فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۸۱ تا ۱٬۹۰۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۱
244 - 266
حوزههای تخصصی:
هم جواری شهرستان سراوان با شبه قاره هند و تأثیرپذیری از سرزمین های شرق ایران موجب شده است تا سراوان منشأ تحولات فرهنگی متکی بر تصوف به شمار آید. همچنین نقش علما اهل سنت حنفی در تحولات سیاسی مناطق سرحدی شرق ایران و شبه قاره هند امری انکارناپذیر است. بیشترین سهم این نقش آفرینی بر عهده مکتب دیوبند است. پس از فراگیر شدن این مکتب در میان جامعه اهل سنت، مسلمانان حنفی مذهب بیشترین تأثیر را از آن گرفتند. از طرفی وجود مدارس دینی و مذهبی متأثر از افغانستان و هندوستان، سراوان را به عنوان پایگاه مهم تصوف در اعصار گذشته معرفی کرده است. نضج مکتب دیوبند در سراوان از هشتاد سال پیش تاکنون منشأ تحولات فرهنگی گسترده ای در شرق ایران شده است. ظهور مکاتب مختلفی چون بریلوی، جماعت تبلیغ، مودودی، اخوان المسلمین و سلفی در این شهرستان مؤید رشد فعالیت مذهبی در این منطقه است. نظر به تنوع فرق و مذاهب اسلامی در سراوان آنچه مقرر است در این مقاله بدان پرداخته شود؛ بررسی وضعیت تحولات فرهنگی مذهبی سراوان را در دویست سال گذشته است و نیز بیان عوامل مؤثر بر این تحولات سیاسی فرهنگی و واکاوی نقش علمای مسلمان در رشد و تنوع فرق فرهنگی مذهبی سراوان، مؤثرترین روش مطالعه این سؤالات و تصویب یافته ها و نتایج تحقیق، روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر منابع، اسناد و داده های شفاهی از طریق مصاحبه است.
بررسی سکه های عرب ساسانی اشکفت روستای دوکوهک ارسنجان، فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
55 - 75
حوزههای تخصصی:
سکه شناسی عرب ساسانی، می تواند نقطه عطفی در سکه شناسی دوره ساسانی و اسلامی باشد که با مطالعه آنها اطلاعات بسیاری درباره روند فتوحات، فاتحان و حکمرانان، جغرافیای سیاسی و اداری و ... به دست می آید. در زمستان سال 1390، چهار سکه از اشکفت کوچکی در بالادست روستای دوکوهک شهرستان ارسنجان را ولی زارعی یافت. سکه ها در گذر زمان و بر اثر عوامل مختلف طبیعی و انسانی دچار اندکی فرسایش شده بودند. نقش ها، مضامین نوشته ها و تصویر این سکه ها با درهم های ساسانی تفاوتی ندارد، اما بر اساس نوشته های رو و پشت سکه ها، به سده نخست هجری قمری تعلق دارند و در دسته سکه های عرب ساسانی قرار می گیرند. دو مورد از سکه ها، به ترتیب در ضراب خانه های بیشاپور و داراب گرد و تاریخ ضرب آنها 43 و 75 ﻫ. ق است که بر آنها نام حاکمان مسلمان عبدالله ابن عامر و مُهَلَّب بن ابی صُفره به خط پهلوی آمده است. دو مورد دیگر، فاقد نام فرمانروای عرب هستند و بر آنها به خط پهلوی نام خسرو دوم (خسروپرویز) دیده می شود که تاریخ های 33 و 50 یزدگردی را بر خود دارند و به ترتیب در جَی و نهاوند ضرب شده اند. در پژوهش پیش رو افزون بر مشخص کردن مکان کشف سکه ها، به مکان ضرب آنها و جغرافیای تاریخی دشت توابع ارسنجان و روستای دوکوهک در دوره ساسانی و سده های نخست اسلام پرداخته شده است.
گونه شناسی سفال های اسلامی به دست آمده از شهر جیزد رشتخوار، خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۰۹
9 - 46
حوزههای تخصصی:
شهر اسلامی جیزد، با وسعتی حدود 5/45 هکتار، در 12 کیلومتری شهر رشتخوار قرار دارد. با توجه به منابع و متون دوره اسلامی، این شهر که در قرون 5-8 هجری دارای اهمیت بسیار بوده، سرانجام درنتیجه زلزله متروک شده است. اطلاعات پیرامون این شهر بسیار محدود است؛ لذا با توجه به اهمیت این محوطه در قرون میانی اسلامی، شهر جیزد در تابستان 1400 مورد بررسی روشمند قرار گرفت. هدف از این پژوهش، معرفی و دسته بندی سفال های به دست آمده از این محوطه است. این پژوهش درصدد است به این پرسش ها پاسخ دهد که کدام یک از انواع سفال های اسلامی در شهر جیزد قابل شناسایی است؟ یافته های سفالی موردمطالعه در کدام بازه زمانی تاریخ گذاری می شوند؟ روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و بر اساس یافته های حاصل از مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. نتایج پژوهش فوق نشان داد که یافته های سفالی این محوطه، در دو گروه اصلی بدون لعاب و لعاب دار قرار می گیرند و بر اساس مطالعات مقایسه ای سفال های محوطه، سابقه سکونت در محوطه به قرن 4 هجری برمی گردد و با توجه به وجود سفال های گونه سلادون، بدل سلادون و چند قطعه مشکوک به سفال کوباچه نوع آبی نیلی، به نظر می رسد که محوطه تا حدود قرن 9-10 هجری به صورت محدود مسکونی بوده است.
تحلیل جامعه شناختی گسست هویت اجتماعی جنبش ابن طباطبا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۱
27-53
حوزههای تخصصی:
تحلیل جامعه شناختی گسست هویت اجتماعی جنبش ابن طباطبا با تکیه بر نقش زید بن موسی کاظم محمدرضا بارانی[1]، زینب میرزایی مهرآبادی [2] چکیده عباسیان در نخستین دهه های فرمانروایی، با جنبش های شیعیِ پیروِ اندیشه سیاسی زید مواجه شدند. یکی از این جنبش ها که در زمان مأمون و به سال 199هجری قمری رخ داد، جنبش ابن طباطبا است. با آنکه گستره جغرافیایی این جنبش در مدت زمان کوتاهی، از کوفه تا حجاز و از شرق تا اهواز را در برگرفت، به دلیل گسست از هویت اجتماعی خاندانی خود به پیروزی نرسید. تحلیل هویت اجتماعی جنبش ابن طباطبا با تکیه بر نقش زید، مسئله بنیادی این پژوهش است که بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و با روش تحلیلی انجام شد. بررسی جامعه شناختی گسست هویت اجتماعی جنبش ابن طباطبا، بر اساس چهار محور هویت ساز اجتماعی یعنی، ساختار، فرایند، باورهای جنبش و نیروهای کنش زا صورتبندی شد تا محورهای بنیادین هویت اجتماعی جنبش و نقش زید در دگرگونی این هویت بررسی و هویت شیعی آن روشن شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که زیدبن موسی به همراه دیگر علویان، با بهره گیری از ابزار و رفتارهای ناپسند، در پی گسترش جنبش در میان تمامی مردم منطقه و دیگر سرزمین ها بود. رفتار خشونت بار در اداره شهرها و در برابر رقیبان، مانع از آن شد که آنها باورهای جنبش را نهادینه و مردم را با خود همراه کنند. به سخن دیگر، هویت شیعیِ جنبش، توان نهادینه سازی اندیشه خود را در میان پیروانش نداشت و در نتیجه، با از دست دادن پایگاه اجتماعی شکست خورده و از پیروزی بازماند. واژه های کلیدی: جنبش، زیدبن موسی، ابن طباطبا، ساختار، فرآیند، باور، نیروهای کنش زا [1] . استادیار گروه تاریخ دانشگاه الزهراء (س)، تهران، ایران m.barani@alzahra.ac.ir [2] . دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه الزهراء (س)، تهران، ایران Z.mirzaei@alzahra.ac.ir تاریخ دریافت : 17/11/1400- تاریخ تأیید: 30/1/1401
«توصیف فربه»، مهم ترین مسئولیت علمی مورخان از قدیم تا جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدعای اصلی جستار حاضر این است که مهم ترین مسئولیت علمی مورخان چه در دوره سنت و چه در دوره مدرن، توصیف عمیق و گسترده رویدادهای مهم گذشته انسانی است. برخی از ناقدان این مدعا، ایرادهایی را بدان وارد و آن را نقد کرده اند؛ از قبیل ترویج رویکرد سنتی، نقلی و اثبات گرایانه به دانش تاریخ که دیگر دوران آن گذشته است؛ ترویج کلیشه کاذب دوگانه «توصیف یا تحلیل»؛ نفی بهره برداری از روش و نظریه در پژوهش های تاریخی، تبلیغ رویکرد خنثی و بی توجه به مسائل اکنون جوامع انسانی (تاریخ برای تاریخ) و... . نگارنده در این جستار می کوشد در کنار تشریح بیشتر مدعای خود، به این نقدها نیز پاسخ درخور ارائه کند تا در مسیر تفاهم بیشتر میان اهل تاریخ درباره ماهیت و کارویژه اصلی تاریخ شناسی گامی بردارد. تأکید نگارنده بر این است که دفاع از کارویژه اصلی دانش و رشته تاریخ تلاشی است برای جلوگیری از زوال و تحلیل رفتن این رشته دانشگاهی در درون دیگر رشته های علوم انسانی و رفتاری و به ویژه علوم تعمیمی جامعه شناسی و سیاست شناسی؛ ازاین رو راه برون رفت از این وضعیت بحرانی را برجسته سازی توصیف فربه به عنوان مهم ترین وظیفه رشته ای مورخان ارزیابی می کند.
رجال سلطنتی هنرمند و تحولات نگارگری ایرانی از ایلخانان تا میانه صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۲
99 - 120
حوزههای تخصصی:
از میانه سلطنت ایلخانان، به تدریج شکوفایی نگارگری ایرانی رونق گرفت و علی رغم تحولات سیاسی و تغییر سلسله های حاکم بر ایران نه تنها از رونق و کیفیت آن کاسته نشد بلکه تا میانه عصر صفوی بر بالندگی آن افزوده شد. دراین ارتباط مؤلفه های متعددی تأثیرگذار بودند که از مهم ترین آن ها نقش حامیان سلطنتی بود؛ ازاین رو مسئله این پژوهش نوع و میزان آشنایی رجال سلطنتی با هنرهای مرتبط با کتاب آرایی به ویژه نگارگری است و این که این آشنایی ایشان با هنر تا چه اندازه بر تحولات نگارگری ایران تأثیرگذار بوده است، با این هدف که بتوان از ارتباط حامیان سلطنتی با تحولات هنری دوران خودشان شناخت بیشتری به دست آورد. بازه مطالعاتی این پژوهش حدفاصل سلطنت ایلخانان تا پایان صفویان است و حوزه جغرافیایی آن نیز قلمرو جهان فرهنگ ایرانی فارغ از مرزهای جغرافیایی آن است؛ امری که با روش تاریخی به آن پرداخته می شود. گزارش ها و شواهد تاریخی باقی مانده از این دوران نشان می دهد آثار مهم این دوران صرفاً با حمایت مادی حامیان سلطنتی شکل نگرفته اند بلکه در پس آن ها حامیانی قرار داشتند که برخی از آن ها خود هنرمندانی چیره دست بودند و برخی نیز با شناخت و تخصصی که در هنر پیدا کرده بودند بر تحولات زیبایی شناختی نگارگری دربارشان نظارت می کردند. درنتیجه می توان گفت از مهم ترین متغیرهای مهم و تأثیرگذار در بالندگی نگارگری ایرانی به نقش معنادار حامیان درباری و شناخت آن ها از انواع هنرهای مرتبط با کتاب آرایی ازجمله نگارگری برمی گردد.
بازتاب اندیشه شهریاری و مذهب بر سکه های دوره قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۰
73 - 112
حوزههای تخصصی:
سکه به عنوان بخشی از هویت جامعه، بازتابی از اندیشه و گرایش سیاسی و مذهبی شهریاران ایرانی است. نوشتار روی سکه ها بیشتر در دو مقوله شعائر مذهبی و القاب و عناوین مرتبط با پادشاهی و سلطنت در کانون توجه پادشاهان قرارگرفته است. این کارکرد در طول دوره قاجاریه به شکل چشمگیری دچار تغییر و دگرگونی شد. گاه شعائر مذهبی روی سکه ها فزونی پیدا کرد و گاه عباراتی در معرفی شکوه پادشاهی افزایش یافت. این پژوهش به روش تطبیقی و پژوهش کتابخانه ای به مقایسه و تحلیل نوشتار روی سکه های قاجاریه، به هدف تبیین بازتاب اندیشه پادشاهی و مذهب از طریق این مسکوکات، پرداخته و درصدد پاسخ به این پرسش است که سیاست شاهان قاجار در توازن نوشتار مذهبی و سیاسی روی سکه ها چگونه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که تغییرات نوشتاری روی سکه های دوره قاجاریه تحت تأثیر تمایلات شخصی شاهان قاجار، نبود وحدت میان علما، هویت سازی آن ها با الهام از شاهان ایران باستان و فن آوری جدید و ارتباطات با غرب بوده است. نتایج نموداری مشخص نموده که شعائر مذهبی از ابتدا تا پایان دوره قاجاریه روندی کاهشی و عناوین مرتبط با سلطنت از شکل گیری حکومت آن ها تا دوره ناصرالدین شاه سیر صعودی و پس از او روند کاهشی داشته است.
روند مهاجرت و استقرار مهمترین متحدان امویان در شمال جزیره العرب (قبایل قُضاعَه و کَلْب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۲
۱۲۴-۹۷
حوزههای تخصصی:
آگاهی از تاریخ اسلام بدون شناخت قبایل امکان پذیر نیست. قبایل منتسب به قضاعه، به ویژه کلب در دوره پیشااسلامی و پس از اسلام قدرتی تأثیرگذار داشتند و گستره وسیعی از جغرافیای جزیره العرب را در اختیار داشتند. نگارنده این پژوهش گزاره های تاریخی قبیله و یافته های باستان شناسی را با روش توصیف و تبیین تاریخی مورد بررسی قرارداده تا مسئله اصلی آن را که تعیین خاستگاه قضاعیان و بنی کلب، علل مهاجرت و دوره های استقرار آنها در مناطق مختلف است، پاسخ دهد. نتایج پژوهش گویا ی آن است که قضاعیان با کوچ از یمن در قرن دوم میلادی، در مرکز جزیرهالعرب مستقر گردیدند و سپس در شمال جزیره العرب صاحب سرزمین های مهمی شدند. از این رو، با جمعیت زیاد و سرزمین های پهناور مورد توجه حکومت ها قرار گرفتند و مناسبات سیاسی، اقتصادی و خانوادگی برقرار کردند. پس از فتحِ مرکز تجمع آنها در دُومَه الجَندل توسط مسلمانان، به شام و دمشق رفتند و در نتیجه پیوند خانوادگی با بنی امیه، اصلی ترین متحد سیاسی امویان شدند. این گونه حضور کلبیان در شمال آفریقا و اندلس رقم خورد.
تحلیل قانونگذاری توسعه در ایران با استفاد از دستور زبان نهادی (1341- 1356)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
179 - 199
حوزههای تخصصی:
قوانین برنامه های عمرانی سوم، چهارم و پنجم را می توان مقدمه و مبنای اثرگذارترین پروژه های نوسازی در دولت پهلوی به حساب آورد. این قوانین در حقیقت سنگ بنایِ راهکارهایی بودند که دولت پهلوی تحت عنوان برنامه های عمرانی برای پیشبرد پروژه نوسازی تدوین کرد و به همین دلیل بررسی آنها می تواند به شناخت ماهیت برنامه های عمرانی و نوع نگاه دولت پهلوی به پروژه نوسازی کمک کند. این مقاله با استفاده از «دستور زبان نهادی» درصدد استخراج گزاره های نهادی و تحلیل قوانین برنامه های مزبور است تا نشان دهد ماهیت این برنامه ها از حیث اجزای مختلف گزاره های نهادی چون جزء اسنادی، شدت التزام، عمل، شرط و تنبیه چگونه بوده و اصولاً عامل و کنشگر اصلی در این قوانین که بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در تدوین قوانین برنامه های عمرانی، دولت به عنوان عامل اصلی در مرکز برنامه ها قرار داد. در هیچ یک از 111 گزاره نهادی موجود از سازمان های مردم نهاد یا غیردولتی به عنوان جزء اسنادی نام نرفته است. همچنین در 108 گزاره از شدت التزام بهره گرفته شده است. نکته قابل تأمل اینکه 81 مرتبه از اجبار به عنوان جزءِ شدت التزام استفاده شده است که این امر نشان از ماهیت دستوری برنامه ها دارد. به علاوه، عدم قید هر گونه شرط زمانی و مکانی در جزء شرط دلالت بر «عام بودگی» برنامه های عمرانی بدون توجه به تنوع زیستی، فرهنگی و اجتماعی دارد و آنی ترین نتیجه چنین نگاهی درگیر کردن دولت در امور مختلف، کنار گذاشتن نیروهای بالقوه مردمی و طرد مشارکت عمومی است.
بازنگری بهره گیری از فضای شهر تهران در جریان رویدادهای معاصر (بررسی موردی انقلاب مشروطه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحرک های اجتماعی، نقطه بر هم خوردن نظام دیرپای روابط درون فضا و دگرگونی آن از بعد معنایی و تولید فضاهای جدید است. ازاین رو پژوهش حاضر بر یافتن نحوه دگردیسی فضا در یکی از مهم ترین تحرکات اجتماعی معاصر یعنی انقلاب مشروطه در دوران قاجاریه می پردازد و قصد دارد تا نشان دهد که کنش متقابل میان امر اجتماعی/ فضایی چگونه منجر به تغییر مفهوم فضایی شهر تهران در آن دوره شده است. هدف از این پژوهش بررسی رابطه میان فضای شهری و رخدادهای انقلاب مشروطه و دگرگونی نمادین فضاهای شهری ناشی از این کنش اجتماعی است. روش پژوهش حاضر تاریخی و توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای (اسنادی) و میدانی (بازدید از بناها) بوده است. نتایج پژوهش نشانگر آن است که در انقلاب مشروطه، سه مرحله مختلف از مصرف، تولید و مقابله فضایی قابل مشاهده است. در مرحله اول، رویدادها در کالبد فضایی که از منظر تاریخی مشروع محسوب می شوند، آغاز و در ادامه کنش اجتماعی به خلق و بازنمایی فضاهای خود اقدام می کنند و فضاهای روزمره به جزئی از یک نظام نمادین جدید فضای شهری بدل می شوند و در مرحله سوم انقلاب با دگردیسی مفهوم فضایی، تغییر معنای نمادین فضاهای از پیش موجود و تلاش برای تصرف فضاهای تعیین یافته با هدف مقابله گروه های درگیر در انقلاب روبرو هستیم.
اندیشه های قرآنی انعکاس یافته در شعر امام خمینی (ره) با رویکرد بینامتنیت ضمنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و چهارم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۹۷
55 - 83
حوزههای تخصصی:
بینامتنیت روش هم گرایی متون بر مبنای تأثیر بر یکدیگر و شکل گیری معنای متن به وسیله متون دیگر است. به عبارت دیگر، بینامتنیت، روش تأثیرپذیری از متون قبل و تأثیرگذاری بر متون بعد است. ژنت بینامتنیت را در مفهوم محدود، حضور هم زمان متنی در متن دیگر به کار برده و تعریف وی از بینامتنیت در سه سطح است: سطح خیلی آشکار یا همان نقل قول، سطح کمتر آشکار و پنهان شده ارتباط دو متن و سطحی با کمترین وضوح که ضمنی است و در آن اشاره پنهانی متنی به متن دیگر مورد نظر است و شامل کنایات، استعارات و تلمیحات می باشد ؛ به گونه ای که درک کامل متن، بدون فهم اشارات آن امکان پذیر نباشد. پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای با هدف تبیین بینامتنی ضمنی قرآن در اشعار امام خمینی است؛ لذا به واکاوی آن دسته از اشعار امام خمینی که بر اساس سطح بندی بینامتنی ژنت رابطه بینامتنی ضمنی با کلام الهی دارند پرداخته شده است. نیز یافته های این پژوهش بیان کننده ارتباط وسیع شعر امام خمینی با آیات قرآن کریم است.
منبع شناسی پرسیکای کتسیاس: در جست وجوی منابع ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع منابع ایرانی استفاده شده کتسیاس، در طول دو سده گذشته همواره محل مناقشه بوده است. این منابع در دو گروه مکتوب و روایی، قابل مطالعه هستند. موضوع استفاده احتمالی کتسیاس از منابع ایرانی در این پژوهش، ذیل چهار عنوان واکاوی شد: ابتدا منابع ایرانی کتسیاس را بررسی کرده ایم، سپس از اهمیت نقش بلخ و بلخیان و سکاها در روایت کتسیاس سخن رفته است، در گام سوم نیز، به اهمیت و نقش سرزمین ماد پرداخته ایم، در چهارمین گام، سه نام اُکسوآرتس، اسپیتاماس و داماسپیا از میان نام های اشخاص با ریشه زردشتی که از طریق روایات منقول از کتسیاس- مانند فُتیوس و دیودُر- به دست ما رسیده، برگزیده و مطالعه شده اند. همچنین شاهد یا شواهد تاریخی موجود درباره و یا مرتبط با آن نام های اشخاص، در اسناد تاریخی جست وجو شده است. این نام ها در بسیاری از متون کلاسیک، سنت دینی زردشتی و نیز اسناد رسمی دستگاه اداری هخامنشیان تأیید شده اند. همچنین به روابط میان این نام های اشخاص با سرزمین های مذکور، یعنی بلخ و ماد، اشاره شده است. نتیجه پژوهش حاضر، در نهایت، نشان دهنده وجود منابع مکتوب و روایی ایرانی استفاده شده کتسیاس هستند و نشان می دهند که کتسیاس در مدعای خود مبنی بر استفاده از اسناد رسمی و بهره مندی از منابع شفاهی، احتمالاً بر حق بوده است.
واکاوی سیره پیامبراکرم(ص) و ائمه اطهار در حفظ کرامت انسانی بردگان وکنیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در مواجهه با نظام برده داری و حفظ کرامت بردگان و کنیزان با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در عصر جاهلیت برده داری به صورت گسترده ای در عربستان رواج داشته و برده ها از حقوق بسیار ناچیزی برخوردار بودند. کنیزان نیز در این دوره اغلب برای زاد و ولد و حضور در مجالس لهو و لعب خرید و فروش می شدند که سود سرشاری برای صاحبان خویش به ارمغان می آوردند. با ظهور اسلام، پیامبر(ص) و ائمه اطهار سعی در برچیدن تعصبات جاهلیت در میان اعراب، به خصوص برده داری در جامعه آن دوران کردند. نگارندگان پژوهش پیش رو درصدد پاسخ به این پرسش اند که پیامبر(ص) و ائمه اطهار چه راهکارها و تمهیداتی برای تغییر جایگاه بردگان و کنیزان در جامعه اسلامی اندیشیدند؟ دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار با راهکارهایی نظیرآزادی بردگان در راه رضای خداوند، پیوند با کنیزان و همچنین تربیت و تعلیم آنها سعی و اهتمام فراوانی در بالا بردن جایگاه آنان در جامعه اسلامی داشتند.
A Review of Nishapur Revisited: Stratigraphy and Ceramics of the Qohandez(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۲, Issue ۲, January ۲۰۲۲
77 - 84
حوزههای تخصصی:
In the early Islamic period, Khorasan was referred to as “Place of Sunrise” that stretched from the eastern side of the Lut Desert to the Hindukush Mountains. This region was divided into four parts or “quarters” of Neyshabour, Merv, Herat, and Balkh during the early centuries of Islam. The region that finally became the capital of Taherid dynasty was one of the important political, religious, and geographical centers during those years. A New York Metropolitan Museum’d expedition under Charles Carl Wilkinson was carried out on 3,500-hectare area of the ancient city of Neyshabour, from 1937 to 1948 AD.
اصلاحات در دوره اموی
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۳
35 - 46
حوزههای تخصصی:
در اواخر حکومت امویان، در قلمرو تحت سلطه آنها مخالفت های زیادی در عراق عرب، شام و ایران رخ داد. علت اصلی این موضوع، تعصبات قبیله ای و نژادی، شرایط سخت زندگی و پرداختن جزیه و خراج بود. سیاست های خشن و سخت گیرانه حکام اموی از جمله حجاج بن یوسف باعث تشدید حرکت ها و مخالفت های گسترده ای همچون شورش عبدالرحمن بن اشعث گردید؛ از همین رو بعضی از خلفا و امیران اموی جهت کاهش اختلافات و جلوگیری از فروپاشی خلافت دست به اصلاحاتی زدند. اصلاحات عمر بن عبدالعزیز ابتدا موفقیت آمیز بود، اما مرگ زودهنگام او مانع ادامه روند اصلاحات گردید و خلیفه بعدی سعی در حذف اقدامات او نمود. در اواخر خلافت اموی، یزید سوم و همچنین حاکم خراسان نصر بن سیار با دنبال کردن اصلاحات سعی در کنترل روند سریع مخالفت ها نمودند اما هیچ کدام از این تلاش ها مانع فروپاشی نگردید. نیروی تازه نفس عباسیان با شعارهای اصیل اولیه اسلامی توانستند مردم را با خود همراه کرده و حکومت سلطنتی اسلامی امویان را منقرض نمایند. مسئله این پژوهش، اقدامات اصلاحی خلفا و امرای اموی به ویژه اصلاحات سیاسی و اقتصادی آنان است. پژوهش حاضر به شیوه کتابخانه ای و با تمرکز بر منابع تاریخ نگاری اسلامی تنظیم شده است. مدعای نگارندگان این است که بازیگران سیاسی دوره اموی، با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی سرزمین های اسلامی، لزوم انجام اقدامات اصلاحی در سطح گسترده را ضروری دانستند.
بررسی نقش آفرینی جنبش دانش آموزی در عمومی سازی مبارزات انقلاب اسلامی: مطالعه موردی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر اصفهان (1350- 1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۵)
6 - 25
حوزههای تخصصی:
چکیده هدف: در پژوهش حاضر نقش گروه اجتماعی نوجوانان در روند حرکتی انقلاب اسلامی بررسی شده است. پرسش اصلی این تحقیق، نقش دانش آموزان در انقلاب اسلامی است و پرسش فرعی آن میزان اثرگذاری دانش آموزان در عمومی کردن نهضت اسلامی است. روش٫ رویکرد پژوهش: بنابه ماهیت موضوع و نیاز به بررسی میدانی، شهر اصفهان به عنوان محدوده مکانی تحقیق، و مرحله نهایی نهضت (۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷) به عنوان محدوده زمانی تحقیق انتخاب شد. پژوهش به روش کیفی و با تکیه بر اسناد موجود و به طور ویژه مصاحبه فعال (تاریخ شفاهی) انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: نقش دانش آموزانِ مقطع متوسطه اصفهان در عمومی کردن انقلاب و مشارکت بخش های گوناگون مردم این شهر در مرحله نهایی نهضت، اساسی و خیلی اثرگذار بوده است.
مناظرات ابن فُورَک اشعری با کَرّامیه در غزنه (اوایل قرن پنجم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با عنوان «مناظرات ابن فورک اشعری با کرامیّه در غزنه (اوایل قرن پنجم هجری)» با رویکرد کلامی، درصدد است تا به علل برپایی مناظرات مذکور و اینکه وجوه تشابه یا تمایز آرای ابن فورک با سلطان محمود غزنوی و محمد بن هیصم کرامی چه بوده است، پاسخ دهد. در نیمه نخست قرن سوم هجری، مذهب کرامیه توسط محمد بن کرام پی ریزی شد که به مشبهه قرابت داشت. در اوایل سده چهارم، ابوالحسن اشعری پایه گذار مکتب کلامی جدیدی شد که خصوصیت بارز آن، دفاع از باورهای اهل سنت و اصحاب حدیث بود و پویایی آن پس از مرگ وی، به همت بزرگانی چون ابوالحسن باهلی، ابن مجاهد بصری، ابن فورک اصفهانی، ابوبکر باقلانی و ابواسحاق اسفراینی تداوم یافت. ابن فورک در راه دفاع از عقاید اشعریه در برابر سایر فرق ازجمله کرامیان، تلاش بسیاری کرد. نتایج این نوشتار حاکی از آن است که گرچه ابن فورک و سلطان غزنوی در مسئله رؤیت عینی خدا متفق القول بودند اما از حیث آنکه این رؤیت در جهت خاصی است یا نه، اختلاف داشتند. انتساب عقیده انقطاع رسالت به ابن فورک نیز تهمتی بیش از جانب کرامیّه نبود. همچنین تدقیق در مباحثات و اختلافات عقیدتی ابن فورک و ابن هیصم، بیانگر آن است که گرچه این دو متکلم در مسائلی نظیر قِدَم کلام خدا و عدم اراده انسان در افعال خیر و شر، دیدگاه مشترکی دارند اما در غالب مباحث دیگر مانند استواء خدا بر عرش، بقای اعراض، صفات خبریه خدا، مخلوق بودن یا نبودن صفات فعلیه پروردگار، سنخیت یا تباین بین خالق و مخلوق و اینکه قرآن کلام خداست یا قول او، تضاد آشکاری داشته اند.
تأثیر انجمن ها و تشکل های زنانه بر ارتقای جایگاه زنان در جامعه دوره قاجار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجار زنان در جامعه ای سنتی و مردسالار، از کمترین میزان حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی برخوردار بودند. عواملی مانند انقلاب مشروطه و گسترش افکار فمینیستی در نتیجه گسترش ارتباطات ایران و غرب باعث شد برخی از زنان روشنفکر و پیشرو به فکر احقاق حقوق زنان در این محیط سنتی و مذهبی بیافتند. بدین منظور زنان چند نهادها آموزشی و مدنی مانند مدارس دخترانه و انجمن ها و نشریات زنانه برای آگاهی بخشی به زنان و فعالیت در جهت احقاق حقوقشان تأسیس کردند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انجمن ها و تشکل های زنانه در جهت ارتقای جایگاه زنان در جامعه دوره قاجار است. بدین منظور این سؤال طرح می شود که انجمن ها و تشکل های زنانه چه تأثیری بر ارتقای جایگاه زنان در دوره قاجار داشته اند؟ فرضیه این است که این انجمن ها و تشکل ها از طریق رشد آگاهی، تغییر نگرش و هویت بخشیدن به زنان باعث بهبود جایگاه اجتماعی و سیاسی زنان در این مقطع شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که این انجمن ها با تأسیس چندین مدرسه دخترانه، ایجاد جلسات و گردهمایی، تأسیس نشریه و آگاهی بخشی به زنان، باعث رشد آگاهی، تغییر نگرش و مطالبه گری تعداد زیادی از زنان شده و مقدمات و شرایط ورود آنها به اجتماع را فراهم آورده اند. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند.
Shaykh Ṣaddūq and his Al-I‘tiqādāt in the Safavid Era
منبع:
Journal of Safavid Studies, Volume ۱, Issue ۲, ۲۰۲۲
27 - 40
حوزههای تخصصی:
Abū Ja‘far Muḥammad Ibn ‘Alī Ibn Bābawayh al-Qumī (381 CE) is a prominent Shī‘ah scholar of the fourth century AH. Al-I‘tiqādāt, one of his prominent works, comprises of forty-five chapters. He has compiled the most important Shī‘ah beliefs evidenced with Qurānic verses and ḥadīths. The present study investigates the status of Shaykh Ṣaddūq and his Al-I‘tiqādāt in the Safavid era. The crux of this study is the analysis of impactful societal components which led to the circulation of Al-I'tiqādāt during the Safavid era. Adopting a descriptive-analytical method, the study seeks to answer the above question based on the available sources in the given era. Findings show that the cultural-religious policies determined by Shāh Ṭahmāsb, religious and educational institutions, as well as religious texts and teachings, were used to stabilize, institutionalize, and spread Shiism in Iranian society during the Safavid era, which resulted in a number of noble Shī‘ah Arabic works being rendered into Persian.
جایگاه و اهمیت منشآت نگاری در تاریخ شناسی؛ با تکیه بر منشآت و ترسل معین الدین محمد زمچی اسفزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منشآت نگاری به عنوان یکی از منابع اسنادی تاریخی، مطالب ارزشمندی در وجوه مختلف جامعه ایرانی دارد. هرچه از سده های متقدم به سده های متأخر پیش می رود، منشآت نگاری از اهمیت و جایگاه والایی در بین ادیبان و مورخان برخوردار می شود. متأسفانه تاریخ پژوهان به دلایلی همچون عدم انتشار گسترده آن ها، دشواری خط نگارشی شان، باور به کلان روایت برتری وجه آموزشی و تعلیمی آنان و غیره بدان ها کم توجهی کرده اند و در بهترین حالت از داده های تاریخی موجود در متن در توصیف رویداد استفاده شده است. هنوز به منشآت پژوهی به صورت جدی توجه نشده است. این مقاله با رویکرد منشآت پژوهی با روش تحلیل مضمون درصدد نشان دادن جایگاه و اهمیت منشآت و ترسل معین الدین محمد زمچی اسفزاری از منشیان سده نهم در دربار سلطان حسین بایقرا است. جایگاه خوش نویسی مؤلف موجب شده تا منشآت او از نوع نامه ها و محتوای متنوع و در نوع خود منحصربه فرد باشد. او با پیوند ترسل نگاری و رقعه نویسی به منشآت نگاری، نوع جدیدی از متن منشیانه تولید کرده است که در نزد پیشینیان بی سابقه است. اثر زمچی اسفزاری به دلیل درج اسناد سلطانی، دیوانی و اخوانی با حذفیات حداقلی از رویکرد آموزشی به رویکرد تولید متن اسنادی گام نهاده است که در هفت محور اهمیت و جایگاه آن در منشآت نگاری نشان داده شده است.