فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
203 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور شناسایی مولفه های الگوی شایستگی های حرفه ای مدیران آموزشی سازمان برنامه و بودجه کشور با معادلات ساختاری انجام شد.روش شناسی: این پژوهش از نظر اهداف کاربردی و از نظر ماهیت پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه ی مدیران آموزشی سازمان برنامه و بودجه کشور (رده های ارشد، میانی، پایه و عملیاتی) به تعداد 382 نفر که 103 نفر از آنان زن و 279 نفر از آنان مرد می باشند را تشکیل داد. اعتبار ابزار سنجش از طریق آلفای کرونباخ و روایی ابزار سنجش براساس تکنیک بررسی روایی سازه توسط تحلیل عاملی تاییدی به دست آمد. از تحلیل عاملی تاییدی برای اطمینان از برازش داده های حاصل از پژوهش و متغیرها به همراه مولفه های مربوط به آن استفاده شده است. در نهایت برای آزمون فرضیات، از مدل معادلات ساختاری استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان می دهد که ابعاد اصلی شایستگی های حرفه ای مدیران آموزشی سازمان برنامه و بودجه کشور شامل 6 بعد شرایط علّی (شامل 32 کد باز، 8 کد محوری و 2 کد انتخابی)، شرایط زمینه ای (شامل 9 کد باز، 4 کد محوری و 3 کد انتخابی)، شرایط مداخله گر (37 کد باز، 11 کد محوری و 4 کد انتخابی)، راهبردها (11 کد باز، 4 کد محوری و 3 کد انتخابی)، پیامدها (کد 15 باز، 4 کد محوری و 2 کد انتخابی) و مقوله محوری (شامل 70 کد باز، 24 کد محوری و 8 کد انتخابی) است.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند زمینه انتصاب مدیران سازمان برنامه و بودجه کشور و همچنین آموزش آن ها را با توجه به مدل شایستگی فراهم کند.
تجربه های زیسته معلمان از یادگیری حرفه ای در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۹
27 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، فهم تجربه های زیسته دبیران دوره متوسطه از فعالیت های یادگیری حرفه ای در محیط کار است. به منظور دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی (پدیدارشناسی) استفاده شد. شرکت کنندگان این پژوهش را دبیران مدارسی دخترانه و پسرانه متوسطه شهرستان گناباد در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب و با درنظرگرفتن معیارهایی مانند معلمان کم تجربه (کمتر از 6 سال سابقه) و باتجربه (بالاتر از 10 سال سابقه)، داشتن تدریس تمام وقت در تمام یا بیشترین سال های خدمت، اشتهار به عنوان معلم نمونه، اقدام پژوه برتر یا فعال در حوزه درس پژوهی و سایر جشنواره ها، تجربه سرگروه آموزشی بودن و معلمی مدارسی خاص (تیزهوشان و نمونه) انتخاب شدند. در نهایت، با بیست نفر از دبیران به عنوان مطلعان کلیدی مصاحبه شد. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساخت یافته استفاده شد. به منظور تحلیل داده های به دست آمده، از روش کدگذاری باز و محوری استفاده شد. همچنین، اعتبار نتایج بر اساس معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا و با اطمینان از موثق بودن داده های به دست آمده از مصاحبه و نیز مستندسازی روند کدگذاری داده ها در مراحل گوناگون و بازبینی توسط اعضای تیم پژوهش تأمین شد.نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد، یادگیری سازنده گرایی (یادگیری تأملی، یادگیری از کار، بازخورد، یادگیری از راه تجربه)، یادگیری اجتماعی (یادگیری تعاملی، منتورینگ و یادگیری مشاهده ای)، یادگیری خودراهبر (خودتوسعه ای و فرصت های یادگیری) و یادگیری رسمی (آموزش های بلندمدت و کوتاه مدت)، به عنوان مضمون های اصلی استخراج شده از مصاحبه ها، تجربه های معلمان را از یادگیری حرفه ای در محیط کار به تصویر می کشند. این شناخت به حمایت و تسهیل برنامه های توسعه حرفه ای مستمر معلمان در محیط کار کمک می کند.
بررسی تحلیل محتوای فارسی دوره اول متوسطه بر اساس معرفی اسطوره ها، الگوها و اندیشمندان ایرانی - اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اصول تربیت رسمی و عمومی تاکید بر فرهنگ اسلامی ایرانی و زبان و ادب فارسی است و بدین منظور تربیت رسمی و عمومی باید به معرفی نماد های فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی بپردازد. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان توجه به اسطوره ها الگو ها و اندیشمندان ایرانی-اسلامی در محتوای کتاب های فارسی دوره اول متوسطه است. جامعه آماری کتاب های فارسی دوره اول متوسطه انتخاب گردید ونمونه آماری با جامعه آماری برابر است. ابزار پژوهش چک لیست آماده دارای روایی و پایایی 81% هست. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از س نجش فراوانی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد در متون کتاب فارسی متوسطه اول مجموعا 197 جمله به معرفی شخصیت ها ( ذکر اسم شخصیت، معرفی آثار، بیان زندگینامه، بیان فعالیت ها، ارائه نمونه آثار) پرداخته است. از میان اسطوره ها، الگو ها و اندیشمندان ایرانی اسلامی در متون کتاب فارسی شخصیت های ادبی با فراوانی 75 جمله معادل 38%در جایگاه اول، شخصیتهای علمی فلسفی و مبارز با فراوانی 43 و 31 جمله معادل 21% و 15%در جایگاه های دوم و سوم قرار دارند. در این میان به شخصیت های سیاسی ورزشی، هنری کمتر از 10%توجه شده.
پیش بینی بی صداقتی تحصیلی بر اساس محق پنداری تحصیلی و تکانش گری دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف تعیین رابطه بین محق پنداری تحصیلی و تکانشگری با بی صداقتی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. روش پژوهش از نوع همبستگی بود،. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر میاندوآب در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند که تعداد 272 نفر (137 پسر و 135 دختر) با روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها، از پرسشنامه های محق پنداری تحصیلی (چونینگ و کمبل، 2009)، تکانشگری (پاتون، استنفورد و بارت، 1995) و بی صداقتی تحصیلی (مک کابی و تروینیو، 1996) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام در نرم افزار SPSS23 انجام شد. یافته ها نشان داد بین محق پنداری تحصیلی (43/0=r) و تکانشگری (50/0=r) با بی صداقتی تحصیلی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (001/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که محق پنداری تحصیلی و تکانشگری قادرند 33 درصد از واریانس بی صداقتی تحصیلی را تبیین کنند؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که محق پنداری تحصیلی و تکانشگری نقش مهمی را در پیش بینی بی صداقتی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه ایفا می-کنند. همچنین پیشنهاد می شود که دست اندرکاران حوزه آموزش و پرورش با طرح برنامه هایی معلمان و دانش آموزان را از متغیرهای محق پنداری تحصیلی و تکانشگری به عنوان عوامل مؤثر در روند آموزش کلاسی آگاه سازند تا احتمال وقوع بی صداقتی تحصیلی کمتر شود.
Determinants of Cyber Victimization among high School Students(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۲, Summer ۲۰۲۴
48 - 60
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to predict cyber victimization based on personality traits, primary maladaptive schemas, and parenting styles among high school students. In this cross-sectional study, a total of 240 male and female students of the high school in the academic year of 2021-2022 were selected using available sampling method. To collect data, the Cyber-bullying/Victimization Experiences Questionnaire (CBVEQ, 2016), The Big Five Questionnaire for Children (BFQ-C, 2017), The Schema Inventory for Children (SIC, 2010) and the Parenting Style Index-2 (PSI-II, 1997) were used online. The data were analyzed with SPSS software using statistical techniques such as Pearson’s correlation test and multivariate regression analysis. The findings indicated that two factors of personality traits (emotional instability; β= 0.328 and extroversion; β= -0.253), early maladaptive schemas (β= 0.237) and parenting styles (demandingness; β= 0.318 and autonomy granting; β= -0.193) can predict cyber victimization in students. In addition, the findings related to the interaction effect of the predictor variables showed that the interaction between personality traits, early maladaptive schemas and parenting styles (R2= 0.551; P<0.01) is a stronger predictor for cyber victimization in students than each of these variables alone. The findings of this study revealed that emotional instability, maladaptive schemas, and demandingness parenting styles play a very significant role in predicting cyber victimization among high school students. The findings of the present study have some psycho-educational implications that have been discussed.
بررسی موانع و مشکلات توانمندسازی کارکنان آموزشی کمیته امداد امام خمینی(ره) در حوزه آموزش الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای مقاصد آموزشی به عنوان راهنما و هدایتگر، هر روز با سرعت بیش از پیش پیشرفت های جدید را برای بشریت به ارمغان آورده است. بنابراین پژوهش حاضر به شناسایی موانع و مشکلات توانمندسازی جهت آموزش الکترونیکی کارکنان آموزشی کمیته امداد امام خمینی(ره) پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت رویکرد کمی و روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و افراد شاغل در بخش های مرتبط در کمیته امداد امام خمینی استان تهران است که با روش نمونه گیری در دسترس 377 نفر انتخاب و پرسشنامه محقق ساخته بین آنها توزیع شد. سپس به منظور بررسی روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی فرضیات تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با کمک نرم افزار SmartPLS 3 استفاده شد. در راستای توانمندسازی آموزش الکترونیکی کارکنان کمیته امداد موانع شامل: عوامل فردی، عوامل مدیریتی سازمانی، عوامل زیر ساختی و فنی، عوامل پداگوژیکی، عوامل نگرشی، عوامل مالی و اقتصادی است. یافته ها نشان داد تمامی ضرایب بارهای عاملی از 4/0 بیشتر است و اعداد معناداری بزرگتر از 96/1 نشان از مناسب بودن این مدل دارد و بنابراین مدل نهایی طراحی و ارائه شد.
شناسایی شاخص های مطلوب ارزشیابی عملکرد دانشجویان در رشته های علوم انسانی دانشگاه ها و میزان توجه به آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
81 - 98
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی به عنوان یکی از ابزارهای بسیار ارزشمند ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری محسوب می شود، زیرا می تواند بازخورد مفیدی برای استادان و دانشگاه در مورد کیفیت عناصر برنامه درسی فراهم سازد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های مطلوب ارزشیابی عملکرد دانشجویان در رشته های علوم انسانی دانشگاه ها و میزان توجه به آنها انجام شد. در پژوهش حاضر، از طرح آمیخته اکتشافی متوالی از نوع ابزارسازی استفاده شد. در بخش کیفی، از روش مطالعه موردی کیفی و در بخش کمی، از روش توصیفی _ پیمایشی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با 20 نفر از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور که در حوزه ارزشیابی اهل نظر هستند، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. جامعه آماری بخش کمی دانشجویان کارشناسی دانشگاه ها بودند که به روش خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش در بخش کمی از طریق پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از بخش کیفی جمع آوری شد. برای تعیین روایی سؤال های مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برای برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش در بخش کیفی از روش های ساختاری و تفسیری و در بخش کمّی از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که ده شاخص از منظر مصاحبه شوندگان مهم ترین شاخص های ارزشیابی بودند و می توان از شاخص های شناسایی شده برای ارزشیابی و بازنگری ارزشیابی عملکرد دانشجویان در دروس رشته های علوم انسانی دانشگاه ها استفاده نمود. یافته های کمی نشان داد میانگین توجه به شاخص های ارزشیابی عملکرد دانشجویان در دروس رشته های علوم انسانی دانشگاه ها نامطلوب بوده و نیاز به توجه بیشتری دارد.
اثربخشی تکرار ناکلمات برشدت لکنت، حافظه واجی و سازگاری روانشناختی کودکان مبتلا به لکنت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۳)
۱۱۴-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تکرار ناکلمات بر شدت لکنت، حافظه واجی و سازگاری روان شناختی کودکان مبتلا به لکنت زبان انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کودکان مبتلا به لکنت زبان مراجعه کننده به مراکز اختلال های یادگیری شهر سنندج در سال 1402 بودند که از میان آنان 30 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به گونه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس هر دو گروه قبل و بعد از اجرای مداخله برای گروه آزمایش به پرسشنامه شدت لکنت رایلی (2009)، پرسشنامه هوش کودکان وکسلر نسخه 10 و پرسشنامه سازگاری دخانچی (1396) پاسخ دادند. سپس گروه آزمایش در 16 جلسه ۳۰ دقیقه ای و هر هفته سه جلسه برنامه آموزش ناکلمات را دریافت کردند و گروه کنترل در این مدت مداخله ای را دریافت نکرد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که تکرار ناکلمات، شدت لکنت، حافظه واجی و سازگاری روان شناختی آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل را به گونه معناداری بهبود بخشیده است (01/0>P). نتیجه گیری: استفاده از آموزش ناکلمات می تواند به عنوان یک روش درمانی مؤثر بر بهبود لکنت زبان کودکان استفاده شود.
اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش سبک اسناد منفی و اجتناب شناختی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: هدف از این پژوهش بررسی طرح واره درمانی بر کاهش سبک اسناد منفی و اجتناب شناختی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص بود. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص در شهر دزفول بود که از میان آنان 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب و در 2 گروه 15 نفری آزمایشی و گواه قرار داده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه سبک اسناد کودکان )تامپسون و همکاران، 1998 ( و اجتناب شناختی )سکستون و دا گلاس، 2008 ( بود. ابتدا پیش آزمون در 2 گروه اجرا شد، سپس گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه تحت آموزش طرح واره درمانی قرار گرفت. این جلسات به صورت گروهی و هفتگی برگزار شد. در پایان، هر 2 گروه مورد سنجش پس آزمون قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که برنامه طرح واره درمانی موجب کاهش سبک اسناد منفی و اجتناب شناختی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص شده است ) 001 / .)P>0 نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان نتیجه گرفت که آموزش طرح واره درمانی یک درمان مؤثر برای کاهش سبک اسناد منفی و اجتناب شناختی و به طور کلی بهبود سلامت روان افراد است.
استفاده از چت بات ها و مدل های زبانی در آموزش علوم
منبع:
پویش در آموزش علوم پایه دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۷)
101 - 122
حوزههای تخصصی:
استفاده از چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی در آموزش علوم، رویکردی نو تحول آفرین برای بهبود تجربه یادگیری در سطوح مختلف آموزشی محسوب می شود. پژوهش حاضر به بررسی استفاده از چت بات ها و مدل های زبانی در آموزش علوم پرداخته است. ای ن مطالع ه ب ه روش م رور نظام من د و ب ا فراین د هفت مرحل ه ا ی «رای ت» و هم کاران اج را ش ده اس ت. نتایج نشان داد با استفاده از تحلیل داده محور الگوهای یادگیری، چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی تعاملات آموزشی را برای دانش آموزان فراهم می کنند که منجر به افزایش مشارکت و درک بهتر مفاهیم پیچیده علمی می شود. بهبود فرایند یادگیری، تحلیل داده های آموزشی، تحلیل عملکرد فراگیران، پشتیبانی هوشمند و ارزیابی مداوم فراگیران از دیگر مزایای این فناوری است. بااین حال، ادغام چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی در رویکردهای آموزشی بدون چالش نیست. ملاحظات اخلاقی و امکان درز اطلاعات شخصی کاربران، پرسش های مهمی را درباره استفاده از این ابزارها در محیط های آموزشی مطرح می کند. علاوه بر این محدودیت های فناوری مانند قابلیت اطمینان محتوای ارائه شده و مشکلات زیرساختی، استفاده از این فناوری را با چالش مواجه ساخته است. همچنین فقدان مهارت معلمان در ادغام چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی در رویکردهای آموزشی موجود از دیگر چالش های استفاده از این فناوری می باشد.
تاثیر مولفه های رویکرد انتقادی بر پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی پایه چهارم دانش آموزان دختر دوره ابتدایی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز برنامه درسی و آموزش سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
51 - 67
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر تاثیر مولفه های رویکرد انتقادی بر پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی پایه چهارم دانش آموزان دختر دوره ابتدایی تهران بود. روش ها: روش پژوهش حاضر علی-مقایسه ای است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مقطع چهارم دوره ابتدایی تهران بودند که تعداد کل آنها 5000 نفر تخمین زده شدند. نمونه پژوهش براساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. حجم نمونه پژوهش با استناد به جدول کرجسی مورگان 381 نفر تعیین شد. ابزار به کار گرفته شده در پژوهش حاضر آزمون مهارتهای انتقادی کالیفرنیا ونمره آزمون پیشرفت تحصیلی درس علوم بود. داده های پژوهش با استفاده از روش آزمون t وابسته و تحلیل واریانس، تحلیل شدند. یافته ها:. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه های تفکر انتقادی(تحلیل،استنباط، ارزشیابی،استدلال قیاسی واستدلال استقرایی بر پیشرفت تحصیلی علوم تجربی دانش آموزان در سطح 95 درصد اطمینان تاثیر مثبت معنادار دارندنتیجه گیری: نتایج بدست آمده نشان از مثبت بودن ضرایب مولفه های تفکر انتقادی می باشد ، در واقع نشان دهنده این است که با افزایش آن ها، میزان پیشرفت تحصیلی علوم تجربی نیز افزایش می یابد. با بهره گیری از فرمول ها و روش های تفکر انتقادی، فراگیران می آموزند که قدرت استدلال و قدرت اجتناب میزان یک مسأله را ارتقاء دهند که این خود ناشی از رشد شناختی افراد است. به عبارتی ، با بهره گیری از تفکر انتقادی، فرد به مرور قدرت درک، تجزیه و تحلیل خود را افزایش می دهد.
کارراهه های آموزشی معلمان آینده بر مدار هوش مصنوعی و ارائه الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
184 - 209
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر دیجیتال، دانش آموزان نیازمند رویکردهای نوین آموزشی هستند. معلمان آینده کارراهه های متفاوتی از معلمان سنتی درمسیر پیشرفت شغلی پیش رو دارند چنانکه باید کلیه فعالیت های آموزشی و یادگیری را با استفاده از فناوری هوش مصنوعی به پیش ببرند. ا ز این منظر هدف این پژوهش شناسایی کارراهه های معلمان آینده بر مدار هوش مصنوعی و ارائه الگو بوده است.روش: این پژوهش یک مطالعه کیفی با رویکرد فراترکیب بود. میدان پژوهش مشتمل بر کلیه مقالات منتشر شده سال های 2014-2024، و گزینش نمونه ها بطور هدفمند تا حد اشباع داده ها به تعداد 30 مقاله صورت پذیرفت. ابزار پژوهش متن کاوی و برای جمع آوری اطلاعات از پایگاه های معتبر علمی داخلی(اس آی دی، ایرانداک، مگ ایران ) و پایگاههای معتبر خارجی(امرآلد، اشپرینگر، الزویر، گوگل اسکالر و ..) استفاده شد. برای تأمین روایی و اعتباربخشی داده ها از روش اطمینان پذیری،تأیید پذیری و انتقال پذیری استفاده شد. نتایج: الگوی شناسایی کارراهه های آموزشی معلمان آینده بر مدار هوش مصنوعی بر اساس ابعاد نُه گانه(داشتن ارتباطات فناورانه، جذب فناورانه دانش آموزان ، بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی، استفاده فناورانه منابع آموزش، فعالیت در محیط فناورانه آموزشی، داشتن خلاقیت های فناورانه، تحلیل محیط فناورانه آموزش، برنامه سازی فناورانه آموزش، ارزشیابی فناورانه آموزش) تدوین شد. هوش مصنوعی به معلمان کمک می کند تا نیازهای فردی دانش آموزان را بهتر شناسایی کرده و تجربه یادگیری شخصی سازی شده ای را برای آن ها فراهم کنند.
سنتزپژوهی کاربرد چت بات ها (نرم افزار هوش مصنوعی) در آموزش زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: ادغام چت بات ها در حوزه آموزش، به ویژه در بهبود یادگیری زبان انگلیسی، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. نوآوری هایی مانندChatGPT، یک مدل زبان بزرگ، می توانند وظایف مختلف پردازش زبان طبیعی را انجام دهند که از نتایج آموزشی پشتیبانی می کنند. مطالعه حاضر نقش چت بات ها را در آموزش زبان انگلیسی از طریق یک سنتز کیفی از مطالعات موجود مورد بررسی قرار می دهد. روش ها: محتوای 15 مقاله منتخب از پایگاه های داده علمی معتبر جهانی با استفاده از یک طراحی تحقیق کیفی تحلیل شد. فرآیند سنتزپژوهی طبق الگوی پیشنهادی سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد تا درک جامعی از موضوع حاصل شود. برای ارزیابی قابلیت اطمینان یافته ها، از ضریب کاپای کوهن استفاده شد که مقدار 0.88 را به دست داد. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که چت بات ها صرف یک ابزار نیستند، بلکه ابزارهای عملی و مؤثری برای یادگیری زبان انگلیسی به شمار می آیند. مطالعه حاضر تجربه های یادگیرندگان را با استفاده از چت بات ها برای یادگیری زبان انگلیسی بررسی کرد و عواملی که بر نتایج تأثیر می گذارند و مزایا و معایب این رویکرد را شناسایی کرد. با وجود چالش های خاص، نتایج به طور قاطع نشان دهنده تأثیرات مثبت آموزشی هستند و چشم انداز امیدوارکننده ای درباره ظرفیت چت بات ها در آموزش زبان انگلیسی به وجود می آورند. نتیجه گیری: با دگرگونی در چشم انداز آموزشی، دوره های تربیت معلمان باید شامل حوزه هوش مصنوعی و روش های نوآورانه برای ارتقاء سواد دیجیتال شوند. پژوهش حاضر به معلمان این امکان را می دهند که فراگیران را در استفاده از چت بات ها در مراحل مختلف یادگیری زبان انگلیسی هدایت کنند و تجربیات آموزشی آنان را تقویت کنند.
تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری بر توسعه دانش محتوایی تربیتی (PCK) دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری بر توسعه دانش محتوایی تربیتی (PCK) دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است که با استفاده از روش پژوهش شبه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون اجرا شده است. جامعه پژوهش شامل 320 نفر از دانشجومعلمان دختر رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان همدان بود که از بین آنها یک گروه به تعداد 23 دانشجومعلم با دیپلم علوم انسانی و یک گروه به تعداد 23 دانشجومعلم با دیپلم تجربی و ریاضی از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، آزمون محقق ساخته دانش محتوایی تربیتی ریاضی بود که دانش محتوایی تربیتی مربوط به مفاهیم ریاضی را در دو بخش پیش آزمون و پس آزمون، مورد ارزیابی قرار داد. در کلاس های هر دو گروه، آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری بر اساس MATLAB GUI و از طریق برنامه (MathsApp) در 10 جلسه دو ساعته انجام گرفت. در این پژوهش به منظور تحلیل داده ها از آزمون های آماری t همبسته با طرح اندازه گیری مکرر و آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان داد آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری در توسعه دانش محتوایی تربیتی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی با دیپلم انسانی؛ و دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی با دیپلم ریاضی و تجربی، تأثیر معنی داری دارد. همچنین نتایج نشان داد در زمینه تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری در توسعه دانش محتوایی تربیتی دانشجومعلمان، تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود ندارد.
بررسی رابطه نگرش تحصیلی و انگیزش تدریس اثربخش علوم تجربی با نقش واسطه ای طراحی الگوی پروژه علمی در بین دانشجومعلمان دوره کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
۷۵-۴۲
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش آموزش علوم تجربی در توانایی علمی و مهارتی دانش آموزان، انتخاب روش تدریس مناسب مرحله مهمی در فرآیند یاددهی - یادگیری است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین نگرش تحصیلی و انگیزش آموزش موثر علوم تجربی با میانجی گری طراحی الگوی پروژه علمی بود. روش پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، همبستگی (مدل یابی معادلات ساختاری) است. جامعه آماری پژوهش 225 نفر از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بوشهر بودند که از بین آنها 142 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر سئوالات مربوط به سنجش متغیرهای نگرش تحصیلی (20 سئوال) و انگیزش تحصیلی (26 سئوال) و همچنین آزمون طراحی پروژه علمی – آموزشی (4 سئوال) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی، آماره های توصیفی و استنباطی از طریق نرم افزار SPSS، نسخه 25 و تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری، با بکارگیری نرم افزار SmartPLS ویرایش 3 استفاده شد. نتایج نشان داد که نگرش تحصیلی تأثیر مستقیم و معنی داری بر انگیزش تدریس اثربخش دارد؛ نگرش تحصیلی بر انگیزش تدریس اثربخش با میانجی گری طراحی الگوی پروژه علمی، اثر غیر مستقیم و معنی داری دارد. مدل ساختاری تحقیق نیز مورد تایید قرار گرفت. همچنین نگرش دانشجومعلمان نسبت به مباحث درسی مرتبط با آموزش علوم تجربی در دانشگاه فرهنگیان و انگیزش تدریس اثربخش علوم تجربی دوره ابتدایی بالاتر از حد متوسط و در سطح مطلوبی بود. بنابراین نگرش تحصیلی مثبت و عملکرد تحصیلی دانشجومعلمان می تواند بر انگیزه شغلی آنان برای تدریس اثربخش درس علوم تجربی مؤثر باشد؛ البته آموزش راهبردهای تدریس فعال نیز ضروری است.
مقایسه تطبیقی سرفصل برنامه درسی دوره دکتری رشته برنامه ریزی درسی دانشگاه شیراز با برنامه درسی دانشگاه های برتر جهان
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
100 - 119
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی وضعیت موجود برنامه درسی دوره دکتری رشته برنامه درسی دانشگاه شیراز و مقایسه آن با برنامه درسی تعدادی از دانشگاه های برتر دیگر کشورها در این رشته بود. طرح پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات تطبیقی است و با روش بردی انجام شد. جامعه آماری دانشگاه ها مجری رشته تحصیلی برنامه درسی در دوره دکتری بود. از میان دانشگاه های مختلف خارج از کشور 6 دانشگاه مطرح با رویکرد هدف مند انتخاب شدند. اسناد و مدارک، جزئیات برنامه درسی و فرایند گذراندن دوره دکتری در دانشگاه های انتخاب شده مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. اطلاعات مورد نیاز از سرفصل دروس برنامه درسی منتشر شده در سایت دانشگاه های منتخب استخراج و در جدول های جداگانه خلاصه و با مقایسه اطلاعات جدول های تهیه شده، شباهت ها و تفاوت های موجود، توصیف، مقایسه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق حاکی از وجود تفاوت ها و شباهت هایی در برنامه درسی دانشگاه های مختلف با برنامه درسی دانشگاه شیراز بود. شباهت های موجود در برنامه درسی دانشگاه شیراز با برنامه درسی دیگر دانشگاه ها طول مدت دوره، فرایند مشابه گذراندن دوره، تاکید همزمان بر دو بخش آموزشی و پژوهشی و تفاوت های موجود در برنامه درسی دانشگاه شیراز با دیگر دانشگاه ها مواردی چون: عنوان رشته، نوع تقسیم بندی سرفصل های دوره، عدم توجه کافی به دروس روش شناسی و تحقیق در حوزه برنامه درسی، عدم توجه به درس سمینار و تفاوت در مجموع واحدهای تعیین شده برای دوره دکتری بودند.
ارائه الگویی جهت جذب دانشجو معلمان در دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان غربی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تأیید عوامل جذب همچون؛ سلامت جسمانی، استعداد وهوش، علاقه و شخصیت ، شایستگی، مصاحبه و گزینش، با وزن دهی و سنجش شایستگیهای حرفه ای مورد نیاز برای جذب دانشجومعلمان، ازدیدگاه اساتید وخبرگان دانشگاه فرهنگیان و معلمان مقطع متوسطه و ارائه الگوی جذب براساس همین عاملها است. روش پژوهش ترکیبی است. دربخش کیفی با انجام مصاحبه از اساتید دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان غربی، عاملهای الگوی پژوهشی شناسایی شدند و در بخش کمی، براساس نتایج تحلیل عاملهای کیفی، به کدگذاری باز وکدگذاری محوری عاملها پرداخته شد و سپس پرسشنامه ای با 24 گویه از این عاملها ساخته شد. با اجرای پرسشنامه در بین دبیران دوره متوسطه شهرستان ارومیه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد306 نفر،نمونه تعیین شد و داده های پژوهشی از این تعداد جمع آوری شدند. یافته های حاصل ازتحلیل عامل تأییدی داده های بدست آمده از اجرای پرسشنامه نشان داد: عامل استعداد با بار عاملی 74/0، سلامت جسمانی با بار عاملی 38/0، رغبت با بار عاملی 33/0، گزینش با بار عاملی 20/0، مصاحبه با بار عاملی 33/0 و عامل شایستگی با بارعاملی 78/0 بر عوامل جذب دانشجو معلمان در سطح 001/0 مثبت و معنی دار می باشند. نتایج یافته ها نشان داد؛ بین جذب دانشجو معلمان در دانشگاه فرهنگیان با همه عامل های ششگانه در این پژوهش رابطه علی مثبت و معنی دار وجود دارد. به عبارت دیگر رعایت این عاملها در جذب دانشجومعلمان ضرورت دارد.
سنتز پژوهشی چالش های بومی سازی برنامه های درسی و راهکارهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
155-202
حوزههای تخصصی:
advancing issues of localization, it has been shown that curriculum localization faces enormous challenges. Therefore, the present study was conducted to identify the challenges of localization of curricula at home and abroad. The present study is of qualitative type and synthesis research method. The inclusion criteria of researchers in this study were related to the researcher's goal and localization of curricula between 1376-1386 and 2000-2019. Coding method was used to analyze the data. It has been found that localization of their food programs with severe challenges such as, global challenge, teacher training, quality quality, design, execution, lack of time facilities and language challenge and electronic drawing containing subculture culture and ethnic diversity in It is Iran. In addition to synthesis, proposed solutions to address these challenges are also providedadvancing issues of localization, it has been shown that curriculum localization faces enormous challenges. Therefore, the present study was conducted to identify the challenges of localization of curricula at home and abroad.
رهبری آموزشی با محوریت یادگیری: به دنبال انگیزه پژوهشی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
172 - 184
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف اینکه آیا رهبران آموزشی یادگیرنده محور باعث افزایش انگیزه پژوهشی معلمان می شوند یا خیر، انجام شده است. روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی شهرستان شهریار در سال تحصیلی 1403-1402 بود که بر اساس آمار موجود تقریباً 4000 نفر بودند. روش نمونه گیری خوشه ای بود و با استفاده از جدول مورگان 351 نفر به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه رهبری یادگیری محور لیو و همکاران (2016) و پرسش نامه انگیزش پژوهش دیمر و همکاران (2010) بود. در پژوهش حاضر روایی ابزارها توسط پاسخ دهندگان، اساتید و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. ضرایب پایایی پرسش نامه های پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 972/0 و 892/0 به دست آمد. برای تجزیه تحلیل داده ها آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری) از طریق نرم افزارهای SPSS28 و Smart PLS3 مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین رهبری یادگیری محور با انگیزش پژوهش رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. بین رهبری یادگیری محور با انگیزش درونی رابطه معنی داری وجود دارد. بین رهبری یادگیری محور با انگیزش بیرونی پژوهش رابطه معنی داری وجود دارد. بین رهبری یادگیری محور با پیشگیری از شکست تحقیق رابطه معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: رهبران آموزشی در مدارس ابتدایی با درگیرکردن معلمان در فعالیت های یادگیری مدرسه، می توانند انگیزه پژوهشی را در معلمان ایجاد کنند.
مفهوم پردازی «اسارت در دام دانش» در معلمان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: باورهای معلم نسبت به دانش، مهارت و نگرش خود، یکی از پدیده های موردتوجه تربیت پژوهان است که اگر درست شکل نگیرد، منجر به پدیده هایی مانند «اسارت در دام دانش» می شود. شکل گیری و تشدید «اسارت در دام دانش» در بین معلمان، بویژه معلمان دوره ابتدایی، می تواند اثرات جبران ناپذیری بر کیفیت یادگیری دانش آموزان و یاددهی معلمان در مدارس داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف توصیف ماهیت پدیده «اسارت در دام دانش» در فرایند یاددهی و یادگیری، علل شکل گیری و پیامدهای آن انجام شد. روش ها : روش پژوهش از نظر رویکرد، کیفی و از نظر روش، از نوع پدیدارشناسی بود. به منظور دست یابی به اطلاعات، از روش نمونه گیری شبکه ای، تا رسیدن به حد اشباع نظری، استفاده شد. به همین منظور، 18 نفر از مدیران، معلمان و خبرگان مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی و تحلیل محتوای متون مصاحبه ها انجام شد. یافته ها: پس از فرایند کدگذاری، مضامین مرتبط به ویژگی ها (رفتاری، کلامی/گفتاری، ذهنی و آموزشی)، عوامل و شرایط (فردی، محیطی، اقتصادی، برنامه ریزی و سیاستگذاری ها) و پیامدها (دانش آموز، معلم و سازمانی) «اسارت در دام دانش» استخراج شد. نتیجه گیری: شرایط، عوامل و زمینه های شکل گیری، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر جهت دهی چنین رفتارهایی، اثرگذار است. شناسایی این عوامل و برنامه ریزی جهت پیش گیری و اصلاح چنین شناخت و برداشتی، از ضروریات نظام آموزش و پرورش است. شناخت این سازه مهم، در نوع تربیت معلمان و نیز نگهداشت و ارتقای ایشان امری ضروری است.