مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
تاریخنگاری اسلامی
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر سعى دارد در یک بررسى فشرده، ویژگىهای تاریخنگارى مغرب اسلامى (شمال افریقا و اندلس) را با تکیه بر منابع مهم آن حوزه بررسى کند. در این مقاله که با دو رویکرد تاریخپژوهى و اطلاعرسانىِ تاریخى تدوین یافته، مشخصات مدرسه تاریخنگارى این حوزه از جغرافیاى اسلام که کمتر براى ما شناخته است، بهاختصار تبیین میشود. همچنین سعى شده تاریخنگاران مشهور و اثرگذار در این سرزمین به همراه منابع و متون تاریخ آنان معرفى شوند. پیشکسوتى اندلسیان در مقایسه با افارقه و کثرت آنان، از نکتههاى مهم دیگر در مدرسه تاریخنگارى مغرب اسلامى است.
تأملی در ماهیت تاریخنگاری سیره پژوهی
حوزههای تخصصی:
در چارچوب تاریخ نگاری ا سلامی، مطالعه ی سیره پژوهی در شمار گسترده ای از مو ضوعات مختلف بسط و گسترش یافته است. فرایندهای منطقی که در این حوزه تبیین می شوند، شامل طیف های مختلف شرح حا ل نگاری زندگی رسول خدا(ص) و تاریخ اندیشه ها و مباحث فقهی کلامی می باشد. نکته ی قابل ملاحظه در این را ستا، بررسی این مسأله ا ست که قاعده مندی های حاکم بر منابع و مطالعات سیره نگاران، مؤید کدام روش ها و شیوه های رایج در عرصه ی تاریخ نگاری می با شد؟ پر سش مذکور، ما را به این فر ضیه رهنمون می سازد که تغییر و تحول مداوم قلمرو موضوعی و مفهومی سیره، معیارهایی در حوزه ی روش شناسی تاریخی فراهم ساخته که بر پایه ی نوعی معرفت، تعمیم می یابد و می توان بر اساس آنها اندیشه های سیاسی اجتماعی و نیروهای محرک تاریخ اسلام را شناسایی و بازتولید کرد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بر مبنای نوعی روایت ذاتی از سیر تحول سیره نگاری، باز نمایاندن ساختار عقلانی- استدلالی و پیوستگی بین وقایع تاریخی سیره در قبال تجربه زندگی بشری است که البته، می توان آن را در خصیصه ی قالب تاریخ نگاری اسلامی به شمار آورد.
قابل یا تطابق دیدگاه کلامی بر اندیشه تاریخی؟ بررسی موردی دیدگاه تقی الدین علی مقریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی کنش گری انسان در کنار قانون های فراگیر تاریخی از جمله موضوعاتی است که ذهن نظریه پردازان تاریخ را به خود مشغول داشته است. با توجه به مکتب های گوناگون کلامی و مذهب های مختلف فقهی در جهان اسلام، این موضوع شایسته بررسی است که مورخان مسلمان باورمند به سنت های الهی که اغلب به یکی از این مکتب ها و مذهب ها گرایش و یا انتساب داشته دیدگاه خود در باره مسأله جبر و اختیار را چگونه با تحلیل و تبیین رویدادهای تاریخی پیوند زده و کارگردانی خداوند در تاریخ را چگونه با بازیگری انسان همراه ساخته اند. این نوشتار می کوشد دیدگاه ابوالعباس تقی الدین مقریزی (845 ق.) مورخ پرآوازه شافعی مذهب و اشعری مسلکِ عصر ممالیک را در این زمینه با روشی وصفی تحلیلی و از طریق استخراج داده های مرتبط در آثار او و سنجش آنها با رویکرد کلامی وی مورد بررسی قرار دهد. یافته های این پژوهش ، حکایتگر آن است که مقریزی ، علیرغم تمایلات جبرگرایانه و اعتقاد به نظریه کسب اشعری در تاریخنگاری خود به متون دینی متمایل به اختیار و آزادی انسان و نقش فعال او در رویدادهای تاریخی استناد نموده است. کلیدواژه ها: مقریزی، تاریخنگاری اسلامی، سنت های الهی، قانون های فراگیر تاریخی، جبر تاریخی
افق های تجربه گرایانه در تاریخنگاری اسلامی؛ تاریخنگاری ابوریحان بیرونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشخصه های اصلی سنت تاریخنگاری اسلامی تعدد و تنوع اشکال، انواع، روش ها، موضوعات، و مکاتب آن است. باوجوداین، امروزه تاریخنگاری اسلامی بیشتر به روش ها و مکاتب صرفاً نقلی و روایی آن، که تنها بخشی از این سنت گسترده را دربرمی گیرد، شناخته می شود. به دیگرسخن، جنبه نقلی و روایی تاریخنگاری اسلامی دیگر جنبه های آن را تحت الشعاع قرار داده است. ازهمین رو، پژوهشگران این عرصه نیز عمدتاً در توصیف تاریخنگاری اسلامی تنها بر همین جنبه تأکید می کنند. مقاله پیشِ رو، ضمن تأکید بر وجود انواع، روش ها، و مکاتب غیر نقلی-روایی، و با تأکید بر تاریخنگاری ابوریحان بیرونی، در جستجوی افق های تجربه گرایانه در تاریخنگاری اسلامی است. پرسش اصلی تحقیق این است که آیا گرایش ها و روش های تجربه گرایانه و مشاهده گرانه در سنت تاریخنگاری اسلامی وجود داشته است. پیش فرض اصلی تحقیق نیز آن است که با بررسی سنت تاریخنگاری اسلامی و تدقیق در آن می توان به افق های تجربه گرایانه (به معنای رویکردهای مبتنی بر مشاهده، معاینه، و انتقاد تاریخی) در آثار برخی از بزرگ ترین مورخان مسلمان، که از برجسته ترین آن ها ابوریحان بیرونی است، دست یافت.
درآمدی بر علل و زمینه های رشد و رونق تاریخنگاری در دوره سلاطین ممالیک (648- 923ه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال پانزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۳
47 - 62
حوزههای تخصصی:
تاریخنگاری اسلامی که در عصر عباسی بسیار رشد پیدا کرده بود در دوره ممالیک رشد مضاعفی پیدا کرد به گونه ای که باید عصر این سلاطین را در مصر و شام اوج تاریخنگاری اسلامی دانست. نگارش صدها کتاب با مجلدات فراوان و حجیم در انواع تاریخنگاری و به ویژه در زمینه های تاریخ های عمومی ، محلّی ، دودمانی و . . . بیانگر این موضوع است. هیچ دوره ای از تاریخ اسلام شاهد این همه آثار در زمینه دانش تاریخ نیست . سوال اساسی این پژوهش این است که : چرا در دوره سلاطین مملوکی ( 648-923 ه) تاریخنگاری این همه مورد توجه قرار گرفت ؟ یافته های این تحقیق حاکی است جنگهای طولانی صلیبی و همچنین مغولان با ممالیک در این زمینه بسیار تاثیر گذار بوده است. مورخان مسلمان با نگارش کتابهای خود پیروزی های بزرگ و درخشان سلاطین مملوکی را در برابر دشمنان شرقی و غربی اسلام برای آینده گان به تصویر کشیدند.تشویق و ترغیب سلاطین و امرای مملوکی و بعضی دیگر از عوامل که موضوع این مقاله است نیز در این زمینه بسیار موثر بوده است. روش مطالعه مورد استفاده در این تحقیق ، توصیفی – تحلیلی و با استناد به منابع دست اول و نیز نگاه به نوشته های مطالعات و تحقیقات و با مراجعه به کتابخانه و منابع دیجیتال است.
افق های پوزیتیویستی در تاریخ نگاری ایرانی - اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
127 - 149
حوزههای تخصصی:
تاریخنگاری پوزیتیویستی یکی از انواع تاریخنگاری های مدرن است که در سده نوزدهم میلادی تحث تأثیر گسترش اندیشه پوزیتیویسم پدید آمد. اصالت دادن به تجربه و مشاهده، تفکیک گزاره های عینی از داوری های ارزشی، تلاش برای نگارش تاریخ آنگونه که روی داده، سندگرایی و تکیه بر منابع اصلی از مهمترین مفروضات این نوع تاریخنگاری است. در واقع از نظرگاه پوزیتیویست ها مورخ گزارش گری دقیق و امین است که با استناد به اسناد و شواهد معتبر بیشتر به دنبال کشف گذشته است تا بازسازی آن. به دیگر سخن، جهان عینی بیرونی (تاریخ در معنای رویدادهای گذشته) منتظر کشف واقع گرایانه از جانب مورخ است. با این وصف، این مقاله بدون آنکه بخواهد مفهومی مدرن را بر معرفتی پیشامدرن تحمیل کند، در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که آیا در سنت تاریخنگاری ایرانی اسلامی نشانه ها و نمونه هایی از تاریخنگاری مبتنی بر این مفروضات وجود دارد؟ بر مبنای یافته های تحقیق برخی از مورخان بزرگ مسلمان نظیر بیرونی، مسکویه، مقدسی، یعقوبی، مسعودی، حمزه اصفهانی و ...، در تاریخنگاری خود معتقد به مبانی و روش هایی بوده اند که در سده های نوزدهم و بیستم میلادی همان مبانی و روش ها مورد قبول و تأکید مورخان پوزیتیویست بوده است.