فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
138 - 109
حوزههای تخصصی:
نظریه دستور خوانش تصاویر در حوزه نشانه شناسی اجتماعی قرار می گیرد.Kress & Van Leeuwen (2006)با الهام از فرا نقش های معنایی Holiday (1996) ساختار مشابهی را برای تحلیل تصاویر ابداع نموده و قائل به فرانقش های بازنمودی، تعاملی و ترکیبی در تصاویر شدند. در نوشتار حاضر با استفاده از این نظریه، به بررسی تصاویر اصلی کتاب های عربی متوسطه دوم پرداخته می شود. تصاویر از منظر فرانقش های بازنمودی و تعاملی به صورت مجزا و از منظر فرانقش ترکیبی به صورت پیوسته و رابطه ای مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش بیانگر این است که در فرانقش بازنمودی، تصاویر مفهومی زیاد است؛ اما تصاویر روایتی بسیار کم است و رخداد و اعمالی به تصویر کشیده نمی شوند. بنابراین توازن بین الگوی روایتی و مفهومی برقرار نشد که از نقاط ضعف تصاویر کتاب های مورد پژوهش در این فرانقش است. بر اساس الگوهای فرانش تعاملی، بیشترتصاویر از لحاظ الگوی تماس، در حالت ارائه دهنده و نمایشی قرار دارند که با توجه به آموزش بودن کتاب ها منطقی به نظر می رسد؛ اما بین الگوهای فاصله و زاویه دید تناقض در معادل معنایی تصاویر ایجاد شده است. از منظر فرانقش ترکیبی، حدود نیمی از تصاویر دارای الگوی رایج ترکیب بندی نیستند که این امر موجب می شود فراگیران نتواند به صورت کامل به موضوع و هدف تصویر پی ببرند. همچنین در اکثر تصاویر تناسب میان متن و تصویر در حد ایده آل برقرار نشد که از نقاط ضعف دیگر تصاویر در این فرانقش می باشد. بنابراین بایسته است تغییراتی در الگوهای بصری و متنی تصاویر این کتاب ها صورت بگیرد تا موجب کارایی بیشتر تصاویر برای فراگیران شود.
مطالعه پدیدارشناختی موانع و مشکلات تدریس و یادگیری فارسی پایه اول دبستان و ارائه راهکار (مورد آموزش و پرورش استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه پدیدار شناختی موانع و مشکلات تدریس و یادگیری فارسی پایه اول دبستان و ارائه راهکار آغاز شد. روش: روش این مطالعه کیفی پدیدارشناسی بود. میدان این پژوهش کلیه معلمان پایه اول دبستان استان خراسان رضوی بود. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضمون بود. یافته ها: مفاهیم در حوزه موانع و مشکلات تدریس و یادگیری نشانه ها شامل: عدم تناسب و تعادل بین رشد شناختی دانش آموزان و حجم کتاب، ناموزنی بافت کلاس به لحاظ سرعت یادگیری، ورود نادرست مربیان پیش دبستان به مبحث تدریس نشانه ها، کمبود وسایل کمک آموزشی، وجود اختلال یادگیری در برخی دانش آموزان، ایجاد تداخل یادگیری بین نشانه های دارای صدای مشابه؛ و در حوزه موانع و مشکلات تدریس و یادگیری صدا ها شامل: مشکلات شنیداری برخی دانش آموزان، مشکلات گفتاری و کلامی برخی دانش آموزان، ورود مربیان کم مهارت پیش دبستان ها به تدریس صداها، استفاده از آموزگاران کم تجربه یا دارای مهارت پایین در تدریس صداها، عدم یا کم بودن تمرین و تکرار صداها و تداخل تدریس آموزگار با آموزش های اشتباه والدین بود. در حیطه مضامین، موانع و مشکلات تدریس و یادگیری نشانه ها و صداها به ترتیب شامل 3 و 4 مورد همپوشان شد. در ادامه راهکارهای عملیاتی نیز به تفکیک ارائه گردید. نتیجه گیری: نتایج بیانگر رابطه تنگاتنگ و درهم تنیده فرآیند های آموزش و یادگیری صداها و نشانه ها است.
تبیین مؤلفه های اجتماعات یادگیری حرفه ای براساس رویکرد سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
169 - 146
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف تبیین مؤلفه های اجتماعات یادگیری حرفه ای انجام شده است. از نظر هدف، پژوهشی کاربردی و از نظر روش، مطالعه ای کیفی با رویکرد سنتزپژوهی بشمار می رود. جامعه پژوهش شامل منابع علمی داخلی و خارجی منتشر شده در ۱۵ سال گذشته بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و براساس معیارهای مشخص ورود و خروج انجام شد و در نهایت، ۳۳ منبع علمی معتبر انتخاب گردید. فرایند اجرای پژوهش با استفاده از مراحل هفت گانه ی سندلوسکی و بارسو انجام شد و داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و از طریق کدگذاری مضامین تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که مؤلفه های اجتماعات یادگیری حرفه ای متشکل از 5 مؤلفه کلی شامل: مشارکت پذیری و همکاری جمعی (شامل 4 مضمون فرعی)، هدایتگری جمعی (شامل 3 مضمون فرعی)، حمایت گری جمعی (شامل 4 مضمون فرعی)، یادگیری مشارکتی عمیق و مستمر (شامل 2 مضمون فرعی) و توانمندسازی جمعی (شامل 5 مضمون فرعی) می باشد.
الگوی روابط ساختاری پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر اساس تیپ های صبحی – عصری با نقش میانجی هیجان های تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
121 - 139
حوزههای تخصصی:
پیشرفت تحصیلی به عنوان یکی از ارکان اساسی موفقیت شغلی و فردی دانش آموزان و نیز پیشرفت پایدار جوامع، از جایگاه مهمی برخوردار است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، الگوی روابط ساختاری پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر اساس تیپ های صبحی–عصری با نقش میانجی هیجان های تحصیلی بود. این مطالعه به شیوه توصیفی–همبستگی و با مشارکت ۲۰۰ دانش آموز دوره دوم متوسطه شهرستان سبزوار در سال تحصیلی ۱۴۰4–۱۴۰3 انجام شد که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های پیشرفت تحصیلی (HPMQ)، تیپ های صبحی-عصری (MEQ) و هیجان های تحصیلی (AEQ) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که تیپ های صبحی–عصری تأثیر مستقیم و مثبتی بر پیشرفت تحصیلی (309/0β=، 005/0p<) و هیجان های تحصیلی (566/0β=، 0.001p<) دارند و از طریق هیجان های تحصیلی نیز به طور غیرمستقیم بر پیشرفت تحصیلی اثرگذارند (23/0β=، 005/0p<). طیق یافته ها، توصیه می شود سیاست گذاری آموزشی با تمرکز بر نوبت صبح و نظام تشویق تحصیلی دانش آموزان بازنگری شود. با توجه به تأثیر تیپ های زمانی بر هیجان های مثبت تحصیلی و نقش آن ها در بهبود عملکرد آموزشی، تنظیم ساعات آموزشی متناسب با ریتم زیستی دانش آموزان می تواند در ارتقای انگیزش، تمرکز و بهره وری آنان مؤثر واقع شود. همچنین، تقویت راهبردهای هیجانی مثبت در محیط های آموزشی از طریق مداخلات روان شناختی و برنامه های انگیزشی می تواند مسیر رشد تحصیلی دانش آموزان را هموارتر سازد.
Promoting Lifelong Learning for Adults with Special Needs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Lifelong learning is a critical aspect of personal and professional development, and its importance is magnified for adults with special needs. Ensuring that these individuals have access to inclusive and supportive educational opportunities is essential for their empowerment and integration into society. This letter aims to highlight the significance of promoting lifelong learning for adults with special needs and discusses various strategies and programs that have proven effective in enhancing their educational experiences and overall quality of life. Promoting lifelong learning for adults with special needs is a multifaceted endeavor that requires the collaboration of educators, policymakers, community organizations, and the learners themselves. By adopting inclusive policies, leveraging technological advancements, and fostering community support, we can create an educational environment that empowers individuals with special needs to achieve their full potential. The success of programs like Enabled Baristas and the implementation of resource classrooms demonstrate the transformative impact of inclusive education and underscore the importance of continued efforts to support lifelong learning for all.
رابطه بین ذهنیت فلسفی با عملکرد پژوهشی و خلاقیت اساتید دانشگاه آزاد شهر شهر بابک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق باهدف بررسی رابطه بین ذهنیت فلسفی با عملکرد پژوهشی و خلاقیت اساتید دانشگاه آزاد شهربابک در سال تحصیلی 1402-1403 انجام شده است، با درنظرگرفتن هدف و ماهیت پژوهش روش تحقیق این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و از حیث جمع آوری داده ها از نوع پیمایشی، مقطعی است، جامعه آماری این پژوهش 60 نفر اساتید دانشگاه آزاد شهرستان شهربابک و حجم نمونه مورد بررسی در این تحقیق به دلیل کوچک بودن واحد دانشگاهی تمام شمار در نظر گرفته شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ذهنیت فلسفی، پرسش نامه سنجش خلاقیت تورنس و پرسش نامه عملکرد پژوهشی بوده است، نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بین ذهنیت فلسفی و تدریس خلاقانه اساتید دانشگاه آزاد شهربابک رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین ذهنیت فلسفی و عملکرد اساتید دانشگاه آزاد شهربابک رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. یافته های تحقیق نشان داد استادانی که طرز تفکر فلسفی دارند توجهی بی حد به فنون تدریس داشته و در فرایند تدریس از ذهن فلسفی خود تأثیر پذیرفته و از روش های فعال و خلاقانه تدریس استفاده می نمایند و به وسیله آن روش های تدریس فعال می توانند در یادگیری دانشجویان مؤثر باشند و همچنین ذهنیت فلسفی بر عملکرد تدریس آنان به عنوان یکی از مهم ترین وظایف استادان دانشگاه تأثیر مثبتی گذاشته و از پس وظایفی که موجب افزایش کیفیت تدریس می شوند؛ مانند برنامه ریزی و آمادگی فرایند تدریس، ارزشیابی و روابط انسانی مدیریت کلاس و انجام مشارکت حرفه ای به خوبی برآیند و می توان انتظار داشت که کیفیت تدریس در آن دانشگاه نیز در حد مطلوبی می باشد.
الگوی برنامه درسی آموزش بورس به دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بورس اوراق بهادار یک بازار متشکل و رسمی سرمایه است و از جمله بازار های معاملاتی است که نقش به سزایی در رشد اقتصادی دارد. دانش آموزان می توانند با طی کردن مراحل آموزش بورس در زمینه های مختلف با خاطری آسوده به سرمایه گذاری بپردازند. در این پژوهش پس از بیان اهداف طراحی برنامه درسی آموزش بورس به بیان تاریخچه و تعریف بورس پرداختیم و به تحلیل متون پژوهشی و اسناد در زمینه آموزش بورس پرداختیم. برای ارائه این الگو از روش سنتزپژوهی استفاده شده است. هدف از روش سنتزپژوهی این است که تحقیقات تجربی را به منظور خلق تعمیم ها، ترکیب کند. تعمیم هایی که در آن، حد و مرزهای تعمیم نیز مشخص می شود. یافته های سازمان یافته در این پژوهش بر اساس طراحی عناصر برنامه ی درسی 4گانه ی تایلر می باشد شامل: هدف، محتوا، روش و ارزشیابی، در نهایت بر این اساس به 7 مضمون کلی و 52 مضمون پایه دست یافتیم. مضامین کلی شامل: تاریخچه، شرکت های سهامی، بازار های مالی، عوامل فعال در بازار سرمایه، عملیات خرید و فروش، اصطلاحات رایج در بورس، عوامل موثر بر قیمت سهام می شود. قلمرو مطالعاتی نیز کلیه ی منابع چاپی و دیجیتالی نوشته شده پیرامون بحث از ژورنال ها و سایت های علمی معتبری چون magiran ، sid و noormags، eric، irandocn می باشد. برای اعتبار سنجی محتوا نیز از نظر اساتید راهنما و صاحب نظران برنامه درسی استفاده شده است.
بررسی اثربخشی فعالیت بدنی مبتنی بر بازی وار سازی بر افزایش نیک زیستی فردی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
175 - 187
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:بازی وار سازی،به عنوان یک رویکردنوین وجذاب،توانسته است درزمینه های مختلف توجه زیادی رابه خودجلب کند.استفاده ازعناصربازی درفعالیت های ورزشی نه تنها انگیزه دانش آموزان رابرای شرکت درفعالیت های بدنی افزایش می دهد،بلکه باتقویت تعاملات اجتماعی وتوسعه مهارت های همکاری،به آنها کمک می کندتادرجامعه به شکل مؤثرتری عمل کنند؛بنابراین هدف تحقیق حاضربررسی اثربخشی فعالیت بدنی مبتنی بر بازی وار سازی برافزایش نیک زیستی فردی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان بود.روش پژوهش:روش تحقیق به کارگرفته شده دراین مطالعه،کمی وبه شکل نیمه آزمایشی است که شامل طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه های کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری این تحقیق شامل دانش آموزان دختر مقطع دوره دوم دبیرستان استان آذربایجان شرقی درسال تحصیلی 1403-1402بود نمونه گیری به روش در دسترس انجام شده، شامل گروه کنترل و گروه آزمایش که هرگروه از25 نفر تشکیل شده و به روش تصادفی ساده درگروه ها جاگذاری شده اند.ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های استانداردسازگاری اجتماعی و نیک زیستی بود.روایی این پرسشنامه ها توسط پنج تن از اساتیدبرجسته مدیریت ورزشی تایید شده و پایایی آنها در حد قابل قبول ارزیابی شده است. برای وضعیت موجود،از یافته های توصیفی (میانگین و انحراف) و به منظور تجزیه و تحلیل و تحلیل داده ها ازآزمون های خطی شاپیروویلک،آنالیز واریانس دو سویه و تعقیبی بونفرونی درسطح معناداری (05/0>p) با استفاده از نرم افزار 26SPSS استفاده شد.یافته ها: بررسی ها نشان داد عوامل زمان و گروه به همراه تعامل بین زمان و گروه، تاثیرات معناداری برمؤلفه های متغیر نیک زیستی فردی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان داشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، می توان نتیجه گرفت که ادغام تمرینات ورزشی با بازی وار سازی، به طور معناداری موجب افزایش نیک زیستی فردی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان می شود.
تبیین اهمیت جایگاه «آگاهی» در فلسفه ی تربیت معلم (دانش آموز بودن چه کیفیتی دارد)؟
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
34 - 41
حوزههای تخصصی:
نوع نگرش معلم به دانش آموز رکن رکینی در تعلیم و تربیت است که در طول مدت تدریس، چون نقشه ی راه اوست. یکی از وظایف فلسفه ی تربیت معلم ارائه ی دیدگاهی صحیح نسبت به دانش آموز است. هدف از تألیف این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی به نگارش درآمده، تبیین اهمیت جایگاه «آگاهی» در فلسفه ی تربیت معلم است. یافته های پژوهش اجمالاً حاکی از آن است که معلم به لحاظ فلسفی هیچ راهی ندارد برای اثبات اینکه آیا دانش آموز وی ذهن دارد یا خیر، اما شهودی قوی در ما وجود دارد که دیگر انسان ها ازجمله دانش آموزان نیز مانند ما دارای ذهن هستند. بنابراین، معلم باید از منظر عاطفی با دانش آموز همدلی کند و خود را به جای او قرار دهد. با چنین فرض و نگرشی است که راه نه برای آموزش صرف، بلکه برای تربیت انسانی فراهم می شود. بی تردید، چنین نگرشی نتایج بسیار مهمی در برنامه ی درسی، روش تدریس، نحوه ی ارزشیابی و ... دارد که برای آشنایان با مکاتب تربیتی بی نیاز از ذکر است.
تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر انگیزش تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و سبک های اسناد در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر انگیزش تحصیلی، سبک های اسناد و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان بود. روش این پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه هشتم متوسطه اول در سال تحصیلی 1403-1402 در شهر همدان بودند. برای انتخاب نمونه دو کلاس به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به عنوان گروه آزمایش (21 نفر) و گروه کنترل (21 نفر) تلقی گردیدند. پس از انجام پیش آزمون در هر دو گروه، آموزش ذهن آگاهی طی 8 جلسه به گروه آزمایش ارائه شد. سپس از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه های سبک های اسناد، انعطاف پذیری شناختی و انگیزش تحصیلی بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چندمتغیره استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد آموزش ذهن آگاهی به صورت معنی داری موجب افزایش انگیزش تحصیلی، افزایش انعطاف پذیری شناختی، افزایش سبک اسناد مثبت و کاهش سبک اسناد منفی در دانش آموزان شده است. آموزش ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی نسبت به لحظه حال و پرداختن به احساسات و هیجانات بر نظام شناختی کودکان تاثیر گذاشته و می تواند در ارتقای انگیزش تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی، سبک اسنادی مثبت و کاهش سبک اسنادی منفی مؤثر باشد. از این رو پیشنهاد می شود که آموزشی ذهن آگاهی در مدارس و مراکز مشاوره وابسته به آموزش وپرورش مورد توجه قرار گیرد.
شناسایی شاخص ها و مؤلفه های یادگیری مادام العمر فراگیران : سنتزپژوهی براساس مدل روبرتس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: پژوهش حاضر، با هدف شناسایی شاخص ها و مؤلفه های آمادگی یادگیری مادام العمر فراگیران انجام پذیرفت.روش ها: این پژوهش از نوع کیفی و روش سنتز پژوهی است. قلمرو پژوهش کلیه مقالاتی هستند (374 مقاله) که پیرامون حوزه موضوعی در پایگاه های تخصصی و علمی ارائه شده اند. نمونه پژوهش به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای زمانی، ارتباط محتوایی با موضوع پژوهش و کیفیت مقالات، مشتمل بر 30 مقاله است.یافته ها: پس از تحلیل کیفی پژوهش های منتخب، عوامل کلیدی یادگیری مادام العمر در 4 بُعد، 13 عامل و 56 مقوله، شامل بعد فردی (توانمندی های مبتنی بر خود، نگرش نسبت به پویایی دانش و شخصی سازی فرآیند یادگیری)؛ بعد میان فردی (ارتباط پذیری و شبکه سازی، مسئولیت پذیری یادگیرنده و درک تعاملات شناختی)، عوامل برنامه ای (صلاحیت های دیجیتال، توجه به اصول نوآوری، ایجاد گستره باز انتخابی) و عوامل راهبردی (توجه به راهبردهای فرهنگی در یادگیری، حرفه محوری و تاکید بر یادگیری کارآمد، استفاده از راهبردهای یادگیری مستقل و توجه به سازنده گرایی در برنامه درسی) مورد سازمان دهی قرار گرفت.نتیجه گیری: چارچوب نظری و ابعاد شناسایی شده در پژوهش حاضر می تواند، ابزار علمی مناسبی برای برنامه ریزان فرایندهای مبتنی بر یادگیری مادام العمر و استفاده پژوهشگران این حوزه فراهم آورد.
فناوری نانو در مهندسی شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۳
93 - 128
حوزههای تخصصی:
نانومواد با خواص منحصربه فرد خود، انقلابی در زمینه های مختلف علم و فناوری ایجاد کرده اند زیرا استفاده از این مواد، عملکرد بسیاری از فرایندها را بهبود بخشیده است. این مقاله مروری در ابتدا به بررسی روش های ساخت و مشخصه یابی برای شناخت و استفاده از نانومواد می پردازد. برای ساخت نانومواد، روش های بالا به پایین و پایین به بالا، دو رویکرد اصلی مورد استفاده هستند. هر رویکرد، روش های متنوعی را با ملاحظاتی برای مقیاس پذیری ارائه می دهد. همچنین روش های مختلف میکروسکوپی و طیف سنجی را که برای تشخیص و شناسایی نانومواد، مشخص کردن اندازه، ریخت شناسی و ترکیب شیمیایی استفاده می شوند، در اینجا مورد بحث قرار می گیرند. در ادامه، تمرکز این مقاله بر اثر فناوری نانو در مهندسی شیمی است. به عنوان مثال می توان به توسعه کاتالیزورها و جاذب های بسیار کارآمد برای صنعت نفت و گاز، ایجاد سامانه های پیشرفته دارورسانی و پیشرفت های تصفیه آب اشاره کرد. در ادامه مسیر این فناوری باید توجه داشت که آینده نانومواد در نانومعماری نهفته است و بر پایه فناوری نانو برای ایجاد سامانه های مواد پیچیده و کاربردی با ادغام با سایر رشته ها بنا شده است.
تحلیل محتوای کتاب های درسی فارسی و نگارش دوره ابتدایی از منظر توجه به ساحت های شش گانه تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی محتوای کتاب های درسی فارسی و نگارش دوره ابتدایی از منظر توجه به ساحت های شش گانه تربیتی است. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوا بود. جامعه پژوهش شامل کتب «فارسی» و «نگارش» دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. داده های پژوهش با استفاده از شیوه تحلیلی آنتروپی شانون، تحلیل و توصیف شدند. نتایج حاکی از آن است که از بین کتاب های درسی فارسی شش پایه، بیشترین توجه به ابعاد و مؤلفه های ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در کتاب فارسی سال پنجم با 40/19 درصد و کمترین توجه در کتاب فارسی سال دوم با 85/11 درصد می باشد. همچنین در کتاب های درسی فارسی دوره ابتدایی، بیشترین توجه به بُعد اعتقادی، عبادی و اخلاقی با 18/29 درصد و زیستی- بدنی با 35/22، و کمترین توجه به بعد اقتصادی و حرفه ای با 50/8 درصد بوده است. از بین کتاب های درسی نگارش شش پایه، بیشترین توجه به ابعاد و مؤلفه های ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در کتاب «نگارش» سال ششم با 80/18 درصد و کمترین توجه در کتاب «نگارش» سال دوم با 50/15 درصد می باشد. در کتاب های درسی نگارش دوره ابتدایی، بیشترین توجه به بُعد اعتقادی و عبادی با 80/28 درصد و کمترین توجه به بُعد اقتصادی و حرفه ای با 37/11 درصد بوده است. در مجموع در هر دو کتاب مورد مطالعه، بیشترین توجه به ساحت اعتقادی و عبادی، و کمترین توجه به ساحت اقتصادی و حرفه ای بوده است.
Improving Iranian EFL Learners’ Autonomy Through Dialogic Tasks: Investigating Gender and Levels of Proficiency as Mediating Factors(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۵۱, Winter ۲۰۲۴
11 - 24
حوزههای تخصصی:
This study investigated the effects of dialogic tasks on Iranian English as Foreign Language learners' autonomy considering the mediating effects of the learners’ gender and levels of proficiency as well. A total number of 213 male and female Iranian EFL learners within the age range of 15-26 were selected through convenience sampling from three language schools in Fars, Iran. The Oxford Quick Placement Test was run to ensure homogeneity, and choose learners at two levels of proficiency (upper vs. lower intermediate), later assigned to experimental and control groups. Then, a translated version of learner autonomy questionnaire was run as the pretest and posttest. The treatment was dialogic tasks operationalized through storytelling and picture description tasks. Three-way ANCOVA was conducted to compare the autonomy posttest scores of the male and female learners in the two experimental and control groups at the two proficiency levels of lower- and upper-intermediate. The results of data analysis showed that dialogic tasks had a significant effect on increasing the autonomy among EFL learners. Nonetheless, levels of proficiency and gender did not have any significant mediating effects on the autonomy of the learners under investigation. The study will provide robust implications for language teachers and learners.
اثربخشی آموزش صلح بر خودکنترلی و مهارت های ارتباطی دانشجومعلمان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
35 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزشی صلح بر خودکنترلی و مهارت های ارتباطی دانشجو معلمان دختر بود. پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو معلمان دختر دانشگاه فرهنگیان استان کهگیلویه و بویراحمد در سال تحصیلی 1403- 1404 بود. بدین منظور 30 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مهارت های ارتباطی جرابک (2004) و خودکنترلی کندال - ویلکاکسون (1979) بود که در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط هر دو گروه تکمیل شد. برنامه آموزش صلح طی 10 جلسه 60 دقیقه ای و در مدت 5 هفته متوالی به دانشجومعلمان گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش صلح در دانشجومعلمان دختر بر خودکنترلی (327/4=F و 044/0=P) و مهارت های ارتباطی (947/8=F و 005/0=P) در مراحل پس آزمون و پیگیری اثربخش بود. در نهایت بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت آموزش صلح در مهارت های ارتباطی و خودکنترلی اثربخش بوده و لذا آگاهی دانشجومعلمان، اساتید و سایر متخصصان از این متغیرها ضروری است. و از این رو استفاده از این مداخله آموزشی می تواند در ارتقای خودکنترلی و مهارت های ارتباطی دانشجومعلمان مؤثر واقع شود.
ابعاد و شاخص های هویت انقلابی؛ تحلیل مضمون بیانات مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ ویژه نامه ۱۴۰۳
35 - 51
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های ضروری تحولات فرهنگی پس از انقلاب، معطوف به تغییر ساختارهای آموزشی به ویژه دانشگاه بود. آموزش وپرورش و مؤسسات آموزش عالی، از نهادهایی هستند که موظف اند جوانان را با مؤلفه ها و مصادیق هویتی کشور آشنا سازند. رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، همواره به ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی و حفظ هویت انقلابی تأکید داشته است و بیانات، تحلیل ها و توصیفات ایشان، مؤلفه های هویتی انقلاب اسلامی را به روشنی تبیین می کند. پژوهش حاضر با هدف شناخت ابعاد و شاخص های هویت انقلابی در مجموعه بیانات مقام معظم رهبری و تأثیرگذاری بر شکل گیری و تقویت هویت انقلابی ملت ایران به ویژه جوانان، انجام گرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و با روش تحلیل مضمون، محتوای مجموعه بیانات مقام معظم رهبری را موردبررسی قرار داده است. به همین منظور، در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای (مد ظله العالی)، کلیدواژه "هویت انقلابی" در بازه زمانی سال های 1368 الی 1402 جستجو شد که تعداد 60 عنوان، فیش مرتبط به دست آمد. پس از مطالعه متن فیش ها و انتخاب مفاهیم مرتبط، مضامین پایه استخراج و درنهایت 7 مضمون اصلی (شخصیتی، مبانی ارزشی-اعتقادی، رهبری، نمادهای تاریخی، اقشار و سازمان های مسئول، رویکردها و راهبردهای انقلابی) با 35 مضمون فرعی مورد شناسایی قرار گرفت. در اندیشه ایشان، محوری ترین، عمیق ترین و اصلی ترین مؤلفه هویتی انقلاب اسلامی، اسلام است که در شکل دهی ایدئولوژی انقلاب، ایجاد و تعمیق انگیزه های انقلابی، ترسیم مسیر و کیفیت مبارزات و تعیین چهارچوب های راهبردی نظام برآمده از انقلاب، نقش اساسی و بی بدیل داشته و دارد.
Teachers’ Narratives on Implementing AI-Based Learning Tools for Students with Severe Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۲ No. ۲ (۲۰۲۴) : Serial Number ۶
20-27
حوزههای تخصصی:
This study aims to explore teachers' narratives on implementing AI-based learning tools for students with severe disabilities. The objective is to understand the challenges faced, the impacts on students, and the experiences of teachers using these technologies in special education settings. A qualitative research design was employed, using semi-structured interviews to gather data from 16 certified special education teachers with experience in using AI-based learning tools. Participants were selected through purposive sampling to ensure a diverse range of perspectives. Interviews were transcribed and subjected to thematic analysis to identify key themes and patterns in the data. Three main themes emerged from the analysis: implementation challenges, the impact on students, and teacher experiences. Teachers reported significant technical difficulties, inadequate training, and limited administrative support as major challenges. Despite these issues, AI tools had a positive impact on student engagement, motivation, learning outcomes, social interaction, and behavioral changes. Teachers experienced a range of emotions, from initial skepticism to eventual acceptance, and highlighted the importance of peer support and professional growth. The study underscores the transformative potential of AI in special education, while also identifying critical areas that need attention for successful implementation. The integration of AI-based learning tools in special education offers significant benefits for students with severe disabilities, including enhanced engagement, improved learning outcomes, and better social interactions. However, successful implementation requires addressing technical issues, providing comprehensive training, securing administrative support, and fostering a culture of feedback and reflection. Future research should focus on long-term impacts, comparative effectiveness of different AI tools, and the development of effective training programs. Educational institutions must prioritize these areas to maximize the positive impact of AI technologies in special education.
استفاده از چت بات ها و مدل های زبانی در آموزش علوم
منبع:
پویش در آموزش علوم پایه دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۷)
101 - 122
حوزههای تخصصی:
استفاده از چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی در آموزش علوم، رویکردی نو تحول آفرین برای بهبود تجربه یادگیری در سطوح مختلف آموزشی محسوب می شود. پژوهش حاضر به بررسی استفاده از چت بات ها و مدل های زبانی در آموزش علوم پرداخته است. ای ن مطالع ه ب ه روش م رور نظام من د و ب ا فراین د هفت مرحل ه ا ی «رای ت» و هم کاران اج را ش ده اس ت. نتایج نشان داد با استفاده از تحلیل داده محور الگوهای یادگیری، چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی تعاملات آموزشی را برای دانش آموزان فراهم می کنند که منجر به افزایش مشارکت و درک بهتر مفاهیم پیچیده علمی می شود. بهبود فرایند یادگیری، تحلیل داده های آموزشی، تحلیل عملکرد فراگیران، پشتیبانی هوشمند و ارزیابی مداوم فراگیران از دیگر مزایای این فناوری است. بااین حال، ادغام چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی در رویکردهای آموزشی بدون چالش نیست. ملاحظات اخلاقی و امکان درز اطلاعات شخصی کاربران، پرسش های مهمی را درباره استفاده از این ابزارها در محیط های آموزشی مطرح می کند. علاوه بر این محدودیت های فناوری مانند قابلیت اطمینان محتوای ارائه شده و مشکلات زیرساختی، استفاده از این فناوری را با چالش مواجه ساخته است. همچنین فقدان مهارت معلمان در ادغام چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی در رویکردهای آموزشی موجود از دیگر چالش های استفاده از این فناوری می باشد.
ارزیابی سواد مالی دانش آموزان دختر و پسر پایه نهم در جهت توسعه حرفه ای معلمان ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سواد مالی و درک مفاهیم آن برای دانش آموزان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نظام های تعلیم و تربیت موظفند با برنامه ریزی آموزش مالی مدرسه ای، در جهت ارتقاء سطح سوادمالی دانش آموزان تلاش کنند. از سوی دیگر، معلمان به عنوان مجریان برنامه های درسی باید اطلاعات کافی از سطح سوادمالی دانش آموزان داشته باشند. بنابراین، بررسی سطح سواد مالی دانش آموزان در جهت آگاه سازی معلمانضروری است. تحقیق توصیفی پیمایشی حاضر با هدف بررسی و مقایسه سواد مالی دانش آموزان دختر و پسر پایه نهم در جهت توسعه حرفه ای معلمان انجام گرفت.جامعه پژوهش، دانش آموزان پایه نهم شهر اصفهان و نمونه شامل 401 دانش آموز دختر و پسر بود که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری آزمونی با 7 سؤال در قالب 3 مسئله بود که روایی آن توسط صاحب نظران تأیید شد. ضریب پایایی آزمون، 73/0 بدست آمد که نشان دهنده پایایی قابل قبول آن است. بر اساس نتایج، دانش آموزان در آزمون سواد مالی عملکرد نسبتاً قابل قبولی داشتند و در تمامی سؤالات آزمون، میانگین نمرات دانش آموزان با مقدار مورد انتظار مطالعه پیزا، دارای تفاوت معناداری بود. بر اساس بررسی های انجام شده، در مسئله «برنامه های هزینه تلفن» بین نتایج دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود داشت اما در دو مسئله «دستگاه سینمای خانگی» و «قرارداد تلفن همراه» این تفاوت معنادار نبود. در مجموع، در نمره کل آزمون، تفاوت معناداری بین عملکرد دانش آموزان دختر و پسر وجود نداشت. نتایج این پژوهش می توانند منجر به بازنگری در آموزش معلمان به عنوان یکی از ارکان اصلی آموزش مدرسه ای، کتاب های درسی و روش های ارزشیابی با هدف ارتقاء سواد مالی دانش آموزان شود.
اثربخشی الگوی تدریس 5E بر اشتیاق و پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: بررسی اثربخشی الگوی تدریس 5Eبر اشتیاق و پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی دانش آموزان پایه ششم شهر سرابله بود. پژوهش حاضر از نظر شیوه اجرا، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. روش ها : جامعهآماری پژوهش، تمامی دانش آموزان پایه ششم شهر سرابله که تعداد آن ها برابر با 250 نفر است. حجم نمونه در این پژوهش برابر با ۴۰ نفر (۲۰نفر گروه کنترل و ۲۰ نفر گروه آزمایش) است که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها ، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی شافلی و همکاران در سال (2002)، پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور(1999) و آزمون معلم ساخته بود. جهت تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات، از روش های آماری استنباطی از قبیل آزمون لوین و تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی تدریس 5E باعث افزایش اشتیاق تحصیلی و پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی دانش آموزان پایه ششم شده است؛ عملکرد تحصیلی دانش آموزانی که به روش5E آموزش دیدند، نسبت به گروه کنترل در پس آزمون کاملاً متفاوت بود، به طوری که این الگو باعث افزایش 69 درصدی خودکارآمدی، افزایش 19درصدی برنامه ریزی و افزایش 30درصدی انگیزش شده است. نتیجه گیری: الگوی5E می تواند در یادگیری پایدار دانش آموزان ابتدایی در درس علوم تجربی مؤثر باشد و به عنوان شیوه ای اثربخش، برای افزایش قدرت درک مطلب در دو سطح کاربرد و ترکیب دانش در ابتدایی به معلمان توصیه می شود. در نهایت این الگو، اثربخشی لازم را جهت افزایش شور، نشاط و اشتیاق دانش آموزان دارد؛ بنابراین الگوی مناسب و مطلوبی برای تدریس درس علوم تجربی است.