فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۴۱ تا ۴٬۲۶۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
موقعیت جغرافیایی و تأثیر آن بر اقتصاد در شناخت تاریخ شهر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هجوم مغولان به ایران تحولات مهمی در عرصه انحطاط و رشد شهر به وجود آورد. در این میان شهر تبریز با توجه به موقعیت جغرافیایی و اهمیت اقتصادی آن در عصر ایلخانان، از اهمیتی ممتازی بهره مند می شود. این پژوهش با هدف بررسی علل تأثیرگذاری موقعیت جغرافیایی در رشد و رونق تبریز، با تأکید بر برآیند اقتصادی آن، در دوره ایلخانی صورت گرفته است. روش این پژوهش تبیین و تفسیر وقایع با تکیه بر تأثیر موقعیت جغرافیایی بر ساختار اقتصادی تبریز آن عصر است. حاصل آن که تبریز از دیرباز به لحاظ موقعیت و شرایط جغرافیایی مناسب، از رشد و رونق نسبی شهری برخوردار بوده، اما بعد از سقوط بغداد در 656 ق مورد اقبال بیشتری قرار گرفت که در نهایت نیز با پایتخت شدن آن در دوره ایلخانی به یکی از مهم ترین شهرهای ایران و مرکز تجاری تبدیل گشت. بالاتر از همه، بغداد به سرعت از یک مرکز خلافت به یک شهر کوچک ایالتی تنزل پیدا کرد.
نگاهی به منصب امیرنظام در دوره ی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
القاب و عناوین یکی از مهم ترین شاخص های شناخت ساختار دیوانسالاری است. القاب و عناوین سیاسی، نظامی، اداری و مالی و درک و فهم آنها در تأثیرگذاری و تأثیرپذیری تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، جریانی دوسویه است که باید در بازکاوی تاریخ اجتماعی و اداری ایران به آن توجه داشت. دستگاه دیوانسالاری قاجار، یک دستگاه عریض و طویل بود که القاب و عناوین این دستگاه، وجه تسمیه و کارکردهای ویژه ای داشتند. یکی از عناوین و القاب خاص عصر قاجار، منصب «امیرنظام» بود. این عنوان از عناوین نظامی جدید در ساختار ارتش تازه پاگرفته صدر قاجار بود که با فراز و فرود و تغییراتی در عصر قاجار مواجه شد. ضرورت های خاص جامعه آن روز، به تغییر کارکرد امیرنظام از یک منصب نظامی به منصبی اداری منجر شد. تحولات دوره میانه قاجار نیز امیرنظام را از مقامی بلندپایه به یک لقب تشریفاتیِ صرف کاهش داد. در این مقاله به بررسی چرایی و ضرورت های ایجاد این منصب با نگاهی به شخصیت های دارنده این منصب، وظایف و کارکردهای آن پرداخته شده است.
بررسی اسنادی وضعیت اموال دولتی (بیوتات سلطنتی) در دوره احمدشاه قاجار (مطالعه موردی: کاخ گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عنوان اموال دولتی اصطلاح تازه ای بود که پس از پایان استبداد صغیر و به منظور نظارت دقیق به تمامی اموال دولت ایران اعم از دستگاه سلطنت و دولت آن اطلاق شد. به عبارت دیگر، این اصطلاح برخلاف گذشته، اموال اختصاصی پادشاه را نیز در بر می گرفت. پیش از این، اصطلاح متداول برای این اموال واژه بیوتات سلطنتی بود. پس از این تغییرات، در مکاتبات رسمی از عنوان اموال دولتی استفاده می شد؛ اما عنوان ریشه دار بیوتات سلطنتی همچنان متداول بود. بیوتات مجموعه ای از واحدهای خدماتی دربار و مسئول رسیدگی به امور شخصی شاه بود که از دوره های پیش از سلسله قاجاریه نیز در دربارِ حکومت ها فعالیت می کردند و هر بخش از بیوتات متناسب با وظایف خود، اموالی در اختیار داشتند. دربار و بیوتات دوره قاجاریه که مسئول نگهداری اموال ارزشمند دربار بود، در کاخ گلستان قرار داشت و تشکیلات گذشته با تغییراتی نوین متناسب با نیازهای دوره قاجار شکل گرفتند. انتظام شکل گرفته در بیوتات از دوره مظفری به بعد نابسامان شد. در دوره احمدشاه نیز وضعیت اموال دولتی و نفیس کاخ گلستان و بیوتات نامناسب بود و صاحب جمعان مسئولیت خود را به درستی انجام نمی دادند و گاه خود جزو سارقین اموال دولتی بودند. پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از اسناد تاریخی، وضعیت این اموال را در دوره احمدشاه بررسی کند و مشخص نماید اقدامات صورت گرفته توسط اهرم های نظارتی برای حفظ این اموال تا چه میزان موفقیت آمیز بوده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر، کتابخانه ای و تطبیق و تحلیل منابع، به ویژه منابع اسنادی بوده است. در این تحقیق تاریخی، پس از جمع آوری اطلاعات لازم، به سازمان دهی اطلاعات و تجزیه وتحلیل آنها پرداخته شده است.
بررسی سرنوشت و جایگاه اسرا و برده های ایرانی دوران فتوح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش وضعیت اسرا و برده های ایرانی دوران فتوح با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی-استنتاجی بررسی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که در جریان فتوح، بخش بزرگی از اسرا قتل عام می شدند. مردان قربانیان اصلی به شمار می آمدند. بااین وجود، برخی از آنان همراه با زنان و بچه ها که بخش اعظم اسرا را تشکیل می دادند، به عنوان برده به سرزمین های عربی اعزام شدند. برده های از حقوق ناچیزی برخوردار بودند و به مشاغل سطح پایین می پرداختند، اما تعدادی از آنان موفق شدند با یادگیری علوم دینی و ادبی و یا تبحر در مسائل دیوانی به جایگاه بهتری دست یابند و در مواردی از بردگی آزاد شوند. البته بردگان زن سهمی از این ترقی نداشتند. بیشتر آنان به عنوان کنیز خرید و فروش می شدند یا با اعراب و برده ها ازدواج می کردند. با بررسی تبار روایان حدیث که در طبقات ابن سعد ذکر شده اند مشخص می شود که سهم برده ها در بافت جمعیتی حجاز بسیار قابل توجه بود.
دین ایران در دوره اشکانیان
منبع:
پارسه پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۱
93-108
حوزههای تخصصی:
سلسله اشکانیان که پس از حمله اسکندر و سلوکیان در ایران به قدرت رسیدند گروهی از سکاهای شرقی بوده که پیش از ورود به ایران دارای دینی ابتدایی شامل پرستش عناصر طبیعی، خورشید، ماه، ستارگان و هم چنین ستایش نیاکان می شد. آنها با آمدن به ایران وارد فضای جدیدی شدند که اقوام مختلفی با اعتقادات مجزا در آن زندگی می کردند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی بر آن است تا با استفاده از اطلاعات موجود به این پرسش پاسخ دهد که دین اشکانیان پس از ورود به ایران چه تغییراتی کرد و اشکانیان چه سیاستی در قبال دیگر ادیان در پیش گرفتند؟ آنها پس از اینکه وارد ایران شدند و در جوار دیگر ایرانیان قرار گرفتند با معتقدات زرتشتی و ادیان غیرایرانی موجود در ایران نیز آشنا شدند. اسناد و منابع موجود بیانگر آن است که آنها معروفترین ایزدان زرتشتی مانند اهورامزدا، آناهیتا، آتش و ایزد مهر را ستایش می کردند. بنابراین یکی از ادیان رایج در عهد اشکانیان دین زرتشتی بوده است. همچنین در این دوره شاهد ترکیب ادیان و مذاهب مختلف در قلمرو اشکانیان هستیم. با توجه به سیاست تساهل مذهبی، نبود دین رسمی در شاهنشاهی اشکانی و حضور اقوام و ادیان مختلف در قلمرو اشکانیان، در این دوره ادیانی همانند یهود، مسیحیت، بودایی و مندایی نیز در ایران مجال گسترش پیدا کرده و صاحب پیروانی شدند.
تاثیر طبقه و سرمایۀ موروثی بر تداوم کسب و کار خانوادگی: مطالعۀ موردی کسب و کار خانوادۀ خجسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تداوم و پیوستگی کسب و کارهای خانوادگی از جمله شاخصه های مهم ساختار اقتصادی یک جامعه به شمار می رود. عوامل و دلایل زیادی بر تداوم این نوع از کسب و کار اثرگذار است که یکی از مهم ترین آن ها، سرمایۀ موروثی خانوادگی کنشگران کسب و کار است. سرمایۀ موروثی ارتباط تنگاتنگی با طبقۀ خانوادگی افراد دارد که سبب می گردد گردانندگان این نوع از کسب و کار، با تکیه بر پشتوانۀ مادی (سرمایۀ مالی و املاک) و معنوی (نام و اعتبار خانواده) خانوادگی خود، تداوم فعالیت اقتصادی خود را تا حد زیادی تضمین کنند. کسب و کار خانوادگی خجسته که در زمینۀ صنعت نساجی و بافت ترمه در شهر یزد فعالیت دارد توانسته امروز تا نسل چهارم تداوم داشته باشد. کسب و کاری که در سال 1263 ش. در یزد توسط حسین عباس بنا نهاده شد و توسط فرزندش خلیل ادامه پیدا کرد. راه او توسط دو پسرش؛ محمدرضا و محمدصادق دنبال شد. امروز این کسب و کار توسط زینب خجسته وارد نسل چهارم خود شده است. مسالۀ اصلی در این مقاله این است که چرا و چگونه این کسب و کار تداوم یافته و طبقه و سرمایۀ موروثی در این تداوم چه نقشی ایفا کرده است؟. این پژوهش در صدد است تا بر اساس مطالعه ای میدانی و با بهره گیری از منابع نوشتاری و رویکرد تاریخ شفاهی، ضمن بررسی مدل های گوناگون مدیریتی در خانوادۀ کارآفرین، دیرپایی کسب و کار خانوادۀ خجسته را از منظر تاریخی و نظری تحلیل نماید. نتایج تحقیق نشان می دهد عامل سرمایۀ موروثی؛ چه در قالب مالی و عینی و چه در شکل انتزاعی؛ مثل نام و اعتبار خانوادگی، پشتوانۀ محکمی برای این کسب و کار بوده و توانسته تا اندازۀ زیادی، تداوم این بنگاه را تضمین کند.
بررسی انتقادی نظریۀ "سازگاری ایرانی" و پیشنهاد نظریۀ دوسویۀ فرهنگی "سازگاری- سازش کاری ایرانی"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهۀ 40 خورشیدی کتابی با نام روح ملت ها، پیرامون ویژگی های ملی شش ملت جهان، در ایران ترجمه شد، سپس با فصلی دربارۀ ایران؛ با نام «سازگاری ایرانی»، از مهدی بازرگان، بازچاپ شد که در آن، ویژگی دیرپا و بارز ایرانیان «سازگاری»- که بیشتر زاییدۀ دشواری زندگی کشاورزی در زیست بوم ایران است- بیان شده است. این نظریه برخی ویژگی های نکوهیدۀ اخلاقی و فرهنگی ایرانیان مانند ستم گری و ستم پذیری را برآمدۀ «سازگاری ایرانی» قلمداد کرده و ریشۀ پایداری حکومتهای خودکامه را نیز در فرهنگ مردم جستجو نموده است. این دیدگاه دست مایۀ بسیاری از روشنفکران ایرانی برای نقد فرهنگ ایرانی و سررشتۀ جریانی انتقادی به شمار می رود. این مقاله کوشیده است نشان دهد، نقد و تبیین درست این نظریه می تواند در اصلاح برداشت های نادرست از فرهنگ ایرانی راه گشا باشد. در ادامه پس از شرح و بیان این نظریه، و اعتبارسنجی مستندات و دلایل آن، روش پژوهش و یافته های آن، واکاوی، بازبینی و نقد شده و برخی از پایه ها و یافتههای آن به چالش کشیده شده است. در پایان نیز با نقد، تبیین و تصحیح نظریه «سازگاری ایرانی»، نظریه دوسویۀ « سازگاری- سازش کاری ایرانی»(سودمند- زیانبار) ارائه و پیشنهاد شده است. این نظریه می تواند الگوی کارآمدتری برای تحلیل رفتارها و تصمیم های مهم تاریخی ایرانیان باشد.
تحلیل گفتمانی عوامل مؤثر بر شکل گیری فرقه نگاری در میان مسلمانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات تاریخی و اندیشه ای که در بستر آن ها فرقه های مختلف اسلامی ایجاد شده اند، نقش بسیار مهمی در بازنمایی چگونگی شکل گیری فرقه های مختلف کلامی دارند. از این رو واکاوی و تحلیل آن ها دستاوردهای قابل توجهی به دنبال خواهد داشت و از اهمیت بسزایی در تاریخ اندیشه های کلامی برخوردار است. یکی از این دستاوردها، فهم پیشینه فرقه نگاری در میان مذاهب اسلامی است. پژوهش پیش رو درصدد است با توجه به این اهمیت با استفاده از رویکرد تحلیل گفتمان لاکلاو و موف صورت بندی و کشاکش های به وقوع پیوسته در جامعه اسلامی و زمینه های تشکیل و تطور آن را بررسی کند. در واقع مسأله اصلی این پژوهش شناسایی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر شکل گیری فرقه نگاری در ساحت زمانی مدنظر پژوهش با تکیه بر تحلیل گفتمان لاکلاو و موف است. یافته های پژوهش نشان دهنده این است که زنجیره ای از تحولات سیاسی – اجتماعی و مذهبی بر روند شکل گیری این سبک نگارش تأثیر گذاشته است.
ایلخانان وضرورت های بازسازی بغداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تهاجم ویرانگر مغول ها به بغداد از سوی هلاکو به دستور خان بزرگ منگو قاآن در سال 656 ه ق موجب کشت و کشتار و ویرانی و تخریب بغداد شد. این پژوهش همِّ اصلی خود را بر اهتمام ایلخانان در بازسازی و رونق تجاری در شهر بغداد در فاصله زمانی 656 ه ق تا 750 ه ق می نهد و به تحلیل علل و انگیزه های ایلخانان در بازسازی بغداد و تأثیر ساخت سیاسی و نگرش طبقه حاکمه اعم از ایلخانان و وزرا بر ساختار اجتماعی و اقتصادی این شهر می پردازد. بر پایه یافته های این پژوهش به رغم اهتمام ایلخانان بر عمران و آبادانی و رونق تجاری و اقتصادی بغداد، بنابر علل و عوامل متعدّد شکوفایی و پیشرفت در آن چندان رضایت بخش نبوده است.
نظری پیرامون واژه پهلوی «ائجثفل» در ارداویرافنامه؛ ویراپ: سوزاننده هیزم تر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال هجدهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۵
295 - 316
حوزههای تخصصی:
با توجه به نشانه هایی که در متن کتاب ارداویرافنامه آمده و نیز اشاره هایی که به ارتباط بین آیین شمنی و خلسه ارداویراف شده است، می توان به ویراف( دست پیدا کرد. از سویی، ( » « نتایج تازه ای پیرامون نام قابلیت چندگونه خوانی برخی واژه های پهلوی و بازنگری و بازخوانی هیزم های « که پیامد » دریاچه آب کبود « آن ها، و از سوی دیگر، اشاره به انداخته، ترکیب های نیلاپ ]نیره » آتش « ی است که موبد به » تر )چوب(+ آب[؛ نیلاپ ] نیره)آتش( +آب[ و نیز نیلاپ ]نیلی/کبود+آب[ را نمایاند و پایه های این پژوهش را پی افکند. در این میان، وجود دو نام برای موبدی که از خلسه بازگشته و اشاره » وِه شاپور « و » ارداویراف « پژوهشگرانی چون فیلیپ ژینیو و میرچا الیاده به وجود ارتباط بین خلسه ارداویراف و آیین خلسه شمنی، پژوهشی را در این زمینه موجب شد که نشان داد در این آیین، کسانی که به جهان مردگان وارد می شوند، جدای اند و این مسئله می تواند زاویه » نام جاویدان « از نام زمینی، دارای نام دوم یا دیدی تازه در دو نام داشتنِ موبد به ما بدهد. هدف از انجام این پژوهش، چیستی و چرایی ساخته شدن » « تلاش در شناخت واژه پهلوی و به کار رفتن آن و برداشتن گامی دیگر در راه شناخت واژگان کهن است.
کشف یک حقیقت مهم تاریخی: حضور «تنسر» در نقش برجسته های اردشیر بابکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون تعداد 35 نقش برجسته از دوره ساسانی شناسایی شده است که از این تعداد، یک نقش برجسته در خارج از مرزهای سیاسی ایران و در محلی موسوم به رگ بی بی در خاک افغانستان واقع شده و 34 نقش برجسته دیگر در درون مرزهای سیاسی ایرانِ امروز و در مناطق مختلفی چون: شهرری، تاق بستان، سلماس، بَرمِ دِلک، گویوم، تنگ چوگان بیشاپور، نقش رستم، نقش رجب، سراب بهرام، تنگاب فیروزآباد، دارابگرد، تنگ قندیل و سرمشهد کشف شده است. هرچند یکایک این نقش برجسته ها بارها و بارها ازسوی باستان شناسان و متخصصان داخلی و خارجی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند، اما غالب مطالعات انجام شده، معطوف به تعیین هویت شخصیت اصلی نقش برجسته ها، یعنی شاهنشاه ساسانی بوده و تلاش چندان جدی و نافذ در تعیین هویت دیگر شخصیت های حاضر در نقش برجسته های ساسانی انجام نگرفته است و در مواردی هم که اظهارنظر شده، این تعیین هویت ها عموماً بدون پشتوانه علمی و بدون آن که بر بنیان متون تاریخی و منابع مکتوب، شواهد چهره شناسی و مطالعات نشانه شناسی استوار باشند، صرفاً براساس حدس و گمان های شخصی و بافتار ذهنی پژوهشگران مطرح شده است. مهم ترین پرسشی که مقاله حاضر درصدد پاسخ گفتن به آن است این است که «شخصیت موردنظر در نقش برجسته اردشیر بابکان کیست؟». فرضیه متناظر با این پرسش نیز چنین است: «شخصیت موردنظر در نقش برجسته اردشیر بابکان با استناد به قرائن تاریخی، شواهد چهره شناسی و نشانه شناسی، تَنسَر (توسر، دوسر) است». در این پژوهش که براساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و براساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی است، سعی شد تا به مددِ قرائن تاریخی، شواهد چهره شناسی و مطالعات نشانه شناسی، هویت واقعی یکی از شخصیت های حاضر در نقش برجسته های اردشیر بابکان -که به غلط «خدمتکار بادبزن، خواجه مگس پران و یا نماینده یکی از خاندان های اشرافی» معرفی شده است - روشن شود. نتایج مطالعات مؤید آن است که شخصیت موردنظر در نقش برجسته های اردشیر بابکان، شخصیت بلندپایه روحانی و مذهبی، کسی نیست جز «تنسر» (توسر)؛ روحانی نامدار و بانفوذی که در اشاعه آیین مزدیسنا و تنظیم متون اوستا بسیار کوشید و بشارت آمدن اردشیر بابکان را پیش از آغاز فعالیت های فراگیر او، به مردم داد و هم در رسیدن به قدرت و هم در تثبیت آن، اردشیر را همراهی نمود.
شرحی بر اشیاء تاریخی به دست آمده از حفاری های غیرمجاز و کشفیات اتفاقی دو سده اخیر (از دوره قاجار تا پهلوی دوم) در مازندران، بر پایه اسناد مکتوب و روایت های عامیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال سوم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۰
165-182
حوزههای تخصصی:
کرانه های جنوبی دریای مازندران به لحاظ برخورداری از محیطی مناسب، همواره درطول سده ها و هزاره ها موردتوجه انسان ها و استقرارهای انسانی بوده است. تاکنون در نتیجه کاوش های باستان شناسی و نیز حفاری های غیرمجاز، بخشی از آثار مادی مرتبط با استقرارهای باستانی در این ناحیه یافت شده است. جزئیات و چگونگی کشف بسیاری از آثار تاریخی به دست آمده از کاوش های غیرمجاز یا کشفیات اتفاقی هنوز به روشنی مشخص نیست. این اشیاء که عموماً به صورت مجموعه ای پدیدار شده اند، غالباً شناسنامه نامشخص و سرنوشت نامعلومی دارند. این درحالی است که برخی از اشیاء مازندران که درطول دهه ها و سده های اخیر به دست آمده، منحصربه فرد بوده و نظیر آن ها تاکنون در جای دیگری یافت نشده است. برخی از پرسش هایی که این پژوهش درصدد دستیابی به پاسخی برای آن هاست بدین شرح است: 1. اهمیت آثار تاریخی مازندران که از کشفیات اتفاقی یا حفریات غیرمجاز دو سده اخیر کشف شده، ازلحاظ کمی و کیفی چگونه است؟ 2..منابع بررسی آثار تاریخی حاصل از کشفیات اتفاقی مازندران کدام اند؟ در این پژوهش با بهره گیری از منابع تاریخی مربوط به مازندران از قبیل کتاب های تاریخی، روزنامه ها، جراید، سفرنامه ها و روایات عامیانه به بررسی آن دسته از آثار تاریخی این منطقه خواهیم پرداخت که از کاوش های باستان شناسی به دست نیامده اند، بلکه در نتیجه کشفیات اتفاقی یا حفریات غیرمجاز دو سده اخیر کشف شده و در حال حاضر شماری از آن ها در موزه های مختلف ایران و جهان قرار دارند. نتیجه این بررسی نشان می دهد که چگونگی کشف و اهمیت و جایگاه هنری و تاریخی شماری از این آثار نیازمند توجه و تأمل بیشتری است.
مولفه ها و ویژگی های ساختار شهری مدینه در عصر پیامبر(ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود پیامبر(ص) و مهاجران به یثرب و با ساخت مسجد جامعی که محوریتی توامان دینی و سیاسی داشت و برپایی خانه هایی ساده برای خود و مهاجران در کنار آن، که ساکنانش را با این مرکز مذهبی مانوس سازد، آن حضرت کوشیدند تا آموزه های دینی را در طراحی فضای شهری و معماری بناها و نیز مناسبات اجتماعی بکار برند. در سایه انعقاد عهدنامه مدنی، ساکنان شهر بویژه یهودیان را در بعد حقوق شهروندی و در سایه پیمان مواخاه، مسلمانان را در بعد ایمانی با یکدیگرمتحد ساخت و با وقف اماکن مفرحی مثل حش یا بوستان، چاهها و آبها و مراتعی برای اسبان، بهره گیری از امکانات عمومی را برای همه شهروندان فراهم ساخت. بنابراین، یثرب با مولفه هایی که در ساختار شهری آن ایجاد شد و سبک ساده معماری ان همراه با پرهیز از هرگونه تجمل و تفاخر طبقاتی، به یک شهر اسلامی با مبانی توحیدی و آرمانی تبدیل شد و البته توجه همزمان به اختصاص امکانات و رفاه عمومی شهروندان، حکایت از پیوند بین جنبه های دنیوی و معنوی آن شهر داشت.
روح زنان در زندگی پس از مرگ بنا بر دین زرتشتی
حوزههای تخصصی:
دیدگاه اوستا درباره زندگی پس از مرگ در سال های پایانیِ سده گذشته (میلادی) توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. به ویژه جان کلنز در زمینه شماری از جنبه هایی که می توانند دست کم به گونه ای استعاری در چهارچوب جاذبه های جنسیتی، شهوانی و ازدواج مقدس «hierogamic» شمرده شود سهم بسزایی دارد. بر پایه توصیفی که در فرگرد دوم هادخت نسک (HāδŌxt Nask) آمده است هنگامی که فردی می میرد روان از تنش جدا می شود و به مدت سه شب بر سرِ بالین او می ماند. در پایان سومین شب روان مردِ اَشَوَن بویِ بسیار دلنشینی را که بادی از سوی نیمروز (جنوب) آورده است حس می کند و آنگاه می تواند دئنای خود (جلوه روانِ خویش) را همچون دوشیزه ای 15ساله و بسیار زیبا ببیند، در این هنگام روانِ مرد اَشَوَن از دئنا می پرسد که ای دختر تو کیستی ؟ چرا که او در زندگی اش هرگز دختری بدین زیبایی ندیده است. سپس دئنا بیان می کند که او باز نمودِ کُنشِ نیک اوست که در زندگی انجام داده است، یعنی پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک و همه کارهای نیکی را که شخص درگذشته (در زندگانی) انجام داده است در این دختر زیبا متجلی شده است.
رابطه دانش اقتصاد با دانش تاریخ در برنامه آموزشی دوره کارشناسی رشته تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکست تخصص گرائی افراطی و ظهور خلاءهای بزرگ در مرز دانش های همجوار، مطالعات بین رشته ای را گریزناپذیر ساخته است. تاریخ در زمره آن دسته از رشته های دانشگاهی است که از ظرفیت های بالای میان رشته ای با سایر رشته های علوم انسانی برخوردار است. از همین رو، می توان پیوند عمیقی میان رشته تاریخ با علم اقتصاد از نظر موضوعی، معرفتی و روشی برقرار کرد. تا چند دهه پس از تأسیس رشته تاریخ هیچ درسی با رویکرد علم اقتصاد به درون برنامه های آموزشی رشته تاریخ راه نیافت. بنابراین، مساله این است که تعاملات دانش تاریخ با علم اقتصاد در برنامه آموزشی دوره کارشناسی رشته تاریخ از ابتدا تا کنون چگونه نگریسته شده و این تعامل در گذر زمان چگونه تحول یافته و چه عواملی در شکل دادن به آن مؤثر بوده است؟ نگارنده با روش توصیفی- تبیینی می کوشد نسبت دانش تاریخ و علم اقتصاد را از حیث کاربست مفاهیم و مباحث خاص علم اقتصاد در سرفصل های برنامه آموزشی رشته تاریخ مورد ارزیابی قرار دهد و با سنجش و تحلیل بسامد این مفاهیم، جنبه ای از این تعامل را نشان دهد. نتیجه این تحقیق گویای آن است که جایگاه علم اقتصاد در روند برنامه ریزی آموزشی رشته ی تاریخ به ویژه پس از استقلالش از جغرافیا تا امروز در پی هر بازنگری همواره روندی رو به رشد یافته است. هرچند در فضای پس از انقلاب و متأثر از آموزه های انقلاب فرهنگی این پیوند کاهش یافت اما در آخرین بازنگری که در سال 1375 صورت گرفت حجم درس های هم پیوند با دانش اقتصاد و کاربرد واژگان و مفاهیم آن افزایش چشمگیری یافت.
میرزا رضا ارفع الدوله (1270 -1356ق) و کارنامه سفارت عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۰۳
213 - 197
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در صدد ارائه توصیف و تبیینی از حیات سیاسی میرزا رضا ارفع الدوله با تأکید بر کارنامه سفارت وی در عثمانی است. در این پژوهش با بهره گیری از منابع مختلفی از قبیل خاطرات، روزنامه ها، اسناد آرشیوی و سایر پژوهش ها، کارنامه سفارت ارفع در استانبول مورد ارزیابی قرار گرفته است. مدعای پژوهش آن است که میرزا رضا ارفع الدوله در قامت سفیر ایران در عثمانی با بهره گیری از توانایی های دیپلماتیک و روابط حسنه ای که با سلطان عثمانی داشت، زمینه حل و فصل مسالمت آمیز مسائل و مشکلات میان دو کشور را فراهم می کرده است. یافته ها نشان می دهند که حل مشکلات مرزی ناشی از رفت وآمد ایلات و تهاجم نظامیان دولت عثمانی به ایران، تلاش در جهت حل مشکل خدمت سربازی اتباع ایرانی که مادر عثمانی داشتند، افزایش تعرفه گمرکی ایران، نقش آفرینی در معافیت ایرانیان مقیم استانبول از پرداخت مالیات معوقه مدرسه، بیمارستان و قبرستان ایرانیان، کسب اجازه اجرای آزادانه مناسک دینی ایرانیان و شیعیان در مکه و مدینه، همکاری با انجمن سعادت و حل ماجرای گزارش وهاب بیگ سفیر عثمانی در ایران مبنی بر بی احترامی ایرانیان به مقدسات اهل سنت که خشم توفیق پاشا وزیر خارجه عثمانی را به دنبال داشت، از جمله چالش ها و اقدامات میرزا رضا ارفع الدوله در عثمانی بوده است.
تاریخ نگاری نظامی عصر اسلامی از آغاز تا پایان عصر ممالیک (648-923)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گزارش نبردهای اعراب از نگارشهای مورد توجه در تاریخ نگاری اسلامی بود. در منابع اسلامی حدود 1400 درگیری بین قبایل عرب جاهلی ثبت شده است. در دوره اسلامی نیز گزارش دقیق جنگ های پیامبر 6 و فتوحات دوره خلفا از مهمترین مباحث مورد توجه مورخان اسلامی بوده است؛ تا جایی که به تدریج دسته ای از مورخان نظامی ظهور یافتند که بطور تخصصی به مباحث نظامی از جمله سازمان و سازماندهی، تسلیحات و فن آوری نظامی، شیوه های جنگی، طرح ریزی نظامی و انواع جنگ ها پرداختند و به این ترتیب شکل جدیدی از تاریخ نگاری یعنی «تاریخ نگاری نظامی» به وجود آمد. این تحقیق بر آن است تا با معرفی آثار مطرح در حوزه تاریخ نگاری نظامی و اشکال گوناگون آن در دوره اسلامی تا پایان عصر ممالیک، عوامل تأثیرگذار بر این نوع تاریخ نگاری را مطرح سازد. داده های تاریخی نشان می دهد به سبب اهمیت جهاد در اسلام، پیچیدگی جنگ ها و انتقال میدان های جنگ از صحرا به شهرها و سپس به دریاها، تحول در فن آوری تسلیحات، سازماندهی و روش های جنگی، تخصصی شدن حوزه جنگ و شکل گیری رسته های نظامی باعث توجه ویژه به تاریخ نگاری نظامی و نهایتاً ظهور مورخان جنگ و تدوین آثار تخصصی در این حوزه شده است.
Türkiye Kütüphanelerinde Elyazmasi Eserleri Bulunan Kazvinli Âlimler(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مالیات قبطی ها در نظام مالیاتی ممالیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
97-115
حوزههای تخصصی:
امور مالیاتی دوره ممالیک (حک. 648-923) به سبب نبود نظام منظم و ثابت و نیز دشواری در مدیریت بودجه، همواره در حال تغییر و دگرگونی بود. با توجه به اینکه بخشی از درآمدهای ممالیک مانند دولت های پیشین بر گرفتن مالیات از غیرمسلمانان قبطی استوار بود؛ منابع این دوره نشان می دهد ممالیک به سبب عوامل گوناگون مجبور شده اند تا در شیوه دریافت مالیات و انواع آن از غیر مسلمانان تغییراتی ایجاد کنند. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مالیات قبطی ها در دوره مالیک چه تغییراتی کرده و این تغییرات چه تأثیری در نظام مالی و درآمدهای ممالیک داشته است؟ بنابر یافته های این پژوهش، قبطیان با پرداخت مالیات های جزیه، ساحل الغَلّه، حقوق سلطانیه، مَظالِم، مُکوس، مواریث، جریمه و مالیات تجهیز سپاه، تأثیر بسیاری بر افزایش درآمد ممالیک داشته و در نهایت در رفع تنگناهای مالی و اقتصادی دولت ممالیک و بهبود وضع اقتصادی آنان نیز موثر بوده اند.
پزشکان غیرمسلمان در جامعه اسلامی دوره میانه؛ نگرش ها، کنش ها و تعاملات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
117-139
حوزههای تخصصی:
پزشکان غیرمسلمان (ذمّی) در دوره میانه بیش از دیگر ذمّیان، با مسلمانان در تماس بودند و در شهرها و روستاها، دربارها، بیمارستان ها و حتی خانه ها با هم ارتباط داشتند. از این رو در ذهن و زبان و تجربه زیسته مسلمانان بیش از دیگران از آنان یاد شده است. این مقاله در پی واکاوی نگرش های مسلمانان به این پزشکان و بررسی رابطه مسلمانان با این دسته از اهل ذمّه است. نگرش مسلمانان نسبت به پزشکان ذمّی هم ریشه در منابع (آیات و روایات) و باورهای دینی داشت، هم متأثر از عرف و تجربه های زیسته آنان با این گروه از غیرمسلمانان در سده های متمادی بود. در این مقاله نشان داده شد دانش و توان حرفه ای، کاردانی و مهارت های درمانی پزشکان غیر مسلمان عامل اصلی حضور چشمگیر آنان در جامعه اسلامی بوده است. پزشکان ذمی افزون بر کنش های حرفه ای، در رواج بعضی عادات و رفتارهای هنجارشکنانه در میان مسلمانان موثر بودند. اگرچه گزارش هایی از تعاملات منفی و گاه واکنش های خصمانه مسلمانان نسبت به پزشکان غیرمسلمان در دست است، امّا در ارزیابی کلان مناسبات نخبگان و توده های مسلمان با این پزشکان در بیشتر زمان ها مسالمت آمیز و سازگارانه بود.