فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
60 - 76
حوزههای تخصصی:
مدیریت دانش مبحثی با اهمیت در مدیریت امروزه محسوب می شود و همچنین یک استراتژی مستمر برای اکتساب دانش مناسب، برای افراد مناسب و در زمان مناسب است. هدف اصلی این پژوهش پیش بینی مدیریت دانش بر اساس تسهیم دانش با میانجیگری توانمندسازی روانشناختی مدیران مدارس ابتدایی شهر ملایر بود. روش تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی - همبستگی می باشد.. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران مدارس ابتدایی شهر ملایر در سال تحصیلی 1403-1401 بود. حداقل نمونه لازم در روش حداقل مربعات جزئی( PLS)، حداقل 200 نفر بود که به خاطر افت آزمودنی ها و احتیاط برابر با 230 نفر به روش نمونه گیری انتخاب و در نهایت 216 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل نهایی قرار گرفت. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسشنامه های استاندارد مدیریت دانش فونگ و چوی (2009)، تسهیم دانش لین (2007) توانمندسازی روانشناختی اسپیریتز (1995) بود. آزمون فرضیه های آماری به روش تحلیل مسیر با استفاده از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی ال اس اسمارت استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ تسهیم دانش با نقش میانجی گری توانمندسازی روانشناختی بر مدیریت دانش مدیران تاثیر دارد؛ تسهیم دانش بر توانمندسازی روانشناختی مدیران تاثیر دارد؛ تسهیم دانش بر مدیریت دانش مدیران تاثیر دارد؛ توانمندسازی روانشناختی بر مدیریت دانش مدیران تاثیر دارد. نتایج نشان داد که توانمندسازی روانشناختی نقش میانجی در رابطه بین تسهیم دانش و مدیریت دانش مدیران شهر ملایر داشت. همچنین تسهیم دانش بر توانمندسازی روانشناختی مدیران، توانمندسازی روانشناختی بر مدیریت دانش و تسهیم دانش بر مدیریت دانش مدیران تاثیر مستقیم داشت.
چارچوب علوم یادگیری در رهبری آموزشی
حوزههای تخصصی:
علوم یادگیری به بررسی شرایط و عوامل موثر بر یادگیری افراد می پردازد و اینکه چگونه تنوع انسانی نتایج آموزشی را تحت تأثیر قرار می دهد. این تحقیق نشان داد که 30 خط مشی آموزشی موجود با شواهد علوم یادگیری در تضاد هستند، که بیانگر فاصله ای قابل توجه میان علوم تربیتی و دیگر شاخه های علوم یادگیری است. علی رغم تلاش های محدود در برخی بخش های رهبری آموزشی برای گنجاندن داده های علمی بیشتر در فرآیند تصمیم گیری، رویکرد غالب همچنان به طور گسترده کسب وکار محور باقی مانده است. چنین رویکردی ممکن است توضیحی برای شکاف موجود باشد. تحلیل این نتایج به امکان تغییر از یک مدل کسب وکارمحور به یک رویکرد مبتنی بر علوم یادگیری می پردازد، تغییری که می تواند اولویت های آموزشی را به طور اساسی دگرگون کند. اتخاذ این دیدگاه می تواند به تعریفی متمایزتر و احتمالاً جهانی تر از مفهوم» کیفیت « در آموزش منجر شود. تعریفی که فراتر از اهداف اجتماعی و سیاسی فوری بوده و مستقل از زمینه تاریخی شکل گیری آن سیاست ها باشد. این مقاله پیشنهاد می کند تحقیقات بیشتری بر روی این چارچوب جدید مبتنی بر شواهد علوم یادگیری انجام شود تا مربیان بتوانند تصمیمات سیاست گذاری خود را بر اساس آن پایه گذاری کنند.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های فراموشی سازمانی (مورد مطالعه: مدیران مقطع متوسطه ی اول شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سازمان های امروزی، مدیریت درست اطلاعات و دانش یک امر حیاتی است. فراموشی سازمانی با حذف اطلاعات و دانش قدیمی یا غیرمفید، به سازمان ها کمک می کند تا بانک دانش خود را به روز و کارآمد نگه دارند. هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفه های فراموشی سازمانی مدیران مقطع متوسطه ی اول شهر شیراز می باشد. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با کاربرد رویکرد تحلیل مضمون آتراید استرلینگ (2001) انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش، مدیران مدارس مقطع اول متوسطه ناحیه های چهارگانه آموزش و پرورش شیراز بودند که با روش هدفمند ملاک محور انتخاب شدند و با رویکرد اشباع نظری با 22 نفر از آنها مصاحبه نیمه ساختارمند انجام شد. اعتباریابی داده های پژوهش با استفاده از تکنیک ممیزی کردن از سوی داوران(سه نفر از خبرگان حوزه آموزش و مدیریت سازمان) بدست آمد. برای محاسبه پایایی از روش هولستی استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش، با استفاده از تحلیل مضمون تعداد 69 مضمون پایه، 13 مضمون سازماندهنده و 4 مضمون فراگیر بدست آمد که عبارت بودند از: جو باز سازمانی، بسترسازی، جایگزین سازی و یادگیری زدایی. نتیجه گیری: فراموشی سازمانی به عنوان یکی از عناصر تحول سازمان ها نقش اساسی در ایجاد تغییرات سازمانی ایفا می کند. کاربرد چهار مولفه ی جو باز سازمانی، بسترسازی، جایگزین سازی و یادگیری زدایی در سازمان، باعث حذف اطلاعات و دانش قدیمی یا غیرمفید شده و به مدیران کمک می کند تا بانک دانش خود را به روز و کارآمد نگه دارند. این کار از پراکندگی اطلاعات و سردرگمی جلوگیری می کند و به تصمیم گیری های بهتر کمک می نماید.
فرایند تصویرسازی در اشعار فرخی یزدی و رصافی و ارتباط آن با نگرش شاعر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویر یکی از مهم ترین عناصر شعر است که می تواند جهان بینی، نگرش و موضع گیری کلی شاعر در برابر اشیاء و حوادث را نشان دهد. این عنصر در شعر آنقدر اهمیت دارد که بدون آن، عاطفه و اندیشه شکل نمی گیرند. تصویر در یک تقسیم بندی کلی ازلحاظ حقیقت و مجاز به دو دسته زبانی و مجازی تقسیم می شود. تصویر مجازی نیز خود ازنظر نوع نگرش شاعر به سطح و اعماق، قابل تقسیم بندی است. مقاله حاضر با روش تحلیلی-توصیفی به بررسی عنصر تصویر و تصویرپردازی در اشعار فرخی یزدی و معروف رصافی، از شاعران عصر مشروطه و نهضت می پردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که دو شاعر مذکور در اشعار خود از انواع تصاویر مجازی، زبانی، سطح و اعماق، استفاده کرده اند. آن ها همچنین برای خلق تصاویر مجازی از نماد و رمز، استعاره، تشبیه و تلمیحات اسطوره ای بهره برده اند. مضامین غالب در اشعار آن ها آزادی، وطن، پیشرفت، ظلم ستیزی و علم آموزی است که در تصاویری مانند سرو، کبوتر، خون دل، اُسد (شیران)، اللیل (شب) و الجنان (بهشت ها) تجسم یافته است. تصاویر اعماق در شعر فرخی بیشتر از رصافی است و دلیل آن این است که فرخی سعی داشته با استفاده از استعاره، تشبیه و کنایه از گزند حکومت در امان بماند. همچنین رصافی بیشتر بر مضامین اجتماعی و فرهنگی تمرکز داشته، درحالی که تمرکز فرخی یزدی اغلب بر مضامین اجتماعی فرهنگی است.
عوامل مؤثر بر کارآفرینی آموزشی در نظام دانشگاهی (مورد مطالعه: دانشگاه فرهنگیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر آموزش کارآفرینی در نظام دانشگاهی انجام شد. این پژوهش بر مبنای هدف، در ذیل پژوهش های کاربردی است که به روش کیفی انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش، شامل کلیه خبرگان و فعالان بخش کارآفرینی دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1399-1400 بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 19 نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. اعتبار ابزار اندازه گیری داده ها با استفاده از روش توافق کدگذاران مورد تأیید واقع شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA12 استفاده شد. نتایج پژوهش، بیانگر این بود که عوامل مؤثر بر آموزش کارآفرینی در نظام دانشگاهی در دانشگاه فرهنگیان را می توان در قالب 4 عامل (زمینه ای، عوامل علّی، استراتژی ها و عوامل مداخله گر) و 11 مؤلفه (عوامل اجتماعی- فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل نهادی، راهبردی، مدیریتی، حمایت و پشتیبانی، جذب و بکارگماری، توانمندسازی، انگیزشی، تقویت اکوسیستم کارآفرینی و دانشگاهی) و 223 شاخص طبقه بندی کرد.
مسئله های باز-پاسخ: پیوند دهنده دانش ریاضی و زندگی واقعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش سؤال های باز-پاسخ در ایجاد پیوند بین دانش ریاضی و زندگی واقعیِ دانش آموزان پایه هشتم انجام گرفت. زمان اجرای این پژوهش، سال تحصیلی 1401-1400 بود و شرکت کنندگان، 10 دانش آموز پایه هشتمِ در یکی از شهرهای شمالی ایران بودند و نویسنده اول، معلم ریاضی شان بود. داده های پژوهش شامل حل مسئله انفرادی و گروهی دانش آموزان، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مشاهده ها و یادداشت های بازتابی معلم/نویسنده اول بود. جمع آوری داده ها ازطریق برگه های حل مسئله های باز-پاسخ به صورت فردی و گروهی، یادداشت های نویسنده اول و مصاحبه های فردی انجام شد. در حل مسئله انفرادی، شرکت کنندگان به 10 سؤال پاسخ دادند و برای حل مسئله گروهی، دانش آموزان چهارمسئله از بین آن 10 مسئله، به همراه یک مسئله زمینه مدار جدید را حل کردند که دراین مقاله، نتایج تجزیه وتحلیل پاسخ ها به سه مسئله، ارائه می گردد. مصاحبه ها بارضایت دانش آموزان، ضبط شنیداری شد. برای تحلیل داده ها، از پاسخ های دانش آموزان، متن پیاده شده مصاحبه ها و یادداشت های بازتابیِ پژوهشگران، استفاده شد. یافته ها نشان دادند که «زمینه»های زندگی واقعی، نقش با اهمیتی در مسئله های باز-پاسخ دارند و علاقه مندی دانش آموزان را برای حل آن ها، بیشتر می کند. همچنین تنوع راه حل ها و پاسخ ها، فرصتی برای درگیرکردن دانش آموزان با مسئله به وجود می آورد که کمک می کند تا میان دانش ریاضی و زندگی واقعیِ دانش آموزان، پیوند برقرار شود.
آموزش صلح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنگاه که مسائل اجتماعی، بحران های جهانی یا مناقشات نظامی به ظاهر غیرقابل حل به نظر می رسد، تعلیم و تربیت اغلب به عنوان نوش دارو برای آن ها تلقی می شود. با این حال، چنین رویکردی با انتظارات بیش از حد از نظام آموزشی همراه است، زیرا در عرصه تعلیم و تربیت، هیچ پیوستار اخلاقی وجود ندارد که نیات نیک را مستقیماً به نتایج نیکو پیوند دهد. آموزش صلح، مستلزم محیط های اجتماعی باثبات و ساختارهای سازمانیقابل اتکاست تا تعاملات آموزشی بتوانند در این بسترها به نحو اثربخشی تکوین یابند. به ویژه در روزگاری که تصاویر جنگ و خشونت به شدت ذهن ها را تسخیر می کنند، به آسانی ممکن است فراموش کنیم که هم زمان در بسیاری از مناطق جهان، برنامه های مرتبط با آموزش صلح با تعهدی ستودنی و در قالب های متنوعی در حال انجام است. در همه مفاهیم (آموزشی) مرتبط با اینتلاش های تربیتی، همواره کوشش بر این است که سه عنصر با هم آمیخته شود: دانش، عواطف و نسبت فرد با رفتار خویش. در منطقِ تربیتی، دسترسیِ مستقیم به آگاهیِ یادگیرنده ناممکن است. اگرچه هیچ تضمینی وجود ندارد که آموزشِ صلح اثربخشی دارد، اما می دانیم که تعلیم و تربیت به طور کلی کارآمد است.
مدل یابی ساختاری روابط سبک رهبری تعاملی و حمایت سازمانی ادراک شده با نقش میانجی سخت کوشی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
157 - 175
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی ساختاری روابط سبک رهبری تعاملی و حمایت سازمانی ادراک شده با نقش میانجی سخت کوشی روان شناختی در کارکنان آموزش و پرورش نواحی ۵گانه تبریز انجام گرفت.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر روش جمع آوری داده ها، توصیفی؛ و از نظر ماهیت داده ها، کمی بود. جامعه آماری، شامل کلیه کارکنان نواحی پنجگانه آموزش و پرورش شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 500 نفر بوده است. شیوه نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، به تعداد 246 نفر بود. ابزار جمع آوری داده ها،. پرسشنامه سبک رهبری تعاملی، پرسشنامه حمایت سازمانی ادراک شده و پرسشنامه سخت کوشی روان شناختی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.یافته ها: نتایج مدل یابی ساختاری نشان داد، رابطه بین سبک رهبری تعاملی و حمایت سازمانی ادراک شده کارکنان آموزش و پرورش معنی دار بود. همچنین، رابطه بین سبک رهبری تعاملی و سخت کوشی روان شناختی کارکنان آموزش و پرورش، معنی دار بود. به علاوه، نقش میانجی سخت کوشی روان شناختی در رابطه بین سبک رهبری تعاملی و حمایت سازمانی ادراک شده آموزش و پرورش نواحی ۵گانه تبریز، تأیید شد.بحث و نتیجه گیری: جهت بهسازی عملکرد شغلی کارکنان آموزش و پرورش، پیشنهاد می شود در جهت تقویت سخت کوشی روان شناختی و بسترسازی برای سبک رهبری تعاملی؛ و نیز بهینه سازی حمایت سازمانی ادراک شده اقدام شایسته صورت گیرد.
ارائه الگوی شایستگی های خودتوسعه ای معلمان (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
79 - 108
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگی های خودتوسعه ای معلمان با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. کلیه اسناد علمی یافت شده در بین سال های 2016 تا 2023 به تعداد 267 سند علمی، جامعه پژوهش حاضر را شکل می دهند که در 7 پایگاه خارجی و 4 پایگاه داخلی یافت شدند. درنهایت، 22 سند علمی پس از واکاوی عناوین، روش پژوهش و یافته ها، گزینش و تحلیل شد. تحلیل یافته ها با روش تحلیل تم انجام گرفته و به منظور کنترل کیفیت پژوهش، تحلیل و واکاوی اسناد با دقت بالا به همراه مستندسازی، انجام گردید؛ همچنین بوسیله ابزار برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP)، کیفیت یافته ها توسط خبرگان ارزیابی و تایید شد. شایستگی های خودتوسعه ای معلمان در پنج بعد مهارت، توانایی، دانش، نگرش و ویژگی احصاء گردید. حیطه مهارت مؤلفه های خودنظارتی حرفه ای، رهبری فرآیند یاددهی-یادگیری، شبکه سازی حرفه ای، بالندگی خودراهبر و مهارت فناورانه را در برمی گیرد. حیطه توانایی از مؤلفه های خودآگاهی، خودمدیریتی، خودانگیزشی، بلوغ شناختی و عاطفی و حیطه دانش از مؤلفه های دانش پداگوژیک و دانش برون سازمانی تشکیل شده اند. شوق تغییر و بهبود و اشتیاق شغلی مؤلفه های احصاء شده در حیطه نگرش هستند. ویژگی های شخصی و اخلاق حرفه ای و سازمانی هم مؤلفه های شناسایی شده در حیطه ویژگی می باشند. در شرایط تغییرات پیوسته و محیط آموزشی متلاطم، شایستگی خودتوسعه ای کلید کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری و ارتقای جایگاه حرفه ای معلمان است.
تأثیر شیوه های ارائه مسائل کلامی حسابی ساده بر کارآمدی پردازش دانش آموزان پایه اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تعیین تأثیر شیوه های ارائه متفاوت مسائل کلامی حسابی ساده بر کارآمدی پردازش دانش آموزان و مقایسه اثرات متفاوت این شیوه های ارائه در کارآمدی پردازش دانش آموزان قوی و ضعیف در ریاضی پرداخته است. این پژوهش از نوع طرح های آزمایشی است که طی آن تأثیر شیوه های ارائه مسائل حسابی ساده (تصویری، شنیداری و ترکیبی) بر روی کارآمدی پردازش دانش آموزان قوی و ضعیف در ریاضی بررسی شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان پایه اول ابتدایی شهر یاسوج به تعداد 4049 نفر در سال تحصیلی 1403-1402 بود. مشارکت کنندگان پژوهش به تعداد 58 نفر (دو گروه 29 نفره) از میان دانش آموزان داوطلب انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری از مسائل کتاب ریاضی پایه اول اقتباس گردید و به هر شرکت کننده 24 مسئله ارائه شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا) استفاده شد. یافته ها نشان دادند که کارآمدی پردازش هم در دانش آموزان قوی و هم در دانش آموزان ضعیف در مسائل افزایشی در هر شیوه ارائه نسبت به مسائل کاهشی بیشتر است؛ همچنین کارآمدی پردازش هم در دانش آموزان قوی و هم در دانش آموزان ضعیف در ارائه ترکیبی نسبت به ارائه تصویری و در ارائه تصویری نسبت به ارائه شنیداری بیشتر بود. دیگر نتایج پژوهش نشان داد که بین دو گروه دانش آموزان قوی و ضعیف ازنظر مسائل شنیداری افزایشی و کاهشی، مسائل تصویری افزایشی و کاهشی و همچنین مسائل ترکیبی افزایشی و کاهشی تفاوت معنی داری قابل مشاهده است. به علاوه نتایج نشان داد که دانش آموزان قوی، کارآمدی پردازش بیشتری نسبت به دانش آموزان ضعیف در مسائل مختلف با ارائه های متفاوت دارند. با توجه به نتایج این پژوهش معلمان و دبیران ریاضی می توانند در آموزش های خود با استفاده از روش های متفاوت ارائه مسائل حسابی ساده، فرایند یادگیری دانش آموزان را تسهیل نمایند.
بررسی بد فهمی های دانش آموزان پایه هفتم در مورد برداشت آنها از مفهوم اعداد منفی در درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی و توصیف انواع بدفهمی های دانش آموزان در مفهوم اعداد منفی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری دانش آموزان پایه هفتم دبیرستانهای روستایی شهرستان الیگودرز در سال تحصیلی 1401-1400، به تعداد 376 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، تعداد 180 نفر(124 پسر و 56 دختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند.در این پژوهش، ابزار اندازه گیری آزمونی محقق ساخته شامل 8 سوال بود. ابتدا سوالات آزمون در سه گروه دسته بندی سپس مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. جهت روایی آزمن محقق ساخته از نظر اساتید و معلمان ریاضی و جهت پایایی از روش مصححان استفاده شد.نتایج تحقیق نشان داد که برخی از دانش آموزان تفاوت بین عملگر واحد، دوتایی و تقارن علامت منفی را نمی دانند و علامت منفی را صرفا یک عملگر کاهشی می دانند. برخی از دانش آموزان، تفاوت بین مقدار و اندازه دو عدد صحیح را درک نمی کنند. دانش آموزان، اغلب اعداد را به دو دسته تقسیم می کنند: دسته اول، صفر را کوچکترین عدد در نظر می گیرند و دسته دوم اعداد منفی را کوچکتر از مثبتها و صفر در نظر می گیرند، ولی قادر به مرتب کردن اعداد منفی نیستند. برخی از دانش آموزان با اینکه از قوانین حاکم بر علامتها آگاهی دارند اما در حل مسائل قادر به پیاده سازی دانسته های خود نیستند. برخی از دانش آموزان به دلیل بدفهمی در مفاهیم پایه اعداد منفی، در انتقال از حساب به جبر مشکلات و بدفهمی هایی دارند.
تحلیل تأثیر روش های نوین تدریس بر توسعه مهارت های فراشناختی فراگیران در آموزش تاریخ
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر روش های نوین تدریس در آموزش تاریخ بر مهارت های فراشناختی فراگیران است. با توجه به نقش مهم مهارت های فراشناختی در درک عمیق، تحلیل وقایع تاریخی و توانایی تفکر انتقادی، استفاده از روش های فعال و نوآورانه در فرایند آموزش تاریخ، ضرورتی انکارناپذیر یافته است. این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی انجام شده و بر اساس منابع علمی و مطالعات پیشین به تحلیل چگونگی تأثیر روش هایی چون بدیعه پردازی، شبیه سازی، روایت گری تاریخی، پژوهه گویی و بهره گیری از فناوری های آموزشی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که این شیوه های تدریس با تحریک تفکر خودآگاه، نظارت بر فرایند یادگیری و توانمندسازی فراگیران در تنظیم راهبردهای شناختی موجب ارتقاء مهارت های فراشناختی آنان می شود. همچنین فضای فعال و مشارکتی کلاس تاریخ در صورت بهره گیری از این روش ها، زمینه رشد استقلال یادگیری و بازاندیشی فراگیران را فراهم می سازد. در پایان پژوهش بر لزوم بازنگری در رویکردهای سنتی تدریس تاریخ و حرکت به سوی روش های نوین و مبتنی بر یادگیرنده تأکید می کند
اثربخشی جعبه ابزار والدگری کویست بر صمیمت در خانواده ، مهارت های تعاملی والدین ، حل مسئله اجتماعی و نظم پذیری کودکان ناسازگار 8-12 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
222 - 248
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی جعبه ابزار والدگری کویست بر صمیمت در خانواده ، مهارت های تعاملی والدین، حل مسئله اجتماعی و نظم پذیری کودکان ناسازگار 8-12 ساله بود. مواد و روش ها: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه مادران دارای کودک ناسازگار 8 تا 12 ساله در بازه زمانی بهار1402 شهر اصفهان بود. نمونه پژوهش به صورت روش نمونه گیری در دسترس و به تعداد 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس درجه بندی مشکلات رفتاری کانرز (ویژه والدین) (1978)، پرسشنامه صمیمیت الکسیس و همکاران (1983)، پرسشنامه تعامل والد-کودک پیانتا (1394)، پرسشنامه حل مسئله اجتماعی دزوریلا و همکاران (2002) و مقیاس مهارتهای سازماندهی کودکان ، فرم والدین ابیکوف و گالاکر (2009) بود. برنامه جعبه ابزار والدگری کویست (2012) طی 12 جلسه 90 دقیقه ای به صورت دو جلسه در هفته بر روی گروه آزمایش اجرا شد؛ اما گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. یافته ها: داده ها از طریق آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قررا گرفت. نتایج نشان داد که جعبه ابزار والدگری بر صمیمت در خانواده ، مهارت های تعاملی والدین ، حل مسئله اجتماعی و نظم پذیری کودکان ناسازگار 8-12 ساله موثر است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت این مداخله در افزایش صمیمت در خانواده، مهارت های تعاملی والدین، حل مسئله اجتماعی و نظم پذیری کودکان ناسازگار 8-12 ساله موثر است.
تأثیر قصه گویی با فناوری استوری لاین بر تقویت تسلط کلامی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر پایه چهارم در درس فارسی(مورد مطالعه: شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر به بررسی تأثیر تلفیق روش قصه گویی با فناوری استوری لاین بر تسلط کلامی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر پایه چهارم در درس فارسی پرداخته است. این مطالعه به دنبال شناسایی اثرات مثبت این روش آموزشی بر یادگیری دانش آموزان دختر پایه چهارم ناحیه 3 شهر کرج است. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح دوگروهی (پیش آزمون و پس آزمون) انجام شد. جامعه آماری شامل 250 دانش آموز دختر پایه چهارم ابتدایی ناحیه 3 کرج بود که از میان آن ها 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. پیش آزمون مهارت های ارتباطی و تسلط کلامی از هر دو گروه گرفته شد. گروه آزمایش به مدت 8 هفته با روش تلفیق قصه گویی و فناوری استوری لاین آموزش دید، درحالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مهارت های ارتباطی بارتون جی (1990) و آزمون تسلط کلامی محقق ساخته بود که پایایی آن ها به ترتیب 82/0 و 91/0 به دست آمد. یافته ها: نتایج نشان داد که روش تلفیق قصه گویی با فناوری استوری لاین به طور معناداری مهارت های ارتباطی و تسلط کلامی دانش آموزان را افزایش داده، مهارت های شنیداری و بازخورد را در آن ها تقویت کرده و روابط بین فردی و شناخت خود را بهبود بخشیده است. نتیجه گیری: معلمان لازم است برنامه های آموزشی را با فناوری های جدید تلفیق کنند و این برنامه ها را متناسب با سطح پیشرفت زبان کودک تنظیم کنند تا ضمن جذابیت، به تقویت مهارت های ارتباطی و کلامی کمک کند.
طراحی کتاب الکترونیکی و پویایِ فیزیک و بررسی میزان تأثیر آن در یادگیری و یادداری مفاهیم فیزیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
129 - 142
حوزههای تخصصی:
کاربرد فراوان گوشی های هوشمند، تبلت و رایانه در زندگی امروزه، فرصتی برای یادگیری اثربخش به کمک فناوری های نوین ایجاد کرده است. هدف پژوهش حاضر طراحی و تولید کتاب الکترونیکی تعاملی و پویای فیزیک و بررسی میزان تأثیر آن بر یادگیری و یادداری مفاهیم فیزیک بود. این تحقیق ازنظر هدف از نوع کاربردی است. روش تحقیق از نوع آزمایشی با استفاده از طرح پس آزمون با گروه مداخله و کنترل است. جامعه موردپژوهش تمام دانش آموزان دختر پایه هشتم دوره متوسطه اول شهرستان خوشاب در سال تحصیلی 1400-1399 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 44 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردیدند. این افراد در دو گروه کنترل و مداخله گمارش تصادفی شدند. بعد از تدوین کتاب الکترونیکی تعاملی و پویای فیزیک، گروه آزمایش سه جلسه با استفاده از کتاب الکترونیکی تعاملی و پویای فیزیک آموزش دیدند و اعضای گروه کنترل نیز سه جلسه به صورت متداول (کتاب غیرتعاملی) مورد آموزش قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پس آزمون-های محقق ساخته ی یادگیری و یادداری و کاربرگ نظرسنجی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و تی با دو گروه مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که دو گروه مداخله و کنترل در یادگیری مفاهیم فیزیک با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند ولی در یادداری، تفاوت بین نمرات دو گروه معنادار بود. با توجه به این نتایج می توان از قابلیت های کتاب های الکترونیکی پویا و تعاملی در جهت افزایش یادداری و نیز تقویت انگیزش یادگیرندگان در فرآیند آموزش و یادگیری مفاهیم فیزیک استفاده کرد.
نقش راهبردهای یادگیریِ شنیداری و گفتاری در خود تنظیمیِ انگیزشی و توانایی برقراری ارتباط: مطالعه ی تلفیقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
درباره نقش راهبردهای یادگیریِ شنیداری و گفتاری در خود تنظیمیِ انگیزشی و توانایی برقراری ارتباط توسط زبان آموزان زبان انگلیسی، تحقیقات کافی انجام نشده است. هدف از مطالعه حاضر، ضمن به کارگیری طرح تحقیق تلفیقیِ متوالی، بررسی تأثیر راهبردهای شنیداری و گفتاری بر خود تنظیمیِ انگیزشی و توانایی برقراری ارتباط است. برای انجام این کار، 36 زبان آموز زبان انگلیسی با سطح زبانی پیش متوسط در بخش کمّی مطالعه بر اساس نمونه گیریِ دردسترس و هشت یادگیرنده در بخش کیفی مطالعه بر اساس نمونه گیریِ هدفمند شرکت داشتند. برای سنجشِ خود تنظیمیِ انگیزشی از پرسشنامه معتبر و برای سنجشِ توانایی برقراری ارتباط از آزمون استاندارد استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، واریانس یک طرفه، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پایایی درون موضوعی اجرا شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه شاهد و آزمایش از نظر خود تنظیمیِ انگیزشی و نیز توانایی برقراری ارتباط تفاوت معناداری وجود دارد. پس از محاسبه پایایی درون موضوعی، نتایج بدست آمده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، شش کد مشترک بدست آمد که عبارتنداز: تفکر برانگیز، تسهیل کننده، جدید، عملی، جذاب و تکیه گاه سازی. در آخر، این مطالعه مفاهیم عملی برای زبان آموزان و معلّمان زبان انگلیسی ارائه می دهد.
بررسی نیازهای آموزشی سواد آموزان استان البرز
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
14 - 23
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نیازهای آموزشی سواد آموزان رده سنی 10 تا 49 ساله استان البرز است. پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی است. این نوع پژوهش با توجه به هدف از نوع مطالعات کاربردی است برای پاسخ به پرسش این پژوهش یعنی شناسایی نیازهای آموزشی سواد آموزان از روش پژوهش اکتشافی و تکنیک دلفی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، کارشناسان و آموزش دهندگان آموزش وپرورش استان البرزشامل (ناحیه یک، دو، سه، چهار، طالقان، اشتهارد، نظرآباد، ساوجبلاغ) است.تعداد 20 نفر(5 نفر از مدیران، 5نفر ازکارشناسان و10 نفر از آموزش دهندگان) به روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر معیار به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه «نیمه ساختاریافته» استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین نیازهای سواد آموزان شامل یازده نیاز نیازهای اجتماعی،نیازهای اقتصادی،نیازهای فرهنگی، نیازهای سیاسی،نیازهای معنوی ،نیازهای بهداشتی ،نیازهای علمی،نیازهای شغلی،نیازهای هنری،نیازهای فناوری و نیازهای مربوط به محیط زیست هستند.همچنین هر نیاز خود نیز دارای زیر مقوله هایی است.
آسیب شناسی مسئولیت اجتماعی در پژوهش های محلی و منطقه ای اعضای هیئت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۴
93 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف: تحلیل آسیب شناسانه ی مسئولیت اجتماعی اعضای هیئت علمی در حوزه ی پژوهشی و ارائه ی راهکارهای افزایش تناسب میان برون دادهای پژوهشی با نیازهای محلی و منطق ه ای.
روش: انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 عضو هیئت علمی دانشگاه های شیراز، ایلام و یزد. روش نمونه گیری، نمونه گیری نظری بوده است. گردآوری داده ها تا اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل داده ها به روش تحلیل تماتیک انجام شده است.
یافته ها: عوامل درون نهادی شامل مصلحت اندیشی پژوهشی، عدم باور به کارکرد حل مسئله، حمایت ناکافی آیین نامه های ارتقا و ترفیع از مسئولیت اجتماعی، کمّی گرایی و مقاله محوری، سرانه پژوهشی حداقلی و عوامل برون نهادی شامل پژوهش های بی مشتری، عدم استقبال از پژوهش های مبتنی بر نیاز، لابی گری پژوهشی، نبود نهادهای بینابینی، ضعف اعتماد متقابل دانشگاه و جامعه، لوکس و حاشیه ای بودن پژوهش، عدم جامعیت در اسناد بالادستی، عدم شایسته سالاری در انتصابات، رفتار غیرحرفه ای کارفرما، عدم اعتماد صنعت به توان داخلی، تمرکزگرایی، عدم مرجعیت دانشگاه در حل مسائل جامعه و بانک اطلاعاتی ناقص.
نتیجه گیری: با تأمین بودجه و تزریق اعتبارات مالی، ایجاد میزهای مشترک دائمی و اجتماعات علمی متشکل از پژوهشگران بومی و سیاست گذاران، تجدیدنظر در سیاست های ترفیع و تشویق اعضای هیئت علمی، بازبینی در فهم از علم و جهان بومی سازی، تقویت گروه های پژوهشی بین رشته ای، ماموریت گرایی دانشگاه ها، شایسته سالاری در انتصابات مدیران و نظارت قوی و جلوگیری از زدوبندهای پژوهشی می توان پایبندی به مسئولیت اجتماعی پژوهشی اعضای هیئت علمی را در راستای پاسخ گویی به نیازها و چالش های محلی و منطق ه ای به سطح مطلوبی افزایش داد.
بررسی رابطه باورهای فرا شناختی با تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر کوهنانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
73 - 84
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی رابطه باورهای فراشناخت با تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر کوهنانی بود. روش: روش این مطالعه زمینه یابی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول راهنمایی شهر کوهنانی که در سال تحصیلی ۴۰۰-۱۳۹۹ مشغول به تحصیل بودند، تشکیل داد. از میان جامعه آماری تعداد ۱۰۵ دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی از مدارس دخترانه مقطع متوسطه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه فراشناخت ولز و کارترایت هاتون (۲۰۰۴)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱) و پرسشنامه ابراز وجود گمبریل و ریچی (۱۹۷۵)که درجه پایایی آنها به ترتیب 76/. ، 82/. و78/. می باشداستفاده شد. در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی تحلیل رگرسیون استفاده شد.یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش نشان داد که بین باورهای فراشناختی با تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود رابطه مثبت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر وجود باورهای فراشناخت با افزایش تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود در دانش آموزان همراه است. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت: باورهای فراشناختی به عنوان یک متغیر مهم روانشناختی با میزان تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود در دانش آموزان رابطه معناداری دارد و این رابطه موجب سازگاری هر چه بیشتر دانش آموزان در محیط های مدرسه و خانواده می شود.
نقش میانجی هوش معنوی در رابطه بلوغ عاطفی با عملکرد اجتماعی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم زینبیه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
137 - 146
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: عملکرد اجتماعی دانش آموزان و تربیت صحیح آنها همواره از دغدغه ها و نگرانی های مهم آموزش وپرورش بوده و در راه رسیدن به آن، سختی های زیادی را متحمل می شوند. عوامل مختلفی بر عملکرد اجتماعی دانش آموزان می تواند مؤثر باشد. هدف از پژوهش حاضر نقش میانجی هوش معنوی در رابطه بلوغ عاطفی با عملکرد اجتماعی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم زینبیه اصفهان بود. روش: پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم زینبیه اصفهان به تعداد 2257 نفر بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان برابر با 330 نفر برآورد شد. روش نمونه گیری خوشه ای بود. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا (1991)، پرسش نامه هوش معنوی کینگ (2008) و پرسش نامه عملکرد اجتماعی پرایس و همکاران (2002) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه های تعریف شده از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد و فرضیه ها با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد، بلوغ عاطفی با عملکرد اجتماعی با نقش میانجی هوش معنوی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم زینبیه اصفهان رابطه دارد. بلوغ عاطفی با عملکرد اجتماعی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم زینبیه اصفهان رابطه دارد و هوش معنوی با عملکرد اجتماعی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم زینبیه اصفهان رابطه دارد (p<0/05).