فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۱۸٬۷۲۷ مورد.
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۲۱۶-۱۹۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان سواد رسانه ای با نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان، انجام شده است. نوع پژوهش، توصیفی و روش آن رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان دختر پایه هشتم منطقه 6 آموزش وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. نمونه پژوهش 150 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه سواد رسانه ای تامن (1995) و پرسشنامه میزان و نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی رسول آبادی (1394) بود. معدل دروس دانش آموزان نیز به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی درنظر گرفته شد. نتایج نشان داد که هر چه میزان سواد رسانه ای دانش آموزان بیشتر باشد، مدیریت آنها بر میزان و نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بیشتر است. مدیریت زمان و جلوگیری از هدر رفتن آن و همچنین استفاده مطلوب از امکانات این فضا، در نهایت منجر به عملکرد تحصیلی بهتر می شود. راهکار علمی حاصل از این پژوهش، مبتنی بر این است که یادگیری مهارتهای سواد رسانه ای در نوجوانان سبب می شود آنان به مرحله خودمختاری ذهنی دست یابند و از مصرف کننده منفعل فضای مجازی به مخاطبانی هوشمند تغییر نقش بدهند. دستیابی به این مرحله از دانش و مهارت، سبب افزایش کیفیت زندگی دانش آموزان در همه عرصه ها، به ویژه عملکرد تحصیلی آنان می شود.
عاملیت انتقادی - استعلایی روی باسکار و دلالت های آن برای تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با روش تحلیلی-استنتاجی، مفهوم عاملیت انتقادی-استعلایی روی باسکار را در چارچوب رئالیسم انتقادی بررسی کرده و دلالت های تربیتی آن را استخراج می کند. باسکار عاملیت انسانی را قصدمند، واقعی و مبتنی بر کنش در تعامل با ساختارهای اجتماعی می داند که عاملان از طریق آن، این ساختارها را بازتولید یا دگرگون می کنند. منظومه فکری او، با تکیه بر هستی شناسی لایه مند، انسان را در چهار سطح وجودی (طبیعت مادی، ساختار اجتماعی، مردم، و شخصیت تجسم یافته) تحلیل می کند و با رویکرد دیالکتیکی (شامل نااین همانی، غیاب، کلیت رابطه ای، عاملیت، و آگاهی بازتابی)، شرایط امکان رهایی و خود-تحقق بخشی را تبیین می کند. برخلاف دیدگاه های مدرنیته که انسان را به سوژه ای منفعل یا عقلانیت ابزاری تقلیل می دهند، باسکار بر ظرفیت انسان برای نقد سلطه و دستیابی به جامعه سعادتمند تأکید دارد. در مقایسه با نظریه های عاملیت-ساختار، مانند ساخت یابی گیدنز، هابیتوس بوردیو، و مرفوژنز آرچر، نظریه باسکار با افزودن ابعاد هستی شناختی و اخلاقی، چارچوبی عمیق تر برای فهم عاملیت ارائه می دهد. دلالت های تربیتی این نظریه شامل اهداف (روشنگری و خود-تحقق بخشی جهانی)، اصول (برانگیختن عاملیت قصدمندانه، پرورش عاملیت انتقادی، شناخت چندلایه ای، عدالت و رهایی بخشی، و شهود خلاق)، و روش ها (شهود خلاقانه و نقد تبیینی) است. آموزش در این دیدگاه، فرایندی دیالکتیکی برای توانمندسازی دانش آموزان به عنوان کنش گرانی خلاق و آگاه است که در بازسازی ساختارهای اجتماعی مشارکت می کنند. با این حال، چالش هایی نظیر تبیین اخلاق فرافرهنگی و توازن میان عاملیت فردی و انسجام اجتماعی، نیازمند توسعه نظریه است. این مطالعه، با تحلیل منظومه فکری باسکار، زمینه ای برای بازاندیشی در فلسفه تربیت فراهم می آورد.
اعتباریابی و بررسی تغییرناپذیری جنسیتی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
147 - 174
حوزههای تخصصی:
در طی بیش از سه دهه، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985) مورد استفاده قرار گرفته است. اما در این مدت تغییراتی در تفسیر رضایت از زندگی ایجاد شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) در میان دانشجویان بود. در یک طرح اعتباریابی، 210 نفر از دانشجویان مؤسسات غیردولتی شهر مشهد، به صورت در دسترس انتخاب شدند و مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS; Margolis et al., 1985)، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985)، فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی (Reif, 1989) و مقیاس فشار روانی کسلر (Kessler et al., 2002) را تکمیل کردند. روایی محتوایی، تغییرناپذیری جنسیتی تأییدی، همگرا و واگرا و همچنین همسانی درونی و پایایی مورد بررسی قرار گرفت. شاخص CVR برای کل مقیاس برابر با 87/0 و شاخص CVI برابر با 97/0 به دست آمد. آلفای کرونباخ نیز 88/0 و ضریب دو نیمه کردن اسپیرمن براون برابر با 88/0 بود. روایی عاملی تأییدی در کل نمونه، زنان و مردان، مطلوب بود. ساختار عاملی مقیاس بر حسب جنسیت تغییرناپذیر بود. روایی همگرا و واگرا نیز مطلوب بود (01/0>P). تفاوت سنی معنادار بود و افراد جوان تر رضایت از زندگی بیشتری داشتند. اما بر اساس جنسیت، تاهل، تحصیلات و اشتغال تفاوت معناداری به دست نیامد. به نظر می رسد مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) از روایی و پایایی مطلوبی در دانشجویان برخوردار بوده و مقیاس مناسبی برای مطالعات آتی است.
نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سبک های دلبستگی و رضایت از زندگی در مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سبک های دلبستگی و رضایت از زندگی در مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری که فرزندانشان تحت آموزش در مرا کز اختلالات یادگیری آموزش وپرورش شهرستان رشت در سال 1402 بودند. 225 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل؛ پرسشنامه جمعیت شناختی محقق ساخته، مقیاس سبک های دلبستگی کالینز ) 1996 (، مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران ) 1985 ( و مقیاس تاب آوری کانر و دیوید سون ) 2003 ( بود. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون، مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: رابطه معنا داری بین 4 متغیر سبک ایمن، سبک اجتنابی، سبک اضطرابی/ دوسوگرا و تاب آوری با متغیر وابسته رضایت از زندگی مشاهده شد ) 05 / p>0 (. نقش میانجی تاب آوری در رابطه سبک دلبستگی اجتنابی و رضایت از زندگی و در رابطه سبک دلبستگی اضطرابی/ دوسوگرا و رضایت از زندگی تأیید شد ) 05 / p>0 (؛ میانجی تاب آوری در رابطه سبک دلبستگی ایمن و رضایت از زندگی تأیید نشد ) 05 / p<0 (. متغیرهای مستقل و میانجی توانستند 59 درصد از واریانس رضایت از زندگی را تبیین کنند. نتیجه گیری: متخصصان می توانند با بهره مندی از توانائی تاب آوری در درمان مادران با سبک های دلبستگی ناایمن که دارای فرزند با اختلال یادگیری هستند، گام مهمی در جهت اصلاح و افزایش رضایت از زندگی آنان بردارند.
تصحیح و توضیح ابیاتی از لیلی و مجنون نظامی گنجه ای
حوزههای تخصصی:
جمال الدین ابومحمّد الیاس بن یوسف مشهور به نظامی گنجه ای، شاعر و داستان سرای ایرانی در سده ششم هجری، مقتدای داستان سرایی در ادبیات فارسی است. نظامی، منظومه لیلی و مجنون را در بحر هزج مسدس به نام شروانشاه اخستان بن منوچهر سروده است. به رغمِ کوشش هایی که تا امروز در شرح و تصحیح منظومه لیلی و مجنون نظامی گنجه ای صورت گرفته است، برخی ابیات این منظومه همچنان نیازمند شرح و توضیح و بازبینی نسخه های کهن و تصحیح مجدد است. تصحیحاتی که پس از پژوهش برتلس در آکادمی اتحاد جماهیر شوروی و شرح و تصحیح وحیددستگردی صورت گرفته، عمدتاً حاصل تحقیق ایشان را مجدداً منتشر کرده اند مثل اینکه برخی مصحِّحان، ضبط عین نسخه های آنان را تکرار کرده اند یا در برخی موارد با اعتماد به خوانش ایشان تلاش کرده اند قرائت و خوانش دور و ناراست آنان را شرح و توجیه کنند. در این مقاله شانزده مورد از ضبط ها یا توضیحات اشتباه یا ناقص یا سهو و قصور مصحِّحان و شارحان لیلی و مجنون را بررسی کرده ایم. تعابیر و واژگان قلم کشیدن، به جای مزد، کشت/ گشت؛ محیط بخش، شیره بهشتی، عروس آزاد، آزاده سرشت، زادخاک، حرام و محرم، شباهنگ زدن، بهانه، هنجار، خورشید یکم، افتادن و افتاده، حریف از چوب تراشیدن، نمونه، سرگشاده، شب چارشنبهی و پاره کار در شرح یا چاپ های لیلی و مجنون به درستی ضبط نشده اند یا توضیحات متن های چاپی وافی به مقصود نیست، این موارد را تصحیح یا شرح و توضیح کرده ایم و در هرمورد پیشنهاد تازه عرضه کرده ایم. علاوه براین، باتوجه به فرهنگ و آداب و رسوم عامه و هنرهای بلاغی در تصحیح و توضیح برخی ابیات لیلی و مجنون کوشیده ایم.
نقش واسطه ای رفتار فراوظیفه ای در رابطه بین رهبری سطح پنج و دلبستگی شغلی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
169 - 183
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از انجام این مطالعه، نقش واسطه ای رفتار فراوظیفه ای در رابطه بین رهبری سطح پنج و دلبستگی شغلی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بود. روش شناسی پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی بود که به صورت میدانی اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق، کلیه معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بود. با توجه به اینکه حجم جامعه 485 نفر بود، بر اساس جدول مورگان 215 نفر نمونه پیشنهاد شده است. این تعداد نمونه بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، برای پاسخگویی به پرسشنامه های استاندارد رهبری سطح پنج شریعت نژاد (1397)، رفتار فراوظیفه ای ارگان و همکارانش (1988) و دلبستگی شغلی شافلی (۲۰۱۵) انتخاب شدند. روایی پرسشنامه ها با تایید خبرگان و پایایی با محاسبه آلفای کرونباخ بترتیب 852/0، 813/0 و 864/0 مورد تایید قرار گرفتند. برای آزمون میزان همبستگی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، تفاوت بین گروه ها از تی گروه های مستقل و برای بررسی نقش واسطه ای از معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و Amoos استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین رهبری سطح پنج، رفتار فراوظیفه ای و دلبستگی شغلی رابطه مستقیم و معناداری برقرار بوده است. دلبستگی شغلی معلمان زن و مرد مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی تفاوت معناداری ندارند. نتیجه گیری: رفتار فراوظیفه ای در رابطه بین رهبری سطح پنج و دلبستگی شغلی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی، نقش واسطه ای ایفا نموده است.
بررسی تجارب زیسته مادران دانش آموزان دورۀ ابتدایی از آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 140
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته مادران دانش آموزان دوره ابتدایی از آموزش مجازی صورت گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. گروه هدف پژوهش تمامی مادران دارای دانش آموز دوره دوم ابتدایی در ناحیه یک شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودندکه تعداد 14 نفر از این مادران از طریق روش نمونه گیری «هدفمند» انتخاب شد. اینکه مادران حداقل دو سال تجربه آموزش مجازی در خانه در دوران کرونا را داشته باشند، جزو ملاکهای ورود و خروج بود. پس از رسیدن به اشباع نظری جمع آوری داده ها به اتمام رسید. ابزار پژوهش «مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته» بود و از روش تحلیل داده اسمیت استفاده شد. برای تعیین اعتبار داده ها از بررسی و تطبیق نظر برخی پژوهشگران کیفی و مشارکت کنندگان در پژوهش استفاده شد. با بررسی تجارب زیسته مادران دانش آموزان از آموزش مجازی، از دل این مفاهیم، 9 مضمون اصلی و 25 زیرمضمون فرعی استخراج شد. مضامین مشارکت و نظارت موثر والدین، کارآمدی آموزشی و جنبه موثر اقتصادی، در پاسخ به سوال جنبه مثبت آموزش مجازی؛ مضامین مسائل آموزشی و مسائل فنی، در پاسخ به سوال جنبه منفی آموزش مجازی و مضامین حمایت مردمی، نظارت و ارزشیابی، حل مشکلات زیرساختی و آموزشی و ادغام آموزش مجازی و حضوری، در پاسخ به ارائه راهکار برای بهبود آموزش های حضوری و مجازی حاصل شد . به طور کلی می توان گفت که آموزش مجازی مزایا و معایب خاص خودش را دارد و ادغام آموزش مجازی و حضوری در کنار هم در مدارس می تواند جهت بهبود کیفیت آموزشی موثر واقع شود.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
67 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی در دانشجویان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل می دادند که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 318 نفر (187 پسر و 131 دختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی یورت و کاسارجی (2024) و نگرش کلّی نسبت به هوش مصنوعی شپمن و رودوی (2020) استفاده شد. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی ملاکی (همزمان) با مقیاس نگرش کلّی نسبت به هوش مصنوعی و تحلیل عاملی تأییدی و برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش همسانی درونی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که این پرسشنامه برازش مناسب داشته و در نتیجه از روایی مطلوبی برخوردار است (97/0=CFI، 95/0=NFI، 96/0=NNFI و 059/0=RMSEA). نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی (ضریب آلفای کرونباخ) نشانگر پایایی خوب پرسشنامه بود. به طوری که ضریب آلفای کرونباخ برای عامل انتظار 87/0، برای عامل دستیابی 86/0، برای عامل سودمندی 89/0، برای عامل ارزش ذاتی/بهره 82/0 و برای عامل هزینه 72/0 به دست آمد. بنابراین، می توان گفت که پرسشنامه ی انگیزههای استفاده از هوش مصنوعی برای سنجش این سازه در نمونه های دانشجویان ایرانی از روایی و پایایی کافی برخوردار است.
میزان تطابق تغییرات دهه اخیر برنامه درسی دوره ابتدایی نظام آموزش و پرورش ایران با اصول تغییر برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۴۸-۲۹
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام دادن پژوهش حاضر، معرفی اصول اساسی تغییر برنامه درسی، بررسی میزان تطابق برنامه جدید دوره ابتدایی با اصول تغییر برنامه درسی از منظر مجریان اصلی تغییر (یعنی معلمان) و ارائه رهنمودهایی در جهت بهبود تغییرات آتی برنامه درسی دوره ابتدایی بود. نوع پژوهش کاربردی- پیمایشی و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود. برای تجزیه داد ه ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و برای تحلیل استنباطی داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی بهره گیری شده است. بررسی دیدگاه معلمان در زمینه میزان تطابق تغییرات برنامه درسی دوره ابتدایی ایران با اصول دوازده گانه تغییر، حاکی از این است که از میان اصول تغییر برنامه درسی، به اصل چهارم (در نظر گرفتن جنبه فردی تغییر) و اصل ششم (مداخلات خوب، عامل کاهش مقاومت در برابر تغییرند) توجه کمی صورت گرفته است. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که در پنج اصل از اصول تغییر برنامه درسی (اصل1: نیاز به یادگیری برای تغییر؛ اصل5: مداخلات تسهیل کننده تغییرند؛ اصل7: رهبری منطقه ای و آموزشگاهی، ضرورتی برای موفقیت در تغییرات بلندمدت؛ اصل9: اهمیت دستورات اداری (بخشنامه ها) در اجرای تغییر و اصل11: سازگاری، اجرا و نگهداری (تقویت) سه مرحله مهم در فرایند تغییر) میان نگرش معلمان بر حسب میزان تحصیلات آنها تفاوت معنادار وجود دارد. علاوه براین، بررسی نظرات معلمان حاکی از این بود که فقط در اصل4 (در نظرگرفتن جنبه فردی تغییر) میان نگرش معلمان برحسب تجربه آنها (سابقه خدمت) تفاوت معنادار وجود دارد.
اثربخشی یادگیری مبتنی بر حلقه کند و کاو فلسفی بر هوش اخلاقی و شادکامی دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جهت حرکت به سوی آموزش و پرورش تفکر محور، استفاده از روشهای یادگیری مبتنی بر کندوکاو ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی یادگیری مبتنی بر حلقه کندوکاو فلسفی بر هوش اخلاقی و شادکامی دانش آموزان دوره ابتدایی انجام گردید. روش کار: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل با اندازه گیریهای مکرر در یک هفته و شش هفته پس از مداخله انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان مدارس متوسطه دوم منطقه شش شهر تهران می باشد در این مطالعه، روش نمونه گیری به صورت تصادفی-خوشه ای چند مرحله ای بود. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه های هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005) وپرسش نامه شادکامی آکسفورد آرگیل و لو (1990) را تکمیل کردند. فرضیه های مربوط به اثربخشی مداخله پژوهش با استفاده از روش اندازه گیریهای مکرر و تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار 24SPSS تحلیل شدند . نتایج: یافته های نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون با پس آزمون هوش اخلاقی و شادکامی دانش آموزان دوره ابتدایی در گروه آزمایش قبل و بعد از مداخله در فواصل زمانی یک و شش هفته در سطح 001/0 معنی دار می باشد. بنابراین می توان گفت که یادگیری مبتنی بر حلقه کندوکاو فلسفی بر هوش اخلاقی و شادکامی دانش آموزان دوره ابتدایی تأثیرگذار است. نتیجه گیری: با توجه به اثربخش بودن یادگیری مبتنی بر حلقه کندوکاو فلسفی، این روش در آموزش و یادگیری در اولویت قرار داده شود.
Hope and Emotion Regulation as Predictors of Perceived Discrimination in Individuals with Physical Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
43-51
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the predictive role of hope and emotion regulation in perceived discrimination among adults with physical disabilities. The study employed a correlational descriptive design with a sample of 390 adults with physical disabilities, selected based on the Morgan and Krejcie table. Participants completed validated measures assessing perceived discrimination, hope, and emotion regulation, including the Perceived Discrimination Scale, the Adult Hope Scale, and the Emotion Regulation Questionnaire. Data analysis was conducted using Pearson correlation to examine associations between variables and multiple linear regression to determine the predictive effect of hope and emotion regulation on perceived discrimination. Statistical analyses were performed using SPSS-27, with significance set at p < 0.01. The results indicated a significant negative correlation between hope and perceived discrimination (r = -0.45, p < 0.01) and between cognitive reappraisal and perceived discrimination (r = -0.38, p < 0.01), while expressive suppression was positively correlated with perceived discrimination (r = 0.41, p < 0.01). The regression model was statistically significant (F(2, 387) = 53.04, p < 0.01) with an R² value of 0.27, indicating that hope and emotion regulation explained 27% of the variance in perceived discrimination. Hope (B = -0.39, p < 0.01) and cognitive reappraisal (B = -0.28, p < 0.01) negatively predicted perceived discrimination, whereas expressive suppression (B = 0.31, p < 0.01) was a positive predictor. The findings suggest that hope and adaptive emotion regulation strategies, particularly cognitive reappraisal, serve as protective factors against perceived discrimination, whereas expressive suppression exacerbates discriminatory perceptions. These results highlight the importance of psychological interventions aimed at fostering hope and teaching adaptive emotion regulation strategies to mitigate the impact of discrimination in individuals with physical disabilities.
Effectiveness of Exposure Therapy on Life Satisfaction and Cognitive Flexibility in Adults with ADHD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۲ (۲۰۲۵) : Serial Number ۱۰
26-34
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the effectiveness of exposure therapy in enhancing life satisfaction and cognitive flexibility in adults with ADHD. This study employed a randomized controlled trial design, with 30 adults diagnosed with ADHD randomly assigned to an experimental group (n = 15) receiving eight sessions of exposure therapy or a control group (n = 15) receiving no intervention. Life satisfaction and cognitive flexibility were assessed at baseline, post-treatment, and five-month follow-up using the Satisfaction with Life Scale (SWLS) and the Cognitive Flexibility Inventory (CFI), respectively. Data analysis was conducted using repeated-measures analysis of variance (ANOVA) to examine within- and between-group differences over time, with post-hoc pairwise comparisons performed using the Bonferroni adjustment. The results indicated a significant main effect of time and group, as well as a significant interaction effect between time and group for both life satisfaction and cognitive flexibility (p < 0.01). Post-hoc analyses showed that the experimental group demonstrated significant improvements in both variables from baseline to post-treatment (p < 0.001), with these gains maintained at follow-up. In contrast, the control group showed no significant changes over time. The findings suggest that exposure therapy effectively enhances life satisfaction and cognitive flexibility in adults with ADHD, with long-term benefits observed at follow-up. Exposure therapy appears to be a promising intervention for improving life satisfaction and cognitive flexibility in adults with ADHD. By reducing avoidance behaviors and promoting adaptive cognitive responses, this approach may help individuals with ADHD develop greater emotional and cognitive adaptability. The sustained benefits observed at follow-up suggest that exposure therapy may provide long-lasting improvements in quality of life for this population.
سنتزپژوهی مؤلفه های پیش بینی کننده مشکلات یادگیری در دوره پیش دبستانی: داده های مفهومی با رویکرد پاسخ به مداخله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۱۴۰-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
رویکرد سنتی «شکاف میان هوشبهر و پیشرفت تحصیلی» در شناسایی مشکلات یادگیری، به دلیل پیامدهای منفی روان شناختی، با انتقادهای فراوانی روبه رو شده است. در واکنش به این چالش، بسیاری از نظامهای آموزشی به بهره گیری از الگوی «پاسخ به مداخله» روی آورده اند که بر مداخله زودهنگام، تشخیص پیش دستانه و طراحی برنامه های آموزشی هدفمند تأکید دارد. این رویکرد با استفاده از داده های شناختی دوران پیش دبستان، امکان پیش بینی مشکلات یادگیری را فراهم می سازد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های شناختی پیش بینی کننده مشکلات یادگیری در دوره پیش دبستان انجام شده است. روش این پژوهش سنتزپژوهی یا فراترکیب کیفی بود که در سه مرحله تعیین سؤال پژوهش، شناسایی و نقد نظام مند مطالعات و تحلیل عمیق یافته ها انجام شده است. پس از جستجوی گسترده در پایگاههای علمی و غربالگری 48 پژوهش منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲، تعداد ۱۳ مطالعه مرتبط انتخاب و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. نتایج تحلیلها به استخراج شش مؤلفه کلیدی شامل پردازش دیداری، پردازش شنیداری، آگاهی واج شناختی، حافظه فعال دیداری-فضایی، کارکردهای اجرایی و مهارتهای حرکتی ظریف منجر شد که در پیش بینی و پیشگیری از مشکلات یادگیری نقشی اساسی دارند. بهره گیری از این مؤلفه ها در طراحی برنامه های غربالگری، آموزشی و توان بخشی در دوره پیش از دبستان می تواند از بروز یا تشدید اختلالات یادگیری در دوران دبستان جلوگیری کند. این یافته ها بر اهمیت شناسایی زودهنگام، مداخله هدفمند و اصلاح رویکردهای تشخیصی موجود در حوزه اختلال یادگیری تأکید دارند و می توانند مبنایی برای تدوین سیاستهای آموزشی و حمایتی پیشگیرانه و مؤثر در دوره پیش دبستان باشند.
استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده (SRS ) در تحلیل روانسنجی کلاسیک آزمون روی داده های بزرگ با تاکید بر صرفه جویی در زمان پردازش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
83 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف: یافتن یک روش جدید برای کاهش زمان پردازش داده ها و محاسبه شاخص آسانی و شاخص تمیز سوالات در آزمون های بزرگ. روش پژوهش: استفاده از روش آماری نمونه گیری تصادفی ساده در محاسبه شاخص آسانی و شاخص تمیز با روش تحلیل کلاسیک آزمون و تولید برنامه کامپیوتری برای اجرای نمونه آزمایشی با داده های بزرگ. یافته ها: نتایج نشان داد که استفاده از این روش باعث کاهش زمان برآورد پارامترها می شود. برای مثال، سوالی که با صرف 7393 دقیقه (بیش از 133 ساعت – 5 شبانه روز) مقدار شاخص P را برابر 0.50 بدست آورده بود، با 10 بار تکرار و صرف زمان متوسط 129.2 دقیقه، مقدار متوسط این شاخص را برابر 0.503 محاسبه کرد. نتیجه گیری: ترکیب روش آماری نمونه گیری تصادفی ساده با روش تحلیل کلاسیک آزمون، باعث کاهش چشمگیر زمان پردازش داده ها شده و لذا استفاده از این روش به سازمان های بزرگ مانند سازمان هایی که آزمون هایی را در سطح ملی برگزار می کنند قویاً توصیه می شود.
پیش بینی خودکارآمدی و خودتنظیمی تحصیلی بر اساس فراحافظه با میانجی گری باورهای ضمنی هوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی خودکارآمدی و خودتنظیمی تحصیلی بر اساس فراحافظه با میانجی گری باورهای ضمنی هوش در دانش آموزان صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، دانش آموزان سال دوم متوسطه شهر مریوان به تعداد 1800 نفر بود. تعداد نمونه آماری 316 نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای و با استفاده از جدول مورگان و فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش عبارت بودند از پرسش نامه های استاندارد خودکارآمدی تحصیل پاتریک (1997)، خودتنظیمی بوفارد (1995)، چندعاملی فراحافظه تریر و ریچ (2000) و همچنین باورهای ضمنی هوش عبدالفتاح و بیتس (2006). نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که فرضیه های پژوهش و معناداری تمامی عوامل موجود در مدل تأیید شد. به عبارت دیگر بین فراحافظه بر اساس خودکارآمدی و خودتنظیمی با میانجی گری باورهای ضمنی هوش، رابطه مثبتی و معناداری وجود دارد. واژه های کلیدی: فراحافظه، باورهای ضمنی هوش، خود کارآمدی تحصیلی، خود تنظیمی تحصیلی
Designing a human resource development model for employees of municipalities in Tehran Province(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۱ , ۲۰۲۵
85 - 104
حوزههای تخصصی:
Human resources are the most crucial components of any organizational structure and developing a human resource model to improve the efficiency of organizations is crucial. This research aimed to design a human resource development model for municipal employees in Tehran province. To serve that end, a qualitative design was adopted and data was collected and analyzed based on grounded theory approach. The target population in this research included university professors and experts in human resource management. A total of 15 participants were selected for interviews using snowball sampling until theoretical saturation was achieved. The participants included both male and female with at least seven years of experience in their profession. The research utilized a semi-structured interview to establish a human resource development model for municipal employees. The interview prompts were developed by examination of various national and international models. Subsequently, indicators were identified through open coding and classified into components, and dimensions through axial and selective coding. Ultimately, 4 dimensions, 19 components, and 135 indicators were established for the human resource development model for municipal employees. Finally, the paper provides some implications for an enhanced efficiency in the performance of Tehran province municipalities considering the developed human resource model.
A Qualitative Account of Iraqi EFL Teachers' Perspectives of English as a Medium of Instruction at Secondary Schools(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
87 - 101
حوزههای تخصصی:
Internationalization and globalization have gained popularity during the past 20 years in a variety of educational settings. English-Medium Instruction (EMI) has been one of the primary strategies for addressing these developments. Iraqi secondary schools appear to be falling behind in the face of these worldwide trends. Secondary schools are using Arabic as their practically universal language of teaching. Still, only a few numbers of studies have investigated the possible use of EMI and instructors' perspectives regarding its usage. This study adopted a mixed-methods approach to examine the current state of EMI in the Iraqi setting, providing more insight into the rising application of EMI. To learn more about the attitudes of 150 teachers concerning EMI, pertinent questionnaires and semi-structured interviews were used to gather the required data. The quantitative results demonstrated that educators' opinions of EMI were overwhelmingly favorable. Most instructors supported both bilingual education and EMI, despite being aware of the detrimental effects of EMI on common official languages and the opposition to its implementation. The participants' views about and preferences for EMI were significantly influenced by their educational background, English ability, and their academic degree. The qualitative analysis's findings showed that although EMI classes provided participants with many benefits, they also faced significant difficulties, the primary reason of which was their poor English ability. The findings also indicated that most of participants blamed administrators for the difficulties in the EMI courses..
The role of optimism and self-compassion in teachers' social well-being
حوزههای تخصصی:
Social well-being is an important aspect of health that has not been given due attention so far. Especially in the teachers' group, who play an important role in nurturing the country's future leaders, and the need to pay attention to this issue is felt. Accordingly, the aim of the present study is to determine the role of optimism and self-compassion in teachers' social well-being. The method of conducting the research was descriptive correlational research. The statistical population of this study consisted of all teachers (male and female) in the primary school of Nimroz city, of whom 148 people were selected using a random stratified sampling method according to the Cochran formula. The research tools used were three questionnaires: optimism (Scheyer and Carver, 1985), self-compassion (Neff et al., 2012), and social well-being (Keyes, 2011). Linear and stepwise regression, Pearson correlation coefficient, were used to analyze the research hypotheses. The results showed that optimism and self-compassion were able to significantly predict the social well-being of teachers in Nimroz city. Among the components of optimism, the component of intrinsic optimism and among the components of self-compassion, the component of self-kindness played the most important role in the social well-being of teachers. Also, a significant relationship was observed between optimism and self-compassion and its components with the social well-being of teachers.
چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی: از نگاه نو معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر که شاهد تحولات چشمگیری در عرصه فناوری هستیم، هوش مصنوعی به عنوان یکی از نوین ترین دستاوردهای بشر، توجه بسیاری از حوزه ها را به خود جلب کرده است. آموزش وپرورش به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه جوامع، از این تحولات بی نصیب نمانده است. هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین، فرصت های جدیدی را برای ارتقای کیفیت آموزش در سطوح مختلف، به ویژه در آموزش ابتدائی که پایه یادگیری و شکوفایی استعدادها است، فراهم می کند . مقاله حاضر به بررسی چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی از دیدگاه نومعلمان می پردازد. روش پژوهش، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه مدنظر، نومعلمان ورودی سال 98 دانشگاه فرهنگیان تبریز به تعداد 260 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 155 نفر تعیین شد. از پرسشنامه محقق ساخته 32 سؤالی جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار 4افزار4 PLS و مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که نومعلمان باوجود آگاهی از مزایای بالقوه هوش مصنوعی در آموزش، چالش های متعددی را در استفاده از آن در کلاس درس مشاهده می کنند. این چالش ها شامل از دست دادن تفکر مستقل و خلاق، محدود بودن هوش مصنوعی در درک و پاسخ به نیازها، از دست دادن تعامل با انسان ها، چالش در تشخیص تقلب، نیاز به آموزش و توسعه حرفه ای مناسب، نیاز به دانش و تخصص در هوش مصنوعی و تولید محتوای نادرست و گمراه کننده است. بااین حال، نومعلمان همچنین فرصت های متعددی را برای استفاده از هوش مصنوعی در جهت ارتقای کیفیت آموزش ابتدائی قائل هستند. درنهایت، مقاله حاضر پیشنهاد هایی را برای غلبه بر چالش ها و استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ارائه می دهد.
اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
185 - 196
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب نقش موثری در افت ویژگی های هیجانی و روانشناختی دارد. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب بود. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب پایه ششم مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر ارومیه در فصل بهار سال 1402 بودند. نمونه مطالعه، 40 کودک بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای با مهارت های مثبت نگری آموزش دید و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس فراهیجان های مثبت و منفی (میتمانسگروبر و همکاران، 2009)، سیاهه سازگاری (سینگ و سینها، 1993) و سیاهه اضطراب (بک و همکاران، 1988) بودند. داده های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش مهارت های مثبت نگری باعث افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب شد (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، برنامه ریزی برای استفاده از آموزش مهارت های مثبت نگری جهت افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب می تواند مفید و موثر باشد.