فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۸٬۹۸۷ مورد.
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
63 - 96
حوزههای تخصصی:
مرور پیشینه چالش فزاینده تیزهوشان کمتر موفق سبب شده است که تعداد زیادی از محققان علاقه مند به قلمرو مطالعاتی روان شناسی تیزهوشی، وارسی انگیزاننده های عضویت سرآمدان به گروه مزبور را در صدر اولویت های تحقیقاتی خود تعریف کنند. بنابراین، این پژوهش با هدف ساخت و اعتباریابی پرسشنامه انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی در نوجوانان تیزهوش انجام شد. در این پژوهش توصیفی پیمایشی از جامعه آماری نوجوانان تیزهوش دختر و پسر شهرستان کاشان در سال تحصیلی 1402-1401، تعداد 500 دانش آموز (250 دختر و 250 پسر) با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به پرسشنامه انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی و ابزار غربالگری تاب آوری روان شناختی در نوجوانان تیزهوش (Almasi & et al.,2023) پاسخ دادند. نتایج روش آماری تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که در پرسشنامه انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی مدل اندازه گیری مشتمل بر پنج عاملِ آمایه های ذهنی تحصیلی تثبیت شده، درماندگی آموخته شده، بیش اشتغالی به ناتوانی های فردی، فقدان پرطاقتی و اراده مندی و عدم کنترل ادراک شده، با داده ها برازش مطلوبی داشت. همچنین، نتایج مربوط به همبستگی بین وجوه چندگانه رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی با ابعاد منابعِ درون برون فردی تاب آوری روان شناختی در نوجوانان تیزهوش، شواهد مضاعفی در دفاع از روایی ملاکی این ابزار فراهم آرود. علاوه بر این، نتایج روش آماری آزمون t برای گروه های مستقل با تاکید بر معناداری آماری بین دو گروه یادگیرنده متمایل و غیرمتمایل به رفتارهای پرخطر تحصیلی، از روایی افتراقی پرسشنامه، حمایت کرد. ضرایب همسانی درونی وجوه چندگانه پرسشنامه انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی در بازه 91/0 تا 94/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن تاکید بر اتقان نظام مفهومی زیربنایی سازه چندساحتی انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی در نوجوانان تیزهوش، شواهد متقنی را نیز در دفاع از مشخصه های فنی روایی و پایایی پرسشنامه رفتارهای پرخطر تحصیلی در نوجوانان تیزهوش فراهم آورد.
پیش بینی پیشرفت تحصیلی براساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان در شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی پیشرفت تحصیلی بر اساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان در شهر قم بود. پژوهش حاضر از مدل سازی معادلات ساختاری برای ارزیابی مدل مفهومی (پیش بینی پیشرفت تحصیلی بر اساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان در شهر قم) با داده های تجربی استفاده کرده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی دارای اضطراب جدایی در شهر قم و مادران آنان بود که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و تعداد نمونه 381 نفر بود. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسش نامه اضطراب جدایی هان و همکاران (2003)، ظرفیت تأملی والدینی لویتن و همکاران (2017) و پرسش نامه خودآگاهی هیجانی گرنت و همکاران (2002) بود. داده های پژوهش به روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد پیشرفت تحصیلی بر اساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان قابل پیش بینی است (P<0/05). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که پیشرفت تحصیلی بر اساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان قابل پیش بینی است و این متغیرها بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مؤثر هستند.
تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی از نظر توجه به سواد فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
101 - 125
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی از نظر توجه به حوزه های سواد فناورانه انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوای کمی بود و جامعه آماری شامل کلیه کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی بوده است که با توجه به محدودیت جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشده و همه کتاب های درسی این دوره بررسی شده است. ابزار اندازه گیری، چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بوده که روایی آن مورد تأیید کارشناسان و صاحبنظران بوده و پایایی آن با روش اندازه گیری مجدد 93 درصد محاسبه شده است. شیوه پردازش داده ها بر اساس روش آنتروپی شانون بوده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که در کتاب های درسی دوره دوم متوسط رشته علوم انسانی، در مجموع 152 مرتبه به حوزه های سواد فناورانه توجه شده است. در این دوره تحصیلی به ترتیب به حوزه های «سواد فرهنگی فناوری» با 48 فراوانی(6/31درصد)، «تاریخ فناوری» با 41 فراوانی (27درصد)، توجه بیشتر و به حوزه های «سواد انتقادی فناوری» با 26 فراوانی(1/17درصد)، «اخلاق فناوری» با 21 فراوانی(8/13درصد)، «آینده شناسی فناوری» با 16 فراوانی(5/10درصد) توجه کمتری مبذول شده است. از نظر شاخص ضریب اهمیت حوزه های «اخلاق فناوری» و «آینده شناسی فناوری» دارای ضریب اهمیت پایینی بوده و پراکندگی مناسبی در کتاب های درسی نداشته اند.
بررسی ابعاد تربیت اخلاقی در برنامه درسی ریاضی دوره دوم ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
127 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی ابعاد تربیت اخلاقی در برنامه درسی ریاضی دوره دوم ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد توصیفی و به روش تحلیل محتوا انجام شد و جامعه آماری آن، کتاب های ریاضی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که به صورت تمام شمار مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، چک لیستی برگرفته از اسناد بالادستی آموزش و پرورش و پژوهش های معتبر داخلی بود که ابعاد اخلاق عمومی و پایه، اخلاق اجتماعی، اخلاق فردی، اخلاق اقتصادی و اخلاق سیاسی را دربر می گرفت. داده های حاصل از کدگذاری و شمارش فراوانی مؤلفه ها با استفاده از روش آنتروپی شانون تحلیل شد تا علاوه بر فراوانی، بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت هر مؤلفه نیز محاسبه گردد. یافته ها نشان داد که در هر سه کتاب، بیشترین توجه کمی به مؤلفه های اخلاق اقتصادی و سیاسی معطوف شده، اما از نظر بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت، مؤلفه های اخلاق عمومی و پایه و اخلاق اجتماعی در رتبه های بالاتری قرار دارند. برخی مؤلفه های اساسی مانند صداقت، صبر و بردباری، وفاداری و عفت تقریباً مغفول مانده اند. الگوی توزیع تربیت اخلاقی در سه پایه مورد بررسی، مشابه و نسبتاً نامتوازن است و در مجموع، توجه به تربیت اخلاقی در کتاب های ریاضی کمتر از حد انتظار و عمدتاً غیرنظام مند بوده است. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود برنامه ریزان و مؤلفان در بازنگری محتوای کتاب های ریاضی، به مؤلفه های مغفول و کم فراوان اما با اهمیت بالا توجه ویژه داشته و از روش های علمی و تطبیقی برای ارتقای تربیت اخلاقی دانش آموزان بهره گیرند.
Developing spiritual citizenship curriculum model in the second secondary school(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۱ , ۲۰۲۵
140 - 168
حوزههای تخصصی:
In recent years, many educational systems have paid attention to spiritual citizenship education as one of the most fundamental methods of educating responsible citizens. The purpose of the current research was to provide a model of the curriculum of the spiritual citizen in the second secondary school. To serve that end, a qualitative approach and Grounded theory method were used. The participants were selected based on purposive sampling (snowball) method. Data were collected through semi-structured interviews with 21 professors and experts including 12 males and 9 females, aged between 41 and 62, hoding PhD degree with 6 - 25 years of experience, who had valuable experiences and research related to the research topic. The collected data were analyzed in the three main stages of open, axial and selective coding. Interview data analysis revealed five main categories which affect spiritual citizen model; namely, causal factors, underling factors, intervening factors, strategies, and advantages. The findings suggest that the proper implementation of spiritual citizenship education can lead to development of responsible, informed, and accountable citizens in society.
Explorations in Refusal and Complaining Speech Acts of Iranian EFL Learners Across Language Proficiency, Mother Tongue, Gender, and Sociocultural Factors
حوزههای تخصصی:
Pragmatic competence, a fundamental component of language ability, involves understanding a speaker’s intended meaning through various communicative functions. Among these functions, speech acts such as refusals and complaints play a crucial role in everyday interactions, allowing interlocutors to convey information and perform social actions. This study examines the production of refusal and complaint speech acts by English as a Foreign Language (EFL) learners, addressing a gap in previous research that has often overlooked the potential influence of learners’ language proficiency, social status, gender, and mother tongue. Through purposive sampling, 120 participants were selected to respond to 10 role-play scenarios designed to elicit refusals and complaints. The data were analyzed qualitatively to identify patterns in speech act production. The findings reveal that most participants favored indirect strategies when expressing refusals and complaints. Moreover, the study found no significant effects of language proficiency, sociocultural background, mother tongue, or gender on how EFL learners produce these speech acts. These results contribute to a better understanding of pragmatic competence in EFL contexts and suggest that these sociolinguistic factors may have less impact on refusal and complaint strategies than previously assumed.
تکنیک های تحلیل زبان شناختی برای دانشجویان ادبیات: مطالعه کنش های گفتاری در نقد اجتماعی مطالعه موردی نمایشنامه «فردا چه می شود؟»
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل علمی کنش های گفتاری در نمایشنامه « فردا چه می شود؟»، (فردا چه میشود؟) اثر زیاد الرحبانی، یکی از آثار برجسته تئاتر معاصر می پردازد. این نمایشنامه که در سال ۱۹۷۸ نوشته شد، یکی از مهم ترین آثار تئاتر جنگ داخلی لبنان محسوب می شود. پژوهش حاضر با بهره گیری از نظریه های پراگماتیک جان آستین و جان سرل، پنج نوع کنش گفتاری شامل کنش های ترغیبی، تعهدی، عاطفی، اظهاری و اعلانی را در متن نمایشنامه بررسی کرده است. تحلیل نشان می دهد که کنش های ترغیبی (دستورات، درخواست ها و پیشنهادات) بیشترین کاربرد را در نمایشنامه داشته و نقش مهمی در نمایش روابط قدرت اجتماعی ایفا می کنند. کنش های تعهدی (قول ها و سوگندها) بازتاب دهنده ارزش های فرهنگی و اخلاقی جامعه لبنان هستند. کنش های عاطفی، پیچیدگی های روحی شخصیت ها را نمایان می سازند و غالباً با فرهنگ چندزبانی لبنان آمیخته اند. کنش های اظهاری، واقعیت های اجتماعی-اقتصادی را منعکس می کنند و غیاب کنش های اعلانی، نمادی از عجز شخصیت ها در تغییر شرایط اجتماعی است. در مجموع، بیش از نیمی از از گفتارهای نمایشنامه حاوی کنش های ترغیبی و عاطفی هستند که نشان دهنده فضای پرتنش و عاطفی دوران جنگ است. یافته های پژوهش آشکار می سازد که الرحبانی با بهره گیری خلاقانه از لهجه لبنانی (ترکیبی از عربی، فرانسوی، انگلیسی و آرامی)، کنش های گفتاری چندلایه ای آفریده که نه تنها روایتگر زندگی لبنان در دوران جنگ داخلی هستند، بلکه ابزاری قدرتمند برای نقد اجتماعی و سیاسی نیز محسوب می شوند. این پژوهش نشان می دهد که گفتارهای شخصیت ها در نمایشنامه، علاوه بر انتقال معنا، بازنمایی روابط پیچیده قدرت، هویت وتناقضات اجتماعی در جامعه لبنان هستند.
آموزه های آیات و احادیث در قطعات انوری
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: سابقه بهره گیری سخنوران پارسی از قرآن و حدیث به نیمه قرن سوم هجری می رسد. دوره ای که شعر در خدمت تبلیغ دینی قرار می گیرد و بستری برای ترویج اخلاق و اندکی بعد جلوه گاه عرفان و تصوف می شود. در این دوره استفاده از قرآن و حدیث به عنوان خاستگاه این مفاهیم در شعر و ادب پارسی گسترش می یابد. انوری در سده ششم هجری می زیست و در آثارش علاوه بر علوم متداول زمان خود از آیات و احادیث و قصص و تمثیلات استفاده می کرد.در این پژوهش کوشیده ایم، شیوه ها و شگردهای انوری را در استفاده ازآموزه های قرآن و حدیث در قطعاتش نشان دهیم .روش ها:داده های این پژوهش با شیوه کتابخانه ای به دست آمده و با روش کیفی توصیف شده است.یافته ها: در این بررسی این نتیجه حاصل شد که انوری در بهره گیری از آیات و احادیث اولاً اعتدال دارد، ثانیاً از آیات واحادیث هم برای تقویت مفاهیم و هم برای مزین کردن سخن خود استفاده کرده است. نتیجه گیری: با وجود اشراف انوری بر علوم قرآن وحدیث بهره مندی او از آیات قرآن کریم در قطعاتش بیش از احادیث است. اقتباس بیشترین نمود وتضمین کمترین نمود را در قطعات وی دارد.همچنین انوری با استفاده از آموزه های قرآن وحدیث علاوه بر تشبیه و توصیف ممدوح، نابسامانی های جامعه را در قالب طنز به تصویر کشیده است. آفرینش مضامین نو وخیال انگیز از لابه لای آیات و احادیث نیز در خور تأمل است.
ضرورت قابل توجه در مطالعه و آموزش تاریخ، یک پارادوکس تاریخی
حوزههای تخصصی:
هدف و پیشینه: این مقاله با هدف فهم و شناسایی تعارض میان تاریخ به مثابه امری عبرت آموز و واقع گرا یا تاریخ به مثابه پدیده ای نگارش شده توسط حاکمان و آغشته به تحریف با تاکید بر تاریخ ایران باستان انجام گرفت. پژوهشگر برای دستیابی به این هدف، از روش: کتابخانه ای – اسنادی استفاده کرد. بر این اساس ضرورت دید که واحد مراجعه خود را آثار ،کتب ،مقالات و اسناد تاریخی نگارش شده با موضوع ایران باستان را انتخاب کند. با توجه به گستردگی منابع و آثار، تصمیم گرفته شد تا بر مبنای حساسیت نظری، آثاری از چهار دوره عیلامیان، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان به عنوان نمونه نهایی گردآوری اطلاعات تعیین شود. برای ساماندهی یافته ها و تسریع و طبقه بندی دقیقتر و سریعتر اطلاعات از ابزار فیش برداری و یادداشت برداری استفاده شده است. یافته های: مطالعه نشان داد که با اینکه هر دو بعد بازشناسی تاریخ (عبرت آموز بودن و واقعی/ تحریف شده و آغشته به واقعیت ) وجود داشت. نتیجه گیری: مهم آنکه تاریخ مقدس فرض نشود و آنچه از تاریخ می آید هم تماما رخ نداده و هم تمام ساخته و پرداخته شده نیست، بلکه تاریخ و حوادث آن در ایران باستان واقعیتی است که به تبعیت از منافع حاکمان و اقتدارگرایان به تحریف ها و سوگیری هایی آغشته شده است که بخشی از آن عبرت آموز بوده است، اما جهت تمیز این بخش آن نیازمند مثلث سازی و رجوع منابع همسو و ناهمسو با عنوان تقابل منابع است. یادآوری و تذکر این موضوع یکی از ضرورت های قابل توجه در آموزش تاریخ است.
تحلیل موانع تحقق اهداف و چالش های پیش روی پژوهش سراهای دانش آموزی از منظر مدیران و دبیران: دلالت هایی برای بهبود برنامه ریزی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش سراهای دانش آموزی نقش مهمی در پرورش خلاقیت و مهارت های پژوهشی دانش آموزان ایفا می کنند. با این حال، این مراکز در مسیر دستیابی به اهداف خود با چالش هایی روبرو هستند که نیازمند بررسی دقیق است. این مطالعه با هدف شناسایی، بررسی چالشهای پیش روی پژوهش سراهای دانش آموزی از دیدگاه دو گروه اصلی بازیگر کلیدی (مدیران و دبیران تخصصی) و تبیین دلالتهای آن برای برنامه ریزی آموزشی مؤثر، به منظور درک موانع تحقق اهداف این مراکز در تقویت پژوهش و خلاقیت انجام شده است. ر وش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام پذیرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه مدیران و دبیران تخصصی همکار در پژوهش سراهای دانش آموزی استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی ۱۴۰3-1404 بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و شامل ۱۵ مدیر و ۲۵ دبیر گردید که بر اساس تجربه و درگیری فعال آنها در پژوهش سراها انتخاب شدند. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. برای افزایش اعتمادپذیری یافته ها، از راهبردهایی نظیر بازبینی توسط همکاران و تطبیق نتایج با مبانی نظری و پیشینه پژوهش بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدیران و دبیران تخصصی با چالش های متمایزی در ابعاد سیستمی، زیرساختی، نگرشی و مهارتی مواجه هستند که بر عملکرد کلی پژوهش سراها و تحقق اهداف برنامه ریزی شده برای آنها تأثیرگذار است. نتیجه گیری و پیشنهادها: تحلیل مقایسه ای دیدگاه های مدیران و دبیران، شکافی عمیق بین اهداف اولیه تأسیس پژوهش سراها (تقویت پژوهش و خلاقیت) و واقعیت اجرایی آنها را آشکار می سازد. این چالش ها بر ضرورت بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی های آموزشی مرتبط با این مراکز و همچنین اتخاذ رویکردی چندجانبه و هماهنگ برای رفع آنها از دیدگاه هر دو گروه تأکید دارد. نوآوری و اصالت : این پژوهش با ارائه دسته بندی دقیقی از موانع از دیدگاه مدیران و دبیران و برجسته سازی دیدگاه هایشان، به درک جامع تری از وضعیت موجود و ریشه های مشکلات کمک می کند. این امر مبنایی برای برنامه ریزی آموزشی هدفمندتر و مداخلات سیاستی مؤثرتر جهت بهبود عملکرد این مراکز فراهم می آورد.
بررسی اثربخشی نقاشی درمانی بر کاهش اضطراب دانش آموزان دبستانی
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳
52 - 63
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: اضطراب یکی از شایع ترین اختلالات روان شناختی در کودکان دبستانی است که بر عملکرد تحصیلی و رشد عاطفی آن ها تأثیر منفی می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر نقاشی درمانی به عنوان یک مداخله غیردارویی و کم هزینه بر کاهش اضطراب کودکان دبستانی انجام شد. روش ها: این مطالعه با طرح نیمه آزمایشی و استفاده از پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. ۴۰ دانش آموز دبستانی با علائم اضطراب (بر اساس پرسش نامه SCARED) به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در ۱۰ جلسه نقاشی درمانی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمرات اضطراب در گروه آزمایش از ۴۲.۸ به ۲۸.۳ کاهش یافت (p < 0.001)، اما در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد (۴۱.۹ به ۴۰.۷). تحلیل کوواریانس تأثیر معنادار مداخله را تأیید کرد (F(1,37) = 25.4, p < 0.001, η² = 0.41). کاهش معناداری نیز در ابعاد اضطراب اجتماعی و تعمیم یافته مشاهده شد. نتیجه گیری: نقاشی درمانی به عنوان یک مداخله تربیتی اثربخش، می تواند اضطراب کودکان دبستانی را کاهش دهد. این روش به دلیل سادگی و قابلیت ادغام در برنامه های مدارس، گزینه ای مناسب برای بهبود سلامت روان دانش آموزان است. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده با نمونه های بزرگ تر انجام شود.
مدل یابی مسئولیت پذیری براساس انگیزش تحصیلی با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مسئولیت پذیری یکی از مهمترین مهارت هایی است که اثرات زیادی در ابعاد مختلف زندگی دارد. در مدارس مسئولیت پذیری می تواند احساس تعهد و پایبندی به دیگران، تبعیت از قواعد و معیارهای اجتماعی و درک قواعد گروهی را بالا ببرد و موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری خودکارآمدی در رابطه بین انگیزش تحصیلی با مسئولیت پذیری در دانش آموزان مقطع متوسطه بود. روش ها: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری متشکل از کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1401- 1400 بودند. در این پژوهش200 دانش آموزان مقطع متوسطه به صورت نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی خودکار آمدی شرر، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند و همکاران و پرسش نامه مسئولیت پذیری گاف بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نسخه 25 نرم افزار SPSS و نسخه 3 نرم افزار Smart-Pls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که خودکارآمدی در رابطه انگیزش تحصیلی با مسئولیت پذیری دانش آموزان در دانش آموزان مقطع متوسطه نقش میانجی دارد. همچنین نتایج نشان داد 36 درصد رفتارهای مسئولیت پذیری دانش آموزان توسط خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی تبیین می شود (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، نظام آموزش و پرورش در راستای ارتقای سطح مسئولیت پذیری دانش آموزان مقطع متوسطه باید به نقش واسطه ای خودکارآمدی در رابطه بین انگیزش تحصیلی و مسئولیت پذیری دانش آموزان در مدارس مقطه متوسطه توجه نماید.
اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
33 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف: آسیب بینایی پیامدهای مختلفی دارد و می تواند بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان تاثیر بگذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی و از نظر روش تحقیق یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان با آسیب بینایی خراسان شمالی بودند که در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ در مدارس این استان مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل ۳۰ دانش آموز دختر با آسیب بینایی ۱۴ تا ۱۸ ساله بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. برنامه درمان متمرکز بر شفقت در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد ولی به گروه گواه هیچ آموزشی داده نشد و در لیست انتظار ماندند. در پژوهش حاضر به منظور سنجش خوش بینی و مهارت های ارتباطی به ترتیب از پرسش نامه تجدیدنظرشده جهت گیری زندگی و پرسش نامه تجدیدنظر شده مهارت های ارتباطی استفاده شد. داده های پژوهش با روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت تاثیر مثبت و معناداری بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی داشت. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی می توان نتیجه گرفت که استفاده از این مداخله برای این دانش آموزان اهمیت و ضرورت ویژه ای دارد.
بررسی ویژگی های روان سنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت و اعتبارسنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی انجام شد. روش تحقیق آمیخته اکتشافی بود که در بخش کیفی از ۱۵ کارشناس، استاد دانشگاه، سرگروه آموزشی و معلم خبره تربیت بدنی و در بخش کمی از ۲۶۰ معلم تربیت بدنی (30 نفر مطالعه پایلوت و 230 نفر مطالعه اصلی) از 29 استان کشور استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی نیز از پرسش نامه محقق ساخته «سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی» و تحلیل های آماری توصیفی و استنباطی با نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل استفاده شد. پرسش نامه اولیه با ۷۰ گویه طراحی و روایی صوری و محتوایی آن توسط استادان صاحب نظر تأیید شد. در مطالعه پایلوت که بر روی ۳۰ معلم انجام شد، روایی معنایی بررسی و اصلاحات لازم بر روی گویه ها اعمال گردید. همچنین، ضریب پایایی با آلفای کرونباخ ۰٫۹۵ محاسبه شد. تحلیل عاملی اکتشافی منجر به حذف ۱۵ گویه با بار عاملی کمتر از ۰٫۵ و تشکیل مقیاس نهایی با ۵۵ گویه و ۹ عامل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان دهنده برازش مطلوب مدل و قرارگیری کلیه بارهای عاملی و شاخص های برازش در محدوده قابل قبول بود.
تحلیل علّی - معلولی توسعه حرفه ای مدیران آموزش و پرورش منطقه 4 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
153 - 170
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پیشرفت های علوم و فناوری، مهارت ها و قابلیت های مدیران سازمان ها را به چالش می کشد و برای مواجهه با این تغییرات سریع، قابلیت های مدیران باید بر اساس یک برنامه جدید و سازمان یافته مجدداً ساختاردهی شود. هدف پژوهش حاضر تحلیل علّی - معلولی توسعه حرفه ای مدیران آموزش و پرورش منطقه 4 تهران است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد آمیخته است. خبرگان جامعه آماری در هر دو مرحله شامل خبرگان دانشگاهی و متخصصان توسعه حرفه ای مدیران، بودند. نمونه پژوهش به صورت هدفمند و با استفاده از سطح اشباع نظری تعداد 22 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. مصاحبه تا رسیدن اطلاعات به حد اشباع نظری ادامه پیدا کرد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش کدگذاری دومرحله ای صورت گرفت. در بخش کمی نیز از روش دیمتل استفاده شد. پرسشنامه دیمتل در اختیار 22 نفر از خبرگان قرار گرفت و میزان تاثیر عوامل مشخص گردید. یافته ها: بر اساس نتایج تجزیه و تحلیل یافته های کیفی، تعداد 165 کد باز از میان مفاهیم موجود در مصاحبه ها شناسایی شد که در قالب 30 مقوله دسته بندی شدند. نهایتا 7 مقوله اصلی بدست آمدند. و نتایج دیمتل فازی نشان داد که در پژوهش حاضر عوامل فردی، ذینفعان و مدیریت منابع انسانی بعنوان عوامل علّی مدل و عوامل آموزشی، برنامه ریزی و فناوری در آموزش عوامل معلولی مدل بودند. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که توسعه حرفه ای مدیران برای بهبود نظام آموزش و پروش ضروری است.
تبیین ابعاد، مؤلفه ها و نشانگرهای محیط یادگیری جذاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
21 - 39
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: امروزه مدارس پیشرو به خوبی دریافته اند که یادگیری فعال، خلاقانه و فراگیرمحور، در گرو ایجاد محیط یادگیری جذاب و دلپذیر است. با این رویکرد، هدف از پژوهش حاضر، تبیین ابعاد، مؤلفه ها و نشانگرهای محیط های یادگیری جذاب بود. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی است و از لحاظ مبانی هستی شناسی، مبتنی بر پارادایم تفسیری است. روش پژوهش، کیفی و راهبرد مورد استفاده، مرور نظام مند مبتنی بر الگوی سندلوسکی و باروسو (2007) بود. برای استخراج نشانگرهای محیط یادگیری جذاب، تعداد 13 پژوهش که گزارش آن ها در مجلات داخلی یا خارجی منتشر شده بود، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات، مقالات منتخب بود. تحلیل اطلاعات از طریق کدگذاری نظری و مقوله بندی صورت گرفت. اعتبار تحلیل ها با استناد به ضریب لاوشه تأیید شد. یافته ها: یافته ها بیانگر دستیابی به الگوی محیط یادگیری جذاب مشتمل بر 70 نشانگر، 18 مؤلفه و 7 بعد بود. ابعاد و مؤلفه های شناسایی شده عبارت از مدرسه زندگی؛ مدرسه دوستدار کودک؛ جاذبه های علمی، ادبی، فرهنگی، هنری؛ زیرساخت ها؛ امنیت و آرامش؛ آموزش فراگیر؛ و ارتباطات آموزشی هستند. بحث و نتیجه گیری: این یافته ها چشم اندازی عملی برای طراحی محیط های یادگیری جذاب و الهام بخش ارائه می دهد که می توانند توسعه فردی و تحصیلی دانش آموزان را تسهیل کنند.
Iranian EFL Teachers’ Perceptions of the Interplay between Professional Commitment and Academic Burnout(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
61 - 70
حوزههای تخصصی:
Abstract Since student L2 achievement is the primary objective of all language education contexts, a huge number of inquiries have explored the role of various elements including teachers’ qualities in promoting their L2 achievement. Teachers’ qualities, such as professional commitment, have been shown to affect students’ achievements; however, some factors such as academic burnout seems to play a role in disturbing teachers’ commitment, even though the association between two concepts is not crystal clear. Due to the importance of commitment and burnout, this qualitative research intends to systematically uncover Iranian EFL teachers’ perceptions towards the dynamic interaction between academic commitment and burnout. To this end, a sample of 50 EFL teachers from high schools and language institutes of Urmia, Iran was selected based on the convenience sampling and they were interviewed to express their perceptions towards different types of commitment (to school organization, to the teaching profession, and to students) they experienced, the role of burnout and its relationship between professional commitment and burnout level. Based on the thematic analysis, the results indicated that teachers in both high schools and private institutes were aware of three types of commitment and they believed in the negative interplay between the two concepts. The majority of the participants indicated that they feel stressed and anxious due to the heavy workload and low salary that resulted in limited opportunities for professional development.
Impact of Interest on EFL Learners' Reading and Learners' Perceptions(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
51 - 68
حوزههای تخصصی:
Improving the way of designing syllabus by making it more tailored to the needs and interest of the learners has been an important objective in language teaching, which leads to selecting and grading instructional materials with a consistent attention. This study focused on studying some dark areas of material selection in language teaching, aiming to make instructional materials more attractive to learners. There was also an attempt to see if learner's interest could affect reading and grammar differently. Lastly, the research also sought to find learners' perception on the use of interest in material selection and its possible effect in their performance. A mixed-method design was used to answer the research questions. The findings and results revealed that the use of interest in selecting class materials helped learners have better performance in reading, and the improvement showed a high correlation with learners' performance in grammar learning. Furthermore, the results of the questions asking for learners' perceptions disclosed the effectiveness of integrating interest to teaching materials in language learning. Researchers and teachers are suggested to seek ways to assist the syllabus planners to grow achievement by changing the materials to be more interesting, which can facilitate the language teaching and learning.
واکاوی تجارب دانشجویان کارورزی رشته الهیات از فرآیند فرم (ج) کارورزی
حوزههای تخصصی:
درس کارورزی (3) یکی از دروس دانشگاه فرهنگیان است که در آن دانشجو باید از طریق روش سازنده گرا و فرم (ج) تدریس کند. اهمیت و ضرورت این پژوهش چگونگی و کارآیی این فرم برای رشته الهیات است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی بوده است. جامعه آماری 27 نفر از دانشجویان درس کارورزی (3) دانشگاه فرهنگیان بودند. یافته های پژوهش در قالب 145 کدگذاری باز، 38 کدگذاری محوری و 5 کدگذاری انتخابی عوامل مؤثر، موانع، راهکارها، عوامل زمینه ای و پیامدها بیان شده است. ازجمله موانع مداخله گر عبارت است از فراگیر نبودن فرم (ج) برای همه دروس، محدودیت زمان کلاس درس و نبود فرصت کافی برای اجرای کامل مراحل فرم (ج)، بالا بودن حجم زیاد مطالب، مناسب نبودن برای مفاهیم انتزاعی، عدم همکاری لازم مدیران و معلمان راهنما و آشنا نبودن معلم راهنما با فرم (ج) و ایجاد مشکلات، ذهنیت منفی دانش آموزان در مورد معلم دینی، سختی انطباق مطالب با روش های جدید و فعال تدریس. پیامدها نیز عبارت است از افزایش مشارکت دانشجویان، ایجاد علاقه مندی دانش آموزان، رشد خلاقیت دانش آموزان و تغییر نگرش دانش آموزان، تسهیل انتقال مطالب زیاد و سنگین به دانش آموزان، افزایش دقت و زمان بندی در تدریس، نظام مند شدن فرایند تدریس، کم شدن فشار روانی و استرس تدریس، نجات از متکلم وحده بودن معلم و تعامل بهتر دانش آموزان.
فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی-توسعه ای بوده و با هدف فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان انجام شده است. بدین منظور در بخش کیفی پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی، در بازه زمانی سال 1390 تا 1403 شمسی و 2010 تا 2025 میلادی، تعداد 43 مقاله در زمینه مدیریت اثربخش و تقویت سبک زندگی اسلامی، ارزیابی گردیده و در نهایت 30 مقاله به روش هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. جامعه مشارکت کنندگان جهت اولویت بندی مولفه ها شامل مدیران مدارس دوره متوسطه است که به روش هدفمند 12 نفر در این مطالعه مشارکت کردند. برای گردآوری داده ها از مطالعات داخلی و خارجی و پرسشنامه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب های معرفتی و ارزشی اسلام می تواند تأثیراتی بر رویکردهای فردی دانش آموزان داشته باشد. با این حال، در چارچوب اسلامی، مدیریت اثربخش باید به گونه ای طراحی شود که توازنی مطلوب بین آزادی های فردی و اصول دینی ایجاد کند. روش ها و اهداف آموزشی به ویژه در زمینه ارزشیابی آموزشی، زمانی که با توجه به ارزش های اسلامی تنظیم شوند، می توانند نقش اساسی در هدایت دانش آموزان به سمت یادگیری اخلاقی و ارتقاء تعامل اجتماعی بر پایه ارزش های اسلامی ایفا کنند. علاوه بر این، استفاده از روش های آموزشی نوین و توجه به عوامل اجتماعی-فرهنگی، محیطی آموزشی را فراهم می آورد که در آن دانش آموزان می توانند به طور مؤثر فناوری های روز را با آموزه های اسلامی ترکیب کنند. در نهایت، بهره گیری از اعتقادات مذهبی و سبک زندگی ایرانی-اسلامی، در کنار مدیریت اثربخش، می تواند دانش آموزان را به تحقق آرمان های اخلاقی و دینی سوق دهد.