فناوری های آموزشی در یادگیری (فناوری آموزش و یادگیری سابق)
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره 8 تابستان 1404 شماره 28 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، ساخت پرسشنامه تسهیل مشارکت معلّمان در پژوهش سراهای دانش آموزی بود که به روش آمیخته اکتشافی انجام پذیرفت. جامعه آماری پژوهش، معلّمان پژوهشگر استان سمنان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. به منظور گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای بسته پاسخ بر اساس مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 21 گویه پنج گزینه ای به روش نمره گذاری لیکرت تنظیم شد. جامعه آماری شامل 380 نفر از معلّمان خبره و پژوهشگر بود. حجم نمونه آماری در بخش کیفی به روش شبکه ای 35 نفر و در بخش کمّی به روش تصادفی طبقه ای 181 نفر تعیین شد. برای روایی سؤالات مصاحبه (بخش کیفی) از بررسی توسّط اعضاء و تحلیل موارد منفی و برای سنجش پایایی از ضریب هولستی استفاده شد. تحلیل داده های مصاحبه با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی اشتراوس و کوربین انجام شد. در مرحله پایانی کدِ انتخابی «راهکارهای تسهیل کننده مشارکت معلّمان در پژوهش سراهای دانش آموزی» شامل 3 مؤلفه «اقدامات مشارکت جویانه آموزش وپرورش»، «اقدامات مشارکت جویانه پژوهش سراها» و «اقدامات مشارکت جویانه مدارس» با 21 شاخص شناسایی گردید. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه (بخش کمّی) با تأیید اساتید راهنما و مشاور و روایی سازه آن با روش تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد. پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ به مقدار 957/0 محاسبه گردید و برای تحلیل داده های حاصل از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد که نشانگر راهکارهای تسهیل کننده در هر یک از محورها است. با توجّه به نتایج، این پرسشنامه از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری کاربردی به منظور تسهیل مشارکت معلّمان در پژوهش سراهای دانش آموزی مورداستفاده قرار گیرد.
واکاوی ادراک مدیران مدارس ابتدایی شهرستان سنندج نسبت به مفهوم رهبری فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تتبع پیش رو، ادراک مدیران مدارس ابتدایی شهرستان سنندج نسبت به مفهوم رهبری فناوری مورد واکاوی قرار گرفت. ازاین رو از رویکرد کیفی و روش پدیدارنگاری بهره گرفته شد. میدان تحقیق، کلیه مدیران مدارس ابتدایی شهرستان سنندج بودند. از طریق شیوه نمونه گیری هدفمند ۱۲ نفر به عنوان مشارکت کنندگان تحقیق انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند بود که تا رسیدن به اشباع مقوله نظری ادامه یافت. جهت تحلیل داده ها از شیوه کدبندی دومرحله ای (متمرکز و محوری) گلاسری (رهیافت ظاهرشونده) صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد ویژگی های رهبری فناوری عبارت اند از: چشم انداز توانمندسازی یادگیرندگان، خرد جمعی رهبری، حمایت مبسوط فناورانه و پروگرام فناورانه رهبری است. همچنین یافته ها نشان داد چالش های رهبری فناوری شامل: بنیه ضعیف فناورانه یادگیرندگان، نبود ملزومات فناورانه در مدرسه، عدم بصیرت معلم در جهت استفاده از فناوری در آموزش و ضعف شناخت مدیران در به کارگماری فناوری های نوین است همچنین یافته ها نشان داد که پیامدهای رهبری فناوری شامل حرفه ای شدن معلمان بر جنبه تکنیکی تدریس، برخوردار گردیدن یادگیرندگان از تحمل تنوع در آموزش، کاربردی نمودن آموزش، یادگیری مادام العمر و نهادینه نمودن فرهنگ پژوهش می گردد.
فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، مطالعه نظام مند فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس است. برای یافتن فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب شده اند. جامعه موردمطالعه، تحقیقات انجام شده شامل 659 مطالعه است که طی واکاوی محتوایی، دسته بندی و غربالگری انجام گرفته و در حدود 33 پژوهش واجد شرایط و معیارهای مدنظر، به صورت هدفمند انتخاب شده، کدگذاری و طبقه بندی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 2020، صورت گرفته و مقولات و مضامین اصلی استخراج شدند. با استفاده از تحلیل محتوا، 24 مقوله و 5 مضمون استخراج شدند، که عبارت اند از: بهبود فرآیند یادگیری و آموزش؛ بهره وری و کارایی در آموزش؛ جبران منابع و کمبودهای موجود در سیستم آموزشی؛ دستیار استاد؛ همیار دانشجو. با توجه به یافته ها، هوش مصنوعی قادر به بهبود و تسهیل سیستم آموزش عالی بوده و ضمن ایجاد بهره وری و تسهیلگری برای استادان و دانشجویان، درنهایت منجر به نتایج یادگیری مؤثرتر و کیفیت آموزش عالی خواهد گردید.
پیش بینی پرخاشگری سایبری بر اساس نشخوار ذهنی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش بینی پرخاشگری سایبری بر اساس نشخوار فکری در دانشجویان بود. پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی و با اهداف کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک در تابستان سال 1403 بودند که به صورت روش نمونه گیری تصادفی تعداد 150 انتخاب شدند و به صورت آنلاین به پرسشنامه های پرخاشگری سایبری آلوارز گارسیا و همکاران (2015) و پرسشنامه نشخوار فکری باقرنژاد و همکاران (1388) پاسخ دادند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد که با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که بین پرخاشگری سایبری با نشخوار فکری (51/0 r-)، تنهایی (25/0 r-)، عجز (27/0 r-)، یاس (27/0 r-) و کاهش تحمل اجتماعی (21/0 r-) رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که تنها متغیرهای نشخوار فکری و تنهایی، متغیر پرخاشگری سایبری را به طور معناداری پیش بینی می کند (05/0p<). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که با آموزش و افزایش توانمندی روان شناختی در افراد و همچنین کاهش نشخوار فکری در افراد می توان از پرخاشگری سایبری پیشگیری کرد.
تحلیل مؤلفه های آموزش روابط عمومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط عمومی به دلیل ابعاد علمی و عملی خود، نیازمند ارتقا و توسعه مداوم است که می تواند شایستگی های فارغ التحصیلان را بهبود بخشد. این پژوهش به بررسی چهار جنبه کلیدی آموزش روابط عمومی، مهارت، دانش، کارآموزی و به روزرسانی در ایران پرداخته است. تحقیق با استفاده از پیمایش و پرسشنامه انجام شده و جامعه آماری شامل کارشناسان روابط عمومی در سازمان های دولتی و غیردولتی با بیش از 100 نفر کارمند در تهران، ازجمله مدیران و کارشناسان فارغ التحصیل این رشته، بود. برای انتخاب نمونه ها، از روش نمونه گیری چندمرحله ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که کارآموزی با میانگین 76/3 به عنوان مهم ترین روش آموزشی شناخته شده است. پس ازآن، آموزش دانش تخصصی با میانگین 71/3 و آموزش مهارت ها با میانگین 69/3 قرار دارند، درحالی که به روزرسانی دانش و مهارت ها با میانگین 43/3 در رتبه آخر است. این یافته ها تأکید می کند که ترکیب آموزش های عملی و نظری اهمیت زیادی دارد. روابط عمومی به عنوان یک حرفه پویا، نیازمند متخصصانی با دانش گسترده در زمینه های ارتباطات، مدیریت، فناوری و تفکر استراتژیک است. مدل های کارآموزی مبتنی بر صنعت، بیشترین تطابق را با نیازهای واقعی این حرفه دارند. همچنین، برای به روزرسانی، متخصصان باید از روش های متنوعی مانند رسانه های تخصصی، کلاس های آموزشی و همایش ها استفاده کنند تا با چالش های پیچیده و متغیر این حرفه مقابله کنند.
طراحی و اعتباریابی الگوی زیبایی شناسی یادگیری الکترونیکی با تأکید بر تجربه کاربری و حس حضور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به طراحی و اعتبارسنجی الگویی برای زیبایی شناسی یادگیری الکترونیکی با تمرکز بر تجربه کاربری و حس حضور پرداخته است. روش تحقیق از نوع آمیخته (کمی-کیفی) بود. بخش کیفی، بر اساس روش داده بنیاد، ابتدا منابع و متن های استخراج شده از مصاحبه با صاحب نظران که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند مبتنی بر تبیین مؤلفه های زیبایی شناسی یادگیری الکترونیکی پس از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در قالب کدهای محوری علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردی و پیامدها تحلیل شد. سپس مؤلفه های اصلی استخراج شده و در قالب الگوی مفهومی ارائه گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های زیبایی شناسی در قالب چهار بُعد حضور شناختی، اجتماعی، تدریس و عاطفی قابل دسته بندی است. حضور شناختی شامل درک زیبایی شناسی ویژگی های شخصی، یادگیری مبتنی بر تجربه زیبایی شناسی و گفتگوی تأملی است. حضور اجتماعی شامل: زیبایی شناسی یادگیری اجتماع محور و حمایت از یادگیری گروهی اشاره دارد. حضور عاطفی به تحریک احساسات مثبت و تقویت حس شادی مربوط می شود. درنهایت، زیبایی شناسی تدریس شامل تحلیل، طراحی و سنجش پیامدهای زیبایی شناختی است. در بخش کمی برای تعیین اعتبار الگو، مؤلفه های آن در قالب پرسشنامه تهیه و برای افراد ارسال شد تا اعتبار و پایایی مدل سنجیده شود. برای تعیین اعتبار الگو CVR و CVI و برای پایایی از آلفای کرونباخ سنجیده شد. نمونه پژوهش در این بخش شامل ۲۰ نفر از متخصصان حوزه فن آوری آموزشی بوده است. نتایج نشان داد که الگوی طراحی شده از اعتبار لازم برخوردار است و می تواند به بهبود کیفیت یادگیری الکترونیکی کمک کند.
تأثیر کلاس معکوس بر یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه در درس زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلاس معکوس یک رویکرد آموزشی است که در آن دانش آموزان در خانه مطالب و محتوای درسی را فرا می گیرند و در کلاس درس به تمرین و حل مسئله می پردازند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کلاس معکوس بر یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه شهرستان نیشابور در درس زبان انگلیسی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه شهرستان نیشابور در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که از میان آن ها، یک مدرسه پسرانه به صورت تصادفی انتخاب شد. درمجموع 30 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش به روش کلاس معکوس شرکت کرد؛ درحالی که گروه گواه به شیوه سنتی آموزش دید. برای جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون از دو ابزار پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1994) استفاده شد. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد روش کلاس معکوس موجب افزایش یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون شده است (01/0> p). بر اساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که کلاس معکوس یک رویکرد آموزشی مؤثر برای افزایش یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان در درس زبان انگلیسی است.