فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۶۱ تا ۱٬۸۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر مطالعه تطبیقی اهداف و فعالیتهای یادگیری مقطع کارشناسی رشته حقوق در دانشگاههای برتر جهان با رویکرد تلفیق با کار بود. پژوهش کاربردی توصیفی، با استفاده از روش مطالعه تطبیقی جرج بردی انجام شد. در این روش اطلاعات مورد نیاز پژوهش با استفاده از اسناد و مدارک موجود در سایت دانشگاههای منتخب گردآوری شده است، سپس بهصورت مقولههای مجزا طبقهبندی و مورد بررسی، مقایسه و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری شامل برنامهدرسی رشته حقوق در دانشگاههای جهان میشود و ده دانشگاه برتر بهصورت هدفمند و بر اساس سه پایگاه رتبهبندی شانگهای، تایمز و اشتغال دانشآموختگان به عنوان نمونه انتخاب شد. نتایج پژوهش نشان داد از میان انواع یادگیری همراه با کار، ارائه دروس مهارتی و کارورزی در برنامهدرسی رشته حقوق بیشتر مورد توجه دانشگاههای برتر دنیا قرار گرفته است. مهمترین اهداف در یادگیری همراه با کار، ارتقا و تعمیق دانش نظری و تمرین مهارتهای عمومی مورد انتظار محیط کار میباشد. توجه به فعالیتهای عمومی و تخصصی رشته حقوق بهعنوان مهمترین فعالیتهای یادگیری همراه با کار مطرح شدهاست.
مدل ساختاری میزان اثر آموزش بدون خشونت بر پیشرفت تحصیلی، خودکارآمدی و خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دیرآموز با نقش واسطه ای روش شناسی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
69 - 80
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین میزان اثر آموزش بدون خشونت بر پیشرفت تحصیلی، خودکارآمدی و خوش بینی دانش آموزان دیرآموز با نقش واسطه ای روش شناسی معلمان صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بوده و جامعه پژوهش را دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان لنده تشکیل می دهند، که طبق جدول مورگان تعداد242 نفر به صورت نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها از پرسشنامه های آموزش بدون خشونت مارشال، پیشرفت تحصیلی فام و تیلور، خودکارآمدی جینکز و مورگان، خوش بینی اسچنن موران و همکاران و سبک های تدریس رجبی بهره گرفته شد. داده ها با آزمون رگرسیون خطی ساده و معادلات ساختاری در spss22 وAmos2020 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که آموزش بدون خشونت هم به طورمستقیم و هم غیرمستقیم و با نقش واسطه ای روش شناسی معلمان بر پیشرفت تحصیلی، خودکارآمدی و خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دیرآموز شهرستان لنده اثر معناداری دارد. مقادیر برازش مدل و Rmsea برابر با 21/0 مطلوبیت بالای مدل را نشان می دهد. از یافته ها می توان نتیجه گرفت که آموزش بدون خشونت بر توسعه کیفیت فرایند یادگیری دانش آموزان دیرآموز اثرگذار بوده وسبب کاهش بسیاری از معضلات رفتاری، عاطفی، روانی و اجتماعی این دانش آموزان خواهد شد. البته در این میان از نقش مؤلفه های میانجی مانند روش شناسی معلمان نباید چشم پوشی کرد؛ زیرا اثربخشی آموزش بدون خشونت را افزایش بخشیده و مسیر پیشرفت آنها را هموار خواهد ساخت.
Analyzing the Ethical Foundations of School Teacher Supervision in the Digital Age(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۲, Summer ۲۰۲۴
61 - 71
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research was to investigate the ethical foundations of supervising teachers in the digital age. This research was developmental-applied in terms of purpose and qualitative-quantitative method. The field of the study was school principals in the field of monitoring virtual education, who were selected by the snowball method and at the limit of theoretical saturation. Also, the statistical population of the quantitative part included 120 principals schools in Sanandaj. They were selected randomly using Morgan's table. For measuring the proportionality of the model, the opinions of 30 educational management professors, educational ethics researchers, and educational science professors were obtained. The tool of the qualitative part was a semi-structured interview, whose validity was confirmed by Guba and Lincoln's (2000) opinion method and reliability by agreement between coders. Based on the findings of the research, principals' supervision of teachers' virtual activities was subject to three main concepts of teachers' individual ethics, teacher's social ethics identifiers and spiritual-Islamic ethics identifiers in the form of 5 main categories and 29 components. According to the results, he presented a framework for supervising teachers in the form of 5 general concepts (individual ethics in the classroom, educational content of teachers, social ethics, monitoring relationships and identifiers of spiritual-Islamic ethics), which according to the experts' opinion, the proposed framework of this research is valid and It has a good fit.
The Effects of Branding on the Renown and Reputation of Educational Institutions; (A Study on the Marketing of Education Industry)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۴, Winter ۲۰۲۴
38 - 56
حوزههای تخصصی:
Organizational reputation may be conceptualized as the collective perception of stakeholders regarding an organization's capacity to generate value, which is distinguished from its competitors, despite being an inherently intangible construct. From an economic perspective, a company's reputation can be regarded as a mirror of its historical achievements and an indicator of its distinctive attributes. The prominence of brand reputation as a fundamental asset substantively augments the integration of social media strategies across diverse tiers of distribution channels. This applied research endeavors to elucidate the influence of branding on the reputation and renown of educational institutions. The statistical population of this research encompasses language learners enrolled at the leading ten language institutions in Tehran, chosen for their extensive network of branches, substantial student enrollment, the perspectives of online users across multiple platforms and, crucially, and most importantly, consultation with prominent professors in the field of TESOL in Tehran. For data collection, a Likert scale-based questionnaire was employed, yielding a compilation of 573 responses from educational institutions. Subsequent analysis was conducted utilizing the structural equation modeling technique, SPSS, and SMART PLS software. The results of this research showed that brand evidence, communication, loyalty, satisfaction, and personality have a significant effect on brand renown and organizational reputation. Moreover, while brand identity does indeed exert a discernible influence, its impact is comparatively modest and does not extend to influencing brand renown and organizational reputation within educational institutions
کاربرد علوم ریاضی در فهم تاریخ
حوزههای تخصصی:
درک تاریخ نیاز به کمک چند وجهی از سایر علوم دارد. علوم ریاضی( هندسه، حساب و نجوم ) به عنوان یک ابزار قدرتمند در درک و تفسیر داده های تاریخی به مورخ کمک شایانی می کند. پرسش اصلی ما در این تحقیق پاسخ به این سؤال است که «چگونه می توان از علوم ریاضی برای فهم بهتر و عمیق تر رویداد های تاریخی استفاده کرد؟» نیاز به رویکرد های نوآورانه بین رشته ای در مطالعات تاریخی و پتانسیل علوم ریاضی برای ارائه دیدگاه های جدید و عینی تر در مورد رویدادها و فرایند های تاریخی، نشان از اهمیت و ضرورت تحقیق دارد. یافته های پژوهش عبارتنداز: نحوه استفاده از هندسه و معماری در طراحی شهرها و معابد باستانی، کاربرد حساب و کتابداری در سازماندهی اقتصاد و تجارت، نقش نجوم و تقویم در تعیین زمان کشت و برداشت، جشن ها و مراسم مذهبی و تصمیم گیری های سیاسی، استفاده از تحلیل آماری برای شناسایی الگوهای جمعیتی، مهاجرت، مرگ و میر، تعیین آغاز خلقت، رویداد بیگ و ساخت بمب اتمی، پیش بینی رشد اقتصادی، محاسبه وصول مالیات ها سرشماری سپاهیان، مساحی زمین ها، بی ثباتی سیاسی و تأثیر آن بر سایر پدیده های اجتماعی مانند جنگ ها، انقلاب ها، بحران های مالی و غیره می باشد که همگی نشان از ارتباط عمیق علوم ریاضی با مسائل تاریخی دارند.
Artificial Intelligence in Education: Examining the Impact of AI on the Teaching-Learning Process(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Artificial Intelligence (AI), particularly with machine learning and deep learning techniques, is revolutionizing human cognitive processes. From increasing accuracy and speed in performing repetitive and complex tasks to improving decision-making processes, AI has made significant strides in various fields including healthcare, business, and law. In healthcare, AI is accelerating medical diagnoses, and in business, it serves as a powerful analytical tool, increasing efficiency. In the legal field, it has optimized justice processes by providing public legal education services. The application of AI in teaching and learning processes is also significant; this technology has the potential to personalize the learning experience, provide 24/7 access to knowledge, and assist students in completing assignments with higher quality. Moreover, by providing new opportunities for teachers to optimize teaching content and assessment tools, it enhances their performance. However, there is a need for human oversight and guidance in the application of AI to maintain professional ethics and protect privacy. Ultimately, AI has the potential to have a lasting impact on the future of education by enabling personalized and targeted learning.
اثر بهینه سازی بار شناختی آموزش به شیوه چندرسانه ای بر خود نظم دهی فراگیران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
33 - 65
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بار شناختی بیرونی آموزش به شیوه ی چندرسانه ای بر خودنظم دهی فراگیران انجام شده است. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی مدارس هوشمند شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1396 بود. روش نمونه گیری هدفمند بود و بر این اساس 30 نفر از فراگیران که توسط یک معلم علوم تجربی آموزش می دیدند، انتخاب و به شکل تصادفی در گروه های 15 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. طی 15 جلسه ی 40 دقیقه ای، گروه آزمایش در معرض متغیر مستقل (چندرسانه ای آموزشی مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی مریل) قرار گرفت. گروه کنترل محتوای درس علوم تجربی را که با توجه به الگوی طراحی آموزشی مریل طراحی شده بود، به شیوه ی تدریس معمول آموزش دیدند. دانش آموزان در هر دو گروه قبل و بعد از آموزش به پرسشنامه خودنظم بخشی تحصیلی (SRQ-A) پاسخ دادند. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از آزمون رگرسیون، تی مستقل و تی زوجی و کوواریانس در نرم افزار SPSS استفاده شده است. استفاده از آموزش چندرسانه ای که بر پایه الگوی طراحی مریل استوار است، می تواند به کاهش بار شناختی بیرونی و تقویت خودنظم دهی در یادگیرندگان منجر شود. نتایج نشان داده اند که گروهی که با استفاده از الگوی طراحی مریل آموزش دیده اند، بار شناختی کمتری را تجربه کرده و خودنظم دهی بیشتری نشان داده اند. کاهش بار شناختی و افزایش خودنظم دهی در دانش آموزان می تواند به آن ها کمک کند تا از زمان و انرژی خود به شیوه ای مؤثرتر استفاده کنند. این دانش آموزان، که احساس کنترل بیشتری بر فرآیندهای یادگیری خود دارند، انگیزه ی بالاتری برای دستیابی به موفقیت های تحصیلی از خود نشان می دهند.
مطالعه تطبیقی الگوی آموزش ضمن خدمت معلمان در بستر رایانش ابری با مقایسه ایران و کشورهای انگلستان، آمریکا، چین، هند، سوئد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۳)
67 - 95
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: این پژوهش با هدف مطالعه تطبیقی الگوی آموزش ضمن خدمت معلمان در بستر رایانش ابری، با مقایسه ایران و کشورهای انگلستان، آمریکا، چین، هند و سوئد، انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع تطبیقی-اکتشافی و روش پژوهش استفاده شده در آن، مبتنی بر استراتژی پژوهش کیفی بود؛ به طوری که در بدو کار، مصاحبه های اکتشافی با خبرگان و تحلیل داده های جمع آوری شده، به کمک روش تحلیل تم (مضامین)، ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر شکل دهی الگوهای آموزش ضمن خدمت معلمان ایران، در بستر رایانش ابری، احصا و سپس با استفاده از روش 4 مرحله ای جرج اف بردی (1969)، ابعاد و مؤلفه های کلیدی مکشوفه در آموزش ضمن خدمت معلمان ایران، با مدل های آموزش ضمن خدمت معلمان، در بستر رایانش ابری، در کشورهای انگلستان، آمریکا، چین، هند و سوئد مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر الگوی آموزش ضمن خدمت معلمان ایران در بستر رایانش ابری شامل: 5 بعد و 19 مؤلفه شامل: فرهنگی (3 مؤلفه)، مدیریتی (5 مؤلفه)، مادی و کالبدی (2 مؤلفه)، فناوری (5 مؤلفه) و منابع انسانی (4 مؤلفه) می باشد که مولفه های این مدل با کشورهای منتخب مورد مقایسه تطبیقی قرار گرفت و یافته های تحلیل تطبیقی نیز حکایت از آن داشت که 12 مؤلفه مشترک و 8 مؤلفه غیرمشترک میان الگوی آموزش ضمن خدمت معلمان در بستر رایانش ابری ایران و کشورهای منتخب وجود داشت. نتایج: بر اساس یافته های پژوهش، به دست اندرکاران و برنامه ریزان دوره های آموزشی در ایران پیشنهاد می شود برای افزایش کیفیت دوره های آموزشی، وجوه افتراق با کشورهای دارای تجارب ارزنده را مورد توجه قرار دهند.
نقد و بررسی دانش های ادبی در کتب فارسی متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب های فارسی دوره متوسطه اول یکی از مهمترین منابع این دوره است؛ به نحوی که می توان این کتب را پیشاهنگ و مقدمه فهم برخی از دروس دیگر نیز به حساب آورد. در کتاب های فارسی بخشی تحت عنوان دانش های ادبی گنجانده شده است که هدف اصلی آن کمک به دانش آموزان در جهت فهم نکات ادبی و ظرافت های زیباشناختی است. پژوهش حاضر این بخش از کتاب های فارسی را با روش تحلیل محتوایی، بر پایه منابع کتابخانه ای بررسی کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که این بخش به دلیل پاره ای از کاستی ها و نقایص نتوانسته است زمینه را برای تحقق اهداف مورد نظر برنامه ریزان برای درس فارسی دوره متوسطه اول فراهم آورد. عمده این نقایص عبارتند از عدم توجه کافی به بخش دانش های ادبی در پایان دروس و ایجاز و فقدان توضیحات لازم و همچنین پیروی نکردن از یک شکل پیوستار در ترتیب قرار گرفتن این دانش ها و نیز ارتباط نسبتاً ضعیف محتوای درس با دانش ادبی مطرح شده. مرتفع ساختن این تقص ها در راستای حرکت از وضع موجود و نیل به وضعیت مطلوب خواهد بود.
شناسایی مشکلات آموزش ریاضی در مدارس ابتدایی توسط دانشجو معلمان کارورز
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: مشکلات آموزشی حاصل درک اشتباه یک مفهوم توسط دانش آموز است؛ در نتیجه هر فردی در هر سن و سطح آموزش دارای مشکلات است که شایع و فراگیرند که برای جلوگیری از ایجاد این مشکلات، شناخت آن ها لازم و ضروری است. هدف از این پژوهش شناسایی مشکلات یاددهی و یادگیری آموزش ریاضی دوره ابتدایی در کلاس های درس توسط دانشجو معلمان کارورز بود. روش ها: روش تحقیق کیفی و از نوع پدیدارشناسی تأویلی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجو معلمان ترم آخر دانشگاه فرهنگیان لرستان بودند که با توجه به اشباع نظری تعداد 15 نفر به عنوان نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های استخراج شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با استفاده از روش کدگذاری و استخراج مضمون های اصلی و فرعی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها شامل پنج مضمون اصلی مسائل و مشکلات مرتبط با شایستگی معلم، مسائل محتوایی کتاب های ریاضی و زمان اختصاص یافته، مسائل شایستگی کارکنان و اولیای دانش آموزان، فضای فیزیکی مدرسه و امکانات آموزشی، انگیزه و مسائل دانش آموزان بودند. نتیجه گیری: عملکرد دانشجومعلمان کارورز فکورانه است و کارورزی فرصتی را فراهم می کند تا آن ها قبل از این که خود معلم شوند و ریاضی را تدریس کنند با دیدن مشکلات تدریس این درس به فکر راهکارهایی برای جلوگیری از مشکلات از جمله بحث زمان، فضا، چگونگی تدریس و چگونگی ارتباط با فراگیران بیفتند. همچنین این پژوهش می تواند جزء برنامه ها ی اصلاحی دانشگاه فرهنگیان جهت آشنایی بیشتر دانشجومعلمان کارورز با مشکلات آموزشی در کلاس های دروس ریاضی باشند.
طراحی و اعتبارسنجی مؤلفه های روش تدریس و ارزشیابی برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
219 - 240
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی مولفه های روش تدریس و ارزشیابی برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی دوره متوسطه اول بود که با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) از نوع اکتشافی و از نظر نوع مطالعه در بخش کیفی تحلیل مضمون و حوزه پژوهش بخش کیفی شامل مطالعات مرتبط منتشر شده در بین سال های 1385 تا 1402 و 2010 تا 2023 تا حد اشباع داده ها، پس از بررسی ملاک های ورود و خروج، 71 مطالعه به شیوه هدفمند شناسایی و مطالب از میان آنها استخراج شد. یافته های کیفی با روش تحلیل مضمون، مضامین پایه و سازمان دهنده را در عناصر روش های تدریس و روش های ارزشیابی نشان دادند. علاوه بر آن ابزار پژوهش در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته برآمده از مرحله کیفی جهت اعتباربخشی الگوی طراحی شده، در اختیار ده نفر از متخصصان برنامه درسی، روان شناسان تعلیم وتربیت و دست اندرکاران تربیتی (مربیان) شاغل در دانشگاه ها و آموزش و پرورش شهر اصفهان، به عنوان نمونه، قرار گرفت که به شیوه هدفمند، انتخاب شدند. ملاک انتخاب، داشتن سوابق آموزشی و پژوهشی و آگاهی در حوزه هوش هیجانی و مطالعات برنامه درسی و علاقه مندی به مشارکت در پژوهش بود. توافق تخصصی الگوی طراحی شده، معادل 88/0 و مورد قبول به دست آمد؛ اغلب مشارکت کنندگان در مرحله اعتبارسنجی موافق با چارچوب و محتوای الگوی ارائه شده بوده اند. همچنین، در جمع بندی نظرات متخصصان درباره کافی بودن ویژگی های عناصر برنامه درسی، با استفاده از آمار توصیفی شامل جدول توزیع فراوانی و درصد، یافته ها نشان داد در بخش روش تدریس و ارزشیابی 80% صاحبنظران معتقد بودند که موارد استخراج شده ویژگی های عناصر برنامه درسی (روش تدریس و ارزشیابی) کافی است.
ارائه مدل ساختاری- تفسیری جهت ارتقای اعتبار شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۷
59 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه یک مدل ساختاری – تفسیری به منظور ارتقای اعتبار شغلی حرفه ی معلمی بود. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی از نوع مدل سازی بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، خبرگان آشنا به حوزه ی علوم تربیتی و علوم اجتماعی بودند که 31 نفر از بین آنها به عنوان نمونه و به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابتدا با بررسی ادبیات پژوهش، عوامل مؤثر بر اعتبار حرفه ی معلمی، استخراج و براساس نظر خبرگان 9 عامل به عنوان عوامل نهایی شناسایی شدند، سپس به منظور مشخص نمودن تأثیر علت و معلولی عوامل مستخرج، از پرسشنامه ی محقق ساخته ای که بر اساس مدل سازی ساختاری تفسیری طراحی شده بود، استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل ها رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری و ارائه مدل عوامل مؤثر بر اعتبار شغلی حرفه ی معلمی از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری و نرم افزار Micmac استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد از بین این 9 عامل شناسایی شده، دو عامل حقوق و مزایای شغلی و جایگاه اجتماعی حرفه ی معلمی در جامعه به عنوان زیربنایی ترین عوامل در سطح سوم مدل قرار گرفتند. همچنین اعتبار و مقبولیت سازمانی و کنشگری اجتماعی – فرهنگی معلمان در جامعه به عنوان دو عامل زیر بنایی دیگر در سطح دوم قرار گرفتند که بر چهار عامل میزان تخصصی بودن حرفه ی معلمی، میزان اعتماد اجتماعی شهروندان به معلم، وجهه و اعتبار شغل معلمی، مشارکت در سیاست گذاری و تدوین برنامه های آموزشی، امکانات و فرصت های رشد و ارتقاء حرفه ای تاثیر می گذارند. همچنین خروجی مدل میکمک نشان می دهد که همه ی عامل های اعتبار شغلی بر همدیگر کنش و واکنش بالایی دارند.
انقلاب های کوانتومی: از کشف تا کاربرد و اهمیت آموزش آن به نسل آینده
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی دو مرحله اصلی انقلاب کوانتومی، یعنی انقلاب های کوانتومی اول و دوم، و اهمیت آموزش مفاهیم آن ها به دانش آموزان می پردازد. انقلاب کوانتومی اول که در اوایل قرن بیستم شکل گرفت، با کشف اصول بنیادی مکانیک کوانتومی، پایه گذار بسیاری از فناوری های مدرن مانند ترانزیستور و لیزر شد. این انقلاب مفاهیمی مانند دوگانگی موج-ذره، برهم نهی و اصل عدم قطعیت را معرفی کرد که فهم ما از طبیعت و جهان را تغییر داد. در مقابل، انقلاب کوانتومی دوم که در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم آغاز شد، بر کاربردهای عملی این مفاهیم تمرکز دارد. این مرحله با استفاده از مفاهیمی همچون درهم تنیدگی، فناوری های نوینی مانند محاسبات کوانتومی، رمزنگاری کوانتومی و حسگرهای فوق دقیق را توسعه داده است.این مقاله بر ضرورت آموزش ساده و مؤثر مفاهیم کوانتومی برای دانش آموزان تأکید دارد تا نسل جدید بتواند از فرصت های علمی و فناوری ایجادشده توسط این انقلاب ها بهره مند شود. روش هایی مانند استفاده از شبیه سازی ها، بازی های آموزشی، و فعالیت های عملی پیشنهاد شده اند تا مفاهیم پیچیده کوانتومی را به شیوه ای جذاب و قابل فهم منتقل کنند. آموزش این مفاهیم، نسل آینده را برای رویارویی با چالش های علمی و صنعتی آماده می سازد.
بررسی تطبیقی مراحل تکامل جنین در قرآن با یافته های علم جنین شناسی وکاربرد آن دربرنامه درسی زیست شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آیات قرآن، موضوع خلقت انسان با هدف آشنایی بشر با شگفتی های آفرینش و شناخت خداوند مطرح شده است. یکی از مباحث مهم درس زیست شناسی نیز، موضوع تولیدمثل و تکوین جنین است که بسیار مورد توجه دانش آموزان قرار می گیرد. این موضوع از منظر ساحت اعتقادی، عبادی و دینی سند تحول، ظرفیت بالایی برای آموزش معلمان و دانش آموزان دارد. هدف از پژوهش حاضر تطبیق مراحل تکامل جنین انسان در قرآن با یافته های علم جنین شناسی و ارائه پیشنهاداتی برای آموزش مبحث تکوین جنین است. روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، روش کیفی از نوع روش تحلیل محتوا است. محتوای مبحث تولید مثل کتاب زیست شناسی پایه یازدهم، از نظر انطباق با آیات قرآن مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس آیات قرآن، مراحل تکوین جنین انسان شامل هفت مرحله نطفه، علقه، مضغه، تشکیل استخوان، پدید آمدن عضله، دمیدن روح و در نهایت تولد است که با تمهیداتی که خالق اندیشیده است، کودک پس از این مراحل پا به جهان می گذارد. پیشرفت علوم جنین شناسی و سلولی- مولکولی، زمینه شناخت بهتر نکاتی را که قرآن در زمینه خلقت انسان آورده فراهم کرده است. مهم ترین نتایج حاصل از بررسی انطباق مراحل تکامل از دیدگاه آیات قرآن و علم جنین شناسی، توجه به بعد مادی آفرینش و اعجاز قرآن می باشد. به همین علت دانش جنین شناسی یک دانش توحیدی به حساب می آید. بنابراین انتظار می رود برنامه درسی با استفاده از این ظرفیت در رشد تفکر دینی دانش آموزان سهم بسزایی داشته باشد.
تبیین شاخصهای توسعه حرفه ای معلمان بر مبنای اسناد بالادستی نظام آموزش و پرورش و مبانی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۵۹
۲۲-۷
حوزههای تخصصی:
توسعه حرفه ای معلمان نقشی مهم در پویایی سیستمهای آموزشی دارد. از سویی شناخت شاخصهای اثرگذار بر توسعه حرفه ای زمینه طراحی الگوهای جامع توسعه حرفه ای را فراهم می سازد. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه ها و شاخصهای توسعه حرفه ای معلمان در اسناد بالادستی نظام آموزشی کشور و مبانی دینی انجام شده است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوا بر اساس رویکرد گال و همکاران (1994) استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل اسناد بالادستی نظام آموزش و پرورش و مبانی و کتابهای دینی بودند که نمونه موردنظر با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و پایش متنی اسناد انتخاب شده و شامل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (1390)، برنامه درسی ملی (1391)، سیاستهای کلی تحول در آموزش و پرورش (1392)، سند تربیت معلم و تأمین نیروی انسانی تعلیم و تربیت (1398)، کتاب التوحید (1398)، کتاب عیون الاخبار الرضا(ع) (1372) و کتاب الأرشاد (1413ق) بوده است. تحلیل اسناد مورد مطالعه شاخصهای توسعه حرفه ای را در سه بعد اصلیِ رفتاری (مشتمل بر ویژگیهای معلمان و مدرسان دوره های ضمن خدمت)، ویژگیهای برنامه های توسعه حرفه ای (مشتمل بر محورهای ویژگیهای اهداف دوره های توسعه حرفه ای، راهبردها و رویکردهای نوین توسعه حرفه ای، ویژگیهای برنامه ها و ارزشیابی توسعه حرفه ای معلمان) و ویژگیهای سازمانی (مشتمل بر محورهای نظارت و ارزیابی، مدیریت منابع انسانی و پشتیبانی) مورد سازمان دهی قرار داده است. از این رو، به منظور طراحی الگوی توسعه حرفه ای معلمان، باید ابعاد انسانی، سازمانی و برنامه ای مورد توجه قرار گیرند.
بررسی کتابهای مطالعات اجتماعی دوره اول متوسطه برمبنای نظریه بهزیستی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۵۹
۲۱۲-۱۹۵
حوزههای تخصصی:
بهزیستی اجتماعی به عملکرد فرد در جامعه و کیفیت روابط با دیگران می پردازد و توجه برنامه درسی مدارس به آن حائز اهمیت است. از این رو هدف پژوهش پیش رو تحلیل کتابهای مطالعات اجتماعی دوره اول متوسطه برمبنای نظریه بهزیستی اجتماعی است. روش پژوهش، تحلیل محتوا، دامنه پژوهش سه جلد کتاب درسی دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1400-1399 و ابزار پژوهش فرم تحلیل محتوا باتوجه به مؤلفه های بهزیستی اجتماعی کیز بود. براساس نظریه کیز، بهزیستی اجتماعی شامل پنج مؤلفه انسجام، همبستگی، پذیرش، مشارکت و شکوفایی است که پس از مشخص کردن واحد تحلیل، فراوانی هر مؤلفه در کتابهای مورد نظر محاسبه و با روش آنتروپی شانون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. به صورتی که پس از بهنجار کردن فراوانی مؤلفه ها، مقدار بار اطلاعاتی را محاسبه کرده و درنهایت ضریب اهمیت به دست آمده است. یافته های پژوهش حاکی از این بود که در کتابهای مطالعات اجتماعی دوره اول متوسطه بیشترین ضریب اهمیت مربوط به مؤلفه انسجام، پذیرش و مشارکت و کمترین ضریب اهمیت مربوط به مؤلفه همبستگی و شکوفایی است. با وجود این می توان گفت توزیع مؤلفه های بهزیستی اجتماعی در کتابهای یادشده تاحدودی متعادل و متوازن است اما باتوجه به نقش اساسی آموزش و پرورش در پیشرفت جامعه و توسعه بهزیستی اجتماعی پیشنهاد می شود که ضمن بازنگری برنامه درسی مطالعات اجتماعی دوره اول متوسطه به مؤلفه هایی که کمتر پرداخته شده است توجه بیشتری شود.
طراحی و تدوین مدل اجرای مطلوب جشنواره الگوهای برتر تدریس درس تربیت بدنی با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶۰
۶۴-۴۷
حوزههای تخصصی:
یکی از سازوکارهای کیفیت بخشی و تقویت درس تربیت بدنی در مدارس اجرای جشنواره الگوهای برتر تدریس است. ﻫﺪف پژوهش ﺣﺎﺿﺮ طراحی و تدوین مدل اجرای مطلوب جشنواره الگوهای برتر تدریس درس تربیت بدنی و ارائه راهکارهایی برای بهبود اجرای جشنواره بود. روش پژوهش کیفی است که با روش داده بنیاد رویکرد اشتراوس و کوربین انجام شده است. برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است. ﺟﺎمعه آﻣﺎری ﺗﺤﻘیﻖ شامل همه معلمان تربیت بدنی شرکت کننده در چهاردهمین جشنواره کشوری الگوهای برتر تدریس درس تربیت بدنی، اساتید دانشگاه، سرگروههای آموزشی، داوران و مسئولان برگزاری جشنواره بودند. ﻧﻤﻮﻧﻪﮔیﺮی ﺑﻪﺻﻮرت هدفمند انجام ﺷﺪ. پس از اﻧﺠﺎم دادن 25 ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ و رسیدن به اﺷﺒﺎع ﻧﻈ ﺮی، ﺑ ﻪ ﻣﺼ ﺎﺣﺒﻪﻫ ﺎ ﭘﺎیان داده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با به کارگیری نرم افزار اطلس تی انجام شد. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات مشخص شد که شرایط علی شامل سازوکار استفاده از نخبگان تربیت بدنی، توجه به اسناد بالادستی و شیوه برگزاری است. برنامه های معاونت تربیت بدنی و موانع و مشکلات موجود به عنوان شرایط زمینه ای تأثیرگذار بر جشنواره شناخته شدند. شرایط اقتصادی و سیاستهای وزارتخانه عامل مداخله گر و توسعه اهداف آموزشی، تغییرات اجرایی و تغییرات ساختاری به منزله راهبرد عنوان شدند. نهایتاً ارتقای خلاقیت و انتقال تجارب معلمان، توانمندسازی همکاران، استمرار جشنواره، تعامل میان همکاران سراسر کشور، ایجاد کلاسهایی شاد و فعال در مدارس، رویکرد مشارکت حداکثری و افزایش عملکرد سازمانی به منزله پیامدهای فردی و سازمانی اجرای مطلوب جشنواره شناخته شدند.
چالش ها و فرصت های استفاده از رویکرد علم شهروندی در برنامه ریزی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
216 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف: علم شهروندی (Citizen Science) به پژوهش های علمی اطلاق می شود که در آن شهروندان غیرحرفه ای یا دانشمندان آماتور در جمع آوری و تحلیل داده ها مشارکت می کنند. این رویکرد به ترویج مشارکت عمومی در فرآیندهای علمی و ارتقای آگاهی اجتماعی کمک می کند. با پیشرفت فناوری و دسترسی به داده های بزرگ، علم شهروندی به عنوان ابزاری نوین در آموزش و یادگیری مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی فرصت ها و چالش های علم شهروندی در حوزه آموزش و یادگیری است. این پژوهش سعی دارد تا با مرور سیستماتیک ادبیات موجود، به شناسایی پتانسیل های این رویکرد و چالش های موجود در اجرای آن بپردازد.روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف، بنیادی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی – کتابخانه ای است. از روش مرور سیستماتیک ادبیات برای جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده است. جستجو در پایگاه های معتبر علمی، شامل مقالات علمی و منابع مرتبط، برای شناسایی شواهد معتبر انجام شد. از مدل SALSA (جستجو، ارزیابی، ترکیب و تحلیل) برای تحلیل داده ها استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهند که علم شهروندی می تواند به ارتقای سواد علمی، تقویت تفکر انتقادی و افزایش مشارکت اجتماعی کمک کند. همچنین، چالش هایی نظیر کمبود منابع آموزشی، ناآگاهی معلمان و دانش آموزان، و موانع فرهنگی و اجتماعی در اجرای این رویکرد وجود دارد.نتیجه گیری: علم شهروندی به عنوان یک رویکرد آموزشی نوآورانه، پتانسیل های زیادی برای بهبود کیفیت آموزش و یادگیری دارد. با این حال، برای تحقق این پتانسیل ها، نیاز به برنامه ریزی مناسب و آموزش های هدفمند وجود دارد. این پژوهش می تواند به عنوان نقطه شروعی برای تحقیقات میدانی و توسعه علم شهروندی در نظام های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود پژوهشگران در آینده به طراحی و اجرای پروژه های جامع تری بپردازند که بتوانند به تحقق اهداف آموزشی و علمی کمک کنند.اصالت و نوآوری پژوهش: نوآوری این تحقیق در ارائه راهکارهای دقیق برای ادغام علم شهروندی در برنامه های آموزشی است که به خلأهای موجود در تحقیقات قبلی پاسخ می دهد و تحولاتی در نگرش ها و شیوه های آموزشی ایجاد می کند.
تأثیر یادگیری مشارکتی بر کاهش بدفهمی ها و اضطراب ریاضی دانش آموزان دختر پایه دهم رشته تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
169 - 194
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی بر کاهش بدفهمی های مفهومی و اضطراب ریاضی دانش آموزان دختر پایه دهم رشته تجربی است. با توجه به نقش اساسی درس ریاضی در موفقیت تحصیلی و ادامه تحصیل دانش آموزان، بدفهمی های مفهومی و اضطراب ناشی از یادگیری آن می تواند عملکرد آموزشی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش به شیوه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه دهم تجربی در مدارس دولتی شهر کرج در سال تحصیلی 1403-1404 بود. 120 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام 60 نفر) قرار داده شده اند. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه محقق ساخته اضطراب ریاضی و بدفهمی های مفهومی بود که روایی محتوایی و سازه آن ها تأیید شد و پایایی آن ها به روش آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0 و 88/0 محاسبه گردید. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش ریاضی مبتنی بر یادگیری مشارکتی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد یادگیری مشارکتی به طور معناداری موجب کاهش اضطراب ریاضی و بدفهمی های مفهومی دانش آموزان شد. یافته ها مؤید نقش مؤثر روش های فعال و مشارکتی در بهبود یادگیری ریاضی و کاهش تنش های آموزشی هستند.
کاربست معرفت شناسی بونژور در تحلیل باورهای رایج در حوزه مطالعاتی رهبری آموزشی
حوزههای تخصصی:
متن حاضر بازخوانی یکی از مقاله های مهم لیندا ایوانز، در خصوص وضعیت فعلی حوزه مطالعاتی رهبری آموزشی است. ایوانز در این مقاله با رویکرد اکتشافی-تجربی به طور تخصصی و انتقادی به تحلیل دانش پژوهی مدیریت و رهبری آموزشی می پردازد. بنیاد اندیشه ایورز بر این پیش فرض استوار است که حوزه مطالعاتی رهبری آموزشی، به ویژه در تبیین رهبری، محل اختلاف نظر است. وی براین باور است که دعاوی جریان اصلی تحقیقات رهبری آموزشی، توسط طیف گسترده ای از منتقدان، به چالش کشیده شده است. برخی از این انتقادات بر وضوح مفهومی رهبری آموزشی تمرکز می کنند و مواردی از جمله این که چه کسی و بر چه مبنایی در طبقه بندی به عنوان رهبر قرار می گیرد؛ و نیز اینکه آیا اشاره روابط به «رهبران» و «پیروان» ، برای تبیین این مفهوم مفید است یا خیر؟؛ را مورد توجه قرار می دهند. ایوانز تاکید می کند که «موج جدید» مطالعات انتقادی رهبری آموزشی پرسش های بحث برانگیزی را برانگیخته است؛ مبنی بر اینکه آیا اساسا چیزی به عنوان رهبری وجود دارد یا در واقع افسانه ای برساختی است؟. عمده انتقادات معطوف به رهبری آموزشی سه ادعای دانش نظری جریان اصلی را به چالش می کشد - که زیربنای آن چیزی است که ایوانز در مقاله خود آن را باور علیّت، باور وابستگی به رهبری، و باور ادراکی نامیده است - که کانون تحلیل در این مقاله هستند. در حالی که انتقاد از این باورها در این حوزه مطالعاتی به کرات تکرار شده است، این مقاله، آنها را از منظر معرفت شناختی لورنس بونژور برای پرداختن به این پرسش که آیا رهبری آموزشی هنوز و همچنان ارزش مطالعه دارد؟ مورد تحلیل قرار می دهد. ایوانز در این مقاله تلاش دارد تا با ارائه این سه مؤلفه از باورها، سیستم اعتقادی جریان اصلی دانش رهبری آموزشی در چارچوبی برگرفته از فلسفه علم تحلیل کند و به همین دلیل از "نظریه انسجا م گرای توجیه معرفت شناختی" بونژوراستفاده می کند تا ارزیابی ساختاریافته تری از آنچه تاکنون توسط پژوهش انتقادی به دست آمده است را توسعه دهد.