
تحلیل محتوای پیام ها و اظهارنظرهای جشن طلاق با رویکرد فرهنگی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی زمینه های فرهنگی و اجتماعی جشن طلاق انجام شد. روش تحقیق این پژوهش، کیفی با استفاده از تحلیل محتوا بود. در این تحقیق، پست های مرتبط با جشن طلاق در اینستاگرام بررسی شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، تهیه بازبینه (چک لیست) از پست های اینستاگرام بود. نمونه گیری هدفمند وابسته به معیار بود و یازده نمونه انتخاب شد و انتخاب نمونه ها تا اشباع اطلاعات ادامه یافت. صفحه افرادی که پس از طلاق جشن گرفته بودند و تصاویری از جشنشان در اینستاگرام به نمایش گذاشته بودند، تحلیل شد. نتایج کلی نشان داد که جشن طلاق در اینستاگرام، پدیده ای رو به رشد است که با هدف تقویت خودشناسی و خودباوری پس از پایان زندگی مشترک، به اشتراک گذاشته می شود. بسیاری از پست ها حاوی پیام های مثبتی درباره شروع جدید و آزادی فردی بود. همچنین تحلیل ها نشان داد که این جشن ها بیشتر در میان زنان رواج دارد و از آن به عنوان راهی برای نمایش استقلال و قدرت شخصی استفاده می شود.
مصرف رسانه ای در فضای مجازی و رابطه آن با سبک زندگی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
461 - 484
حوزههای تخصصی:
مصرف رسانه ای و اثرهای آن بر سبک زندگی طبقات مختلف مردم به ویژه نسل جوان از موضوع های مهمی است که در پژوهش حاضر بدان توجه شده است. این مطالعه با هدف بررسی رابطه مصرف رسانه ای در فضای مجازی با سبک زندگی جوانان در کلانشهر تهران انجام شده است. روش این پژوهش به صورت تحلیل کمّی و از طریق پرسشنامه بوده و جامعه آماری، جوانان 18 تا 34 ساله شهر تهران و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 400 نفر در 10 محله از 5 منطقه (1، 4، 6، 15، 22) در میان مناطق 22گانه شهر تهران انتخاب شده اند. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری کوواریانس محور صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای مصرف رسانه ای در فضای مجازی و ابعاد سازنده آن (دیداری، شنیداری و نوشتاری) و مدت استفاده از فضای مجازی، میزان استفاده از شبکه ها و پیام رسان های اجتماعی و میزان استفاده از رسانه های مختلف رابطه مستقیم و معناداری با سبک زندگی جوانان دارند. همچنین میزان مصرف رسانه ای زمینه تغییر سبک زندگی از سنتی به میانه (ترکیبی) و از میانه به نوین (غربی) را فراهم می آورد.
مفهوم انسان محوری در مطالعات جامعه شناختی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شاهد دامنه گسترده نگرانی ها از به مخاطره افتادن موقعیت انسان در نسبت با فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی هستیم. در پاسخ به این نگرانی ها، حوزه مطالعاتی هوش مصنوعی انسان محور به دلیل نیاز انسان به استفاده از چنین سیستم هایی شکل گرفت. پژوهش حاضر به تحریک و تقویت دو نیروی بالقوه مطالعاتی -جامعه شناسی و هوش مصنوعی- برای هرچه نزدیک ترشدن به یکدیگر و شکل گیری مفهوم انسان محوری می پردازد.پژوهش پیش رو ذیل جنبش روش شناختی کیفی از مرور نظام مند مطالعات موجود به عنوان روش تحقیق استفاده کرده است. نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام گرفت. فرایند گزینش مقالات و انتخاب مجموعه آغازگر طبق دستورالعمل پریسما انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با چارچوب طراحی نوآورانه الماس دوبر انجام گرفت.یافته های پژوهش در هشت سطح طبقه بندی شدند که عبارت اند از: معضلات هوش مصنوعی انسان محور؛ هوش مصنوعی انسان محور در تولید علوم اجتماعی و جامعه شناسی؛ پژوهش های میان رشته ای درباره مفهوم انسان محوری در مطالعات جامعه شناختی هوش مصنوعی؛ جایگاه هوش مصنوعی انسان محور در روش شناسی علوم اجتماعی؛ اصول و مقررات ناظر بر توضیح پذیری و تبیین پذیری هوش مصنوعی؛ نقش انسان محوری در درک و تصور کنشگران از هوش مصنوعی؛ تعامل انسان با هوش مصنوعی؛ هوش مصنوعی انسان محور در حوزه های مطالعاتی خاص.از مرور نظام مند مطالعات موجود، دو معضل ناظر به هوش مصنوعی و سه معضل ناظر به انسان (در معنای عام) شناسایی شدند. هم نهشت معضلات، همچنین اتخاذ مواضع متفاوت مقالات درمورد معضلات مذکور، موجب شکل گیری رویکردهای مختلف (درمجموع 22 رویکرد) در مواجهه با این معضلات شده است.