فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی دانش ارزشمند برنامه درسی از منظر دو ایدئولوژی کارایی اجتماعی و بازسازی اجتماعی که همواره در تقابل تاریخی با یکدیگر قرار داشته اند، پرداخته است. روش پژوهش حاضر اسنادی _ کتابخانه ای و از نوع تحلیلی_توصیفی بوده است. روش گردآوری داده ها از طریق تحلیل متن و روش تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل محتوا بوده است. دانش در برنامه درسی کارایی اجتماعی، از نوع دانش تجربی و مربوط به گروه خواص و نخبگان بوده که مبتنی بر عقلانیت فنی و خلاقیت، پیشرفت، فردمحور(اصالت فرد)، فرآیندمحور، حال نگر و گذشته نگر، حافظ وضع موجود، مبتنی بر فرهنگ تولید و مصرف(عرضه و تقاضا)، تخصص محور و به دنبال باز تولید فرهنگی است. این دانش از این منظر عامه پسند است که علائق عمومی در برنامه درسی تنها باعث افزایش آگاهی فراگیران درباره چرخه ی تولید، مصرف و زندگی روزمره می شود و همبستگی عمومی را تقویت و زندگی روزمره را می چرخاند. دانش در برنامه درسی ایدئولوژی بازسازی اجتماعی و مکاتب برخاسته از آن نظیر مکتب فرانکفورت، جامعه محور(اصالت اجتماعی)، نتیجه محور، آینده نگر، تحول گرا، انقلابی و حادثه ساز است. هر یک از این دو ایدئولوژی به اقتضای شرایط زمانی و مکانی مورد نظر و موردنیاز خود می توانند به گونه ای موفقیت آمیز عمل کنند. اگر به دنبال حفظ وضعیت موجود، انتقال فرهنگ به نسل بعدی(باز تولید فرهنگی) و جامعه پذیری کودکان و البته پیشرفت اقتصادی و رفاه جامعه هستیم، می توانیم از دانش ایدئولوژی کارایی اجتماعی برنامه ی درسی بهره ببریم در حالی که اگر به دنبال بازسازی فرهنگی بجای بازتولید فرهنگی، تحول در جامعه، خودآگاهی فردی هستیم، می توانیم از دانش بازسازی اجتماعی استفاده نماییم.
هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی : مطالعه پدیدارشناختی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
47 - 72
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر هویت حرفه ای را از منظر تجارب مشترک بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی در دانشگاه های کشور بررسی کرده است. هدف پژوهش، فراهم کردن فضائی برای شنیده شدن داستانهایی است که آنها از هویت حرفه ای شان درک و تجربه کرده اند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدار شناسی انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی که مشغول تحصیل هستند و با رشته برنامه درسی آشنایی کامل دارند، می باشد. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند از دانشکده های علوم تربیتی انتخاب شدند. به این منظور مصاحبه های نیمه سازمان یافته با 18 نفر از آنان انجام شد و جهت اطمینان از اعتبار، دقت و صحت داده ها ، ضمن بررسی و تایید سوالات مصاحبه توسط اساتید صاحب نظر، از روشهای مقایسه مکرر داده ها و معادل سازی تا اشباع داده ها استفاده شد. داده ها با روش پیشنهادی اسمیت ( 1995)مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. 4 مقوله اصلی 1- نقش فردی 2- پذیرش اجتماعی 3-ساختار رشته 4- هویت بخشی به رشته از این داده ها شناسائی شدند که هر کدام دارای چندین مضمون فرعی می باشند. باز تعریف نقش برنامه ریز درسی، حدود و ثغور رشته، نقش معلم و تمرکز زدایی در برنامه درسی چند عامل از مجموعه عوامل استتنتاجی از این پژوهش هستند که در کسب هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی بر آنها تاکید شده است
مطالعه تطبیقی سرفصل دروس دکترای مدیریت ورزشی ایران وکشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۲
116 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق مطالعه و بررسی سرفصل دروس دوره دکتری مدیریت ورزشی ایران (براساس آخرین بازنگری سال1393 ) و مقایسه آن با کشور های منتخب (امریکا، کانادا )، جهت آگاهی از محتوای سرفصل دروس به منظور دستیابی به تناسب، همخوانی و دستاورد های آن می باشد. روش پژوهش با توجه به ماهیت موضوع، کیفی از نوع مقایسه ای- تطبیقی تنظیم شده است که چهار مرحله جرج بردی :1. توصیف 2. تفسیر 3. همجواری 4. مقایسه را شامل می گردد. جامعه آماری مورد نظر به صورت انتخابی بوده است و دو کشور ایالات متحده امریکا و کانادا را در بر می گیرد. نمونه گیری با درجه اهمیت و پیشرفت دانشگاه های کشور های مورد مطالعه مورد بررسی قرار گرفته اند. در امریکا دانشگاه های مجری دوره دکتری مدیریت ورزشی برگرفته از سایت انجمن مدیریت ورزشی امریکای شمالی ) (NASSMشامل: تروی، لوییزیانا، اورگان، میشیگان، اوهایو، مینسوتا، نیومکزیکو،کارولینای شمالی، ایندیانا، کانزاس، ایلینویز، فلوریدا و درکانادا دانشگاه های برووک، اوتاوا، واترلوو، وسترن، آلبرتا و رجینا را در بر می گیرد. ابزار پژوهش برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز کتابخانه ای و غالباً مبتنی بر وب بوده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در دانشگاه های آمریکا و کانادا در مقایسه با دانشگاه ایران مولفه های برنامه درسی از جامعیت، عمق و درون زایی بیشتری برخوردار بوده و جنبه پژوهشی و کاربردی دارند. بازنگری مداوم و افزایش انعطاف برای تغییر و به روزرسانی و کاربردی ترکردن سرفصل دروس و توجه ویژه به مقوله پژوهش کمی و بخصوص کیفی پیشنهاد می گردد
تحلیل محتوای کتب درس دین وزندگی دوره ی متوسطه دوم ا زمنظر توجه به رویکرد تربیت عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱
112 - 131
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتب درس دین وزندگی دوره ی متوسطه دوم از منظر میزان توجه به رویکرد تربیت عرفانی اجرا شده است. روش پژوهش توصیفی و از نوع پژوهش کیفی و رویکرد پژوهش کاربردی بود. جامعه پژوهش، کتابهای دین و زندگی دوره ی متوسطه در سال تحصیلی 1398-99 بود که به صورت هدفمند کتابهای دین و زندگی دوره دوم متوسطه به همراه پیش دانشگاهی به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری داده ها، نمونه برگ تحلیل محتوای کتابهای درسی بر مبنای شاخصها و اصول تربیت عرفانی براساس حکمت سینوی و با اقتباس از بهشتی و ناظر حسین آبادی(1391) می باشد. یافته های پژوهش نشان داد: درمجموع643 بار به محورها و مؤلفه های مفهومی مرتبط با تربیت عرفانی توجه شده که میزان آن در پایه های اول 170، در پایه دوم 165، در پایه سوم 240 و در پیش دانشگاهی 68 مرتبه است؛ جدای اینکه در دوره پیش دانشگاهی به عناصر تربیت عرفانی کمتر توجه شده است، اما عنصر شریعت محوری درکل و خصوصاً در پایه اول (با 4 بار تکرار)،کمترین حد توجه را داشت عنصری که ازمحوری ترین عناصر تربیت عرفانی بوده و عرفان واقعی را از سایر عرفان ها متمایز می کند.
تحلیلی بر نظریه برنامه درسی با تأکید و نقدی برایدئولوژی های آیزنر و مک نیل
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ایدئولوژی های برنامه درسی یکی از مباحث اساسی و کلیدی حوزه برنامه درسی است .مروری بر پیشینه نظری ایدئولوژی های برنامه درسی در دهه گذشته حاکی از آن است که توجه بسیار جدی به این موضوع شده و آثار و طبقه بندی متعددی در این زمینه ارائه گردیده است. بنابراین یکی از حوزه های مورد علاقه مک نیل وآیزنر، ایدئولوژی های برنامه درسی است .این مطلب را با نگاهی به نوشته های این دو صاحب نظر می توان دریافت. مقاله حاضر بر آن است تا ضمن بررسی عمیق اندیشه های آیزنر و مک نیل در این زمینه، تنوع برداشت ها از ایدئولوژی های برنامه درسی و دلایل آن را به گونه ای منطقی به تصویر بکشد. برای نیل به این مقصود، ابتدا مروری بر اندیشه های هر دو صاحبنظر شده و پس از آن ، با تأملی دوباره در این ایدئولوژی ها، نکات کلیدی اندیشه های این افراد استنتاج گردیده و در نهایت، با مقایسه ایدئولوژی های برنامه درسی آیزنر و مک نیل، تحلیل و نتیجه گیری انجام شده است. به طور کلی،نتایج این مقایسه نشان می دهد که ضمن مشابهت ها ،تفاوت اساسی در فلسفه و جهان بینی این دو صاحب نظر وجود دارد.
شناسایی دلالت های حکمت بازنگری علوم انسانی بر پایه آینده پژوهی به شیوه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدم کارآمدی برنامه های درسی علوم انسانی برای دانشجویان، مهمترین توجیه بازنگری آنهاست زیرا رشته های فعلی برای آینده ای که دانشجویان به آن ورود پیدا می کنند، از کارآمدی چندانی برخوردار نیست. در پژوهش حاضر ، دلالت های مبتنی بر یافته های مقالات علمی، با هم ترکیب شدند. روش پژوهش حاضر، شناسایی دلالت های حکمت بازنگری برنامه های درسی علوم انسانی مبتنی برآینده پژوهی است. پژوهش حاضر بر اساس روش فراترکیب (سندلوساکی و باروساو ،2007) تعیین شده و محیط پژوهش را کلیه مقالات منتشر شده طی سالهای 1371 تا 1400 تشکیل داده اند.شیوه نمونه گیری هدفمند و به شیوه اشباع نظری داده ها بوده است. لذا از بین 53 مقالات انتخاب شده اولیه 31 مقاله براساس داشتن شرایط ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل داده ها به شیوه کُد گذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل داده ها صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد،فرسودگی رشته ها، بی خاصیتی رشته ها، نظام مند نبودن رشته ها، بی تدبیر بودن رشته ها، ضعف ساختاری رشته ها، محدود بودن رشته ها، عملی نبودن رشته ها، پویا نبودن رشته ها، ایدئولوژی ضعیف رشته ها، میان رشته ای نبودن رشته ها،آسیب های جدی علوم انسانی موجود است و در نتیجه دلالت های بازنگری علوم انسانی بر این اساس باید تدوین و ارائه گردد.
شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی لیپمن درکتاب داستان پینوکیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۴
123 - 153
حوزههای تخصصی:
یکی از جدی ترین فعالیت هایی که در زمینه آموزش مهارت های فکری انجام شده است، برنامه فلسفه برای کودکان (فبک) است. صاحب نظران تعلیم و تربیت داستان را بهترین نثر برای برقراری ارتباط و ابزار مناسبی برای پرسش و پاسخ با کودکان می دانند و معتقدند، ذهنیت فلسفی در کودکان از طریق داستان شکل می گیرد. از این رو هدف از پژوهش پیش رو شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی در کتاب داستان پینوکیو است. به منظور دست یابی به این هدف، داستان پینوکیو نوشته کارلوکلودی گزینش و مورد تحلیل قرارگرفته است. ملاک مقایسه در این پژوهش، استناد به مؤلفه های تفکر فلسفی از دیدگاه لیپمن بوده، که به سه بعد مؤلفه های تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم بندی شده است. سپس باتوجه به چهارچوب نظری فراهم شده و با استفاده از روش تحلیل محتوای قیاسی، مؤلفه-های تفکر فلسفی در داستان یادشده شناسایی و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این داستان از منظر مؤلفه های تفکر فلسفی از ظرفیت مناسبی برخوردار هستند و حضور این مؤلفه ها در آن مشهود است. به این صورت که، این داستان در بعد تفکر خلاق نسبت به دو بعد دیگر یعنی تفکر انتقادی و مراقبتی غنای بیشتری داشته اند.
برنامه درسی قبل از تولد، گامی محکم برای شروع
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۹
82 - 109
حوزههای تخصصی:
معانی نهفته در برداشت های مختلف از برنامه درسی، نوعی تحول و پیشرفت مفهومی است. در هر لحظه برداشت، دیدگاه و نظر پیشرفته تری از این حوزه مطرح و معرفی می گردد که برداشت های قبلی را تحت شعاع قرار می دهد، این نوشتار با رویکرد سنتزپژوهی عرصه جدید و مغفولی از تفکر و پژوهش درقلمرو برنامه درسی، یعنی برنامه درسی قبل از تولد را نشان می دهد، در این جستار اهمیت برنامه درسی قبل از تولد با توجه به وجود قابلیت های موثر و حیاتی جنین در امر یادگیری و ویژگی های آن مورد بررسی و تبیین قرار گرفته است. برای دستیابی به این تبیین، یافته های پژوهش های مربوط به این زمینه طی سالهای1950-2014 تجمیع و ترکیب شده اند. سپس سنتزی از یافته های آنان طبق اصول تلفیق، بازاندیشی و بازآرایی داده ها ارائه شده است. یافته های این نوشتار نشان می دهد که فلاسفه همچون افلاطون و سقراط اشاراتی به دوره قبل از تولد داشته اند و امروزه با آزمایش های مختلف شواهد قوی مبنی بر یادگیری داخل رحمی، وجود هوش، حافظه، رابطه متقابل میان مادر وحتی تجربه های احساسی وعاطفی مادر با جنین به خوبی اثبات شده است و نیز دوران جنینی دوران تکوین توانایی هایی است که جنین انسان بعد از تولد به آنها نیاز دارد. هر چند که در بدو تولد ناتوان به نظر می رسد، اما زمینه هر کدام از این توانایی ها در بازه های زمانی مختلف در دوران جنینی شکل می گیرد. دوران قبل از تولد در مشخص کردن مسیر رشد و تحول انسان بسیار حائز اهمیت است، شناسایی و یقین به وجود این عوامل باعث می شود که به فکر نقشه ای برای یادگیری( برنامه ریزی درسی) این یادگیرندگان فراموش شده باشیم و اندیشمندان تعلیم و تربیت وبالاخص برنامه ریزان درسی بایستی برای کودکان قبل تولد برنامه های منسجم و سازمان یافته جهت یادگیری طراحی کنند.
واکاوی نارسایی های مؤثر بر عدم استفاده از طرح درس توسط آموزگاران دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی نارسایی های مؤثر بر عدم استفاده از طرح درس توسط آموزگاران دوره ابتدایی استان قزوین است. پژوهش به روش تحلیل مضمون (براون و کلارک، 2006) انجام شد. به منظور گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 آموزگار شاغل در مدارس ابتدایی استان قزوین استفاده شده است. تحلیل داده ها در فرایند کدگذاری با کمک نرم افزار MAXQDA در سه گام انجام شد. در گام اول کدهای اولیه(مضامین پایه) بر پایه ی شواهد، استخراج شد و در گام بعدی با دسته بندی آنها به مضامین سازمان دهنده دست یافتیم و در گام آخر آنها را حول محور اصلی تجمیع کرده و مضامین فراگیر را استخراج کردیم. مضامین فراگیر در پژوهش حاضر نشان دادند که نارسایی های موثر بر عدم استفاده از طرح درس توسط آموزگاران در سه محور کلی فردی(روانشناختی)، سازمانی و آموزشی تعبیه می شود. چالش های انگیزشی و مشارکت، کمبود مهارت ها و آشنایی با روش های نوین،کمبود دانش و شناخت آموزشی، محدودیت های محیطی و ساختاری، فشار محتوا و برنامه، عدم حمایت و هماهنگی سیستم آموزشی و تفاوت های فرهنگی و ویژگی های رشدی به عنوان نارسایی های موثر بر عدم استفاده از طرح درس شناخته شدند. تحلیل داده ها نشان می دهد که بهبود شرایط آموزشی، تقویت حمایت های مدیریتی و مالی و بازطراحی دوره های آموزشی متناسب با نیازهای معلمان می تواند زمینه ساز به کارگیری اثربخش طرح درس و ارتقای کیفیت تدریس در دوره ابتدایی شود.
سنتزپژوهی چالش های تغییر سبک های یاددهی –یادگیری در نظام های آموزشی در دوران شیوع کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
121 - 169
حوزههای تخصصی:
ویروس کرونا جوامع آموزشی را به ویژه از نظر تغییر گسترده به سمت یادگیری آنلاین، تحت تاثیر قرار داده است. این به معنای تبدیل سریع برنامههای درسی و سبکهای یادگیری به یک بستر دیجیتال است. ایجاد تغییر در برنامههای درسی بدون بررسی و کنترل دقیق تمامی عوامل تاثیرگذار درآن نمیتواند به تغییرات اثربخش منجرگردد. پژوهش حاضر با توجه به هدف، به روش کیفی و با استفاده از شیوه سنتز پژوهی، بر اساس الگوی روبرتس انجام شده است. در این پژوهش، پس از بررسی های لازم، حوزه قطعی مطالعه جهت سنتز پژوهی چالش های تغییر سبک های یاددهی-یادگیری، حدود 13 منبع مرتبط و موجود بر روی سایتهای تخصصی و ژورنالهای خارجی بوده است. برای نمونهگیری، از منابع در دسترس چاپی و الکترونیکی مرتبط با هدف و موضوع پژوهش، استفاده شده و تا حد اشباع ادامه یافته است. ابزار گردآوری اطلاعات، فیشبرداری بوده و مطالب مرتبط با هدف پژوهش با ذکر مشخصات منبع مطالعاتی و با یک نظم منطقی ثبت و اولویتبندی گردیده است. نتایج پژوهش نشان میدهدکه ما به سطح بالایی از آمادگی نیاز داریم تا بتوانیم به سرعت با تغییرات محیط سازگار شویم و بتوانیم خود را با حالتهای مختلف ارائه با توجه به شرایط همه گیری کووید19هماهنگ کنیم.
طراحی الگوی آموزشی مبتنی بر پرسش و پاسخ برای درس مطالعات اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر درک مفاهیم و تفکر انتقادی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، طراحی الگوی آموزشی پرسش و پاسخ در درس مطالعات اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر درک مفاهیم و تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 96-95 بود. پژوهش حاضر یک پژوهش آمیخته بوده که از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول طراحی الگوی آموزشی پرسش و پاسخ برای درس مطالعات اجتماعی بوده و بخش دوم، اعتباریابی الگو با اثربخشی بر درک مفاهیم و تفکر انتقادی است. در بخش کیفی از روش سنتزپژوهی (پژوهش تلفیقی) استفاده شد. در بخش کمی که هدف آزمایش تأثیر الگوی طراحی شده بر درک مفاهیم علمی و تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی است؛ با استفاد از یک طرح آزمایشی از بین دانش آموزان پایه ششم شهرستان ایذه (50 نفر پسر) شامل 2 کلاس به عنوان نمونه آماری به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، قرارگرفتند. درک مفاهیم علمی و تفکر انتقادی در هردو گروه و در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با ابزار آزمون تفکر انتقادی کرنل برای سنجش تفکر انتقادی و آزمون سنجش درک مفاهیم علمی برای درس مطالعات اجتماعی مورد مقایسه قرار گرفتند. با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس داده های جمع آوری شده تجزیه و تحلیل شد. در بخش کیفی نتایج تحقیق منجر به طراحی الگویی شد که شامل هفت بُعد (مبانی، اصول، فنون و راهبردها، مراحل، انواع پرسش، اهداف و ارزشیابی) است، نتایج در بخش کمی تحقیق نشان داد که الگوی طراحی شده موجب افزایش تفکر انتقادی و درک مفاهیم در گروه آزمایش شده است.
تبیین علل شکاف بین نظر و عمل تربیت هنری در دوره اول متوسطه براساس عناصر برنامه درسی کلاین
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۸
28 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و استخراج علل شکاف بین نظر و عمل تربیت هنری در دوره اول متوسطه و مقایسه دیدگاه مدیران و دبیران در این زمینه بوده است. روش پژوهش، ترکیبی است. نمونه آماری شامل متخصصان برنامه درسی و کارشناسان آموزش هنر و همچنین مدیران مدارس دوره اول متوسطه و دبیران درس فرهنگ وهنر بودند که به ترتیب به صورت هدفمند و تمام شماری انتخاب شدند. نخست علل شکاف از طریق تحلیل منابع ملی و بین المللی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان برنامه درسی و کارشناسان آموزش هنر و براساس عناصر برنامه درسی کلاین شناسایی و استخراج شد. سپس با استفاده از این علل، پرسشنامه ای طراحی شده و در اختیار مدیران و دبیران قرار گرفت. نتایج، منجر به شناسایی و استخراج 79 علت شد که از این میان تنها در عنصر محتوا تفاوت معناداری بین نظر مدیران و دبیران وجود داشت. با توجه به این علل، جهت کاهش شکاف بین نظر و عمل تربیت هنری، تجدیدنظر در تدوین عناصر برنامه درسی به ویژه در زمینه محتوای آموزشی ضروری است.
الگوی برنامه درسی تلفیقی در آموزش دندانپزشکی عمومی ایران
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۱
155-186
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه ی الگوی برنامه درسی تلفیقی در آموزش دندانپزشکی عمومی ایران بوده است. در این پژوهش از روش کیفی استفاده شده است. ابتدا با مطالعات کتابخانه ای و تحلیل و تفسیر اطلاعات حاصل از آن، انواع تلفیق ممکن در برنامه درسی دندانپزشکی و تجارب واقعی برخی از دانشگاههای معتبر جهان بررسی شد. سپس بر بنیاد استدلال های نظری و دستاوردهای تجربی دانشگاههای معتبر، به طراحی و ارائه الگوی راهنما جهت تولید برنامه درسی تلفیقی اقدام گردید و به شیوه نظری اعتبارسنجی شد. از بررسی تجارب دانشگاههای مختلف در تلفیق برنامه درسی دندانپزشکی، این نتیجه حاصل شد که عنایت این دانشگاهها به الگوی تلفیقی برنامه درسی با پیامدهای مثبت همراه بوده و در مجموع، محور فعالیت های تغییر و اصلاح برنامه درسی در این دانشگاهها را تمرکز بر رویکردهای تلفیقی با محوریت «آموزش توام با پژوهش»، «دندانپزشکی مبتنی بر شواهد» و «ورود دانش های جدید» در برنامه ریزی درسی دندانپزشکی تشکیل داده است. با عنایت به تجربه جهانی و دانشگاههای ایران در زمینه اصلاح برنامه های دندانپزشکی عمومی و بکارگیری رویکرد تلفیق در برنامه های درسی این دوره، الگوی برنامه ریزی درسی تلفیقی آموزش دندانپزشکی عمومی الگویی خواهد بود که در سه سطح (سطح حوزه علمی، سطح رشته تحصیلی، سطح برنامه موضوعی یا محتوای درس)؛ با تصمیم گیری در باره چهار عنصر (اهداف، محتوا، روش و ارزشیابی) و با رعایت چهار اصل (تلفیق همزمان در سطح خرد و کلان؛ تنوع روشها و چند بعدی بودن؛ تعادل بین محتوا فرایند محوری برنامه تلفیق؛ و مکمل بودن تلفیق از درون تلفیق از بیرون) به تولید برنامه های درسی می پردازد
قوم نگاری انتقادی الگوهای برتر تدریس معلمان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بازنمایی قوم نگاری انتقادی الگوهای برتر تدریس معلمان ابتدایی شهر موچش هست. در این پژوهش از رویکرد کیفی، استراتژی قوم نگاری انتقادی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل دو نفر معلم ابتدایی (زن و مرد) پایه سوم که به صورت هدفمند و بر اساس معیار (داشتن عملکرد و نتایج کاری درخشان در الگوهای برتر تدریس) انتخاب شدند. جهت شناسایی عوامل موثر بر جریان تدریس از مشاهده طبیعی و مصاحبه نیمه ساختارمند و چک لیست محقق ساخته استفاده شده و برای تحلیل مشاهده های انجام گرفته از مصاحبه نیمه ساختارمند پس از مشاهده استفاده شده است. نتایج تحلیل از طریق کدگذاری حاکی از آن بود که معلمان به عناصر تدریس (روش عملگرا در تدریس، دانش بومی- محتوایی، آگاهی، غایات شخصی در تدریس، ارتباط با دیگری، منش قومی، تعهد و اخلاق معلمی، محدودیت های پداگوژیکی، داستان تدریس) توجه کرده و بر اساس عناصر تدریس الگوهای تدریس (الگوی کار اندیشی، الگوی همیار دانش آموز، الگوی روایتی تدریس، الگوی اخلاق محور) معرفی شده اند در بحث نتایج پژوهش بیان کرده اند که داستان هر تدریس وابستگی زیادی به بافت و زمینه و زبان و شرایط بومی دارد.
جایگاه مولفه های دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی در دانشگاه بوعلی سینا همدان مورد مطالعه: دانشکده علوم انسانی
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
120 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت مولفه های دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی در دانشکده علوم انسانی دانشگاه بوعلی همدان است. در پژوهش حاضر، از طرح ترکیبی اکتشافی متوالی استفاده و در بخش کیفی، از روش مطالعه موردی و در بخش کمی نیز، از روش توصیفی پیمایشی بهره گرفته شده است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی 27 نفر از اساتید دارای تألیف و فعال در زمینه دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی بودند که به روش ملاکی و با در نظر گرفتن قاعده اشباع نظری، 15 نفر از آن ها به عنوان مشارکت کننده در پژوهش انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری اساتید شامل 79 نفر از اساتید دانشکده علوم انسانی دانشگاه بوعلی همدان و 1180 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشکده علوم انسانی بودند. برای انتخاب حجم نمونه اساتید و دانشجویان به ترتیب از روش نمونه گیری تصادفی و طبقه ای نسبی استفاده گردید. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، برای اساتید 66 نفر و برای دانشجویان 291 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در قسمت کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود که برای تعیین روایی سوال های مصاحبه از روایی محتوای و روایی پرسشنامه ها با استفاده از روش CVR برای پرسشنامه اساتید 0.82 و برای پرسشنامه دانشجویان 0.74 استفاده شد. همچنین پایایی پرسشنامه ها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه اساتید 0.86 و برای پرسشنامه دانشجویان 0.74 محاسبه و مورد تایید قرار گرفتند. روش تحلیل در بخش کیفی تحلیل مضمون بود. اعتبار داده های کیفی از طریق بازبینی اعضاء و ممیز خارجی تعیین گردید. در بخش کمی از شاخص های آمار توصیفی، آزمون کالموگراف اسمیرنوف و آزمون t تک گروهی برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها از شناسایی 37 مولفه برای دانشگاه نسل چهارم حکایت داشته و این که وضعیت موجود مولفه های دانشگاه نسل چهارم از نظر اساتید و دانشجویان پایین تر از حد متوسط می باشد. بنابراین می توان با استفاده از مولفه های شناسایی شده، گذر از نسل های دانشگاهی به نسل چهارم را تسهیل نمود.
بررسی اثربخشی «وب کوئست» به عنوان جایگزین سیستم ارزشیابی کیفی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰
30 - 51
حوزههای تخصصی:
زمینه: امروزه تأثیر روش تدریس فعال در تعلیم و تربیت واقعی، کمتر مورد تردید و سؤال قرار می گیرد،روش آموزش سنتی یا حضوری با مسائلی مانند یادگیری انفعالی و غفلت از مشارکت خود یادگیرنده، نادیده گرفتن تفاوت ها و نیازهای یادگیرندگان، بی توجهی به حل مسئله و تفکر انتقادی، با انتقاد مواجه شده است و با پیامدهای مهمی همچون فرسودگی تحصیلی، کاهش انگیزه، احساس عدم کارایی و ... همراه بوده است. هدف و روش:در این مقاله با استفاده از روش شبه آزمایشی، به بررسی اثربخشی «وب کوئست» به عنوان جایگزین سیستم ارزشیابی کیفی دوره ابتدایی پرداختیم.تعداد 50 دانش آموز پسر مقطع ایتدایی یکی از مدارس تهران که در نیم سال اول سال تحصیلی ۹۹ – ۹۸ تحصیل می کردند،به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند.در این پژوهش دو شاخص عمده میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان در دو گروه با یک پیش آزمون و دو پس آزمون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج و یافته ها: با توجه به اینکه اختلاف معنادار بودن میانگین گروه های کنترل و آزمایش با استفاده از آزمون تی محاسبه گردید مشخص گردید آموزش به وسیله وب کوئیست اثربخش بوده است. با تحلیل واریانس درون گروهی و برون گروهی نتایج بدست آمده در آزمون تی در معناداری و عدم معناداری تفاوت میانگین گروه ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با نتایج حاصل شده از پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه می توان گفت که آموزش به کمک وب کوئیست نسبت به سیستم ارزشیابی کیفی تاثیر گذار بوده است.
مطالعه تطبیقی دروس عمومی کارشناسی در دانشگاه های میسوری، یوسی داویس، بیروت و تهران
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
25 - 45
حوزههای تخصصی:
در دنیای کنونی که بیش از پیش نیاز به دانش آموختگان دارای اطلاعات و مهارت های عمومی، توانمند در دسترسی به اطلاعات، برقراری ارتباطات مؤثر، تجزیه و تحلیل مسائل و ارائه ی راه حل ها، تفکر خلاق و شناسایی محیط ملی و بین المللی احساس می شود. علاوه بر برنامه درسی تخصصی، دانشجویان کارشناسی ملزم به شرکت در تعداد معینی از دروس با موضوعات متعددی است که به طور معمول در طی سال های اول و دوم دانشگاه گذرانده می شود. این دوره که به عنوان برنامه درسی آموزش عمومی اشاره شده است، بخشی از برنامه درسی است که برای تمام دانشجویان مشترک است. در پژوهش حاضر برنامه های آموزش عمومی دانشگاه ها مورد مطالعه قرار گرفت. روش پژوهش، مطالعه تطبیقی می باشد که دانشگاه های میسوری، یوسی داویس، بیروت و تهران به عنوان نمونه انتخاب شده اند. محور های اصلی در این پژوهش، بررسی چگونگی ارزیابی و تغییرات در برنامه ها، مقررات آموزشی، موضوعات، دوره ها و واحد های درسی آموزش عمومی است. طی مطالعه دانشگاه های نمونه نکات مثبت و قابل تأمل از این مطالعه حاصل شده است که می توان برای بهبود برنامه دروس عمومی در دانشگاه های ایران پیشنهاد نمود.
طراحی الگوی مهارت آموزی در دوره ابتدایی در برنامه درسی نظام تعلیم و تربیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
22 - 50
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر، میزان توجه برنامه درسی دوره ابتدایی به مهارت آموزی را مورد کاوش و بررسی قرار داده است. داده های مورد مطالعه بر اساس پژوهش کیفی از طریق مصاحبه جمع آوری شده است. حجم نمونه را 22 نفر از کلیه متخصصان وفعالان برنامه درسی و آموزش ابتدایی تشکیل دادند. تحلیل داده ها از طریق تحلیل تم صورت گرفت. نتایج نشان داد نتایج تحلیل مصاحبه ها حاکی از آن بود که جهت طراحی برنامه درسی مهارت آموزی در دوره ابتدایی نیاز به مورد توجه قرار دادن 102 شاخص (برگرفته از کدگذاری باز) 26 مولفه (برگرفته از کدگذاری محوری) 10 بعد (برگرفته از کدگذاری انتخابی) است. بعد مهارت فردی شامل مولفه های خود شناسی و جرایت مندی وکنترل هیجانات که شاخص هایی نظیر داشتن تصویر واقع بینانه از خود برخورداری از احساس خوب نسبت به خود، برخورداری از احساس خوب نسبت به خود، برخورداری از احساس خوب نسبت به خود، عزت نفس و خودپنداره مثبت، آگاهی از حقوق و مسئولیت های خود، پاسخ مناسب به درخواست های دیگران، شروع دوستی و خاتمه دادن به دوستی های ناسالم، جرات ورزی و توانایی نه گفتن به درخواست های غیرمنطقی دیگران، استقلال و خودباوری در کارهای روزمره و امور، مقابله با موقعیت های غیرقابل تغییر (ناکامی، شکست، بی حوصلگی، ترس و اضطراب)، قادر به آرام نگهداشتن خود در شرایط فشار، شناخت و مهار هیجان، خشم، خوشحالی در شرایط و موقعیت های مختلف رادر بر دارد.
الگوی برنامه درسی آموزش بورس به دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بورس اوراق بهادار یک بازار متشکل و رسمی سرمایه است و از جمله بازار های معاملاتی است که نقش به سزایی در رشد اقتصادی دارد. دانش آموزان می توانند با طی کردن مراحل آموزش بورس در زمینه های مختلف با خاطری آسوده به سرمایه گذاری بپردازند. در این پژوهش پس از بیان اهداف طراحی برنامه درسی آموزش بورس به بیان تاریخچه و تعریف بورس پرداختیم و به تحلیل متون پژوهشی و اسناد در زمینه آموزش بورس پرداختیم. برای ارائه این الگو از روش سنتزپژوهی استفاده شده است. هدف از روش سنتزپژوهی این است که تحقیقات تجربی را به منظور خلق تعمیم ها، ترکیب کند. تعمیم هایی که در آن، حد و مرزهای تعمیم نیز مشخص می شود. یافته های سازمان یافته در این پژوهش بر اساس طراحی عناصر برنامه ی درسی 4گانه ی تایلر می باشد شامل: هدف، محتوا، روش و ارزشیابی، در نهایت بر این اساس به 7 مضمون کلی و 52 مضمون پایه دست یافتیم. مضامین کلی شامل: تاریخچه، شرکت های سهامی، بازار های مالی، عوامل فعال در بازار سرمایه، عملیات خرید و فروش، اصطلاحات رایج در بورس، عوامل موثر بر قیمت سهام می شود. قلمرو مطالعاتی نیز کلیه ی منابع چاپی و دیجیتالی نوشته شده پیرامون بحث از ژورنال ها و سایت های علمی معتبری چون magiran ، sid و noormags، eric، irandocn می باشد. برای اعتبار سنجی محتوا نیز از نظر اساتید راهنما و صاحب نظران برنامه درسی استفاده شده است.
مطالعه کیفی پیامدهای برنامه درسی پاسخگو در آموزش عالی (مطالعه موردی: رشته علوم تربیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
113 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه کیفی پیامدهای برنامه درسی پاسخگو در دوره کارشناسی علوم تربیتی است. برای نیل به این مقصود، پژوهشگر از روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل محتوا استفاده نمود. مشارکت کنندگان پژوهش اعضای هیأت علمی متخصص و صاحبنظر در حوزه برنامه ریزی درسی و خبرگان حوزه برنامه ریزی آموزش عالی و دانشگاه بودند که از این میان، 18 نفر به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری تحلیل مضمون و به منظور اعتباریخشی داده ها، از روش کینگ و هاروکس استفاده شد. یافته ها نشان داد که در مجموع 61 کد اولیه، 11 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان دهنده، مضمون فراگیر پیامدهای برنامه درسی پاسخگو را تشکیل می دهند. بر این اساس، پیامدهای برنامه درسی پاسخگو شامل: توسعه فردی، توسعه دانشگاهی، توسعه اجتماعی، توسعه نطری رشته علوم تربیتی بود.برنامه درسی و اهداف یادگیری عموما بر اساس سه منبع فرد، جامعه و دانش تدوین می شود، لذا جهت تدوین برنامه درسی پاسخگو، مطابق با یافته های پژوهش حاضر و به منظور دستیابی به پیامدهای توسعه فردی، توسعه دانشگاهی، توسعه اجتماعی و توسعه نظری رشته، باید هر یک از منابع فوق در برنامه درسی به صورت متعادل لحاظ گردند.