فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۴۱ تا ۴٬۳۶۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
با سقوطِ هخامنشیان، واجدان و وارثان فرهنگِ یونانی به قدرت رسیدند. با این حال بیش از آنکه شاهد جایگزینی آنتی تز هلنیستی به جای تز هخامنشی باشیم، با یک سنتز شرقی – غربی روبروییم. در این مقاله به مفهومی بسیار تازه بنیاد در بسترِ دوره پسااسکندری با عنوان Persianism یا هخامنشی مآبی پرداخته می شود. استبداد بی رحمانه شرقی، تجمل افسانه ای، زن صفتی و لذت های جنسی مفرط با بهره گیری از زنان بی شمار، تکرارِ کلیشه های کهنه ای است که در تصویر ارائه شده رومیان از ایرانیان می بینیم. پرسش این است که انگاره رومیان از شرق به ویژه در دوره امپراتوری، تعمدی و ایدئولوژیک بود یا تخیلی و سهوی؟ ظاهراً در آن زمان، لازم بود که نویسندگان به بازنویسی تاریخ شکوهمند گذشته یونان و برساخت دوقطبی یونانی و بربرِ شرقی دست بزنند. کیکرون، مهم ترین اندیشمند روم، نخستین بار اندیشه جدایی شرق و غرب را مطرح کرده و آن را خواستِ خدایان دانست. او را باید پدرِ استعاره های اورینس (شرقی) و اوکسیدنس (غربی) در تاریخِ ذهنیت دانست. دستگاه تبلیغاتی آگوستوس با به کارگیری کلیشه ها نگاهِ تبعیض آمیز خود نسبت به "اوئکومنه" (جهان متمدن) را تکامل بخشید و "اوربیس آلیوس" (جهان بیگانه) را نسبت به "اوربیس رومانوس" (قلمروی روم) پست و خوار معرفی کرد.
بررسی شخصیت و اقدامات سیاسی – اجتماعی حاج میرزا آقاسی
منبع:
پژوهش در تاریخ سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۵ و ۲۶
19 - 38
حوزههای تخصصی:
در داستان های مربوط به پادشاه و وزیر که از جذاب ترین کلیشه های تاریخ بشری محسوب می شوند، معمولاً وزیران به عنوان مناقشه برانگیزترین شخصیت ها مورد سؤال و قضاوت مردمان عصر خود و نیز دوره های بعدی قرار می گیرند. بی تردید در این میان حاج میرزا آقاسی، صدراعظم محمدشاه قاجار، یکی از بحث برانگیزترین سیاست مداران ایرانی عصر قاجار است. پرسش اصلی پژوهشِ حاضر این است که آیا اقدامات و سیاست های حاج میرزا آقاسی در جهت بهبود و ساماندهی اوضاع مملکت ایران بود یا کشور را به سراشیبی اضمحلال و سقوط کشانید؟ در این تحقیق برای گرد آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده و دسته بندی اطلاعات و انجام پژوهش به شیوه توصیفی صورت گرفته است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که میرزا آقاسی باوجود خطاهای بسیار، اقدامات مهمی در زمینه های تجهیز سیستم نظامی، توسعه کشاورزی و امورات فرهنگی انجام داد و دست به اصلاحات متعددی در جهت بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی مردم زد.
واکاوی دلالت های تاریخی خطبه ام الخیر در دفاع از ولایت امیرمؤمنان(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال بیستم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۸۰)
119 - 138
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش آفرینی های بانوان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی صدر اسلام، یکی از ضرورت های پژوهش برای فهم زوایای پنهان رویدادهای این مقطع مهم تاریخی است. مقاله حاضر که ویژه بررسی یکی از بانوان باورمند علوی به نام ام الخیر بنت الحریش بن سراقه است با روش وصفی تحلیلی می کوشد، خطبه این بانو را در جنگ صفین از نظر روش و مضمون مورد توجه و تأمل قرار دهد. بر اساس یافته های این پژوهش، ام الخیر با بهره گیری از آیات قرآن به وصف معاویه و جبهه مقابل امیرالمؤمنین علی(ع) پرداخته است و ضمن نکوهش دنیامداری و غفلت، آنها را از مخالفت با فرامین الهی و پیروی از هوای نفس بر حذر داشته است. دیگر محورهای سخنان او به آیات دال بر ابتلا و آزمون الهی، صبرمداری، توحیدمداری، برجسته ساختن ابعاد هدایت الهی و سرانجام استناد به دلایل نقلی و عقلی برتری امیرمؤمنان حضرت علی(ع) اختصاص یافته است
بررسی بازتاب ملکوت اعمال در شاهنامه ی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال هجدهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۵
121 - 148
حوزههای تخصصی:
ملکوت اعمال یا پادافره ایزدی در عرفان اسلامی جایگاه خاصی دارد. بر اساس این مؤلفه، اعتقاد بر این است که هر کنش نیک یا بد در همین دنیا، ملکوتی دارد که تبعات خیر یا شر آن دامنگیر کنش گر می شود و علاوه بر بازخواست کنش گر در آن دنیا در پیشگاه خداوند، در همین دنیا نیز هر شخصی متناسب با نوع کارکردش، نتیجه خیر یا شر آن را می بیند؛ چنانکه در ادیان هند نیز از این قانون کنش و واکنش، به کارما یاد می شود. در این جستار نگارنده با واکاوی کل شاهنامه به این امر دست یافت که فردوسی حکیم نیز علاوه بر معارف حکمی پیش از اسلام، با آگاهی از آبشخور عرفان اسلامی، بر این دیدگاه است که سوای از بازخواست روز قیامت، هر شخصی در این دنیا نیز ثمره اعمال خود را درمی یابد و لذا ما را به کردار نیک رهنمون می شود تا تبعات شر گناه، دامنگیرمان نشود. از جمله مواردی که در شاهنامه، کنش گر به محض انجام کنش نیک یا بد، ثمره آن را در همین دنیا می بیند، می توان به موارد زیر اشاره کرد: دادگری،کین ورزی، آشتی جویی، ریختن خون بی گناه، مرزشکنی، خوارداشت پادشاه، شاه کشی، جفاپیشگی و منی کردن، بیدادگری، ، فرزندکشی، عهدشکنی، کشتن دربندان بی پناه، تسخیر غاصبانه قدرت و... .
پیامدهای اشغال ایران در جنگ جهانی دوم بر اقتصاد صنعتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هجوم نیروی انگلیس، شوروی و آمریکا در شهریور 1320 (اوت 1941م.) به ایران و استعفای رضاشاه، منجر به ورود این کشور به جنگ ناخواسته ای گردید که تبعات مختلفی در زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در پی داشت و این تبعات اثر عملی خود را به سرعت در وجوه مختلف جامعه نشان داد. در این تحقیق، تسلط دول خارجی بر صنایع کشور به عنوان نمونه ای از این تبعات مورد ارزیابی و پژوهش قرار گرفته است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با به کارگیری اسناد آرشیوی، در پی پاسخ به این پرسش است که پیامدهای حضور متفقین بر اقتصاد صنعتی ایران چه بود؟ بر اساس یافته های پژوهش، متفقین با انعقاد پیمان سه جانبه، زمینه دخالت مستقیم خود را در امور مربوط به صنایع ایران فراهم نمودند که این مداخله موجب تعطیلی برخی از کارخانجات، عدم فروش محصولات تولیدی و ظلم و اجحاف به طبقه کارگر صنعتی گردید و نهایتاً منجر به بروز بلواها و اعتصابات متعدد کارگری شد.
بررسی مناسبات اجتماعی فرهنگی مهاجران لهستانی با ایرانیان؛ نمونه پژوهی شهر اصفهان (1321تا1324ش/1942تا1945م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پی تهاجم آلمان و شوروی به لهستان، در جریان جنگ جهانی دوم، نیمی از خاک لهستان به اشغال اتحاد جماهیر شوروی در آمد و هزاران لهستانی به اردوگاه های کار در سیبری تبعید شدند؛ اما با ﺣﻤﻠﮥ غیر منتظرﮤ آلمان به شوروی، سرنوشت اسرای لهستانی تغییر کرد و در شورایی که میان دولت های متفق برگزار شد، دولت شوروی موافقت کرد تعدادی از اسرای لهستانی رواﻧﮥ ایران شوند. پناهندگان لهستانی بیش از سه سال در برخی از شهرهای ایران، ازجمله اصفهان، زندگی کردند. ورود غیر منتظرﮤ مهاجران به اصفهان، وضعیت معیشت و بهداشت ساکنان شهر را دشوار کرد؛ اما به تدریج، ارتباط دوسویه ای میان آنها بر قرار شد و مهاجران لهستانی موفق شدند بر پوشاک و پیرایش و تفریح مردم اصفهان تأثیر گذارند. آنها در معرفی و انتقال فرهنگ و هنر ایرانی به لهستان نیز نقش مهمی ایفا کردند. باتوجه به تعداد چشمگیر پناهندگان لهستانی در اصفهان و برقراری مناسبات اجتماعی فرهنگی مهاجران با مردم این شهر، پژوهش حاضر برآن است با رویکرد توصیفی تحلیلی و برپایﮥ منابع اسنادی، کتابخانه ای، مطبوعاتی و تاریخ شفاهی، این مناسبات را طی سال های 1321تا1324ش/1942تا1945م بررسی کند. با این رویکرد، پرسش هایی که مقاله حول آن تنظیم شده است عبارت اند از: تأثیر مهاجران لهستانی در گسترش روابط فرهنگی بین ایران و لهستان چه میزان بوده است؟ اسکان مهاجران لهستانی در اصفهان چه پیامدهای اجتماعی به دنبال داشته است؟
اجتماعی شدن زنان در عصر پهلوی؛ امکان یا امتناع(1304-1332ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از برنامه های حکومت پهلوی اول و طراحان اصلاحات عصر وی، تلاش برای ایجاد پاره ای از تغییرات اجتماعی براساس الگوی جوامع غربی بود. یکی از این اقدامات، تغییر سبک زندگی اجتماعی و فرهنگی زنان بود که از مظاهر مدرن سازی حکومت تلقی می شد. براین اساس، تلاش شد تا در نگرش جامعه نسبت به حضور زنان در سطوح مختلف اجتماع تغییر و تحولاتی ایجاد شود. بدین منظور، مسائلی در آموزش زنان مطرح شد و تلاش هایی در شکل اصلاحات حکومتی برای ورود زنان به عرصه های اجتماعی به کار بسته شد که غالباً بدون توجه به واقعیت های موجود جامعه ی ایرانی و براساس مدل جوامع مغرب زمین طراحی و به اجراء گذاشته شد. در این جستار، به روش توصیفی– تحلیلی، مسأله ی امکان یا امتناع اجتماعی شدن زنان در عصر پهلوی، براساس اصلاحات و اقدامات حکومتی درباره ی زنان بررسی شده است. یافته ی پژوهش نشان داده که نگرش جامعه به تحولات آموزشی و مسأله ی اجتماعی شدن زنان کمتر امکان وقوع یافته است و این اقدامات در حدّ انتظار نتوانست شرایط مساعد و امکاناتی برای حضور زنان در عرصه ی اجتماعی فراهم سازد و یا در نگرش جامعه نسبت به ورود زنان به این عرصه تغییرات جدی پدید آورد.
سلسله مراتب متصدیان مالیاتی در قرون میانه، با تأکید بر ماوراءالنهر و گستره ی شرقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
139-166
حوزههای تخصصی:
تداوم و تحول در نظام دیوانی ایران میانه در گستره شرقی آن از جمله موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی اقتصادی اداری ایران است. اما موضوع نظام مالیاتی به عنوان ایده مبنایی شکل یابی دیوان سالاری ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است به خصوص که در گستره سرزمین های شرقی خلافت، فقدان منابع مستقیم در مورد سازمان دیوانی دسترسی به جزئیات را دشوارتر می سازد. در این میان سلسله مراتب نظام مالیاتی که نقش محوری در حفظ و کارکرد این نظام داشته است، مورد توجه قرار نگرفته است و پرسش پژوهش ناظر بر آن است. در این پژوهش با بازیابی القاب دیوانی رایج برای متصدیان مالیاتی در قرون میانه ی متقدم، تلاش می شود تا با استخراج واژگان دیوانی از متون فارسی این دوران و بررسی داده ها با روش تحقیق تاریخی، نسبت و روابط مابین این القاب و مناصب با یکدیگر و تحولات آنها در این دوران مشخص شود. یافته های پژوهش نشان می دهد در پی تغییر ادبیات دیوانی به زبان فارسی در قرن سوم و چهارم قمری، به تدریج از قرن پنجم به بعد برای متصدی عالی رتبه ی مالیاتی به جای عامل، لقب مستوفی رواج یافت، در حالی که عامل در معنای عامِ کارگزار همچنان به کار می رفت. حوزه ی اختیارات متصدیان میان مرتبه با لقب عمید و بندار و ... نیز در این دوره متغیر بود و دچار کاهش و افزایش می شد. روشن شدن مناصب اصلی دیوانی، ضرورت وجود القاب و مشاغل دیگر را مشخص می سازد و این که این مناصب با توجه به نیازهای محلی در هر دوره متغیر بوده اند.
سیاست اسلامی سازی در پاکستان (مطالعه موردی: از 1958 تا 1988م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف بسیاری از رهبران استقلال پاکستان حتی در سال های مبارزه، با اسلام پیوند خورده بود. پس ازجدایی از هند ایجاد کشوری اسلامی یا کشوری برای زندگی مسلمانان مطلوب این مبارزات بود. ازسال 1958با کودتای ارتش تاسال 1988 سه تن (به ترتیب زمانی ایوب خان، ذوالفقارعلی بوتو و ضیاءالحق) به ریاست جمهوری پاکستان رسیدند که اولویت های اقدامات خود را در یوند با اسلام و کمک گرفتن از آن در جامعه مطرح ساختند. جایگاه اختصاص داده شده به اسلام درمدعای هر سه فرد مذکور و تفاوت عملکرد آنان درنوع طرح اسلام و سپس بهره برداری از آن، پرسشی است که این مقاله قصد پاسخگویی به آن را دارد و نیز روشن ساختن این امر که در بهره جویی از اسلام چه مدل هایی مطرح شد و چگونه در عمل پیاده شد. فرایند انجام پژوهش و یافته های آن به فرضیه سازی کمک خواهدکرد. یافته ها نشان می دهد، درابتدا گرایش به نوگرایی و ارائه تفسیرنو از اسلام و بازنگری درنقش و نفوذ نهادهایی دینی مطرح شد و درادامه به سوی بروز قویتر علایق نوگرایانه و سازگار نشان دادن اسلام با اندیشه های جامعه گرا و سوسیالیستی حرکت شد و سرانجام یک دهه طولانی اسلامی سازی درسایه حضور نظامیان تجربه شد.
مطالعه باستان شناختی سفال های قرون میانی اسلامی دست کند زیر زمینی تَهیق خُمین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال سوم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۸
141-158
حوزههای تخصصی:
پژوهش در مورد آثار سفالین دوران اسلامی ایران قدمتی بالغ بر صد سال دارد که در نتیجه آن تاکنون انبوهی از کتب و مقالات به چاپ رسیده اند؛ اما هم چنان یافته های جدیدی در کاوش ها و بررسی های باستان شناسی به دست می آیند که بخشی از ابهامات موجود را بر طرف کرده یا دانش ما را در مورد این آثار کامل تر می کند. در برنامه کاوش باستان شناسی دست کند زیر زمینی تهیق نمونه های متنوعی از سفالینه های بدون لعاب و لعاب دار به دست آمد که تاکنون هیچ پژوهشی در مورد آن ها صورت نگرفته است. بر همین اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر طبقه بندی، گاهنگاری نسبی یافته های سفالین به دست آمده در کاوش تهیق و تبیین برهمکنش های فرهنگی این یافته ها با دیگر مناطق است. دو پرسش اصلی این پژوهش نیز در ارتباط با دوره زمانی سفالینه های تهیق و نیز مرکز یا مراکز تولیدی این آثار است. روش گردآوری داده های این مقاله اسنادی-میدانی و روش پژوهش آن توصیفی-تحلیلی است. این آثار با توجه به مطالعات مقایسه ای صورت گرفته احتمالاً متعلق به قرون میانی اسلامی باشند. هم چنین براساس داده های موجود، احتمال داده می شود بیشتر این آثار وارداتی از مناطق نزدیک یا هم جواری در فلات مرکزی ایران هم چون: ذلف آباد فراهان، مشکویه زرندیه، آوه، ری و کاشان، باشند؛ اما هیچ نمونه وارداتی از مناطق دور تر مانند کردستان، زنجان و کرمان و کشور هایی چون چین و هند، در این آثار شناسایی نشد.
ارتباط میان فریدون با ایزد آب در تمدن ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مانند بسیاری از اساطیر ایرانی، فریدون نیز این قابلیت را دارد که در متون ودایی پیگیری شود؛ اما پس از جست وجو در این متون، تفاوت هایی میان نقش های فریدون در متون ودایی و میانه ایرانی دیده می شود. تاریخ ایران بسیار کهن تر از استقرار آریایی ها در این فلات است؛ پس این امکان وجود دارد که ریشه هایی از این اساطیر را به صورت موجود در متون میانه، در تمدن های پیش از آریایی ایران نیز پیگیری کرد که تمدن ایلامی یکی از این تمدن هاست. عناصر فرهنگی و تمدنی ایلام باستان را همواره می توان در ارتباط تنگاتنگ با تمدن میان رودان دانست؛ ازاین رو در تمدن ایلام، ایزدان میان رودانی فراوانی وجود داشته اند که البته با کارکرد خاص خود، در ایلام پذیرفته می شدند. ائا/انکی (ایزد آب میان رودانی) از آن جمله است؛ البته باتوجه به استل اونتش نپیرشَ چنین به نظر می آید که در ایلام نقش های او به طور کامل به ایزد نپیرشَ نسبت داده شده است؛ اما به هر حال با آنکه نپیرشَ صورتی ایلامی از ائاست، برای شناخت بهتر نقش های ایزد آب ایلامی ناچار باید به اسطوره ائای میان رودانی مراجعه کرد. با بررسی در اسطوره ائا نکاتی دیده می شود که به نظر می آید ممکن است فریدون را صورت آریایی این اسطوره میان رودانی و سپس ایلامی دانست. این مقاله برآن است به روش کتابخانه ای و برپایه اسناد موجود، چگونگی ارتباط میان اسطوره فریدون و ایزد آب را در تمدن ایلام، باتوجه به ﭘیﺸیﻨه میان رودانی آن، بررسی کند.
بررسی عوامل ناپایداری حضور نظامی روس ها در کرانه های جنوبی دریای خزر از اواخر صفویه تا اوایل قاجار (1077تا1211ق/1667تا1797م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جغرافیای دریای خزر و سواحل آن به علت موقعیت استراتژیک خود، از دیرباز در کانون توجه دشمنان این مرزوبوم و به خصوص همسایه شمالی، یعنی روسیه بوده است. از اواخر عصر صفویه، هم زمان با ظهور پتر کبیر در روسیه، تسلط کامل بر دریای خزر و سواحل آن به صورت جدی در برناﻣه نظامی روس ها قرار گرفت. از همین رو آنها برای نیل به اهداف خود، در مقاطع مختلف و به بهانه های گوناگون، به جزایر و سواحل متعلق به ایران هجوم می آوردند و تعرض می کردند؛ ولی باوجود تصاحب قسمت هایی از خاک ایران، هیچ گاه موفق نشدند برای مدت طولانی در کرانه های جنوبی دریای خزر دوام آورند و هر بار به ﺗﺨﻠیه این مناطق مجبور می شدند. نوشتار حاضر در نظر دارد با رویکردی توصیفی تحلیلی به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که در بازه زمانی مدنظر، چه عواملی به ناپایداری حضور نظامی روس ها در کرانه های جنوبی دریای خزر منجر شده است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی، در کنار برخورداری این منطقه از ویژگی های منحصربه فرد جغرافیایی و اقلیمی و اجتماعی موجب شد کرانه های جنوبی دریای خزر در مقابل مهاجمان به مانند دژی استوار عمل کند؛ تا آنجا که حتی مهاجمان در صورت دستیابی به آن، توانایی اقامت بلندمدت در آنجا را نداشته باشند.
بررسی تطبیقی مغازی یونس بن بُکَیر با زیاد بن عبدالله بَکّائی در تقریر سیره ابن اسحاق(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال بیستم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
47 - 72
حوزههای تخصصی:
یونس بن بُکَیر (د. 199ق) و زیاد بن عبدالله بَکّائی(د.183ق) از شاگردان ابن اسحاق(د. 150ق) بودند و مغازی او را نوشتند. با وجود همسانی بیشتر گزاره های این دو کتاب، مغازی بکائی بیشتر مورد توجه قرار گرفت و شرح های گوناگون آن بر ماندگاری این کتاب، تأثیری بسزا گذاشت. این مقاله در صدد تبیین چرایی عدم توجه به مغازی یونس با وجود هم شاگردی بودن او با بکائی و داشتن شاگردی برجسته چون احمد بن جبار عطاردی (د. 270- 272ق) است. برای پاسخ به این پرسش افزون بر مقایسه سند، متن و شیوه نگارش اثر هر دو نویسنده، شخصیت و جایگاه علمی آنان با یکدیگر مقایسه می شود. بر اساس یافته های این پژوهش، راز ماندگاری مغازی بکائی را باید در فضای سیاسی و مذهبی نیمه دوم سده دوم هجری و برتری شاگرد بکائی بر شاگرد یونس جست وجو کرد.
تاریخ و فرهنگ ایران در دو نگاه: "نگاه از درون" و"نگاه از بیرون"
حوزههای تخصصی:
ایران زمین و تاریخ و فرهنگ کهن آن همواره از مهم ترین، حساس ترین و اثرگذارترین تمدن های جهان به شمار آمده است. از این رو نگاه به ایران و شناخت مردم و حکومت هایش ("شناخت از بیرون") به مثابه "دیگری" از سویه های گوناگون مورد توجه بزرگ ترین و نیرومندترین تمدن ها بوده است. از سوی دیگر دیرینگی و گستردگی این فرهنگ حجم زیادی از "شناخت از درون" و بازنمایی هویتی را به دنبال داشته است، که دو الگوی ایران شناسی؛ نگاه خودی و نگاه دیگری را سامان داده است. برخی "نگاه خودی" را و گروهی دیگر "نگاه دیگری" را به دلایلی ناقص، گمراه یا مخدوش (بزرگ نما یا کوچک انگار) دانسته و با تکیه بر یک نگاه، بازنمایی یک سویه را کافی می دانند. این مقاله با دیدگاه فلسفی تفسیرگرایی- انتقادی و روش پژوهش بنیادی، کوشیده است با آشکارسازی این دو دسته، ویژگی ها، توانمندی ها، کاستی ها و روش شناسی هر یک را واکاوی کند و نشان دهد این دو دسته نه تنها رویاروی هم نیستند بلکه کامل کننده و سودمند برای دیگری نیز به شمار می روند. ایران شناسی کامل نیازمند سود جستن از هر دو گونه بازنمایی است و برای آن کاوش های دوگانه با دوره های کاوش پیشنهاد شده است.
قابل یا تطابق دیدگاه کلامی بر اندیشه تاریخی؟ بررسی موردی دیدگاه تقی الدین علی مقریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی کنش گری انسان در کنار قانون های فراگیر تاریخی از جمله موضوعاتی است که ذهن نظریه پردازان تاریخ را به خود مشغول داشته است. با توجه به مکتب های گوناگون کلامی و مذهب های مختلف فقهی در جهان اسلام، این موضوع شایسته بررسی است که مورخان مسلمان باورمند به سنت های الهی که اغلب به یکی از این مکتب ها و مذهب ها گرایش و یا انتساب داشته دیدگاه خود در باره مسأله جبر و اختیار را چگونه با تحلیل و تبیین رویدادهای تاریخی پیوند زده و کارگردانی خداوند در تاریخ را چگونه با بازیگری انسان همراه ساخته اند. این نوشتار می کوشد دیدگاه ابوالعباس تقی الدین مقریزی (845 ق.) مورخ پرآوازه شافعی مذهب و اشعری مسلکِ عصر ممالیک را در این زمینه با روشی وصفی تحلیلی و از طریق استخراج داده های مرتبط در آثار او و سنجش آنها با رویکرد کلامی وی مورد بررسی قرار دهد. یافته های این پژوهش ، حکایتگر آن است که مقریزی ، علیرغم تمایلات جبرگرایانه و اعتقاد به نظریه کسب اشعری در تاریخنگاری خود به متون دینی متمایل به اختیار و آزادی انسان و نقش فعال او در رویدادهای تاریخی استناد نموده است. کلیدواژه ها: مقریزی، تاریخنگاری اسلامی، سنت های الهی، قانون های فراگیر تاریخی، جبر تاریخی
آسیب شناسیِ مطالعات مزدک شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش و تحقیق در موضوع نحله ها، فرقه ها و جنبش های دینی یا اجتماعی که با مسائل اعتقادی ارتباط دارند، مشکلات خاص خود را دارد. معمولا پیروان هر فرقه یا نحله درصددند آموزه ها و تعالیم خود را بر حق جلوه دهند، اما توسط دشمنان و رقبای شان باطل و منحرف معرفی می شوند. آموزه های مزدکی از جمله این آیین هاست که در زمان پادشاهی قباد ساسانی مطرح شد. آیین مزدکی در آغاز چنان مورد استقبال قرار گرفت که حتی دیانت زرتشتی و حکومت ساسانی را به چالش کشاند. در پیِ سختگیری های خسروانوشیروان نسبت به مزدکیان، از این فرقه تا پایان دوره ساسانی خبری ذکر نشده است. از قرن دوم هجری بار دیگر مزدکیان در پیوند با برخی فرقه ها، شورش ها و قیام ها با عناوین: خرم دین، زندیق، باطنی، بدعت گر و غیره در تاریخ ایران مطرح شدند. تحقیق و مطالعه درباره آیین مزدک و پیروان آن، علاوه بر مشکلات پژوهشی متداول در موضوع فِرق، به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی خاص دوره ساسانی و سده های نخست اسلامی، مشکلات منحصر به فرد خود را دارد. هدف این نوشتار تحلیل و تبیین مشکلات و آسیب هایی است که درباره مطالعات مزدک شناسی وجود دارد. نوشته حاضر به روش تاریخی با توصیف و تحلیل داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام گرفته است.
شکل گیری سلسله اشکانیان ارمنستان (سلسله آرشاکونی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال هجدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
149-185
حوزههای تخصصی:
در دوران اشکانیان، ارمنستان به سبب گسترش و پیشروی روزافزون امپراتوری روم به شرق و جایگاهش در روابط ایران و روم، بیش از پیش برای پادشاهی اشکانی اهمیت یافت. هدف عمده این مقاله بررسی چگونگی شکل گیری سلسله اشکانیان ارمنستان از طریق تحلیل روابط سیاسی ایران و روم و شناساندن عوامل و زمینه های آن برای فهم بیشتر از تاریخ اشکانیان، به کمک منابع اولیه و تحقیقات جدید، است. یافته های این جستار حکایت ازآن دارد که امپراتوری روم در برابر پایداری اشکانیان برای سلطه بر این سرزمین، می کوشید با گماردن نامزدهای هوادار خود سیطره سیاسی روم را بر این سرزمین پابرجا کند. این سیاست روم، اشراف و ناخارارهای ارمنی را، که از دخالت های روم و تحمیل شاهزادگان دست نشانده آنان به تنگ آمده بودند، واداشت تا در پیِ هواداری از هم-پیمانان دیرینه خود در ایران برآیند. زمینه سیاسی و اجتماعی که، در نیمه نخست قرن یکم میلادی در جهت منافع ایران، بدین سان در ارمنستان پدید آمد، بلاش یکم اشکانی را بر آن داشت تا با گفتگوی سیاسی با روم و مداخله نظامی در این سرزمین، برادرش تیرداد را بر پادشاهی این سرزمین بگمارد. ارمنستانِ اشکانی که از جهات دیگر هم برای اشکانیانِ ایران اهمیت داشت، از این پس تا روی کا آمدن ساسانیان، نقش سپر دفاعی در برابر لشکرکشی های رومیان از غرب و یورش های چادرنشینان از شمال را برعهده گرفت.
اوضاع سیاسی کرمانشاه مقارن جنبش مشروطیت در ایران (1324-1327ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنبش مشروطیت، به رغم آنکه خاستگاهش در تهران بود، اما دامنه آن به دیگر شهرها، از جمله کرمانشاه، نیز کشیده شد. جنبش مشروطه خواهی و پی آمدهای آن، در اوضاع داخلی کرمانشاه بسیار تأثیر گذاشت و مردم این شهر با جنبش مشروطه خواهی همگرا شدند و این همگرایی به شکل ستیزه جویی بین مردم با حکام شهر، که از مستبدین بودند، بروز یافت. آشوب ها و اغتشاشات حاصل از این ستیزه ها در سطح شهر، عامل ضرر و زیان مردم گشت؛ اما موجب رویگردانی آنان از مشروطه خواهان نشد و با تشدید افکار و رفتار مشروطه خواهی، همچنان از رؤسا و رهبران مشروطه خواه کرمانشاه پیروی می کردند. با این وجود، در دوره استبداد صغیر، کرمانشاه درگیر آشوب ها و اغتشاش های بسیاری شد که ایلات به آن دامن می زدند و اوضاع داخلی شهر را در تنگنای امنیتی و اقتصادی قرار می دادند. این پژوهش به روش کتابخانه ای با بهره گیری از آگاهی های تاریخی و سندپژوهی، اوضاع سیاسی شهر کرمانشاه را در سال های 1324 تا 1327ق، مقارن رخداد مشروطیت در ایران، بررسی و علل آشوب ها و درگیری های داخلی آن را تحلیل و تبیین می کند. یافته پژوهش نشان می دهد که به سبب همراهی مردم کرمانشاه با جنبش مشروطه خواهی، پیامدهای حاصل از آن به کشمکش درونی نیروهای متنفذ و فعال شدن رؤسای ایلات و آشفتگی اوضاع سیاسی شهر انجامید و آشوب های شهر ناشی از خصومت های شخصی رجال و درگیری های میان ایلات بود که ساختار شهری کرمانشاه را تشکیل می داد.
زمینه و پیامدهای اجتماعی اقتصادی حضور سالارالدوله در همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با صدور فرمان مشروطیت و بر تخت نشستن محمدعلی شاه قاجار، اوضاع سیاسی ایران وارد مرحله جدیدی از حوادث و آشوب ها شد. از مهم ترین حوادث این دوره ظهور و حضور ابوالفتح میرزا سالارالدوله، پسر سوم مظفرالدین شاه، در صحنه سیاسی منطقه غرب کشور است. همدان از جمله مناطقی بود که در این واقعه صدمات فراوان دید. این شهر که بر سر راه های مواصلاتی، بازرگانی و تجارتی غرب ایران قرار داشت پیامدهای این حضور ویرانگر را با خرابی، قتل و غارت، قحطی و ناامنی تجربه کرد. علت حضور سالارالدوله در همدان چه بوده و چه تأثیری بر وضعیت معیشت مردم داشته است؟ چرایی و چگونگی حضور سالارالدوله در همدان و پیامدهای اجتماعی اقتصادی مترتب بر آن در سال های 1325و 1329 تا 1331ق موضوع اصلی تحقیق پیش رو است که با روشی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از اسناد و منابع موجود کتابخانه ای سعی شده تا ابعاد این حوادث مورد بررسی جدیدی قرار گیرد. با توجه به مسئله اصلی این تحقیق، نتایج به دست آمده گویای این واقعیت است و فرضیه اصلی هم مبین آن است که هرچند همدان پایگاه اصلی حملات سالارالدوله نبوده اما غارت چند باره و استقرار طولانی، قتل و غارت توسط عشایر کرد و لر و کلهر و بختیاری و ناامنی ناشی از حملات راهزنان، رونق اقتصادی منطقه شهری و روستایی را از بین برده و فقدان امنیت اجتماعی خسارات جبران ناپذیریرا در منطقه همدان بر جای گذارده است.
یادمانی ناشناخته در زاوغان: مسجد جمعه یا عمارت؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال سوم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۸
127-140
حوزههای تخصصی:
واقعیت این است که تعدادی از یادمان های باستانی مشهود ایران، ناشناخته مانده است و علّت آن نیز نامنظم بودن فعالیت های باستان شناسی در ایران است که باعث شده تا از یک طرف بسیاری از مناطق به دلیل فقدان پژوهش های هدف مند و علمی باستان شناختی همچنان ناشناخته باقی بمانند و ازطرفی در مناطقی که پژوهش ها تمرکز داشته، تأکید بر دوره ای خاص صورت گیرد. برخی از این یادمان ها که در دهه های اخیر کشف شده، کاربری نامشخص داشته اند. یکی از این آثار، بنایی است منسوب به مسجد جامع زاوغان که در کوچه باغ های ورودی شهر سمنان واقع شده است. پژوهش حاضر توصیفی است از بقایای اندکی از این بنا؛ سازه ای که تنها یک سردر مرتفع و چند حجره از آن باقی مانده و اهالی به آن «مسجد جامع» می گویند و تا کنون کتیبه ای و یا آثار تکمیلی از آن یافت نشده است تا مسجد بودن آن را اثبات کند؛ حتی در ورودی یا احتمالاً ایوان صحنِ آن نیز کمی اختلاف درجه با قبله وجود دارد که باعث شده نگارندگان با دیده تردید به وجود کاربری مسجد بنگرند. هدف اصلی این پژوهش نیز معرفی این بنای نسبتاً نویافته است ازطریق مطالعات میدانی که شامل کاوش های پی گردی، بررسی سطح الأرضی، مشاهدات مستقیم و مستندنگاری. مهم ترین نتایج این پژوهش نشان می دهند که این عمارت دروازه ای در جاده خراسان بزرگ بوده که رو به سوی شهرری داشته و در دوره تیموری و صفویه دایر بوده است. در حین بحث درمورد این عمارت، راهکار هایی برای نگهداری و مرمت بنا نیز ارائه می شود. با این حال این ابتدای کار پژوهش و کاوش در این محل و بنا بوده و امیدواریم که تداوم یابد.