فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۲۱ تا ۴٬۳۴۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
حسین مکی کنشگر فعال سیاسی است که با باور به نظریه قهرمان تاریخ نوشته است. پژوهش حاضر نسبت کنشگری سیاسی مکی با حرفه تاریخ نویسی او را بررسی می کند و بر این فرضیه استوار است که باور به قهرمان و تغییر قهرمانان نزد مکی ارتباط نزدیکی با پیشه سیاستمداری او دارد و پیشه مکی به عنوان یک سیاستمدار این رابطه را در تاریخ نویسی اش پررنگ جلوه می دهد. بر بنیاد نظریه قهرمان گرایی که او بدان باور داشته است، در تاریخ نویسی فقط سیاستمداران، به ویژه سیاستمداران برجسته در تاریخ حضور دارند و توده های مردم و طبقات فرودست که پایه و شالوده شکل گیری رخدادهای این دوران مانند نهضت ملی شدن نفت بودند، غایب هستند. در نتیجه نوشتار مکی از یک سو تحت تأثیر این نظریه موجب فرایند حاشیه رانی و حذف توده های مردم و طبقات فرودست جامعه در تحولات تاریخ معاصر ایران شده است و به تبع آن تاریخ نویسی او به شدت سیاست محور و فردمحور است و کلیت جامعه و نقش آفرینی گروه های اجتماعی مغفول مانده است. در برابر فرایند حذف و حاشیه رانی، مکی از برجسته سازی استفاده می کند. او از نقش بی بدیل خود و برخی دیگر از قهرمانان مدنظرش در تحولات دهه بیست و سی شمسی پرده برمی دارد؛ قهرمانانی که به دلیل منافع سیاسی و حزبی بعد از مدتی به ضد قهرمان مبدل می شوند.
منازعات جانشینی بویهیان و تأثیر آن بر افول فرهنگ و تمدن اسلامی با تأکید بر علوم عقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرون چهارم و پنجم، حاکمیت بویهی با ماهیت خاندانی،بخش قابل توجهی از قلمرو اسلامی را زیر فرمان داشت. اگر چه در قرن چهارم، فرهنگ و تمدن اسلامی در اوج رونق و شکوفایی بود؛ ولی تحت تأثیر عوامل متعدد از قرن پنجم به بعد، روند افول و سیر نزولی به خود گرفت. تقارن زمانی این پدیده با دوران ضعف سیاسی ناشی از منازعات داخلی در حکومت بویهیان، مؤید این پندار است که بین دو پدیده، رابطه علّی- معلولی برقرار بوده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، ضمن تشریح این منازعات به بررسی و تبیین تأثیر آن ها در فرهنگ و تمدن اسلامی پرداخته، به این پرسش پاسخ می دهد که منازعات جانشینی بویهیان چگونه بر افول فرهنگ و تمدن اسلامی به ویژه علوم عقلی اثر گذاشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که منازعات جانشینی بویهیان به کاهش قدرت سیاسی امیران این سلسله منجر شد و این امر نیز به نوبه خود ضعف نهاد وزارت، قدرت یابی رقیبان سیاسی سلطان، تضعیف رونق اقتصادی، تشدید ناامنی های اجتماعی، گسترش منازعات فرقه ای و شیوع جریان های فکری عقل ستیز را در پی داشت که این عوامل موجبات رکود علوم عقلی و در نتیجه افول و انحطاط فرهنگ و تمدن اسلامی را فراهم ساختند.
پایگاه اجتماعی موسیقی در بغداد قرون دوم و سوم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسیقی در بغداد عصر عباسی، به عنوان یکی از اجزای جدایی ناپذیر زندگی مردم و ابزاری برای سرگرمی مورد توجه گروه های مختلف اجتماعی قرار داشت. خواص که از جایگاه اجتماعی مهمتری برخوردار بودند، با استخدام موسیقیدانان در خانه ها و کاخ های خود و حمایت از آنان در پیشرفت موسیقی نقش موثری ایفا می کردند. در این طبقه به کارگیری موسیقی دانان و کنیزان خواننده و نوازنده بیانگر تشخص، اقتدار، و پایگاه اجتماعی آنان بود. در میان عامه نیز موسیقی، هنری شناخته شده بود و اقشار مختلف مردم همچون بزازان و حجامت گران با موسیقی آشنایی داشتند. با این حال، از آنجا که به لحاظ شرعی، روایاتی چند، پرداختن به موسیقی را از محرمات دانسته، وجهه اجتماعی این هنر در جامعه اسلامی بغداد چندان ارزشمند نبود. پژوهش حاضر، کوشیده است پایگاه اجتماعی موسیقی و موسیقی دانان را در جامعه بغداد قرون دوم و سوم بررسی نماید. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع و مآخذ موجود سامان یافته است.
جریان شناسی حزب دموکرات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نخستین سازمان ها و گروه های سوسیال دموکرات ایران دراواخر قرن سیزدهم ه.ش پا به عرصه سیاسی گذاشتند. یکی از عوامل مهم در شکل گیری و تأسیس این سازمان ها رشد تمایلات سوسیالیستی و گسترش آن در بین ایرانیان، تحت تأثیر مهاجرت به روسیه و قفقاز بود. در این راستا حزب دموکرات ایران به عنوان یکی از احزاب، متأثر از اندیشه سوسیال دموکراسی روسیه و نظریات کارل کاتسکی اقدام به تدوین مرامنامه خود نموده و فعالیت خود را رسماً از مجلس دوم شورای ملی آغاز کرد. از این روی ضرورت بررسی جریان شناسی سیاسی این حزب از اهمیت خاصی برخوردار است، لذا پژوهش حاضر سعی دارد تا بااستناد برمنابع و اسناد و با روش توصیفی- تحلیلی به این سؤالات پاسخ گوید: حزب دموکرات ایران تا چه حد توانسته در روند دموکراسی سازی جامعه ایران موفق عمل کند؟ یا چه عواملی باعث ناکارآمدی حزب در رسیدن به اهداف و برنامه های خود در جامعه شده است؟ نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می دهد؛ علل داخلی و خارجی مانند: عدم انطباق مرامنامه حزب دموکرات در بسیاری از موارد باشرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ایران به عنوان علل داخلی، و دخالت های کشورهای مثل روسیه و انگلیس به عنوان علل خارجی که مانع از رسیدن حزب به اهداف اساسی خود شده است. با این اوصاف، تاکنون هیچ پژوهشی به جریان شناسی سیاسی حزب دموکرات ایران از این منظر نپرداخته است.
بررسی تطبیقی رویکرد رساله های تحریم دخانیات در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۲
152-177
حوزههای تخصصی:
دخانیات وابعاد سیاسی ،اجتماعی واقتصادی آن از مباحث مهم درمطالعات تاریخ سیاسی واجتماعی ایران عصرقاجاریه است.دراین دوران پیرامون تحریم دخانیات علمای شیعه رساله هایی نوشته اند.ازجمله رساله های تدوین شده در این دوره می توان به رساله های کربلایی،هیدجی ومحمد باقر بیرجندی اشاره کرد.دراین نوشتار تلاش شده مقایسه ای تطبیقی میان سه رساله فوق در باب دخانیات انجام گیرد و رویکردهای مختلف اجتماعی، سیاسی و فقهی آنها مورد بررسی قرار گیرد.درمیان این آثاررساله نصح الاستغاثه من ملاعین ثلاثه بیرجندی به سبب دیدگاها ی فقهی،رویکرد پزشکی و اجتماعی آن در خور توجه است. از این رو مقاله حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به مقایسه دیدگاه های مطرح در آثار فوق پرداخته است. یافته های پژوهش نشانگر رویکرد اجتماعی به عنوان وجه اشتراک این آثار است،اما نگرش جامع بیرجندی واهتمام وی به ابعاد اجتماعی،فردی،پزشکی وفقهی تریاک سبب شده که اثرش از سایر آثار متمایز باشد.
تحلیل و بررسی جایگاه شکار سلطنتی و کارکردهای متنوع آن در عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکار همواره به عنوان یکی از مهم ترین تفریحات سلطنتی در میان دودمان های حاکم بر ایران مطرح بوده. دوره صفوی نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ به گونه ای که شکار با اقبال گسترده ای از جانب اکثر شاهان صفوی روبه رو شده است. خاندان صفوی تلاش می کردند از ظرفیت های متنوع این ورزش بهره برداری نمایند. شکار سلطنتی در دوره صفوی به شیوه های گوناگونی انجام می گرفت، و کارکردهای متنوعی را به همراه داشت. این مقاله با شیوه توصیفی – تحلیلی مبتنی بر متون کتابخانه ای تلاش دارد تا جایگاه شکار سلطنتی و کارکردهای متنوع آن در عصر صفوی را مورد بررسی قرار دهد. یافته های تحقیق نشان می دهد، شکار مهم ترین و در عین حال محبوب ترین تفریح سلطنتی در دوره صفوی محسوب می شده، که به دو شیوه اصلی شکار جرگه و شکار آزاد انجام می گرفته. در این دوره گونه های جانوری مختلفی همچون درندگان، پستانداران، پرندگان و آبزیان شکار می شده. شکار در این عصر دارای چهار کارکرد مهم تفریحی، هنری، معیشتی و سیاسی – نظامی بوده است.
مناسبات قدرت در بدن شاه هخامنشی براساس بینش اساطیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هر جامعه ای منابع مشروعیت باتوجه به سنت های حاکم بر آن جامعه توجیه می شود؛ شاه پس از رسیدن به مقام شاهی در ایران باستان به جای یک موجودیت عینی و مادی، به یک موقعیت مثالی و معنایی می رسد و در این تحول به منظور بازتاب مفاهیم لازم است تا بدن مادی او بازتابی از مفاهیم مثالی باشد که در این مقام قرار دارد. «فرّه ایزدی» به عنوان یکی از مفاهیم مثالی ، باعث شکل گیری یک گفتمان حول بدن شاه می گردد که در آن نوعی برتری درجهت افزایش قدرت و مشروعیت است. پرسش های این پژوهش عبارتنداز: چگونه بدن مادی در مناسبات قدرت به بدنی آرمانی بدل می شود که برای مردم باورپذیر است؟ 2- چگونه گفتمان بدن آرمانی شاه در ادبیات و هنر آن دوره بازتاب داشته است؟ مسألۀ اصلی این است که چه شاخصه هایی در مشروعیت شاه نقش داشت که باعث تمایز و برتری بدن مادی شاه در مناسبات قدرت به بدن آرمانی و مشروعیت آفرین می شد. به همین منظور در این مقاله به شیوۀ اکتشافی، جنبه های مختلفی از کارکردهای بدن شاه هخامنشی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و چگونگی روند شکل گیری گفتمان بدن آرمانی شاه بررسی، و شناختی هرچه عمیق تر به نوع نگرش قدرت درجهت کسب مشروعیت است. هدف از این پژوهش، واکاوی گفتمان بدن شاه هخامنشی در قالب رفتارهای کنش مند، ازطریق کندو کاو در منابع نوشتاری و تصویری است. فرضیۀ پژوهش بر این اصل استوار است که آنچه به عنوان گفتمان حول محور بدن شاه شکل گرفته، برگرفته از تاریخ اساطیر ایران در غالب مجموعه ای از کارکردهای نمادین در بدن آرمانی شاه هخامنشی بازتاب پیدا کرده است. یافته ها و نتایج نشان می دهد که همۀ این مجموعه ها وانموده هایی هستند که مفاهیم سه گانۀ بدن شاه فرهمند، جنگجو و برکت بخش را درجهت منافع قدرت افزایش داده است.
تحلیل تبعید ایلات و عشایر در دوره رضاشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت رضاشاه با هدف کنترل ایلات و عشایر، تعدادی از ایلات متمرد را از مناطق خود به جاهای دیگر تبعید کرد تا آن ها در تبعیدگاه ، شیوه زندگی و معیشت خود را از کوچ روی به کشاورزی و شهری تغییر دهند و جذب زندگی جدید گردند. این سیاست به علل گوناگون با شکست مواجه شد. این پژوهش به دنبال واکاوی این علل است. پرسش اصلی این است که آیا تضاد اقلیم زادگاه و تبعیدگاه تبعیدیان ایلات و عشایر، تفاوت فرهنگی بین ایلات و عشایر و مردم تبعیدگاه و تضاد نوع زندگی کوچ روی با کشاورزی خرده مالکی مناطق کویری از عوامل شکست سیاست تبعید ایلات و عشایر در دوره رضاشاه بود؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با کمک فراوان از اسناد و مدارک آرشیوی و منابع اصلی تهیه شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تفاوت اقلیم مناطق کوهستانی و سرد غرب و شمال غرب با مناطق گرم و کویری شرق، جنوب و جنوب شرق کشور و نیز تفاوت های فرهنگی ناشی از تفاوت مذهب، آداب ورسوم و نیز مشکل زبان و برقراری ارتباط بین تبعیدیان ایلات و عشایر و مردم تبعیدگاه و نیز تفاوت تأمین معیشت به شیوه زندگی کوچ روی با کشاورزی خرده مالکی مناطق کویری از علت های شکست سیاست تبعید ایلات و عشایر در دوره رضاشاه بود. تبعیدگاه ها، توان جذب نیروی کار جدید در قالب تبعیدی را نداشتند. تعویض املاک تبعیدیان نیز نتوانست مانع از ازجاکندگی آنان از مناطق خود شود. حوادث بعد از شهریور 1320 نشان از شکست این سیاست دارد. ایلات املاکشان را در تبعیدگاه فروختند، احشامشان را بخشیدند حتی در تل خسرو تأسیساتی را که برای رفاه آن ها ساخته شده بود ویران کردند و رو به سوی مناطق خود و زندگی کوچ روی آوردند.
امکان سنجی ایجاد آرشیو شهری برای شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال بیست و نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۶)
140 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف : امکان سنجی ایجاد آرشیو شهری برای شهر تهران. روش/ رویکرد ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته است. جامعه پژوهش شامل 65 نفر از اعضای شورای شهر تهران، کارشناسان شاغل در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، و متخصصان آرشیو ملی ایران است. یافته ها و نتیجه گیری : امکان تأمین نیروی انسانی، ساختمان، منابع، تجهیزات فنی و امکانات لازم بیش از متوسط، و تأمین بودجه و امکانات مالی در حد متوسط ارزیابی دانسته شد. شهرداری می تواند در پروژه نقش مؤثر داشته باشد. پیشنهاد می شود شهرداری تهران با طلب یاری از مردم، ساختمانی متناسب با استانداردهای آرشیوی و مجهز به تجهیزات، منابع و نیروی انسانی متخصص به این پروژه اختصاص دهد.
کلیمیان دوره قاجار؛ یک بررسی اجتماعی-اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اواخر سده هجدهم و اوایل سده نوزدهم، هنگامی که دولت ایران برای توسعه کشور به قدرتهای اروپایی روی آورد، نفوذ این قدرتها در ایران بیش از پیش فزونی گرفت. یکی از شیوه های معروف این قدرتها برای گسترش نفوذ، حمایت از اقلیت های مذهبی و گسترش فعالیت های میسیونری بود. در حالی که دولت در روابط گسترده با قدرتهای اروپایی، برنامه های اصلاحی نوین و غرب گرایانه ای در پیش گرفته بود، کلیمیان ایران نیز با درک شرایط بین المللی و اوضاع داخلی، گام های مؤثری در جهت تحول حیات اجتماعی و اقتصادی خود برداشتند. حکومت قاجار نیز زیر فشار قدرتهای اروپایی و نهادهای بین المللی هوادار یهودی ها، با تحولات مهمی در زندگی کلیمیان ایران موافقت کرد. این مقاله در پی بررسی این پرسش است که در سال های 1264 تا 1324ق چگونه شرایط زندگی اجتماعی و اقتصادی کلیمیان ایران متحول شد. فرضیه مقاله این است که کلیمیان با کمک نهادهای بین المللی هوادار یهودیها و کشورهای قدرتمند اروپایی، حکومت قاجار را ترغیب کردند تا فرصتهای بیشتری در جهت بهبود حیات اجتماعی و اقتصادی شان در زمینه های مختلف واگذارد.
مبانی مشروعیت « امرا » در امارت های کرد (از قرن 10 هجری تا 13 هجری / 16 تا 19م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قوم کُرد در زمره قدیمی ترین ساکنان مناطق غرب و شمال غرب ایران، شمال بین النهرین و اطراف دریاچه وان هستند. تاریخ سکونت آنان در منطقه ای که اکنون کردستان نامیده می شود، از سقوط نینوی در سال 612 ق . م ، تا اکنون بلا انقطاع استمرار داشته است. (توما بوا،2010: 167) تاریخ تشرف به اسلام و یا فتح اسلامی سرزمین های محل استقرار آنها بدرستی معلوم نیست، لیکن مطابق اسناد موجود، ابتدا عزره(عروه) بن قیس در زمان امارتش در حلوان به عصر عمربن خطاب به شهرزور لشکر کشید، لیکن فتحی صورت نگرفت. تا اینکه عتبه بن فرقد امارت یافت و حلوان (بلاذری،1346: 177) و موصل و نواحی همجوار کردنشین را یکی پس از دیگری با شرایط صلح فتح کرد (قدامه بن جعفر،1998 : 381-382). و از این پس کُردها نیز به قلمرو اسلام در آمدند.
تحلیل جامعه شناختی جنبش مختار ثقفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
51-75
حوزههای تخصصی:
جنبش ضداموی و ضدزبیری مختار، یک جنبش اجتماعی- انقلابی بود که با هدف خونخواهی امام حسین (ع) و برپایی حکومت عدل شکل گرفته بود. از این رو بررسی جامعه شناختی این جنبش می تواند در ارزیابی آن کمک زیادی کند. این پژوهش پس از گردآوری داده های تاریخی با رویکرد جامعه شناختی بر پایه چهار محور بنیادی: فرآیند، ساختار و ارتباط با کنش گران جنبش و باورها و نقش نیروهای کنش زا به تحلیل جامعه شناختی این جنبش پرداخته است. دستاورد پژوهش نشان دهنده آن است که در پی دست یابی موالی به حقوق خویش، مختار به عنوان رهبر کاریزماتیک توانست موالی و شیعیان را همراه نماید؛ اما به دلیل ناسازگاری باورها با برنامه ها و اهداف، نهادی نشدن جنبش در عراق و هم چنین قدرت طلبی مختار، این جنبش دچار بحران شد و به سبب نداشتن تأیید امام سجاد (ع) به شکست کشیده شد.
وجه جنسیتی گفتمان دولت- ملت رضاشاه و تأکید بر ارزشمندی نقش خانگی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر با نگاهی به ابعاد مختلف طرح بیداری زنان در دوره رضاشاه، در پی پاسخ به این سؤال است که چرا در این دوره با وجود ادعای دولت مبنی بر رهایی و آزادی زنان از طریق فرایند نوسازی و تجدد، همچنان بر ارزشمندی نقش های سنتی زنان و خانه نشینی آنان تأکید شده بود. نگارندگان این پژوهش با تکیه بر منابع کتابخانه ای، با واکاوی سیاست های جنسیتی دولت رضاشاه، به این چرایی و چگونگی پاسخ داده اند. در این پژوهش، ابتدا به ترسیم فضای خاورمیانه و شکل گیری جنبش های ناسیونالیستی و دولت های ملی مدرن و همچنین نقش و جایگاه زنان در تحولات قرن نوزدهم و بیستم در این جوامع پرداخته شده و در این ارتباط، با تکیه بر شکل گیری مفهوم «خانواده ایده آل» و «مادری جدید»، سیاست های جنسیتی دولت نوگرا و ملّی گرای رضاشاه مورد بررسی قرار گرفته است و این نتیجه به دست آمد که درواقع هدف از طرح بیداری زنان، ساخت یک هویت جدید برای زن ایرانی بود. در این تصویر جدید، نقش های سنتی زنانه با ادلّه جدیدی گرامی داشته می شد و دولت در قابلیت زنان برای مادری و همسری، نقشی سیاسی و وطن پرستانه می دید؛ بدین معنا که زنان جدید ایرانی با وجود داشتن تحصیلات و ظاهری مدرن، باید همچنان نقش حافظان اخلاق، پاسداران سنت های فرهنگی و ملی را ایفا می کردند و به عنوان محافظان نهاد خانواده سنتی و آرمانی، نسلی از شهروندان وطن پرست و مترقّی را متناسب با آرمان های دولت می پروراندند.
چندزبانی در امپراتوری ها: بیزانس و ایرانِ ساسانی
حوزههای تخصصی:
هَماوردی طولانی و تلخِ میان بیزانس و ایرانِ ساسانی یکی از مهمترین پدیده های تاریخی اواخر دوران باستان است. این رویداد برای توسعه جوامع و نهادهای بعدی قرون وسطایی در شرق و غرب بسیار مهم بود. هر چند که اهمیت و میراث این دو تمدن بزرگ تا کنون در نوشته های پژوهشگران به طور کامل شناخته نشده است، اما در حقیقت، در جریان روابط گاه خشونت آمیز و بی رحمانه، میان «دو چشم جهان»، قواعد دیپلماسی نوینی بر پا شد: این دو حکومت یک سری از قوانین را مبتنی بر سیاست های همدیگر تعین کردند. تبادل منظم سفیران، به دَربارهای یکدیگر به ویژه پس از اضافه شدن امپراتوری جدید آغاز شد. همچنین قوانین مربوط به حمایت از دیپلمات ها و پیام رسان ها به صورت مشترک است. در ادامه گفتگوها پروتکل ها و پیمان نامه ها به خوبی تعریف و تصویب شد. بنابراین ما با امپراتوری های سرو کار داریم که در عرصهی بین المللی به عنوان «برادر» و «خواهر» به یکدیگر احترام می گذارند. این دو امپراتوری به تدریج تعریف و درک کاملی از پروتکل ها و توافقنامه ها در موضوعات کاربردی و مهمی دربارهی روابط اقتصادی و مذهبی، به دست آوردند، این اقدام با استخدام کارمندان متخصص از جمله جاسوسان که نقش مهمی در مطالعه و شناخت رقیب و درک روحیات و اندیشه ها و نقطه نظرات دشمن داشتند انجام گرفت . بنابرین شواهد نشان می دهد که این دو قدرت باستان ( ایران و بیزانس) دورتر از مرزهای خود با یکدیگر می جنگیدند. اما، سناریوی انتخاب شده مشترک است که در آن این دو نهاد حکومتی سعی می کردند بر یکدیگر غلبه کنند، به عبارتی آن دو یک بازی سیاسی را تعیین کردند که ابعاد آن در سرتاسر جهان آن روزگار تاثیر و اهمیت زیادی داشت. اگرچه، مرز اصلی بیزانس و ایران در منطقه بین النهرین بود، اما نمی توان فراموش کرد که سرزمین های دور دست مانند قفقاز، شبه جزیره عربستان و شمال آفریقا کم و بیش دست خوش اختلاف و درگیری های زیادی میان دو طرف در این مناطق بود. نمونه های از جنگ لازیکا و جنگ های مربوط به قبایل حیره، دولت کوچک دست نشانده ساسانیان، و دولت غسانی ها متحد بیزانسی ها در اینجا قابل یاد آوری است که برای فهم و درک و پیچیدگی و تنوع قومی و فرهنگی مناطق مرزی هر دو امپراتوری کافی است.
نقش کانون نویسندگان و اعضای آن در پیشبرد مبارزات با حکومت پهلوی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که کانون نویسندگان ایران و اعضای آن، چه رویکردی در دو دهه پایانی حکومت پهلوی در پیش گرفتند و چه اقداماتی از سوی اعضای این نهاد فرهنگی انجام شد؟ نتایج تحقیق بیانگر آن است که کانون نویسندگان ایران در واکنش به سیاست های فرهنگی حاکمیت پهلوی شکل گرفت. تفوق فکری در کانون با اندیشه های چپ گرایانه بود، اما گرایش های فکری دیگری نیز کم وبیش حضور داشتند. عموم اعضای کانون افزون بر شخصیت فرهنگی، تعلقات برجسته سیاسی داشتند و عضویت بیشتر آنان در گروه های سیاسی همچون حزب توده، جامعه سوسیالیست ها و جبهه ملی خواه ناخواه کانون نویسندگان را از یک نهاد محافظه کار و بی تحرک به مجمعی حساس در مواجهه با مسائل سیاسی و فرهنگی جامعه تبدیل کرده بود. این کانون با وجود رویکرد فرهنگی، در برهه ای از تاریخ ایران، در کشاکش های سیاسی وارد شد و تأثیراتی در شعله ور شدن اعتراضات به حکومت پهلوی داشت، اما اختلافات اعضای آن در بحبوحه انقلاب به ویژه در انتخاب اعضای هیأت دبیران دوره دوم و نوع مواجهه با تحولات انقلابی به ویژه اصرار برخی اعضاء بر ماهیت صنفی کانون، اثرگذاری آن را محدود کرد.
واکاوی علل پیشرفت ژاپن به مثابه الگوی ترقی و تجدد از منظر روزنامه اختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ های ایران و روسیه و آگاهی ایرانیان از مسئله ترقی موجب شد تا نخبگان ایرانی با نگارش رساله و پس از آن ها روزنامه ها هرکدام در صدد ارائه راهکاری برای برون از عقب ماندگی ایران برآیند. در این میان روزنامه اختر به عنوان نخستین روزنامه فارسی زبان خارج از کشور مسئله ژاپن را مثابه یک کشور پیشرفته آسیایی که می تواند مدل مناسبی برای ایرانیان نیز باشد مطرح و در نوشتار خود بیش ازپیش به معرفی این کشور و علل پیشرفت آن پرداخت. توجه به مقوله های چون "توسعه دانش"، "نقش امپراتور"، "زنان" و "ارتباط با غرب" ازجمله مفاهیمی است که این روزنامه در علل ترقی این کشور بر آن ها تأکید دارد؛ بنابراین سؤال اصلی پژوهش حاضر این است چه مؤلفه های اساسی بر اساس نظریات نویسندگان روزنامه اختر موجب پیشرفت ژاپن گردید؟ و شناخت این نویسندگان از این کشور بر چه بنیان هایی استوار بود؟ فرضیه معطوف به این سؤال چنین تدوین شده است که نویسندگان روزنامه بر تأکید بر علل عینی توسعه و نادیده گرفتن سابقه تاریخی این کشور در حوزه های آموزشی و اجتماعی صرفاً دوره پایانی پیشرفت این کشور را مورد مداقه قرار دادند. برای پاسخ به سؤال مطالب روزنامه مورد تحلیل قرار گرفته تا تصویری مستند از دریافت نویسندگان روزنامه اختر و مبانی اندیشگی آنان درباره ریشه های توسعه ژاپن ارائه شود.
اسطوره و سیاست:کهن الگوهای رفتاری در ایران باستان و تداوم آن در حوزه قدرت و سیاست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال هجدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
239-267
حوزههای تخصصی:
اسطوره در جهان همواره با حوزه قدرت و هویت رابطه تنگاتنگی داشته است. نقش آن نیز در ایران مستثنی از این وضعیت نیست، چراکه تاریخ جغرافیای ایران همواره زایشگر اساطیر گوناگون بوده است. امرسیاسی و سیاست نیز در پیوند با این وضعیت قرار داشته و هیچ گاه به دوراز اسطوره گرایی قرار نبوده است. اساطیر موجب تداوم و بازتولید رفتاری بویژه از طریق کهن الگوهای جمعی اند، این کهن الگوها در طول تاریخ تداوم داشته و در حافظه تاریخی و ناهشیار جمعی باقی مانده اند. متون کهنی چون اوستا متأثر از اسطوره و تولیدگر اسطوره های نو به اشکال مختلف در زندگی و قدرت می باشد. بطور نمونه؛ کهن الگوهای قهرمان، پیرفرزانه، آنیما و آنیموس و امثالهم بر امرسیاسی در ادوار تاریخی مختلف ایران اثر گذاشته و در تحولات آن نقش داشتند. بر همین روال امروزه نیز سیاست و هویت اثرپذیری زیادی از اسطوره گرایی دارد، که از طریق حافظه جمعی جریان دارد. به نظر می رسد این وضعیت در ایران با شدت بیشتری همراه است.
طلیعه داستان نویسی زنان در دیار ترکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی انتقادی سنّتِ عجایب نگاری در جهان اسلام؛ مطالعه موردی عجایب المخلوقات زکریای قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال نهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۴
89-112
حوزههای تخصصی:
عجایب نگاری از سنّت های رایج در تاریخ نگاری اسلامی بوده است. عجایب نگاری در آغاز به مثابه یکی از گونه های جغرافیانگاری و کیهان شناسی اسلامی به وجود آمد و در واقع محصول مشترک تاریخ طبیعی و جغرافیانگاری است. عجایب نامه ها را می توان شکل های منحصر به فردی از دایره المعارف ها به شمار آورد که از حیث ادبی، کیهان شناسی، جغرافیا و تاریخ طبیعی قابل توجه اند. در عجایب نامه معمولاً امر واقع با امر غیرواقع در هم می آمیزد و پدیده ها با بیانی ادبی و اغراق گونه و بی تحقیق و نقد توضیح داده می شوند. در تمدن اسلامی عجایب نامه های متعددی نگاشته شده است. یکی از کامل ترین و جامع ترین آنها، عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات زکریای قزوینی است. قزوینی در این اثر در قامت یک عالِم طبیعی ظاهر شده و به توضیح مباحث علمی متداول پرداخته است. پرسش اساسی اینجاست که آیا می توان عجایب نامه ها را آثاری علمی و معرفت افزا دانست؟ پژوهش حاضر با روش تحلیلی - تطبیقی، توضیح داده که عجایب نامه ها متعلق به آن بخش از نظام دانایی اسلامی است که مقابل رویکردهای عقلی انتقادی و تجربی قرار می گیرد. به دیگر سخن بررسی متن اثر قزوینی و آثار مشابه دیگر حاکی از آن است که مفهوم علم در جهان اسلام از سده ششم به بعد، تا چه میزان با مفهومی که دانشمندان اسلامی در سده های سوم و چهارم در نظر داشتند دگرگون شده و به انحطاط گراییده است. بر اساس یافته های این پژوهش عجایب نگاری محصول دوره انحطاط علوم در تمدن اسلامی و دور شدن از رویکردهای عقلی انتقادی، تجربی و مشاهده گرانه است.